روت

روت یا روث یا راعوت (به عبری: רותי) از زنان مذکور در عهد عتیق و از اهالی موآب بود[۱] که نخست به همسری محلون درآمد[۲] و پس از مرگ محلون با بوعز ازدواج کرد.[۳] او مادر عوبید، پدر یسی و پدربزرگ داوود بود.[۴] روت یکی از پنج زنی است که نامشان در نسبنامه عیسی آمده است.[۵]
کتاب (مقیلا) روت
[ویرایش | اشتراکگذاری]کتاب (مقیلا) روت داستان خانوادهٔ الیملخ از قبیلهٔ یهودا را روایت میکند که به سبب خشکسالی و قحطی، سرزمین خود را ترک کرده و به سرزمین موآب، یکی از دشمنان اسرائیل در آن دوران، میروند. پس از مدتی، الیملخ، پدر خانواده، میمیرد. دو پسر او، محلون و کلیون، با دو زن موآبی به نامهای روت و عُرفه ازدواج میکنند که بنا بر گفتهٔ حکمای یهود، دختران یا نوادگان عِجلون، پادشاه موآب، بودند. حدود ده سال بعد، آن دو پسر نیز میمیرند و تنها نعومی، مادر خانواده، و دو عروسش باقی میمانند. نعومی که همهچیز خود را از دست داده و شنیده بود قحطی در سرزمین اسرائیل پایان یافته است، تصمیم میگیرد اندوهگین، شرمسار و فقیر به وطنش بازگردد و از عروسهایش میخواهد همراه او نیایند، زیرا چیزی برای بخشیدن به آنان ندارد. برخلاف عُرفه که سخن او را میپذیرد و نزد خانوادهاش بازمیگردد، روت پافشاری میکند و به مادرشوهرش وفادار میماند و میگوید: «قوم تو قوم من و خدای تو خدای من است»، و اعلام میکند که تنها مرگ میان آن دو جدایی خواهد افکند (روت ۱:۱۷). در میدراش «روت ربّه» آمده است که نعومی تلاش کرد روت را از گرویدن به آیین یهود بازدارد و به او گفت: «دخترم، رسم دختران اسرائیل نیست که به تماشاخانهها و میدانهای نمایش بروند.» با این حال، روت تصمیم میگیرد از نعومی پیروی کند.

پس از بازگشت آنان به بیتلحم، روت با ابتکار خود و با برکت مادرشوهرش به کشتزارها میرود تا همچون فقیران اسرائیل در آن روزگار، خوشههای باقیمانده پس از دروگران را جمعآوری کند. در همان روز، روت توجه صاحب مزرعه، بوعز، را جلب میکند. بوعز دربارهٔ او از دروگران پرسوجو میکند و درمییابد که او خویشاوندش و عروس عمویش الیملخ است. از اینرو از او میخواهد که به مزرعهٔ دیگری نرود و فقط در زمین او خوشهچینی کند. همچنین به کارگرانش دستور میدهد با او با احترام رفتار کنند، مزاحمش نشوند و اجازه دهند با آنان غذا بخورد و از آبشان بنوشد. او حتی روت را به غذای خود در مزرعه دعوت میکند و رفتاری گرم و مهربان با او نشان میدهد که روت را شگفتزده و متأثر میکند. پس از مدتی، نعومی به روت توصیه میکند شبانه به خرمنگاه برود؛ جایی که بوعز هنگام باد دادن جوها حضور دارد، و کنار پای او بخوابد تا او را به ازدواج با خود ترغیب کند (روت ۳:۴). این کار در معنای سادهٔ واژه، اجرای حکم یِبوم نبود، زیرا یبوم تنها دربارهٔ ازدواج با همسر برادرِ بیفرزندِ درگذشته صدق میکند، اما به سنت ازدواج زنِ مرده با یکی از خویشاوندان او مربوط میشد.

روت سخن او را میپذیرد، خود را شستوشو میدهد، عطر میزند، لباسهایش را میپوشد و شبانه به خرمنگاه میرود و کنار پای بوعز میخوابد. هنگامی که بوعز بیدار میشود، روت از او میخواهد با او ازدواج کند و میگوید: «دامنت را بر کنیزت بگستران، زیرا تو ولیّ و نجاتدهندهای.» بوعز میپذیرد، اما مشکلی حقوقی را مطرح میکند: شخصی هست که از او نزدیکتر است و بنابراین اگر بخواهد با روت ازدواج کند، حق تقدم دارد. با این حال، او وعده میدهد که اگر آن خویشاوند نخواهد روت را به همسری بگیرد، خود او با وی ازدواج خواهد کرد. صبح روز بعد، پیش از طلوع آفتاب، روت را به خانه بازمیگرداند. همان روز، بوعز به دروازهٔ شهر میرود و در آنجا با آن خویشاوند دیگر که در متن «فلانیِ ناشناس» نامیده شده است (روت ۴:۱) و طبق برخی میدراشها نام واقعیاش «طوب» بوده، دیدار میکند. در حضور ده نفر از بزرگان شهر، آن مرد اعلام میکند که نمیخواهد حق خود را اجرا کند، زیرا بیم دارد که میراث و نسلش از این ازدواج آسیب ببیند (روت ۴:۶). بدین ترتیب، این حق به بوعز منتقل میشود و سپس بوعز و روت با یکدیگر ازدواج میکنند. از این پیوند، عوبید زاده میشود که موجب آرامش نعومی میگردد و از نسل او پادشاهی داوود پدید میآید، چنانکه در کتاب آمده است:
«و این است نسب فارِص: فارص حصرون را آورد، و حصرون رام را آورد، و رام عَمیناداب را آورد. و عمیناداب نحشون را آورد، و نحشون سلمَه را آورد. و سلمون بوعز را آورد، و بوعز عوبید را آورد. و عوبید یِشای را آورد، و یِشای داوود را آورد.» (کتاب روت، فصل ۴، آیات ۱۸ تا ۲۲)
ویژگیهای روت
[ویرایش | اشتراکگذاری]از کتاب (مقیلا) روت میتوان دربارهٔ ویژگیهای منحصربهفرد روت آموخت، از جمله:
کوشایی و سختکوشی – هنگامی که روت به بیتلحم میرسد، بلافاصله برای جمعآوری خوشهها به مزرعه میرود، بدون آنکه منتظر باشد نعومی چیزی به او بگوید. او تقریباً تمام روز را بدون استراحت کار میکند (کتاب روت، فصل ۲، آیه ۷). در پایان روز، روت با مقدار زیادی جو نزد نعومی بازمیگردد که برای چند روز آنها کافی است.
فروتنی و حیا – فروتنی روت همچون رشتهای در سراسر داستان دیده میشود. برای نمونه، هنگامی که روت به بوعز پاسخ میدهد پس از آنکه او از او به سبب کمک به نعومی ستایش میکند، روت با نهایت تواضع پاسخ میدهد و سخنان نیک بوعز را دربارهٔ خود نادیده میگیرد. روت او را «سرورم» خطاب میکند و خود را کنیز او مینامد. بدینگونه تأکید میکند که او صاحباختیار است و جایگاه خود را بهعنوان زنی فقیر که به یاری او نیاز دارد، میپذیرد.

توانایی سپاسگزاری – پس از آنکه بوعز با او رفتار ویژهای نشان میدهد، روت به زانو میافتد و در برابر او تعظیم میکند و با شگفتی میپرسد چرا شایستهٔ چنین لطف خاصی شده است، او که زنی بیگانه و غیر اسرائیلی است و بوعز او را نمیشناسد.[۶]
نیکوکاری و مهربانی – بوعز، روت را زنی اهل نیکی و مهربانی میشناسد و به او میگوید: «مهربانی اخیرت بهتر از نخستین مهربانیات بود» (کتاب (مقیلا) روت، فصل ۳، آیه ۱۰). از این آیه برمیآید که مهربانی اخیر او آن بود که بوعز را بهعنوان ولیّ و نجاتدهنده انتخاب کرد و نه مردی جوانتر، اما دربارهٔ مهربانی نخستین تفسیرهای مختلفی وجود دارد – بر اساس برخی مفسران (مانند راشی)، مهربانی نخستین او نسبت به مادرشوهرش نعومی بود، زیرا او را در بیوگی و تنهایی ترک نکرد؛ برخی دیگر آن را مهربانی نسبت به همسرش میدانند و بعضی مفسران آن را اشاره به تمایل او برای گرویدن به یهودیت میدانند.
نگرش الهیاتی – روت انتظار پاداش یا سرنوشت خوشی را در برابر وفاداری به نعومی ندارد. از سخنان او «هر جا تو شب را به صبح رسانی، من نیز همانجا خواهم ماند» چنین برمیآید که روت در پی خانه و آسایش شخصی نیست، بلکه آمادهٔ زندگی آوارهوار در کنار نعومی است. سخنان او نشان میدهد که هشدارهای نعومی را جدی گرفته و آیندهٔ پیش رو را با بدبینی میبیند.[۷][۸]
وفاداری و دلبستگی به عزیزان – روت بهعنوان زنی توصیف میشود که مادرشوهرش را دوست دارد. این تنها جایی در کتاب است که ریشهٔ «دوست داشتن» بهکار رفته و این عشق، نه عشقی جسمانی یا رمانتیک، بلکه پیوندی عمیق و روحی میان او و نعومی است.[۹] سخنان روت که میگوید «هر جا تو بمیری، من نیز خواهم مرد» بیانگر وفاداری تا پایان زندگی است؛ بهگونهای که حتی پس از مرگ و در دفن نیز روت میخواهد در کنار نعومی بماند.[۸]
کتاب (مقیلا) روت
[ویرایش | اشتراکگذاری]کتاب (مقیلا) روتدر شاووت خوانده میشود. دلایل ذکر شده برای این سنت شامل موارد زیر است:
- شاووت فصل برداشت محصول است (خروج ۲۳:۱۶)، و رویدادهای کتاب روت نیز در فصل برداشت اتفاق میافتند.[۱۰]
- از آنجا که شاووت بهطور سنتی بهعنوان روز دریافت تورات شناخته میشود، ورود کل مردم یهود به پیمان تورات یکی از مضامین اصلی این روز است. گرویدن روت به یهودیت و ورود او به این پیمان، در کتاب شرح داده شده است. بنابراین این موضوع با دیگر مضامین روز همخوانی دارد.[۱۰]
- پادشاه داوود (نسل روت، که شجرهنامهٔ او در پایان کتاب روت آمده) بهطور سنتی در شاووت متولد و در همان روز درگذشته است.[۱۱]
- جِماتریا (ارزش عددی) نام روت ۶۰۶ است. با افزودن آن به هفت قانون نوح، مجموع آن برابر با ۶۱۳ دستور تورات میشود.[۱۲]
- یکی دیگر از مضامین مرکزی کتاب، «خِسِد» (محبت و مهربانی) است، که یکی از مضامین مهم تورات است.[۱۳]
پانویس
[ویرایش | اشتراکگذاری]- ↑ روت ۱:۱
- ↑ روت ۴:۱۰
- ↑ روت ۴:۱۳
- ↑ روت ۱۳:۱۷
- ↑ متی ۱:۵
- ↑ http://bagrutolim.cet.ac.il/Activities/mikra/Unit7/Chapter2/page4.aspx
- ↑ וכדברי רבי יוסף קרא: "מוטב ללון עמך כאורח נטה ללון ולא להשקע במקומי בפלטים [=פלטין] חשובים".
- 1 2 וכדברי רבי יוסף קרא: "מוטב ללון עמך כאורח נטה ללון ולא להשקע במקומי בפלטים [=פלטין] חשובים".
- ↑ יאיר זקוביץ, "מקרא לישראל פירוש מדעי למקרא רות", הוצאת עם עובד והוצאת מאגנס 1990, בעמ' 113–114
- 1 2 David Abudarham, end of commentary to Passover Mussaf
- ↑ Jerusalem Talmud Hagigah 2:3
- ↑ https://www.hidush.co.il/hidush.asp?id=597
- ↑ Rosenberg, Yael. "Reading Ruth: Rhyme and Reason". Mazor Guide. Mazornet, Inc.
منابع
[ویرایش | اشتراکگذاری]- کتاب مقدس عهد عتیق و عهد جدید، ترجمه فاضل خان همدانی، ویلیام گلن، هنری مرتن، تهران: اساطیر، ۱۳۷۹، شابک ۹۶۴−۳۳۱−۰۶۸-X
- یاردون سیز (۱۳۸۰)، دانشنامه کتاب مقدس، ترجمهٔ بهرام محمدیان، تهران: روز نو، ص. ۱۹۱۲
{{یادکرد}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - جیمز هاکس (۱۳۷۵)، قاموس کتاب مقدس، ترجمهٔ عبدالله شیبانی، تهران: اساطیر، ص. ۱۱۴
{{یادکرد}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)