لقمان حکیم
لقمان یا لقمان حکیم، حکیم افسانهای و قهرمان در سنت عرب پیش از اسلام بود. سی و یکمین سوره قرآن، لقمان، به نام او نامگذاری شده و او را به عنوان فردی یکتاپرست و پدری تصویر میکند که اندرزهایی پرهیزکارانه به فرزندش میدهد. بعدها، مثالهای بسیاری به لقمان نسبت داده شد و در دورهای از قرون وسطی، او به عنوان نویسنده حکایتهای اخلاقی شناخته میشد. بسیاری از حکایتها و جزئیات زندگینامهای که در اروپا به ازوپ نسبت داده میشد به لقمان نیز منتسب گردید. داستانهای فراوانی درباره لقمان در ادبیات فارسی، عربی و ترکی استانبولی وجود دارد.
در سنت عرب پیش از اسلام
[ویرایش | اشتراکگذاری]در دوران پیش از اسلام، سنت عربی از شخصیتی به نام لقمان بن عاد یاد میکند که به خردمندی و عمر طولانی شهرت داشت (و از همین رو لقب المُعَمَّر به معنای «با عمر طولانی» را به او داده بودند). پیوند او با قبیله باستانی و منقرضشده عاد بدین معناست که او را در کهنترین ادوار تاریخ عرب جای میدادهاند. بسیاری از شاعران پیش از اسلام از خرد او سخن گفتهاند و تعابیری همچون «به خردمندی لقمان» یا «خردمندتر از لقمان» در اشعار مدح رایج بوده است. به دلیل همین شهرت به خرد و دانایی، او را معمار، یا یکی از معماران، سد مأرب میدانستند.[۱]
در افسانههای کهن عرب، گفته میشود که به لقمان عمری طولانی عطا شده بود؛ روایات اسلامی متاخر این عمر طولانی را پاداشی برای پرهیزگاری او دانستهاند، ویژگیای که او را از قوم فاقد اخلاق نیکش متمایز میساخت. در این افسانه، به لقمان حق انتخابهایی داده میشود و او عمر معادل طول حیات هفت کرکس را برمیگزیند (زیرا کرکس در میان اعراب نماد بارز عمر طولانی بود). لقمان یکی پس از دیگری از آن هفت کرکس مراقبت میکند و سرانجام همزمان با مرگ آخرین کرکس که لُباد (به معنای «ماندگار» یا «پایدار») نام داشت، از دنیا میرود، حال آنکه بر اساس روایتهای گوناگون او ۵۶۰، ۱۰۰۰، ۳۰۰۰ یا ۳۵۰۰ سال زیسته بود. در دوران اسلامی، تنها خضر است که عمری طولانیتر از لقمان داشته است.[۲]
صرفنظر از این هسته اصلی، مشخص نیست که کدامیک از جزئیات مربوط به لقمان به دوران پیش از اسلام بازمیگردند و کدامیک افزودههایی متاخر و متعلق به دوران اسلام هستند. بر اساس روایتی که ممکن است ریشه در فرهنگ عامه مکی پیش از اسلام داشته باشد، لقمان یکی از نمایندگان اعزامی قوم عاد بود که برای طلب باران به کعبه فرستاده شدند. افسانه لقمان، حتی در صورت پیش از اسلامی خود شباهتهایی با داستانهای سایر فرهنگها نشان میدهد.[۳] رنه باست میان داستان لقمان و کرکسها و روایت سیدونیوس آپولیناریس درباره انتظار رومولوس برای مشاهده دوازده پرنده، که معلوم میشود دوازده کرکس بودهاند و نویدبخش بقای رم به مدت دوازده قرن، پیوند برقرار میکند.[۴]
در سنت اسلام
[ویرایش | اشتراکگذاری]همانطور که هلر و استیلمن بیان میکنند: «هنگامی که قرآن، لقمان را به عنوان گویندهی حکیم مثالها تثبیت کرد، هر سخنی که متضمن تقوا یا خرد تلقی میشد، میتوانست به او نسبت داده شود.» در مجموعههای عربی مثالهای، سخنان بسیاری به لقمان نسبت داده شده است. در کتاب قصص الانبیاء (زندگینامه پیامبران) اثر ابواسحاق ثعلبی، فصلی به حکمت لقمان اختصاص یافته است. بسیاری از سخنان منسوب به لقمان، شباهتهایی به سخنان آحیقار دارند. این احتمال وجود دارد که بسیاری از مثالها برخاسته از پیکرهی کلی ادبیات حکمتآمیز خاورمیانه پیش از ظهور اسلام به شبهجزیره عربستان راه یافته و به تدریج به لقمان نسبت داده شده باشند.[۵]
برخلاف دیگر حکیمان روزگاران گذشته، لقمان در نظر علمای سنتی مسلمان (بهجز عکرمه بربری) به عنوان پیامبر به حساب نیامده است، زیرا قرآن تنها به این نکته اشاره دارد که او حکمت را از جانب خداوند دریافت کرده است. با این حال، نام او در بیشتر آثار گونه ادبی قصص الانبیا آمده است. بنا بر اکثر روایات، خداوند به لقمان حق انتخاب میان مقام پیامبری و حکمت را داد و او دومی را برگزید. او به مقام وزیر پادشاه داوود رسیدک داوودی که خطاب به او میگفت: «خوشا به حال تو، ای لقمان. به تو حکمت عطا شد و از رنج و بلا در امان ماندی، حال آنکه به داوود فرمانروایی داده شد و او سختیها و سرکشیها را تاب آورد.» در بیشتر روایتهای دوران اسلام نسبنامهای برگرفته از متون کتاب مقدس برای لقمان ذکر شده و او را به شیوههای گوناگون به ابراهیم، ایوب و بلعم پیوند دادهاند. گفته میشود که او تا زمان پیامبر یونس میزیسته است. همچنین از او به عنوان قاضی یهودیان یاد شده و در برخی روایات، تالیف کتابی به او نسبت داده شده است.[۶]
در دورهای از قرون وسطی، لقمان به عنوان نویسنده حکایتهای تمثیلی شناخته شد. این امر ممکن است ناشی از آن باشد که واژه عربی أمثال، برای اشاره به حکایتهای تمثیلی نیز به کار میرود. بسیاری از حکایتها و جزئیات زندگینامهای که در اروپا به ازوپ نسبت داده میشد به لقمان نیز منتسب گردید. پیوند میان لقمان و ازوپ قدمتی دیرینه دارد: مفسران قرآن روایاتی را نقل کردهاند که بر اساس آنها لقمان «بردهای سیاهپوست با لبهای کلفت و کف پای پهن» و از تبار حبشی یا نوبی بوده است. در روایتهای دیگر، او فردی مصری، نجار یا چوپان توصیف شده که پاهایی ناقص داشته است. به گفته هلر و استیلمن، این توصیفات و شماری از حکایتهای مربوط به لقمان «آشکارا از داستان ازوپ الگوبرداری شدهاند.» با این حال، در متون کهنتر عربی لقمان به عنوان نویسنده حکایتهای تمثیلی شناخته نمیشد و این هویتبخشی تنها در اواخر دوران قرون وسطی پدید آمد. نسخهای خطی متعلق به سال ۱۲۹۹ میلادی حاوی ۴۱ حکایت منسوب به لقمان است؛ این مجموعه نخستین بار در قرن نوزدهم توسط جی. درنبورگ منتشر و بهطور گسترده بررسی شد. تقریبا تمام این ۴۱ حکایت در نسخه سریانی حکایتهای ازوپ که در سال ۱۸۵۹ توسط جی. لندسبرگر با عنوان (Die Fabeln des Sophos) منتشر شد نیز یافت میشوند. از این رو، این «حکایتهای لقمان» ترجمه و اقتباسی از نسخه سریانی حکایتهای ازوپ محسوب میشوند که ریشه در محافل مسیحی در مملوکیان شام دارند.[۷]
هویت
[ویرایش | اشتراکگذاری]هلر و استیلمن، لقمان را شخصیتی «تلفیقی و در نتیجه چندوجهی» توصیف میکنند که «اغلب با دیگر قهرمانان افسانهای همچون پرومته، الکمئون، لوکیانوس و سلیمان مقایسه و یکی دانسته شده است.»[۸] بر اساس یک دیدگاه، در اصل دو شخصیت متمایز وجود داشتهاند که با یکدیگر درآمیختهاند: لقمان بن عاد و لقمان حکیم (لقمان قرآن)؛ بعدها، ویژگیهای شخصیتهای گوناگونی به نام لقمان نسبت داده شد.[۹] یکی دانستن او با بلعم در کتاب مقدس سابقهای دیرینه دارد. ظاهرا این تطبیق توسط برخی مفسران مسلمان صورت گرفته که در پی یافتن معادلی برای لقمان در کتاب مقدس بودهاند (ریشههای سامی ب-ل-ع و ل-ق-م هر دو به معنای «بلعیدن» هستند). با این حال، محمد و معاصرانش و همچنین طبری که در سدههای نهم–دهم میلادی مینوشت میان لقمان و بلعم تمایز آشکاری قائل میشدند.[۱۰] یکی از پژوهشگران معاصر این فرضیه را مطرح میکند که منابع یهودی مورد استفادهی راویان اولیه حدیث در اسلام لقمان را با پادشاه ادومی بلاع پسر بعور یکی میدانستهاند؛ از آنجا که در کتاب مقدس نیز از بلعم با عنوان پسر بعور یاد شده است، این شباهت ممکن است موجب درآمیختن شخصیت لقمان و بلعم شده باشد.[۱۱]
شباهت میان لقمان و احیقار از دیرباز مورد توجه بوده است. در اوایل قرن بیستم، رندل هریس استدلال کرد که این دو شخصیت در واقع یک نفر هستند.[۱۲] با این حال، هلر و استیلمن این همسانانگاری را رد میکنند. بسیاری از سخنان منسوب به احیقار و لقمان برگرفته از «مجموعه مشترک روایات خاور نزدیک» است و در کتاب مقدس و دیگر منابع نیز دیده میشود. از دیدگاه آنان، پیوند میان لقمان و احیقار تنها به واسطه داستان ایزوپ برقرار میشود، داستانی که خود ارتباط نزدیکی با ماجرای احیقار دارد.[۱۳]
در ادبیات و فرهنگ عامه فارسی و ترکی استانبولی
[ویرایش | اشتراکگذاری]لقمان «چهرهای نسبتا محبوب در ادبیات فارسی» بوده است. شرح حال او موضوع فصلی طولانی در کتاب قصص الانبیاء اثر نیشابوری است که مطالب تازهای را بر حکایتهای موجود در متون قصص عربی میافزاید. مثنوی مولوی نیز دربردارندهی چندین داستان دربارهی لقمان است که او را همچون زاهدی آرمانی و بندهای رسته از خواهشهای نفسانی به تصویر میکشد؛ تصویری مشابه در داستانی از بوستان سعدی شیرازی نیز از او ارائه شده است. لقمان از طریق ادبیات عربی و فارسی به سنت ترکی استانبولی راه یافت و در آنجا نیز به عنوان یک پزشک عرب ترسیم شده است (که این خود برآمده از عنوان حکیم اوست، که علاوه بر معنای «خردمند» به معنای «پزشک» نیز به کار میرود).[۱۴]
پانویس
[ویرایش | اشتراکگذاری]- ↑ Heller, B.; Stillmann, N. A. (2012) [Originally published in print 1986]. Bearman, P. (ed.). "Luḳmān". Encyclopaedia of Islam New Edition Online (EI-2 English). Brill. doi:10.1163/1573-3912_islam_COM_0586.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:وضعیت پیوند (رده) - ↑ Heller, B.; Stillmann, N. A. (2012) [Originally published in print 1986]. Bearman, P. (ed.). "Luḳmān". Encyclopaedia of Islam New Edition Online (EI-2 English). Brill. doi:10.1163/1573-3912_islam_COM_0586.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:وضعیت پیوند (رده) - ↑ Heller, B.; Stillmann, N. A. (2012) [Originally published in print 1986]. Bearman, P. (ed.). "Luḳmān". Encyclopaedia of Islam New Edition Online (EI-2 English). Brill. doi:10.1163/1573-3912_islam_COM_0586.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:وضعیت پیوند (رده) - ↑ Basset, René (1890). Loqmân berbere, avec quatre glossaires et une étude sur la legende de Loqmân (in French). Paris: Ernest Leroux. pp. xxvii–xxix. Cited in Heller & Stillmann 2012.
- ↑ Heller, B.; Stillmann, N. A. (2012) [Originally published in print 1986]. Bearman, P. (ed.). "Luḳmān". Encyclopaedia of Islam New Edition Online (EI-2 English). Brill. doi:10.1163/1573-3912_islam_COM_0586.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:وضعیت پیوند (رده) - ↑ Heller, B.; Stillmann, N. A. (2012) [Originally published in print 1986]. Bearman, P. (ed.). "Luḳmān". Encyclopaedia of Islam New Edition Online (EI-2 English). Brill. doi:10.1163/1573-3912_islam_COM_0586.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:وضعیت پیوند (رده) - ↑ Heller, B.; Stillmann, N. A. (2012) [Originally published in print 1986]. Bearman, P. (ed.). "Luḳmān". Encyclopaedia of Islam New Edition Online (EI-2 English). Brill. doi:10.1163/1573-3912_islam_COM_0586.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:وضعیت پیوند (رده) - ↑ Heller, B.; Stillmann, N. A. (2012) [Originally published in print 1986]. Bearman, P. (ed.). "Luḳmān". Encyclopaedia of Islam New Edition Online (EI-2 English). Brill. doi:10.1163/1573-3912_islam_COM_0586.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:وضعیت پیوند (رده) - ↑ Harman, Ömer Faruk (2003). "Lokman". TDV İslâm Ansiklopedisi (in Turkish). Vol. 27. Ankara. pp. 205–206.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:مکان بدون ناشر (رده) - ↑ Heller, B.; Stillmann, N. A. (2012) [Originally published in print 1986]. Bearman, P. (ed.). "Luḳmān". Encyclopaedia of Islam New Edition Online (EI-2 English). Brill. doi:10.1163/1573-3912_islam_COM_0586.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:وضعیت پیوند (رده) - ↑ Horovitz, Joseph (1925). "Jewish Proper Names and Derivatives in the Koran". Hebrew Union College Annual. 2: 173 f. ISSN 0360-9049. Cited in Heller & Stillmann 2012.
- ↑ Conybeare, F. C.; Harris, J. Rendel; Lewis, Agnes Smith (1913). The Story of Aḥiḳar (2nd, enlarged and corrected ed.). Cambridge University Press. ch. vii.
- ↑ Heller, B.; Stillmann, N. A. (2012) [Originally published in print 1986]. Bearman, P. (ed.). "Luḳmān". Encyclopaedia of Islam New Edition Online (EI-2 English). Brill. doi:10.1163/1573-3912_islam_COM_0586.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:وضعیت پیوند (رده) - ↑ Heller, B.; Stillmann, N. A. (2012) [Originally published in print 1986]. Bearman, P. (ed.). "Luḳmān". Encyclopaedia of Islam New Edition Online (EI-2 English). Brill. doi:10.1163/1573-3912_islam_COM_0586.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:وضعیت پیوند (رده)