عصر روشنگری
| تاریخ فلسفه |
|---|
| بر پایهٔ تمدن و مکان |
| بر پایه دین |
| بر پایه دوره و زمان |
| بر پایه افراد شاخص |
|
| بر پایه مکتب |
| بر پایه روش فلسفی |
|
|
| بخش از دربارهٔ |
| کلاسیسیسم |
|---|
| اروپای دوران قدیم |
| عصر روشنگری |
| نئوکلاسیسیسم سدهٔ بیستم میلادی |
عصر روشنگری (به انگلیسی: Age of Enlightenment) یا عصر روشناندیشی یا عصر روشنبینی جنبشی فکری و فلسفی در تاریخ فلسفهٔ غرب بود که از میانههای سدهٔ هفدهم ابتدا در انگلستان و سپس در فرانسه آغاز شد و تا پایان سدهٔ هجدهم ادامه داشت. این جنبش دگرگونیهای بزرگی را در دانش و فلسفه به وجود آورد که در نهایت باعث از بین رفتن کامل جهانبینی قرون وسطایی شد.[۱] اهداف اصلی متفکران روشنگری، آزادی، پیشرفت، خردگرایی، مدارا و پایان دادن به نفوذ بیحد و حصر کلیسا و دولت بود.[۲][۳] در فرانسه، اساس آموزههای روشنفکری، آزادی فردی و مدارای مذهبی، در تقابل با پادشاهی مطلقه و تعصبات ثابت کلیسای کاتولیک روم بود.[۴] روشنگری با افزایش تجربهگرایی، دقت علمی و تقلیلگرایی، همراه با افزایش نقد دین مشخص شده بود.[۵]
دیدرو، ولتر، روسو، مونتسکیو، کانت و دو ساد از فیلسوفان عصر روشنگریاند.
روشنگری، اشاره به حرکت تاریخی روشنفکری است که دنبالهروی دکارت و مدافع عقل به عنوان مبنای سیستم زیباییشناسی معتبر، اخلاق، حکومت و منطق بوده و به فیلسوفان اجازه میدهد که حقیقت قابل مشاهده را در جهان به دست آورند.[۶]
عصر روشنگری دوران آزاداندیشی است. البته این آزاداندیشی هنوز به معنای تحقق عملی آزادی و کسب حقوق شهروندی نیست، بلکه دوران پاشیدن بذر اندیشه و معرفت و دوران آمادگی برای رهایی خویشتن از طریق معرفت و شناخت است. سه اصل بنیادین روشنگری عبارتاند از: مدارا، خردگرایی و انسانگرایی.
خاستگاه
[ویرایش]عصر روشنگری دورهای پرشور و هیجان در تاریخ غرب بود که به صورت تقریبی از ۱۶۵۰ تا ۱۷۸۹ میلادی به طول انجامید. از اهداف مهم آن تابانیدن نور فهم و ادراک بر تاریکی نادانی بود. گهوارهٔ عصر روشنگری انگلستان و سرزمین بالندگی روشنگری فرانسه بود، تا آنکه در نهایت این جنبش به دیگر کشورها از جمله آمریکا نیز گسترش یافت.[۷]
روشنگری در واقع واکنشی است در برابر شیوهٔ تفکر دیگری که پیش از آن در اروپا رایج بود. در اوایل قرن هفدهم که زمینهٔ انقلاب علمی اروپا فراهم میشد، دو مرجع مقتدر بر فضای فرهنگی اروپای غربی حکومت میکردند. اوّل احکام متون مسیحیت که کلیسای کاتولیک خود را نگهبان و مفسر آن میدانست. کلیسا حتی تاریخ بشر، پزشکی، فیزیک و بسیاری از پدیدهها و علوم طبیعی را بر اساس کتاب مقدس تبیین میکرد و به هیچ شخص یا مقام دیگری اجازهٔ اظهارنظر نمیداد. بدین ترتیب هرگونه نظریهٔ برخاسته از مشاهده علمی و تجربی که مخالف با آموزههای کلیسا بود، تکفیر میشد. از آن جمله میتوان به برخورد قاطع کلیسا با گالیله اشاره کرد. دوم ادبیات کلاسیک، آثار نویسندگان یونان و روم باستان که در جنبش رنسانس (نوزایی فرهنگ) از نو کشف شده بود و گروه انسانگرایان، خوانندگان و ستایندگان آن بودند. این دو مرجع از بسیاری جهات معارض هم بودند و میان پیروانشان نبرد سختی جریان داشت، ولی هر دو در یک موضوع با هم مشابهت داشتند و آن نوعی برداشت تاریخی بدبینانه بود؛ به این معنی که هر دو تاریخ تمدن بشری را نوعی سیر نزولی و انحطاطی تصور میکردند، سیری که از گذشتهٔ دور طلایی آغاز میشد و به وضع نابهنجار و بد کنونی میرسید.
انسانگرایان با استفاده از ادبیات و فرهنگ روم و یونان باستان، به اتکای شکوه دوران سپری شده به کلیسای کاتولیک حمله میکردند و کلیسای کاتولیک نیز از فلسفهٔ ارسطو کمک میگرفت و به مصاف انسانگرایان میرفت که هر دو میراث باستان بود.
در قرن شانزدهم پیش از طرح نظریهٔ جدید، کرهٔ زمین مرکز جهان تصور میشد. با اینکه قارهها کم و بیش معلوم شده بودند و مرزهای بیرونی با نقشهٔ جغرافیا مطابقت میکرد، امّا تصور از دیگران در این مرزها تغییر نکرده بود. آنچه از دیگر ملّتها گفته و شنیده میشد، غالباً خیال و افسانه بود. از تمدنهای کهن ایران، مصر، هند و چین اطلاعی در دست نیست و اگر هم به دست میآمد، اینطور تعبیر میشد که این نمونهٔ وضع است و حالی که محرومماندگان از فیض و رحمت خدای مسیحیت دچارش میشوند. انسانگرایان نیز تمدنهای یونان و روم باستان را تنها سرمشق زندگی میشناختند و بیرون از این دایره، معیاری برای سنجش تمدن و فرهنگ در دست نداشتند.
ساختار اجتماعی آنها، بازماندهٔ سنتهای کهن قرون وسطی بود. جامعه به سه مرتبهٔ سروران دینی یا روحانیان، اشراف و عوام یا بورژوا تقسیم میشد. در رأس این سلسلهمراتب مقام سلطنت قرار میگرفت که ساختار اجتماعی را برپا نگه میداشت. ارادهٔ پادشاه، نمایندهٔ مقولات اساسی حق حاکمیت و عقل و عدالت بود و بنابراین مقید به هیچ شرطی نبود. حق حاکمیت نه از جانب جامعه، بلکه برحسب ارادهٔ الهی در شخص پادشاه تجسم یافته بود.
در میدانِ قضا و داوری و احکامِ شرعی و عرفی، تا واپسین سالهای قرن هفدهم، کمابیش همان شیوه و آیینِ قرونِ وسطیبرقرار بود. مقصود از تعقیب و محاکمهٔ بزهکاران نه نگاهبانیِ بقا و انتظامِ جامعه، بلکه صرفِ کیفر دادن ایشان به شمار میآمد؛ از همین رو، بر سختی و شدّتِ مجازات بیش از قطعیت و حتمیتِ آن تأکید میرفت. زندانها جایگاهی هراسانگیز و دهشتناک داشتند و آزار و شکنجهٔ متهم برای ستاندنِ اعتراف امری شناخته و روا انگاشته میشد. صرف اعتراف هم دلیل جرم شناخته میشد. اعلامِ رسمیِ اتهام لازم و واجب نبود و اختیاراتِ قاضیان نه حدّی معین داشت و نه مرزی روشن. در احکامِ صادرهٔ آنان نیز ناسازگاری و تناقض آشکار دیده میشد و نفوذ و اقتدارِ صاحبانِ مناصبِ دیوانی و کلیسایی در سبک و سنگینی کیفرها تأثیر کلی داشت. مأموران و عاملانِ قانون میان متهم و مجرم فرقی نمیگذاشتند. حکمِ اعدام نهتنها برای جرائم عمده، که برای پارهای از جرائم جزئی نیز بهکار میرفت.
دیوانگی و بیماری روانی را نشانهٔ تسلیم شدن به تلقینات شیطان یا دچار آمدن به لعنت الهی میشناختند و دیوانگان و روانیان را مستوجب مجازات میدانستند.
مقدمات ریزش این جهانبینی، با پدید آمدن جنبش رنسانس در قرن شانزدهم فراهم شد. اگرچه رنسانس در برداشت تاریخی قرون وسطی تغییری به وجود نیاورد، امّا در شکستن جزماندیشی و ترویج شکگرایی مؤثر بود. آنان در مجادلات خویش با اهل کلیسا غالباً از شیوه شکاکان و سوفسطاییگران یونان باستان کمک میگرفتند که میگفتند در امر کسب دانش، بهویژه امور بشری، هرگز به حقیقت مطلق نمیتوان دست یافت، چنانکه در همه جا و همهٔ زمانها معتبر باشد. این مجادلات وحدت کلیسای کاتولیک را در هم شکست و بسیاری از استعدادهای برجسته را که پیش از آن جذب کلیسا میشدند، به زمینهٔ تازهٔ علوم طبیعی سوق داد.[۸]
سدهٔ هفدهم، قرن ریزش بنای تاریک جهانبینی قدیم و روشن شدن فضای طبیعت بود. منبع این روشنایی تازه عقل انسانی بود. شیوهٔ استدلال عقلی و قرار دادن عقل به عنوان یکی از منابع مشروعیت و تعیین قانون که از سوی دکارت مطرح شده بود، بنای مستحکم و استبدادی کلیسا و سلطنت را در قرون بعد فروریخت و تغییر دیدگاه نسبت به علوم طبیعی که به جای الهیات و آموزههای کلیسا ریاضیات را مبنای تحلیل قرار داد نیز یکی دیگر از دستاوردهای دکارت بود که نقش تعیینکنندهای در دوران خردگرایی و در ادامهٔ آن عصر روشنگری داشت.[۹]
با الهام از انقلاب در فیزیک که با قوانین حرکت نیوتن آغاز شد، متفکران روشنگری استدلال میکردند که تفکر روشمند مشابه آن میتواند در همهٔ شکلهای فعالیتهای بشر به کار بسته شود. از این رو عصر روشنگری به انقلاب علمی پیوند یافت. برای هر دو، تجربهگرایی، خرد، علم و عقلانیت اهمیت داشت.
سردستگان روشنگران باور داشتند که آنان جهان را که سالها در زیر سنتهای مشکوک، نابخردی، موهومپرستی و استبداد عصر تاریکی (قرون وسطی) بودهاست، به پیشرفت سوق خواهند داد. حرکت روشنگری به ظهور چهارچوب روشنفکرانهٔ انقلاب آمریکا و انقلاب فرانسه، حرکت استقلالطلبانهٔ کشورهای آمریکای لاتین و قانون اساسی مشروطه ۳ ماه مه ۱۷۹۱ لهستان کمک کرد و منجر به ترقی لیبرالیسم کلاسیک، مردمسالاری و سرمایهداری شد.
عصر روشنگری با بالندگی سبک باروک و عصر کلاسیک در موسیقی و دورهٔ کلاسیک جدید در هنر که توجه امروزی به عنوان یکی از سرمشقهای جنبشهای در عصر مدرن را جلب میکند، همزمان بود.
روشننگری چیست؟
[ویرایش]
این پرسشی است که یک کشیش پروتستان در شماره دسامبر ۱۷۸۳ میلادی ژورنال ماهانه برلین (Berlinische Monatsschrift) در مخالفت با ازدواج کامن لا و دفاع از تزویج کلیسایی (= شرعی) مطرح ساخت. وی در پانوشت مقالهاش این پرسش چالشگرانه را پیش کشید که: «بهراستی روشننگری چیست؟»
به این پرسش مهم که در تاریخ فلسفه نتایجی ثمربخش و ژرف بر جای نهاد، تاکنون پاسخهای زیادی داده شدهاست. نخستین کسی که به این پرسش پاسخ داد، موزس مندلسون بود که در شمارهٔ سپتامبر ۱۷۸۴ میلادی برلینیشه موناتسشریفت در مقالهای زیر عنوان «معنای روشننگر ساختن چیست؟» به آن مقاله پاسخ گفت.
همزمان کانت نیز با تعریف مشهوری در شمارهٔ دسامبر همان نشریه، بدون اینکه بداند مندلسون نیز به آن پرسش پاسخ گفته، مقالهٔ مشهور خویش را با عنوان «در پاسخ به پرسش روشننگری چیست؟» منتشر کرد.
کانت مقاله خویش را با این جمله مشهور آغاز کرد:
«روشننگری خروج آدمی است از نابالغیِ به تغصیر (صغارت) خویشتنِ خود؛ و نابالغی ناتوانی در به کار گرفتن فهم خویشتن است بدون هدایت دیگری.»[۱۰]
«دلیر باش در بهکار گرفتن فهم خویش! این است شعار روشننگری.»[۱۱]
این شعار چکیدهٔ خوشبینی بنیادینی بود که مشوق بیشتر متفکران روشنگری بود.[۱۲]
ایمانوئل کانت معتقد بود که ویژگی مهم عصر او اشتیاق به دانستن حقیقت است. او در پاسخ به این پرسش خودش که «آیا ما اکنون در عصر روشننگر زندگی میکنیم؟» پاسخ گفت: «خیر، بلکه ما در عصر روشنگری زندگی میکنیم.»[۱۳]
ترویج اندیشهها
[ویرایش]فیلسوفان انرژی زیادی را صرف پراکندن و انتشار اندیشههایشان در میان مردان و زنان تحصیلکرده در جهانشهرها کردند. آنها از ابزارهای زیادی بهره جستند که برخی از آنها بسیار نوین بود.
صنعت کتاب
[ویرایش]افزایش مصرف مطالب و خواندنیهای از هر نوع، از دیگر ویژگیهای کلیدی روشنگری «اجتماعی» بود.
تاریخ طبیعی
[ویرایش]ژانری که به لحاظ اهمیت بسیار ارتقاء یافت، مربوط به متون علمی بود؛ بهویژه تاریخی طبیعی در میان طبقات بالاتر بهطور فزایندهای محبوب شد.
ژورنالهای علمی و ادبی
[ویرایش]نخستین ژورنالهای علمی و ادبی در طی روشنگری به وجود آمدند. نخستین ژورنال، ژورنال د سوان (به فرانسوی: Journal des sçavans) به معنای «ژورنال دانشوران» از پاریس، در ۱۶۶۵ میلادی ظهور کرد.
دانشنامهها و لغتنامهها
[ویرایش]اگرچه وجود واژهنامهها و دانشنامهها از دوران کهن سابقه داشته، لیکن در واژهنامههای دانشنامهای قرن ۱۸ میلادی، متنها از تعریف صرف واژگان در فهرستهایی پر طول و دراز، به بحثهایی پرجزئیاتتر از آن واژگان تغییر کرد.
افراد تأثیرگذار
[ویرایش]ب:
پ:
ت:
ج:
د:
ر:
ژ:
ف:
گ:
م:
و:
رویدادهای مهم در تاریخ عصر روشنگری
[ویرایش]| سال | رُخداد |
|---|---|
| ۱۳۵۰ | رنسانس در ایتالیا آغاز میشود. |
| ۱۵۱۹ | مارتین لوتر انقلاب پروتستانی را آغاز میکند. |
| ۱۶۲۴ | لُرد هربرت آو چربری در باب حقیقت را منتشر میکند. |
| ۱۶۸۲ | پیر بل اخبار جمهوری ادبیات را تأسیس میکند. |
| ۱۶۸۷ | ادمونت هالی اصول ریاضیات اسحاق نیوتن را منتشر میکند. |
| ۱۶۸۸–۸۹ | انقلاب شکوهمند در راه است. |
| ۱۶۹۰ | جان لاک دو رساله در باب حکومت را منتشر میسازد. |
| ۱۶۹۷ | پیر بل فرهنگ تاریخی و انتقادی را منتشر میکند. |
| ۱۷۱۱ | جوزف ادیسون و ریچارد استیل اسپکتاتور (تماشاگر) را منتشر میسازد. |
| ۱۷۱۷ | انجمن فراماسون تأسیس میکند. |
| ۱۷۱۹ | دانیل دوفو رابینسون کروزو را منتشر میکند. |
| ۱۷۲۰ | جان تولند دلایل دادن تابعیت به یهودیان در بریتانیای کبیر و ایرلند را منتشر میسازد. |
| ۱۷۲۶ | ولتر به انگلستان میگریزد. |
| ۱۷۳۴ | ولتر مکتوبات دربارهٔ کشور انگلستان را منتشر میکند. |
| ۱۷۳۹ | دیوید هیوم رسالهای در باب سرشت انسان را منتشر میکند. |
| ۱۷۴۷ | ژولین اوفره دو لا متری انسان یک ماشین را منتشر میکند. |
| ۱۷۴۸ | بارون دولابِرِد اِ دو مونتسکیو روحالقوانین را منتشر میکند. |
| ۱۷۴۹ | ژان ژاک روسو مقالهٔ پیشرفت علوم و فنون موجب تباهی یا بهبود رفتار انسان شده است؟ را منتشر میسازد؛ هنری فیلدینگ تام جونز را منتشر میکند. |
| ۱۷۵۱ | جلد اول انسیکلوپدیا (دایرةالمعارف) به چاپ میرسد. |
| ۱۷۵۴ | روسو مقالهٔ گفتار دربارهٔ منشأ نابرابری در میان انسانها را منتشر میسازد. |
| ۱۷۶۰ | فرقهٔ ایلومیناتی [روشن ضمیران] تأسیس میشود؛ تریسترام شاندی اثر لارنس استرن منتشر میشود. |
| ۱۷۶۱ | روسو رُمان هلوئیز جدید را منتشر میکند. |
| ۱۷۶۲ | روسو امیل و قرارداد اجتماعی را منتشر میکند. |
| ۱۷۶۴ | سزار بکاریا رسالهای در بارهٔ جرم و مجازات را منتشر میکند. |
| ۱۷۷۰ | بارون دولباخ نظام طبیعت را منتشر میسازد. |
| ۱۷۷۱ | کلیسای کاتولیک با فیلسوفان معتقد به اصل انسیکلوپدیا به مقابله برمیخیزد. |
| ۱۷۷۶ | اعلامیهٔ استقلال منتشر میشود؛ انقلاب آمریکا آغاز میشود؛ آدام اسمیت ثروت ملل را منتشر میسازد؛ نهضت ادبی اشتورم آوند درانگ (غوغا و تلاش) در راه است؛ ادوارد گیبون زوال و سقوط اپراتوری رم را منتشر میسازد. |
| ۱۷۸۱ | امانوئل کانت نقد خرد ناب را منتشر میکند. |
| ۱۷۸۳ | ایالات متحده آمریکا استقلال خود را از بریتانیای کبیر بهدست میآورد؛ یوزف دوم پادشاه اتریش فرمان رواداری مذهبی را صادر میکند؛ پیترو تامبیرینی دربارهٔ رواداری دینی و مدنی را منتشر میسازد. |
| ۱۷۸۴ | جان و چارلز ویزلی کلیسای مِتُدیست را تأسیس میکنند. |
| ۱۷۸۷ | قانون اساسی ایالات متحده به تصویب میرسد. |
| ۱۷۸۹ | منشور حقوق شهروندان تصویب و به قانون اساسی ایالات متحده افزوده میشود؛ انقلاب فرانسه آغاز میشود؛ مجلس ملی فرانسه اعلامیهٔ حقوق بشر و شهروند را تصویب میکند. |
| ۱۷۹۱ | فرانسه قانون اساسی جدیدی را به تصویب میرساند؛ اُلیمپ دگوژ اعلامیه حقوق زن را منتشر میسازد. |
| ۱۷۹۳–۹۴ | حکومت وحشت در فرانسه |
| ۱۷۹۴ | انقلاب فرانسه به پایان میرسد. |
| ۱۸۰۴ | ناپلئون، امپراتور فرانسه میشود. |
| ۱۸۰۹ | تفتیش عقاید (ایمانکاوی) در ایتالیا به پایان میرسد. |
کتابها
[ویرایش]- عصر روشنگری؛ نویسنده: جان ام. دان که مهدی حقیقتخواه آن را به فارسی ترجمه کرده و توسط انتشارات ققنوس منتشر شده است.
- نقد عقل محض یا نقد اوّل نخستین کتاب از سهگانهٔ فلسفه انتقادی از ایمانوئل کانت است که نخستین بار در سال ۱۷۸۱ میلادی چاپ شد. این کتاب مهمترین اثر کانت است و دربارهٔ ویژگیهای عقل و توان آن در شناخت متافیزیک است.
- عصر روشنگری، به قلم ورنر اشنایدرز و ترجمهٔ سید امینالدین ابطحی.

- نقد عقل عملی یا نقد دوم از مهمترین آثار امانوئل کانت است که در آن به مبانی فلسفه اخلاق میپردازد.

جستارهای وابسته
[ویرایش]- زمینلرزه ۱۷۵۵ لیسبون
- هاسکالا، روشنگری یهودی
- روشنگری اسکاتلند
پانویس
[ویرایش]- ↑ بریستو، دانشنامه فلسفه استنفورد، جلد دهم، ۱۱.
- ↑ Outram, Dorinda. Panorama of the Enlightenment. Getty Publications, 2006, p. 29.
- ↑ Milan Zafirovski, The Enlightenment and Its Effects on Modern Society (201) p 144
- ↑ "Siècle_des_Lumières". Larousse Encyclopedia on-line. Retrieved 4 October 2015.
- ↑ Gay, Peter (1996), The Enlightenment: An Interpretation, W. W. Norton & Company, ISBN 0-393-00870-3
- ↑ کتاب فلسفه روشنگری نوشته ارنست کاسیرر، فصل اول تا هفتم
- ↑ دان، عصر روشنگری، ۹.
- ↑ فلسفهٔ روشن اندیشی، نوشته ارنست کاسیرر، ترجمه نجف دریابندری، پیش گفتار مترجم، صص ۶–۱۵
- ↑ گفتار دکارت، نوشته محمدرضا عطایی، در دست انتشار
- ↑ کانت، ایمانوئل، در پاسخ به پرسش روشننگری چیست؟ در: ارهارد بار، روشننگری چیست؟ روشنییابی چیست؟ ترجمه سیروس آرینپور، تهران: آگاه، 1394، ص 33.
- ↑ روشن نگری چیست؟ گردآورنده: ارهارد بار، ترجمه سیروس آرینپور
- ↑ ادگار، اندرو و سج ویک، پیتر (۱۳۸۷). مفاهیم بنیادی نظریههای فرهنگی. ترجمهٔ مهران مهاجر و محمد نبوی. آگه.
- ↑ دان، عصر روشنگری، ۱۵.
منابع
[ویرایش]- بریستو، ویلیام (۱۳۹۳). دانشنامه فلسفهٔ استنفورد. ج. دهم. ترجمهٔ مرتضی عابدینیفرد. تهران: انتشارات ققنوس. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۲۷۸-۱۲۷-۷.
- دان، جان. ام (۱۳۹۹). عصر روشنگری. ترجمهٔ مهدی حقیقتخواه. تهران: ققنوس. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۳۱۱-۴۱۲-۱.
- تاریخ فلسفه کاپلستون، جلد سوم
- فلسفه روشنگری، ارنست کاسیرر، ترجمه یدالله موقن
- فلسفه روشن اندیشی، ارنست کاسیرر، ترجمه نجف دریابندری
- گفتار دکارت، محمدرضا عطایی، در دست انتشار
- علیاکبر جعفری: عصر روشنگری، ادامه دوران رنسانس در شرایطی تازه
- روشننگری چیست؟، گردآورنده: ارهارد بار، ترجمه سیروس آرینپور
- عصر روشنگری، جان ام. دان، ترجمهٔ مهدی حقیقت خواه
- اندیشههای سیاسی غرب در دوران مدرن: دیالکتیک اندیشهها، علیرضا اسمعیلزاد، نشر قومس.
- همنشین بهار: عصر روشنگری The Age of Enlightenment
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Age of Enlightenment». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۵ دسامبر ۲۰۱۸.
پیوند به بیرون
[ویرایش]- موسیقی دوره کلاسیک
- بنجامین فرانکلین
- موسیقی کاتولیک
- کلیسای کاتولیک
- تاریخ کلیسای کاتولیک بر پایه کشور
- استدلال
- انسانگرایی سکولار
- انسانگرایی
- انقلاب علمی
- بیخدایی
- پیشرفت
- تاریخ اروپا بر پایه دوره
- تاریخ فلسفه
- جنبشهای فلسفی
- خودمختاری
- دورههای تاریخی
- دهه ۱۷۰۰ (میلادی)
- حقیقت
- سده ۱۷ (میلادی)
- سده ۱۸ (میلادی)
- سکولاریسم
- شادمانی
- عصر روشنگری
- فرهنگ غربی
- فضیلت
- فلسفه روشنگری
- مهارتهای حل مسئله
- ندانمگرایی
- یادگیری