برج بابل

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مختصات: ۳۲°۳۲′۱۱″ شمالی ۴۴°۲۵′۱۵″ شرقی / ۳۲.۵۳۶۲۵۸۳° شمالی ۴۴.۴۲۰۸۲۵۲° شرقی / 32.5362583; 44.4208252

تصویر خیالی از برج بابل اثر پیتر بروگل

برج بابل ساختمانی است که در سفر پیدایش*[۱] به آن اشاره شده‌است. هم اکنون این برج نابود شده‌است.

در گذشته باور بر این بود که درختان هر طبق بر بروی طبقهٔ پایین می‌افتاد و درختان را وارانه نشان می‌داد. بر پایه آنچه در تورات کتاب پیدایش آمده انسان‌های نخستین که همگی در بابل بودند به سبب کمبود جا و سرچشمه‌ها خواستار پراکنده شدن به جاهای دورتر شدند ازین رو و برای جلوگیری از چند دستگی این برج بلند را ساختند تا همبستگی خود را از دست ندهند.

در سال ۱۸۹۸ میلادی رابرت کلدوی (به آلمانی: Robert Koldewey)، باستان‌شناس آلمانی، در حدود ۹۰ کیلومتری جنوب شهر بغداد و در سواحل فرات جستجو در پی یافتن ویرانه‌ها و بقایای شهر غرق شده بابل را آغاز کرد. برج بابل معبدی مطبق برای ” مردوک ” خدای بابل بود، بنایی با ابعاد ۹۰ در ۹۰ متر و ارتفاع حدود ۹۰ متر. از این بنای عظیم تعدادی از پایه‌های اصلی آن به جای مانده است. تا پیش از حفاریها و کاوشهای باستان شناسان افسانه‌ها و تصورات گوناگونی در مورد برج بابل وجود داشت. یکی از نمودهای این تخیلات تابلوی نقاشی برج بابل اثر ” پیتر بروگل ” است که برج بابل را بنایی مدور و مطبق با تاقهای قوسی تصور کرده. اما حفاریهای باستان شناسان و پژوهشگران تصویری متفاوت از آنچه گذشتگان می‌انگاشتند به ما می‌دهد: بنایی چهارگوش با ابعاد ۹۰ در ۹۰ متر، مطبق و توپر به ارتفاع ۹۰ متر.

برج بابل در اعتقادات یهود[ویرایش]

به عقیده ی یهودیان برج بابل را برای این ساختند که به خدا که تصور میشد در آسمان است برسند و با نیل به درخت جاودانگی(که مخصوص خداست) این جاودانگی را نصیب خود کنند ولی خدا از نیت آنان با خبر شده و با صاعقه ایی برج را خراب و یاران لوسیفر(شیطان) را قربانی میکند.

این عقیده در یهودیت کنونی نیز کاملا قابل مشاهده است.(برای مثال می توانید به شکل پارلمان اروپا[۱] که مانند برج بابل به صورت آسیب دیده و ناکامل ساخته شده بنگرید) .

نمرود و برج بابل [۲][ویرایش]

داستان نمرود و برج بابل در بسياري از متون تمدن هاي کهن از جمله کتب عبري٬  اسلامي٬  يوناني و کابالا آمده است . گفته شده که نمرود بنيانگذار و پادشاه اولين امپراطوري ٬ پس از فروکش کردن طوفان نوح بود . قلمرو حکومت وي شامل شهرهاي بابل٬ ورکاء ٬ اکاد و کالنه (بخشهايي از عراق وسوريه ي کنوني) مي شد. او پادشاهي مستبد و ستمگر بود که در صدد حذف کامل اعتقادات مذهبي برآمد. اکنون اين نمرود بود که آنان را براي چنين مواجهه و اهانتي به خداوند برانگيخت. او فرزند زاده ي هام٬ پسر نوح٬ مردي جسور و داراي بازواني نيرومند بود. وي ايشان را بر آن داشت تا عنايت چنين ويژگي هائي را به خداوند نسبت ندهند٬ چنانکه گوئي کسب آنها کاملا به سبب توانائيهاي خود او بوده است. آنان خوشبخت بودند٬ اما مي بايست باور داشته باشند که تنها٬ شجاعت آنها اين شادي را برايشان به ارمغان آورده است. او تدريجا به شيوه ي حکومتي استبدادي روي آورد٬ و براي بازداشتن مردم از تقواي الهي راهي جز وابسته کردن ايشان به قدرت خود نمي ديد ... حال انبوه مردم آماده ي پيروي از اراده ي نمرود شدند .در اين زمان اطاعت از خداوند نوعي بزدلي به شمار مي آمد.

بنابر توصيفات کتاب مقدس ٬ بابل شهري بود که مردم آن به يک زبان واحد سخن مي گفتند و همگي از شرق به آنجا مهاجرت کرده بودند . آنجا زادگاه نمرود بود . او تصميم گرفت تا برجي بسيار بلند را در آن شهر بنا کند. "آنقدر بلند که نوک آن در آسمانها باشد ”. البته آن برج مکاني براي نيايش و پرستش خداوند نبود بلکه مايه ي افتخار مردي به شمار مي رفت که انگيزه ي کسب شهرت داشت . در نسخه ي ديگري از داستان که در کتاب مقدس يهود آمده ٬ جملات زير از زبان سازندگان برج اضافه شده است:

خداوند چنين حقي ندارد که دنياي بالاتر را براي خود انتخاب کرده و جهان پائين را به ما واگذارد. بنابراين٬ ما براي خود برجي ساخته و بر فراز آن بتي با شمشيري در دست قرار مي دهيم تا چنين به نظر آيد که گوئي ما قصد داريم با خداوند بجنگيم.

خداوند٬ پس از مشاهده ي ماهيت کفر آميز آن برج ٬ به هر شخص گفتاري (زبانی) متفاوت  داد تا آنها به اشتباه افتاده و سردرگم شوند و در نهايت از ادامه ي ساخت برج عاجز گردند . سپس اين مردم در سراسر دنيا پراکنده  شدند.

نمادگرائي در پارلمان اروپا

ساخت پارلمان اروپا به شکل برج بابل اين پيام را منتقل مي کند که نمرود داراي فلسفه ي صحيحي بوده و برج بابل او ايده ي خوبي داشت. بنابراين ما به دنبال موارد زير هستيم:

  • ۱. عادي سازي تدريجي ظلم .
  • ۲. حذف پرستش خداوند به منظور مرسوم کردن تبعيت از قدرت.
  • ۳. اينکه تمامي انسانها بايستي به يک زبان سخن گفته و داراي يک دين واحد باشند.
  • ۴. رد خداوند يکتا و در عين حال معرفي خود به عنوان خدا .[۳]

پانویس[ویرایش]

^ [۲] ۱۱:۱–۹

  1. «تصویر پارلمان اروپا». 
  2. «برج بابل و یهود».