ایج

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
ایج
ایج/ایجی
THE EIJ.JPG
کشور ایران
استانفارس
بخشمرکزی
نام(های) دیگرایگ /دارالامان/مکران/ده گوشه
نام(های) پیشینایگ/قصبه گل زرد
سال شهرشدن۱۳۸۲
مردم
جمعیت۶٬۲۴۶ تن [۱]
آب‌وهوا
میانگین دمای سالانهبین صفر تا ۴۵ درجه متغییر است
میانگین بارش سالانهزیر ۲۰۰میلیمتر
اطلاعات شهری
شهردارخدمتگزار مردم
پیش‌شمارهٔ تلفن۰۷۱۵۳۲۹


ایران ملوک‌الطوایفی اوایل قرن هشتم هجری

ایج، شهری باستانی و تاریخی و بسیار دیدنی و زیبا و شهری چهار فصل است که قدمت این شهر بیش از چهار هزار سال می باشد و این شهر دیدنی و پر از آثار تاریخی زیبا در جنوب شرقی استان فارس ،و در فاصله ۲۱۰ کیلومتر مرکز استان قرار دارد است.
وشهر های همجوار با شهر تاریخی و باستانی ایج،فسا ، ششده ، قره بلاغ ، استهبان، داراب و نیریز نام دارند.

جمعیت[ویرایش]

جمعیت این شهر بر اساس آخرین سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۹۵ برابر ۶٬۲۳۶ تن بوده است. [۱] (فهرست شهرهای استان فارس)

سابقه تاریخی و تمدنی[ویرایش]

نام این شهر در اصل ایگ بوده‌است که در فارسی باستان معادل قلعه و بارو می‌باشد. علامه دهخدا در خصوص ایگ به نقل از فارسنامه ناصری آورده‌است:[۲]

... ایجدر اصل ایگ بود بعد از تصرف اعراب او را ایج گفتند. درقدیم شهری معتبر بود و چندین صد سال پای تخت ملوک شبان کاره بود. میانهٔ مشرق و جنوب اصطهبانات به مسافت چهار فرسنگ است.

از لحاط تاریخ باستان نیز این منطقه دارای پیشینه تمدنی می‌باشد به‌طوری‌که در کاوش‌های باستان‌شناسی، سرستون‌هایی شبیه به تخت جمشید در حوالی این شهر یافته شده‌است.[نیازمند منبع] در دوران پس از اسلام نیز این منطقه دارای فراز و نشیب‌های فراوان بوده‌است. ایج پایتخت حکومت محلی شبانکاره بوده‌است به‌طوری‌که هم‌اکنون قلعه دارالامان مشهور می‌باشد و بقایایی این قلعه تاریخی شامل آب انبارهای مشهور به چهل برکه، دیوارهای سنگی و حوض‌های آب در قسمت شمال این شهر قابل مشاهده‌است.

دکتر جمشید صداقت کیش، استاد تاریخ‌نگار و پژوهشگر برگزیده کشوری دربارهٔ ایج می‌گوید:[۳]

کُردان شبانکاره بازماندگان ساسانیان در فارس بودهاند و ایالت شبانکاره شهرستان‌های امروزی استهبان، نیریز، داراب از سال ۴۴۸ هجری قمری به مدت ۳۰۸ سال با ۲۹ پادشاه، سلطنت می‌کنند و پایتخت آن‌ها شهر ایگ (در مجاورت ایج کنونی ) بوده و آثار باستانی آن‌ها ۴۰ برکه و مسجد سنگی در کوه می‌باشد که این برکه‌ها از نظر معماری در جهان نمونه ندارند و مسجد سنگی در کوه مانند تاق بیستون در اندازه کوچکتر می‌باشد.».

در منابع کهن آمده‌است،
ایج به سبب دژ دارالامان در نزدیکی آن که در ۴۷۰ق به فرمان نظام‌الدین حسن بن ابراهیم از ملوک شبانکاره ساخته شد، به تدریج اهمیت یافت.[۴] این منطقه، طی چندین سده، مرکز حکومت ملوک شبانکاره بوده، و در حوادث تاریخی این دوره به ایج و دژ آن اشاره شده‌است؛ از جمله در ۶۵۸ق که مظفرالدین شبانکاره به قتل رسید و دژ ایج به سپاه مغولی تسلیم شد.[۵] همچنین شاه محمود فرزند امیر مبارزالدین (از سلسلة آل مظفر) در ۷۵۶ق، در زمان حکومت ملک اردشیر، واپسین ملوک شبانکاره، ایج و دژ آن را تصرف کرد.[۶]

مفاخر[ویرایش]

شهر ایج دارای مفاخر و مشاهیر زیادی است که در این بخش به معرفی آن‌ها می‌پردازیم:

نام آور نخست

حسن  بن ابراهیم

حسن بن ابراهیم ملقب به نظام الدین و ملک و العادل در زمان الب ارسلان سلجوقی و در سال چهارصدو پنجاه پنج هجری قمری زیست می نموده و فردی بزرگ برای این منطقه به لحاظ اقداماتش از جمله تاسیس پادشاه خانه و تاسیس قلعه ی دارالامان (گود بنگو)از جمله اقدامتش به شمار می رود و در سن هشتاد سالگی نیز به دیار حق شتافت .(مجمع الانساب )


نام آور دوم

سیف الدین هزار سب بن حسن

در باب بزرگان

سیف الدین بزرگی از دیار هزارسب به این منطق آمد و چون مبازالدین فرزنی نداشت که حکومت کند تخت به این نام آور رسید که عالمی بزرگ در علم فقه بودند و قلعه اربعه را به اطاعت از دارالامان در آورد و عمری شصت ساله داشت که جهان را بدرود گفت . (مجمع الانساب )


نام آور سوم

نظام الدین بن حسن

در باب بزرگان

نظام الدین فرزند هزار سب بود که مردی شجاع و جنگجویی نترس بودند و اقدامات او فتح قلعه نی ریز که حاکمان ظالمی داشت و بسیار منطق ما را مورد تعرض قرار می دادند قلعه را تسخیر وبه دست امد زید سپرد و تحت امر و اطاعت از   دار الامان  مجبورشان ساخت (مجمع الانساب )


نام آور چهارم

قطب الدین مبارز

در باب بزرگان

قطب الدین فرزند نظام الدین برادر زاده ی حسن هزار سب بودند که حکومت دارالامان را بر عهده گرفت و اقدامات آن باز پس گیری قلعه ی نیریز و اقدام دوم او گرفتن منطقه کرمان و فرگ و تارم و ایج را بسیار آباد نمود (مجمع الانساب )



نام آور پنجم

مظفر الدین بن محمد

در باب بزرگان

مظفر الدین فرزند محمد بن مبارز بود که فردی بسیار مومن که هیچ وقت شراب نخورد و زنا نکرد و تمام اصول شرع را به جا می آورد و همیشه بعد از جمع ذکات مستقیم خودش به دست نیازمندان این شهر می رساند .و آرزویش شهدت و حج بود که حج محقر نشد ولی شهدت به آ ن دست یافت  و از اقداماتش این بود که برای مردمان ایج چون پدر و مادر بود و نام تمام فرزندان متولد شده را اگر پسر بود به نزدش می بردند و او کودک را بغل می کردند و می بوسیدند و نامش را انتخاب می کردند و اگر دختر بود تولدش را اطلاع می دادند و او فقط برایش نام می گذاشت .شاعری بزرگ بود و همه روز با شاعران ملاقات داشت و مسجد دار الامان به دست ایشان بنا شد (مجمع الانساب )


نام آور ششم

نظام الدین حسن

در باب بزرگان

نظام الدین حسن فرزند غیاث الدین  از نوادگان مظفر الدین مبارز بود که مردی بزرگ که با تعدادی نیرو با سلجوقیان جنگید و اصفهان را تصرف کرد و و در محرم سال صدودوازده به شهادت رسید . (مجمع الانساب )


نام آور هفتم

قاضی عضد الدین

در باب بزرگان

مولای اعظم / ملاذ افاضل امم /کاشف مشکلات عقلیه /ناسخ معظلات نقلیه /قاضی عضد الدین عبد الرحمان بن احمد ایجی ......شارح کتاب مختصر اصول و صاحب کتاب مواقف که مانند این دو کتاب در علم اصول و کلام نوشته نگشته است .سالها در شیرازبه لقب افضل القضات باقی بود و در سال 760 وفات یافت .{{{فارسنامه ناصری /نوشته حسن بن حسن فسایی/جلد دوم /صفحه 1373/}}}

در مورد قاضی عضد الدین ایجی شاعر ایران زمین خواجه حافظ شیرازی که از جمله شاگردان و ملازمان قاضی محسوب میشود چنین میگوید :

به عهد سلطنت شاه شیخ ابو السحق          

به پنج شخص عجب ملک فارس بود آباد

نخست پادشاهی همچو او ولایت بخش

که کلام خلق روا کرد و داد و عیش بداد

دگر مرد اسلام شیخ مجد الدین

که فضلییتی به از او آسمان ندارد یاد

دگر شهنشه دانش عضد که در تصنیف

بنای کار مواقف به نام شاه نهاد

دگر بقیم ابوال شیخ امین ابوین

که یمن همت او رها ی بسته کشاد

دگر قویم چو حاجی قوام دریادل

که نام نیک ببرد میان به بخشش و داد

قاضي عضدالدين ايجي؛ دانشمند فارسي

مولانا عضدالدين عبدالرحمان بن احمدبن عبدالغفاربن احمد شافعي اشعري حكمي ايجي شيرازي، مشهور به «عضدي»، «عضد» و «قاضي عضدالدين»، عالم و محقق قرن هشتم هجري است. در 701 ق در شهر ايج يا ايگ، در استان فارس و از توابع استهبان، مركز حكومت شبانكاره گان به دنيا آمد. عضدي كودكي و ايام تحصيل را در شيراز سپري كرد و شاگرد شيخ زين الدين هيكي، از شاگردان ناصرالدين بيضاوي بود. وي پس از آموختن كلام، فقه و حكمت الهي به مقام قاضي القضاتي شيراز رسيد و آن قدر در كارش موفق بود كه چند سال بعد سلطان ابوسعيد، آخرين پادشاه مغول، وي را به مقام قاضي القضاتي ايران منصوب كرد. شاه ابواسحاق اينجو شاگرد قاضي عضد بود و مي توان از ديگر شاگردان وي عبيد زاكاني، شيخ امين الدين كازروني و خواجه حافظ شيرازي را نام برد.

   قاضي عضد بسيار سخي و ثروتمند بود و به طلاب علوم ديني بسيار انعام مي داد. احمدبن حجر نيز در كتاب درر، وي را پيشوايي معقول، بخشنده و ثروتمند دانسته است. همچنين خواندمير در حبيب السير آورده است: «آن جناب سرآمد فضلا، محققين و افضل علماي مدققين بود، در مبادي ايام شباب به تكميل فنون معقول و منقول و تحصيل فروع و اصول موفق گشته و به افاده مشغول مي فرمود. برخي نيز گفته اند كه ايجي رندي پيشه كرد و به زبان طنز و هزل از خرابي زمان و فساد مردم انتقاد مي كرد. عبيد زاكاني براي او حكايت هايي طنزآميز آورده است. لطيفه هايي نيز به نقل از او در گلشن لطائف آمده است. مولفان درباره تاريخ درگذشت قاضي عضد به اختلاف سخن گفته اند، اما روشن است كه قاضي عضد سرانجام بدي داشت. وي به خشم ملك اردشير گرفتار شد و به زنداني در يميان، واقع بر كوهي مشرف بر زادگاهش افتاد و در 756 و يا 760 ق در زندان از دنيا رفت از آثار مشهور قاضی عضد ایجی می توان المواقف نام برد . كتاب‌هاي ارزشمند «المواقف في علم الکلام» ايجي، «شرح المواقف» ميرسيدشريف جرجاني، «تعليقه چلبي» و «تعليقه سيالکوتي» بر شرح‌المواقف است كه درمركز پژوهشي دائرةالمعارف علوم عقلي اسلامي وابسته به مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني رحمه الله تعالي با شيوه‌اي خاص تهيه شده و در اختيار پژوهشگران علوم عقلي به ويژه علاقه‌مندان علم كلام اسلامي قرار گرفته است.

در اين مرکز چندين عنوان از منابع مهم علم کلام چکيده و نمايه شده است. دليل انتخاب کتاب المواقف في علم الکلام و شروح آن اين است که اين کتاب اثر يکي از برجسته ترين عالمان اهل سنت ايران در قرن هشتم هـ .ق به نام قاضي عضد‌الدين ايجي است و مواقف در ميان تأليفات ايجي، مهم‌ترين اثر وي به شمار مي‌آيد و در شهرت او، حتي در زمان حياتش نقش بسزايي داشته است و اين کتاب از جامع‌ترين متون کلامي و يک دوره کامل کلام کلاسيک به شمار مي‌آيد.

در معرفي اين اثر مهم و تعليقه‌هاي آن مناسب است که بيافزاييم:

مواقف از حيث محتوا و تبيين مطالب اثري ابتکاري نيست بلکه با هدف تدريس در مدارس علمي نگارش‌يافته و مؤلف به خوبي از عهده آن برآمده است. اين کتاب در زمان حيات ايجي جلب توجه كرد و از آن پس، همواره مورد توجه انديشمندان و حوزه‌هاي درسي بود. حواشي و شرح‌هاي گوناگون اين کتاب از اهميت آن حکايت دارد.

در ميان شرح‌هاي مواقف، شرح جرجاني مطلوب‌تر از همه است و بيشتر مقبول طبع‌ها واقع گشته است. شيوه جرجاني در شرح مواقف بر پرهيز از اطناب ممل و اختصار مخل است. از اين رو اين شرح مختصر‌تر از ديگر شرح‌هاي مواقف است. اين شرح که در حوزه‌هاي علوم ديني و در دانشگاه‌هاي اهل سنت و شيعه در زمره متون درسي قرار داشته است، تنها شرحي است که همواره مورد توجه بوده و هم ‌اکنون نيز در دسترس است و حتي در برخي از رشته‌هاي دانشگاهي، جزو مواد امتحاني دانشجويان دوره دکتري محسوب مي‌گردد. کتاب مواقف و شرح جرجاني بر آن، نزد دانشمندان غربي نيز مطرح بوده و برخي از آنان، به معرفي و نشر آن پرداخته‌اند.

کتاب شرح مواقف در سال‌هاي 1239 و 1311 هـ.ق به طبع آستانه و در سال 1260 در لکناو و به سال 1325 و 1327 هـ.ق در قاهره به چاپ رسيده است. دو چاپ از اين کتاب، هم اکنون در دسترس است: يکي چاپ منشورات شريف‌رضي است که بر اساس چاپ مطبعة السعاده مصر با تصحيح بدرالدين نعساني در 1325 ق افست شده است. اين چاپ در اين نرم افزار استفاده شده است. چاپ ديگر به تصحيح محمود عمر د‌مياطي است که در منشورات محمد علي بيضون بيروت به سال 1419 هـ ق نشر يافته است.

   ٭ به نقل از كتاب

   <تقويم تاريخ، فرهنگ و تمدن اسلام و ايران>


نام آور هشتم

شیخ قطب الدین محمد ایجی

در باب بزرگان

شیخ مشایخ زمان /قدوه اهل علم و عرفان /شیخ قطب الدین محمد ایجی نام برد که کتاب مزارات شیراز از آثار برجسته او به شمار میرود . این عارف کثیر الخیر داعم ذکر و صاحب قلب سلیم و طریق مستقیم بود و در سال 785در شیراز وفات یافت .


نام آور نهم

ملاصفی الدین ایجی

در باب بزرگان

مقدای اکابر امم برهان حکماءعرب و عجم ملا صفی الدین ایجی سالهای سال به نشر علوم حکمت و کلام و ریاضیات اشتغال داشت و استاد فضلاو علی ملا جلال الدین دوانی بر سبیل افتخار او را استاد خود شمرده است و در سال 860 وفات یافت .


نام آور دهم

سیف الدین مظفر ایجی

در باب بزرگان

خواجه سیف الدین مظفر ایجی شبانکاره سالها وزیر سلطان معظم خاقان مکرم شاه سلطان حسین بایقرا گورکان بود و حس حسادت و سعایت اضداد در سال 891کشته گردید .{{{فارسنامه ناصری/نوشته حسن بن حسن فسایی /جلد دوم /صفحه 1374}}}  


نام آور یازدهم

منصور نظری

منصور نظری یکی از افراد و چهره های شاخص شهر ایج می باشد که هیچگاه فعالیتهایی که برای پیشرفت ایج نمودند از اذهان عمومی فراموش نمی شود .

آقای نظری معلمی دلسوز بودند و اگر می شنید که کسی ترک تحصیل نموده به خانه آنها می رفت و به هر جوری بود او را به مدرسه می آورد و دلسوزی به تمام معنا بودند و در تمام طرح هایی که به ایج مربوط می شد مشارکت داشتند و از ایج و ماهیت ایج دفاع می نمودند .

این مرد بزرگ هرچند که از خانواده ی اشراف زاده  بودند ولی هیچگاه خود را از آن دسته نمی خواند و با مردم بیشتر در تماس بودند و یک انسان بسیار افتاده و خاکی و تمام کارهای مردم را با عشق و علاقه فراوان انجام می دادند .

هیچگاه به پست و مقام و میز قدرت توجه نداشت و خود را به این گونه منسبات اسیر ننمود .

از اقدامات این بزگ مرد این شهر می توان به :

آوردن برق به این منطقه

آوردن مخابرات به این منطقه

آوردن مدرسه مقطعه دبیرستان به این منطقه

آوردن حوزه ی امتحانی سال چهارم دبیرستان

ثبت روستای ایگ در کشور

گرفتن بودجه ساختن چند مدرسه از خیرین

ساخت آزمایشگاه علوم

آوردن دبیرستان دخترانه

آوردن برق به روستای ایگ

گرد آورنده مطالب (میرزا)

و هزاران کار دیگر که این مرد بزرگ برای پیشرفت ایج انجام دادند .و در دهه نود جان به جهان افرین تسلیم نمود .روحش شاد و بهشت جایگاه ایشان باد .(معاصر)

جاذبه‌های گردشگری و تفریحی[ویرایش]

شهر ایج بواسطه موقعیت جغرافیایی خود از جاذبه‌های گردشگری منحصربه‌فردی برخوردار است. در منابع کهن آمده‌است، ایج مرکز ناحیه دارابگرد ولایت فارس[۸] واقع در بخش معتدل آن بوده،[۹] و باغ‌ها و محصول میوه آن شهرت داشته‌است[۱۰] یا در فارسنامه ناصری از هوای این منطقه نامبرده شده و فارسنامه ابن البلخی در صفحه ۱۳۱ خود بر معتدل بودن هوای منطقه تأکید دارد.

مکان یکم

بدره

در باب تفرجگاه

بدره یکی از مکانهای بسیار زیبا و دلنشین شهر ایج است که آبی بسیار گوارا و سرد از چشمه طبیعی که از دل کوهستان شمال غربی شهر ایج سرچشمه می گیرد و به طول حدود ده کیلومتر از سرچشمه تا شهر را به تفرجگاه بسیار دلنواز مبدل ساخته است که بیشتر مردم فقط دو کیلومتر اول این تفرجگاه را انتخاب می کنند آن هم به علت نزدیکی به سر چشمه .

بدره و سرچشمه این آب سرد و گوارا خود را به باستان و مردمان آن زمان با چهار طاقی و مسجد سنگی گره زده است

مکان دوم

بنو

در باب تفرجگاه

بنو یکی دیگر از تفرجگا های شهر ایج است که در

قسمت شمالی شهر واقع شده و این تفرجگاه با طول حدود پنج کیلومتر از سرچشمه تا شهر ایج کشیده شده است که مردم فقط از بیست متر اول تفرجگاه برای تفریح استفاده می کنند و مابقی به دلیل باغات انار و حصار دیواری آنها از بازدید کنندگان کمتری بهره می برد .او نیز دارای آبی سرد و گوارا است که از دو چشمه به جوی های پلکانی شکل وارد شده و به مصرف باغات می رسد


مکان سوم

براق

در باب تفرجگاه

براق مکان تفریحی و یکی از تفرجگاه های بیسار زیبا است که در قسمت شمال شرقی شهر ایج و قسمت شمال روستای درب امام زاده واقع گردیده است .این تفرجگاه دارای دو چشمه دائمی به نام های براق و سید حسینی می باشد و یک رودخانه فصلی که با بارندگی های اواخر زمستان و اوایل بهار آب در آن جریان پیدا می کند و هرساله در روز سیزده بدر شاهد تعدادکثری از مردم شهر های دور و نزدیک در این مکان هستند و این کثرت جمعیت در این روز به حدی است که مردم شهر ایج چند روز قبل از سیزدهم با رفتن به آنجا جایی برای گذراندن روز سیزده جا گرفته وگرنه جایی برای نشستن یافت نمی شود . در روز های تعطیل سال نیز مردم به این مکان می آیند ولی همانند روز سیره بدر شلوغ نمی شود


مکان چهارم

چهل چشمه

در باب تفرجگاه

چهل چشمه مکانی تفریحی واقع در قسمت جنوب شرقی شهر ایج و در مکانی به نام زیر گلو لابیر واقع شده است و این مکان چون از چشمه های بهاره تغذیه می شود فقط در ایام فروردین ماه به یکی از جاهای دیدنی ایج تبدیل می گردد .این مکان چون از چشمه های متعدد بهاری تشکیل می شود میزبان تعداد زیادی از مسافران نوروزی می باشد .لای بیر کلمه ایی ترکی است به معنای تک راه می باشد .

مکان پنجم

آب بند

در باب تفرجگاه

آب بند مکانی تفریحی دیگر است که از روستای آب بند و درب قلعه تا سرچشمه رودخانه دائمی ادامه دارد و همه روزه میزبان مهمانهایی از شهر های دو و نزدیک می باشد .این مکان در قسمت شرق ایج قرار دارد و روستاهای درب قلعه و دهویه و باغشاد و برات آباد در کنار رودخانه دائمی قرار دارند .

مکان ششم

سخر انجیرک

در باب تفرجگاه

سخر انجیرک در جنوب روستای انجیرک سفلی و در دامنه کوه آردکی و دشتک قرار دارد و چشمه آب طبیعی و استخر سنگ و ساروجی محل تفریح مردم بیشتر در روز سیزده بدر می باشد .


مکان هفتم

سخر اونرک

در باب تفرجگاه

سخر اونرک همانند سخر انجیرک می باشد و در فاصله چند صد متری سخر انجیرک و در کنار روستای ملک حسینی قرار دارد .

مکان هشتم

زیر گلو لای ترو

در باب تفرجگاه

زیر گلو لای ترو به دلیل یک مکان تاریخی و وجود پله های باستانی در ایام نوروز بیشترین گردشگران را به خود جلب می نماید و وجود استخر های طبیعی و دست ساز این امر را برای گردشگران علاقه مند به عصر باستان فراهم ساخته است .


مکان نهم

دامنه

در باب تفرجگاه

دامنه یا به نام محلی دومنه مکانی تفریحی است که بخصوص ایام نوروز بدلیل گلهای شب بو و عطر مست کننده این گیاه وحشی بسیاری از گردشگران را به طرف خود کشانده است .

مکان دهم

کوه بش

در باب تفرجگاه

کوه بش به دلیل کثرت چشمه های طبیعی و شیرین و سرچشمه که محل تفریحی و گردشگری و جذب توریست های خارجی از اهمیت ویژه ایی در این منطقه بر خوردار بوده است .چشمه هایی به نام (او کم)(چنار سید )(مهر بانو )(سرچشمه)از معروف ترین چشمه های این کوه بشمار می روند و در قسمت شمال شهر ایج واقع شده است .

مکان یازدهم

کوه دهنه

در باب تفرجگاه

کوه دهنه معروف به کوه دهنه باغ مراد در قسمت جنوب شرقی شهر ایج قرار گرفته است و استخر و یک چشمه طبیعی در بلند ترین ارتفاع آن علاوه بر تفرجگاه گشتن این محل این کوه را نیز به دو قسمت تقسیم نموده است که به زبان محلی دهنه ی ای سَر و دهنه ی  او سَر خوانده می شود که در دهنه ی ای سَر چشمه هایی به نام های (کل الله یاری )(چشمه ناری)(فرهادی)(اوباریکو)(اوخرا)قرار دارند و در دهنه ی اوسَر نیز چشمه هایی به نام(سَربریده)(

بیدک)(پوننی)قرار دارند که در سیزده سال جمع کثیری از مردم به این تفرجگاه ها هجوم می برند . مکان دوازدهم

سرو بی بی عزیزه

در باب تفرجگاه

این مکان تفریحی در قسمت شرق شهر ایج قرار دارد

و یک سرو کهنسال نماد این تفرجگاه می باشد که مردم برای نذر های خود و همچنین روز سیزده سال مملو از گردشگران خواهد بود .

مکان سیزدهم

کوه خم

در باب تفرجگاه

کوه خم نیز دیگر مکان تفریحی شهر ایج به حساب می آید که بدلیل چشمه های طبیعی هر ساله جمعیت زیادی برای تفریح به این مکان پا می گذارند

جادبه‌های طبیعی و گردشگری ایج به شرح ذیل می‌باشد

مکان‌های دیگر گردشگری شهر ایج[ویرایش]

  • قلعه دختر
  • مسجد پای کنار
  • قبر پیر
  • کوچه باغی ها
  • تل شیشه گری
  • تم خو
  • تم صابونی
  • تل های تنوی
  • گل های شب بوی دامنه کوه قبله
  • دهنه گل آقا
  • کوه لای ترو
  • مسجد سنگی و چهارطاقی ایج
  • مسجد سنگی در بن دره (بدره)
  • قلعه دارالامان و چهل برکه
  • چهل برکه
  • تخت بهمن
  • چشمه بن آب (بنو)
  • کوهستان لایبیر و چشمه زیبای برامی

آداب و رسوم[ویرایش]

  • شهر ایج از آداب و رسوم بسیار ریشه دار از باستان طبعیت می نماید که می توان به برخی از آنها که شامل خاستگاری و مراسم بله برون تا مراسم عقد نکاح به طور گذرا در حدود چند رسم شرح می دهیم
  • رسم یکم پسند کردن از باب پیوند پسند کردن یک دختر برای ازدواج از قدیم بر عهده مادر داماذ بوده و هست او به اتفاق فامیل خوذ نام دختران واجد و الشرایط خانواده خود را را اعلام می دارند و مادر داماد پس از بررسی یکی از آنها را انتخاب نموده و به عزض پدر داماد می رساند و بعد از شور و مشورت به داماد پیشنهاد می دهند و داماد نیز در این کار خیلی دخیل نبوده و نظر پدر و مادر و بخصوص مادر ملاک این امر قرار می گیرد و داماد نیز مطیع امر آنهاست رسم دوم عامل نفوذی از باب پیوند در این رسم یک نفر خانم برای گرفتن اطلاعات از چگونگی شرایط عروس خانم به طور سری و به بهانه های متداول مانند گرفتن چیزی از خانواده عروس به بطن آن خانواده نفوذ کرده و اطلاعاتی نظیر اینکه عروس خانم با کسی نامزد نبوده و یا دختر از لحاظ پزشکی سالم و دارای مریضی خواصی نباشد کسب می نماید .البته تمام خانواده ها عامل نفوذی را همان ساعات نخست شناسایی می کنند و با او با احترام خاصی برخورد می کنند و این به عنوان یک رسم تشریفاتی می ماند نه بیشتر رسم سوم نظریه از باب پیوند در این رسم مادر داماد برای جواب گرفتن و اطلاع از نظریه ی خانواده عروس به دیدن آنها رفته تا جواب خود را بگیرد و بعد از صحبت کردن با آنها طبق رسم مادر عروس برای تعیین تکلیف اجازه می خواهد که با پدر عروس مشورت کرده و جواب نهایی را بدهند که البته به طور سوری این کار انجام می گیرد و پدر عروس در این کار دخیل نبوده و تمام تصمیمات بر عهده مادر عروس است و این هم یک رسم بوده و هست رسم چهارم جواب دادن از باب پیوند بعد از مهلت چند روزه که معمولا ده روز است خانواده عروس جواب نهایی را به خانواده داماد می دهند رسم پنجم طلبونی از باب پیوند در این رسم خانواده داماد به طور رسمی به خاستگاری از عروس خانم رفته و از او خاستگاری می نمایند رسم ششم چادر بریدن از باب پیوند بعد از گرفتن جواب مثبت از خانواده عروس برای مطلع نمودن مردم :خانواده داماد که متشکل از زنهای فامیل هستند به همراه عروس خانم برای دوخت چادر به نزد خیاط رفته و چادری اندازه برای عروس خانم سفارش دوخت می دهند رسم هفتم کل زدن از باب پیوند کل زدن همان صداهای عجیبی است که زنها در موقع شادی از خود بروز داده و مردم با شنیدن آن می فهمند که مراسم شادی در راه است رسم هشتم آزمایش خون از باب پیوند در این رسم که چند دهه است که رسم گشته و اجباری می باشد عروس خانم به همراه داماد و تعدادی از فامیل هر دو خانواده برای آزمایش ژنتیکی و کلاس های مرتبط به آن به آزمایشگاه مراجعه تا علاوه بر آزمایشات مذکور صحت سالم بودن داماد از حیث اعتیاد به مواد مخدر معلوم گردد که جواب را همان روز یا روز بعد اعلام می گردد رسم نهم مهر برون از باب پیوند مهربُرون یکی از مراسم سنتی فرایند ازدواج در ایج است و آن عبارت است از مجلسی مردانه و زنانه که در آن مهریه و شیربهای عروس توسط خانوادهٔ عروس و داماد تعیین می‌شود.
    پس از آنکه مراسم خواستگاری به سرانجام رسید و دو خانواده کم‌وبیش اطمینان به سرانجام‌یافتن ازدواج یافتند، خانوادهٔ داماد از خانوادهٔ عروس درخواست برگزاری جلسهٔ «مهربُرون» می‌کند. در گذشته، رسم بر این بود که هر موقعی را خانوادهٔ داماد درخواست می‌کردند، خانوادهٔ عروس مخالفت نموده و یکی دو روز دیرتر را قرار می‌گذاشتند. علت این امر این بود که خانوادهٔ عروس نشان دهند عجله‌ای در شوهردادن دختر خود ندارند. در روز تعیین‌شده، داماد به‌اتفاق چند تن از مردان معتبر خانواده‌اش به خانهٔ عروس می‌رفتند. پدر عروس نیز مردان معتبر خاندانش را دعوت می‌کرد. امروزه در مراسم مهربُرون، زنان نیز حضور دارند
    هدف از برگزاری این جلسه، توافق بر سر میزان مهریهٔ عروس است. معمولاً محصول توافق دو خانواده بر روی برگه‌ای با خط خوش نوشته می‌شود و داماد زیر آن قباله را امضا می‌کند و متعهد می‌شود. سایرین نیز با امضای قباله آن را گواهی می‌کنند.و یک نفر صورت مهریه با صدای بلند یکبار برای مردان و یک بار برای زنان قراعت می نمود . در قدیم رسم بر این بود که تا توافق صورت نگرفته بود، میهمانان فقط با چای پذیرایی می‌شدند و بلافاصله پس از حصول توافق، شیرینی نیز به مجلس آورده می‌شد رسم دهم صورت مهریه از باب پیوند صورت مهریه همان کاغذی است که مهریه عروس خانم در آن نوشته شده و بزرگان آن را امضاء نمده اند که بدین گونه بوده است بسمی تعالی صورت مهریه آقای رضاخان فرزند حسین و خانم نگار فرزند محمد رضا به شرح زیر می باشد یک جلد کلام الله حمید مجید آیینه و شمدان یک شاخه نبات بیست مثقال طلا ده من مس نیم کیلو پوست پیاز یک چهارم خونه و فادا به ضمه پدر داماد پنجاه درخت انجیر و بادام از ارثیه مادر داماد مقدار دوهزار تومان پول رایج مملکت ایران این صورت مهریه در مورخ اول دی سال هزاروسیصدو دو خورشیدی نوشته شد به میمنت و مبارکی این صورت به عنوان سند رسمی نزد پدر عروس برای همیشه می ماند و در نی نگهداری می شد رسم یازدهم خرید شیرینی شب مهر برون از باب پیوند از قدیم رسم بر این بوده که شیرینی و میوه و چای برای شب مهر برون بر عهده ی خانواده داماد بوده و عصر همان روز به خانواده عروس تحویل می دهند و خانواده عروس نیز آنها را اماده برای پزیرایی از مهمانها می نمودند رسم دوازدهم خرید لباس عروس از باب پیوند برای مراسم عقد عروس خانم به همراه داماد و خانواده اش برای خرید لباس که شامل یک دست لباس کامل همراه با چادر سفید یا به زبان ایجی وال و کفش و کیف و دمپایی و چارقد یا همان روسری اقدام می نمودند رسم سیزدهم خرید حلقه و پس حلقه از باب پیوند این رسم قبل از مراسم عقد کنان انجام می گیرد و خانواده داماد برای عروس آینده خود حلقه طلا مرسوم به حلقه نامزدداری و یک انگشتر که به پس حلقه ایی شهرت دارد خریداری می کنند رسم چهاردهم چمدان عروس از باب پیوند خرید چمدان برای عروس خانم توسط خانواده داماد یک رسم قدیمی است که تا کنون از حالت طبیعی خود خارج نشده است و کماکان پا بر جا است و هدف هم قرار دادن لباس های خریداری شده داخل آن برای انجام مراسم های پیش رو رسم پانزدهم چمدان داماد از باب پیوند این رسم همانند رسم چمدان عروس است با این تفاوت که این بار خریدار خانواده عروس می باشند که برای داماد خود خریداری می کنند رسم شانزدهم حلقه داماد از باب پیوند در این رسم خانواده عروس برای داماد خود یک حلقه طلا به همراه یک گردن آویز به انتخاب داماد خریداری می کنند تا روز عقد به داماد هدیه دهند رسم هفدهم ساعت عروس از باب پیوند ساعت خریدن برای عروس خانم توسط خانواده داماد یکی از رسم های این دیار کهن بشمار می رود رسم هجدهم ساعت دامادی از باب پیوند این رسم مطابق رسم بالا بوده با این تعغیر که خریدار خانواده عروس خانم هستند رسم نوزدهم لباس سر عقد داماد از باب پیوند در این رسم خانواده عروس یک دست لباس کامل به سلیقه داماد برای مراسم عقد برای داماد خریداری می کنند رسم بیستم دستمال جیبی و تسبیح از باب پیوند در این رسم یک عدد دستمال جیبی و یک عدد تسبیح زیبا از جنس سنگ برای داماد خریداری می کردند و این خریداری توسط خانواده عروس صورت می گرفت که امروزه به طور کلی از خاطره ها و از رسومات این دیار کهن فراموش گردیده است رسم بیست و یکم پارچه تور و کله قند کوچک از باب پیوند خرید یک متر پارچه تور و دو کله قند کوچک برای مراسم روز عقد توسط خانواده داماد الزامی است رسم بیست و دوم تعیین روز عقد از باب پیوند این رسم با نشست پدر داماد و خانواده او با پدر عروس و خانواده عروس روز مراسم عقد را معین می نمودند با این مقدمه که مادر داماد با گفتن اینکه ما اینجا آمدیم که هر وقت شما صلاح دیدید برای اینکه بین پسر و دختر و دیدن آنها دور از گناه باشد برویم و یک صیغه عقد کوچک برای محرم شدن این دو نفر بخوانند . و با این طریق صحبت کردن از پدر عروس کسب اجازه می نمودند و پدر عروس یا همان موقع و یا جواب دادن خود را به روز آینده موکول می کرد. رسم بیست و سوم جعبه آرایش عروس از باب پیوند جعبه ای کوچک که داخل آن از لوازم آرایشی نظیر کرم و سورمه و سرخاب و موتیک و عطر و شانه و مقاش و نخ آرایش و آینه و موم و...توسط خانواده داماد برای عروس خانم خریداری می شد .و در چمدان عروس گذاشته می شد تا در مراسم های دیگر مورد استفاده قرار می گرفت . رسم بیست و چهارم زن طلبیدن از باب پیوند این رسم طبق رسومات پیشینیان به جا مانده و کم کم خود را به دست فراموشی سپرده است . این رسم هم در خانواده داماد و هم خانواده عروس مرسوم بود به این صورت که هر کدام از خانواده ها جدا گانه یک نفر زن که در این منطقه مخصوص همین کار یعنی زن طلبین بوده است طبق لیستی که خانواده ها در اختیار ایشان قرار می دادند شروع به دعوت نمودن زنها و خانواده های مشمول لیست می نمود .این زن درب خانه ها می رفت و دقیقا این جمله را مکررا تکرار می کرد که {هوی پس صبا عغدپسر فلانی بری دختر فلانی است دعوتتون کرده }و بدون هیچ حرف اضافه سراغ خانه و دعوت شونده بعدی می رفت تا لیست تمام شود و در قبال این کار مزد دریافت می کرد رسم بیست و پنجم دعوتی از باب پیوند این رسم نیز مانند رسم بالا ولی با دو تفاوت انجام می گرفت اول اینکه یک مرد باید این کار را انجام می داد و دوم مخصوص و رسم خانواده داماد بود و خانواده عروس این رسم را نداشتند دلاک یعنی کسی که این کار را انجام می داد و مهمانهای داماد را دعوت می کرد با صدای بلند درب خانه ها صدا می زد فردا نهار ظهر دعوت پسر فلانی هستید .و می رفت رسم بیست و ششم محل برگذاری مراسم عقد از باب پیوند طبق رسم و رسومات ایج محل برگذاری مراسم عقد در منزل پدر عروس خانم و یا مکانی که او تعیین می کند باید برگزار شود
  • و اما در خوص رسم و رسومات در مرحله بعد از عروسی کردن نیز چند رسم را متذکر می شویم .
  • رسم یکم
    پاواکونو در باب آشیان پا واکونو یا همان پاگشاد رسمی است که از دیر باز انجام می گرفته و هنوز هم به عنوان یک رسم به خوبی به جا آورده می شود  یعنی بعد از گذشت مدت کوتاهی که عروس خانم از خانه پدری به خانه شوهرش نقل مکان نموده است خانواده عروس  برای برقراری ارتباط خود با دخترشان و از سر گرفتن رفت و آمد خانواده داماد و اقوام نزدیک آن را به یک شام دعوت می کنند و البته خانواده عروس از اقوام نزدیک خود نیز دعوت می کنند تا در این مهمانی با هم باشند . یک نفد زن از خانواده عروس خانم صبح همان شب مهمانی به خانه دخترشان  آمده و از خانواده داماد دعوت به مهمانی به همراه اقوامشان می نمایند و با کسب ااجازه از خانواده داماد  عروس خانم را به همراه خود به خانه پدریش برده و شب نیز مهمانهای هر دو خانواده با صرف شام و شیرینی و میوه و تخمه تا پاسی از شب در کنار هم بوده و بعد ار آن خداحافظی نموده و خانه عروس خانم را ترک می کنند . عروس خانم در آن شب در خانه پدری خود می ماند و روز بعد از طرف خانواده خود چیزی به عنوان هدیه دریافت می نماید . پاواکونو در معنی کلمه به زبان محلی یعنی باز شدن پای عروس خانم به خانه پدری خود است که واکونو همان باز نمودن است .
    رسم دوم داخُل بودن در باب  آشیان از روز بعد از عروسی تا مدت کوتاهی خانواده داماد با فرزند و عروس جدیدشان از لحاظ غذا و مخارج زندگی باهم مشترک هستند که به زبان محلی دُخُل بودن  گویند .
    رسم سوم عمو  یا دایی  گفتن در باب  آشیان داماد و عروس  پدر همسران خود عمو یا دایی خطاب می کنند
    رسم چهارم جدا شدن در باب  آشیان بعد از مدت کوتاه دخل بودن عروس و داماد زندگی مستقل خود را شروع می کنند و خانواده داماد احتیاجات چند ماه این عروس و داماد از قبیل برنج و روغن و قند و چای و....به عنوان کمک خرج به این دو زوج داده و آنها را از سر سفره مشترک خود جدا کرده و آنها را مستقل می کنند .
    رسم پنجم
    گفتن  بچه ها  به جای زن در باب  آشیان در عرف این محل کلمه جمع بچه ها به جای زن و همسر یک مرد می باشد .یعنی مرد به جای اینکه بگوید زن من می گوید بچه های من رسم ششم عیال وار در باب  آشیان عیال وار به خانواده های با جمعیت بالا اتلاق می گردید رسم هفتم سحر خیزی در باب آشیان در خانواده ها رسم بر این بود که در وقت صبح دم زنها زود تر از مردها از خواب بیدار شده و چای درست نماید تا شوهر و فرزندان بیدار شوند البته قابل ذکر است که بگوییم که صبحانه برای این مردم یک کلمه غریب بوده و به آن اهمیت داده نمی شد
    رسم هشتم خرید منزل با مرد در باب  آشیان در این منطقه زنها به هیچ عنوان خریدهای منزل را  انجام نمی دادند و هیچ زنی اجازه ی رفتن درب مغازه و حتی نانوایی را نداشته و این کار را پدر خانواده و یا فرزندان پسر  می بایست انجام  دهند
    رسم نهم ریش آب بردن درباب  آشیان وتی مردی صاحب دختر می شد به زبان محلی به آن گفته می شد که ریش فلانی هم آب برده یعنی  به تازگی دختر دار شده است .
  • به برخی از نوع گویش و قراردادهایی که در عرف و زبان محاوره ایی مردم ایج نقش داشته به واحد ها به زبان ایجی که قسمت کمی از آن آورده ایم
  • واحد  یکم واحد شمارش گوسفند از باب واحد واحد شمارش گوسفند بند می باشد و هر بند دو راس گوسفند را شامل می شود .مَره  نیز واحد شمارش به حساب آمده که هر صد گوسفند را شامل می شود .
    واحد دوم واحد شمارش بره یا گره از باب واحد واحد شمارش کره یا بره گِن می باشد یعنی به تعدادی از کره یا بره یک گِن گفته می شد
    واحد سوم واحد اندازه گیری از باب واحد واحد اندازه گیری  چند نمونه بود که نخست قدم پی و دوم گَز.رسم گَز کردن به این صورت بود که از انگشت سبابه تا نوک بینی را یک گز می گفتند .و سوم وَجَب کردن که این رسم نیز از نوک انگشت کوچک تا نوک انگشت شصت یک دست محاسبه  می گشت .
    واحد چهارم واحد وزن از باب واحد احد وزن نیز چند نمونه بودند که : نخست :نصف نمه دوم:نمه سوم:وقه چهارم :چارک پنجم:نی من ششم:من هفتم :لنگه هشتم :بار
    واحد  پنجم واحد پول از باب واحد واحد پول شین و قران و تُمان بوده است
    واحد  ششم واحد آب از باب واحد واحد آب تشته بوده است که معادل نیم ساعت امروزی بوده است و به این گونه بوده است که تشتی را پر از آب کرده و یک کاسه که ته آن را سوراخی کرده بودند را روی تشت می انداختند و زمانی که کاسه پر از آب می شد به زیر آب می رفت و به این مدت زمان یک تشت آب می گفتند که تقریبا حدود نیم ساعت طول می کشید که کاسه پر از آب شود و هنوز هم بر اساس همان تشت مقدار آب را با تشت می سنجند ولی خود تشت دیگر منسوخ گشته است .
    واحد هفتم واحد کبوتر از باب واحد واحد شمارش کبوتر جفت می بوده است .
    واحد  هشتم واحد ساختمان از باب واحد واحد ساختمان فادا بوده است
    واحد نهم واحد نان از باب واحد واحد نان (دسته )و (چیکو ) و (بافرمه ) یک دسته نان پنج نان را شامل می شد چیکو به مقدار کمی از یک نان گفته می شد بافرمه به مقدار زیادی از نان گفته می شد واحد دهم واحد انجیر از باب واحد واحد  یک قطعه  اصله درخت انجیر (تیکه )و (مالکی ) بوده است . واحد اوزان انجیر (من) و (بار )بوده است
  • منظور و مفهوم برخی از کلمات و جملات که مختص شهر ایج بوده را اندکی بیان نمودیم

  • اصطلاح یکم درِ کوچه از باب اصطلاح اصطلاح درِ کوچه یعنی درب منزل یا ساختمان مثال:برو درِکوچه ی فلانی :یعنی برو درب منزل فلان کس
    اصطلاح  دوم گُم پیس از باب اصطلاح اصطلاح گُم پیس به معنی چاق بوده مثال:فلانی گُم پیس است یعنی فلان کس چاق  است
    اصطلاح سوم لاتور از باب اصطلاح لاتور در اصطلاح لاغر و نهیف است مثال:فلانی لاتور بود یعنی فلان کس لاغر بود
    اصطلاح چهارم دوله از باب اصطلاح اصطلاح دوله به معنای صدای  سگ و روباه و هر حیوان وحشی دیگر را شامل می شد . مثال :دوله نده یعنی مانند سگ یا...صدا از خود بیرون نیاور  اصطلاح پنجم پیش کُن از باب اصطلاح اصطلاح پیش کن به معنی بستند می باشد . مثال :درب خانه را پیش کُن یعنی درب خانه را ببند  
    اصطلاح ششم نَپِ از باب اصطلاح اصطلاح نَپِ به معنی پس می بود . مثال :نَپِ چی شد قولی که دادی : پس چی شد قولی که دادی اصطلاح هفتم چار ناخون از باب اصطلاح اصطلاح آسمون چار نخون آمده بالیه  سرم ویسیده  به معنی گرفتار شده ام می باشد
    اصطلاح هشتم زُلیلا از باب اصطلاح اصطلاح زُلیلابه معنی سیل و زلزله با هم آمده است
    اصطلاح نهم واویکا از باب اصطلاح اصطلاح واویکا همان علامت تعجب است مثال:فردی به دیگری می گوید :دیروز علی با رضا دعوا کرد .فرد شنونده می گوید :واویکا یعنی بسیار متعجب شدم از این خبر اصطلاح دهم زبون مادر شوگر از باب اصطلاح زبون مادر شوگر یا همان زبان مادر شوهر است که در این منطقه به درختچه های پر از خار نوعی کاکتوس گویند و علت آن هم دشمنی عروس و مادر شوهر از دیرباز تا کنون بوده است .
  • در مورد بعضی از اعتقاداتی که مردم داشند نیز نونه هایی گفته ایم
  • اعتقاد دوازدهم گدا در باب باور هر گاه فردی مستمند برای گرفتن حاجتی به درب خانه مردم این محل می آمد مردم با خنده رویی و برطرف کردن حاجت او در حد توان خود او را دست خالی باز نمی گرداندند و بر این عقیده بودند که امام زمان خود را به صورت های زیادی در می آورد وبه شیعیان خود سر می زند ولی به طور نامحسوس و مخفیانه و با چهره ایی که شناحته نشود و مردم بر این اعتقاد هستند که شاید او امام زمان است که برای سرکشی به درب خانه آنها رفته است پس هیچ کس امام زمان را نمی رنجاند و با او بسیار مهربانند و شاید او امام زمان باشد .
    اعتقاد سیزدهم کَپ ملکین در باب باور کَپِ مَلکین یا همان کفش محلی که با نخ و سوزن بافته می شود به این باور بودهند که دهانه ی کفش یا ملکین به سمت طرف نباشد .دهانه ی کفش یا همان پاشنه کفش اگر روبروی کسی قرار می گرفت بر این باور بودند که دعوایی رخ خواهد داد و پاشنه کفش این جَر و بحث را به سمت و سوی او می کشد وبه قول خودشان شر بر گردن آنها می افتد از این رو هیچگاه پاشنه کفش را به طرف کسی و یا خودشان قرار نداده و از این کار بسیار متنفر بودند و همگان را به عمل به آن توصیه می کردند .
    اعتقاد چهاردهم کلاغ روی بام کسی بنشیند در باب باور مردم گذشته این ناحیه بر این باور بودند که کلاغ سیاه اگر بر بام کسی نشست خبر ناگواری دارد و حتما برای آن صاحب خانه پیشامد بدی خواهد کرد .اهل آن خانه با مواظبت از خانواده و مال و منال خود دائما بر زبان می آوردند خدایا خودت رحم کن به این بندگان روسیاهت . اعتقاد پانزدهم عیش کلاغ ها در باب باور مردم وقتی دسته ایی از کلاغ ها را در آسمان با هم مشاهده می کزدند که همراه با سر و صدا بود می گفتند که امروز عیش یا همان عروسی کلاغ ها است از این رو فردا بارندگی در پیش رو داریم و خود را برای بارندگی از قبیل درست نمودن ناودان ها پشت بام و ترمیم خانه های که احتمال چکیدن آب از سقف را دارد می کردند . اعتقاد شانزدهم پرستوی زخمی در باب باور مردم به لحاظ این که رنگ پرستو سیاه با سفید است و معتقدند که همرنگ لباس سید ها نیز می باشد به این پرندگان با احترام رفتار کرده و حتی اگر یکی از آنها زخمی شده باشد و به زمین افتاده باشد او را برداشته و به خانه برده و بر سر او او مقداری روغن حیوانی کشیده و او را مداوا می کنند و به دامن طبیعت باز می گرداندند .

زیارتگاه‌ها[ویرایش]

امام زاده‌ها و مکان‌های زیارتی چندی در شهر ایج وجود دارد که در زیر به تعدادی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:

  • امام زاده سید اولیا: با گذر از گردنه ایج و با ورود به شهر ایج، به امام زاده سید اولیا می‌رسیم. شهدای ایج در کنار این امام زاده به خاک سپرده شدند.
  • امام زاده سید نور محمد: سید نور محمد پسر سید اولیا می‌باشد. این امام زاده در انتهای باغ‌های بن آب (بنو) قرار دارد.
  • امام زاده اسماعیل: این امام زاده در روستای درب امام زاده در شهر ایج قرار دارد. به سبب قرار گرفتن چند خانوار در کنار امام زاده، نام روستا را درب امام زاده نهاده‌اند.
  • امام زاده سلطان شهباز: امام زاده مذکور، در روستای دهویه و باغشاد شهر ایج قرار گرفته‌است و به سبب رودی که از کنار آن می‌گذرد، به منطقه‌ای گردشگری تبدیل شده‌است.
  • قدمگاه مکانی زیارتی در شهر ایج است که در قسمت شمال شرقی ایج و در کنار جاده ایج=درب امامزاده می باشد
  • قبر سید بیگم و قبر سید داوود نیز محل زیارت مردم و نشان دادن اخلاص به این سیده و سید بزرگوار بوده اند
  • قبر ننه ی میزا هادی نیز مکانی دیگر است که مردم به آنجا نیز برای زیارت کردن انتخاب می کنند و نزورات خود را آنجا اداء می نمایند این بقعه در قسمت شمالی شهر ایج و کنار محله ده دستگاه می باشد
  • قبر پیر و سرو بی بی عزیزه و بی بی حکیمه و بی بی سفید پوش و کُنار نظر کرده نیز از جایگاهی در گذشته برخوردار بوده که امروزه از رونق افتاده و کمتر کسی به زیارت آنها مشرف می شود
  • قطعه شهیدان گلگون کفن :گلزار شهیدان جایگاه و مکان مقدسی است برای تجدید بیعت با آرمان های انقلاب و امام و رهبری است .راهشان جاویدان
  • تپه نور شهدا:مزار دو شهید گمنام دوران دفاع مقدس بر بلندای تپه ایی در قسمت جنوبی شهر که همه روزه سیل عاشقان و دوستداران لبیک با شهیدان به زیارت این دو کبوتر گمنام می شتابند .روحشان شاد .

محصولات کشاورزی[ویرایش]

ایج از نظر محصولات کشاورزی یکی از متنوع ترین شهر ها از لحاظ به بار نشستن انواع میوه ها در فصول مختلف می باشد .آنچه در بخش کشاورزی در ایج به چشم می خورد و برجسته تر از دیگر محصولات آن است می توان نام زیبای انار به زبان آورد

انار در شهر ایج قطب مهم و پیشتاز در آمد مردم این شهر است .ایج با سالانه بیش از ده هزار تن انار در سطح استان مقام اول را به خود اختصاص داده است که بیشتر انار ایج در بخش صادرات بسته بندی و فرستاده می شود .

انار در ایج به گونه های مختلفی از جمله :

انار فارق یا همان انار پوست نازک است که مصرف داخل ایران می گردد و انار قلتون یا همان رباب که دارای پوستی ضخیم است و به کار صادرات بیشتر می آید و انار شیرین یا همان شهوار که مزه ی آن شیرین بوده و یک ماه از انارهای دیگر برداشتشان به همراه انار عروس صورت می گیرد .انار رمی و رمی فارق و رمی قلتون از نوع دیگر این محصول است به همراه انار ابر و انار کلمی یا همان پوست سفید و انار سیاهخ که جنبه دارویی دارد نیز در این شهر پرورش داده اند و جواب داده است .انارهای ایج از نظر گلوگز قند به رتبه هفت درصد نزدیک است و از آب شیرین و گوارایی چون چشمه ساران و حفر چاه های عمیق این محصول آبییاری می شود .

دیگر محصولات عمده کشاورزی :

بادام

انجیر

هلو

زرد آلو

شلیل

خرمالو

پرتقال

مرکبات دیگر

واز محصولات دیگر ایج می توان نام :

گندم

جو

ذرت

هندوانه

خربزه

پیاز

وبسیاری از محصولات صیفی و شتفی دیگر نام برد که همگی زیر نظر جهاد کشاورزی ایج اداره می شود . و کشاورزان محصولات ماند گندم و ذرت و کلزا به دولت تحویل می دهند

در فارسنامه ناصری دربارهٔ محصولات باغ‌های ایج آمده‌است: «هوایی در کمال اعتدال دارد که میوه‌های گرمسیری مانند گوجه، نارنج و سردسیری مانند شلیل، گیلاس را به نیکویی می‌پروراند. انار ایج [نه تنها] از تمام انارهای فارس، بلکه از انارهای ممالک ایران بهتر است.»[۱۱]

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ «نتایج سرشماری سال ۱۳۹۵». مرکز آمار ایران.
  2. دانشنامه دهخدا - فارسنامه ناصری http://www.loghatnaameh.org/dehkhodaworddetail-ea3e988f8e2b4e679845f042061769d5-fa.html بایگانی‌شده در ۱۹ مارس ۲۰۱۳ توسط Wayback Machine
  3. کتاب کردان شبانکاره شامل ۳۴۳ صفحه- انتشارات علمی کالج
  4. (شبانکاره‌ای، ۱۵۳؛ معین‌الدین، ۳)
  5. (وصاف، ۲۵۴–۲۵۵؛ شبانکاره‌ای، ۱۶۴–۱۶۵)
  6. (میرخواند، ۴/۴۹۶–۴۹۷؛ نیز نک: فسایی، ۱/۳۰۳–۳۰۴)
  7. پایگاه اینترنتی دانشنامه دهخدا http://www.loghatnaameh.org/dehkhodaworddetail-bc7303f51d0f41369bd367b0fa66a913-fa.html بایگانی‌شده در ۱۹ مارس ۲۰۱۳ توسط Wayback Machine>:
  8. (اصطخری، ۱۰۷–۱۰۸)
  9. (ابن حوقل، ۲/۲۸۷–۲۸۸؛ ابن بلخی، ۱۳۱)
  10. (یاقوت، همان‌جا)
  11. تاریخ فارس نامه ناصری: تألیف مرحوم حاج میرزا حسن فسایی

اطلس گیتاشناسی استان‌های ایران، تهران: ۱۳۸۳ خ.

{{Navbox | name = شهرایج | title = ایران شهرایج | state = collapsed | listclass = hlist

| group1 = شهر | list1 =

| group2 = شهر | list2 =