پرش به محتوا

تپه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
تپه ماهور و دریاچه، بهبهان
تپه ماهور و دریاچه، بهبهان

تپه یا تُنب یا پشته ارتفاعی نه بس بلند از زمین، تل، پشته، برآمدگی، توده، نجد، ربوه، گر و ماهور است.[۱][۲] در پارسی دری و در برخی گویشهای محلی به کار رفته است. از جمله گویش تنگستانی و لارستانی به ویژه در گویش کوخِردی و شهرستان بستک هرمزگان به کار می‌رود.

واژه تپه‌سار بیشتر برای اشاره به رشته تپه‌هایی با بلندای ۳۰۰ متر تا ۵۰۰–۶۰۰ متر،[۳] به کار می‌رود. همچنین برای واژهٔ Hillside، عنوان‌هایی مانند تپه‌کنار، کنار تپه، شیب تپه، دامنه تپه، سرازیری تپه، سینه‌کش یا دامنه به کار می‌رود.

واژه‌شناسی

[ویرایش]

تپه واژه ترکیست که در ترکی باستان شکل قدیمی آن töpü بوده است.[۴]واژگانِ ( توپ، تپه، تُفنگ ( توپَک ) ، تپیدن ( تپش ) ، تپاندن، چپاندن، تپانچه ) واژگانی پارسی هستند:

1 - در زبانِ اوستایی واژه یِ ( - tav تو - ) به چمِ ( توانایی، نیرو، زور ) ، ( tavah توه ) به چمِ ( نیرو، توان، قدرت، زور ) و واژه یِ ( tavisi تویشی ) نیز به چمِ ( نیرومندی، زورمندی، توان ) بوده است و واژگانِ ( تپیدن، تپاندن، چپاندن، توانستن ) با این واژگان همریشه هستند.[۵]

2 - کارواژه یِ ( stopfen ) در زبانِ آلمانی و واژه یِ ( stuff ) در زبان انگلیسی به چمِ ( چپاندن، تپاندن ) با واژگانِ یادشده در بند 1 همریشه هستند. در زبانِ لاتین نیز واژه یِ ( toveo - ere ) به چمِ ( چپاندن، تپاندن، پُر کردن ) می باشد.[۶]

3 - واژگانِ ( تپانچه ( تپان/چه ) و تُفنگ ( توپَک ) با واژگانِ بندِ 1و 2 همریشه هستند.[۷]

4. 1 در زبانِ صربی واژه یِ ( tov ) به چمِ ( فربهی، چاقی ) می باشد و همریشه با واژگانِ ( توپ، تپه ) .[۸]

4. 2 واژگانِ ( توپ، تپه ) در زبانِ پارسی بنابر اُستنشِ ( bh - ) در نبیگِ ( پُکُرنی ) با واژه یِ ( tuber - eris ) در زبانِ لاتین به چمِ ( گوژ، قوز، کوهان hunch ) ، ( ورم، آماس، خیز swelling ) ، ( برآمدگی knag ) همریشه اند.[۹]

4. 3 واژه یِ ( tuaimm ) در ایرلندیِ کهن به چمِ ( پشته، تپه، تل hill ) و ( tum ) به چمِ ( پشته، تپه، تل hill ) در ایرلندیِ میانه و ولزی بوده اند که به روشنی با واژه یِ ( تپه، توپ ) همریشه هستند.[۱۰]

4. 4 واژگانِ ( tumefaction ) به چمِ ( ورم، آماس، بادکردگی ) و واژه یِ ( tube ) در زبانِ انگلیسی بهمچنین با واژگانِ ( توپ، تپه ) همریشه هستند.[۱۱]

4. 5 آزندِ فرآراسته یِ ( شرح کاملِ ) این واژگان به همراهِ زبانهایِ هندواورپاییِ دیگر در پَسگشتِ زیر از پُکُرنی ( pokorny ) پیش آورده شده اند.[۱۲]

5. چنانچه این واژگان در زبانهایِ مغولی و اورخونی بکار می روند، نشان از این دارد که این واژگان از زبانهای ایرانی به این زبانها زِبَررفته اند ( منتقل شده اند ) .[۱۳]

پَسگشتها ( references ) :

1 - رویه هایِ 642 و 643 از نبیگِ ( فرهنگِ واژه های اوستا )[۱۴]

2 - رویه هایِ 3127 و 3128 از نبیگِ ( فرهنگنامه ریشه شناختیِ هندواروپایی ) نوشته یِ ( جولیوس پُکُرنی Julius Pokorny ) به همراه فرتورِ زیر[۱۵]

نگارخانه

[ویرایش]

جستارهای وابسته

[ویرایش]

فهرست منابع و مآخذ

[ویرایش]
  • محمدیان، کوخردی، محمد، “ «به یاد کوخرد» “، ج۲. چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۳ میلادی.
  1. محمدیان، کوخردی، محمد، “ (به یاد کوخرد) “، ج۲. چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۳ میلادی.
  2. الکوخردی، محمد، بن یوسف، (کُوخِرد حَاضِرَة اِسلامِیةَ عَلی ضِفافِ نَهر مِهران Kookherd, an Islamic District on the bank of Mehran River) الطبعة الثالثة، دبی: سنة ۱۹۹۷ للمیلاد.
  3. دانشگاهِ موزهٔ دیرین‌شناسی کالیفرنیا (1995 and later), upland, UCMP Glossary
  4. https://www.etimolojiturkce.com/kelime/tepe
  5. فرهنگِ واژه های اوستا.
  6. فرهنگ ریشه های هندواروپایی زبان فارسی.
  7. فرهنگ واژه های اوستا.
  8. فرهنگ ریشه های هندواروپایی زبان فارسی.
  9. فرهنگ ریشه های هندواروپایی زبان فارسی.
  10. فرهنگ واژه های اوستا.
  11. فرهنگ ریشه های هندواروپایی زبان فارسی.
  12. فرهنگ واژه های اوستا.
  13. فرهنگ ریشه های هندواروپایی زبان فارسی.
  14. فرهنگ واژه های اوستا.
  15. فرهنگ ریشه های هندواروپایی زبان فارسی.

پانویس

[ویرایش]
  • الکوخردی، محمد، بن یوسف، (کُوخِرد حَاضِرَة اِسلامِیةَ عَلی ضِفافِ نَهر مِهران Kookherd, an Islamic District on the bank of Mehran River) الطبعة الثالثة، دبی: سنة ۱۹۹۷ للمیلاد.