نبرد ماراتون

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مختصات: ۳۸°۰۷′۰۵″ شمالی ۲۳°۵۸′۴۲″ شرقی / ۳۸.۱۱۸۰۶° شمالی ۲۳.۹۷۸۳۳° شرقی / 38.11806; 23.97833

نبرد ماراتون
Ac.marathon.jpg
دشت ماراتون
زمان سپتامبر، ۴۹۰ ق. م
مکان ماراتن، آتن
نتیجه پیروزی کامل یونانی‌ها، پایان تهاجم اول ایرانیان به یونان
علت جنگ در پی تهاجم داریوش بزرگ به یونان
جنگندگان
آتنی ها
پلاتایی‌ها
امپراتوری هخامنشی
نیروها
۱۰٫۰۰۰ تا ۹٫۰۰۰ آتنی
۱۰۰۰ پلاتایی
۶۰۰ کشتی، ۱۰٫۰۰۰ سواره نظام
۲۰۰٫۰۰۰ تا ۶۰۰٫۰۰۰ پیاده‌نظام
تلفات
۱۹۲ کشته آتنی
۱۱ کشته پلاتایی (هرودوت)
۶٫۴۰۰ کشته ایرانی
۷ کشتی نابود شد. (هرودوت)

نبرد ماراتون (یونانی: Μάχη τοῦ Μαραθῶνος, لاتین: Machē tou Marathōnos) یکی از نبردهای بزرگ و مهم دنیای باستان است که در سال ۴۹۰ پیش از میلاد مسیح و در زمان زمامداری داریوش بزرگ در یونان و در محلی به نام دشت ماراتون بین ارتش ایران هخامنشی و یونانیان به وقوع پیوست.نتیجه این جنگ صرفنظر از شبهات و ایراداتی که برخی از علمای علم تاریخ به نوشته‌های تاریخ نگاران باستان وارد آورده‌اند این شد که ماشین جنگی مخوف هخامنشی که از زمان تأسیس این دولت بدست کورش بزرگ در هیچ نبردی شکست نخورده بود متوقف و ناکام شد.[پانویس ۱][۱]

شرح نبرد[ویرایش]

پیش زمینه‌ها و علل نبرد (شورش در مستعمرات ایران)[ویرایش]

پیش زمینه این نبرد از آنجا آغاز گردید که یونانیان شامل آتنی‌ها و یونانیهای ساکن آسیا به تحریک آریستاگوراس داماد هیستیائوس شورشی در مستعمرات ایران بر پا کرده و با حمله به قلمرو پارس، شهر سارد غربی‌ترین ساتراپ نشین ایرانی را آتش زدند.

نقشه مستعمرات ایران در آسیای صغیر

علی رغم غافلگیر شدن شهربان و محافظان پارسی شهر و سقوط موقت آن لشکر پارس توانست فی الفور خود را به شهر رسانده و یونانیها را از آن رانده و عده زیادی را قتل‌عام نمایند. اما آنچه سبب جری تر شدن پارسیها و جدی تر شدن موضوع گردید اقدامات بعدی آریستاگوراس در دامن زدن به شورشها و همراه کردن قبرس با خود بود. با پیوستن قبرس به شورشیان داریوش پادشاه ایران لشکری مجهز به سرداری آرتبیوس به سوی قبرس گسیل داشت و اگرچه اتحاد شکننده شورشیان و قبرسی‌ها در مقابل وی صف آرایی کرد ولی در نبرد این آرتبیوس بود که پیروز شد و سر از تن فرمانده قبرسی جدا کرد. پس از سقوط قبرس، یونانیان وحشت زده از انتقام پارسیها آریستاگوراس را ترک گفته و به شهرهای خود بازگشتند اما اینبار داریوش عزم خود را جزم کرد تا فتنه را از ریشه بخشکاند. وی چندین لشکر آماده و فرماندهی آنها را به دامادهای خود به نامهای دوریزس، هیمه، اتانس سپرد و آنها را برای سرکوبی یونانیان اعزام نمود. سرداران داریوش یونانیها را تعقیب و شهرهای آنها (شهرهای آسیائی) را طی نبردهای افسس[۲] مارسیاس[۲] لابرائوندا[۲] پداسوس[۲] و لاده[۳] یکی یکی فتح و غارت کردند. اوج این سرکوب در نبرد لاده و در شهر میلتوس اتفاق افتاد که بعدها شرح محاصره غارت و قتل‌عام این شهر موضوع نمایشنامه ای حزن‌انگیز بنام سقوط میلتوس شد که در آمفی تاترهای یونان به نمایش درمی‌آمد و سبب گریستن مردم می‌شد بعدها اکران این نمایشنامه توسط دولت آتن ممنوع شد و برگزار کنندگان آن محکوم به پرداخت جریمه نقدی گردیدند. بهره‌مندی پارسی‌ها و شکستهای متوالی آریستاگوراس را ناامید کرد و سبب شد که دریابد غلبه بر شاه پارس و امپراتوری بزرگ او کار ساده‌ای نیست. اینچنین وی یاران خود را در مقابل پارسیان تنها گذاشت و به تراکیه گریخت. اما پس از مدت کوتاهی دست قدار روزگار دامان او را گرفت و در تراکیه بدست مردم محلی کشته شد. با قتل وی در سال ۴۹۴ قبل از میلاد شورش‌ها خاتمه یافت و بار دیگر مستعمرات ایران به حالت اولیه بازگشت.[۴]

نقشه شورشها و جنگهای داریوش با ایونیان

تدارکات نبرد[ویرایش]

پس از فرونشستن شورش‌ها و برگشت مستعمرات به حالت اول داریوش بزرگ به فراست از خطر یونانیها آگاه شد و دریافت که اشتباه او از آنجا آغاز شده که به هنگام لشکر کشی قبلی به اروپا و گذشتن از بسفور به جای آنکه به چب بتازد و به یونان قدم بگذارد به سوی راست رانده و بیهوده خود و لشکرش را در سرزمین سکاها سرگردان ساخته است.

نگاره‌ای از داریوش

پادشاه در اندیشه شد که چگونه خطری که از جانب یونانیها امپراتوری او را تهدید می‌کند مرتفع نماید. خبرهای رسیده حاکی از آن بود که علی رغم خاتمه شورشها آتنی‌ها کماکان به تحریک و آتش‌افروزی در مستعمرات ادامه می‌دهند و همزمان در حال تقویت بحریه خود هستند این بود که داریوش ابتدا تصمیم گرفت تا سفیرانی را به یونان اعزام و آنها را به اطاعت از خود فراخوانند از طرفی در همان حال جانب احتیاط را رها نکرده و برای تدارک یک جنگ مهم دستور ساخت کشتی‌های بزرگی را که قادر به حمل اسب و مهمات و آذوقه باشند صادر نمود. سفرای داریوش بزرگ قدم به یونان گذارده و به همه دولت شهرها فرمان وی را ابلاغ کردند همان‌طور که دربار پارس پیش بینی می‌کرد در جو سنگین و وحشت ناشی از سرکوب گری‌های قبلی اکثر شهرهای یونان اروپائی به غیر از آتن و اسپارت سر تسلیم فرود آورده و مطیع شاه گردیدند. اما آنچه سبب خشم مضاعف داریوش گردید و باعث شد تا عزم خود را برای لشکرکشی به یونان جزم نماید این بود که اسپارتیها علیرغم قواعد دیپلماتیک مرسوم بین ملتها سفرای داریوش را به چاهی انداخته و کشتند. آتنیها وقتی از تسلیم شدن شهرهای دیگر و کار اسپارتیها مطلع شدند دریافتند که حمله داریوش قریب‌الوقوع خواهد بود. پس بیدرنگ خود را برای دفاع آماده توسط دونده مشهور و تندرو، فیلیپ پید پیامی برای اسپارتیها فرستاده و درخواست کمک فوری نمودند. اسپارتیها در پاسخ پیغام فرستادند که به آنان کمک خواهند کرد، اما جشن‌های مذهبی خود را بهانه‌ای برای تأخیر دو هفته‌ای قرار دادند. از آن طرف داریوش بزرگ قشونی عظیم و مجهز بیاراست و فرماندهی آن را به داتیس مادی و ارتافرنس برادرزاده خود محول و آنها را سوار بر ۶۰۰ کشتی تریرم عازم یونان نمود. این قشون کشی بزرگترین قشون کشی دریائی است که تاریخ تا آنروز به خود دیده بود. ناوگان ایران پس از ورود به شبه جزیره آتیک با راهنمائی هیپ پیائوس حاکم مخلوع آتن به دشت ماراتون رفته درآنجا اردو زدند تقریباً در همان موقع به آتنی‌ها خبر رسید که ایرانیان در ماراتن در حال پیاده شدن به ساحل هستند.

نبرد اصلی[ویرایش]

آتنی‌ها که می‌دانستند در صورت حرکت پارسیها بسوی آتن دیگر نمی‌توانند آنها را متوقف نمایند با حدود ۹۰۰۰ نفر هوپلیت (پیاده‌نظام سنگین اسلحه) و تعدادی نیروهای سبک به سوی ماراتون شتافتند. بزودی اهالی شهر پلاته هم به آتنیها پیوسته و در مقابل پارسیها صف کشیدند. فرماندهی آتنی‌ها را در این نبرد کاللی ماک به عهده داشت و ده سردار دیگر تحت فرماندهی او بودند که شجاع‌ترین و با تجربه‌ترین آنها میلتیادس نام داشت. علیرغم آنکه دو طرف آماده نبرد بودند اما ایرانیان دریافته بودند که آتنی‌ها از ترس شکست و انهدام شهرشان برای جنگ در تردید هستند به همین دلیل مدام نبرد را به تأخیر می‌انداختند تا بتوانند با استفاده از نفاق درونی آتینها شهر را تصرف کنند. میلتیادس این طرح جنگی ایرانیان را حدس زد به کاللی ماک اصرار نمود که بلافاصله فرمان حمله را صادر نماید. پس از تشکیل یک شورای جنگی پرشور «کاللی ماک» به پشتیبانی از طرح جسورانهمیلتیادس رأی داد و فرمان جنگ را صادر نمود. بلافاصله نیروهای آتنی و اهالی پلاته درفاصله هشت استاد(۱۴۷۲ متر) و به روایتی یک مایل از سپاه ایران آرایش رزمی گرفتند. در این آرایش تاکتیکی، آتنی‌ها در جناح راست و اهالی پلاته در جناح چپ مستقر گردیدند «میلتیادس» جبهه یونانی‌ها را طوری گسترش داد که جناحین نیروهای متکی به دو رودخانه کوچکی گردید که به دریا جریان داشتند. این کار موجب گردید که مرکز آتنی‌ها ضعیف (۱۲ ردیف سرباز در عمق) و در مقابل سوار نظام ایران ضعیف و آسیب‌پذیر گردد. اما میلتیادس جناحین نیروهایش را با ۱۶ ردیف آرایش داد. نتیجه این آرایش آن بود که جناحین او قوی و به وسیله خط ضعیفی در مرکز جبهه به یکدیگر متصل می‌گردیدند. پس ازاین آرایش، آتنی‌ها اقدام به یورش نمودند و دوان دوان به سوی سپاهیان ایران حمله بردند. ایرانیان از این نوع شیوه کارزار که عده‌ای بدون ترس و محابا به سوی آنان می‌دوند دچار بهت و حیرت شدند و پنداشتند که آتنی‌ها (یونانی‌ها) دیوانه شده‌اند. البته این شیوه نبرد را یونانیها عمداً بکار بردند چرا که می‌دانستند علاوه بر اینکه پارسیها در تیراندازی با کمان بسیار تبحر دارند و اگر بخواهند آهسته پیشروی کنند هدف آماج تیرهای آنان قرار خواهند گرفت در صورت حرکت سواره نظام ارتش ایران دیگر قلب میدان تسخیر شده و شکست حتمی است.

شبیه‌سازی نبرد ماراتون

همین که سربازان آتنی مقابل ایرانیان رسیدند جنگی سخت و خونین آغاز گردید. در ابتدای جنگ ایرانیان به سهولت مرکز سپاه یونانیها را شکافته به عقب راندند، زیرا در قلب لشکر ایران همیشه سربازان گارد جاویدان حضور داشت که از نظر اسلحه و آموزش نظامی قوی بوده و در نبردها به سرعت قلب دشمن را می‌شکافتند و پیش می‌رفتند اما نقطه ضعف سپاه ایران در نبردها جناحین آن بود که از نیروهای غیر پارسی که غالباً سربازان کارآزموده‌ای نبودند تشکیل می‌شد بدین ترتیب جاویدانها

سربازان جاویدان
سرباز هوپلیت یونانی

مجبور بودند زیاد پیش روی نکنند زیرا احتمال می‌دادند که جناحین سپاه نتواند همپای آنها پیش بیایند و آنها در قلب سپاه دشمن تنها مانده توسط جناحین دشمن محاصره و قتل‌عام شوند. اما در این حین فالانژهای سنگین اسلحه یونانی در دو طرف میمنه و میسره، جناحین نیروهای ایران را به عقب راندند. با غلبه یونانیها در جناحین، مرکز سپاه ایران نیز مجبور به عقب‌نشینی شد و پارسیها رو به دریا شروع به فرار کردند. یونانیها، نیروهای ایران را تا ساحل تعقیب نمودند ولی نتوانستند از سوار شدن آنان بر کشتی جلوگیری نمایند بدین ترتیب پارسیها سوار به کشتی‌ها به سمت دریا روان شده و سعی کردند خود را به آتن که اکنون بدون محافظ بود برسانند. اما این طرح آنها نیز بدون نتیجه ماند چرا که یونانیها با شتاب خود را به شهر رساندند. پس از این واقعه داتیس سردار سپاه ایران باقیمانده نیروهای خود را به آسیا بازگرداند. این جنگ چنان‌که یونانیها نوشته‌اند سایه به نام ایران در تاریخ افکند چه پارسیها تا این زمان هرجا می‌رفتند فاتح بیرون می‌آمدند و تنها نام مادیها یا پارسیها، یونانیان را دچار وحشت می‌کرد ولی در این نبرد برای اولین بار، سپاه ایران شکست خورد.[۵]

عده سپاه دو طرف[ویرایش]

اگرچه معتبرترین روایت در مورد نبرد ماراتون از هرودوت منقول است اما وی دربارهٔ عدهٔ سپاهیان دو طرف ساکت است[۶] ولی کرنلیوس نپوس پیاده‌نظام ایران را ۲۰۰ هزار و سواره نظام را ۱۰ هزار نوشته و همین‌طور ژوستن عدهٔ کل نفرات سپاه ایران را ۶۰۰ هزار نفر ذکر کرده است. در مورد تلفات هرودوت تلفات ایران را ۶ هزار و یونانی‌ها را ۱۹۶ تن نوشته همین‌طور ژوستن تلفات ایران را ۲۰۰ هزار تن نوشته است. گروندی عدهٔ سپاه ایران را در کل ۴۰ هزار و من رو ۲۵ هزار پیاده و ۱هزار سوار نوشته است.

ماراتون افسانه یا واقعیت[ویرایش]

شرح نبرد ماراتون که در کتاب هرودوت و دیگر مورخانی ذکر شده آنچنان با حماسه سرائی و اسطوره پردازی همراه است که برخی در صحت آن ابراز تردید نموده و نگارش آنرا ناشی از قلیان احساسات ناسیونالیستی و یا تنفر و کینه سرکوب شده ناشی از سلطه ایران بر سرزمینهای یونانی نشین دانسته‌اند. از آنطرف برخی از ایرانیان نیز با همان رویکرد ناسیونالیستی پا را فراتر نهاده و از اساس منکر قضیه شده و داستان ماراتون را دروغ و توهماتی زائیده ذهن مورخان غربی و در حقیقت آروزهای ذهن آنان دانسته‌اند. درمیان این مورخانی نظیر حسن پیرنیا (مشیرالدوله) مؤلف کتاب تاریخ ایران باستان[۷] و یا امیر مهدی بدیع مؤلف کتاب یونانیان و بربرها[۸] با نگاهی منصفانه تر و با رویکردی علمی به تحلیل موضوع پرداخته‌اند که در جای خود شایان توجه است. اهم مواردی که بعنوان شبهات و یا ابهامات نبرد ماراتون قابل بررسی است بشرح زیر است.
۱-دشت ماراتون زمینی است کم وسعت به طول ۹ کیلومتر و عرض تقریباً ۲ کیلومتر محصور بین دو رودخانه‌ای که به دریا می‌ریزد. در اطراف این دشت زمین‌ها اکثراً باتلاقی است و ساحل باریک آن نیز از ماسه پوشیده شده است حال سؤال اساسی این است که در چنین ساحل کوچکی و کم وسعتی چگونه امکان پهلو گیری ششصد رزمناو و تخلیه نیرویی به استعداد ششصد هزار نفر میسر بوده است.

هرودوت

۲- مورخین در شرح ماوقع عده سپاه ایران را ۲۰۰ یا ۶۰۰ هزار نفر و عده یونانیان را ۱۱ هزار تن ذکر کرده‌اند یعنی برتری حداقل ۲۰ به ۱ برای سپاه ایران همچنین آورده‌اند سپاه ایران بهسواره نظام، عرابه‌های جنگی و کشتی‌های تدارکاتی مجهز بود. اما چیزی که با عقل جور در نمی‌آید این است که چگونه این برتری مطلق نظامی، تدارکاتی تنها در چند دقیقه تغییر کرد و به نفع یونانیان خاتمه یافت حال آنکه این مورخان عده تلفات ایران را ۶۰۰۰ تن نوشته‌اند که این بدان معناست که آیا یک لشکر ۲۰۰ یا ۶۰۰ هزار نفری با از دست دادن فقط ۶۰۰۰ نفر شکست خورده محسوب می‌شود..
۳-هانس ولبروک مورخ آلمانی می‌نویسد: ارتش یونان در ماراتون از سربازان پیاده سنگین اسلحه ترکیب شده بود که قابلیت مانور آن محدود بود. در مقابل سپاه ایران از کمانداران و سواره نظامی که آموزش عالی داشتند، هرودوت نوشته است که فاصله دو لشکر ۸ استاد یا ۱۴۷۲ متر بوده و یونانیها با طی این مسافت در زمان کوتاه و خرد نمودن مرکز جبهه ایرانیان فاتح شدند و فرصت ندادند تا پارسیها بتوانند از کمانداران و یا سواره نظام خود استفاده بکنند و با این تاکتیک سپاه ایران را شکست دادند مورخ آلمانی خاطرنشان ساخت که این عمل از لحاظ فیزیکی غیرممکن است. طبق آیین‌نامه‌های نظامی مشق صف جمع ارتش آلمان، سرباز با تجهیزات کامل می‌تواند فقط در دقیقه تقریباً ۱۰۸ تا ۱۱۵ قدم بدود. اسلحه آتنی‌ها از سربازان کنونی آلمان سبکتر نبود پس اگر طول قدم هر سرباز با تجهیزات را ۸۰ سانتیمتر فرض کنیم ۱۸۴۰=۱۴۷۲۰/۸۰ بدست می‌آید یعنی یونانیها ۱۸۲۵ قدم را به سمت سربازان ایرانی دویده‌اند که اگر هر ۱۰۸ قدم را در یک دقیقه فرض کنیم تقریباً ۱۷ دقیقه طول کشیده تا دو سپاه با هم برخورد کنند حال سؤال اینجاست که آیا ۱۷ دقیقه زمان کمی است تا یک کماندارایرانی بتواند تیری را از تیردان خود خارج و در چله کمان گذاشته به سوی دشمن پرتاب کند و یا سواره نظام ایران در مدت ۱۷ دقیقه نمی‌توانسته آرایش بگیرد آیا سرداران ایرانی ۱۷ دقیقه مبهوت به یونانیانی که فریاد کشان با شمشیرهای آخته به سمت آنها در حال دویدن بودند فقط می‌نگریستند و بدون هیچ عکس العملی در جای خود میخکوب شده بودند.
۴-هرودوت نوشته که لشکر ایران پس از شکست عقب نشسته و سوار بر کشتیهای خود شده به دریا رفتند و به آسیا برگشتند حال موضوع اینجاست که سپاهی به استعداد ۲۰۰ یا ۶۰۰ هزار نفر که عقب نشسته و درحال فرار است و یونانیها نیز آن را تعقیب می‌کنند چگونه فرصت داشته که به کشتیها بنشیند آن هم در جائیکه اسکله‌ای وجود نداشته است.
[۶]

واقعیت نبرد ماراتون[ویرایش]

نبرد ماراتون صرفنظر از اغراق و حماسه سرائیهای هرودوت و کوچک انگاریهای ایرانیها واقعیتی بوده که زمانی حقیقتاً رخ داده است. کسی که تاریخ مخاصمات طولانی ایران و یونان را از زمان رانده شدن اسپارتیها از دربار کورش بزرگ تا حمله اسکندر مطالعه کرده باشد براحتی درخواهد یافت که نمی‌توان لشکرکشی داریوش بزرگ به یونان را تنها یک اعزام ساده نیرو برای گوشمالی آتنی‌ها قلمداد نمود و داریوش را که در کیاست و سیاست جزء بزرگترین پادشاهان تاریخ است آنقدر بی عقل و کینه‌توز دانست که برای یک شبیخون ساده آتنی‌ها ۶۰۰ هزار سپاهی به آنسوی دریاها اعزام نماید. حقیقت مطلب این است که مخاصمه ایران و یونان در آن زمان هم به شکل مخاصمات کنونی شرق و غرب بر سر سیادت و برتری بر منابع و ثروت وجود داشته و طبیعتاً هر طرف که می‌توانسته برتری خود را بر منطقه ژئوپلتیک بالکان، دریاهای مدیترانه و اژه و کانونهای جمعیتی اطراف آن تثبیت نماید متعاقب آن می‌توانسته، تجارت پر سود کل منطقه را شامل تجارت مصر، تجارت غله بین دو دریای اژه و مدیترانه،[۹] معادن نقره یونان و مقدونیه و تجارت چوب جنگلهای بالکان در دست داشته باشد. این حقیقتی بود که داریوش خیلی خوب درک کرده بود و مدتها قبل از نبرد ماراتون یک کشتی شناسائی با راهنمائی پزشک یونانی دربارش (دموکدس) برای تحقیق در مورد یونان و جزائر آن اعزام کرده بود. او می‌دانست چه پتانسیل عظیمی در یونان وجود دارد و در صورتی که مهار نشود براحتی طومار مشرق زمین را در هم خواهد پیچید. کابوسی که خیلی ساده در نبرد گرانیک نبرد ایسوس و گوگمل تعبیر شد. به همین علت داریوش ابتدا به بهانه سرکوب سکاهای بیابانگرد به مقدونیه و شمال یونان لشکر کشید تا ارتباط این کشور را با اروپا قطع کند. قطعاً وی پادشاهی نبود که صرفاً برای سرکوب مشتی غارتگر سپاه عظیم خود را از بسفور عبور داده و تا رود دانوب بتازد. وی پس از فراغت از این کار به سراغ مصر و شمال آفریقا رفت و آن مناطق را نیز با خود همراه کرد. اصلاحات سیاسی اقتصادی فراوان داریوش در منطقه شهرهای ساحلی و جزائر دریای اژه و مدیترانه همگی بیانگر این مطلب است که داریوش واقعاً به یونانیها اهمیت می‌داده و کسانی که لشکرکشی وی را به یونان صرفاً یک اقدام ساده تلافی جویانه قلمداد می‌کنند یا از تاریخ قبل و بعد از ماراتون بی اطلاع هستند و یا احساسات ناسیونالیستی خود را بر واقعیت‌ها ارجح می‌دانند. اگرچه برخی از تاریخ نگاران مغرب زمین حتی مورخان معاصر نیز در شرح ماراتون اغراق نموده‌اند اما براستی ماراتون نقطه عطفی در تاریخ و واقعه بسیار پراهمیت در تاریخ مخاصمات غرب و شرق است. چرا که همان‌طور که وقایع بعدی نشان می‌دهد پس از داریوش فرزندش خشایارشا نیز همان کار پدر را پی می‌گیرد و به یونان لشکر می‌کشد.[۱۰] شاهان بعدی هخامنشی نیز بارها با موضوع یونان درگیر می‌شوند و تا پایان عمر این سلسله از آن فراغت نمی‌یابند. اما روش آنها در در ده‌های بعد تغییر می‌کند و به جای لشکرکشیهای مستقیم و اعزام نیرو ترجیح می‌دهند تا از طریق سیاست و اعمال نفوذ و خریدن نخبگان، این کشور را به زانو درآورند. اوج این درگیریها در زمان جنگهای داخلی یونان موسوم به جنگ پلوپونزی[۱۱] تجلی می‌یابد. جنگهایی که با دخالتها و آتش افروزیهای ایران شروع می‌شود و قریب ۲۸ سال یونان را در آتش برادرکشی گرفتار و تمدن درخشان آن را در زیر خاکستر خود مدفون می‌نماید. اما با ظهور اسکندر به ناگاه شعله‌های رو به زوال این تمدن از زیر خاکستر جنگهای داخلی زبانه می‌کشد و کل قلمروی شاهنشاهی را تا قصرهای تخت جمشید همه چیز را در خود می‌سوزاند و این کابوس داریوش را محقق می‌نماید. بررسی نبرد ماراتون به تنهائی نمی‌تواند بیانگر حقایق مکتوم مخاصمات غرب و شرق باشد این تراژدی بزرگ و ادامه داریست که از جنگ تروا تا نبرد گالیپولی ادامه داشته و هم اکنون نیز جلوه هائی از ماراتون همه روزه در اطراف ما در حال روی دادن است.
اما در باب اغراقهای هرودوت و دیگر مورخان، باید گفت که نوشته‌های این نویسندگان در عصر خود تحت تأثیر ادبیات خاص یونان کلاسیک با حماسه سرائی و اغراق و غلو همراه است کسانی که علاقمند این ادبیات هستند خوب می‌دانند که ادبیات یونان کلاسیک نظیر ایلیاد و ادیسه هومر و یا نسب نامه خدایان هزیود و دیگر آثار آن مشحون از اینگونه اغراقها و قهرمان پردازیها و آمد و شد خدایان و دیگر وجوهات آن است. دامنه تأثیر این ادبیات نظیر حماسه انه‌اید ویرژیل حماسه سرای رومی تا قرنها در اروپا باقی می‌ماند. این که هرودوت در شرح ماراتون دچار اغراق یا دروغ پردازی شده قصد تحریف یا تغییر واقعیتها را نداشته او تنها از سبک ادبی که می‌دانسته پیروی کرده تا بتواند نوشته‌های خود را در جامعه ستایشگر حماسه آن روزگار موجه جلوه دهد.نتیجه ماراتون علیرغم همه شبهات و ایرادها اگر شکست تلقی نگردد قطعاً ناکامی سپاه پارس را بهمراه داشته اما نه به وجهی که هرودوت نوشته و امروز ملاک قضاوت است. چرا که اگر پارسیها همانند نبرد قبلی یعنی محاصره ارتریا پیروز شده بودند قطعاً آتن هم مثل ارتریا سقوط می‌کرد و دیگر دلیلی برای لشکرکشیهای بعدی وجود نداشت.

دوی ماراتون[ویرایش]

در ابتدا با شورش ایونیایی‌ها و پیروزی ایرانیان در نبرد لید[پانویس ۲] داریوش به فکر تصرف یونان افتاد و در سال ۴۹۰ پیش از میلاد با فرستادن ناوگان دریایی به فرماندهی داتیس و آرتافرنس (پسر آرتافرنس) به کیکلادس[پانویس ۳] و عبور از دریای اژه برای رسیدن به این منطقه و سرکوب آتنی‌ها و اریتی‌ها نیروهای ایرانی در میان تابستان به ایوبا[پانویس ۴] و سپس با موفقیت به اژه رسیدند و در این زمان تصمیم ایرانیان بر تسخیر ایرته بود و سپس ناوگان دریایی ایران راهی آتیکا[پانویس ۵] -شهری کوچک در نزدیک ماراتون- شد و در این میان نیروهای آتنی به همراهی تعدادی از پلاتایی‌ها خود را به ماراتون رساندند، و موفق به مسدود کردن دو خروجی شهر و بن‌بست نیروهای ایرانی به مدت پنج روز شدند و پیشتر نیز آتنی‌ها به دلایلی نامعلوم تصمیم به نبرد با ایرانیان گرفتند و با وجود برتری شمار نیروهای ایرانی در این نبرد، هپلیت[پانویس ۶]‌های یونانی برتری خود نسبت به پیاده‌نظام ارتش ایران را به نمایش گذاشتند.

یادداشت‌ها[ویرایش]

  1. Artaphernes
  2. Battle of Lade
  3. Cyclades
  4. Euboea
  5. Attica
  6. Hoplite

پانویس[ویرایش]

  1. پیرنیا، حسن. تاریخ ایران باستان. تهران: انتشارات افسون، ۱۳۸۰.ISBN 964-92947-7-5
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ هرودت کتاب پنجم)
  3. هرودت کتاب ششم
  4. هرودوت کتاب اول تا ششم
  5. هرودت کتاب ششم بند 103
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ هرودوت کتاب ششم
  7. مجموعه سه جلدی با مقدمه و شرح: محمدابراهیم باستانی پاریزی؛ تهران، دنیای کتاب، 1362؛
  8. مجموعهٔ ۱۵جلدی «یونانیان و بربرها» با عنوان فرعی «روی دیگر تاریخ» تألیف امیرمهدی بدیع و ترجمهٔ قاسم صنعوی، مرتضی ثاقب فر و عبدالمحمد روحبخشان
  9. رومن گیرشمن- ایران از آغاز تا اسلام –شرکت انتشارات علمی و فرهنگی صفحه 160
  10. ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی دیودور سییسلی ترجمه اسماعیل سنگاری و حمید بیکس شورکایی
  11. کتابخانه تاریخی دیودور سییسلی ترجمه اسماعیل سنگاری و حمید بیکس شورکایی کتاب دوازدهم و سیزدهم

منابع[ویرایش]