پولس رسول

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پولس رسول
حواری مسیح
Bartolomeo Montagna - Saint Paul - Google Art Project.jpg
جزئیات شخصیتی
متولدسال ۵ میلادی طرسوس، کیلیکیا، امپراتوری روم (ترکیه امروزی)
مرگبین سال ۶۰ و ۶۷ میلادی (بین ۵۵ و ۶۲ ساله) رم، ایتالیا
نام‌گذاریمسیحیت

پولُس (عبری:שאול התרסי شائول طرسوسی، یونانی:Σαούλ شائول و Σαῦλος سوئولوس و Παῦλος پولوس)، نام‌آور به پولس رسول، از مبلغان مسیحیت بود؛ برخلاف حواریون، پولس هرگز با عیسی دیدار مستقیم نداشته‌است، در کتاب اعمال رسولان، پولس پیشوای غیریهودیان[۱] و یعقوب پیشوای یهودیان[۲] خوانده شده‌اند.

زندگی[ویرایش]

بیش‌تر آگاهی‌ها دربارهٔ زندگی پولس از نوشته‌های کتاب اعمال گرفته شده‌است. گفتار پولس در مورد زندگی خویش در کتاب غلاطیان آمده‌است؛ با این حال دربارهٔ زندگیش پیش از گرویدن به مسیحیت اطلاعات جامعی در دست نیست و اختلاف‌هایی میان نظر تاریخ‌نگاران هست. پولس — که در انجیل گاهی «سولس» هم نامیده شده — در شهر طرسوس در کیلیکیه (که در ترکیه امروزی قرار دارد)، در حدود سال پنجم میلادی، در خانواده‌ای یهودی فریسی زاده شد. وی پس از کارمندی روم نام یونانی پولس (که به معنی کوچک است) را به جای نام عبری شائول برگزید. پولس، زبان یونانی و رومی را آموخت و با نوشته‌های شناخته شده ادبیات باستانی یونان آشنا شد؛ وی حرفه چادردوزی را آموخته بود و چندین سفر نیز به اورشلیم داشت. وی در اورشلیم، از گملیئل بن هیلل که یکی از مراجع مهم سنهدرین بود، علوم دینی و تلمود را آموخت. او نخست به نام دین یهود به مبارزه شدید با مسیحیت پرداخت و در اورشلیم بسیاری از مسیحیان را کشت.

مسیحی شدن پولس[ویرایش]

بنا به روایت خود او در «انجیل» در یکی از سفرها در حدود سال ۳۱–۳۶ پس از میلاد، در جاده دمشق، شبانگاه شخص «عیسای مسیح» بر او ظاهر شد. مسیح او را به نام عبری اش خطاب کرد و این جمله را به او گفت: «شائول، شائول، چرا مرا آزار می‌رسانی؟» در ادامه مسیح شخصاً به او مأموریت داد، تا سفیر خداوند برای غیر یهودیان باشد. مسیح همچنین به او گفت، که بینایی اش را از دست خواهد داد و به او شخصی در مقصد راهش - دمشق - معرفی کرد تا به نزدش برود. پولس شگفت زده از این اتفاق فراطبیعی و در نابینایی کامل به آن شهر و ملاقات آن شخص - مردی به نام «حنانیا» - می‌رود و سپس بینایی اش را بازمی‌یابد. بدین ترتیب، پولس که یک یهودی بود به مسیحیت گروید.

مسیحی شدن پولس در راه دمشق اثر Caravaggio

یهودیان فرماندار دمشق را به دستگیری پولس واداشتند. بنا به روایت مسیحی، پولس در میان سبدی از فراز دیوارهای شهر گذشت. پولس چندی به عربستان رفت و به نام مسیح به تبلیغ پرداخت. برنابا، دست موافقت به او داد و کلیسای اورشلیم را ترغیب کرد تا بشارت عیسوی را ابلاغ کند. پولس و برنابا در همکاری با یکدیگر به تبلیغ مسیحیت پرداختند. زمانی که آن دو در انطاکیه در حال بشارت پیام عیسی مسیح بودند، عده ای از مسیحیان (که با توجه به کتاب اعمال رسولان[۳] به نظر قبلاً جزو یهودیان فریسی بودند و به اجرای احکام ظاهری دینی اهمیت زیادی می‌دادند و حتی عیسی مسیح نیز بسیار آنان را سرزنش کرده بود[۴]) در مورد ختنه شدن مسیحیان غیریهودی با پولس و برنابا به مشاجره می‌پردازند که در نتیجهٔ آن همگی به اورشلیم سفر می‌کنند تا نظر بزرگان کلیسای اورشلیم را که توسط چند تن از حواریون مسیح اداره می‌شد، جویا شوند. در نهایت نظر پولس و برنابا توسط کلیسای اورشلیم تأیید می‌شود. مدتی بعد پس از بازگشت پولس و برنابا از اورشلیم، پولس و برنابا در تصمیم‌گیری در مورد انتخاب همسفرانی دیگر برای ادامهٔ سفرهای تبلیغی خود دچار اختلاف نظر می‌شوند که در نهایت در ادامهٔ سفر، برنابا و مرقس راهی قبرس و پولس و سیلاس عازم بازدید از کلیساهای دیگر می‌شوند.[۵] پولس اندکی پس از آن عازم سومین سفر تبلیغی خود شد، با مسیحیان در انطاکیه و آسیای صغیر دیدار کرد، دو سال را در افسس گذرانید، چند ماه را در فیلیپی، تسالونیکا، و بیریه گذرانید. او به سئوالات مسیحیان جواب می‌داد، نامه‌هایی که از او امروزه در دست است، حاکی از این موضوع می‌باشد.

سفر پولس به عربستان[ویرایش]

خانه منسوب به حنانیه دمشقی در دمشق

انتظار می‌رفت پولس پس از مسیحی شدن نزد شاگردان عیسی مسیح برود و معارف مسیح از آنان را بیاموزد، ولی چنین اتفاقی رخ نداد و او هیچ اشتیاقی برای دیدن حواریون از خود نشان نداد، بلکه سالها بعد نوشت: و به اورشلیم هم نزد آنانی که قبل از من رسول بودند، نرفتم، بلکه به عرب شدم و باز به دمشق مراجعت کردم. پس بعد از سه سال برای ملاقات پطرس به اورشلیم رفتم و پانزده روز با وی به سر بردم، اما از دیگر رسولان جز یعقوب، برادر خداوند را ندیدم. [۶] \ولس هیچ‌گاه تعالیم مسیح را نزد هیچ یک از شاگردان مسیح آموزش ندید. پس چگونه مسیحیت را تبلیغ می‌کرد؟ او می‌گفت: «ای برادران، به شما اعلام می‌کنم از انجیلی که من بدان بشارت دادم که به طریق انسان نیست؛ زیرا که من آن را از انسان نیافتم و نیاموختم مگر به کشف عیسی مسیح...».[۷] سفر پولس به عربستان که سه سال طول میکشد در جای دیگری از کتاب مقدس ذکر نشده است.درباره سفر او به عربستان اطلاعاتی در دست نیست و طرفداران پولس حدس میزنند که او این مدت را برای مراقبه به کوه های سینا رفته است [۸]و عده ای هم معتقدند به علت سوابقی که او در آزار و اذیت مسیحیان داشته لازم بوده است مدتی را در خفا زندگی کند تا مقداری از آن خاطره‌ها محو شود و همچنین در این مدت به مطالعه و یا بقول طرفدارانش مراقبه بپردازد. پس از بازگشت به دمشق مسیحیان به شدت به وی مشکوک بودند و وی را در جمعشان راه نمی‌دادند، اما با وساطت بِرنابا، پولس به جمع مسیحیان راه یافت. مسیحیانی که از شنیدن نام پولس لرزه بر اندامشان می‌افتاد، نمی‌توانستند به ادعاهای وی اعتماد کنند و از وی سفارش‌نامه معتبر می‌خواستند تا مطمئن شوند وی مورد تأیید حواریون است. پولس سفارش‌نامه‌ای به آنها نداد و گفت: تصور نمی‌کنم نیازی داشته باشید که کسی برای معرفی ما، نامه‌ای به شما بنویسد! این طور نیست؟ [۹] وی همواره سعی می‌کرد خود را مورد تأیید پطرس و دیگر حواریون معرفی کند.[۱۰]

سفر تبلیغی اول پولس[ویرایش]

در روایت پولس در غلاطیان آمده است که 14 سال پس از تغییر دین، او دوباره به اورشلیم رفت.[۱۱] مشخص نیست که در این مدت چه اتفاقی افتاده است ،در پایان این زمان ، برنابا به یافتن پولس رفت و او را به انطاکیه آورد. [۱۲] در آنجا بودکه برای اولین بار کلمه مسیحی به پیروان مسیح اطلاق شد. و اولین سفر تبلیغی پولس از انطاکیه شروع میشود. در سفرتبلیغی اول برطبق کتاب اعمال پولس و بارنابا و مرقس از انطاکیه به سمت قبرس حرکت میکنند. سپس مرقس از آن دو جدا میشود و پولس و بارنابا به شهر دیگری که نام آن هم انطاکیه بود میروند (انطاکیه پسیدیا) و همچنین در چند شهر دیگر نیز در همان مناطق تبلیغ کرده و به انطاکیه باز میگردند.

شورای اورشلیم[ویرایش]

بیشتر تاریخ نویسان معتقدند که دیداری مهم در اورشلیم بین پولس و کلیسای اورشلیم در سال ۴۸ تا ۵۰ صورت گرفت. این اتفاق در اعمال ۱۵:۲ نوشته شده‌است. مسئله اصلی این بود که آیا جنتیلهایی (غیر یهودیان) که به مسیحیت می‌گروند احتیاجی به ختنه شدن دارند.[۱۳] پولس در نوشته‌های خود ادعا می‌کند که پطرس، یعقوب و یوحنا پخش کردن مسیحیت در بین جنتیلها توسط پولس را قبول کردند.

بر اساس کتاب اعمال رسولان،[۱۴] زمانی که پولس و برنابا در انطاکیه در حال بشارت و تبلیغ دین مسیح بودند، عده ای از مسیحیان از ایالت یهودیه آمده (که احتمالاً یهودی الاصل بودند) و به آنها گفتند «اگر طبق شریعت موسی ختنه نشوید، نجات نمی‌یابید»، در نتیجه مسیحیان نو ایمان که بزرگسال بوده‌اند، می‌بایست ختنه می‌شدند تا بتوانند مورد رحمت خداوند قرار بگیرند. در نتیجه بحث نسبتاً شدیدی بر سر این موضوع بین آن دسته از مسیحیان یهودی نژاد با برنابا و پولس صورت می‌گیرد، که درنتیجه همگی تصمیم می‌گیرند تا به اورشلیم سفر کرده و در این مورد با کلیسای اورشلیم که پطرس، یعقوب و یوحنا آن را رهبری می‌کردند صحبت کنند. پس از اینکه پولس و برنابا در کلیسای اورشلیم مورد استقبال قرار می‌گیرند، برای صحبت در مورد موضوع ختنه شدن مسیحیان غیریهودی جلسه ای برگزار می‌کنند. در این جلسه عده ای از مسیحیان که سابقاً جزو فرقهٔ یهودیان فریسی بودند[۱۵] (این احتمال می‌رود که همین افراد بوده‌اند که به انطاکیه رفته بودند و بحث ختنه را پیش کشیده بودند) می‌گویند «باید ایشان (مسیحیان غیر یهودی) را ختنه کنند». پطرس در این جلسه به صورت ضمنی از پولس و برنابا حمایت می‌کند. سپس برنابا و پولس صحبت می‌کنند. در نهایت یعقوب در تأیید سخنان پطرس، اعلام می‌دارد که «رای من این است که آن‌هایی را که از امت‌ها (ی غیر یهودی) به خدا روی می‌آورند، نباید مشوّش کرد و اما فقط برایشان بنویسیم که از آلودگی‌های بتان و از زنا و از گوشت حیوانات خفه شده و خوردن خون پرهیز کنند»[۱۶] در نتیجه در مورد ختنه شدن یا نشدن مسیحیان نو ایمان که ختنه نشده بودند، کلیسای اورشلیم (شامل پطرس و یعقوب) با پولس و برنابا هم نظر بودند که ختنه برای یک مسیحی نو ایمان (که قاعدتاً بزرگ‌سال است) ضرورتی ندارد.

واقعه انطاکیه[ویرایش]

علیرغم توافق به دست آمده در شورای اورشلیم، پولس می‌گوید که چگونه بعداً به دلیل عدم تمایل پطرس به صرف یک وعده غذایی با مسیحیان غیر یهودی در انطاکیه، به دلیل عدم پایبندی دقیق آنها به آداب و رسوم یهودیان.[۱۷] علناً با پطرس وارد نزاع می‌شود، که بعضاً این نزاع «واقعه انطاکیه» نامیده می‌شود.

پولس بعداً از این حادثه اینچنین بازگو می‌کند، "من با [پطرس] مخالفت کردم، زیرا او به وضوح اشتباه می‌کرد"، و گفت که من به پطرس گفتم، "تو یهودی هستی، اما مثل یک غیر یهودی زندگی می‌کنی. پس چگونه است که شما غیریهودیان را مجبور به پیروی از آداب و رسوم یهودی می‌کنید؟ [غلاطیان ۲: ۱۱–۱۴] پولس همچنین اشاره کرد که حتی بارناباس رسول و همسفر وی هم تا آن زمان، طرف پطرس بودند.[۱۷]

دربارهٔ نتیجه نهایی این حادثه بین طرفداران و مخالفین پولس اختلاف نظر وجود دارد. دائرالمعارف کاتولیک در طرفداری از پولس نظر می‌دهد که پولس در این بحث پیروز شد.[۱۷] با این حال خود پولس هرگز از پیروزی نامی نمی‌برد و کتاب «از عیسی تا مسیحیت» اثر مایکل وایت نتیجه مخالفی را بدست می‌آورد: به نظر او «مشاجره با پطرس برای پولس کاملاً یک ناکامی سیاسی بود، و پس از این واقعه پولس خیلی زود انطاکیه را ترک کرد و دیگر هرگز برنگشت».[۱۸] نکته دیگری را که برای قضاوت باید در نظر داشت این است که. منبع اصلی واقعه انطاکیه نامه خود پولس به غلاطیان است و او به تنهایی خود را پیروز این مباحثه اعلام کرده.[۱۹]

نوشته‌های پولس[ویرایش]

چهارده بخش عهد جدید به پولس نسبت داده می‌شود. رسالهٔ رومیان، اول قرنتیان، دوم قرنتیان، گالاتیان (غلاطیان)، فیلیپیان، اول تسالونیکیان، افسسیان، کولوسیان، دوم تسالونیکیان و فیلمون به‌طور قطع نوشته او هستند. در مورد چهار بخش دیگر بیشتر محققان معتقدند نوشته او نیست که این قسمت‌ها عبارتند از: اول تیموتائوس، دوم تیموتائوس، تیتوس.

تنها قسمتی از عهد جدید، که از نظر نویسنده مورد اختلاف نیست، نوشته های پولس است؛ و چون او در زمانی بین 35 تا 40 میلادی تغییر کیش داده و در سال 64 میلادی به قتل رسیده است، پس زمان تقریبی نگارش این رساله ها مشخص می شود. ولی در مورد بقیه کتاب های عهد جدید این که چه کسی آنها را نوشته و همچنین در مورد تقدم و تاخر آنها بین دانشمندان اختلاف وجود دارد. و نیز از نظر زمانی نوشته های پولس را اولین کتابهای عهد جدید میدانند.[۲۰] [۲۱]

در مورد رسالهٔ عبرانیان، البته بر خلاف سایر رساله‌های پولس که همیشه نام خود را در رساله ذکر می‌کرد، هیچ اسمی از نگارنده نیست و این رساله با توجه به تفاوت‌های روش نگارشی ای که با رساله‌های پولس دارد، به اعتقاد بسیار از محققان و همچنین مسیحیان اولیه، این رساله توسط پولس نوشته نشده، بلکه توسط یک شخص دیگر، که خطاب به مسیحیان یهودی نژاد (عنوان رساله: به عبرانیان) می‌نویسد، برخلاف پولس که مسیحیت را بین بت پرستان و مشرکان تبلیغ می‌کرد. محققان احتمال می‌دهند که نگارندهٔ «رساله به عبرانیان» یکی از اشخاص زیر می‌تواند باشد:

  1. برنابا
  2. پرسکیلا (یکی از رسولانِ زن در قرن اول میلادی[۲۲])
  3. لوقا
  4. سیلاس

ارتباط با «شریعت یهود (تورات)» و «آداب و رسوم یهودی»[ویرایش]

بعضی معتقد هستند که رفتار پولس در چهارچوب تورات و سایر کتب انبیا (عهد قدیم) است؛ ولیکن بعضی دیگر معتقدند که او با یهودیت در تقابل است.

دیدگاه پولس باعث سرعت گرفتن جدا شدن کسانی که عیسی را قبول کرده بودند از یهودیت شد. او معتقد بود که ایمان داشتن به مسیح تنها مسئله مهم در رستگاری برای یهود و جنتیل است. معمولاً از نوشته‌های او در عهد جدید (رساله‌های مذکور در بخش فوق) اینطور برداشت می‌شود که که جنتیلهایی (غیریهودیانی که) که عیسی را قبول می‌کنند احتیاجی به تبعیت از قوانین یهودی ندارند و نیازی به ختنه شدن و تبعیت از قوانین مواد غذایی (کوشر) ندارند. این البته یک برداشت از نوشته‌های اوست که آن را در تقابل با رعایت تورات می‌بینند.

اما دیدگاهی دیگر نیز در مورد نوشته‌های پولس وجود دارد. در مقابل گروهی که نوشته‌های پولس را در تقابل کامل با تورات (شریعت یهود) می‌دانند، گروه دیگر از نوشته‌های پولس اینطور برداشت می‌کنند که او در تقابل با «آداب و رسوم یهودی» (که در کتاب تلمود توسط روحانیون یهودی نوشته شده و یهودیان آن را به قداست تورات می‌دانند) نوشته‌است، نه تقابل با «تورات». این عده از مسیحیان معتقدند که نوشته‌های پولس دچار تفسیر اشتباه شده‌است، همان‌طور که در رسالهٔ دوم پطرس، پطرسِ حواری می‌نویسد:[۲۳] "در ضمن بدانید که مسیح به این دلیل صبر می‌کند تا ما فرصت داشته باشیم پیام نجات بخش او را به همهٔ مردم برسانیم. برادر عزیز ما پولس، با آن حکمتی که خداوند به او عطا کرده، در بسیاری از نامه‌های خود دربارهٔ همین مطلب سخن گفته‌است. درک برخی نوشته‌های او دشوار است و برخی که اطلاع کافی از کتاب آسمانی ندارند و وضع روحانی شان ناپایدار است، آن‌ها را به غلط تفسیر می‌کنند، همان کاری که با بخش‌های دیگر کتاب آسمانی نیز می‌کنند. امّا با این کار، نابودی خود را فراهم می‌سازند". با اشاره به این رسالهٔ پطرس، این دسته از مسیحیان معتقدند: پولس، مانند سایر حواریون عیسی مسیح پیروی از آداب و سنّت‌هایی که روحانیون یهود تعریف کرده بودند مخالف بود، مانند شستن دست‌ها به صورت نمادین پیش از غذا (همان‌طور که عیسی مسیح نیز با آن مخالفت کرد[۲۴][۲۵]) یا اینکه غیریهودیان (که ختنه نشده‌اند) نجس هستند و نباید با آنها سر یک سفره نشست. عیسی مسیح نیز با غیرمختونان و افرادی که روحانیون یهودی آنان را نجس می‌خواندند، هم سفره شده بود و با آنان به صحبت می‌پرداخت و آنان را نجس نمی‌دانست[۲۶][۲۷][۲۸] بلکه عیسی مسیح در انجیل گفت "رسالت من این است که گناهکاران را به سوی خدا بازگردانم، نه آنانی که عادل و مقدس هستند (خود را عادل و مقدس می‌دانند)".[۲۹] در نتیجه این دسته از مسیحیان معتقدند همان‌طور که عیسی مسیح در انجیل و سایر رسولان در رساله‌های خود، در قوانین تورات، فقط برخی را تغییر داده‌اند یا منسوخ کرده‌اند (مانند حکم طلاق[۳۰] یا به جا آوردن قربانی[۳۱] یا احکام نگاه کردن و چند حکم دیگر) پولس نیز همین موارد را تأکید کرده و برای مثال در مورد ختنهٔ مردان و نوزادان پسر، همانند رسولان دیگر مسیح، از جمله یعقوب، پطرس، برنابا و سایر رسولان همگی متفق‌القول بودند که رعایت آن (ختنه کردن مردان و نوزدان پسر) برای مسیحیان ضروری نیست.[۳۲] امّا در هیچ رساله ای از پولس نمی‌توان عبارتی یافت که مطابق آن خوردن گوشت‌های ناپاک از دید تورات، حلال شمرده شده باشند؛ بنابراین این دسته از مسیحیان گوشت‌های ناپاک اعلام شده در تورات هیچگاه نه توسط عیسی مسیح و نه توسط هیچ‌کدام از رسولان مسیح (شامل پولس) حلال دانسته نشده‌است.

دیدگاه‌ها در مورد پولس[ویرایش]

از دیدگاه برخی منتقدان مسیحیت، پولس دین عیسی مسیح را تغییر داده‌است. مسیحیان امّا به رساله‌های پولس، در کنار رساله‌های سایر رسولان مسیح و انجیل اعتقاد کامل دارند و آن‌ها را بخش دوم کتاب مقدس خود، عهدجدید مقدس می‌دانند (کتاب مقدس مسیحیان از دو بخش تشکیل می‌شود، عهد عتیق (عهد قدیم) و عهد جدید).

منتقدان پولس مانند لئو تولستوی معتقد بودند که پولس تعلیمات عیسی را تحریف کرد. به عقیده تولستوی پولس در انحراف مسیحیت اولیه از مسیر عیسی نقش اصلی را داشت. به عقیده تام اوگولو پولس یک پیامبر دروغین بود که نمی‌خواست رومیها را مسیحی کند بلکه می‌خواست مسیحیان را رومی‌کند. به عقیده تام اوگولو پولس چندین ایده اصلی را وارد مسیحیت کرد که آن‌ها عبارتند از:

  1. یهودستیزی.
  2. الهیت عیسی.
  3. تبدیل شدن نان و شراب به بدن و خون عیسی.
  4. قربانی شدن عیسی به عنوان کفاره گناهان مردم.
  5. مسیح بودن عیسی.
  6. تأکید بر بهشتی بودن پادشاهی عیسی در مقابله با پادشاهی زمینی.
  7. بزرگتر کردن قوم برگزیده تا هر کسی که عیسی را قبول کند شامل شود.
  8. وابسته کردن رستگاری به باور به عیسی و نه عمل به قوانین تورات.
  9. ایجاد سلسله مراتب در کلیسا تا کنترل کلیسا را در دست گرفته و کنترل باور مردم را در اختیار داشته باشد.[۳۳]

به مواردی که در بالا ذکر شده البته انتقاداتی وارد است، زیرا موارد ذکر شده فقط توسط پولس نیست که مطرح شده‌اند، بلکه دیگر حواریون و شاگران مسیح نیز به همین موارد اشاره کرده‌اند. در ادامه تمامی این موارد با ارجاع به انجیل‌ها و رساله‌هایی که سایر حواریون نوشته‌اند آورده شده‌اند و هم خوانی آن‌ها با مطالبی که پولس به آن‌ها اشاره می‌کند، واضح است:

  1. مخالفت با روحانیون ریاکارِ یهودی به سبب بدعت گذاری‌های آنان، به هیچ وجه به معنی یهودستیزی نیست و نه فقط پولس، بلکه سایر حواریون مسیح و خود عیسی مسیح در سرزنش روحانیون ریاکار یهودی بارها سخن گفته‌اند.[۳۴]
  2. عیسی در راه پیام نجات بخش الهی فدا شد و از فدا شدن جان خود در این راه دریغ نکرد و قربانی گناهان بشر شد.[۳۵][۳۶] این موضوع را پولس ابداع نکرد.
  3. در مورد مسیح بودن عیسی، تمام نگارندگان مسیحی در هر دوره ای به مسیح بودن عیسی اعتقاد و ایمان داشته‌اند و پولس نبود که عیسی را مسیح نامید.[۳۷][۳۸][۳۹][۴۰]
  4. عیسی خود در انجیل اظهار می‌کند که پادشاهی او از جنس پادشاهی این زمین نیست.[۴۱][۴۲]
  5. عیسی مسیح همواره تمامی مردم دنیا را به پیروی از خود فراخواند، نه فقط قوم یهود را[۴۳] این دعوت همگانی ادعایی نبود که پولس آن را ساخته باشد.
  6. پولس اصولاً امکان این را نداشته که باور مردم را در دست بگیرد. پولس بارها دستگیر شد و در نهایت به رُم برده شد و قدرت و حمایتی اساساً وجود نداشته تا او بخواهد اعتقاد مردم را به دست بگیرد. پولس بارها شده بود که (مانند سایر رسولان مسیح) از طرف مردم مورد پذیرش نشود و او بدون لعنت و نفرین، آن محل را ترک نمود.[۴۴] او هیچگاه اعتقاد مردم را به دست نگرفت، همچنان که از نامه‌های او بر می‌آید، کلیساهایی (جمع‌های مسیحی ای) که او خود در بین اقوام غیریهودی پایه‌گذاری کرده بود، بر خلاف خواست او نیز عمل می‌کرده‌اند. پولس همچنین از اینکه کلیسایی به نام «کلیسای پولس» تأسیس شود و باعث جدایی از سایر کلیساها شود که توسط دیگر حواریون و شاگردان مسیح پایه‌گذاری شده بود، به شدت نهی و نکوهش کرده بود.[۴۵]

اختلافات پولس و حواریون[ویرایش]

با مطالعه کتابهای عهد جدید به این نتیجه میرسیم که اختلافاتی بین پولس و حواریون عیسی وجود داشته. در نگاه اول به نظر میرسد این اختلافات جزئی و زود گذر بوده. ولی با مطالعه دقیق تر میتوان پی برد که این اختلافات نه جزئی بلکه عمیق و عقیدتی بوده. کوچک نشان دادن این اختلافات میتواند به چند صورت باشد.

اول: اینکه طرفداران پولس (که امروزه شامل تمام کلیساهای کاتولیک، پروتستان، و ارتدکس میشود) و خود پولس،سعی در پنهان کردن یا کوچک کردن آن اختلافات داشتند تا دیده گاهی را به وجود آورند بر اینکه گویا حواریون ،افکار و باور های پولسی را تایید و آنان را می پسندیدند.

دوم: از میان 21 نامه موجود در عهد جدید 13 رساله آن به پولس تعلق دارد و حال آنکه مثلاً پطرس که اولین حواری و پیشوای اولیه آنها بوده تنها دو رساله به او تعلق دارد.

سوم: تعدادی از کتابهای عهد جدید ،تحت نظر پولس و بوسیله ی شاگردان وی نوشته شده است-از آن جمله کتاب "اعمال رسولان"است که نویسنده آن "لوقا"میباشد که نه حواری بود و نه از مسیحیان کلیسای اورشلیم تحت رهبری یعقوب،یا مسیحیان میانه رو تحت نظر پطرس،بلکه یک مسیحی پیرو پولس بشمار می آمد. بنابر این طبیعی است که نویسنده به جزئیات ریشه ای آن نپردازد. در ادامه با این دیدگاه به شرح اختلافات پولس با بعضی از حواریون میپردازیم.

برنابا و پولس[ویرایش]

در انجیلی که به برنابا منتسب است و در مسیحیت رسمی امروزی (دوره مسیحیت بعد از کنستانتین) فاقد ارزش است، گفته شده‌است:

عده‌ای بشارت دادند به اینکه یسوع (عیسی) همان پسر خداست و در شمارهٔ ایشان پولس هم فریب خورد.

نویسندهٔ کتاب «انجیل برنابا» (که به باور اکثر محققان، اثری است از قرن ۱۴ یا ۱۵ میلادی و نویسندهٔ آن شخصی غیر از برنابا، و به باور برخی از محققان یک شخص مسلمان بوده[۴۶]) برخی حواریون و رسولان مسیح، از جمله پطرس را در چندین نوبت سرزنش کرده[۴۷] و به ویژه پولس را عامل تحریفِ تعالیم عیسی معرفی می‌کند و در کتابش به مخالفت با آرای او پرداخته‌است؛[۴۸] به این کتاب (انجیل برنابا) از سوی محققان به دیدهٔ تردید نگاه شده، زیرا در نامه ای بسیار کُهن (نگاشته شده در قرن دوم میلادی)، که آن را نیز به برنابا منسوب می‌کنند (رسالهٔ برنابا و البته آن هم نویسنده ای غیر از برنابا داشته)، در دفاع از الوهیت مسیح، مصلوب شدن و رستاخیز مسیح نوشته و شباهتی بین "رسالهٔ برنابا و انجیل برنابا وجود ندارد. ولی به غیر از انجیل برنابا در سایر کتب عهد جدید شواهدی وجود دارد که نشان دهنده اختلافات شدید این دو میباشد.

در کتاب اعمال رسولان،که نویسنده اش لوقا است،بیان شده که برنابا و پولس هر دو سفرهای تبلیغی داشتتند که بالآخره با هم مخالفت نموده و از هم جدا شدند. و به قول ویلدورانت [۴۹] ] . تاریخ با کاستن نابجای سهم برنابا آن را نخستین سفر تبلیغی پولس مینامد.

لوقا در کتاب اعمال اختلاف و علت جدایی این دو را اینچنین گزارش میدهد[ویرایش]

"و بعد از ایام چند،پولس به برنابا گفت،برگردیم و برادران را در هر شهری که در آن ها به کلام خداوند اعلام نمودیم،دیدن کنیم که چگونه باشند. اما برنابا چنان مصلحت دید که یوحنای ملقب به مرقس را همراه نیز بردارد. لیکن پولس چنین صلاح دانست که شخصی را که از پمفلیه از ایشان جدا شده بود،و با ایشان در کار همراهی نکرده بود،با خود نبرد. پس نزاعی سخت شد بحدی که از یکدیگر جدا شده،برنابا مرقس را برداشته به قبرس از راه دریا رفت. اما پولس سیلاس را اختیار کرد و از برادران به فیض خداوند سپرده شده، رو به سفر نهاد. و از سوریه و قیلقیه عبور کرده،کلیسا ها را استوار نمود.[۵۰]

براساس گفتار فوق ظاهراً اختلاف بین آنها برسر بردن و نبردن یک نفر بوده ولی به دلایل زیر اختلافات عمیق تری در پشت پرده وجود داشته است:

الف-[ویرایش]

نمی توان قبول کرد جدایی بین دو دوست صمیمی مبلغ و دینی، فقط به دلیل بردن و نبردن یک شخص به یک مکان،عاقلانه و منطقی باشد. بخصوص اینکه در هر چهار انجیل، عیسی ع دستور داد:"با همدیگر محبت و مهربانی نمایید"

ب-[ویرایش]

پولس در رساله ی خود به غلاطیان،به صراحت کامل،برنابا را منافق و دو روی خوانده است،و میگوید:

"و سایر یهودیان هم با وی(پطرس)نفاق کردند،بحدی که برنابا نیز در نفاق ایشان گرفتار شد"[۵۱]

منافق خواندن برنابا توسط پولس،نشان میدهد که علت اختلاف و جدایی بزرگتر بوده،و اختلافات برسر عقاید اساسی و اصولی بوده است که پولس را وادار به "منافق خواندن برنابا و پطرس"نموده است. نه فقط به دلیل بردن و نبردن یک شخص.

نکته دیگر ،این است که نویسنده اعمال رسولان بعد از جدایی که در فصل 15 کتاب مذکور است،تا اخر کتاب نه از برنابا نام میبرد و نه هم از کارکرد ها و نوشته هایش. ولی قبل از داستان این جدایی،از وی به نیکویی یاد میکند، چنانکه میگوید "و یوسف که رسولان او را برنابا یعنی ابن الواعظ (پسر پند ها)لقب دادند،مردی از سبط لاوی و از طایفه ی قبرسی، زمینی که داشت،فروخت،قیمت آن را آورد و پیش قدم های رسولان گذارد" [۵۲]

ویل دورانت میگوید [۵۳] "محتملا در سال 50 میلادی،پولس به سفر تبلیغی دوم رفت،با برنابا که از آن هنگام به بعد در زادگاهش،قبرس از صحنه تاریخ محو میشود،مشاجره کرده بود..."

پولس و پطرس[ویرایش]

قبل از شرح تضاد های پطرس و پولس شرحی از پطرس داده میشود.

پطرس کیست؟[ویرایش]

پطرس به همراه برادرش جزء اولین حواریون مسیح گردیدند. [۵۴] او توسط عیسی به «کیفا» یا همان «پطرس» که به معنای صخره است ملقب شد. و اظهار داشت که کلیسای خود را بر این صخره بنا می‌کند. عیسی خطاب به پطرس می‌گوید: ای شمعون، پسریونا،... تو پطرس [= صخره] هستی ومن بر این صخره کلیسای خود را بنا می‌کنم و نیروهای مرگ هرگز بر آن چیره نخواهد شد وکلیدهای پادشاهی آسمانی را به تو می‌دهم. آنچه را که تو در زمین منع کنی در آسمان ممنوع خواهد شد و هر چه را که بر زمین جایز بدانی، درآسمان جایز دانسته خواهد شد. [۵۵] در فقره‌ای دیگر از انجیل یوحنا مگوید از گوسفندان من پاسداری کن. [۵۶] مسیح پس از زنده شدن خویش نیز، بر پطرس ظاهر شده و بار دیگر مسئولیت رهبری کلیسا را به وی گوشزد فرمود.[۵۷] پس از عیسی نیز پطرس همواره به عنوان رهبر و سخنگوی جامعه مسیحی و بزرگ حواریون تلقی می‌شد.[۵۸] هر چهار انجیل، پطرس را نزدیک ترین شخص به عیسی معرفی می کنند. بابهای اولیه کتاب اعمال رسولان نشان می دهد پطرس رهبری امت مسیحی را بر عهده داشت. و خلاصه تا زمانی که پولس،اظهار ایمان نکرده بود،همه شاگردان و مسیحیان بعد از عیسی،پطرس را پدر و رهبر خود میدانستند. ریاست جلسات در تصمیم گیریهای مهم با او بود. سخنگوی حواریون بود و با غیر مسیحیان سخن می گفت. ولی با ادعای رسالت از جانب پولس وضعیت عوض میشود.

تصویر های گوناگون از پطرس در کتاب مقدس[ویرایش]

در مجموع کتاب مقدس در بخش های مختلف تصویرهای متضادی از پطرس نشان میدهد. شاید بتوان ریشه ی این تصویر پردازی منفی را در مخالفت پولس با پطرس ارزیابی نمود. پولس پس از گرویدن به مسیحیت، به مخالفت با پطرس و حتی متهم نمودن وی پرداخت.[۵۹] بنابراین بعید نیست که انجیلها که از نظر تاریخی، پس از رسالت پولس و سالها پس از شهادت پطرس نگاشته شده اند، این داستانها را تحت تأثیر تفکرات و نوشته های پولس و پیروان وی ذکر نموده باشند. تا زمانی که پولس،اظهار ایمان نکرده بود،همه شاگردان و مسیحیان بعد از عیسی،پطرس را پدر و رهبر خود میدانستند.

تصاد بین پولس و پطرس[ویرایش]

در رساله پولس به غلاطان فصل دوم گوشه ای از این اختلافات گزارش داده شده.

پولس در این رساله،قبل از اینکه اختلاف خود را با پطرس،شرح دهد،اصطلاح "برادران کذبه" و آنانی که معتبر اند(معتبر به نظر میرسند) را نیز استفاده کرده و از آنان،سخت انتقاد کرده است.

پولس مینویسد: "لیکن تیطس نیز که همراه من و یونانی بود،مجبور نشد که مختون شود. و این بسبب برادران کذبه بود که ایشان را خفیه در آوردند و خفیه در آمدند تا آزادی ما را که در مسیح عیسی داریم،جاسوسی کنند و تا مارا به بنده گی در آورند. که ایشان را یک ساعت هم به اطاعت در این امر تابع نشدیم تا راستی انجیل در شما ثابت بماند"[۶۰]

"برادران کذبه" چه کسانی بودند؟یعنی منظور پولس،چیست؟ تعدادی از طرفداران پولس سعی دارند آن را به یهودیان فریسی منسوب گردانند. ولی با ادامه مطالعه این بخش میبینیم که پولس به صراحت از پطرس نام میبرد. پولس در ادامه از عبارت "آنانی که معتبراند که چیزی میباشند "استفاده میکند:"اما از آنانی که معتبر اند که چیزی میباشند،هر چه بودند مرا تفاوتی نیست،خدا برصورت انسان نگاه نمی‌کند. زیرا آنانی که معتبر اند ،به من هیچ نفع نرسانیدند". عبارت "آنانیکه معتبر اند که چیزی میباشند " در متن انگلیسی بصورت " But from those who seemed to be something " Galatians 2:6 NKJV [۶۱]آمده که به معنی " آنانکه به نظر میرسد که چیزی میباشند" آمده که در اینجا پولس با عبارت " به نظر میرسد" سعی در کوچک کردن اشخاص مورد نظر را دارد.

اما اینکه عبارت "آنانیکه معتبر اند که چیزی میباشند "به چه کسانی اشاره میکند؟

پولس،بعد از سه آیه،اختلاف خود را با پطرس حواری،اینگونه شرح میدهد:

" اما چون پطرس به انطاکیه آمد،او را بروبرو مخالفت نمودم زیرا که مستوجب ملامت بود. چونکه قبل از آمدن بعضی از جانب یعقوب،با امت ها غذا میخورد؛ولی چون آمدند،از آنانی که اهل ختنه بودند ترسیده باز ایستاد و خویشتن را جدا ساخت و سایر یهودیان هم با وی نفاق کردند،بحدی که برنابا نیز در نفاق ایشان گرفتار شد.

پولس،به علاوه اینکه بین یهودیان وغیریهودیان،تفکیک قایل شده. از یک طرف پطرس و بارنابا را در مقابل جمع با الفاظ بسیار کوبنده ملامت نموده است و آنها را منافق خوانده،و از طرف دیگر دلیل این را هم یک کار بسیار جزءی و کوچک میداند.

تبلیغ بین یهودیان وغیریهودیان[ویرایش]

پولس وظیفه ی دعوت و تبلیغ در بین غیر یهودیان را از پطرس گرفت و پطرس را امر به دعوت مختونان (یهودیان) نمود-

پولس میگوید: "و چون دیدند که بشارت نامختونان به من سپرده شد،چنانکه بشارت مختونان به پطرس؛زیرا او که برای رسالت مختونان در پطرس عمل کرد،در من هم برای امت ها عمل کرد" در حالیکه بر خلاف گفته پولس،پطرس خود را مامور بشارت و تبلیغ بین امت ها(غیر یهودیان)میداند.[۶۲]

در کتاب اعمال رسولان آمده است که:

"پطرس برخواسته بدیشان گفت:ای برادران عزیز. شما آگاهید که از ایام اول،خدا از میان شما اختیار کرد که امت ها از زبان من کلام بشارت را بشنوند و ایمان آورند"[۶۳]

مساله مورد اختلاف آنها برای اجرای شریعت توسط غیر یهود بود که پطرس حواری آن را لازم می‌دانست، اما پولس بر این نظر نبود و نجات را فقط از راه ایمان میدانست نه در پیروی از شریعت [۶۴] . پولس توانست رهبری مسیحیان غیر یهودی را به عهده گیرد و در واقع به سبب سهل گیری در شریعت و به عهده گرفتن رهبری مسیحیان غیر یهودی، روز به روز پیروان بیشتری پیدا کند، درحالی که مسیحیت تحت رهبری پطرس در میان جمعیت محدود صرفاً یهودی رشد اندکی داشت، که پیروان آن هم پس از چندی در اثر درگیری‌های داخلی پراکنده شده، از صحنه تاریخ کنار رفتند . پولس همچنین با دعوت کلیساها به فرمانبرداری محض از حکومت و حاکمان، خود را برای حکومت بی خطر جلوه می‌داد رومیان [۶۵]، پولس برای ترویج کیش خود تلاش بسیار کرد . او بسیار باهوش و آینده نگر بود و سفرهایش تنها به مناطق مهم و مرکزی محدود می‌شد . او در طول این سفرها، در کنیسه شهرها به موعظه می‌پرداخت، و به تعداد طرفداران خود می‌افزود، و چون جایگاه خود را محکم یافت، به راحتی پطرس حواری را به ریاکاری متهم کرد .

رساله دوم پطرس[ویرایش]

به طور سنتی، پطرس، نویسنده دو رساله از نامه‌های عهد جدید معرفی می‌شود. در خود این رساله نیز ادعا شده است که شمعون پطرس آنها را تدوین کرده است[۶۶]. نویسندة این رساله مشخص می‌کند که هنگام تبدیل هیئت مسیح، در آنجا حاضر بود [۶۷] . محققان سنتی به استناد همین فرازها گفته‌اند که این رساله، اثر خود پطرس است، اما اهمیت انتساب این کتاب به پطرس از این جهت است که در پایان رساله دوم پطرس از پولس تمجید شده است[۶۸]. این مطلب برای مدافعان پولس بسیار مهم است؛ زیرا ایمانداران اولیه به پولس مشکوک بودند و همواره از وی سفارش‌نامه‌ای از طرف حواریون می‌طلبیدند و پولس سفارش‌نامه‌ای نداشت که ارائه کند[۶۹]. کتاب دوم پطرس به نوعی سفارش‌نامه محسوب می‌شود. بنابراین، انتساب این رساله از نظر محتوا و شیوه نگارش اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند[۷۰]. محققان کتاب مقدس می‌گویند نویسنده آن، فرد دیگری به جز پطرس رسول است که سالها پس از پطرس این کتاب را نوشته و به دلیل اینکه نوشته‌اش پذیرفته شد، آن را به پطرس نسبت داده است [۷۱][۷۲][۷۳][۷۴].

درگذشت[ویرایش]

نهایتاً پولس پس از تعمید دادنِ عده‌ای از رومیان با هدایای (کمک‌هایی که جهت فشارهای اجتماعی که بر مسیحیان وارد می‌شد) گرد آوری شده به اورشلیم رفت در اورشلیم تعداد زیادی از یهودیان برگردِ او جمع گشته و ازدحام کردند بطوری‌که سربازانِ رومی به سختی موفق شدند وی را از دست آن‌ها نجات دهند و توقیفش کنند. در این دستگیری او تقریباً دو سال در بازداشت بود که فکر کرد چون نشان شهروندی روم را دارد و قبلاً هم با استفاده از همین نشان قیصر روم او را آزاد کرده بود این بار نیز اگر به روم رود آزاد خواهدشد؛ لذا خواست که او را برای محاکمه به روم بفرستند. این خواسته عملی شد، ولی بعد از اینکه به روم انتقال داده شد به مدت دو سال هم در آنجا به قید ملاقات آزاد زندانی کشید تا اینکه سرانجام در زمانِ حکومت نرون به فرمانِ وی سرش را از تن جدا کردند. در سالِ کشته شدنِ پولس در منابع مختلف اجماع وجود ندارد، چنان‌که تعدادی سال ۶۰ و بعضی ۶۴ و برخی نیز ۶۷ میلادی را مطرح کرده‌اند

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. اعمال ۲۴:۵
  2. اعمال ۱۱:۲۶
  3. عهد جدید، کتاب اعمال رسولان، باب 15، آیهٔ 5.
  4. عهد جدید، کتاب انجیل مرقس، باب 7.
  5. عهد جدید، کتاب اعمال رسولان، باب 15، آیهٔ 36.
  6. غلاطيان، 1:17 ـ19.
  7. غلاطیان، 1: 11 ـ 12.
  8. «PAUL, ARABIA, AND ELIJAH (PDF)» (PDF).
  9. دوم قرنتیان، 3: 1.
  10. غلاطیان، 2: 7.
  11. غلاطیان2: 1.
  12. اعمال 11: 25-26.
  13. ببینید ختنه شدن در مسیحیت اولیه را.
  14. عهدجدید، کتاب اعمال رسولان، باب 15.
  15. عهد جدید، کتاب اعمال رسولان، باب 15، آیهٔ 5.
  16. عهد جدید، کتاب اعمال رسولان، باب 15، آیهٔ 13 تا 20.
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ ۱۷٫۲ Bechtel, Florentine Stanislaus (1910) ."Judaizers" In Herbermann, Charles (ed.). Catholic Encyclopedia. 8. New York: Robert Appleton Company.
  18. McGrath, Alister E. (2006). Christianity: An Introduction. Wiley. ISBN 978-1-4051-0901-7.
  19. عهد جدید، رساله غلاطیان، باب 2، آیه 11 تا 14.
  20. Brown, Raymond E. (1997). An Introduction to the New Testament. Anchor Bible. New York: Doubleday. OCLC 1035750767
  21. «Who Wrote the Bible?». history.
  22. عهدجدید، رسالهٔ به رومیان، باب 16، آیهٔ 3.
  23. عهدجدید، رسالهٔ دوم پطرس، باب 3، آیهٔ 15 و 16.
  24. عهدجدید، انجیل متی، باب 15، آیهٔ 1 تا 20.
  25. عهدجدید، انجیل مرقس، باب 7، آیهٔ 1 تا 23.
  26. عهدجدید، انجیل لوقا، باب 7، آیهٔ 36 تا 49.
  27. عهدجدید، انجیل لوقا، باب 17، آیهٔ 11 تا 19.
  28. عهدجدید، انجیل لوقا، باب 19، آیهٔ 1 تا 10.
  29. عهدجدید، انجیل متی، باب 9، آیهٔ 13.
  30. عهدجدید، انجیل متی، باب 19، آیهٔ 1 تا 9.
  31. عهدجدید، انجیل متی، باب 12، آیهٔ 7.
  32. عهدجدید، اعمال رسولان، باب 15.
  33. Tom O'Golo (2011). Christ? No! Jesus? Yes!: A radical reappraisal of a very important life. p. 81.
  34. عهدجدید، انجیل متی، باب 23، آیهٔ 1 تا 36.
  35. عهدجدید، انجیل یوحنا، باب 1، آیهٔ 29.
  36. عهدجدید، انجیل مرقس، باب 7، آیهٔ 31 تا 38.
  37. عهدجدید، انجیل متی، باب 1، آیهٔ 1.
  38. عهدجدید، انجیل مرقس، باب 1، آیهٔ 1.
  39. عهدجدید، انجیل یوحنا، باب 1، آیهٔ 17.
  40. عهدجدید، انجیل متی، باب 20، آیهٔ 19.
  41. عهدجدید، انجیل مرقس، باب 15، آیهٔ 2.
  42. عهدجدید، انجیل یوحنا، باب 19، آیهٔ 33 تا 36.
  43. عهدجدید، انجیل متی، باب 28، آیهٔ 19.
  44. عهدجدید، اعمال رسولان، باب 18، آیهٔ 6.
  45. عهدجدید، رسالهٔ اول قرنتیان، باب 1، آیهٔ 10 تا 17.
  46. The Historical Course of the Gospel according to Barnabas , by Hosein Tofighi صفحهٔ 30.
  47. انجیل برنابا، بخش 70، شمارهٔ 2 تا 10.
  48. انجیل برنابا، ۲–۱۰، ۵۲: ۱۰–۱۴، ۱۲۸: ۸، ۲۱۲: ۵–۶، ۲۱۸: ۳، ۲۲۲: ۳–۳۳۷.
  49. کتاب تاریخ تمدن، نویسنده ویلدورانت، جلد سوم ص 683.
  50. اعمال : 15، 36 تا 41.
  51. غلاطیان: 2، 13.
  52. اعمال:4، 36-37.
  53. کتاب تاریخ تمدن،نوشته ویلدورانت،جلد3،صفحه 684.
  54. مرقس 1: 16 – 20.
  55. متى، ۱۶:۱۸ـ۱۹.
  56. یوحنا، ۲۱: ۱۵ ـ ۱۷.
  57. یوحنا21: 15- 19.
  58. اعمال: 1: 15 – 16 و 2: 14.
  59. غلاطیان 2: 11 و 13.
  60. غلاطیان:2، 4- 6.
  61. twenty Facts That Prove Paul Was a FALSE Apostle[پیوند مرده]
  62. غلاطیان،باب 2،آیات 7 الی 8.
  63. اعمال رسولان،باب 15،آیه 8.
  64. غلاطیان : 3 ، 1.
  65. رومیان 13: 1 هر شخص مطیع قدرتهای برتر بشود، زیرا که قدرتی جز از خدا نیست و آنهایی که هست از جانب خدا مرتب شده است.- حتی هرکه با قدرت مقاومت نماید، مقاومت باترتیب خدا نموده باشد و هرکه مقاومت کند، حکم بر خود آورد
  66. اول پطرس 1:1.
  67. دوم پطرس 1 : 16 - 18.
  68. دوم پطرس 3 : 15 - 16.
  69. آیا باز به سفارش خود شروع میکنیم؟ وآیا مثل بعضی احتیاج به سفارش نامه جات به شما یا از شما داشته باشیم؟2قرنتیان 1:3
  70. The oxford Dictionry of christion church,p 1051.
  71. Old Testament in the New, Steven Moyise, p. 116
  72. Stephen L. Harris (1992). Understanding the Bible. Mayfield. p. 388. ISBN 978-1-55934-083-0. Most scholars believe that 1 Peter is pseudonymous (written anonymously in the name of a well-known figure) and was produced during postapostolic times.
  73. Stephen L. Harris (1980). Understanding the Bible: a reader's guide and reference. Mayfield Pub. Co. p. 295. ISBN 978-0-87484-472-6. Virtually no authorities defend the Petrine authorship of 2 Peter, which is believed to have been written by an anonymous churchman in Rome about 150 C.E.
  74. Dale Martin 2009 (lecture). "24. Apocalyptic and Accommodation" در یوتیوب. Yale University. Accessed 22 iulie 2013. Lecture 24 (transcript)

پیوند به بیرون[ویرایش]