پاسارگاد

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مختصات: ۳۰°۱۱′۳۸.۲۳″ شمالی ۵۳°۱۰′۲.۰۲″ شرقی / ۳۰.۱۹۳۹۵۲۸° شمالی ۵۳.۱۶۷۲۲۷۸° شرقی / 30.1939528; 53.1672278

پاسارگاد
CyrustheGreatTomb 22059.jpg
اطلاعات اثر
کشور  ایران
نوع فرهنگی
معیار ثبت i, ii, iii, iv
شمارهٔ ثبت ۱۱۰۶
منطقه آسیا و اقیانوس آرام
تاریخچه
تاریخچهٔ ثبت ۲۰۰۴ (طی نشست بیست‌وهشتم)
اطلاعات ثبت ملی
شماره ثبت ملی ۱۹
تاریخ ثبت ملی ۲۴ شهریور ۱۳۱۰
دیرینگی دوره هخامنشی
منطقهٔ بر پایهٔ دسته‌بندی یونسکو
گزاره «من کوروش هستم، شاه هخامنشی» که به سه زبان پارسی باستان، عیلامی و بابلی روی یک ستون در پاسارگاد کنده‌کاری شده‌است.

مجموعه میراث جهانی پاسارگاد مجموعه‌ای از سازه‌های باستانی برجای‌مانده از دوران هخامنشی است که در شهرستان پاسارگاد در استان فارس جای گرفته‌است.

این مجموعه دربرگیرنده ساختمان‌هایی چون آرامگاه کوروش بزرگ، مسجد پاسارگاد، باغ پادشاهی پاسارگاد، کاخ دروازه، پل، کاخ بارعام، کاخ اختصاصی، دو کوشک، آب‌نماهای باغ شاهی، آرامگاه کمبوجیه، ساختارهای دفاعی تل تخت، کاروانسرای مظفری، محوطهٔ مقدس و تنگه بلاغی است.

این مجموعه، پنجمین مجموعه ثبت‌شده در فهرست آثار میراث جهانی در ایران است که در نشست یونسکو که در تیرماه سال ۱۳۸۳ در چین برگزار شد به دلیل دارا بودن شاخص‌های فراوان با صد در صد آرا در فهرست میراث جهانی به ثبت رسید.[۱]

در سال ۵۲۹ پیش از میلاد کوروش به قبایل سکاها در آسیای مرکزی (شمال شرق ایران) حمله کرد و در جنگ با ماساگت‌ها کشته شد. وی را در پاسارگاد دفن کردند.[۲]

پاسارگاد[ویرایش]

پاسارگاد در دشتی بلند به بلندای ۱۹۰۰ متر از سطح دریا، در حصار کوهستان جای گرفته است. در سده هفتم قمری اتابکی از سلغریان پارس درنزدیک آرامگاه کورش بزرگ مسجدی ساخت که در آن از سنگ کاخ‌ها استفاده شده‌بود. به مناسبت جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران در سال ۱۹۷۱ این سنگها دوباره به جاهای اصلی خود بازگردانده شدند. کاخ محل سکونت بی تردید نشان از تاثیر و نقش معماری یونانی دارد. گویا هنگامی که کورش در سال ۵۴۵ پیش از میلاد سارد (پایتخت لیدی، شهری در غرب ترکیهٔ امروزی) را به تصرف درآورد به شدت تحت تاثیر بناهای مرمرین شاهان لیدی قرار گرفته‌است. چه بسا او همان زمان شماری از اساتید اهل لیدی را در پاسارگاد به کار گماشته‌است. در کاخ تناسب جذاب سنگهای مرمر تیره و روشن، مخصوصاً در پایه‌ها، جلب نظر می‌کند. این سنگها از پیرامون سیوند آورده شده‌است.[۳] دشت پاسارگاد در قسمت شمالی استان فارس و میان رشته کوه های زاگرس در فاصله130 کیلومتری شمال شیراز واقع شده است. میانگین ارتفاع دشت از سطح دریا 1850 متر است که وسعتی حدود 190 کیلومتر مربع را در بر می گیرد. اقلیم آن کوهستانی با تابستانهای معتدل و زمستانهای نسبتاً سرد است. قدمت منطقه پاسارگاد بر اساس پژوهش های باستان شناسی به دوره میانی پارینه سنگی می رسد. اما شاخص ترین دوره فرهنگی دشت پاسارگاد، دوره هخامنشی است. بر اساس مدارک و شواهد موجود نام پاسارگاد برای نخستین بار در دوره هخامنشی مطرح می شود که از لحاظ مکانی به دشتی اطلاق می شود که کوروش بزرگ به عنوان مرکز فرماندهی خود برگزید و در آن اقدام به ساخت بناها و کاخهایی نمود. مجموعه تاریخی- فرهنگی پاسارگاد شامل آرامگاه کوروش بزرگ، کاخ های دروازه، بارعام، اختصاصی و بنای برج سنگی(آتشکده)، دژ (تل تختباغ شاهی ، پل و محوطه مقدس است. در دوره اسلامی به علت عظمت سنگهای بکار رفته در این مجموعه های این مکان، بناهایش را به سلیمان نبی نسبت داده اند و خود پاسارگاد هم بنام مشهد ام‌النبی یا مشهد مادر سلیمان معروف گشت.این مجموعه ارزشمند در 16 تیرماه 1383 به عنوان پنجمین اثر ایران در فهرست آثار جهانی (یونسکو) به ثبت رسید. [۴]

نام پاسارگاد[ویرایش]

  • نام اصلی شهر پاسارگاد چیزی شبیه «پَسَرگَد» بوده و تلفظ امروزی نیز درست است و رابطه‌ای میان این نام و «پارس» نیست.
  • نام پاسارگاد از اسم قبیلهٔ شاهان پارسی یعنی قبیله «پاسارگاد» گرفته شده که «آنان که گُرز گران می‌کشند» معنی میداده.[۵]

همچنین گفته شده که پاسارگاد ممکن است تغییر یافته پارسه گراد باشد که معنی آن شهر پارس است. گراد و گورد و گرد (مانند دستگرد) معنی شهر می‌دهد و در زبان پارسی و عربی بصورت کوره بکار می‌رود مانند کوره اردشیر و کوره دهات.[۶]هلوک اظهار داشته که ممکن است نام ایلامی این محل در اصل بدرکاتا بوده باشد.[۷]

سازندگان پاسارگاد[ویرایش]

مجسمه بالدار پاسارگاد، منسوب به کورش

از گواهی‌هایی که مورخان یونانی و رومی بر جای گذارده‌اند، مشخص است که پاسارگاد را بیشتر ساخته و پرداخته کورش بزرگ می دانسته‌اند. این نظریه به چند دلیل دیگر استوارتر می‌شود. اول؛ آرامگاه کورش بزرگ که ساخته خود او بود، چنان ارتباطی از نظر طراحی نقشه و کاربرد نماپردازی در میان باغ بزرگ پاسارگاد با کاخ‌های دروازه، اختصاصی و بار نشان می‌دهد که مشخص می‌شود طراح همه یکی بوده و آن کاخ‌ها هم نتیجه سلیقه کورش بزرگ بوده‌اند. دوم کتیبه سه زبانه عیلامی, پارسی باستان و اکدی بر روی جرزها و درگاه‌های آن سه کاخ بیانگر آن است که آن‌ها با کورش ارتباط داشته‌اند. سوم، نوع معماری و به خصوص شیوهٔ سنگ‌تراشی و بست‌های پاسارگادی قدمتی هر چند کوتاه بر معماری تخت جمشیدی را که از آغاز دوره داریوش بزرگ شروع شد، نشان می‌دهد و بویژه در نقوش، که از سنت‌های کشورهای مختلف گرفته شده‌اند، ولی هنوز به طور ثابت ریخت ایرانی نگرفته‌اند (آن چنان که در تخت جمشید می‌یابیم) حالتی آزمایشی و اولیه به خوبی نمایان است و آثار سنگ تراشان لودیه‌ای و ایونیه‌ای به ویژه در نوع تراش سنگ‌ها و ابزار و آلات سنگ تراشی و "نشانه‌های سنگ تراشان" پیداست. بنابراین شکی نمی‌توان کرد که بناهای پاسارگاد با کورش بزرگ آغاز شده‌اند و ارتباطی با کورش جوان ندارند (آن طور که فرانتس هاینریش وایسباخ تصور می‌کرد)..[۸]

پاسارگاد در کتب پس از اسلام[ویرایش]

در روایتهای اسلامی از مقدس و آسمانی بودن این جایگاه (پاسارگاد) سخن بسیار رفته است[نیازمند منبع]از جمله در کتابهای زیر:

مسالک و ممالک (اصطخری به سال ۳۲۰ هجری) صفحه‌های ۱۰۹ و ۱۴۱

حدود العالم من المشرق الی المغرب (نوشته شده به سال ۳۷۲ هجری) صفحه ۱۳۱

اشکال العالم (ابوالقاسم جیهانی به سال ۳۶۷ هجری) صفحه‌های ۱۱۳ و ۱۲۳

نزهت‌القلوب (حمداله مستوفی به سال ۷۴۰ هجری) صفحه ۱۷۸

آب رودخانه پلوار نیز همیشه آبی مقدس و شفابخش به شمار می‌آمد.[نیازمند منبع][۹]

پیشینه[ویرایش]

سرزمین پارس زادگاه هخامنشیان بوده‌است. خاندان پارس، که به رهبری کوروش دوم (که از ۵۲۹ تا ۵۵۹ پیش از میلاد سلطنت نمود) در سال ۵۵۰ پیش از میلاد، بر مادها پیروز شدند. بر پایهٔ سنت، کوروش دوم این منطقه را به پایتختی انتخاب کرد، زیرا در نزدیکی منطقه‌ای بود که بر ایشتوویگو پادشاه ماد پیروز شد. این اولین پیروزی، پیروزی‌های دیگری چون چیرگی بر لیدی، بابل نو، و مصر را به دنبال داشت. امپراتوری هخامنشی سپس به دست پسر او کمبوجیه (۵۲۲ تا ۵۲۹ پیش از میلاد) و داریوش اول (۴۸۶ تا ۵۲۱ پیش از میلاد) استوار و گسترش یافت. از کوروش در عهد عتیق به عنوان آزادی‌دهندهٔ بابل و کسی که یهودها را از تبعید بازگردانده یاد شده‌است.

در ۷۰ کیلومتری جنوب پاسارگاد، داریوش بزرگ پایتخت نمادین خود شهر پارسه (شاعری یونانی این شهر را پرس پلیس نام نهاد) را بنیان نهاد. تا هنگامی که اسکندر از مقدونیه در سال ۳۳۰ پیش از میلاد امپراتوری هخامنشی را شکست داد، پاسارگاد یک مرکز مهم سلسله‌ای برجای ماند.

در دوره‌های پسین، از تل تخت همچنان به‌عنوان یک دژ بهره‌برداری می‌شد، حال آن که کاخ‌ها رها شده و از مصالح آن دوباره استفاده شد. از سدهٔ هفتم به بعد، آرامگاه کوروش به نام آرامگاه مادر سلیمان خوانده می‌شد، و به یک مکان زیارتی تبدیل شد. در سدهٔ دهم یک مسجد کوچک در گرد آن ساخته شد، که تا سدهٔ چهاردهم از آن استفاده می‌شد. این محوطه توسط مسافرین طی سده‌ها بازدید شده، که باعث از دست رفتن تدریجی اجزا گوناگون آن گشته‌است.

طبق نوشته‌های هرودوت، هخامنشیان از طایفهٔ پاسارگادیان بوده‌اند که در پارس اقامت داشته‌اند و سر سلسلهٔ آنها هخامنش بوده‌است. نامدارترین سرکرده اتحادیه قبائل پارس در نیمه قرن ۷ پ م چیش پیش دوم است که تا سال ۶۴۰پ م ریاست قبائل پارس را در دست داشت. او چیش پیش پور کوروش پور کمبوجیه پور چیش پیش پور هخامنش بود، که همه‌شان سرکردگان قبائل پارس بودند. اگر برای هر کدام از اینها حدود ۴۰ سال در نظر بگیریم، می‌توان گفت که در زمانی که پارسها در منطقهٔ پارسوای یادشده در سند آشوری (یعنی سال ۸۳۴ پ م) اقامت داشته‌اند، ریاستشان در دست هخامنش بوده‌است.

هخامنشیان نام دودمانی پادشاهی در ایران پیش از اسلام است. پادشاهان این دودمان از پارسیان بودند و تبار خود را به «هخامنش» می‌رساندند که سرکرده طایفهٔ پاسارگاد از طایفه‌های پارسیان بوده‌است. هخامنشیان نخست پادشاهان بومی پارس و سپس آنشان بودند ولی با شکستی که کوروش بزرگ بر ایشتوویگو واپسین پادشاه ماد وارد ساخت و سپس فتح لیدیه و بابل پادشاهی هخامنشیان تبدیل به شاهنشاهی بزرگی شد. از اینرو کوروش بزرگ را بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی می‌دانند.

به قدرت رسیدن پارسی‌ها و دودمان هخامنشی (۵۵۰-۳۳۰ قبل از میلاد) یکی از رویدادهای برجسته تاریخ باستان است. اینان دولتی بنیان‌گذاری کردند که جهان باستان را به استثنای دو سوم یونان زیر چیرگی خود در آوردند. شاهنشاهی هخامنشی را نخستین امپراتوری تاریخ جهان می‌دانند. ارزشمندترین سنگ نوشتهٔ هخامنشی از دیدگاه تاریخی و نیز بلندترین آنها، سنگ نبشتهٔ بیستون بر دیواره کوه بیستون است. سنگ نوشتهٔ بیستون بسیاری از رویدادها و کارهای داریوش اول را در نخستین سال‌های فرمانروایی اش که سخت ترین سال‌های فرمانروایی وی نیز بود، به طور موشکافانه روایت می‌کند. این سنگ نوشته عناصر تاریخی کافی برای بازسازی تاریخ هخامنشیان را داراست و همچنین در سایت مذکور دربارهٔ شخصیت کوروش هخامنشی آمده‌است که: همهٔ نشانه‌ها بیانگر آنست که هدف کوروش از جنگ و کشور گشایی ایجاد یک جامعهٔ جهانی بر پایه امنیت و آرامش و دور از جنگ و ویرانگری بوده‌است. کوروش در لشکرکشیها و پیروزی‌هایش با کشورهای مغلوب در نهایت بزرگواری رفتار کرد و عناصر حکومتی پیشین را مورد بخشایش قرار داده در مقامهایشان ابقا کرده مطیع و منقاد خویش ساخت. کوروش بزرگ با ایمان استواری که به اهورامزدا داشت جهانگشایی را به هدف برقرار کردن آشتی و امنیت و عدالت و از میان بردن ستم و ناراستی انجام می‌داد و در فتوحاتش به حدی نسبت به اقوام مغلوب بزرگمنشی و مهر و عطوفت نشان داده‌بود که داستان رأفتش به همه جا رسیده بود.

شایان ذکر است که پاسارگاد نام یک آثار باستانی مشهور در منطقه بوده که مورد علاقه و توجه جهانیان بویژه علاقه‌مندان به میراث ملل می‌باشد، بر این مبنا استانداری و وزارت کشور بعد از تصمیم به ایجاد شهرستان در آن منطقه و برای برجسته نمودن و زنده نگه داشتن نام و یاد پاسارگاد در سطح ایران و جهان ترجیح داد نام پاسارگاد را بر شهرستان جدیدالتأسیس قرار دهد»از طرف دیگر بانیان احداث مجموعهٔ پاسارگاد، دولت هخامنشی بوده‌است که مسئولین محترم وزارت کشور و استانداری با تأسیس بخش هخامنش در برجسته‌تر نمودن آثار کوروش هخامنشی تلاش مضاعفی از خود نشان داده‌است چرا که فرزندان هخامنش پس از کسب قدرت و تشکیل دولت مستقل نام دولت را به احترام رئیس قبائل پارس به نام هخامنش نامگذاری کرده‌اند و این امر نشان دهندهٔ احترام و جایگاه بلند هخامنش در بین قبائل پارس بوده‌است که مسئولین محترم وزارت کشور و استانداری فارس با نکته سنجی و ظرافت تمام این مسئله را مورد توجه قرار داده‌اند.

ویژگی‌ها[ویرایش]

شهر باستانی پاسارگاد نخستین پایتخت شاهنشاهی هخامنشی در قلب استان فارس، در دشت رودخانه پُلوار قرار دارد. نام شهر «اردوگاه پارس» دلالت از موقعیت مکانی شهر دارد. شهر توسط کوروش بزرگ (کوروش دوم) در سدهٔ ششم قبل از میلاد ساخته شد. محوطهٔ اصلی (۱۶۰ هکتار، حدوداً ۲٫۷×۰٫۸ کیلومتر) توسط یک منطقهٔ طبیعی بزرگ احاطه و محافظت شده‌است (حدوداً ۷۱۲۷ هکتار). محوطهٔ اصلی شامل این بناهای تاریخی است:

  • آرامگاه کورش بزرگ در جنوب؛
  • تل تخت (یا «تخت سلیمان»؛ سریر پادشاهی سلیمان) و استحکامات، واقع بر یک تپه در شمال محوطهٔ اصلی؛
  • مجموعهٔ سلطنتی در مرکز محوطهٔ اصلی، شامل بقایای: ساختمان دروازه (دروازه آر)، تالار عمومی (کاخ S)، قصرمسکونی (کاخ P)، و باغ سلطنتی (چهار باغ).
  • در منطقهٔ شرق یک بنای کوچک قرار دارد(۱۶×۱۶ متر) که یک پُل تشخیص داده شده‌است. در شمال مجموعهٔ سلطنتی زندان سلیمان قرار دارد، یک برج سنگی، باحدوداً ۱۴ متر ارتفاع. تاریخ ساخت این بنا مشخص نیست.

محوطهٔ اصلی شامل منطقهٔ حفاری‌شده‌است، اما پایتخت باستانی منطقه‌ای بسیار وسیعتر از این منطقه بوده و هنوز حفاری نشده‌است. در محوطهٔ حفاظتی اطراف، باقی‌مانده‌های دیگری نیز هستند: محدودهٔ مقدس (حدوداً ۵۵۰-۵۳۰ پیش از میلاد)، و محوطه‌های تل نوخودی، تل خاری، تل سه آسیاب، دوتلان، که برخی از اینها متعلق به ماقبل تاریخ هستند، همینطور مدرسه یا کاروانسرا (سده ۱۴ میلادی). در محوطهٔ حفاظتی همچنین پنج روستا وجود دارند که کشاورزان در آنها ساکنند.

آب و هوای اقلیمی منطقة پاسارگاد[ویرایش]

منطقة پاسارگاد از نظر آب هوایی دارای اقلیم نیمه خشک است. از پر بارانترین ماههای سال، آذر ، دی، بهمن و کم بارانترین ماهها، خرداد، تیر و شهریور ماه می باشند . متوسط بارندگی نوزده سالة این ایستگاه 1/348 میلی متر برآورد شده است . میانگین دمای منطقه طی دوره پانزده ساله، 5/12 درجة سانتیگراد بوده که حداکثر مطلق دما 42 درجه و مربوط به تیر ماه 1377 و حداقل مطلق، 22 درجة سانتیگراد و مربوط به دیماه 1374 می باشد. میانگین تبخیر، طی دوره هفده ساله 1830 میلی متر برآورد شده که حداکثر آن 2082 میلی متر، در سال ( 66 – 65 ) و حداقل آن 1489 میلی متر و مربوط به سال 71 - 70 می باشد. منطقة پاسارگاد بـه خاطر داشتن آب و هوای نیمه خشک، در طول سال دارای میزان بارندگی متوسطی است. جهت وزش باد در منطقه از جنوب غربی به شمال شرقی بوده و معمولاً تبادل هوای سرد و گرم که باعث به وجود آمدن باد می گردد از طریق تنگ بلاغی که در قسمت جنوب غربی منطقه واقع شده است صورت می گیرد.[۱۰]

آرامگاه کوروش[ویرایش]

نوشتار اصلی آرامگاه کورش بزرگ

آرامگاه کوروش بزرگ در دوره قاجار


برجسته ترین بخش مجموعهٔ پاسارگاد، بنای آرامگاه کورش بزرگ است که پیشتر مشهور به «مشهد مادر سلیمان» بود. در سال ۱۸۲۰ پس از پژوهش‌های باستان‌شناسی، هویت اصلی بنا به عنوان آرامگاه کوروش بزرگ مشخص شده‌است و چون گوهری در میان دشت خودنمایی می‌کند. این آرامگاه نزدیک ۵۳۰ تا ۵۴۰ پیش از میلاد از سنگ آهکی به رنگ سفید ساخته شده‌است. بنای آرامگاه میان باغ‌های سلطنتی قرار داشته و از سنگ‌های بزرگ، که درازای پاره‌ای از آن‌ها به هفت متر می‌رسد، ساخته شده‌است.

تخته سنگ‌های آرامگاه با بست‌های فلزی معروف به بست دم چلچله‌ای، به هم پیوسته بوده، که بعدها آن‌ها را کنده و برده‌اند و اکنون جایشان به صورت حفره‌هایی دیده می‌شود که بیشترشان را بازسازی کرده‌اند.

بنای آرامگاه دو بخش شناخته شده دارد:

  • سکویی ۶ پله‌ای که قاعده آن مربع مستطیلی به وسعت ۱۶۵ متر مربع است.
  • یک چهاردیواری کوچک به وسعت ۵/۷ متر مربع که سقف شیب بامی دارد و ضخامت دیوارهایش به ۵/۱ متر می‌رسد.

پایه بنا (۱۳٫۳۵×۱۲٫۳۰ متر) از شش لایه پلکانی ساخته شده‌است، که از آن‌ها نخستین به بلندی ۱۷۰ سانتی‌متر، دومی و سومی ۱۰۴ سانتی‌متر، و سه عدد واپسین ۵۷٫۵ سانتی‌متر هستند. بلندای کلی بنا در حدود ۱۱ متر است. در ورودی آرامگاه در سمت شمال غربی قرار داشته و ۷۵ سانتی‌متر پهنای آن است. این درگاه کوتاه نیز دارای دو در سنگی بوده که از بین رفته‌است.

خزانهٔ آرامگاه، در بالاترین نقطه، ریخت یک خانهٔ شیروانی ساده با یک ورودی کوچک در غرب را دارد. نزدیک به صد سال پیش باور بر این بود که این بنا آرامگاه مادر سلیمان باشد و در دورهٔ اتابکان در زمان آل بویه با استفاده از ستون‌های برجای مانده از کاخ‌های باستانی مسجدی با نام «مسجد اتابکی» در گرد آن ساخته و یک محراب کوچک در خزانهٔ آرامگاه کنده‌کاری شد. در دههٔ ۱۹۷۰ بقایای مسجد پاکسازی شده و تکه‌های تاریخی به نزدیکی مکان‌های اصلی‌شان بازگردانده شدند.

پس از کشته شدن کوروش در جنگ با سکاها یا ایرانیان شمالی، جسد وی را مومیایی کرده و درون تختی از زر نهاده و اشیای ارزشمند پادشاهی و جنگی او را در کنار وی گذارده بودند. به گزارش باستان نگاران زمان اسکندر، وقتی اسکندر به پاسارگاد آمد و ازآرمگاه کوروش که در میان باغی بزرگ قرار داشت دیدن کرد به آریستوبولوس دستور داد درون مقبره را تزیین کند. آریستوبولوس در درون مقبره تابوتی زرین، یک میز و تعدادی ظروف زرین و سلاحهای گرانقیمت و لباسهای شخص کوروش و کلیه جواهراتی را که زمانی به دست می‌کرد یا به خود می‌آویخت مشاهده کرد. این آرامگاه در آن زمان توسط شماری مغ محافظت می‌شود اما در زمان اسکندر مورد دستبرد قرارگرفت و کلیه اشیاء گرانقیمتش به سرقت رفت.[۱۱]

بویس تفاوت‌های میان آیین خاکسپاری در بین هخامنشیان و مغ‌ها و زرتشتیان بعد را چنین توضیح می‌دهد: فرمانروایان همهٔ خاندان‌های سلطنتی پس از مرگ به خاک سپرده می‌شدند، اما کوروش، که رویه‌ای نو آورد، در آیین رایج اقدامی موافق و جدی انجام داد؛ او مقبرهٔ خود را به نحوی ساخت که هیچ گونه آلودگی نتواند از بدن مومیایی شدهٔ او به موجودات پاک برسد.[۱۲]

در شیب سقف آرامگاه دو سوراخ بزرگ وجود دارد که برای سبک کردن سنگ‌ها و کم کردن از بار سقف ایجاد شده‌است و برخی ندانسته، جای نگهداری کالبد کوروش و همسر وی دانسته‌اند.

آرامگاه کوروش در همه دوره هخامنشی سپند (مقدس) به شمار می‌آمده این امر باعث گردیده که در دوران اسلامی هم این تقدس حفظ شود، اما تعبیر اصلی بنا دیگر مشخص نبوده‌است و از سوی دیگر مردم هم ساختن بناهای با عظمت سنگی را خارج از قوه بشری می‌دانسته‌اند و به حضرت سلیمان که دیوان را برای کارهای دشوار در خدمت داشته‌است، نسبت می‌داده‌اند. به همین جهت آرامگاه کوروش را هم از بناهای آن حضرت می‌شمردند و آن را به مادر او نسبت می‌دادند و «مشهد مادر سلیمان» می‌خواندند.

اسکناس‌های سبز رنگ پنجاه ریالی ایران از سال ۱۳۵۲ خورشیدی تا ۱۳۵۷ با نقشی از پاسارگاد چاپ و نشر می‌شد.

این بنا آرامگاه نخستین منادی آزادی و حقوق بشر، کوروش بزرگ است که همانند گوهری در میان دشت پاسارگاد خود نمایی می کند. کوروش بزرگ به سال 599 پیش از میلاد در سرزمین پارس به دنیا آمد. پدرش کمبوجیه یکم از شاهان محلی پارس و مادرش ماندانا دختر آستیاک آخرین پادشاه ماد بود. کوروش در سال 550 پیش از میلاد امپراتوری هخامنشی را پایه گذاری کرد. قلمرو این امپراتوری در اوج قدرت خود از مشرق تا کرانه های رود سند و از مغرب تا یونان و مصر گسترده بود. در سال 538 پ م کوروش، بابل را فتح کرد و در این اینجا بود که بیانیه حقوق بشر خود را به صورت استوانه¬ای گلین تدوین نمود و فرمان آزادی و برابری را صادر کرد. وی پس از سالها تلاش جهت توسعه و پیشرفت کشور و برقراری صلح و امنیت در سال 529 پیش از میلاد چشم از جهان فرو بست و پیکرش در این بنا آرام گرفت. آرامگاه در گذشته میان باغ های سلطنتی قرار داشته که از هر سوی دشت نمایان بوده است. این بنا در عین سادگی بسیار زیبا و چشم گیر است و در زمان حیات کوروش بزرگ به دستور وی ساخته شده است. بنای آرامگاه با تکنیک و مهندسی دقیق اجرا شده به گونه ای که پس از گذشت 25 قرن هنوز استوار و پابرجاست. مساحت آرامگاه 156 متر مربع و ارتفاع آن نزدیک 11 متر است. سنگ هایی که در ساخت بنا به کار رفته از نوع سنگ سفید مرمر نماست که از کوه سیوند در فاصله 30 کیلومتری جنوب غرب پاسارگاد استخراج شده و به این مکان انتقال یافته است. مهندسان و سنگ تراشان هخامنشی با دقت و شیوه ای خاص سنگها را روی هم قرار داده، به گونه ای که از هیچ نوع ملاتی در ساخت آرامگاه استفاده نشده و تنها از بستهای فلزی(آهن و سرب) جهت وصل کردن بلوکهای سنگی به یکدیگر استفاده شده است. آرامگاه در هفت طبقه اجرا شده که برگرفته از عدد مقدس هفت در میان ایرانیان است. ساختار کلی آرامگاه از دو قسمت تشکیل شده، قسمت نخست به صورت سکویی شش پله ای پایه و اساس بنا است که ریشه در بناهای آئینی همانند معبد ایلامی چغازنبیل دارد. قسمت دوم که به صورت اتاقکی با سقف شیب دار روی قسمت نخست اجرا شده، یادآور سنتهای معماری مهاجران آریایی است. ابعاد اتاقک آرامگاه 17/3 متر در 11/2 متر به ارتفاع 10/2 است. این اتاقک در واقع محل نگهداری کالبد کوروش بوده که پس از مرگ، پیکرش را دورن تابوتی زرین قرار داده، به همراه وسایل شخصی از جمله ردا و جنگ افزارش در اتاقک آرامگاه قرار داده اند. زیر سقف شیبدار آرامگاه دو حفره بزرگ وجود دارد که برای سبک کردن وزن سنگ ها و کم کردن بار وارده به اتاقک ایجاد شده است. بنا به گفته مورخانی که پس از سقوط امپراتوری هخامنشی به دست اسکندر مقدونی همراه وی به پاسارگاد آمدند بر دیواره آرامگاه نوشته ای وجود داشته به این مضمون " ای انسان، هر که هستی و از هر کجا که بیایی، زیرا می دانم که خواهی آمد، منم کوروش، پادشاه هخامنشی که این امپراطوری گسترده را برای پارسیان به یادگار گذاشته ام، که اکنون به این مقدار اندک از سرزمین بزرگ کشورم بسنده کرده ام بر گور من رشک مبر و بر ویران کردنش دل خوش مدار که تو نیز بر گور خود چنین نگاری، هرگاه فرمانبردار اهورامزدا باشی " این متن اکنون وجود ندارد و به احتمال زیاد روی یک پلاک سنگی نوشته شده و بر دیواره آرامگاه نصب گردیده که در گذشته های بسیار دور از محل خود برداشته شده است. آرامگاه کوروش در همه دوره ها مقدس و محترم بوده است. پادشاهان هخامنشی مراسم تاجگذاری خود را در این مکان انجام می داده اند. این تقدس پس از دوره هخامنشی و با از یاد بردن نام و جایگاه پاسارگاد کم رنگ شد تا اینکه در دوره اسلامی به گونه ای دیگر احترام و تقدس خود را باز یافت. در دوره اسلامی به دلیل اینکه اسناد و مدارکی از هویت اصلی آرامگاه وجود نداشت این بنا را به آرامگاه مادر سلیمان نسبت دادند. مردم بر اساس اعتقادات خود ساختن بناهای بزرگ سنگی همانند آرامگاه کوروش را خارج از قوه بشری می دانسته و ساخت آنها را به حضرت سلیمان که دیوان را برای کارهای دشوار در خدمت داشته است، نسبت می داده اند. به همین جهت آرامگاه کوروش را هم از بناهای آن حضرت می شمردند و آنرا به مادر او نسبت داده و «مشهد مادرسلیمان» می خواندند. در دوران اتابکان فارس که پاسارگاد و تخت جمشید اهمیتی دوباره یافت و حتی پارس و ایران هم «ملک سلیمان» خوانده شد، با استفاده از ستون ها و سنگ های کاخ ها، مسجد جامعی پیرامون آرامگاه ساخته و محرابی نیز بر دیواره جنوبی اتاق آرامگاه حجاری شد. در سال 1350 خورشیدی، پس از مطالعه و بررسی، سنگ ها به جای اصلی خود منتقل شدند. از سال 1820 میلادی با کشف و خوانده شدن خطوط میخی و مطالعه اسناد و مدارک، هویت اصلی بنا به عنوان آرامگاه کوروش مشخص گردید. این بنا به همراه دیگر بناهای مجموعه پاسارگاد در تیرماه 1383 در فهرست میراث جهانی جای گرفت.[۱۳]

مواد و مصالح به کار رفته در آثار تاریخی پاسارگاد[ویرایش]

در ساخت بناها از چهار نوع مصالح اصلی استفاده شده است: سنگ، آجر، خشت خام و چوب. چوب را بیشتر برای پوشاندن در و سقف به کار می بردند و در برخی جاها تنة کلفت درختان ( احتمالاً سدر و سرو ) را برای ستون هم به کار می گرفتند. خشت خام برای پر کردن دیوارها و بعضی اوقات هم برای لایه گذاری سکوها به کار می رفت. آجرهای به کار رفته در پاسارگاد قرمز رنگ می باشند و دارای 45 سانتی متر طول، 32 سانتی متر عرض و 5/5 سانتی متر قطر هستند. ملات آنها یک نوع قیر طبیعی است که از نفوذ آب جلوگیری می کند و نمونة آنها در معماری عیلامی و آثار تخت جمشید دیده می شود. سنگهایی که در ساختمانهای پاسارگاد و نیز تخت جمشید به کار رفته، چند گونه است، یکی سنگ آهکی سپید رنگی که به مرمر می نماید، دیگری سنگی کبود که در سختی به خارا می ماند و در جاهایی هم سنگ سیاه مرمرین که بسیار شکننده است. این سنگ سیاه پس از گذشت 25 سده چنان پخته و پیر شده اسـت که امروز به آسانی خـرد و آردی می شود؛ اما دو نوع سنـگ دیگر، بسیار بادوامند و هم چنانپابرجا مانده اند. سنـگهای سپیـد مرمـرین را از کوه سیـوند و سنـگهای سیـاه را از کوه تنـگ سیـاه و کوه تنـگ بـلاغی می آوردند.[۱۴]

آرامگاه کمبوجیه ( زندان )[ویرایش]

آن را به عنوان زندان سلیمان می شناسند .حاشیه شمالی محوطه کاخ ها در سلطه ویرانه های یک برج سنگی بلند بوده. شاید کمبوجیه و یا بردیا در فکر یک ساختمان جدا در نقش رستم بوده‌اند .پس داریوش در این جا فعالیت کرده است.از نقطه نظر امنیتی محوطه جنب آرامگاه آتی شاه می بایست زیاد نگهبانی می باشد. ارتفاع کامل دیوار جلوی بنا38/12 متر بوده . پس اگر ما ارتفاع سکو (41/1) متر و ارتفاع تخمینی سقف هرمی شکل را ( 30سانتی متر ) به دیوار جلو اضافه شده است ،ارتفاع کلی بنا به 09/14 متر می رسد . زندان شامل یک برج مربع با پیش نشستگی در چهار گوشه ،سه ردیف پنجره کاذب در سه جانب ساختمان قرار داشته است . پایه برج یک سکوی سه طبقه پابر جا شد ،دو پنجره کاذب کوچک در بالای ورودی استوار است و هریک از دیوار های فوقانی با پانزده ردیف تو رفتگی مستطیل شکل ،مرتب شده است . از قطعات بزرگ سنگی در ساختمان کار کرده اند. در مجموعه ساختار های همزمان هخامنشی ،ساختمان زندان دارای ارتباطی،هم با معماری تدفینی و هم با معماری مذهبی می باشد . طبق نظریه اشمیت ،زندان با قرار داشتن در نزدیکی کاخ های پاسارگاد ،احتمالاً توسط کوروش ساخته شده است . خزانه ای برای لوازم سلطنتی یا مذهبی- درفش شاهانه ،نماد های دینی و امثال آن بوده است . از دو پنجره کور در نمای اصلی زندان فقط قطعات کوچکی در میان آوار پایه بنا باقی‌مانده است .[۱۵]

پژوهشگران با این نظر مخالفند که زندان سلیمان آرامگاه ژان پرو ،لویی واند نبرگ و برخی دیگر برج زندان سیمان را آرامگاه کمبوجیه پدر کوروش بزرگ می دانستند و گروهی دیگر این مقبره را از آن کاساندانه زن کوروش می پنداشتند .متأسفانه از این بنا در حال حاضر فقط یک دیوار به جا مانده است و قسمت زیادی از آن در سده های نه چندان دور خراب شده است .[۱۶]

آرامگاه کمبوجیه[ویرایش]

آرامگاه کمبوجیه پدر کورش بزرگ در پاسارگاد

آن چه از این بنا باقی‌مانده دیواری بلند به ارتفاع حدود ۱۴ و طول تقریبی ۷٫۵ متر است. این بنا به بنای کعبه زرتشت در نقش رستم شباهت دارد در حالی که از نظر قدمت، قدیمی‌تر و از نظر استحکام و فن ساخت نمایانگر اجرایی قوی‌تر از بنای کعبه زرتشت است. شهبازی با استناد به کتیبه ای که در دیوار آن قرار گرفته برج زندان سلیمان را ارامگاه کمبوجیه می پنداشتند که جسد وی را داریوش بزرگ پس از مرگ از سوریه به پاسارگاد آورده است و در این ساختمان قرار داده است . [۱۷]

مسجد پاسارگاد[ویرایش]

نوشتار اصلی: مسجد پاسارگاد

مسجد پاسارگاد مسجدی است که در سال ۶۰۲ هجری شمسی و در دوران فرمانروایی اتابکان فارس و توسط اتابک سعدبن زنگی از حاکمان دادگستر فارس در اطراف مزار کوروش که در آن دوران به مسجد یا مشهد «مادر سلیمان» نبی معروف بوده است، ساخته شده است. این مسجد از قدیمی ترین مساجد ایران بوده است که بقایای آن تا پیش از جشن‌های دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی در سال ۱۳۵۰ باقی بود. در آن سال بر خلاف منشور ونیز برای مرمت آثار باستانی، بقایای مسجد از جمله دروازه آن توسط گروه مرمت از موسسه ایزومئو برهبری اوجنیو گالدیری و با تایید اداره باستانشناسی که شامل ستون‌های سنگی و کتیبه‌های قرآنی بود به محل دیگر برده شد.[۱۸][۱۹]

طرح محوطه آرامگاه کورش بزرگ اثر ارنست هرتسفلد یا دستیارش که احتمالاً در سال ۱۹۰۵ میلادی کشیده است. ستونها و دیوارهای مسجد دیده می‌شود.

در طرح‌هایی که ارنست هرتسفلد از محوطه مقبره کوروش تهیه کرده حدود و ثغور مسجد توسط ستونها پیداست. مسجد به شیوه‌ای ساخته شده بود که مزار کوروش در میان آن قرار داشت. در داخل مزار کوروش ضلح سمت راست ورودی (دیوار جنوب غربی) نیز محرابی ایجاد گردیده که آیاتی از سوره فتح و اسما جلاله در آن دیده می‌شود.

لرد جورج ناتانیل کرزن در سفرنامه خود در کتاب پرشیا و مسئله پرشیا Persia and the Persian Question جلد دوم صفحه ۷۷ ضمن تشریح کامل وضعیت دشت مرغاب و پاسارگاد به مراز کوروش اشاره کرده و می‌نویسد که این ساختمان در میان مردم به مزار یا «مسجد مادر سلیمان» مشهور است و اطراف آن تعداد زیادی از قبور مسلمانان دیده می‌شود.[۲۰]

باقیمانده مسجد و ستونها پیش از برپایی جشن شاهنشاهی در دهه پنجاه جمع‌آوری شد و به محل کاخ انتقال یافت.علی سامی که مسئولیت بازسازی و مرمت مزار کوروش را بر عهده داشت معتقد بود که مسجد از جهت معماری حائذ اهمیت نبوده است.[۲۱][۲۲]

استحکامات دفاعی تل تخت[ویرایش]

نمای پاسارگاد از روی تپه تل‌تخت. نزدیکترین بنا آرامگاه کمبوجیه و دورترین بنا که در مرکز قسمت بالایی تصویر دیده می‌شود آرامگاه کورش بزرگ است. بین این دو بنا، ویرانه‌های کاخهای هخامنشی دیده می‌شوند.

در محوطه پاسارگاد سکوی عظیم تل تخت به عنوان مادر سلیمان می شناسند .[۲۳]

در طرح اولیه زمان کوروش بزرگ سکوی تل تخت ،مساحتی بیشتر در بر میگرفت که هدف آن ساخت یک بنای تشریفاتی همانند تخت جمشید بوده است ،با مرگ کوروش بزرگ ،داریوش شاه میل به ساخت بناهایی داشت . به همین علت مکانی در حدود 6 هزار متر مربع که قبل تر از آن در زمان کوروش به شکل متوازی‌الأضلاع بوده است با ساختار های خشتی به شکل بنای یاد گونه ساخته شد .(نه مجموعه تشریفاتی ،که کوروش می ساخت ).در ضلع غربی حیاط تالار ستون دار بزرگی با ابعاد 7 * 25 ساخته شده است که دارای هشت ته ستون استوانه ای که بر روی آن قلمه های چوبی نمایان شده است . در جهت شمالی تل تخت دو پلکان برای رفتن بر فراز تخت گاه بوده است که هر دوی این پلکان ها ساده و یک طرفه و از مقابل تخت گاه تل تخت داخل می شدند که امروزه چیز زیادی از آن باقی نمانده است . چند رج پایین دیوار ،بیشتر سنگ های دیواره بیرونی را با بست های دم چلچله ای متصل شده است که در زمان های بعد بیشتر این بست ها را از جا بیرون زده است و شواهد می گوید برای بدست آوردن آهن آماده ای در درون شنگ ها بوده است بسیاری از سنگ ها را ،به ویژه در جبهه غربی از دیواره دور از هم قرار داده است و به پایین تخت گاه می اندازد که امروزه قسمت های زیادی از آن خراب شده است . [۲۴] راه پله سنگی نیمه تمام آن مسدود و یک دیوار بزرگ از خشت اطراف محوطه ساخته شده ،ورودی جدیدی که تردد وسایل چرخدار بوده است ،در ضلع جنوبی بخش دفاعی ،بر فراز تپه قرار دارد . در پایان دوره هخامنشی هیچ آسیبی ندیده است و تخت به عنوان خزانه سلطنتی تقریباً دست نخورده به اسکندر مقدونی تحویل داده‌اند . نابودی این محوطه در حدود سال 280 پ.م به یک شورش محلی مربوط بود .که به تسلط سلوکیان در فارس به سر انجام رسید .[۲۵]

این سازه‌ها با وسعتی در حدود ۸۰۰۰ متر مربع بر روی تپه‌ای بزرگ در انتهای شمالی پاسارگاد قرار دارند. سازه‌های یادشده معماری چهار دوره را به خود اختصاص داده‌است:

  1. ساختارهای سنگی؛ عموماً مربوط به دورهٔ اول هخامنشی.
  2. ساختارهای خشتی؛ مربوط به دورهٔ دوم هخامنشی.
  3. ساختارهای خشتی و سنگی؛ مربوط به دورهٔ سلوکی و اشکانی.
  4. ساختاری خشتی، آجری و سنگی؛ مربوط به اواخر دورهٔ ساسانی.

ساختار اول (سنگی) به روش بنایی خشک و با استفاده از قالبهای بزرگ سنگی و یک شیوهٔ اتصالی بنام آناتیروسیس (Anathyrosis)، که تمدنهای آسیای صغیر در سدهٔ ششم میلادی با آن آشنا بودند، بنا شده‌است. نقشهٔ عمومی سکو یک متوازی‌الأضلاع با ابعاد تقریبی ۹۸×۷۹ متر و با تورفتگیهایی در کناره‌های شمالی و جنوبی، است. ارتفاع اصلی آن تقریباً ۱۵ متر بوده‌است. اولین مرحله از ساخت بنا توسط کوروش بزرگ انجام گرفته و با مرگ وی در سال ۵۳۰ قبل از میلاد متوقف شد. مرحلهٔ دوم در دوران داریوش بزرگ با استفاده از آجرهای خشتی (گلی) ساخته شد (۴۸۶ تا ۵۲۲ قبل از میلاد).

سنگ نگاره انسان بالدار[ویرایش]

نقش‌برجسته انسان بالدار

سنگ نگاره انسان بالدار سالم ترین و زیباترین نقش ایجاد شده در بناهای پاسارگاد است که دارای مفاهیم عمیق اندیشه والای انسانی کوروش بزرگ است. سنگ نگاره مردی را نشان می دهد با ریش انبوه کوتاه، ردای بلند و تاجی بر سر در حالی که چهار بال او را در بر گرفته اند رو به سوی مرکز کاخ دارد. عناصر تزئینی و هنری سنگ نگاره بسیار زیبا، چشمگیر و معنادار است. بر بلندای نقش تاجی زیبا است که روی شاخ های بلند و تاب دار یک قوچ حبشی، در حالی که دو مار کبرای پشت به هم کرده که هر یک گویی را به نماد خورشید بر سر دارند قرار گرفته است. سه دسته گل نی بخش اصلی تاج را که هر یک گوی خورشید را بر فراز دارند و با پر شترمرغ احاطه شده اند تشکیل داده اند. انتهای این سه دسته گل را سه گوی بزرگ خورشید پوشانده اند. بالها با ظرافت و زیبایی دو سوی مرد را در بر گرفته در حالی که دو بال به سوی آسمان و دو بال به سمت زمین گسترده شده¬اند. اندام این مرد با ردایی بلند و حاشیه دار پوشانده شده که مزین به گلهای رزت است. دستها یکی به سوی جلو و دیگری در امتداد بال به سوی بالا قرار گرفته اند در حالی که پاها عریان هستند. در ایجاد این نقش از هنر و فرهنگ های ملل مختلف آن روز الهام گرفته شده است. از جمله تاج که پیشینه ای مصری دارد، لباس بلند مرد که ایلامی است و بالها که ریشه در هنر آشور دارد. به کارگیری هنر ملل مختلف در این سنگ نگاره بر گرفته از اندیشه های والای انسانی کوروش است. در واقع هر قسمت نقش بیان کننده حضور نماینده ای از ملتهای گوناگون است. کوروش با ایجاد این سنگ نگاره یک نوع اتحاد و همدلی را میان مردمان سرزمین های مختلف با اندیشه برابری انسانها با هر رنگ، نژاد و زبانی را به وجود آورد. بالای نقش برجسته تا سال 1243 خورشیدی، مزین به سنگ نبشته ای میخی سه زبانه بوده با مضمون «من کوروش شاه هخامنشی ام». ولی پیش از سال 1256 خورشیدی این سنگ نبشته را از بالای نقش برداشته اند. کتیبه میخی که در بالای نقش انسان بالدار بوده به سه زبان پارسی باستان ایلامی ،آکادی نوشته است .نقش انسان بالدار را یک مفسر هندی به نام مولانا ابوالکلام آزاد و علامه طباطبایی با شخصیت ذوالقرنین ( صاحب دو شاخ) که در قرآن مجید از او به عنوان شاهی جهانگیر و دادگر و نظر کرده یاد شده یکی دانسته و بیان می کنند که ذوالقرنین یاد شده در قرآن همان کوروش بزرگ است. [۲۶]

پل[ویرایش]

در محوطه پاسارگاد در فاصله 150 متری غرب کاخ دروازه قرار دارد . پل اصلی با شکل تقریباً مربع به پهنای عرضی 95/15 متر و درازای 65/15 متر می باشد .میانگین فاصله ستون ها از مرکز محور هر یک تا دیگری 90/3 متر است و بیشتر آنها در حدود 89 سانتی متر داشتند .ارتفاع اصلی هر ستون بیش از 2 متر بوده .[۲۷]

در محوطه پاسارگاد پلی ساخته شده که نه سیار است وهمانند جاده شوش دروازه نیست و از آن محافظت می شود .این پل در اصل ورودی ساده برای گذر میان کاخ های پاسارگاد در اواخر دوره هخامنشی می باشد .(شاید بیشتر پل سیاری به جای پل کنونی استفاده می شده . با این وجود بو شارلو آن را مکانی به عنوان آب انباری و یا نوعی استخر آبی می داند برای سوار کردن آب بروی پردیس های شاهی )[۲۸]

وجود پل های سنگی ثابت و چرخشی در بسیاری از نوشته های مورخان یونانی به روشنی بازگو شده است.[۲۹]

قدمت پل نا مشخص است . کمبود وقت در پایان فصل سوم کاوشهای استروناخ ،مانع بررسی کامل این ساختار شده است . به هر حال از چند موضوع چنین برداشت می شود که طبق نظر استروناخ پل یک بنای متاخر هخامنشی یا بعد از هخامنشی می باشد . این پل در جهت درستی با خط محوری دروازه R ساخته نشده ،ستون ها قطر و استحکام متفاوتی داشتند . دیوارهای جانبی باریک اند ،و در ساختاری که نیاز به بست های فلزی است ،فقط تعداد محدودی بست از نوع متاخر بوده است . [۳۰]

آبنماهای باغ شاهی[ویرایش]

باغ شاهی پاسارگاد جلوه گاه یکی از قدیمی ترین باغ های ایرانی است. این باغ که با نام پردیس کوروش معروف است به عنوان الگوی اولیه باغ سازی ایرانی به شمار می آید. باغ پر از درختان گوناگون، گلهای رنگارنگ و پرندگان بوده که کوروش آن را با سلیقه و نظر خود به صورت پردیسی بی همتا در آورده بود. این باغ با سیستم گردش آب در جوی های سنگی که به آب نما معروف است آبیاری می شده است. آب نماها جدای از آبیاری پردیس، جنبه تزئینی و زیبایی بخشی باغ را نیز به خوبی انجام می داده است. دو سوی باغ دو کوشک طراحی و اجرا شده که از آنها جهت استراحت و تماشای فضای دل انگیز باغ استفاده می شده است. همه کاخها درون پردیس قرار داشته اند، به گونه ای که هر کاخ دارای فضایی سرسبز و آرام بخش پیرامون خود بوده است. باغ شاهی آب مورد نیاز خود را از طریق انشعاب هایی که از رودخانه پلوار جدا می شده تأمین می کرده است. آب نماها از دو قسمت تشکیل شده است: 1. جوی های عبور آب 2. حوضچه ها در هر 5/9 تا 5/13 متر جوی یک حوضچه وجود دارد، که حوضچه ها در ابتدا عمل تقسیم آب و آرام کردن سرعت آب در مسیر جوی ها را انجام می داده و دیگر اینکه موجب ته نشین شدن گل و لای موجود در آب می شده است. ابعاد دهانه داخلی این حوضچه ها 87 در 87 سانتیمتر و عمق آنها حدود 52 سانتیمتر است. عمق و دهانه جوی های سنگی حدود 25 سانمتیمتر و لبه حوضچه ها و جوی ها حدود 15 تا 16 سانتیمتر است. نزدیک به 1100 متر از آب نماهای باغ کاوش شده و از زیر خاک بیرون آورده شده اند.[۳۱]

کاخ بارعام[ویرایش]

کاخ بارعام یا کاخ پذیرایی کوروش. وسعت این کاخ 2472 متر مربع است که در محور شمال غربی ـ جنوب شرقی ساخته شده است. این کاخ شامل یک تالار گسترده مرکزی با هشت ستون است که وسعت آن 705 متر مربع است. چهار ایوان در چهار سمت کاخ با ستونهایی کوچکتر و دو اتاق، دیگر قسمتهای اصلی بنا را تشکیل می¬دهد. ارتفاع تالار کاخ به گونه ای بوده که چند متر از سقف ایوان های اطراف بالاتر بوده است. از هشت ستون این تالار تنها یک ستون آن پابرجاست که ارتفاع کنونی این ستون به 10/13 متر می رسد. زیر ستون ها و سر ستون های تالار مرکزی از سنگ سیاه و قلمه ستون ها از سنگ سفید ساخته شده است. دیگر ستون های تالار، در زمان اتابکان برای ساختن مسجدی در اطراف آرامگاه کوروش به آنجا منتقل شده بود که هم اکنون به جای اصلی بازگردانده شده است. تالار مرکزی از چهار درگاه به چهار ایوان کاخ ارتباط دارد. درگاه ها و ستون های ایوان ها از سنگ سیاه بوده است. درگاه شمال غربی، با نقش پای انسان و عقاب به ایوان 16 ستونی شمال غربی ارتباط دارد و درگاه شمال شرقی نیز به بزرگترین ایوان کاخ، که 48 ستون داشته ارتباط دارد. درگاه جنوب شرقی با نقش ترکیبی انسان، ماهی و گاو به یک ایوان 16 ستونی راه دارد. درگاه جنوب غربی با نقش پای انسان و حیوان به ایوانی 28 ستونی راه دارد. ظاهراً این نقوش درگاه ها از سنن آشوری و دیگر ملل الهام گرفته است، اما ایرانیان به آنها معانی متناسب با روحیات و باورهای خود داده اند. در دو سوی این ایوان، دو اتاق وسیع قرار داشته است. در این کاخ قسمتهایی از سه جرز سنگی باقی‌مانده که بر بلندای جرز جنوبی یکی از کهن ترین سنگ نبشته های میخی بر آن حک شده است. این سنگ نبشته به سه زبان پارسی باستان، عیلامی و بابلی نوشته شده و متن آن چنین است: «آدم کوروش خشایثی یه هخامنشی یه» «من کوروش شاه هخامنشی( ام) »

کاخ بار عام کوروش مکانی است که در آن شاه از میهمانان و مقامات ملل مختلف که زیر چتر امپراتوری هخامنشی قرار داشتند پذیرایی می کرده و در مورد مسائل مختلف با یکدیگر بحث و گفتگو می کرده اند. تالار بارعام نخستین مقر سازمان ملل است که در بیست و پنج قرن پیش اندیشه های والای انسانی، حقوق بشر و آزادی و برابری انسانها در آن مطرح شد و به تمامی جهان آن روز گسترش یافت.[۳۲]

مجموعه پادشاهی[ویرایش]

کاخ اختصاصی

این مجموعه در مرکز پاسارگاد قرار گرفته‌است واز تعدادی کاخ تشکیل شده که در اصل در محدوده مجموعهٔ باغها قرار دارند (معروف به «چهار باغ»). بدنهٔ اصلی کاخ‌ها از سالن‌های ستون‌دار تشکیل شده‌است. تالار عمومی (کاخ S) حدوداً در سال ۵۳۹ پیش از میلاد ساخته شده. تالار ستون‌دار آن دو ردیف چهار ستونی دارد. پایهٔ ستونها از سنگ سیاه هستند (۱٫۴۳×۱٫۴۳ متر)، و بدنهٔ آن‌ها از سنگ آهکی سفید است. پایه ستون‌ها ۱٫۰۴ متر و بدنهٔ ستون‌ها ۱۲٫۰۶ متر ارتفاع دارند. سرستون‌ها از سنگ سیاه بوده‌است. شواهدی موجوداست که سرستون‌ها یک شیر مرکب، شاخ‌دار و یال‌دار، را نشان می‌داده‌است. کاخ یک سرسرا در هر طرف داشته‌است. برخی از نقوش برجستهٔ درگاه‌ها حفظ شده‌اند، که پیکر انسان و دیوها را نشان می‌دهند. کاخ مسکونی کوروش دوم (کاخ P) بین سالهای ۵۳۰ تا ۵۳۵ پیش از میلاد بنا شده‌است. سالن ستون‌دار این کاخ (۳۱٫۱×۲۲٫۱ متر) پنج ردیف ستون و در هر ردیف شش ستون دارد، و سرسرای پر ابهت آن در جنوب شرقی به ابعاد ۷۵٫۵×۹٫۳ متر است.

کاخ دروازه در حدود شرقی محوطهٔ اصلی قرار دارد و شامل یک تالار ستون‌دار با نقشهٔ چهار ضلعی و ابعاد ۲۵٫۵×۲۸٫۵ متر است. این تالار ۸ ردیف ستون دارد. این تالار دو در ورودی اصلی در محور طولی کاخ و دو در فرعی در محور عرضی کاخ دارد.

در یکی از چار چوب‌های دروازه، یک نقش برجستهٔ مشهور از یک پیکر انسان مانند که بال‌هایی دارد دیده می‌شود. این طرح که تنها نقش باقی‌مانده در کاخ دروازه‌است، مردی را نشان می‌دهد که ریش انبوه و چهار بال که رو به مرکز تالار دارد.

کوشک‌های (پاویلیون‌ها) A و B که در شرق و جنوب باغ شاهی قرار دارند، احتمالاً دو ورودی به باغ سلطنتی بوده‌اند. از این دو، کوشک B بهتر حفظ شده‌است. این کوشک با ابعاد ۱۱٫۷×۱۰٫۱ متر از یک سکوی چهارضلعی از سنگ‌های آراسته تشکیل شده‌است.

محوطه مقدس[ویرایش]

در فاصله حدود ۱۲۰۰ متری شمال غرب مجموعه پاسارگاد و پشت تپه ماهوری‌های سنگی مشرف به دشت، محوطه‌ای باستانی وجود دارد که شامل دو سکوی سنگی سفید رنگ و یک تپه مستطیل شکل پله‌ای است که معروف به محوطه مقدس است. در این محوطه با استفاده از سنگ‌های سفید دو سکوی نزدیک به هم ایجاد شده که یکی دارای پله و دیگری بدون پله‌است. قاعده سکوی جنوبی ۴۳/۲ متر و بلندی آن ۱۶/۲ متر است. این سکو دارای ۸ پله با خیز ۲۷ سانتی‌متر یعنی برابر با ارتفاع پله‌های دیگر بناهای پاسارگاد است. قاعده سکوی شمالی ۸۰/۲ متر و بلندی آن۱۰/۲ متر است. مطالعه و بررسی سکوها نشان می‌دهد که آنها در دوره کوروش و به عنوان آتشدان جهت اجرای مراسم آیینی ساخته شده‌اند. درون آتشدان‌ها جهت سبک کردن وزن، خالی شده و روی شالوده‌ای به عمق حدود یک متر قرار داده شده که پیرامون آنها را نواری از سنگ سیاه دربر گرفته‌است. در فاصله ۱۲۰ متری غرب آتشدان‌ها روی صخره‌های طبیعی موجود در محوطه ساختاری خشتی و سنگی ایجاد شده که اکنون به صورت یک تپه درآمده‌است. طول تپه حدود ۸۵/۷۴ متر، عرض آن حدود ۵۰ متر و ارتفاعی نزدیک به ۴۰/۵ متر دارد. این ساختار دارای پنج طبقه بوده که طبقه‌های یکم تا چهارم از سنگ لاشه و طبقه پنجم از خشت ساخته شده‌است. در نمای شمالی ساختار، یک پله جهت دسترسی به طبقات بالاتر با استفاده از سنگ لاشه ایجاد شده که ۲۰/۲ متر ارتفاع و ۵۰/۱ متر عرض دارد. با توجه به بررسی‌ها و مطالعات انجام شده می‌توان نتیجه گرفت که این ساختار در ارتباط با آتشدانهای سنگی و جهت اجرای مراسم قربانی یا تشریفات مذهبی ساخته شده‌است. این سکو دارای 8 پله با خیز 27 سانتی متر یعنی برابر با ارتفاع پله های دیگر بناهای پاسارگاد است. قاعده سکوی شمالی 80/2 متر و بلندی آن10/2 متر است. درون آتشدان ها جهت سبک کردن وزن، خالی شده و روی شالوده ای به عمق حدود یک متر قرار داده شده که پیرامون آنها را نواری از سنگ سیاه دربر گرفته است. در فاصله 120 متری غرب آتشدان ها روی صخره های طبیعی موجود در محوطه ساختاری خشتی و سنگی ایجاد شده که اکنون به صورت یک تپه درآمده است این ساختار دارای پنج طبقه بوده که طبقه های یکم تا چهارم از سنگ لاشه و طبقه پنجم از خشت ساخته شده است. قسمت پایینی سکو دارای یک بیرون زدگی است و بخش بالایی از دو پله مطبق سازمان شده ،وجود تعدادی سوراخ عمیق جهت بست های عمودی در قسمت فوقانی استروناخ را در بر داشته که این بخش از سکو ،برای تحمل درپوشی از سنگ سیاهرنگ سه طبقه بوده است .[۳۳]

هردوت آداب و رسوم اقوام سکایی،را گفته که همانند پارسیان نه معبد دارند و تندیس ار خدایان برقرار کرد به جز برای یکی از خدایان که ( ارس ) بود . برای این الهه سکوی برقرار کرد که بر فراز آن پشته ای از چوب قرار داده است .[۳۴]

اولین بررسی های مستند از این محوطه ،در سال 1983.م توسط هرتسفلد باستان شناس انجام شد و پس از آن استروناخ به طور گسترده تری کاووش کرد . [۳۵]

تنگ بلاغی[ویرایش]

حد فاصل دشت پاسارگاد و دشت سعادتشهر، دره ای سرسبز و زیبا وجود دارد که بنام تنگ بلاغی معروف است، این دره زیبا دارای یک رودخانه دائمی است که از روستای قصر یعقوب در شهرستان خرمبید سرچشمه گرفته و پس از گذر پاسارگاد،تنگ بلاغی،دشت سعادتشهر و جلگه مرودشت به رودخانه کر می پیوندد. وجود رودخانه باعث شده که این دره زیبا از قدیم ایام مورد توجه انسانها قرار گیرد . بر اساس اولین مطالعات باستان شناسی صورت گرفته در این تنگه آثار متعددی از دوره پارینه سنگی میانی تا دوره اسلامی شناسایی شد. پس از مشخص شدن اهمیت تنگ بلاغی از دیدگاه باستان شناسی، تیمی متشکل از باستان شناسان بنیاد پژوهشی پارسه – پاسارگاد دوباره تنگ بلاغی را مورد بررسی مجدد جهت مشخص کردن محوطه های مهم و با ارزش جهت کاوش توسط تیم های ایرانی – خارجی نمودند و در این راستا چندین محوطه معرفی و کاوش شدند. قدیمی ترین اثر باستانی تنگ بلاغی مربوط به دوره میانی پارینه سنگی باقدمت 250 هزار تا 100هزار سال قبل می باشد که به صورت تک یافته و محوطه باز open site در حاشیه رودخانه شناسایی شد . دومین دوره مربوط به دوره پارینه سنگی جدید و فرا پارینه سنگی می باشد که در این راستا بیش از 40غار و پناهگاه در کل تنگ بلاغی شناسایی شد که دارای دست افزارهای شاخص این دوره می باشد(از این دوره به بعد شاهد تسلسل دوره های پیش از تاریخی و تاریخی در تنگ بلاغی می باشیم)، پس از این دوره انسانها آرام آرام غارها را تک کرده و وارد اولین روستاهای پیش از تاریخ منطقه شده اند(دارای فرهنگ های مشکی و جری مربوط به هزاره ششم و پنجم ق. م {نام این دو فرهنگ از نام تپه های مشکی و جری در دشت مرودشت گرفته شده است}) در همین راستا دو محوطه تپه رحمت آباد و محوطه پوزه سرخ(نام محل)یا محوطه 73مورد شناسایی قرار گرفت که دارای سفالهای شاخص این دوره می باشند. چند محوطه دیگر از دوره های پیش از تاریخ شامل (فرهنگهای باکونa,b و لپویی مربوط به هزاره چهارم و سوم ق.م ) شناسایی و مورد کاوش قرارگرفت. پس از دوره پیش از تاریخی آثار خاصی به مدت هزار و پانصد تا دو هزار سال (دوره فترت) تا دوره هخامنشی شناسایی نشد. از دوره هخامنشی آثار متعددی همچون کنده کاریهای موسوم به دختر بر(در سمت شرق و غرب رودخانه)، چندین محوطه (شامل کاخ و قلعه و روستا) شناسایی شدند که دارای اهمیت بسیار زیادی در روشن شدن وضعیت زندگی مردم در دوره هخامنشی در تنگ بلاغی می باشد. از دوره فرا هخامنشی و اشکانی ، چندین نوع تدفین شامل قبور توده سنگی(خرفخانه)، قبور خرسنگی(با توجه به استفاده از سنگ های بزرگ در ساخت این قبور، با این نام معرفی شدند)قبور درون غارهای کوچک و بزرگ، قبور درون شکاف های طبیعی کوه شناسایی شد. علاوه بر این یک مرز سنگچین بزرگ در تنگ بلاغی و کوه های مجاور آن و دشت پاسارگاد شناسایی شدکه با توجه به قرار داشن گورهای توده سنگی در داخل و یا کنار آن، احتمالاً مربوط به دوره اشکانی می باشد . پس از دوره اشکانی، دوره ساسانی در تنگ بلاغی دارای آثار ارزشمندی می باشد که توسط هیات مشترک ایران – لهستان مورد کاوش باستان شناسی قرار گرفت . در این راستا یک محوطه استحصال شیره انگور و یک کارگاه ذوب فلز شناسایی شدکه دارای سفال شاخص اصطخر(اواخر ساسانی – اوایل اسلام) با نقش استامپی شناسایی شد. آثار دوره اسلامی تنگ بلاغی شامل گورستان شهدای مار(محوطه 85) دارای سنگ قبرهای ساده ای بر روی سنگ های طبیعی با خطوط نسخ و ثلث می باشد که مربوط به دوره صفویه به بعد می باشد. علاوه بر این یک کوره ذوب فلز از این دوره و تعداد زیادی کومه کره های عشایری(آغل موقّت) شناسایی شد. تیمهای باستان شناسی از ایران به همراه تیمهای از کشورهای مختلفی نظیر ایتالیا، آلمان،لهستان،ژاپن،فرانسه، آمریکا به صورت مشترک تعدادی از محوطه های مهم تنگ بلاغی را مورد کاوش قرار دادند. علاوه بر آثار ارزشمند تاریخی ، تنگ بلاغی دارای درختان کهنسال بنه(پسته کوهی) می باشد که عمر برخی از درختان آن بیش از هزار سال می رسد.علاوه بر این تنگ بلاغی همه ساله به عنوان یکی از مراتع سر سبز مورد توجه عشایر منطقه شامل کردشولی، باصری(علی شاه قلی و لب موسی و ننه عربی)بوده و فصل بهار را در آن می گذرانند. [۳۶]

کاروانسرای مظفری[ویرایش]

نوشتار اصلی: کاروانسرای مظفری
کاروانسرای مظفری در مجموعهٔ میراث جهانی پاسارگاد.

در نزدیکی آرامگاه کوروش سازه‌ای مشتمل بر حیاتی به وسعت ۲۰۸ مترمربع است که بصورت نامنظم از سنگ‌های سفید ربوده‌شده از کاخ‌های پاسارگاد ساخته‌شده و نیز ایوانی به پهنای ۳۰٫۳ متر با جرزهای سنگی نامنظم و چهار گوش با اتاق‌های کوچک و بزرگ در پشت آن دارد. درب این سازه به سمت مشرق است. سنگ‌های سازه با ملات گچ به هم وصل شده و در بعضی از نقاط این سازه ملات به کار برده نشده‌است.[۳۷] در زمان سامی قسمتی از این محل تعمیر شده و بدفتر فنی سامی اختصاص داده شده بود ولی امروزه متروک می‌باشد.[نیازمند منبع]

کاروانسرای مظفری شامل حیاطی به وسعت 40/16 در 50/18 متر است که به صورت نامنظم از سنگ های سفید آورده شده از کاخ های کوروش ساخته شده و نیز ایوانی به پهنای 30/3 متر با جرزهای سنگی نامنظم و چهارگوش با اتاق های کوچک و بزرگ در پشت آن. در بنا به سمت مشرق بوده و در سه جانب نیز سکویی به ارتفاع 80 سانتیمتر ساخته شده است. این بنا در دوره آل مظفر ( 743 تا 795 ه.ش ) به دستور شاه شجاع مظفری ( 759 تا 766 ه.ش ) ملقب به ابوالفوارس در 100 متری شمال آرامگاه کوروش ساخته شده است. در مورد کاربرد این بنا، برخی محققان، این بنا را مدرسه و برخی آن را کاروانسرا می دانند. اما مستوفی یزدی که در قرن یازدهم کتاب مختصر مفید را تألیف کرده، صریحاً آن را کاروانسرا معرفی می کند.

وجود سنگ مرمر که در نوشته مستوفی یزدی است همان سنگ صیقل شده و سفید از بناهای هخامنشی می باشد که از پاسارگاد به دست آمده و به آسانی در ساخت کاروانسرا به کار رفته است . این کاروانسرا بنایی با ابعاد در حدود40/16 * 50/18 متر را در بر دارد پشت این ایوان اتاق هایی با سنگ های ساده و لاشه به دست آمده است که آثار آن هنوز به خوبی قابل مشاهده است .به گفته اهالی مادر سلیمان تا همین اواخر دو محراب سنگی در سکوی جنوبی قرار دارد که به هنگام حفاری های سامی در سال 1338 .هجری اثری از آن وجود ندارد .[۳۸]

طبق نظر مستوفی یزدی : مشهد در مادر سلیمان ( را ) حقیر خود نگاه کرده و پادشاه شجاع مظفری در حوالی مشهد کاروانسرایی بر پا کرده است که تمامی ارکان و دیواره ها از سنگ مرمر ساخته شده است.[۳۹]

کاخ اختصاصی[ویرایش]

یکی دیگر از بناهای شکوهمند مجموعه پاسارگاد کاخ اختصاصی است که در 1300 متری شمال شرق آرامگاه کوروش واقع شده است. وسعت این کاخ 3192 متر مربع است که از یک تالار مرکزی و دو ایوان شرقی و غربی تشکیل شده است. در گوشه های شمالی و جنوبی ایوان غربی کاخ دو اتاق وجود داشته که آثار کمی از آنها باقی‌مانده است. با توجه به پلان و ساختار معماری بنا ، کاربری این کاخ به عنوان اقامتگاه و منزل مسکونی کوروش بزرگ بوده است. این کاخ دارای دو درگاه اصلی است که در ایوانهای شرقی و غربی باز می شده و همچنین دو درگاه فرعی که در قسمت جنوب و شمال تالار تعبیه شده اند. نقوش برجسته درگاه ها تصویری از شاه را به همراه چتر دار یا مستخدم نشان می دهد که پیکر شاه بزرگتر نشان داده شده است. لباس شاه از نوع ردای بلند چیندار هخامنشی است که دارای دکمه های طلایی بوده است. در گذشته های دور این دکمه ها از جای خود بیرون آورده شده اند. نزدیک درگاه شرقی و بر دیواره ایوان رو به پردیس سکویی سنگی وجود دارد که احتمالاً جایگاه شاه در هنگام تماشا و استفاده از باغ روبروی ایوان بوده است. سنگهای به کار رفته در ساخت این کاخ از سه گونه سنگ سفید مرمرنما، سنگ آهکی سیاه و سنگ ماسه ای کبود رنگ است. عناصر معماری و تزیینی بنا ساده ولی چشمگیر و آرام است. از ترکیب سنگهای سفید و سیاه در قسمت پایه ستونها و کف ایوانها یک نوآوری و سبک ویژه معماری به وجود آمده است. شالی ستونها دارای تزیینات قاشقی است که به صورت افقی روی آنها اجرا شده است. قسمتهایی از سنگ فرش کف کاخ در همان دوره هخامنشی مرمت شده که به صورت وصله هایی در اندازه¬های گوناگون به چشم می خورد. گوشه جنوبی کاخ جرزی سنگی وجود دارد که دیوارهای آجری و خشتی بنا درون حفره آن چفت می شده و موجب استحکام بیشتر بنا می شده است. بر بلندای جرز و قسمت رو به شمال آن سنگ نبشته ای به خط میخی و با سه زبان فارسی باستان، ایلامی و بابلی وجود دارد که در اینجا شاه خود را معرفی می کند: «ادم کوروش خشایثی یه هخامنشی یه» «من کوروش شاه هخامنشی ام»[۴۰]

کاخ بارعام[ویرایش]

کاخ بارعام یا کاخ پذیرایی کوروش وسعت این کاخ ۲۴۷۲ متر مربع است که در محور شمال غربی ـ جنوب شرقی ساخته شده‌است. این کاخ شامل یک تالار گسترده مرکزی با هشت ستون است که وسعت آن ۷۰۵ متر مربع است. چهار ایوان در چهار سمت کاخ با ستونهایی کوچکتر و دو اتاق، دیگر قسمتهای اصلی بنا را تشکیل می­دهد. ارتفاع تالار کاخ به گونه‌ای بوده که چند متر از سقف ایوان‌های اطراف بالاتر بوده‌است. از هشت ستون این تالار تنها یک ستون آن پابرجاست که ارتفاع کنونی این ستون به ۱۰/۱۳ متر می‌رسد. زیر ستون‌ها و سر ستون‌های تالار مرکزی از سنگ سیاه و قلمه ستون‌ها از سنگ سفید ساخته شده‌است. دیگر ستون‌های تالار، در زمان اتابکان برای ساختن مسجدی در اطراف آرامگاه کوروش به آنجا منتقل شده بود که هم اکنون به جای اصلی بازگردانده شده‌است. تالار مرکزی از چهار درگاه به چهار ایوان کاخ ارتباط دارد. درگاه‌ها و ستون‌های ایوان‌ها از سنگ سیاه بوده‌است. درگاه شمال غربی، با نقش پای انسان و عقاب به ایوان ۱۶ ستونی شمال غربی ارتباط دارد و درگاه شمال شرقی نیز به بزرگترین ایوان کاخ، که ۴۸ ستون داشته ارتباط دارد. درگاه جنوب شرقی با نقش ترکیبی انسان، ماهی و گاو به یک ایوان ۱۶ ستونی راه دارد. درگاه جنوب غربی با نقش پای انسان و حیوان به ایوانی ۲۸ ستونی راه دارد. ظاهراً این نقوش درگاه‌ها از سنن آشوری و دیگر ملل الهام گرفته‌است، اما ایرانیان به آنها معانی متناسب با روحیات و باورهای خود داده‌اند. در دو سوی این ایوان، دو اتاق وسیع قرار داشته‌است.[۴۱]

کاخ بارعام کوروش مکانی است که در آن شاه از میهمانان و مقامات ملل مختلف که زیر چتر امپراتوری هخامنشی قرار داشتند پذیرایی می­کرده و در مورد مسائل مختلف با یکدیگر بحث و گفتگو می­کرده‌اند. تالار بارعام نخستین مقر سازمان ملل است که در بیست و پنج قرن پیش اندیشه‌های والای انسانی، حقوق بشر و آزادی و برابری انسانها در آن مطرح شد و به تمامی جهان آن روز گسترش یافت.

عقاید مختلف درباره این سنگ نگاره

ایرانیان از زمان باستان تاکنون این پیکره را مقدس می‌دانند و... (تاکنون) هیچ‌کس جرأت نداشته به این پیکره... آسیب برساند. هنوز هم تصور مقدس بودن این پیکره در میان مردم بومی باقی است.[۴۲] مردم محلی دستان او (صاحب این مجسمه) را رو به قبله و در حالت نیایش می‌دانند. مولانا ابوالکلام آزاد (مفسر قرآن و وزیر فرهنگ هند در زمان گاندی) در کتاب کوروش کبیر (ذوالقرنین) و برخی دیگر از پژوهشگران این نقش برجسته که شاخ‌های قوچ و بال‌های عقاب دارد را تصویر کوروش می‌دانند.[۴۳]

کاخ دروازه[ویرایش]

کاخ دروازه با وسعت 726 متر مربع در شرقمجموعه پاسارگاد واقع است. این بنا دارای تالاری به وسعت 686 متر مربع است که سقف آن را هشت ستون سنگی با ارتفاع تقریبی 16 متر نگاه می داشته اند. زیر ستون ها با ابعاد 2*2 متر و به شکل مکعب دو پله ای از سنگ سیاه ساخته شده اند که اکنون در پوششی از کاهگل حفاظت می شوند. وجود این زیر ستون های بزرگ نشان دهنده عظمت ستون های کاخ است که متأسفانه هیچ اثری از آنها بدست نیامده است. این تالار، دارای دو درگاه اصلی در سمت شمال غربی و جنوب شرقی و دو درگاه فرعی در سمت شمال شرقی و جنوب غربی بوده است. پیرامون کاخ، دیواری بلندی از کاهگل وجود داشته است و دو اتاق نیز در نزدیکی درگاه های شمال شرقی و جنوب غربی برای نگهبانان پیش بینی شده است. ارتفاع درگاه ها 9 متر بوده است و هم اکنون تنها یکی از جرزهای درگاه شمالی برجا مانده است. بر این جرز، نقش انسانی را با چهار بال در حال نیایش حجاری کرده اند. این نقش تنها سنگ نگاره تقریباً سالم موجود در بناهای پاسارگاد است. این کاخ دروازه ورودی به مجموعه پاسارگاد بوده که همانندی زیادی با کاخ دروازه ملت ها در تخت جمشید دارد. کسانی که کاووش هایی در این بنا انجام داده‌اند : هرتسفلد در سال 1938 .م ،سامی در سال 1951 .م ،دیوید استروناخ در سال 1963 .م بوده‌اند .[۴۴]

برج سنگی[ویرایش]

یکی از بناهای بسیار زیبای مجموعه پاسارگاد برج سنگی است که ساخت آن مربوط به آغاز دوره هخامنشیان است. بنایی چهار گوش برج مانند که اکنون تنها یک دیواره از آن باقی‌مانده‌است. ارتفاع برج نزدیک به ۱۴ متر و قاعده آن ۲۳/۷ * ۲۷/۷ متر است که بر سکویی سه پله‌ای قرار گرفته‌است. ورودی بنا به سوی شمال غربی تعبیه شده و نزدیک به ۵۰/۷ متر از سطح زمین ارتفاع دارد که با یک پلکان ۲۹ پله­ای به اتاق بالای برج دسترسی داشته­اند. این بنا از نگاه معماری و هنری یکی از شاه­کارهای مهندسان و هنرمندان هخامنشی به شمار می­آید. بلوکهای سنگی به گونه­ای روی هم قرار گرفته­اند که در برخی از رجها به سختی می­توان دو بلوک را از هم تشخیص داد. سنگهای به کار رفته در ساخت بنا از گونه سنگهای سفید مرمر نما است که از معدن کوه سیوند آورده شده­اند. مقداری هم سنگ سیاه آهکی در پنجره‌های کور استفاده شده‌است. نمای دیواره دارای تعداد زیادی تو رفتگی مستطیل شکل است که احتمالاً جهت زیباسازی یا در ارتباط با کارکرد بنا بوده‌است. ۱۰ عدد گودی پنجره مانند که (پنجره کور) نامیده می‌شده) در دیوارهای آن در آورده‌اند و این پنجره‌ها را با سنگ‌های سیاه قاب گرفته‌اند.

در مورد کاربری بنا نظرهای گوناگونی مطرح است. گروهی آن را مقبره کمبوجیه پسر و جانشین کوروش می‌دانند و بعضی هم آن را آتشکده یا نیایشگاه بشمار می‌آورند و برخی نیز آن را (گنج خانه کوروش) خوانده‌اند که در آن اسناد و مدارک مهم دولت هخامنشی بایگانی می­شده‌است. به احتمال زیاد این بنا با توجه نقشه و معماری آن کارکردی آیینی داشته‌است. نمونه‌ای از این بنا در نقش رستم با نام کعبه زرتشت وجود دارد که از روی این بنا الگو­­­­­برداری شده‌است.

این بنا در دوره اسلامی به نام زندان سلیمان معروف بوده‌است.

ثبت جهانی پاسارگاد به دست یونسکو[ویرایش]

معیارهای ثبت جهانی پاسارگاد[ویرایش]

پاسارگاد، جمهوری اسلامی ایران به سال ۱۳۸۳ خورشیدی مطابق با سال ۲۰۰۴ میلادی بر اساس بندهای یکم، دوم، سوم و چهارم معیارهای فرهنگی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید:

معیار یک: پاسارگاد نخستین نشانه بارز معماری سلطنتی هخامنشی است.

معیار دو: پایتخت شاهنشاهی پاسارگاد را کوروش بزرگ با مشارکت مردمان گوناگون امپراطوری که بنا نهاده بود ساخت این حرکت به صورت یک مرحله بنیادی در تحول هنر و معماری کلاسیک ایران درآمد.

معیار سه: محوطه باستان شناختی پاسارگاد با کاخ‌ها، باغ‌ها و آرامگاه کوروش بزرگ بنیان‌گذار سلسله هخامنشی یادبودی استثنایی از تمدن هخامنشیان در ایران است.

معیارچهار: مجموعه چهار باغی پادشاهی که در پاسارگاد بنیان گذاشته شده به صورت نمونه‌ای مادر برای این گونه معماری و طرح ریزی در آسیای غربی در آمد.

میراث جهانی پاسارگاد مسقف می‌شود[ویرایش]

اداره کل میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری فارس در نظر دارد مجموعه جهانی پاسارگاد را مسقف کند. به‌دنبال مطالعات و پژوهش‌هایی که با هدف حفاظت و مرمت بناهای تاریخی انجام شده و می‌شود، موضوع مسقف شدن مجموعه جهانی پاسارگاد مطرح و پس از برگزاری جلسات متعدد کارشناسی، از سوی شورای راهبردی سازمان میراث فرهنگی کشور تصویب شد. براساس این طرح بیش از ۶ هزار مترمربع از کاخ‌های اختصاصی، بارعام و کاخ دروازه مجموعه جهانی پاسارگاد، مسقف می‌شود. در اولین گام اجرایی از این طرح، مرحله ساخت قطعات مورد نظر آغاز شده‌است. این طرح با اعتباری بالغ بر ۱۴ میلیارد ریال عملیاتی خواهد شد. هم اکنون عملیات حفاری محل فنداسیون‌های سقف توسط هیأت حفاری در مجموعه جهانی پاسارگاد آغاز شده که به محض اتمام عملیات نسبت به نصب سقف‌ها اقدام می‌شود. زمان اجرای این طرح حدود ۲ ماه اعلام شده است.

اطلاعات نخست[ویرایش]

  • دولت طرف: جمهوری اسلامی ایران
  • نام ملک: پاسارگاد
  • موقعیت: استان فارس
  • تاریخ دریافت: ۳۰ ژانویه ۲۰۰۳
  • طبقه‌بندی: مطابق طبقه‌بندیهای دارایی‌های فرهنگی شرح داده شده در مقالهٔ ۱ از پیمان نامهٔ میراث جهانی سال ۱۹۷۲، این یک محل باستانی است.
  • شرح مختصر: پاسارگاد اولین پایتخت سلسله‌ای امپراتوری هخامنشی بود که توسط کوروش دوم در قرن ششم قبل از میلاد ساخته شد. کاخهای آن، طرح باغها، هم چنین آرامگاه کوروش نمونه‌های برجسته‌ای از اولین مرحلهٔ تکامل هنر و معماری سلطنتی هخامنشیان هستند، و یک گواهی استثنایی از تمدن ایرانی است.

نگارخانه[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. Unesco World Heritage - Official Website
  2. CHRONOLOGY OF IRANIAN HISTORY PART 1 iranicaonline.org
  3. داریوش و ایرانیان نوشته والتر هینتس، ترجمه پرویز رجبی
  4. اطلاعات میراث فرهنگی پاسارگاد. 
  5. کتاب راهنمای جامع پاسارگاد صفحه ۲۲ نوشته علی‌رضا شاپور شهبازی شابک ۲-۴-۹۰۳۸۰-۹۶۴
  6. کتاب اسناد نام خلیج پارس، میراثی کهن و جاودان ص ۴۲ و نگاه شود به نامهای ایران[۱]
  7. Persepolis Fortification Tablets, R.T.Hllock, Chicago: University of Chicago Press,1969.P.676
  8. کتاب راهنمای جامع پاسارگاد صفحه ۳۰ نوشته علی‌رضا شاپور شهبازی شابک ۲-۴-۹۰۳۸۰-۹۶۴
  9. دکترعلیرضا شاپور شهبازی در کتاب پاسارگاد
  10. اطلاعات میراث فرهنگی پاسارگاد. 
  11. در سرزمین آفتاب، هینریش بروگش، ترجمه مجید جلیلوند. نشر مرکز. چاپ اول.۱۳۷۴
  12. A History of Zaroastrianism,M.Boyce, Leiden:1982,Vol 2.P.286.
  13. اطلاعات میراث فرهنگی پاسارگاد. 
  14. اطلاعات میراث فرهنگی پاسارگاد. 
  15. استروناخ. پاسارگاد صفحه 173,186,185,169,188. 
  16. نجف زاده، ابوالحسن. پاسارگاد شهر کوروش صفحه 137,147,146. 
  17. شهبازی، شاهپور. راهنمای جامع پاسارگاد. 
  18. دکتر رضا مرادی غیاث آبادی. نقش رستم و پاساردگاد. نوید شیراز. 
  19. «سه مسجد اتابکی». وبگاه پارسا. بازبینی‌شده در ۱۴ دسامبر ۲۰۱۴. 
  20. Persia and the Persian Question. 1892. 
  21. «مسجد پاسارگاد». رادیو زمانه. بازبینی‌شده در ۱۴ دسامبر ۲۰۱۴. 
  22. «مسجد باستانی محوطه جهانی پاسارگاد احیاء می‌شود». خبرگزاری میراث فرهنگی، ۱۳۸۷/۶/۲. 
  23. ( استروناخ. پاسارگاد،ص203. 
  24. نجف زاده، ابوالحسن. پاسارگاد شهر کوروش صفحه165,158,160,154. 
  25. پاسارگاد صفحه203. 
  26. استروناخ. پاسارگاد صفحه 74. 
  27. (استروناخ. پاسارگاد ،صفحه 163. 
  28. نجف زاده، ابوالحسن. شهر کوروش صفحه 113. 
  29. امپراطوری هخامنشی ،جلداول صفحه 37 -335 ). 
  30. ( استروناخ. پاسارگاد،صفحه 154. 
  31. اطلاعات میراث فرهنگی پاسارگاد. 
  32. اطلاعات میراث فرهنگی پاسارگاد. 
  33. استروناخ. پاسارگاد صفحه 193. 
  34. بلوتارک. حیاط مردان نامی صفحه 6 و 7. 
  35. ( نجف زاده، ابوالحسن. ، پاسارگاد شهر کوروش. 
  36. اطلاعات میراث فرهنگی پاسارگاد. 
  37. «کاروانسرای مظفری». پایگاه میراث جهانی پاسارگاد. بازبینی‌شده در ۵ اردیبهشت ۱۳۹۲. 
  38. نجف زاده، ابوالحسن. پاسارگادشهر کورش. صفحه 158و 186. 
  39. پاسارگاد پایتخت و آرامگاه کورش هخامنش. 
  40. اطلاعات میراث فرهنگی پاسارگاد. 
  41. اطلاعات میراث فرهنگی پاسارگاد. 
  42. دکتر بهرام فره وشی در کتاب ایرانویچ
  43. اطلاعات میراث فرهنگی پاسارگاد. 
  44. سامی. پایتخت و آرامگاه کورش هخامنش صفحه97. 

منابع[ویرایش]

  • ^  متن بر گرفته از شناسنامهٔ پاسارگاد ویرایش یونسکو به شماره ۱۱۰۶.
  • تصاویر از: LIVIUS

http://www.shiraz1400.ir/?p=220 شیراز ۱۴۰۰