صالح

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

صالح از پیامبرانی است که در قرآن و روایات اسلامی به آن اشاره رفته است. برخی او را با شالح پسر یهودا مذکور در عهد عتیق یکسان دانسته‌اند، که این همسانی محل تردید است.

صالح در قرآن و روایات اسلامی[ویرایش]

صالح از نسل ششم حضرت نوح است و مدت ۴۳۰ سال زیست او پیامبر قوم ثمود بود که در حوالی شام می‌زیستند قوم ثمود از نه قبیله تشکیل می‌شدند حضرت صالح سالها قوم خود را به خداپرستی دعوت نمود؛ و گروهی اندک به او پیوستند قومش از او معجزه نبوت خواستند صالح به امر الهی شتری را در میان آورد و فرمود این شتر نشانه ایست در میان من و شما حرمت او را بدارید شتر آبشخور خود را می‌داند و به هر جا که میل دارد می‌رود کسی مانع او نشود اما قوم حرمت او را پاس نداشتند و سرانجام نه نفر از جوانان قوم متحد گردیده و تصمیم به قتل شتر گرفتند و آنراپی نموده و کشتند و ناقه اش به کوه پناه برد در پی این حادثه صالح عذاب الهی را اعلام داشت و پس از سه روز وعده الهی سر رسید و صاعقه همه جا را فرا گرفت و دمار از قوم بت‌پرست او برآورد و صالح و پیروانش از این حادثه در امان بودند بقایای قوم صالح و اصحاب حجر برای عبرت آیندگان باقی ماند. قوم ثمود مردانی قوی و تنومند بودند و خانه‌های خود را در میان صخره‌ها و کوه‌ها می‌ساختند (۶۱ آیه در قرآن). قبرایشان دروادی السلام نجف است.[۱]و[۲]

گروهی صالح را عبرانی دانسته‌اند و برخی او را تنها پیامبر عرب دانسته‌اند که نامش در قرآن آمده است. (به جز محمد پیامبر اسلام) تبار او را چنین دانسته‌اند صالح پسر عبید پسر جابر پسر ثمود پسر عامر پسر إرم پسر سام پسر نوح.

صالح در قوم ثمود زاده شد و در میان ایشان پرورش یافت، قوم ثمود گروهی از مردم بودند که در سرزمینی بین یهودیه و حجاز می‌زیستند. قوم ثمود در خانه‌هایی سنگی می‌زیستند که درون کوه‌ها تراشیده شده بود. (سوره حجر ۸۰–۸۴) قوم ثمود به پرستش بت‌های سنگی و چوبی می‌پرداختند. (هود ۶۲) صالح تلاش می‌کرد تا قوم خود را از پرستش بت‌ها بازدارد و ایشان را به یکتاپرستی فرابخواند، اما قوم ثمود سخن او را نپذیرفتند (هود ۴۲) و از وی درخواست معجزه کردند؛ بر اساس روایات اسلامی، روزی سنگ بزرگی از کوه شکافت و شتر ماده‌ای از آن بیرون آمد؛ صالح به قوم ثمود هشدار داد که به شتر آسیبی نرسانند. (هود ۶۴) اما قوم ثمود، شتر را گرفتند و کشتند، از آن زمان صالح ثمودیان را ترک کرد. پس از سه روز عذاب بر ثمود فروفرستاده شد؛ و پس از باد شدیدی که از آن در قرآن به صیحه تعبیر شده است؛ ثمودیان نابود شدند. آورده‌اند:که حق تعالی به صالح که ای صالح دعاکن تاماشتری که ایشان خواهندازاین سنگ بیرون آوریم که چهارهزارسال است که این شتررادراینجاخلق کرده‌ایم. صالح دست به نیازبه درگاه بی نیازبرداشت دعانمود. فی الحال آن سنگ شکافته شد ناقه بیرون آمد به آن طریق که ایشان خواسته بودندودرهمان ساعت بچه ازاومتولدشد. وبه روایتی مدت سی سال ناقه بابچه خود درمیان ایشان بود. وشکل عجیب وهیبئت غریب داشت. چنان‌که کسائی که درصفت وی آورده که طول جثه اوصدگزبود. ومقداردرازی هرقائمه ازقوائم اوپنجاه گزبود. پس مردم ازشیرآن منتفع گردیدندوپنیروروغن درست ساختند. وزروسیم جامعه ازاوبهم رسانیدندتابه مرتبه ای صاحب مال شدندکه هیچ‌کس راکاسه سفالین نبود. همه ظرفهای زروسیم داشتند. پس به این وسیله قدارومصداع رابر قتل ناقه داشتند. اول قدارتیری انداخت هردوساق رابرهم دوخت. ومصداع ازعقب درآمده تیغ برکشیدواوراپی کرد. ناقه بیافتادوآوازی بلندبرکشید. بچه اوآوازمادرشنید. دریافت که مادرراکشتند بربالای کوه آمد سه باربانگ زد. کوه شکافته شدوفرورفت. صالح گفت «ای قوم حرمت خدارافروگذاشتید. مستعدعذاب باشید.»

منابع[ویرایش]

  1. داستان پیامبران ازموسوی گرمارودی
  2. 73تا79اعراف-61تا68هود-141تا159شعرا-23تا32قمر-31تا41مومنون-45تا53نمل-80تا84حجر-43تا45ذاریات-4تا8حاقه-9فجر-11تا15شمس-73اعراف-38فرقان-96اعراف73اعراف-17و18فصلت
  • عاطف الزین، سمیح، داستان پیامبران علیهم السلام در قرآن، ترجمه علی چراغی، اول، تهران: ذکر، ۱۳۸۰، ISBN 964-307-163-4
  • کتاب مقدس عهد عتیق و عهد جدید، ترجمه فاضل خان همدانی، ویلیام گلن، هنری مرتن، تهران: اساطیر، ۱۳۷۹، ISBN 964-331-068-X