حورالعین

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
حوریان، تصویری از یک نقاش ایرانی در سده نهم هجری.

حور یا حورٌ عین (در فارسی امروزی حوری و حور العین) به عقیده مسلمانان و به تصریح قرآن، زنانی زیبا، سیه‌چشم و بکرند که در بهشت همنشین مردان پارسا خواهند شد.

قرآن، حورالعین را به مرواریدهایی در بهشت توصیف می‌کند.[۱]

برخی مفسرین معتقدند که این تعبیر همنشینی با زیبایان، حکایت از تجسم یافتن اعمال نیک (به ویژه رفتار و اخلاق نیک) است که فرد در زندگی دنیوی خود داشته. حال در زندگی جاودانه و ابدی خود تمامی آن اعمال، اخلاق و رفتار شایسته بدون هیچ کم و کاستی، بدون آنکه مرور زمان آن را کهنه و فرسوده سازد، به تمامی تناسب و زیبایی برای او آشکار، و همنشین ابدی وی می‌شوند.[نیازمند منبع]

ریشه کلمه[ویرایش]

حور جمع اَحور و حَوراء، به کسی می‌گویند که سیاهی چشمش کاملاً مشکی و سفیدی آن کاملاً شفاف است و دارای پلک‌هایی باریک است (همانند چشمان آهو)، و گاه به زنان سفید چهره (سفید بدن، سمین تن) نیز اطلاق شده‌است. عین نیز جمع اَعین و عَیناء، به معنی «درشت چشم» است و از آنجا که بیشترین زیبائی انسان در چشمان او است روی این مسئله مخصوصاً تکیه شده‌است.[۲]

بعضی نیز گفته‌اند که حور از ماده حیرت گرفته شده یعنی آنچنان زیبا هستند که چشمها از دیدن آنها حیران می‌شود.[نیازمند منبع]

صفات حور العین[ویرایش]

برخی صفات آن‌ها که در آیات مختلف قرآن چنین آمده‌است:

  1. پاکی و پاک نهادی
  2. نیک خویی و زیبارویی[۳]
  3. مهربانی
  4. همسن و سالی با همسر
  5. باکرگی[۴]
  6. هیچگاه حیض و عادت ماهیانه نمی‌شوند
  7. نگاهشان فقط به شوهرانشان است[۵]

اشاره به حورالعین در آیات قرآن[ویرایش]

  • سورهٔ ۵۶: الواقعة

    ما آنها را آفرینش نوینی بخشیدیم. (۳۵) و همه را بکر قرار داده‌ایم. (۳۶) همسرانی که به همسرشان عشق می‌ورزند و خوش زبان و فصیح و هم سن و سالند. (۳۷) اینها همه برای اصحاب یمین است. (۳۸)

  • سورهٔ ۵۶: الواقعة

    و همسرانی از حورالعین دارند. (۲۲) همچون مروارید در صدف پنهان! (۲۳)

  • سوره ۷۸: النبأ

    برای پرهیزگاران مسلماً پیروزی بزرگی است. (۳۱) باغهایی سرسبز، و انواعی از انگورها. (۳۲) و حوریانی بسیار جوان و هم سن و سال. (۳۳)

  • سوره ۳۸: ص

    و نزد آنان همسرانی است که تنها چشم به شوهرانشان دوخته‌اند و همگی هم سن و سالند. (۵۲)

  • سوره ۵۵: الرحمن

    در باغهای بهشتی زنانی هستند که جز به همسران عشق نمی‌ورزند و هیچ انس و جن قبلاً با آنها تماس نگرفته است. (۵۶)

حورالعین در احادیث[ویرایش]

دربهشت توان بدنی انسان در کامیابی از زنان به اندازه صد نفر می‌گردد.[۶]

بهترین چیزهایی که مردم در دنیا و آخرت از آنها لذّت می‌برند، لذت آمیزش و بهره‌برداری از زنان می‌باشد.[۷]

پیامبر اسلام: همانا بهشتیان به چیزی بیشتراز نکاح اشتها ندارند و لذت نمی‌برند[۸]

حوری از خیمه خود بیرون آید و روی به تخت مؤمن بخرامد و چون به نزد مؤمن می‌آید با پانصد سال ازسالهای دنیا همدیگر را بوسه زنند که برای هیچ کدامشان، خستگی و ملال حاصل نمی‌گردد. هر مؤمنی را هفتاد زوجه از حوران می‌دهند و چهار زن از آدمیان، که ساعتی با حوریّه صحبت می‌دارد و ساعتی با زن دنیا و ساعتی باخود خلوت می‌کند و بر کُرسیها تکیه زده‌اند و بایکدیگر صحبت می‌دارند[۹]

بیشتر نهرهای بهشتی از نهر کوثر است که در کناره آن دختران نار پستان (مانند گیاه) می‌رویند. در بهشت نهری وجود دارد که در دو طرفش دختران باکره سفید روی و سفید پوش نشسته‌اند و مشغول تغنی (آواز خواندن) هستند.[۱۰]

دوشیزگان با چنان صدایی می‌خوانند که خلایق تا کنون چنین صدایی را نشنیده‌اند و این نعمت، بالاترین نعمات بهشتی است این دوشیزگان به تسبیح (ذکر صفات الهی) تغنی می‌کنند.[۱۱]

علی بن ابی طالب: هریک ازآن حوریان، هفتاد حلّه پوشیده‌اند و سفیدی ساق ایشان از زیر هفتاد حلّه معلوم است. از جماع با هر یک ازآن حوریان لذّت صد مرد را می‌یابد که هریک چهل سال خواهش مجامعت و آمیزش داشته باشند و برایشان میسّر نشده باشد.[۱۲]

پس آن مؤمن با قوّت صد جوان با آن حوری جماع و آمیزش کند و یک آغوش با او هفتاد سال طول می‌کشد. مؤمن متحیّر می‌باشد که نظر به کدام اندام حوری بکند، بر روی او یا بر پشت او یا بر ساق او، بر هر اندام او که نگاه می‌کند از شدّت نور و صفا، روی خود را درآن مشاهده می‌نماید. پس دراین حال زن دیگری بر او مشرف می‌گردد که خوشروتر و خوشبوتر از اوّلی است.[۱۲]

هیچ مؤمنی داخل بهشت نمی‌شود مگر آنکه خداوند غنیّ، پانصد حوری به او عطا می‌فرماید که با هر حوری هفتاد غلام و هفتاد کنیز نیز می‌باشد که هریک مانند لؤلؤ منثور و لؤلؤ مکنون می‌باشند.[۱۲]

امام هفتم شیعیان: بهشت و حورالعین مشتاق دیدار کسی هستند که مسجد را جاروب، و آن را گردگیری می‌کند.[۱۳]

یکی از یاران پیامبر اسلام به نام عبدالله بن عباس می‌گوید: رسول خدا فرمود:شب معراج وقتی مرا وارد بهشت کردند، نوری به صورتم برخورد. به جبرئیل گفتم: «این چه نوری بود؟» گفت: «ای محمد، این نور خورشید و ماه نبود؛ یکی از حوریه‌های علی بن ابی طالب از قصرش سرک کشید و به تو نگریست و خندید؛ و این نور از دهانش خارج شد. این حوریه در بهشت می‌گردد و می‌چرخد تا علی وارد بهشت شود.»[۱۴]

حور در فارسی[ویرایش]

در زبان عامه، زنان زیبا به حوری و پری تشبیه می‌شوند. ضمناً در زبان فارسی حور (که در اصلِ عربی جمع است) به‌صورت مفرد به کار می‌رود. شعرا هم «حور: و هم «حوری» را به کار برده‌اند:

چشم حافظ زیر بام قصر آن حوری‌سرشت شیوهٔ جنّات تَجری تحتِهَا الانهار داشت (حافظ)
حوران بهشتی که دلِ خلق ستانند هرگز نستانند دل ما که تو داری (سعدی)
نبود اندر او نیز یک چیز زشت تو گفتی مگر حور بود از بهشت (فردوسی)
تا بر آن حورپیکرانِ چو ماه چشم نامحرمی نیابد راه (نظامی)

منابع[ویرایش]

  1. الواقعة، آیه 23- 24، “و حوران درشت چشم؛ همانند مرواریدهایی در صدف”.
  2. تفسیر نمونه، ج۲۱، ص ۲۱۲
  3. فِیهِنَّ خَیْرَاتٌ حِسَانٌ (رحمن/٧٠)
  4. فَجَعَلْناهُنَّ أَبْکاراً (واقعه/٣٦)
  5. بحار الانوار، ج 8، ص 97.
  6. کنزالعمال، جلد۱۴، ص ۴۶۸
  7. کتاب وسائل، جلد۱۴، ص ۴۶۸
  8. . کتاب لثالی، ص ۵۰۳
  9. . بحارالانوار، ج ۸، ص ۱۵۷، ح ۹۸
  10. بحارالانوار، ج۸، ص۱۹۶
  11. بحارالانوارص۱۲۷
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ ۱۲٫۲ بحارالانوار، ج ٨، ح ٢٠٥
  13. بحار الأنوار، ج ۸۳، ص۲۸۲ «إنَّ الجَنَّةَ و الحُورَ لَتَشتاقُ إلی مَن یَکسَحُ المَساجِدَ و یَأخُذُ مِنهُ القِذی»
  14. بحارالانوار، ج ٣٩، ص ۲۳۶