پولس

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پولس مقدس
حواری مسیح
Bartolomeo Montagna - Saint Paul - Google Art Project.jpg
مشخصات فردی
تولددر طرسوس
درگذشتبه احتمال در رم
مذهبمسیحیت

پولُس یا پولس (عبری:שאול התרסי شائول طرسوسی، یونانی:Σαούλ شائول و Σαῦλος سوئولوس و Παῦλος پولوس) از مهم‌ترین مبلغان مسیحیت بود؛ برخلاف حواریون، پولس هرگز با عیسی دیدار مستقیم نداشته‌است، در کتاب اعمال رسولان، پولس پیشوای غیریهودیان)[۱] و یعقوب پیشوای یهودیان[۲] خوانده شده‌اند.

زندگی[ویرایش]

بیش‌تر آگاهی‌ها درباره زندگی پولس از نوشته‌های کتاب اعمال گرفته شده‌است. گفتار پولس در مورد زندگی خویش در کتاب غلاطیان آمده‌است؛ با این حال در باره زندگی ش پیش از گرویدن به مسیحیت اطلاعات جامعی در دست نیست و اختلاف‌هایی میان نظر تاریخ‌نگاران هست. پولس — که در انجیل گاهی «سولس» هم نامیده شده — در شهر طرسوس در کیلیکیه (که در ترکیه امروزی قرار دارد)، در حدود سال دهم میلادی، در خانواده‌ای یهودی فریسی زاده شد. وی پس از کارمندی روم نام یونانی پولس (که به معنی کوچک است) را به جای نام عبری شائول برگزید. پولس، زبان یونانی و رومی را آموخت و با نوشته‌های شناخته شده ادبیات باستانی یونان آشنا شد؛ وی حرفه چادردوزی را آموخته بود و چندین سفر نیز به اورشلیم داشت. وی در اورشلیم، از گملیئل بن هیلل که یکی از مراجع مهم سنهدرین بود، علوم دینی و تلمود را آموخت. او نخست به نام دین یهود به مبارزه شدید با مسیحیت پرداخت و در اورشلیم بسیاری از مسیحیان را کشت.

بنا به روایت خود او در «انجیل» در یکی از سفرها در حدود سال ۳۱–۳۶ پس از میلاد، در جاده دمشق، شبانگاه شخص «عیسای مسیح» بر او ظاهر شد. «مسیح» او را به نام عبری اش خطاب کرد و این جمله را به او گفت: «شائول، شائول، چرا مرا آزار می‌رسانی؟» در ادامه «مسیح» شخصاً به او مأموریت داد، تا سفیر خداوند برای غیر یهودیان باشد. «مسیح» همچنین به او گفت، که بینایی اش را از دست خواهد داد و به او شخصی در مقصد راهش - دمشق - معرفی کرد تا به نزدش برود. پولس شگفت زده از این اتفاق فراطبیعی و در نابینایی کامل به آن شهر و ملاقات آن شخص - مردی به نام «حنانیا» - می‌رود و سپس بینایی اش را بازمی‌یابد. بدین ترتیب، پولس که یک یهودی بود به مسیحیت گروید. یهودیان فرماندار دمشق را به دستگیری پولس واداشتند. بنا به روایت مسیحی، پولس در میان سبدی از فراز دیوارهای شهر گذشت.پولس چندی به عربستان رفت و به نام مسیح به تبلیغ پرداخت. برنابا، دست موافقت به او داد و کلیسای اورشلیم را ترغیب کرد تا بشارت عیسوی را ابلاغ کند. پولس و برنابا در همکاری با یکدیگر به تبلیغ مسیحیت پرداختند. زمانی که آن دو در انظاکیه در حال بشارت پیام عیسی مسیح بودند، عده ای از مسیحیان (که با توجه به کتاب اعمال رسولان[۳] به نظر قبلاً جزو یهودیان فریسی بودند و به اجرای احکام ظاهری دینی اهمیت زیادی می دادند و حتی عیسی مسیح نیز بسیار آنان را سرزنش کرده بود[۴]) در مورد ختنه شدن مسیحیان غیریهودی با پولس و برنابا به مشاجره می پردازند که در نتیجۀ آن همگی به اورشلیم سفر می کنند تا نظر بزرگان کلیسای اورشلیم را که توسط چند تن از حواریون مسیح اداره می شد، جویا شوند. در نهایت نظر پولس و برنابا توسط کلیسای اورشلیم تایید می شود. مدتی بعد پس از بازگشت پولس و برنابا از اورشلیم، پولس و برنابا در تصمیم گیری در مورد انتخاب همسفرانی دیگر برای ادامۀ سفرهای تبلیغی خود دچار اختلاف نظر می شوند که در نهایت در ادامۀ سفر، برنابا و مرقس راهی قبرس و پولس و سیلاس عازم بازدید از کلیساهای دیگر[۵].پولس اندکی پس از آن عازم سومین سفر تبلیغی خود شد، با مسیحیان در انطاکیه و آسیای صغیر دیدار کرد، دو سال را در افسس گذرانید، چند ماه را در فیلیپی، تسالونیکا، و بیریه تأسیس کرده بود، گذرانید. او به سئوالات شرعی مسیحیان جواب می‌داد، نامه‌هایی که از او امروزه در دست است، حاکی از این موضوع می‌باشد.

شورای اورشلیم[ویرایش]

بیشتر تاریخ نویسان معتقدند که دیداری مهم در اورشلیم بین پولس و کلیسای اورشلیم در سال ۴۸ تا ۵۰ صورت گرفت. این اتفاق در اعمال ۱۵:۲ نوشته شده‌است. مسئله اصلی این بود که آیا جنتیلهایی که به مسیحیت می‌گروند احتیاجی به ختنه شدن دارند.[۶] پولس در نوشته‌های خود ادعا می‌کند که پطرس، یعقوب و یوحنا پخش کردن مسیحیت در بین جنتیلها توسط پولس را قبول کردند.

بر اساس کتاب اعمال رسولان[۷]، زمانی که پولس و برنابا در انطاکیه در حال بشارت و تبلیغ دین مسیح بودند، عده ای از مسیحیان از ایالت یهودیه آمده (که احتمالاً یهودی الاصل بودند) و به گفتند "اگر طبق شریعت موسی ختنه نشوید، نجات نمی یابید"، در نتیجه مسیحیان نو ایمان که بزرگسال بوده اند، می بایست ختنه می شدند تا بتوانند مورد رحمت خداوند قرار بگیرند. در نتیجه بحث نسبتاً شدیدی بر سر این موضوع بین آن دسته از مسیحیان یهودی نژاد با برنابا و پولس صورت می گیرد، که درنتیجه همگی تصمیم می گیرند تا به اورشلیم سفر کرده و در این مورد با کلیسای اورشلیم که پطرس، یعقوب و یوحنا آن را رهبری می کردند صحبت کنند. پس از اینکه پولس و برنابا در کلیسای اورشلیم مورد استقبال قرار می گیرند، برای صحبت در مورد موضوع ختنه شدن مسیحیان غیریهودی جلسه ای برگزار می کنند. در این جلسه عده ای از مسیحیان که سابقاً جزو فرقۀ یهودیان فریسی بودند[۸] (این احتمال می رود که همین افراد بوده اند که به انطاکیه رفته بودند و بحث ختنه را پیش کشیده بودند) می گویند "باید ایشان (مسیحیان غیر یهودی) را ختنه کنند". پطرس در این جلسه به صورت ضمنی از پولس و برنابا حمایت می کند. سپس برنابا و پولس صحبت می کنند. در نهایت بعقوب در تایید سخنان پطرس، اعلام می دارد که "رای من این است که آن هایی را که از امت ها(ی غیر یهودی) به خدا روی می آورند، نباید مشوّش کرد و اما فقط برایشان بنویسیم که از آلودگی های بتان و از زنا و از گوشت حیوانات خفه شده و خوردن خون پرهیز کنند"[۹] در نتیجه در مورد ختنه شدن یا نشدن مسیحیان نو ایمان که ختنه نشده بودند، کلیسای اورشلیم (شامل پطرس و یعقوب) با پولس و برنابا هم نظر بودند که ختنه برای یک مسیحی نو ایمان ( که قاعدتاً بزرگ سال است) ضرورتی ندارد.

نوشته‌های پولس[ویرایش]

چهارده بخش عهد جدید به پولس نسبت داده می‌شود. رسالهٔ رومیان، اول قرنتیان، دوم قرنتیان، گالاتیان (غلاطیان)، فیلیپیان، اول تسالونیکیان،افسسیان،کولوسیان،دوم تسالونیکیان و فیلمون به‌طور قطع نوشته او هستند. در مورد چهار بخش دیگر بیشتر محققان معتقدند نوشته او نیست که این قسمت‌ها عبارتند از: اول تیموتائوس، دوم تیموتائوس، تیتوس.

در مورد رسالۀ عبرانیان، البته بر خلاف سایر رساله های پولس که همیشه نام خود را در رساله ذکر می کرد، هیچ اسمی از نگارنده نیست و این رساله با توجه به تفاوت های روش نگارشی ای که با رساله های پولس دارد، به اعتقاد بسیار از محققان و همچنین مسیحیان اولیه، این رساله توسط پولس نوشته نشده، بلکه توسط یک شحص دیگر، که خطاب به مسیحیان یهودی نژاد (عنوان رساله : به عبرانیان) می نویسد، برخلاف پولس که مسیحیت را بین بت پرستان و مشرکان تبلیغ می کرد. محققان احتمال می دهندکه نگارندۀ "رساله به عبرانیان" یکی از اشخاص زیر می تواند باشد:

  1. برنابا
  2. پرسکیلا (یکی از رسولانِ زن در قرن اول میلادی[۱۰])
  3. لوقا
  4. سیلاس

ارتباط با «شریعت یهود (تورات)» و «آداب و رسوم یهودی»[ویرایش]

بعضی معتقد هستند که رفتار پولس در چهارچوب تورات و سایر کتب انبیا (عهد قدیم) است؛ ولیکن بعضی دیگر معتقدند که او با یهودیت در تقابل است.

دیدگاه پولس باعث سرعت گرفتن جدا شدن کسانی که عیسی را قبول کرده بودند از یهودیت شد. او معتقد بود که ایمان داشتن به مسیح تنها مسئله مهم در رستگاری برای یهود و جنتیل است. معمولاً از نوشته های او در عهد جدید (رساله های مذکور در بخش فوق) اینطور برداشت می شود که که جنتیل هایی (غیریهودیانی که) که عیسی را قبول می‌کنند احتیاجی به تبعیت از قوانین یهودی ندارند و نیازی به ختنه شدن و تبعیت از قوانین مواد غذایی (کوشر) ندارند. این البته یک برداشت از نوشته های اوست که آن را در تقابل با رعایت تورات می بینند.

اما دیدگاهی دیگر نیز در مورد نوشته های پولس وجود دارد. در مقابل گروهی که نوشته های پولس را در تفابل کامل با تورات (شریعت یهود) می دانند، گروه دیگر از نوشته های پولس اینطور برداشت می کنند که او در تقابل با «آداب و رسوم یهودی» (که در کتاب تلمود توسط روحانیون یهودی نوشته شده و یهودیان آن را به به قداست تورات می دانند) نوشته است، نه تقابل با «تورات». این عده از مسیحیان معتقدند که نوشته های پولس دچار تفسیر اشتباه شده است، همان طور که در رسالۀ دوم پطرس، پطرسِ حواری می نویسد[۱۱]: "در ضمن بدانید که مسیح به این دلیل صبر می کند تا ما فرصت داشته باشیم پیام نجات بخش او را به همۀ مردم برسانیم. برادر عزیز ما پولس، با آن حکمتی که خداوند به او عطا کرده، در بسیاری از نامه های خود دربارۀ همین مطلب سخن گفته است. درک برخی نوشته های او دشوار است و برخی که اطلاع کافی از کتاب آسمانی ندارند و وضع روحانی شان ناپایدار است، آن ها را به غلط تفسیر می کنند، همان کاری که با بخش های دیگر کتاب آسمانی نیز می کنند. امّا با این کار، نابودی خود را فراهم می سازند". با اشاره به این رسالۀ پطرس، این دسته از مسیحیان معتقدند: پولس، مانند سایر حواریون عیسی مسیح پیروی از آداب و سنّت هایی که روحانیون یهود تعریف کرده بودند مخالف بود، مانند شستن دست ها به صورت نمادین پیش از غذا (همان طور که عیسی مسیح نیز با آن مخالفت کرد[۱۲][۱۳]) و یا اینکه غیریهودیان (که ختنه نشده اند) نجس هستند و نباید سر یک سفره نشست. عیسی مسیح نیز با غیرمختونان و افرادی که روحانیون یهودی آنان را نجس می خواندند، هم سفره شده بود و با آنان به صحبت می پرداخت و آنان را نجس نمی دانست[۱۴][۱۵][۱۶] بلکه عیسی مسیح در انجیل گفت "رسالت من این است که گناهکاران را به سوی خدا بازگردانم، نه آنانی که عادل و مقدس هستند (خود را عادل و مقدس می دانند)"[۱۷]. در نتیجه این دسته از مسیحیان معتقدند همان طور که عیسی مسیح در انجیل و سایر رسولان در رساله های خود، در قوانین تورات، فقط برخی را تغییر داده اند یا منسوخ کرده اند (مانند حکم طلاق[۱۸] یا به جا آوردن قربانی[۱۹] یا احکام نگاه کردن و چند حکم دیگر) پولس نیز همین موارد را تاکید کرده و برای مثال در مورد ختنۀ مردان و نوزادان پسر، همانند رسولان دیگر مسیح، از جمله یعقوب، پطرس ، برنابا و سایر رسولان همگی متفق القول بودند که رعایت آن (ختنه کردن مردان و نوزدان پسر) برای مسیحیان ضروری نیست[۲۰]. امّا در هیچ رساله ای از پولس نمی توان عبارتی یافت که مطابق آن خوردن گوشت های ناپاک از دید تورات، حلال شمرده شده باشند. بنابراین این دسته از مسیحیان گوشت های ناپاک اعلام شده در تورات هیچگاه نه توسط عیسی مسیح و نه توسط هیچکدام از رسولان مسیح (شامل پولس) حلال دانسته نشده است.

دیدگاه ها در مورد پولس[ویرایش]

از دیدگاه مسلمانان و برخی منتقدان مسیحیت، ادعا می شود که پولس دین عیسی مسیح را تغییر داده است. مسیحیان امّا به رساله های پولس، در کنار رساله های سایر رسولان مسیح و انجیل اعتقاد کامل دارند و آن ها را بخش دوم کتاب مقدس خود، عهدجدید مقدس می دانند (کتاب مقدس مسیحیان از دو بخش تشکیل می شود، عهد عتیق(عهد قدیم) و عهد جدید).

منتقدان پولس مانند لئو تولستوی معتقد بودند که پولس تعلیمات عیسی را تحریف کرد. به عقیده تولستوی پولس در انحراف مسیحیت اولیه از مسیر عیسی نقش اصلی را داشت. به عقیده تام اوگولو پولس یک پیامبر دروغین بود که نمی‌خواست رومیها را مسیحی کند بلکه می‌خواست مسیحیان را رومی‌کند. به عقیده تام اوگولو پولس چندین ایده اصلی را وارد مسیحیت کرد که آن‌ها عبارتند از:

  1. یهودستیزی.
  2. الهیت عیسی.
  3. تبدیل شدن نان و شراب به بدن و خون عیسی.
  4. قربانی شدن عیسی به عنوان کفاره گناهان مردم.
  5. مسیح بودن عیسی.
  6. تأکید بر بهشتی بودن پادشاهی عیسی در مقابله با پادشاهی زمینی.
  7. بزرگتر کردن قوم برگزیده تا هر کسی که عیسی را قبول کند شامل شود.
  8. وابسته کردن رستگاری به باور به عیسی و نه عمل به قوانین تورات.
  9. ایجاد سلسله مراتب در کلیسا تا کنترل کلیسا را در دست گرفته و کنترل باور مردم را در اختیار داشته باشد.[۲۱]


به مواردی که در بالا ذکر شده البته انتقاداتی وارد است، زیرا موارد ذکر شده فقط توسط پولس نیست که مطرح شده اند، بلکه دیگر حواریون و شاگران مسیح نیز به همین موارد اشاره کرده اند. در ادامه تمامی این موارد با ارجاع به انجیل ها و رساله هایی که سایر حواریون نوشته اند آورده شده اند و هم خوانی آن ها با مطالبی که پولس به آن ها اشاره می کند، واضح است:

  1. مخالفت با روحانیون ریاکارِ یهودی به سبب بدعت گذاری های آنان، به هیچ وجه به معنی یهودستیزی نیست و نه فقط پولس، بلکه سایر حواریون مسیح و خود عیسی مسیح در سرزنش روحانیون ریاکار یهودی بارها سخن گفته اند[۲۲].
  2. عیسی در راه پیام نجات بخش الهی فدا شد و از فدا شدن جان خود در این راه دریغ نکرد و قربانی گناهان بشر شد.[۲۳][۲۴] این موضوع را پولس ابداع نکرد.
  3. در مورد مسیح بودن عیسی، تمام نگارندگان مسیحی در هر دوره ای به مسیح بودن عیسی اعتقاد و ایمان داشته اند و پولس نبود که عیسی را مسیح نامید[۲۵][۲۶][۲۷][۲۸].
  4. عیسی خود در انجیل اظهار می کند که پادشاهی او از جنس پادشاهی این زمین نیست[۲۹][۳۰].
  5. عیسی مسیح همواره تمامی مردم دنیا را به پیروی از خود فراخواند، نه فقط قوم یهود را[۳۱] این دعوت همگانی ادعایی نبود که پولس آن را ساخته باشد.
  6. پولس اصولاً امکان این را نداشته که باور مردم را در دست بگیرد. پولس بارها دستگیر شد و در نهایت به رُم برده شد و قدرت و حمایتی اساساً وجود نداشته تا او بخواهد اعتقاد مردم را به دست بگیرد. پولس بارها شده بود که (مانند سایر رسولان مسیح) از طرف مردم مورد پذیرش نشود و او بدون لعنت و نفرین، آن محل را ترک نمود[۳۲]. او هیچگاه اعتقاد مردم را به دست نگرفت، همچنان که از نامه های او بر می آید، کلیساهایی (چمع های مسیحی ای) که او خود در بین اقوام غیریهودی پایه گذاری کرده بود، بر خلاف خواست او نیز عمل می کرده اند. پولس همچنین از اینکه کلیسایی به نام "گلیسای پولس" تاسیس شود و باعث جدایی از سایر کلیساها شود که توسط دیگرا حواریون و شاگردان مسیخ پابه گذاری شده بود، به شدت نهی و نکوهش کرده بود[۳۳].

برنابا و پولس[ویرایش]

در انجیلی که به برنابا منتسب می‌کنند و در مسیحیت رسمی امروزی (دوره مسیحیت بعد از کنستانتین) فاقد ارزش است، گفته شده‌است:

عده‌ای بشارت دادند به اینکه یسوع (حضرت عیسی) همان پسر خداست و در شمارهٔ ایشان پولس هم فریب خورد.

نویسندۀ کتاب «انجیل برنابا» (که به باور اکثر محققان، اثری است از قرن 14 یا 15 میلادی و نویسندۀ آن شخصی غیر از برنابا، و به باور برخی از محققان یک شخص مسلمان بوده [۳۴]) برخی حواریون و رسولان مسیح، از جمله پطرس را در چندین نوبت سرزنش کرده[۳۵] و به ویژه پولس را عامل تحریفِ تعالیم عیسی معرفی می کند و در کتابش به مخالفت با آرای او پرداخته‌است؛[۳۶] به این کتاب (انجیل برنابا) از سوی محققان به دیدۀ تردید نگاه شده، زیرا در نامه ای بسیار کُهن (نگاشته شده در قرن دوم میلادی) ، که آن را نیز به برنابا منسوب می کنند (رسالۀ برنابا و البته آن هم نویسنده ای غیر از برنابا داشته)، در دفاع از الوهیت مسیح، مصلوب شدن و رستاخیز مسیح نوشته و شباهتی بین "رسالۀ برنابا و انجیل برنابا وجود ندارد.

درگذشت[ویرایش]

نهایتاً پولس پس از تعمید دادنِ عده‌ای از رومیان با هدایای (کمک هایی که جهت فشارهای اجتماعی که بر مسیحیان وارد می شد) گرد آوری شده به اورشلیم رفت در اورشلیم تعداد زیادی از یهودیان برگردِ او جمع گشته و ازدحام کردند بطوری‌که سربازانِ رومی به سختی موفق شدند وی را از دست آن‌ها نجات دهند و توقیفش کنند. در این دستگیری او تقریباً دو سال در بازداشت بود که فکر کرد چون نشان شهروندی روم را دارد و قبلاً هم با استفاده از همین نشان قیصر روم او را آزاد کرده بود این بار نیز اگر به روم رود آزاد خواهدشد؛ لذا خواست که او را برای محاکمه به روم بفرستند. این خواسته عملی شد، ولی بعد از اینکه به روم انتقال داده شد به مدت دو سال هم در آنجا به قید ملاقات آزاد زندانی کشید تا اینکه سرانجام در زمانِ حکومت نرون به فرمانِ وی سرش را از تن جدا کردند. در سالِ کشته شدنِ پولس در منابع مختلف اجماع وجود ندارد، چنان‌که تعدادی سال ۶۰ و بعضی ۶۴ و برخی نیز ۶۷ میلادی را مطرح کرده‌اند.

منابع[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. اعمال ۲۴:۵
  2. اعمال ۱۱:۲۶
  3. عهد جدید، کتاب اعمال رسولان، باب 15، آیۀ 5.
  4. عهد جدید، کتاب انجیل مرقس، باب 7.
  5. عهد جدید، کتاب اعمال رسولان، باب 15، آیۀ 36.
  6. ببینید ختنه شدن در مسیحیت اولیه را.
  7. عهدجدید، کتاب اعمال رسولان، باب 15.
  8. عهد جدید، کتاب اعمال رسولان، باب 15، آیۀ 5.
  9. عهد جدید، کتاب اعمال رسولان، باب 15، آیۀ 13 تا 20.
  10. عهدجدید، رسالۀ به رومیان، باب 16، آیۀ 3.
  11. عهدجدید، رسالۀ دوم پطرس، باب 3، آیۀ 15 و 16.
  12. عهدجدید، انجیل متی، باب 15، آیۀ 1 تا 20.
  13. عهدجدید، انجیل مرقس، باب 7، آیۀ 1 تا 23.
  14. عهدجدید، انجیل لوقا، باب 7، آیۀ 36 تا 49.
  15. عهدجدید، انجیل لوقا، باب 17، آیۀ 11 تا 19.
  16. عهدجدید، انجیل لوقا، باب 19، آیۀ 1 تا 10.
  17. عهدجدید، انجیل متی، باب 9، آیۀ 13.
  18. عهدجدید، انجیل متی، باب 19، آیۀ 1 تا 9.
  19. عهدجدید، انجیل متی، باب 12، آیۀ 7.
  20. عهدجدید، اعمال رسولان، باب 15.
  21. Tom O'Golo (2011). Christ? No! Jesus? Yes!: A radical reappraisal of a very important life. p. 81.
  22. عهدجدید، انجیل متی، باب 23، آیۀ 1 تا 36.
  23. عهدجدید، انجیل یوحنا، باب 1، آیۀ 29.
  24. عهدجدید، انجیل مرقس، باب 7، آیۀ 31 تا 38.
  25. عهدجدید، انجیل متی، باب 1، آیۀ 1.
  26. عهدجدید، انجیل مرقس، باب 1، آیۀ 1.
  27. عهدجدید، انجیل یوحنا، باب 1، آیۀ 17.
  28. عهدجدید، انجیل متی، باب 20، آیۀ 19.
  29. عهدجدید، انجیل مرقس، باب 15، آیۀ 2.
  30. عهدجدید، انجیل یوحنا، باب 19، آیۀ 33 تا 36.
  31. عهدجدید، انجیل متی، باب 28، آیۀ 19.
  32. عهدجدید، اعمال رسولان، باب 18، آیۀ 6.
  33. عهدجدید، رسالۀ اول قرنتیان، باب 1، آیۀ 10 تا 17.
  34. The Historical Course of the Gospel according to Barnabas , by Hosein Tofighi صفحۀ 30.
  35. انجیل برنابا، بخش 70 ، شمارۀ 2 تا 10.
  36. انجیل برنابا، ۲–۱۰، ۵۲: ۱۰–۱۴، ۱۲۸: ۸، ۲۱۲: ۵–۶، ۲۱۸: ۳، ۲۲۲: ۳–۳۳۷.

پیوند به بیرون[ویرایش]