تپه

تپه یا تُنب یا پشته ارتفاعی نه بس بلند از زمین، تل، پشته، برآمدگی، توده، نجد، ربوه، گر و ماهور است.[۱][۲] در پارسی دری و در برخی گویشهای محلی به کار رفته است. از جمله گویش تنگستانی و لارستانی به ویژه در گویش کوخِردی و شهرستان بستک هرمزگان به کار میرود.
واژه تپهسار بیشتر برای اشاره به رشته تپههایی با بلندای ۳۰۰ متر تا ۵۰۰–۶۰۰ متر،[۳] به کار میرود. همچنین برای واژهٔ Hillside، عنوانهایی مانند تپهکنار، کنار تپه، شیب تپه، دامنه تپه، سرازیری تپه، سینهکش یا دامنه به کار میرود.
واژهشناسی
[ویرایش]تپه واژه ترکیست که در ترکی باستان شکل قدیمی آن töpü بوده است.[۴]واژگانِ ( توپ، تپه، تُفنگ ( توپَک ) ، تپیدن ( تپش ) ، تپاندن، چپاندن، تپانچه ) واژگانی پارسی هستند:
1 - در زبانِ اوستایی واژه یِ ( - tav تو - ) به چمِ ( توانایی، نیرو، زور ) ، ( tavah توه ) به چمِ ( نیرو، توان، قدرت، زور ) و واژه یِ ( tavisi تویشی ) نیز به چمِ ( نیرومندی، زورمندی، توان ) بوده است و واژگانِ ( تپیدن، تپاندن، چپاندن، توانستن ) با این واژگان همریشه هستند.[۵]
2 - کارواژه یِ ( stopfen ) در زبانِ آلمانی و واژه یِ ( stuff ) در زبان انگلیسی به چمِ ( چپاندن، تپاندن ) با واژگانِ یادشده در بند 1 همریشه هستند. در زبانِ لاتین نیز واژه یِ ( toveo - ere ) به چمِ ( چپاندن، تپاندن، پُر کردن ) می باشد.[۶]
3 - واژگانِ ( تپانچه ( تپان/چه ) و تُفنگ ( توپَک ) با واژگانِ بندِ 1و 2 همریشه هستند.[۷]
4. 1 در زبانِ صربی واژه یِ ( tov ) به چمِ ( فربهی، چاقی ) می باشد و همریشه با واژگانِ ( توپ، تپه ) .[۸]
4. 2 واژگانِ ( توپ، تپه ) در زبانِ پارسی بنابر اُستنشِ ( bh - ) در نبیگِ ( پُکُرنی ) با واژه یِ ( tuber - eris ) در زبانِ لاتین به چمِ ( گوژ، قوز، کوهان hunch ) ، ( ورم، آماس، خیز swelling ) ، ( برآمدگی knag ) همریشه اند.[۹]
4. 3 واژه یِ ( tuaimm ) در ایرلندیِ کهن به چمِ ( پشته، تپه، تل hill ) و ( tum ) به چمِ ( پشته، تپه، تل hill ) در ایرلندیِ میانه و ولزی بوده اند که به روشنی با واژه یِ ( تپه، توپ ) همریشه هستند.[۱۰]
4. 4 واژگانِ ( tumefaction ) به چمِ ( ورم، آماس، بادکردگی ) و واژه یِ ( tube ) در زبانِ انگلیسی بهمچنین با واژگانِ ( توپ، تپه ) همریشه هستند.[۱۱]
4. 5 آزندِ فرآراسته یِ ( شرح کاملِ ) این واژگان به همراهِ زبانهایِ هندواورپاییِ دیگر در پَسگشتِ زیر از پُکُرنی ( pokorny ) پیش آورده شده اند.[۱۲]
5. چنانچه این واژگان در زبانهایِ مغولی و اورخونی بکار می روند، نشان از این دارد که این واژگان از زبانهای ایرانی به این زبانها زِبَررفته اند ( منتقل شده اند ) .[۱۳]
پَسگشتها ( references ) :
1 - رویه هایِ 642 و 643 از نبیگِ ( فرهنگِ واژه های اوستا )[۱۴]
2 - رویه هایِ 3127 و 3128 از نبیگِ ( فرهنگنامه ریشه شناختیِ هندواروپایی ) نوشته یِ ( جولیوس پُکُرنی Julius Pokorny ) به همراه فرتورِ زیر[۱۵]
نگارخانه
[ویرایش]جستارهای وابسته
[ویرایش]فهرست منابع و مآخذ
[ویرایش]- محمدیان، کوخردی، محمد، “ «به یاد کوخرد» “، ج۲. چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۳ میلادی.
- ↑ محمدیان، کوخردی، محمد، “ (به یاد کوخرد) “، ج۲. چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۳ میلادی.
- ↑ الکوخردی، محمد، بن یوسف، (کُوخِرد حَاضِرَة اِسلامِیةَ عَلی ضِفافِ نَهر مِهران Kookherd, an Islamic District on the bank of Mehran River) الطبعة الثالثة، دبی: سنة ۱۹۹۷ للمیلاد.
- ↑ دانشگاهِ موزهٔ دیرینشناسی کالیفرنیا (1995 and later), upland, UCMP Glossary
- ↑ https://www.etimolojiturkce.com/kelime/tepe
- ↑ فرهنگِ واژه های اوستا.
- ↑ فرهنگ ریشه های هندواروپایی زبان فارسی.
- ↑ فرهنگ واژه های اوستا.
- ↑ فرهنگ ریشه های هندواروپایی زبان فارسی.
- ↑ فرهنگ ریشه های هندواروپایی زبان فارسی.
- ↑ فرهنگ واژه های اوستا.
- ↑ فرهنگ ریشه های هندواروپایی زبان فارسی.
- ↑ فرهنگ واژه های اوستا.
- ↑ فرهنگ ریشه های هندواروپایی زبان فارسی.
- ↑ فرهنگ واژه های اوستا.
- ↑ فرهنگ ریشه های هندواروپایی زبان فارسی.
پانویس
[ویرایش]- الکوخردی، محمد، بن یوسف، (کُوخِرد حَاضِرَة اِسلامِیةَ عَلی ضِفافِ نَهر مِهران Kookherd, an Islamic District on the bank of Mehran River) الطبعة الثالثة، دبی: سنة ۱۹۹۷ للمیلاد.