جرج کرزن

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

The Marquess Curzon of Kedleston

George Curzon2.jpg
The Lord Curzon of Kedleston as Viceroy of India
وزیر مشاور در امور خارجه و مشترک‌المنافع
مشغول به کار
۲۳ اکتبر ۱۹۱۹ – ۲۲ ژانویه ۱۹۲۴
در زمانِ جرج پنجم (پادشاهی متحده)
نخست‌وزیر دیوید لوید جرج
اندرو بونار لاو
استنلی بالدوین
پس از آرتور بالفور
پیش از رمزی مک‌دونالد
نایب‌السلطنه هند
مشغول به کار
۶ ژانویه ۱۸۹۹ – ۱۸ نوامبر ۱۹۰۵
در زمانِ ملکه ویکتوریا
ادوارد هفتم
قائم مقام The Lord Ampthill
پس از The Earl of Elgin
پیش از The Earl of Minto
Leader of the House of Lords
مشغول به کار
۳ نوامبر ۱۹۲۴ – ۲۰ مارس ۱۹۲۵
در زمانِ جرج پنجم (پادشاهی متحده)
نخست‌وزیر استنلی بالدوین
پس از The Viscount Haldane
پیش از The Marquess of Salisbury
مشغول به کار
۱۰ دسامبر ۱۹۱۶ – ۲۲ ژانویه ۱۹۲۴
در زمانِ جرج پنجم (پادشاهی متحده)
نخست‌وزیر دیوید لوید جرج
اندرو بونار لاو
استنلی بالدوین
پس از The Marquess of Crewe
پیش از The Viscount Haldane
ریاست مجلس اعیان
مشغول به کار
۱۰ دسامبر ۱۹۱۶ – ۲۳ اکتبر ۱۹۱۹
در زمانِ جرج پنجم (پادشاهی متحده)
نخست‌وزیر دیوید لوید جرج
پس از The Marquess of Crewe
پیش از آرتور بالفور
مشغول به کار
۳ نوامبر ۱۹۲۴ – ۲۰ مارس ۱۹۲۵
در زمانِ جرج پنجم (پادشاهی متحده)
نخست‌وزیر استنلی بالدوین
پس از The Lord Parmoor
پیش از آرتور بالفور
President of the Air Board
مشغول به کار
۱۵ مه ۱۹۱۶ – ۳ ژانویه ۱۹۱۷
در زمانِ جرج پنجم (پادشاهی متحده)
نخست‌وزیر هربرت هنری اسکویت
دیوید لوید جرج
پس از The Earl of Derby
پیش از The Viscount Cowdray
اطلاعات شخصی
زاده
جرج ناتانیل کرزن
George Nathaniel Curzon

۱۱ ژانویهٔ ۱۸۵۹
کدلستون، دربی شر، انگلستان، بریتانیا
درگذشت ۲۰ مارس ۱۹۲۵ (۶۶ سال)
لندن، انگلستان، بریتانیا
حزب سیاسی حزب محافظه‌کار (بریتانیا)
همسر(ان) Mary Leiter
(ا. ۱۸۹۵–۱۹۰۶)
Grace Duggan
(ا. ۱۹۱۷–۱۹۲۵)
فرزندان Mary Curzon, 2nd Baroness Ravensdale
Lady Cynthia Mosley
Lady Alexandra Curzon
محل
تحصیل
کالج بالیول، آکسفورد

لرد جورج ناتانیل کرزن (به انگلیسی: Lord George Nathaniel Curzon)، از سیاستمداران و رجال معروف بیست و پنج سال اول قرن بیستم در بریتانیا و ایران‌شناس بود.

زندگی‌نامه[ویرایش]

در سال ۱۸۵۹ در دربی شر انگلستان متولد شد. پدرش اسقف نامداری بود. او در بنیان کردن حوزه علمیه قم در ایران بسیار ثاتیر گذار بود. جورج دوران کودکی اش را زیر نظر دایه‌ای سختگیر و آموزگاری بسیار منضبط طی کرد و به همین علت از آغاز زندگی به رعایت انضباط و انجام تکالیف و قیود اخلاقی خو گرفت. در مدرسه ابتدایی نبوغ ذاتی خود را نشان داد و به جوایز لیاقت بسیاری دست یافت و در نامه‌نگاری و مقاله‌نویسی متبحر گردید.

در ۱۹ سالگی عازم آکسفورد شد. دوران پنج سال تحصیل در آکسفورد جورج را با بسیاری از مسائل مهم روز و سیاستمداران زمانش آشنا کرد. نطق‌هایی که در «انجمن ادبی آکسفورد» ایراد می‌کرد و همچنین مقالاتی که برای روزنامه‌های لندن می‌نوشت به شناساندن او در محافل ذی‌نفوذ کمک شایانی کرد و همین شهرت موجب شد تا در سال ۱۸۸۶ اولین بار نماینده مجلس گردد و یک سال بعد سفر به دور دنیا را آغاز کرد و شیفته آسیا شد.

آنچه کرزن با دیدی محققانه و ژرف در اثنای این جهانگردی به رشته تحریر درآورد به شکل مقالاتی در روزنامه تایمز لندن به چاپ رسید و همین مقاله‌ها بود که استخوان‌بندی سه کتاب معروف وی، روسیه در آسیای مرکزی (۱۸۸۹)، ایران و قضیه ایران (۱۸۹۲) که نام‌آورترین اثر او بود و مشکلات خاور دور (۱۸۹۴) را تشکیل داد.

در سال ۱۸۹۱ با قبول مقام معاونت وزارت امور هندوستان اولین گام خود را در نردبان سیاست برداشت و سال ۱۸۹۹ نایب السلطنه هندوستان گردید و مدت هفت سال فرمان فرمایی و نیابت سلطنت در هندوستان را عهده‌دار بود. در خلال این مدت به کامیابی‌های بزرگ دست یافت، ولی به علت اختلاف نظر با وزارت جنگ انگلیس مجبور به استعفا گردید و در سال ۱۹۰۵ به انگلستان بازگشت و به ریاست دانشگاه آکسفورد برگزیده شد و تا مدتی به مطالعه و تحقیق و تألیف و اصلاح اوضاع دانشگاه پرداخت.[۱]

در سال ۱۹۱۵ مجدداً وارد عرصه سیاست شد و به دولت ائتلافی هربرت هنری اسکویت پیوست و هنگامی که لوید جورج بر سر کار آمد، او به عنوان لرد به ریاست مجلس اعیان رسید؛ و از آن پس یکی از اعضای هیئت دولت بود که به سیاست و امور جنگ جهانی اول پرداخت و در دولت پس از جنگ به عنوان وزیر خارجه انتخاب شد.[۲] لرد کرزن یک سال پس از پایان جنگ جهانی اول (۱۹۱۹) در زمان وزارتش در امور خارجه سیاستی را اجرا کرد که بر اثر آن نزد ایرانیان منفور شد. در آن تاریخ به اشاره او میان وثوق‌الدوله نخست‌وزیر ایران و سِر پِرسی کاکس نماینده دولت بریتانیا قرارداد ۱۹۱۹ به امضا رسید که مقامات انگلیسی را ناظر بر سازمان‌های ارتشی و دارایی ایران می‌کرد. مسلماً انگیزه عقد چنین پیمانی ترس کرزن از ناحیه روس‌ها و تدبیرش برای ایجاد موانعی بر سر راه توسعه‌طلبی رژیم جدید شوروی و تحکیم سلطه انگلستان بر ایران بود.[۳] او طی یادداشتی در خصوص قرارداد مذکور چنین نوشت:

«غرض… آن نیست که ما اختیار ایران را به دست گرفته یا خواهیم گرفت، بلکه مقصود آن است که حکومت ایران دریابد که ما تنها قدرت بزرگ در همسایگی آن هستیم که به سرنوشت ایران سخت علاقه‌مندیم، می‌توانیم و مایل ایم… ایران را در احیای ثروت‌هایش یاری کنیم.» «وی با رضایتمندی آن را شاهکاری دیپلماتیک به‌شمار می‌آورد و این گونه می‌نویسد: «پیروزی بزرگی است و من به تنهایی آن را به انجام رسانده‌ام».[۴]

لرد کرزن پس از پنج سال خدمت در پست وزارت امور خارجه سرانجام در بیستم مارس ۱۹۲۵ بر اثر بیماری در ۶۶ سالگی درگذشت.

وی در طول دوران خدمت خود در امور خارجه نقش بزرگی در سیاستگذاری بریتانیا ایفا کرد و در محافل سیاسی صاحب نظر در امور ایران و هندوستان شناخته می‌شد؛ هرچند خاطره تلخ پافشاری او در عقد قرارداد ۱۹۱۹ با ایران طبعاً داوری هر دانش‌پژوه ایرانی را دربارهٔ او متأثر می‌سازد.

کنایه رهبر ایران[ویرایش]

رهبر ایران در ۱۲ شهریور سال ۹۴ با اشاره به ادبیات نامناسب دولتمردان آمریکایی در قبال جمهوری اسلامی ایران، این مواضع را شبیه ادبیات «لرد کرزن» انگلیسی خواند. او گفت:

«آقایان و خانم‌ها در مجموعه هیئت حاکمه آمریکا مثل انگلیسی‌های قرن نوزدهم حرف می‌زنند؛ یعنی از دنیا و از تاریخ، واقعاً دو قرن عقبند، یک جوری حرف می‌زنند که فرض کنید «لرد کرزن» در یک زمانی در خلیج فارس نسبت به ایران یا نسبت به به منطقه حرف می‌زد؛ حرف زدنشان اینجوری است؛ دنیا فرق کرده. امروز ابرقدرت‌ها چنین قدرتی ندارند، چنین توانایی‌ای ندارند، عرضه یک چنین کاری را ندارند؛ بعد هم طرف، جمهوری اسلامی است؛ طرف، فلان کشور عقب‌افتاده فلان قاره نیست که شما هرچه دلتان بخواهد بگویید.»

کرزن در سال ۱۸۹۸ در کتاب خود با توهین به ایرانی‌ها نوشته‌است:

«برتری و تسلط نفوذ روسیه در شمال ایران باید با تفوق و تسلط بریتانیا در جنوب کشور ایران در حال تعادل و توازن باشد. الزامی وجود ندارد که به تقسیم ارضی کشور ایران بین دو قدرت بیندیشیم و به نظر می‌رسد که هیچ‌کدام از دو قدرت بریتانیا و روسیه تمایلی ندارند تا باری دیگر بر مسئولیت‌های خود بی‌فزایند. اما تقسیم ایران به مناطق نفوذ و کنترل و نظارت بر آن مسئله‌ای است که با وجود چنین ملت وامانده و فرسوده و حکومتی رو به زوال در آینده غیرقابل اجتناب به نظر می‌رسد.»

منابع[ویرایش]

  1. . نصرالله نیک‌بین، فرهنگ جامع خاورشناسان مشهور و مسافران به مشرق زمین، ج ۲، تهران: آرون، ۱۳۷۹، ص ۸۰۰–۸۰۴.
  2. هرولد جورج نیکلسون، آخرین سال‌های زندگی سیاسی لرد کرزن، برگردان اصغر قراگوزلو، تهران: مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، ۱۳۸۰، ص ی.
  3. نصرالله نیک‌بین، ص ۸۰۴.
  4. هرولد جورج نیکلسون، ص ۱۱۹.