جنگ‌های ناپلئونی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
جنگ‌های ناپلئونی
بخشی از عصر ناپلئونی
Austerlitz-baron-Pascal.jpg
Sadler, Battle of Waterloo.jpg
زمان ۱۸۰۳–۱۸۱۵
مکان اروپا، اقیانوس اطلس، اقیانوس هند، آمریکای شمالی
نتیجه پایان حکمرانی ناپلئون بناپارت و امپراتوری اول فرانسه
جنگندگان
بریتانیا بریتانیا
امپراتوری اتریش امپراتوری اتریش
روسیه تزاری امپراتوری روسیه
پروس پادشاهی پروس
اسپانیا اسپانیا
پرتغال پرتغال
پادشاهی سیسیل پادشاهی دو سیسیل
ایالات پاپی ایالات پاپی
امپراتوری عثمانی امپراتوری عثمانی
(تا ۱۸۰۳)

پادشاهی ساردنی پادشاهی ساردنی
سوئد سوئد
پادشاهی متحد هلندهلند
و …
امپراتوری فرانسه فرانسه
دوک‌نشین ورشو
پادشاهی ایتالیا پادشاهی ایتالیا (ناپلئون)
پادشاهی هلند هلند
عثمانی امپراتوری عثمانی
دانمارک-نروژ دانمارک
اسپانیا اسپانیا
و …
تلفات
  • ایتالیا: ۱۲۰٬۰۰۰ کشته یا مفقود الاثر[۱]
  • اسپانیا: بیشتر از ۳۰۰٬۰۰۰ کشته نظامی[۱] — بیشتر از ۵۸۶٬۰۰۰ کشته[۲]
  • بریتانیا: ۳۲٬۲۳۲ کشته شده در نبرد[۳]
  • بریتانیا ۲۷۹٬۵۷۴ کشته یا مجروح بوسیله بیماری‌ها، تصادفات و دیگر عوامل[۳]
  • ۳۷۱٬۰۰۰ کشته شده در نبرد[۴]
  • ۸۰۰٬۰۰۰ کشته شده بر اثر بیماری، جراحات و دیگر عوامل[۵]
  • ۶۰۰٬۰۰۰ کشته غیرنظامی[۵]
  • ۶۵٬۰۰۰ کشته شدگان متحدان فرانسه[۵]

جنگ‌های ناپلئونی به مجموعه‌ای از جنگ‌ها گفته می‌شود که در دوره حکومت ناپلئون بناپارت بر فرانسه بین امپراتوری اول فرانسه و متحدانش از یک‌سو و نیروهای متغیر ائتلاف بین سالهای ۱۸۰۳ تا ۱۸۱۵ میلادی رخ داد. از حوادث مهم آن، فروپاشی امپراطوری مقدس روم بوجود آمدن کنفدراسیون راین، فتح برلین و اشغال وین می‌باشند.

قدرت فرانسه با فتح بیشتر سرزمین‌های اروپا به تندی گسترش می‌یافت، ولی در سال ۱۸۱۲ میلادی، اوضاع دگرگون شد. ناکامی فرانسه در حمله به روسیه در سال ۱۸۱۲ میلادی سبب شد که از قدرت فرانسه شدیداً کاسته شود. در ماه مه ۱۸۱۴ میلادی، سرانجام ناپلئون متحمل شکست کامل نظامی شد. این شکست منجر به تبعید ناپلئون به جزیره الب و بازگشت بوربون‌ها به سلطنت فرانسه شد.

پیش زمینه[ویرایش]

انقلاب فرانسه[ویرایش]

انقلاب فرانسه با سقوط زندان باستیل در سال ۱۷۸۹ آغاز شد. لویی شانزدهم، در سال ۱۷۹۳ اعدام شد. در سال ۱۷۹۲ اتریش برای مقابله با انقلابیون فرانسه به این کشور حمله کرد. تا سال ۱۷۹۵ فرانسه به تدریج وارد جنگ با همه همسایگان خود شده بود و سرزمین‌های ساوی، بلژیک، و ساحل غربی رود راین را تصرف و به خاک خود ملحق کرده بود.

ظهور ناپلئون[ویرایش]

از سال ۱۷۹۵ ارتش فرانسه به فرماندهی ناپلئون بناپارت به پیروزی‌های پی‌درپی دست یافت. در ۱۷۹۵ صلح بال میان فرانسه، هلند و پروس امضا گشت و در ۱۷۹۷ معاهده کامپوفورمیو میان فرانسه و اتریش منعقد گشت.

ناپلئون پس از بازگشت پیروزمندانه خود از ایتالیا و مصر در ۱۷۹۷ و ۱۷۹۸ از نوعی قدرت کاریزماتیک برخوردار بود و به همین پشتوانه در جریان کودتای ۱۸ برومر با کنار زدن دیرکتوار خود با عنوان کنسول اول فرانسه در راس هرم قدرت قرار گرفت.

سال‌های اولیه[ویرایش]

ناپلئون پس از در دست گرفتن قدرت با قرارداد کونکرادا در ۱۸۰۱ به فتح ایتالیا جنبه قانونی داد و با صلح آمین در ۱۸۰۲ بریتانیا را از ادامه دشمنی بازداشت و بنیان یک دولت بورژواری را با قوانین مدنی جدید، ایجاد مدارس، بانک‌ها و … در فرانسه استوار کرد.

ناپلئون از سال ۱۸۰۴ عنوان امپراتور را برای خود برگزید و با تمرکز قدرت در دست خود، جنگ‌های طولانی را علیه همه کشورهای اروپایی آغاز کرد، و جز در نبرد دریایی ترافالگار در ۱۸۰۵ که از بریتانیا شکست خورد همواره با پیروزی همراه بود.

جنگ‌های ناپلئونی[ویرایش]

جنگ ائتلاف سوم[ویرایش]

دودمان هابسبورگ در اتریش به کمک امپراتوری روسیه و بریتانیا دست به ایجاد ائتلاف سوم علیه ناپلئون زدند. با این وجود، اتریش در نبرد استرلیتز شکست خورد و مجبور شد پیمان پرسبورگ را در سال ۱۸۰۵ میلادی با فرانسه امضاء کند. فرانسیس دوم، امپراتور امپراتوری مقدس روم پس از این شکست از تاج و تخت کناره‌گیری کرد، عنوان امپراتوری مقدس روم از بین رفت و به امپراتوری اتریش تغییر نام یافت.

جنگ ائتلاف چهارم[ویرایش]

امپراتوری روسیه، پادشاهی پروس، بریتانیا، پادشاهی ساکسونی و سوئد در ۱۸۰۶ میلادی، ائتلاف‌ چهارم را علیه فرانسه تشکیل دادند. اما بازهم ناپلئون پیروز شد و پیمان تیلسیت را در ۱۸۰۷ با روسیه امضاء کرد و با خارج کردن این کشور از صف متحدین، سلطه خود را بر شهریارنشینان آلمانی تکمیل کرد و حکومت این سرزمین‌ها را به برادرش سپرد.

جنگ ائتلاف پنجم[ویرایش]

ائتلاف پنجم در ۱۸۰۹ تشکیل شد که اتریش طرف اصلی فرانسه بود و در نبرد واگرام شکست خورد و مجبور به امضای قرارداد وین شد.

لشکرکشی به روسیه[ویرایش]

سیاست‌های مذهبی نامطلوب ناپلئون از جمله توقیف پاپ پی هفتم، مالیات‌های سنگین و جنگ‌های بی‌پایان و خسته کننده بنیان قدرت او را متزلزل کرده بود. ناپلئون در ۱۸۱۲ به روسیه لشکرکشی کرد و پس از پیروزی در جنگ اسمولِنسک و جنگ بورودینو و فتح مسکو، با آتش زدن این شهر توسط ارتش روسیه (بر اساس استراتژی زمین سوخته) و کمبود آذوقه مجبور به عقب‌نشینی شد. لشکر فرانسه در این عقب‌نشینی نزدیک به نیم میلیون سرباز از دست داد و آوازه شکست‌ناپذیری ناپلئون خدشه‌دار شد.

پس از حمله سوئد به روسیه یک قرن پیش‌تر در طول جنگ بزرگ شمالی، لشکر کشی ناپلئون به روسیه دومین اشتباه تاریخی حمله به این کشور بود.

جنگ ائتلاف ششم[ویرایش]

ششمین ائتلاف علیه فرانسه با همکاری امپراتوری روسیه، پادشاهی پروس، امپراتوری اتریش، بریتانیا، سوئد، پادشاهی اسپانیا و پادشاهی پرتغال تشکیل شد. این ائتلاف توانست، ارتش ناپلئون بناپارت را در ۱۴ مه ۱۸۱۴ میلادی شکست دهد. بلاافاصله پس از شکست ارتش فرانسه، پیمان فونتن‌بلو به فرنسوی‌ها تحمیل شد. بر اساس این پیمان مقرر شد:

  1. ناپلئون از قدرت خلع شود و لوئی هجدهم از خاندان بوربن به سلطنت بازگردد.
  2. ناپلئون به جزیره الب تبعید شود.

مدت کوتاهی پس از انعقاد پیمان فونتن‌بلو، پیمان پاریس (۱۸۱۴) به امضاء رسید.

بازگشت ناپلئون[ویرایش]

ناپلئون پس از ده ماه اقامت در جزیره الب، در ۲۰ مارس ۱۸۱۵ به پاریس بازگشت و حکومت صدروزه را به دست گرفت. حکومت صدروزه ناپلئون تا شکست او در نبرد واترلو ادامه داشت. ناپلئون بی‌قید و شرط تسلیم شد و این‌بار به جزیره سنت هلن تبعید شد. فرانسه نیز به اشغال متحدین درآمد. پیمان دوم پاریس در ۲۰ نوامبر ۱۸۱۵ به فرانسه تحمیل و این کشور محکوم به پرداخت غرامت و دیگر محدودیت‌ها شد.

پیامد جنگ‌های ناپلئونی[ویرایش]

جنگ‌های ناپلئونی مرزهای اروپا را به هم ریخت، موازنه به وجود آمده در جنگ هفت ساله را بهم زد و تخم انقلاب و اندیشه‌های جدید را در اروپا پاشید. اما سقوط ناپلئون موجب بازگشت اوضاع و تثبیت آن در قالب یک قرارداد همگانی یعنی کنگره وین شد که پس از عهدنامه وستفالی دومین کنگره اروپایی برای تدوین یک نظم جدید به‌شمار می‌رفت.[۶] کنگرهٔ وین با ایجاد کنسرت اروپا که می‌توانست مقابل جاه‌طلبی‌های شهریارانی چون ناپلئون بایستد صلح عمومی جهان را برای یک قرن (تا آغاز جنگ جهانی اول) تضمین کرد.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ White 2014, Napoleonic Wars cites Urlanis 1971
  2. Canales 2004.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ White 2014 cites Dumas 1923 citing Hodge
  4. White 2014 cites Bodart 1916
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ Philo 2010.
  6. نقیب‌زاده، احمد، تاریخ دیپلماسی و روابط بین‌الملل، نشر قومس، ۱۳۸۸: تهران..