سلیمان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
سلیمان
Salomons dom.jpg
قضاوت سلیمان، اثر پیتر پل روبنس (۱۵۷۷–۱۶۴۰)
پادشاه اسرائیل
سلطنتحدوداً ۹۷۰–۹۳۱ قبل از میلاد
پیشینداوود
جانشینرحبعام
زادهحدود ۹۹۰ قبل از میلاد
اورشلیم، پادشاهی اسرائیل
درگذشتهحدود ۹۳۱ قبل از میلاد
اورشلیم
آرامگاه
اورشلیم
همسر(ان)نعمه، دختر فرعون
و ۷۰۰ همسر و ۳۰۰ کنیز دیگر[۱][۲]
فرزند(ان)
خاندانتبار داوود
پدرداوود
مادربث‌شبع

سلیمان (به عبری: שְׁלֹמֹה) یا یدیدِیاه (به عبری: יְדִידְיָהּ) بر اساس روایت تنخ به مدت ۴۰ سال پادشاه اسرائیل بود. او پسر و جانشین داوود بود و بعد از مرگش پادشاهی متحد اسرائیل به دو بخش پادشاهی یهودا و پادشاهی شمالی اسرائیل تجزیه شد.

تولد او را ۹۹۰ ق. م گفته‌اند و فرمانروایی‌اش بر اسرائیل را از ۹۷۰ تا ۹۳۱ ق.م. دانسته‌اند. او سومین پادشاه اسرائیل و آخرین آنها، قبل از تقسیم آن به پادشاهی یهودا و پادشاهی شمالی اسرائیل بود. بعد از تقسیم، نسل او تنها بر پادشاهی یهودا حکومت می‌کرد.[۳] سلیمان از پیامبران و پادشاهان اسرائیل در تنخ و قرآن است.

بر اساس کتاب مقدس و قرآن سلیمان معبد سلیمان در اورشلیم را بنا کرد و دارای حکمت، ثروت و قدرت بسیار زیادی بود؛ ولیکن در کتاب مقدس ذکر شده‌است که سلیمان به گناه کشیده شد و از یهوه دور شده و به بت‌پرستی روی آورد. به همین دلیل پادشاهی او بعد از مرگش تقسیم شد.

سلیمان در قرآن به کمک قدرت خدا بر اجنه حاکم می‌شود. در بسیاری متون مختلف، نام سلیمان با سحر و جن‌گیری در ارتباط است. بسیاری افرادی که به دنبال سحر بودند، از نام وی استفاده می‌کردند.

نام[ویرایش]

در کتاب اول تواریخ این توضیح وجود دارد که او «سلیمان» (שְׁלֹמֹה، شلومو) نامیده شد زیرا یهوه در عهد پادشاهی‌اش به اسرائیل صلح (شالوم) خواهد بخشید؛ این وجه تسمیه صحیح نیست. به گفته ارنست اکسل کناوف و بسیاری دیگر از محققان، نام سلیمان با شلیم، یکی از خدایان کنعانی که احتمالاً خدای حافظ اورشلیم بوده، مرتبط است.[۴] یک فرضیه دیگر که افرادی چون تومو ایشیدا از آن پشتیبانی می‌کنند این است که سلیمان به معنای «جایگزین» (جایگزین فرزند از دست رفته، اشاره به فرزند اول داوود از بث‌شبع که توسط یهوه به عنوان مجازات قتل اوریای حتی کشته شد) است.[۵]

به گفته روایت، نام سلیمان را داوود بر روی نوزاد گذاشت اما یهوه به ناتان گفت او را یدیدِیاه بنامند. یدیدیا به معنای «عزیز یهوه» است. به نظر می‌رسد هدف از به کار بردن این نام، نشان دادن آن است که سلیمان توسط یهوه به پادشاهی انتخاب شده‌است. یدیدیا مشابه «عزیز خدایان بزرگ» (migir il ni rabûti)، یکی از عناوین سلطنتی بین‌النهرینی، است.[۶]

منبع‌شناسی[ویرایش]

بخش‌هایی از کتاب دوم سموئیل و ۱۱ باب اولیه کتاب اول پادشاهان منابع اصلی در مورد سلطنت سلیمان هستند و در کتب تواریخ هم اشاراتی به او موجود است.[۷] در گذشته تصور می‌شد کتب سموئیل و پادشاهان را در دربار اورشلیم در قرن دهم قبل از میلاد (قرن سلطنت داوود و سلیمان) نوشته‌اند. امروزه این فرضیه اعتباری ندارد و تاریخ‌پژوهان به این نتیجه رسیده‌اند که ثبت مکتوب تاریخ تا قبل از قرن هشتم قبل از میلاد در اسرائیل وجود نداشته‌است. مطابق فرضیه مستند، اسفار یوشع، داوران، سموئیل و پادشاهان همگی توسط یک نفر نوشته شده‌اند و بر این منبع مشترک اصطلاحاً نام تاریخ تثنوی نهاده شده‌است. تاریخ تثنوی احتمالاً در اواخر قرن هفتم یا اوایل قرن ششم قبل از میلاد (دوره تبعید) نوشته شده‌است.[۸]

هیچ منبعی خارج از تنخ به داوود و سلیمان اشاره نکرده‌است. برخی محققان این فرضیه که تاریخ تثنوی با استفاده از اسناد قدیمی‌تر نوشته شده را رد می‌کنند و اعتقاد دارند اورشلیم تا قبل از قرن هشتم قبل از میلاد پایتخت دولت اسرائیل نبوده‌است؛ لذا مطالب مربوط به سلطنت متحده (شائول، داوود و سلیمان) کاملاً با استفاده از مطالب شفاهی گرد آمده‌اند و خالی از هر گونه اساس تاریخی هستند.[۹]

سلطنت[ویرایش]

جانشینی داوود[ویرایش]

پدر و مادر سلیمان، داوود و بث‌شبع بودند. بث‌شبع در آغاز همسر اوریای حتی بود اما در غیاب اوریا، داوود بث‌شبع را دید و دلباخته‌اش شد و با او زنا کرد. چون بث‌شبع حامله شد، داوود با توطئه‌ای اوریا را به قتل رساند؛ بر اساس تنخ، یهوه در واکنش به این اتفاقات فرزند اول داوود از بث‌شبع را کشت. یک فرضیه آن است که سلیمان در واقع همان فرزند حاصل زنای داوود و بث‌شبع بوده و ماجرای مرگ آن نوزاد را برای حفاظت از شهرت او جعل کرده‌اند. با این حال، گویلیم جونز می‌گوید با توجه به فرضیه‌ای که معنای لغوی نام سلیمان را «جایگزین» می‌داند، محتمل‌تر است که او واقعاً پسر دوم داوود از بث‌شبع بوده باشد.[۱۰]

به سلطنت رسیدن سلیمان و تحکیم قدرت توسط او در باب‌های ۱ و ۲ کتاب اول پادشاهان به تفضیل روایت شده‌است.[۱۱] این روایت یکی از قدیمی‌ترین (به لحاظ زمان شکل‌گیری یا نگارش) آثار تاریخی موجود در تنخ محسوب می‌شود، با این حال محققانی مثل ویبری و راست دربارهٔ صحت آن تردید کرده‌اند. تومو ایشیدا عقیده دارد اگر به این متن به چشم یک «اثر تاریخی سلطنتی با هدف توجیه» به شیوه سایر متون خاورمیانه باستان نگریسته شود، می‌توان پذیرفت هسته متن تاریخی است، هر چند به توجیه اعمال سلیمان گرایش دارد.[۱۲]

روایت بدین شیوه آغاز می‌شود که داوود بسیار پیر شده بود اما هنوز به صراحت برای خود جانشینی مشخص نکرده بود. به این جهت، رجال دربار به دو دسته تقسیم شده بودند که هر کدام از یک گزینه حمایت می‌کردند: دسته اول حامی آدونیا، چهارمین فرزند داوود که با مرگ سه برادر خود به شاهزاده ارشد تبدیل شده بود، بودند. اکثر مردم انتظار داشتند او پادشاه شود و یوآب، فرمانده ارتش و ابیاتار کاهن نیز حامی او بودند. مدعی دیگر، سلیمان پسر بث‌شبع بود. صادوق کاهن، ناتان نبی، بنایاهو و «شجاعان داوود» حامی او بودند. بث‌شبع، صادوق و ناتان اولین بار بعد از انتقال پایتخت از حبرون به اورشلیم توسط داوود در روایت به آن‌ها اشاره شده‌است. بر خلاف اینان، آدونیا و حامیانش از همان زمان استقرار داوود در حبرون مناصب بلندپایه را در اختیار داشتند. اعضای این دو دسته همچنین بر سر منصب‌های دیگر نیز با یکدیگر اختلاف داشتند. بدین ترتیب، مشخص می‌شود که رقابت موجود در واقع از تهدیدی که تازه‌واردان برای اعضای قدیمی ایجاد کرده بودند، ناشی شده‌است. دسته‌ای از محققان رقابت را حاصل اختلاف دینی میان پیروان دین یبوسی-کنعانی که از اورشلیم آمده بودند (سلیمان و طرفدارانش) و یهوه‌پرستان حبرونی (آدونیا و طرفدارانش) دانسته‌اند. تومو ایشیدا اعتقاد دارد این فرضیه بر مدارک تأیید نشده استوار است.[۱۳][۱۴]

اینطور که از باب ۱ کتاب اول پادشاهان برداشت می‌شود، آدونیا بدون رضایت داوود خود را در ضیافت عین روجل، شاه نامید. با این حال، بررسی همان کتاب نشان می‌دهد آدونیا قصد شورش علیه داوود را نداشته‌است. در واقع مرگ پادشاه نزدیک بود و انتظار می‌رفت آدونیا به سلطنت رسد؛ نتیجتاً، او دلیلی برای عجله کردن نداشت. در باب ۱ خط ۶ به ابشالوم، برادر شورشی آدونیا، اشاره شده که به وضوح نشان می‌دهد این بخش از تنخ دیدگاه دسته مخالف آدونیا را بازتاب داده‌است. در هر صورت ناتان نبی، داوود را فریب داد که آدونیا بیرق شورش برافراشته‌است و همچنین با استفاده از پیری داوود موفق شد او را فریب دهد که روزگاری عهد کرده بود سلیمان را جانشین خود خواهد کرد. بدین ترتیب، طرفداران سلیمان موفق شدند با یک توطئه درباری، در لحظه آخر بر طرفداران آدونیا غلبه کنند.[۱۵][۱۶]

سلیمان در گیهون مراسم تاج‌گذاری برگزار کرد و سپس نزد داوود بازگشت و بر تخت سلطنتی نشست. اطرافیان داوود را گفتند «بادا خدای تو نام سلیمان را از نام تو مشهورتر و تخت سلیمان را از تخت تو بزرگ‌تر گرداند!» می‌توان این نقل‌قول‌ها را نوعی انتقاد از دولت داوود و تلاش برای مشروعیت‌بخشی به سلیمان محسوب کرد. بعد از مرگ داوود، سلیمان تمام دشمنان و رقبای خود را با خشونت زیاد کشت یا تبعید کرد. نویسنده ادعا کرده کشتارهای سلیمان وصیت داوود بوده‌است اما نباید این ادعا جدی گرفته شود زیرا قصد داشته حمام خونی که سلیمان به راه انداخت را توجیه کند. مطابق روایت، آدونیا ابیشک، همخوابه داوود، را به زنی خواست. ابیشک یکی از اعضای حرمسرای داوود محسوب می‌شد و سلیمان حرم‌سرای پدرش را تصاحب کرده بود تا نشانه مشروعیتش باشد. در نتیجه، سلیمان به محض شنیدن درخواست آدونیا، به بنایاهو دستور داد او و یوآب را اعدام کند. همچنین ابیاتار کاهن را از اورشلیم تبعید کرد. ظاهرا سلیمان و داوود بین سال‌های ۹۶۷ تا ۹۶۵ قبل از میلاد به‌طور مشترک حکومت کرده‌اند.[۱۷][۱۸][۱۹]

در خاورمیانه باستان، مشروعیت حکومت سلطنتی از دو عنصر سرچشمه می‌گرفت: تبار شاهانه و تأیید سلطنت از سوی خدایان. این دو عنصر در روایت مربوط به سلیمان نیز وجود دارد؛ کتاب اول پادشاهان در باب‌های اولیه خود تأکید دارد که شخص داوود سلیمان را برای جانشینی انتخاب کرد و سلیمان «بر تخت پدر خود نشست.» تأیید الهی حکومت سلیمان مضمون خوابی است که او در جبعون دید. در آن خواب، یهوه بر سلیمان ظاهر شد و به او حکمت و خرد سلطنت بر قوم خود (یعنی قوم یهوه) را اعطا کرد. همچنین در خواب به عهد داوود هم اشاره شده که باز تلاشی برای تأکید بر تبار شاهانه سلیمان است. این بخش احتمالاً به تقلید از ادبیات سلطنتی مصر باستان نوشته شده‌است؛ به عنوان مثال، در کتیبه‌های مصری فرعون توتمس چهارم (۱۴۲۱–۱۴۱۳ قبل از میلاد) نیز چنین خوابی می‌بیند. در کل وحی الهی به پادشاهانی که در معبد به خواب رفته‌اند، مضمونی رایج در ادبیات جهان باستان بوده‌است. اینکه داستان خواب سلیمان در جبعون را بلافاصله بعد از برتخت‌نشینی او روایت کرده‌اند، نشان می‌دهد حکومت او نیازمند مشروعیت‌بخشی بوده‌است.[۲۰][۲۱]

روابط و تجارت با دولت‌های دیگر[ویرایش]

دربارهٔ حدود دولت سلیمان گزارش‌های ضد و نقیضی موجود است. مطابق ادعای «رسمی» که در تنخ روایت شده، او بر تمام پادشاهی‌ها از ماورای رود [فرات] تا مرز مصر حکومت می‌کرد. این مطلبی متاخر است زیرا ماورای رود [فرات] عبارتی است که دو قرن بعد از مرگ سلیمان توسط آشوری‌ها به کار برده شد. به بیان دیگر، نویسنده تلاش داشته سلیمان را تا سطح سلاطین بزرگ آشوری، بابلی و ایرانی بالا ببرد اما آنچه در دیگر بخش‌های تنخ وجود دارد چیزی دیگری می‌گوید؛ در تنخ هَدَد ادومی و رزون دمشقی با سلیمان دشمنی می‌ورزند و هیچ منبعی خارج از کتاب مقدس وجود ندارد که تأیید کند که او سرزمین جَت را فتح کرده‌است. همچنین حیرام، پادشاه صور، از موضع قدرت با سلیمان رفتار می‌کرد. این مطالب بسیار تاریخی‌تر از ادعای تنخ دربارهٔ مرزهای وسیع قلمرو او به نظر می‌رسند. با این حال، شاید سلیمان شخصاً تمام حکومت‌های غرب فرات را تحت نفوذ خود محسوب می‌کرده و تنخ همین را بازتاب داده، هر چند این مسئله تفاوت شدیدی با واقعیت داشته‌است. روی هم رفته، تاریخ‌پژوهان حدود دولت سلیمان را بسیار کوچک‌تر از آنچه در تنخ وجود دارد محسوب می‌کنند و یافته‌های باستان‌شناسی نیز تأیید می‌کنند در قرن دهم قبل از میلاد یک امپراتوری بزرگ در این منطقه وجود نداشته‌است.[۲۲][۲۳]

در ادامه روایت، فرعون مصر به جازر حمله می‌کند، دختر خود را به سلیمان به زنی می‌دهد و آن شهر را نیز به عنوان مهریه به دختر خود می‌بخشد. برخی محققان مثل کنث کیچن این فرعون را سی‌آمون که جازر را فتح کرد، می‌دانند، با این وجود گروهی دیگر مثل پل اش این نظریه را غیرممکن می‌یابند. هیچ منبعی غیر از تنخ به این مسئله اشاره نکرده و افرادی مثل برایان رابرتز نیز یادآور شده‌اند که فراعنه به‌طور کلی شاهدخت‌های مصری را به همسری پادشاهان خارجی نمی‌دادند. در صورت پذیرش روایت، می‌توان آن را اینگونه بازسازی کرد که در روزهای مرگ داوود که دولت اسرائیل تضعیف شده بود، با هدف پس گرفتن راه تجاری موسوم به ویا ماریس به آن سمت لشکر کشید اما با دیدن قدرت دفاعی لشکر سلیمان تصمیم به صلح گرفت و صلح را با یک ازدواج مستحکم‌تر کرد که یک موفقیت سیاسی بزرگ برای سلیمان محسوب می‌شود. نویسنده باب ۱۱ کتاب اول پادشاهان سلیمان را بابت ازدواج با شاهدختی مصری سرزنش کرده اما نویسندگان باب‌های ۳ و ۹ از اینکه پادشاهی تازه به دوران رسیده موفق شده با شاهدخت یک کشور باستانی ازدواج کند، با غرور یاد کرده‌اند. ازدواج‌های سیاسی سلیمان با زنان خارجی دیگر نیز در تنخ روایت شده و او توانست به واسطه این ازدواج‌ها از مرزهای حکومتش دفاع کند.[۲۴][۲۵]

کتاب مقدس صراحتاً به عهدنامه سلیمان و حیرام، پادشاه صور، اشاره کرده‌است. حیرام مواد مورد نیاز سلیمان برای ساخت معبد و کاخ‌های سلطنتی مثل چوب، طلا و استادان فنیقی را در اختیار او می‌گذاشت و سلیمان برای جبران به صورت سالانه گندم و روغن به صور می‌فرستاد. بعد از ۲۰ سال تجارت، کفه ترازو به سمت حیرام سنگینی می‌کرد و سلیمان به همین جهت مجبور شد ۲۰ روستا در جلیل را به او واگذار کند. با این حال، نویسنده کتاب دوم تواریخ به اشتباه تصور کرده حیرام ۲۰ شهر به سلیمان بخشید.[۲۶]

سلیمان و حیرام همچنین در ساخت کشتی نیز با یکدیگر همکاری کردند. سلیمان ناوگانی در خلیج ایلات، احتمالاً با همکاری کشتی‌سازان فنیقی، ساخت. خدمه کشتی‌ها ملوانان حیرام و سربازان سلیمان بودند. این ناوگان به همراه کشتی‌های حیرام به اوفیر (در جنوب عربستان یا شرق آفریقا) فرستاده می‌شدند. سلیمان به پادشاهی صور امکان دسترسی به دریای سرخ را داده بود و در عوض، اسرائیل را وارد تجارت با اوفیر کرده بود. تا قبل از ورود سلیمان و حیرام به رقابت، دریای سرخ در انحصار مصری‌ها و مردم جنوب عربستان بود.[۲۷]

با در نظر گرفتن این جزئیات، سفر «ملکه سبا» از جنوب عربستان به اورشلیم، قابل درک است. هر چند داستان فعلی در جزئیات خود قویا افسانه‌ای است اما این بازدید می‌تواند سفری تجاری از سوی اعراب جنوب شبه‌جزیره محسوب شود زیرا آن‌ها دیگر نمی‌توانستند سلطه سلیمان بر راه‌های تجاری و حضور ناوگانش در دریای سرخ را نادیده بگیرند. بدین ترتیب روایت مربوط به یکی از روابط تجاری اسرائیل با اعراب است. البته سندی از حکومت ملکه‌ها در عربستان تا قبل از سال ۶۹۰ قبل از میلاد یافت نشده‌است. کتاب اول پادشاهان به فعالیت‌های تجاری دیگر نظیر صادرات اسب به بین‌النهرین نیز اشاره می‌کند.[۲۸][۲۹]

تنخ صلح و صفای سلطنت اسرائیل در زمان سلیمان را به دلیل خرد او دانسته‌است. با این حال، «پادشاه خردمند» مضمونی رایج در خاورمیانه باستان بوده‌است. به عنوان مثال، در مقدمه قانون حمورابی به خرد پادشاه اشاره شده‌است. آشوربانی‌پال نیز در یک کتیبه خرد خود را ستوده‌است. در تنخ نیز خرد سلیمان از نوع خرد مشرقی و مصری اما از درجه‌ای بالاتر توصیف شده‌است. در روایات، سلیمان خردمندتر از همه انسان‌ها، داننده ضرب‌المثل‌ها، خواننده آوازها، حل‌کننده معماها، صحبت‌کننده با درختان، حیوانات، پرندگان، خزندگان و ماهی‌ها توصیف شده‌است. مطالب دربارهٔ خرد سلیمان با این هدف درست شده‌اند تا از او پادشاهی عادل بسازند و به همین جهت اغراق شدید و جزئیات افسانه‌ای که در آن‌ها دیده می‌شود چندان عجیب نیست.[۳۰][۳۱]

روی هم رفته، روایات دربارهٔ فعالیت‌های تجاری سلیمان و ثروت او به‌طور افسانه‌واری اغراق‌شده هستند. روشن است که نویسندگان کتاب به دنبال گزارش تاریخی صحیح دربارهٔ اقتصاد اسرائیل در عهد سلیمان نبوده‌اند، بلکه قصد آن‌ها تأکید بر ثروت او تحت سایه برکت الهی بوده‌است.[۳۲] در بررسی روایات دربارهٔ مملکت ثروتمند و با ثباتِ سلیمان نباید این نکته را از یاد برد که دولت او مدت کوتاهی بعد از مرگش از بین رفت.[۳۳]

ساختار دولت سلیمان[ویرایش]

سه فهرست از صاحب‌منصبان اسرائیل در کتاب مقدس (۱ فهرست در کتاب اول پادشاهان، ۲ فهرست در کتاب دوم سموئیل) وجود دارد که اولی مربوط به عهد داوود در سال‌های بعد از تحکیم سلطنت اوست، دومی به سال‌های آخر دوره داوود و سومی به نیمه دوم سلطنت سلیمان تعلق دارد. مقایسه این دو فهرست نشان می‌دهد سلیمان نسبت به دوره پدرش در نظام اداری اسرائیل تغییراتی اعمال کرده‌است. دولت داوود به تقلید از دولت‌شهرهای کنعانی به وجود آمده بود اما منصب‌ها در زمان سلیمان پیچیده‌تر شده‌اند.[۳۴]

چهار تغییر عمده میان فهرست‌های داوود و فهرست سلیمان وجود دارد: ۱) بالاترین مقام دولت داوود فرمانده ارتش است، اما در دولت سلیمان کاهن به این جایگاه رسیده. ۲) در فهرست‌های داوود به «کاهنان» و در فهرست سلیمان به «کاهن» اشاره شده‌است که نشان می‌دهد آن زمان منصب «کاهن اعظم» ایجاد شده. ۳) سه منصب جدید در عهد سلیمان اضافه شده؛ یکی از این مناصب («دوست پادشاه») در دوره داوود هم وجود داشته، منتهی در فهرست مقامات به حساب نیامده. ۴) منصب «سردار کریتی‌ها و فلیسطی‌ها» از فهرست سلیمان حذف شده. علاوه بر این تغییرات، اسامی موجود در فهرست نام خاندان‌های اشرافی دربار سلیمان را نیز آشکار می‌کند.[۳۵]

دولت سلیمان به ۱۲ منطقه و سرزمین یهودا تقسیم شده بود. فهرست مناطق و حاکمان هر کدام در کتاب اول پادشاه ذکر شده‌است؛ از این دوازده منطقه، اولی نام جغرافیایی دارد، دومی تا هفتمی با نام شهرها مشخص شده‌اند و هشتمی تا یازدهمی با نام ایلات. نام دوازدهمی نیز احتمالاً باید ایلاتی باشد. اینطور به نظر می‌رسد که نقاط حاشیه‌ای زندگی و نظام ایلاتی خود را حفظ کرده بودند اما مرکز اسرائیل از نو ساختار بندی شده‌است. به گفته تنخ، هر منطقه باید یک سال در ماه برای پادشاه غذا فراهم می‌کرد که از این خط به نظر می‌رسد هدف از این اصلاحات، بهبود نظام جمع‌آوری مالیات بوده‌است. همچنین یهودا یکی از ۱۲ منطقه محسوب نشده که نشانه معافیت آن از مالیات است. سلیمان احتمالاً با انجام اصلاحات ساختاری در مرکز کشور به دنبال کاهش نفوذ سبط یوسف میان ایلات بوده‌است.[۳۶]

میان مقامات دولت داوود یک «سردار باج‌گیران» نیز وجود دارد که نامش ادورام (نامی مرتبط با ادد، خدای طوفان در کنعان) است. داوود به تقلید از دولت‌های کنعان، مردم کنعانی قلمروی خود را به کار اجباری وادار و بر آن‌ها مالیات ویژه‌ای تحمیل کرده بود. در دولت سلیمان، این مالیات ویژه بر اسرائیلیان نیز اعمال شد و با اینکه آیه‌ای در کتاب اول پادشاهان ادعا می‌کند سلیمان بنی‌اسرائیل را به کار اجباری مجبور نکرد اما دیگر بخش‌های کتاب مقدس از بار سنگین ظالمانه‌ای که سلیمان بر اسرائیلیان هم تحمیل کرده بود گواهی می‌دهند؛ مثلاً در یک مورد، او ۳۰ هزار نفر را برای کار به لبنان فرستاد. اعداد اغراق‌آمیزی که دربارهٔ کارگران سلیمان روایت شده، ریشه در همین سیاست او دارد.[۳۷][۳۸]

کار اجباری که سلیمان به قبایل شمالی تحمیل کرده بود، نهایتاً به یکی از دلایل تجزیه پادشاهی متحد اسرائیل تبدیل شد. یربعام بن نباط که از سوی سلیمان به نظارت بر روی بیگاری خاندان یوسف منصوب شده بود، با حمایت قبایل شمالی شورشی علیه سلیمان آغاز کرد که البته در انتها سرکوب شد. بعد از مرگ سلیمان، قبایل شمالی با جانشین او رحبعام برای پایان دادن به کار اجباری مذاکره کردند. با شکست مذاکرات، قبایل شمالی تصمیم گرفتند از سلسله داوود مستقل شوند و یربعام را پادشاه اسرائیل اعلام کردند. نویسنده کتاب پادشاهان از دیدگاه دینی خودش، بت‌پرستی سلیمان را مسبب تجزیه پادشاهی دانسته‌است.[۳۹][۴۰]

ساخت و سازها[ویرایش]

سلیمان بخش مهمی از درآمدهای خود را صرف ساخت بناهایی کرد که منابع کافی برای انجام آن‌ها نداشت. علی‌رغم بیزاری مردمش، او آن‌ها را به کار اجباری مجبور کرد تا منابع لازم را فراهم کند اما باز هم پیداست که موفق نشده‌است زیرا بعد از ۲۰ سال مجبور شد بخش‌هایی از مملکت خود را به دولت صور ببخشد. این ساخت و سازها دو دسته بودند؛ سازه‌های دفاعی و ارگ بزرگ اورشلیم (شامل قصر سلطنتی و معبد). بنا به روایت کتاب مقدس، سلیمان ۱٬۴۰۰ ارابه و ۱۲٬۰۰۰ سوار داشت. این نیروها در اورشلیم، حاصور و دیگر نقاط مهم اسرائیل مستقر بودند. یافته‌های باستان‌شناسی ساخت سازه‌های دفاعی همسان در حاصور، مجدو و جازر را گواهی می‌دهند با این حال باستان‌شناسان دربارهٔ اینکه این یافته‌ها مربوط به دوره سلیمان یا ادوار متاخر بعدی هستند، اختلاف‌نظر دارند.[۴۱][۴۲]

بخش مهم‌تر ساخت و سازهای سلیمان، ارگ بزرگ اورشلیم بود که از دو بنای بزرگ قصر و معبد تشکیل شده بود. کتاب مقدس ساخت معبد در کوه صهیون را به تفضیل و ساخت قصر را با جزئیات کمتری روایت کرده اما از ابعادی که در کتاب برای این دو بنا ذکر شده، مشخص است که بنای اصلی در واقع قصر سلطنتی بوده و معبد سازه‌ای الحاقی به آن. با این حال، معبد سلیمان یک عبادتگاه شخصی سلطنتی نبوده و همان‌طور که در تنخ تأکید و توسط یافته‌های باستان‌شناسی تأیید شده، نقش معبد پادشاهی اسرائیل را داشته‌است. ساخت ارگ اورشلیم ۲۰ سال طول کشید؛ ۷ سال برای معبد و ۱۳ سال برای قصر. سلیمان معبد و قصر را به تقلید از معابد فنیقی و کنعانی پایان هزاره دوم قبل از میلاد ساخت. تنخ نیز به حضور معماران و صنعتگران فنیقی در پروسه ساخت معبد سلیمان اشاره کرده‌است.[۴۳]

بت‌پرستی و مرگ[ویرایش]

بعد از به پایان رسیدن ساخت و سازها، سلیمان دوباره به جبعون رفت. این مرتبه، یهوه به او توصیه کرد که اگر مانند پدرش سلطنت و از قوانین موسی پیروی کند، حکومت سلسله او را تا ابد بر اسرائیل حفظ خواهد کرد؛ اگر از او اطاعت نکند و خدایان دیگر را پرستش کند، «این خانه (معبد) را از جلوی چشمان خویش دور خواهم کرد.» کاملاً واضح است که این آیات متاخر هستند و در واقع نقش پیشگویی تخریب معبد سلیمان و تبعید به بابل را دارند.[۴۴]

در ادامه گفته شده که او در سال‌های پایانی زندگی از یهوه روی برگرداند؛ نویسندگان زنان بسیار او را مسبب این مسئله دانسته‌اند زیرا زنان او از مللی بودند که «یهوه مردم اسرائیل را از ازدواج با ایشان منع کرده بود چون بدون شک باعث می‌شوند به خدایانشان متمایل شوید. سلیمان شیفته این زنان بود. او ۷۰۰ زن ۳۰۰ کنیز داشت. زنانش دل او را [از یهوه] برگردانیدند.» او برای این خدایان معابد بسیاری ساخت که رقیب معبد اورشلیم بودند. نویسندگان کتب تواریخ و پادشاهان کمبود منابع مالی و نارضایتی مردم از سلیمان را نادیده گرفته‌اند و روی‌گردانی او از یهوه را مسبب تجزیه پادشاهی متحد اسرائیل دانسته‌اند. شورش یربعام که اخیای نبی از او طرفداری می‌کرد در همین نقطه روایت شده‌است. اخیا گفت یهوه تصمیم دارد یربعام را بر تمام اسرائیل غیر از یهودا و بنیامین مسلط کند اما به خاطر داوود آن مناطق را در دست سلیمان و جانشینانش خارج نخواهد کرد. سلیمان شورش یربعام را سرکوب کرد و او به مصر گریخت. سلیمان مدتی بعد مرد و در اورشلیم دفن شد.[۴۵][۴۶]

در اسلام[ویرایش]

در اسلام سلیمان یکی از پیامبران بسیار مهم می‌باشد. اسلام سلیمان را پسر داوود می‌داند که خداوند حکمت بسیار زیادی به او ارزانی کرده بود. سلیمان به اذن خدا بر تمامی موجودات زنده مسلط بود و زبان حیوانات را می‌فهمید. قرآن بیان می‌کند که سلیمان باد را تحت کنترل گرفت. همچنین قرآن ذکر می‌کند که سلیمان به خواست خدا بر اجنه مسلط شده بود و این اجنه بنای معبد سلیمان را برای او ساختند. داستان سلیمان و هدهد در قرآن ذکر شده‌است که سلیمان هدهد را غایب می‌بیند و وقتی سلیمان او را احضار می‌کند هدهد به نزد او حاضر شده و در مورد سرزمین سبا صحبت می‌کند. هدهد به سلیمان می‌گوید که مردم سرزمین سبا خورشید را پرستش می‌کنند ولیکن ملکه آن‌ها بسیار قدرتمند و دانا است. سلیمان نامه‌ای برای ملکه سبا به همراه هدهد می‌فرستد. در نامه سلیمان به ملکه سبا می‌گوید که پرستش خورشید را کنار گذاشته و به پرستش خداوند روی آورند.

سلیمان در قرآن به کمک قدرت خدا بر اجنه و ابرها و باد و باران و کوه‌ها و دریاها حاکم می‌شود و همچنین زبان حیوانات را می‌فهمد و با حیوانات سخن می‌گوید. در بسیاری متون مختلف نام سلیمان با سحر و جن‌گیری در ارتباط است. بسیاری افرادی که به دنبال سحر بودند از نام وی استفاده می‌کردند. همچنین مسلمانان معتقدند که سلیمان کافر نشده و تا آخرین روز حیاتش پیامبر خدا بوده‌است.[۴۷][۴۸]

مرگ سلیمان: دربارهٔ مرگ سلیمان نقل شده که خدای متعال به او وحی نمود: نشانه مرگ تو رویش درختی به نام «خرنوبه» در بیت‌المقدس است. روزی سلیمان متوجه شد که درختی در بیت‌المقدس روییده‌است. از او پرسید: چه نام داری؟ گفت: «خرنوبه»! سلیمان بی‌درنگ به محل عبادتش بازگشت و همان‌طور که ایستاده بود از دنیا رفت، در حالتی که بر عصایش تکیه داده بود. سلیمان بعد از مرگش چند روزی به همان وضع بود و جنّ‌ها و انسان‌ها به تصوّر این‌که او زنده است و نگاهشان می‌کند، مانند گذشته مشغول فعالیت بودند تا سرانجام موریانه‌ای وارد عصایش شده و درون آن را خورد. عصا شکست و سلیمان بر زمین افتاد. (این‌جا بود که همه فهمیدند او از دنیا رفت).[۴۹]

نقل دیگر آن است که روزی سلیمان گفت: دوست دارم تنها وارد قصر خود شوم و با خیالی راحت، استراحت کنم و شاد باشم. سپس وارد قصرش شده و درِ آن را قفل کرد تا هیچ‌کس وارد نشود و خود به نقطه بالای قصر رفت و با نشاط به مُلک خود نگریست. نگهبانان در همه جا ناظر بودند که کسی وارد قصر نشود. ناگهان سلیمان جوانی زیبا و خوش‌قامت را در برابرش دید و به او گفت: «چه کسی به تو اجازه داد که وارد قصر شوی، با این‌که من امروز تصمیم داشتم در خلوت باشم و آن را به آسایش بگذرانم؟!» جوان گفت: «با اجازه خدا!». سلیمان گفت: «پروردگار قصر، قدرتش از من بیشتر است، اکنون خود را معرفی کن!» جوان گفت: «من عزرائیل هستم». سلیمان گفت: «چرا این‌جا آمدی»؟ عزرائیل گفت: «آمده‌ام تا روح تو را قبض کنم». سلیمان گفت: «به مأموریت خود عمل کن».... همان دم عزرائیل جان او را گرفت، در حالی‌که به عصایش تکیه داده بود….[۵۰]

نظرات تاریخی[ویرایش]

برخی از تاریخ دادنان مثل فیلیپ دیویس، زیلبرمان و فینکلشتاین معتقدند که سلیمان وجود خارجی نداشته و بعداً این شخصیت ابداع شده‌است. از طرفی هم برخی از تاریخ‌دانان و باستان‌شناسان مثل آوراهام فراست قائل به وجود او در تاریخ بوده‌اند.[۵۱]

داستان‌های سلیمان[ویرایش]

داستان‌های زیادی در مورد سلیمان در کتب مختلف نقل شده که داستان قالیچه پرنده سلیمان فقط یکی از آنهاست.

هزار و یکشب[ویرایش]

داستانی معروف در کتاب هزار و یک شب در مورد جنی صحبت می‌کند که سلیمان را ناراحت کرده بود و به این دلیل سلیمان او را در یک بطری زندانی کرده و در دریا انداخته بود. در بطری به وسیله مهر سلیمان مسدود شده بود و جن نمی‌توانست از بطری خارج شود. در ادامه همین داستان، مطالبی در مورد قالیچه پرنده سلیمان نیز ذکر شده که سلیمان با استفاده از آن پرواز می‌کرده‌است.

روح‌ها و سحر[ویرایش]

بر اساس نوشته‌های روحانی‌های یهود (خاخام‌ها)، خداوند به دلیل درستکاری سلیمان به او قدرت ارتباط با دنیایی در بُعد بالاتر و همچنین ارتباط با اجنه و ارواح را عطا کرده بود. این اجنه برای سلیمان کارهای مختلفی انجام داده و برای او سنگ‌های قیمتی می‌آوردند و همچنین آبیاری درختان و همانند آن.

مهر سلیمان[ویرایش]

بر اساس افسانه‌هایی سلیمان دارای انگشتری بود که قدرت‌های جادویی همچون تسلط بر اجنه را در خود داشت. بر این اساس بر روی این انگشتر مُهری وجود داشت که امروزه از آن به نام ستاره داوود یاد می‌شود.

کلید سلیمان[ویرایش]

کتابی به نام کلید کوچکتر سلیمان وجود دارد که دارای سحرهایی منسوب به سلیمان است. این سحرها روش‌های ارتباط با ارواح و اجنه را بیان می‌کنند. طبق افسانه‌ها و تاریخ این کتاب در مسجدالاقصی دفن شده و محل دقیق آن مشخص نیست. اما تا به امروزه افراد بسیاری از جمله یهودیان به دنبال آن بودند تا از قدرت آنچه در راه خوب و چه در راه ضد بشر استفاده کنند.

فرشتگان[ویرایش]

در متون یهودی، فرشتگان معبد سلیمان را برای او ساختند و این کار با اختیار و علاقه نبود. عقیده خاخام‌ها این است که موجودی کرم مانند به نام شمیر برای بریدن سنگ‌ها استفاده می‌شد.

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. "In Our Time With Melvyn Bragg: King Solomon". UK: BBC Radio 4. 7 June 2012. Retrieved 2012-06-10.
  2. Holy Bible. 1 Kings 11:1–3.
  3. http://www.thenagain.info/WebChron/MiddleEast/Solomon.html
  4. Kelle and Moore, “Solomon”, Biblical History and Israel's Past.
  5. Ishida, “Solomon”, The Anchor Bible Dictionary.
  6. Ishida, “Solomon”, The Anchor Bible Dictionary.
  7. Ishida, “Solomon”, The Anchor Bible Dictionary.
  8. Na'aman, “Sources and Composition in the History of Solomon”, Ancient Israel's History, 79–80.
  9. Na'aman, “Sources and Composition in the History of Solomon”, Ancient Israel's History, 79–80.
  10. Jones, The Biblical World, 217.
  11. McKenzie, King David: A Biography, 175–176.
  12. Ishida, “Solomon”, The Anchor Bible Dictionary.
  13. Ishida, “Solomon”, The Anchor Bible Dictionary.
  14. McKenzie, King David: A Biography, 178.
  15. McKenzie, King David: A Biography, 178.
  16. Ishida, “Solomon”, The Anchor Bible Dictionary.
  17. Ishida, “Solomon”, The Anchor Bible Dictionary.
  18. McKenzie, King David: A Biography, 178–179.
  19. Abramsky and Sperling, “Solomon”, Encyclopaedia Judaica, 755.
  20. Ishida, “Solomon”, The Anchor Bible Dictionary.
  21. Jones, The Biblical World, 217.
  22. Abramsky and Sperling, “Solomon”, Encyclopaedia Judaica, 755.
  23. Ishida, “Solomon”, The Anchor Bible Dictionary.
  24. Ishida, “Solomon”, The Anchor Bible Dictionary.
  25. Abramsky and Sperling, “Solomon”, Encyclopaedia Judaica, 757.
  26. Ishida, “Solomon”, The Anchor Bible Dictionary.
  27. Ishida, “Solomon”, The Anchor Bible Dictionary.
  28. Abramsky and Sperling, “Solomon”, Encyclopaedia Judaica, 757.
  29. Ishida, “Solomon”, The Anchor Bible Dictionary.
  30. Ishida, “Solomon”, The Anchor Bible Dictionary.
  31. Abramsky and Sperling, “Solomon”, Encyclopaedia Judaica, 758.
  32. Ishida, “Solomon”, The Anchor Bible Dictionary.
  33. Abramsky and Sperling, “Solomon”, Encyclopaedia Judaica, 759.
  34. Ishida, “Solomon”, The Anchor Bible Dictionary.
  35. Ishida, “Solomon”, The Anchor Bible Dictionary.
  36. Ishida, “Solomon”, The Anchor Bible Dictionary.
  37. Abramsky and Sperling, “Solomon”, Encyclopaedia Judaica, 758.
  38. Ishida, “Solomon”, The Anchor Bible Dictionary.
  39. Abramsky and Sperling, “Solomon”, Encyclopaedia Judaica, 758.
  40. Ishida, “Solomon”, The Anchor Bible Dictionary.
  41. Ishida, “Solomon”, The Anchor Bible Dictionary.
  42. Abramsky and Sperling, “Solomon”, Encyclopaedia Judaica, 758.
  43. Ishida, “Solomon”, The Anchor Bible Dictionary.
  44. Bandstra, Reading the Old Testament, 270.
  45. Provan, Long and Longman, A Biblical History of Israel, 256–258.
  46. Bandstra, Reading the Old Testament, 270.
  47. «حکمت، حکومت و خطای سلیمان درعهد عتیق با نگاهی به دیدگاه قرآن کریم». سامانه نشریان آموزشی پژوهشی امام خمینی. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۵ اکتبر ۲۰۱۸. دریافت‌شده در ۱۵ اکتبر ۲۰۱۸.
  48. «داستان‌هایی که در تورات آمده؛ مانند نافرمانی حضرت سلیمان از خدا تا چه حد درست می‌باشد؟». اسلام کوئست. دریافت‌شده در ۱۵ اکتبر ۲۰۱۸.
  49. همان، ج ۸، ص 144.
  50. شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا (ع)، محقق، مصحح، لاجوردی، مهدی، ج ۱، ص ۲۶۵ و ۲۶۶، تهران، نشر جهان، چاپ اول، ۱۳۷۸ق.
  51. Davies, Philip R. 1992. In Search of 'Ancient Israel': A Study in Biblical Origins. London: Bloomsbury Publishing, T and T Clark.