این یک مقالهٔ خوب است. برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.

مسجد جامع اصفهان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

مسجد جامع اصفهان
20180301124354 IMG 4179And6more Interior 3.jpg
اطلاعات اولیه
موقعیت اصفهان, ایران
مختصات ۳۲°۴۰′۱۰″شمالی ۵۱°۴۱′۰۶″شرقی / ۳۲٫۶۶۹۴۴۴°شمالی ۵۱٫۶۸۵°شرقی / 32.669444; 51.685مختصات: ۳۲°۴۰′۱۰″شمالی ۵۱°۴۱′۰۶″شرقی / ۳۲٫۶۶۹۴۴۴°شمالی ۵۱٫۶۸۵°شرقی / 32.669444; 51.685
دین اسلام
وضعیت گردشگری
انتخاب به عنوان میراث میراث فرهنگی
توضیح معماری
گونه معماری مسجد
سبک‌ معماری سبک رازی
سبک ایرانی اسلامی
بنیان‌نهادن ۱۵۶ ه‍.ق / ۷۷۷ م
تکمیل شدن ۸۵۱ ه‍.ق / ۱۴۴۷ م
هزینهٔ ساخت نامشخص
ویژگی‌ها
ظرفیت -
طول ۱۷۰ متر (۵۶۰ فوت)
عرض ۱۴۰ متر (۴۶۰ فوت)
گنبد گنبد نظام الملک
گنبد تاج الملک
ارتفاع داخلی گنبد ۳۰ متر (۹۸ فوت)
قطر داخلی گنبد ۱۵ متر (۴۹ فوت)
مناره ۲ مناره در ضلع جنوبی
مصالح ساختمانی آجر
خشت
میراث جهانی یونسکو
نوع -
منابع 1397
ثبت 2012 (سی و ششمین نشست)
مساحت ۲٫۰۷۵۶ هکتار (۵٫۱۲۹ acre)
منطقه حائل ۱۸٫۶۳۵۱ هکتار (۴۶٫۰۴۸ acre)
مسجد جامع اصفهان
Jama Masjid Isfahan Aarash (118).jpg
ایوان غربی مسجد جامع اصفهان
نام مسجد جامع اصفهان
کشور  ایران
استان استان اصفهان
شهرستان اصفهان
اطلاعات اثر
نام‌های دیگر مسجد جمعه اصفهان
کاربری مسجد
دیرینگی دوره دیلمیان
دورهٔ ساخت اثر دوره دیلمیان
اطلاعات ثبتی
شمارهٔ ثبت ۹۵
تاریخ ثبت ملی ۱۵ دی ۱۳۱۰

مسجد جامع اصفهان که به مسجد جامع عتیق یا مسجد جمعه اصفهان هم معروف است، یکی از بناهای تاریخی شهر اصفهان است که قدمت آن به قرن دوم هجری قمری باز می‌گردد. این مسجد در سال ۱۵۶ هجری قمری/۷۷۷ میلادی ساخته شد؛ مسجدی که کوچک و متناسب با جمعیت شهر اصفهان ساخته شده‌بود و باعث رشد شهرنشینی اصفهان شد. در سال ۲۲۶ ه‍.ق/۸۴۶ م و به فرمان خلیفه المعتصم عباسی، مسجد پیشین تخریب گشت و بنایی ستون‌دار به همراه سقفی چوبی، الگو گرفته از مسجد سامرا ساخته شد که هم‌اکنون هم قسمتی از ستون‌ها و دیوارهای آن باقی مانده‌است. اما مهم‌ترین تغییر مسجد در دوران سلجوقی صورت گرفت چرا که از الگوی «مسجد عربی» فاصله گرفت و با ساخت چهار ایوان در ضلع‌های شمالی، جنوبی، شرقی و غربی، سبکی جدید پدیدآورد که به «مسجد ایرانی» معروف شد. در قرون بعد و در طی دوره‌های ایلخانی، مظفری، تیموری، صفوی و قاجار نیز این مسجد شاهد تغییرات مهمی بود. در ماه ربیع‌الاول سال ۵۱۵ ه‍.ق این مسجد توسط اسماعیلیان به آتش کشیده‌شد اما در دوران بعد دوباره ترمیم شد.

طاق‌های چشمه‌ای، ایوان‌های چهارگانه، سردرها، جرزهای آجری و تزیینات متفاوتی که متناسب با معماری هر دوره از تاریخ ایران و در سبک‌های خراسانی و رازی در این مسجد کار شده، باعث شد اثری خلق شود که الگویی باشد برای دیگر مساجد ایران و حتی مناطق مسلمان‌نشین دیگر. مسجد جامع اصفهان ابتدا از خشت خام ساخته شده‌بود اما به خاطر پایداری آجر، سرعت آن جهت ساخت و عوامل دیگر، در بازسازی آن از آجر استفاده شد.

ضلع شمالی مسجد از ایوان درویش، مدرسهٔ مظفری، گنبد تاج‌الملک یا گنبد خاکی، چهلستون، شبستان و کتیبه‌های مختلفی از دوران سلجوقی و صفوی تشکیل شده‌است. این قسمت به وسیلهٔ گچ و آجر، با خطوط کوفی، ثلث، نستعلیق، بنایی و با آیات قرآن تزیین شده‌است. ضلع جنوبی مسجد، ضلعی است که ساختمان‌های اساسیِ بنا در آن به سبک عربی و به وسیلهٔ خشت خام ساخته شده‌بود. در دوران نظام‌الملک با تخریب شبستان، گنبدی به صورت دوپوسته ساخته شد که باعث می‌شد ترک‌بندی‌ها پوشیده بماند و گنبد بزرگ‌تر نشان داده‌شود. در دوران آل مظفر، آق قویونلو و صفوی نیز کتیبه‌هایی به این قسمت اضافه شد و بنای ضلع جنوبی کمی تغییر کرد. کتیبهٔ شاه طهماسب مبنی بر بخشش مالیات و توبه‌نامهٔ وی، کتیبهٔ شاه اسماعیل برای صدور حواله به نام افراد اصفهان، کتیبهٔ سنگ‌فرش و کتبیهٔ آب مباح مسجد از جمله آثار این ضلع است.

ضلع غربی از شبستان زمستانی، مسجد مصلی، بیت الشتاء، مسجد و محراب الجایتو، کتیبه‌های شاهان صفوی و محمد امین اصفهانی ساخته شده‌است. قسمتی از دیوار این ضلع باقی‌ماندهٔ دیوار خشتی ساخته شده در قرن هشتم هجری است و از این طریق به شناخت معماری مسجد بسیار کمک کرد. الجایتو، محمد بن بایسنقر تیموری و شاه سلطان حسین صفوی از جمله افرادی بودند که باعث تغییراتی در این قسمت شدند. تازه‌ترین قسمت مسجد، ضلع شرقی است که متعلق به دوران سلجوقی است. این قسمت به مرور زمان تخریب شده و در دوران شاه سلیمان صفوی دوباره ساخته شد و کتیبه‌ای مربوط به همین ماجرا نیز در ایوان شرقی قرار دارد. کتیبه‌هایی از دوران افغان‌ها، آل مظفر و شاه طهماسب صفوی نیز در این قسمت باقی مانده‌است.

این اثر در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۱۰ با شمارهٔ ثبت ۹۵ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.[۱]


پیشینهٔ مسجد جامع[ویرایش]

مسجد جامع عبادتگاه مسلمانان، مکان گردهمایی‌های سیاسی، اجتماعی و آموزشی آن‌ها و مرکزی برای برگزاری مراسم‌های مذهبی است. جامع در لغت به معنای پیوستن اجزا و گرد آمدن است. ترکیب دو واژهٔ مسجد و جامع به صورت «المسجد الجامع» یعنی مسجدی که برای برگزاری نماز و به ویژه نماز جمعه در نظر گرفته شده‌است و اما «مسجد الجامع» را می‌توان مانند: امر و یوم در نظر گرفت. مسجد جامع در مرکز شهر و در واقع در بخش‌های اصلی بنا می‌شود و نباید آن را با مصلی، مسجد کبیر و مسجد اعظم یکی دانست. در واقع مکان روبازی است که در خارج از شهر ساخته می‌شود و نمازهای عید قربان و فطر در آن برگزار می‌شود. مسجد جامع به این خاطر به این نام خوانده می‌شود که محل برپایی نمازهای جمعه بوده و بزرگی و وسعت آن هیچ دخلی در نامش نداشته. در گذشته مساجدی بود که نمازهای جمعه در آن برپا نمی‌شد اما بزرگی و عظمت خاص خود را داشت که به همین خاطر این مساجد پس از مسجد جامع در درجهٔ دوم قرار می‌گرفتند. پیش از ظهور اسلام، اعراب عربستان برای مذاکرات قبیله‌ای، گرد آمدن قبایل، رئیسان و مناسبات دیگر در مکانی به نام سَقیفه گرد می‌آمدند و در مکه به آن «دارالنُدوه» می‌گفتند اما پس از ظهور اسلام، محمد مسجدی را پایه‌گذاری کرد که «مسجد النبی» نام گرفت و پس از ورود نو مسلمانان به شهر و افزایش جمعیت، محمد اجازه داد مساجد دیگری هم در شهر ساخته شود. پس مسجد النبی، مقر رئیس حکومت و مسجد اصلی بود و دیگر مساجد برای عبادت و تعلیم انتخاب شده‌بودند. احتمال دارد واژهٔ مسجد جماعت برای اولین بار توسط عمر به کار برده شده‌باشد چرا که روایتی از وی نقل شده که نماز جماعت و مستحبی بر حج عمره و مستحبی برتری دارد و در دوران علی بن ابی طالب نیز به مسجد کوفه، مسجد جامع می‌گفتند و از علی بن ابی طالب هم روایتی است که اعتکاف باید در مسجد جامع برگزار شود؛ پس احتمالاً از همان دوران خلفای راشد برای مسجد اصلی شهر این نام را برگزیدند. در فتوحات اولیهٔ، مساجد را بسیار کوچک و به همان شیوهٔ مسجد النبی می‌ساختند؛ درواقع آن‌ها معتقد بودند هیچ چیز مثل مسجد نمی‌تواند وحدت مسلمانان را حفظ کند. مساجد اولیه با سقفی به وسیلهٔ حصیر و چوب پوشانده می‌شد و دیواری گلی آن را در بر می‌گرفت. به مرور زمان و با گسترش شهرها، مساجد تغییر شکل دادند. معماران ایرانی از خشت و آجر برای ساخت دیوارها و سقف استفاده کردند؛ به مرور زمان ایوان‌ها، طاق‌های چشمه‌ای، جرزها، ستون‌ها و… اضافه شد.[۲][۳]

تمثیل مسجد[ویرایش]

هانری کربن می‌گوید در آغاز با تفکر به پرواز پرندگان در آسمان، تصمیم گرفته شد فضایی همانند آسمان و در واقع در مقابل پرستشگاه آسمانی، پرستشگاهی زمینی ساخته شود که در واقع این محل مکان ارتباط میان آسمان و زمین باشد. پرستشگاه مفهومی از فضایی است که مسجد ایرانی را معنی می‌کند. در میان صحن مسجد، حوض آبی قرار دارد که تصویری از آسمان، که همان پرستشگاه مثالی است و کاشی‌های گنبد را نمایان می‌سازد. مساجد دارای ۴ ایوان هستند که در امتداد ۴ افق هم قرار دارند، اما اگر ما در یکی از ایوان‌ها قرار بگیریم قادر خواهیم بود هم ایوان و هم تصویر ایوان را در حوض ببینیم. این تصویر، تصویر مجازی است که ما می‌بینیم و انتقال تصویر از قوه و مجاز به واقعیت همان تأویل است که برای سهروردی رسوخ به عالم مثال بود. به گفتهٔ یکی از بزرگان ایرانی دیدن چیزها در «هور قلیا» همان «اقلیم هشتم» یا«مدینهٔ تمثیلی» است و آیینه است که این راه را به ما نشان می‌دهد. تحلیل ساختار مسجد و فضای ریاضی آن باعث شده که شاخص‌های بسیاری نمادین شود. مثلاً کتیبهٔ شاه طهماسب اول که گرداگرد ایوان جنوبی قرار دارد، نام ۱۴ معصوم را دربردارد. به گفتهٔ هانری کربن اصفهان مقر هور قلیا است و شاه عباس اول هنگامی که حکومت را به دست گرفت تصمیم داشت اصفهان را بر اساس تصویر شهرهای بهشت و آنچه در قرآن، کتب عارفان و حکما نقل شده ایجاد کند.[۴]

پیشینهٔ شهر اصفهان[ویرایش]

اصفهان به خاطر وجود زاینده رود و شرایط طبیعی مناسبی که داشت، احتمالاً از نیمهٔ دوم هزاره ۴ ق. م شاهد شکل‌گیری آبادی‌های بسیاری بوده‌است. سال شکل‌گیری شهر اصفهان با ابهام رو به رو است و اطلاع دقیقی از آن در دست نیست و بیشتر در افسانه‌ها و داستان‌ها به کیقباد اشاره شده‌است. طبق آنچه لاکهارت بیان داشته اصفهان تا قرن ۴ ه‍.ق / ۱۰ م با این عنوان امروزی و به این صورت وجود نداشته، درواقع جی شهر اصلی اصفهان بوده‌است. ماکسیم سیرو می‌گوید دهکده‌های قدیمی که در اصفهان موجود بوده الان زیر آبرفت‌های این شهر دفن شده‌است؛ با این حال طی بررسی‌هایی که انجام شده قسمت‌هایی از دیوارهای بناهای قدیمی این شهر نمایان شده‌است. در اواخر عصر ساسانیان هفت شهر نزدیک به هم در این ناحیه بوده است که عبارت بودند از جی، مهرین، شادریه، درام، قه، کهنه و جار.[۵][۶]

حسن بن محمد قمی می‌گوید، اصفهان در سال ۲۱ ه‍.ق فتح شد، با این حال عده‌ای سال ۲۳/۲۴ ه‍.ق هم برای این امر در نظر دارند. به گفته مجمل التواریخ و القصص مدتی پس از آن، از ۷ شهری که وجود داشت ۳ شهر باقی مانده‌بود، که این ۳ شهر جمعا اصفهان نامیده‌می‌شدند. جی، قه و مهرین این سه شهر بودند. جبل عاملی معتقد است روستایی به نام «یاوان» هم در مرکز این مجموعه قرار داشته که مسجد جامع آنجا ساخته می‌شود؛ او همچنین به نهری اشاره کرده‌است که به هنگام بهره‌برداری از زایده‌رود ایجاد شده و دقیقاً از وسط مسجد جامع گذر می‌کرد.[۷] اصفهان در زمان حکومت خلفای راشد و امویان تحت تسلط حاکم عراق بود و او برای اصفهان حاکم تعیین می‌کرد. پس از نابودی امویان و در زمان خلافت منصور عباسی اصفهان دوباره رو به آبادانی رفت و افراد بسیاری در شهر ساکن شدند. به نقل از مافروخی به فرمان منصور در سال ۱۵۲ ه‍. ق، قصر و مسجد جامع در شهر بنا شد، دیواری به دور آن کشیده‌شد و پیش از آن اصفهان خراب و ده‌های پراکندهٔ بسیاری داشت. مسجد جامع فعلی که به «مسجد عتیق» هم معروف است در میدان قیام، خیابان مجلسی و در آخر بازار بزرگ قرار دارد.[۸]

تاریخچه[ویرایش]

مسجد جامع در طول ۱۲ قرن تغییرات مهمی به خود دید که باعث تکامل آن نسبت به دوران قبل شد.

قرن دوم تا چهارم ه‍.ق[ویرایش]

شکل‌گیری شهر اصفهان را باید مطابق با ساخت مسجد جامع دانست. در سال ۱۵۶ ه‍.ق/۷۷۷ م مسجدی وجود داشت که متناسب با جمعیت شهر بود و در شمال غربی میدان مرکزی اصفهان قرار داشت. این بنا در دوران منصور و به سبک خراسانی ایجاد شده‌بود و در واقع اولین بنای اسلامی این محل بوده‌ و احتمالا بنای اولیۀ آن بر روی آتشکده قرار گرفته‌است. این قسمت که بسیار ساده و از خشت خام ساخته شده‌بود، بعداً تخریب شد و نشانه‌های اندکی از آن تنها در حفاری‌ها یافت شد.[۹][۱۰][۱۱][۱۲]

در قرن سوم ه‍.ق/نهم م مسجد به خاطر افزایش جمعیت شهر و نیازهای مردم می‌بایست تغییر می‌یافت؛ پس در زمان معتصم در سال ۲۲۶ ه‍.ق/۸۴۶ م مسجد جامع پیشین را تخریب کردند، زمین‌ها و خانه‌های اطراف مسجد را از مردم خریداری کردند و در همان مکان قبلی مسجدی بزرگتر به حدود یک هکتار و بنابر شیوه خراسانی ساختند. جهت قبله را که حدود ۲۰ تا ۳۰ درجه با قبلهٔ فعلی اختلاف داشت را اصلاح کردند و شبستان‌های ستون‌دار و سقف چوبی در آن ایجاد کردند و تقریباً سعی شد به سبک مسجد متوکل سامرا ساخته شود. کتابخانه‌ای نیز در همین دوران در مسجد ساخته شد که کتب علمی زمانه را در آن جمع‌آوری کردند و کنار هر ستونی کلاس درسی تشکیل دادند. شبستان در سمت جنوبی ۶ دهانه، در قسمت شرق و غرب ۲ دهانه و در شمال ۴ دهانه داشت. دیوارها به رنگ قرمز و کاهگلی بود و در اطراف آن دیوار خشتی بلند و قطوری بود که مسجد را فرا گرفته بود. گالدیری طی مطالعات و خاک‌برداری که در قسمت‌های گنبد خواجه نظام‌الملک و قسمت‌های شرقی، شمالی و غربی داشت، ستون‌های شبستان مسجد قرن ۳ را کشف کرد و موفق شد نقشهٔ آن را ترسیم کند.[۱۳][۱۴][۱۵][۱۶][۱۷]

قرن چهارم ه‍.ق/دهم م مصادف بود با جنبش‌های ملی و نهضت‌های شیعی. آل‌بویه تصمیم گرفت اصفهان را به عنوان یکی از مراکز اصلی حکومت خود انتخاب کند و این تصمیم طبیعتاً بر مسجد جامع هم تأثیر گذاشت. در این زمان مسجدی جدید به نام جورجیر ساخته شد که تنها سردر آن باقی مانده‌است[پ ۱] و مسجد جامع هم دچار تغییراتی شد.[۱۸][۱۹] دهانه‌ای به آن اضافه شد که طبق دیگر دهانه‌ها ارتفاع آن را در نظر گرفتند و ستون‌ها نیز با نوعی از آجر پخته و نقش‌های هندسی تزیین شد. این ستون‌ها در ادوار بعد کاملاً پوشیده شد و معماری جدیدی جایگزین آن‌ها شد، اما در همان زمان ستون‌های آل‌بویه به صورتی متناسب و زیبا و موزون قرار داشته‌است. گالدیری به هنگام کشف ستون‌های بنای قرن سوم ه‍.ق به وجود ستون‌هایی پی برد که سبک ساخت و مصالح آن با دیگر ستون‌ها متفاوت بود و اینچنین ستون‌های مسجد آل‌بویه را یافتند؛ در واقع پیش از آن کسی به آن قسمت از تاریخ مسجد هیچ توجهی نکرده‌بود و با کار گالدیری بود که جرزهای دیوار جنوب شرقی مسجد شکافته شد و ستون‌های آل‌بویه نمایان شد.[۲۰][۲۱][۲۲]

قرن پنجم تا هفتم ه‍.ق[ویرایش]

مهم‌ترین تحول مسجد جامع اصفهان در قرن پنجم ه‍.ق شکل گرفت و داخل و خارج آن بزرگترین تغییرات را در همین دوران به خود دید. قرن چهارم-پنجم ه‍.ق/دهم-یازدهم م، دورانی بود که مسجد جامع وارد مرحلهٔ جدیدی شد. این تحول همان تبدیل شبستان به ایوان است که بر مبنای سبک رازی صورت گرفته‌است. تبدیل مساجد شبستانی به ۴ ایوانی در همین زمان شکل گرفت و در آغاز تنها مربوط به ایران بود و سپس در دیگر نقاط هم ادامه یافت. گنبد نظام الملک در جنوب و گنبد تاج‌الملک در شمال ساخته شد و بر هر کدام از محورهای اصلی مسجد ایوانی ایجاد شد و این چنین به سبک ۴ ایوانی تبدیل گشت. گالدیری از طریق پی‌گردی‌ها و خاک‌برداری‌های پشت‌بام‌ها موفق شد توسعهٔ مسجد از جانب شرق در دورهٔ سلجوقی و از جانب غرب در دورهٔ تیموری را مشخص سازد.[۲۳][۲۴][۲۵]

اصفهان در دوران ۳ پادشاه سلجوقی، طغرل، آلب ارسلان و ملکشاه شاهد پیشرفت شگرفی بود و هر روز بر رونق و شکوه آن افزوده می‌شد. در این زمان آنچه از غنایم جیحون تا انطاکیه به کشور می‌رسید، در این شهر انباشته می‌شد و باعث ساخت‌وسازهای فراوانی شد. امیران سلجوقی و خواجه نظام‌الملک عمارت‌های بسیاری را احداث کردند و اصفهان جزئی از شهرهای مهم شد. در دوران ملکشاه سلجوقی، حکومت وی به اقتدار و شوکت بسیار دست یافته بود؛ پس از مرگ سلطان محمد سلجوقی — فرزند ملکشاه — در ۲۴ ذیحجه ۵۱۱ ه‍.ق، محمود — فرزند وی — با لقب مغیث‌الدنیا جانشین شد. مدت سلطنت او ۱۴ سال بود و بیشتر این مدت را در اصفهان و بغداد گذراند.[۲۶][۲۷]

حریق شبانه[ویرایش]

اسماعیلیان در نقاط مختلف اصفهان از جمله قلعه‌های لنجان، شاهدژ، کوه‌های غربی و جنوبی اصفهان ساکن بودند. آنان با این که با حکومت وقت مشکلاتی داشتند اما فعالیت‌هایی به دور از ذهن در طول تاریخ به آن‌ها نسبت داده شده‌است. مثل این که افرادی که از کوچه‌های خلوت و باریک در حال گذر بودند را دستگیر کرده و به قتل می‌رساندند. آنان به خاطر اعمالی که داشتند تحت فشار حکومت قرار گرفتند که به دنبال آن سلجوقیان عبدالملک بن عطاش را به طرز فجیعی در این زمان به قتل رسانیدند و دیگر افراد مشکوک به باطنی‌گری هم در خرمن‌ها آتش زدند.[۲۸][۲۹] اسماعیلیان هم که از این اوضاع به شدت خشمگین بودند در ربیع‌الاول ۵۱۵ ه‍.ق مسجد جامع و کتابخانهٔ آن را به آتش کشیدند. به گفتهٔ ابن اثیر در ۵۱۵ ه‍.ق، یک هفته پیش از آتش‌سوزی، قصری سلطنتی در اصفهان سوخت که از بزرگ‌ترین و باشکوه‌ترین قصرها بوده‌است، وی همچنین اضافه می‌کند این حریق توسط باطنیان انجام شده‌است.[۳۰][۳۱][۳۲]

آنچه در آتش‌سوزی سال ۵۱۵ ه‍.ق از میان رفت آموزشگاه‌ها، صومعه‌ها، مخزن‌ها و کتابخانه‌ای بود که فهرست کتاب‌هایش در ۳ جلد قطور ثبت شده‌بود. ما فروخی از آن‌ها به عنوان «اربع ادور» یعنی ۴ قسمت ساختمان یاد می‌کند. ما فروخی در این باره اینچنین می‌گوید:

کتابخانهٔ این قسمت توسط استادالرئیس ابوالعباس احمد الضَبی ساخته شده‌است. وی کتبی که مربوط به موضوعات تفسیر قرآن، حدیث، صرف و نحو، لغت، ادبیات، شعر، منطق، ریاضی، طبیعی و… بوده را در این کتابخانه جمع‌آوری کرده‌است. حکایت‌هایی از بزرگی این کتابخانه در دست است؛ می‌گویند ده‌ها شتر کتاب‌های آن را حمل می‌کردند و بنابر نقلی دیگر کتاب‌هایش به ۱۷۰ هزار جلد می‌رسید. کتابخانهٔ مسجد جامع اصفهان گوهری گرانقدر بوده که متعلق به دوران ملکشاه هم نبوده بلکه به هنگام حکمرانی آل‌بویه ۲ کتابخانهٔ بزرگ در مملکت احداث می‌شود که یکی در اصفهان و دیگری در ری بوده و در دوران بعد کتاب‌هایی که متعلق به کتابخانهٔ اصفهان بوده به کتابخانهٔ داخل مسجد جامع اصفهان منتقل می‌شود. ما فروخی اینگونه کتابخانه را توصیف می‌کند:

ما فروخی می‌گوید یکی از اصفهانیان معروف به «ابومُضِر دومی» بر دو فیلوار که ابتدای بازار رنگ‌رزان بوده یک طاق و دو منار بنا کرده‌است و دری قرار می‌دهد که جمعاً هزار دینار خرج آن‌ها می‌شود. پس از این آتش‌سوزی در ضلع شمالی و جنوبی فضای وسیع و گنبدداری باقی ماند و در ضلع‌های شرقی و غربی هم تنها ویرانه‌ای به چشم می‌خورد.[۳۵]

ترمیم مسجد پس از آتش‌سوزی: پس از آتش‌سوزی در سال ۵۱۵ ه‍.ق تجدید ساخت مسجد آغاز می‌شود و به جای بناهایی که منهدم شده‌بود، ایوان‌هایی ۴ گانه، شبستان‌ها و چهلستون‌ها که مربوط به شیوۀ رازی بود، پایه‌گذاری شد و در قرون بعدی نیز تکمیل شد. یک کتیبه به خط کوفی در شمال شرق مسجد وجود دارد که این آتش‌سوزی را حکایت می‌کند.

«بسم الله الرحمن الرحیم و من الظلم ممن منع مساجد الله ان یذکر فیها اسمه و سعی فی خرابها… اعاده هذه العماره بعد الاحتراق فی شهور سنة خمس عشره و خمس مائه.[۳۶][۳۷][۳۸]»

قرن هشتم و نهم ه‍.ق[ویرایش]

در دورهٔ ایلخانان (قرن هشتم ه‍.ق) محرابی در قسمت غربی ساخته شد که با استفاده از هنر گچ‌بری و خطاطی به نحو احسن پدیدار گشت به صورتی که به زیباترین محراب گچ‌بری عصر ایلخانی تبدیل گشت. در مقابل این محراب شبستانی با ستون‌های متعدد مربوط به قرن سوم ه‍.ق وجود داشت. کمتر از نیم قرن همین شبستان تخریب شد و فضایی یک‌دست بدون ستون ایجاد شد اما در حفاری‌های ادوار بعدی زیر همین فضای ایجاد شده، باقی مانده ستون‌ها همچنان وجود داشته‌است. فضای جدیدی که ساخته شد دارای طاق و تویزه بود. تویزه‌هایی که به صورت ضربی ایجاد شده‌بود و طاق‌ها هر کدام دارای پوششی مختلف بوده، پوششی که در دیگر ادوار تاریخی بی‌سابقه بوده‌است. در همین زمان طاق‌های دو طبقه هم ساخته شد.[۳۹][۴۰][۴۱][۴۲]

پس از ایلخانان حکومت به مظفریان رسید. آن‌ها در یزد، شیراز، اصفهان و کرمان قدرت بسیار یافتند و محمود شاه هم حاکم اصفهان شد و اقدامات بسیاری از جمله ساخت مدرسهٔ مظفری و مسجد مصلی صورت پذیرفت.[۴۳][۴۴]

در دوران تیموری (قرن نهم ه‍.ق) این مسجد همچنان اهمیت خود را حفظ کرد و حاکمان در چند قسمت تغییراتی ایجاد کردند و نماهایی از مسجد هم تزیین کردند. در قسمت جنوب غربی شبستانی ساخته شد که بخاطر اینکه خارج از دیوار خشتی قرن سوم ه‍.ق قرار گرفت آن را تخریب کردند و ستون‌هایی جایگزین آن کردند تا ارتباط شبستان فعلی با شبستان قبلی پابرجا باشد. شبستانی که در دورهٔ تیموری ایجاد شد کاملاً ساده بود و تزیین خاصی نداشت. حتی ستون‌های آن هم بدون تزیینات برجسته‌ای است و با ایجاد آن دسترسی به غرب مسجد دچار تغییراتی شد و راهرویی جدید به وسیلۀ ستون و طاق‌نما، با ضخامت بسیار ایجاد شد که قسمت غربی را به حیاط اصلی متصل می‌کرد و سردر همین راهرو در دوران صفوی تزیین شد. نمای صحن مسجد در دورهٔ عباسی ساده بود و در دورهٔ آل‌بویه هم تنها یک ردیف طاق چشمه اضافه شد و در زمان ایلخانی غرفه‌های داخلی از یک طبقه به دو طبقه تغییر یافت و همین امر باعث ایجاد یک معماری جدید شد و این تغییرات صورت گرفته در دوران تیمور و جانشینانش با کاشی و آجر مرمت شد و این مرمت‌ تا حال باقی مانده‌است.[۴۵][۴۶]

قرن دهم تا سیزدهم ه‍.ق[ویرایش]

در عصر صفوی (قرن دهم ه‍.ق) در جانب غربی مسجد تغییراتی در شبستان تیموری اعمال شد. این امور برای ایجاد فضایی روباز برای اجرای نماز بود و تعدادی از ستون‌ها و دهانهٔ قسمت غربی این شبستان به‌ طور کامل تخریب شد. بنایی که ایجاد شد پوشش طاق و تویزه داشت و مدخل ورودی آن در راهروی شمالی قرار داشت. روشنایی این مکان نوساخته به حد کافی نبود پس نورگیرهایی در طاق ایجاد کردند که کمی فضا روشن‌تر شود. در دیوار شمالی هم در چوبی قرار دادند که طرح‌های گره‌چینی داشت و اطرافش به وسیلهٔ کاشی‌های معقلی تزیین شد. دیوار غربی هم پنجره‌هایی داشت که روشنایی را دوچندان می‌کرد. در این دوران مقبرۀ علامه مجلسی هم تعمیر شد. صفویان همچنین کاشی‌ها، لوح‌ها و کتیبه‌هایی با خط ثلث و نستعلیق به ضلع‌های شرقی، غربی و جنوبی اضافه کردند. در همین زمان هم پوشش ایوان شرقی که مربوط به دوران سلجوقی بود فروریخت، پس با مقرنس‌های صفوی آراسته می‌شود.[۴۷][۴۸]

در دوران قاجار وضع اقتصادی و سیاسی کشور خوب نبود، پایتخت هم به تهران منتقل شد و بی‌توجهی به این بنا دو چندان شد.[۴۹] بازسازی‌هایی هم که در این دوران صورت گرفت بسیار محدود است. مثلاً مرمتی در قسمت شرقی و ورودی آن، در دوران فتحعلی شاه قاجار انجام شد. کتیبه‌ای نیز در آن قرار دارد که مربوط به سال ۱۲۱۸ ه‍.ق است. در همین زمان سکوهای آجری هم ایجاد شد که حدود نیم متر ارتفاع داشت و برای ادای نمازهای مغرب و عشا در تابستان ساخته شده‌بود. مقبرهٔ علامه مجلسی هم که در شمال غربی مسجد قرار داشت در همین زمان مرمت شد. مقبرهٔ علامه مجلسی در بین مردم از احترام بسیاری برخوردار بود و از زمان صفوی تاکنون زیارتگاه عموم بوده‌است. ساخت این بنا از زمان صفوی آغاز شده‌بود و در دورهٔ قاجار هم حیاط و غرفه‌هایی که برای زائران تعبیه شده‌بود گسترش یافت و نمای خارجی آن هم به وسیلهٔ کاشی تزیین شد و نقاشی‌های داخل هم دوباره تجدید شد.[۵۰][۵۱]

قرن چهاردهم ه‍.ق[ویرایش]

از آغاز قرن چهاردهم هجری شمسی رسیدگی به بناهای تاریخی شهر اهمیت بسیاری یافت. مسجد جامع اصفهان جز آثار ملی ثبت شد و هر ساله قسمتی از بودجهٔ دولتی به آن اختصاص داده‌شد. هنگامی که وزارت فرهنگ و هنر اصفهان تصمیم گرفت مرمت مسجد را آغاز کند، از حسین معارفی خواسته شد این کار را به انجام برساند. در این زمان مدرسهٔ مظفری، ایوان شرقی و منارهٔ غربی مسجد دچار ناپایداری شده‌بود و معارفی دربارهٔ همین موضوع با باستان‌شناس و آرشیتکت فرانسوی که در اصفهان حضور یافته بود گفت و گو کرد. مشکل این قسمت‌ها چرخیدن لبهٔ خارجی ایوان به بیرون بود، پس آن‌ها به وسیلهٔ نصب دو تیر آهن قرینهٔ و ادامه دادن آن‌ها تا انتهای ایوان شرقی، حرکت آجرها را مهار کردند. پایین منارهٔ غربی هم به وسیلهٔ کمربندی فولادی محکم کردند و با سیم بکسلی در جهت عکس آن موفق شدند از حرکت آن جلوگیری کنند. با ایجاد پشت‌بندها و نصب سیم بکسل‌ها از تخریب مدرسهٔ مظفری هم جلوگیری شد. کاشی‌های شبستان الجایتو و نماهای خارجی ایوان شمالی و جنوبی نیز تعمیر شد. مؤسسهٔ ایتالیایی ایزمئو هم به سرپرستی گالدیری روابط خوبی را با ایران آغاز کرد و مرمت و مطالعهٔ بناهایی از ایران را به عهده گرفت. او از سال ۱۳۴۹ ه‍.ش/ ۱۹۷۱ م تا ۱۳۶۲ ه‍.ش/ ۱۹۸۴ م، مرمت قسمت‌های مختلف مسجد را انجام داد. گالدیری می‌گوید رطوبتی که از طریق پشت بام و بارندگی یا از طریق صعودی و از زمین وارد مسجد شده‌بود به شدت معماری آن را دچار آسیب کرده‌بود؛ پس سقف به‌طور کامل به همان شیوهٔ قدیمی کاهگل شد و قسمت‌های دیگر هم هواکش قرار داده‌شد. پس از انقلاب اسلامی با یک سال وقفه مرمت مسجد ادامه پیدا کرد و سازمان میراث فرهنگی هم ایجاد شد. در سال ۱۳۶۳ ه‍.ش / ۱۹۸۵ م بود که یک بمب از هواپیمای بمب افکن عراقی در شبستان جنوب شرقی افتاد و باعث تخریب کامل این محوطه شد.[۵۲] البته تأثیرات این بمب فراتر از تخریب یک قسمت بود. امواج حاصل شده از آن طاق‌ها و چشمه‌ها را لرزاند و ترکِش‌هایش باعث ضربه به کاشی‌ها و گنبد شد. مدتی بعد آوارها جمع‌آوری شد، آجرهای سالم برای بهره‌برداری دوباره جدا شد، نقشه‌ای از محیط برای بازسازی آماده شد، کاشی‌های گنبد خاکی و نظام‌الملک هم تعمیر شد، سنگ‌های مرمر به وسیلهٔ بست‌های فلزی به زمین متصل شد، سنگفرش‌های مسجد کامل جدا شد و پس از زیرسازی دوباره نصب شد، سکوهای آجری مسجد مرمت شد و در نهایت ایوان شمالی که گاهی برای نماز استفاده می‌شد و سنگ‌فرش‌هایش دچار نم‌زدگی شده‌بود، دوباره کف‌سازی شد و هواکشی برای تهویهٔ هوا قرار داده‌شد.[۵۳][۵۴]

تأثیرات[ویرایش]

ساخت این مسجد و معماری آن، اثرات ماندگاری هم بر شهر اصفهان و هم بر مساجدی که پس از آن ساخته شدند داشته‌است.

تأثیر بر ساختار اجتماعی و شهرسازی اصفهان[ویرایش]

مسجد جامع اصفهان در نزدیکی بازار و مراکز حکومتی ساخته شد. مدتی بعد حمام، مدرسه و دیگر عناصر مهم شهری نیز در مجاورت آن پدید آمد. مسجد جامع و بازار دو رکن اصلی در شهرهای ایران بودند و رابطهٔ مستقیمی با بازرگانی و بافت مسکونی شهرها داشتند. اصفهان شهری است که زندگی، کار مردم و عبادت در نزدیکی یکدیگر انجام می‌شود. مردم در روز چند نوبت برای ادای نماز و همچنین برای برپایی نماز جمعه وارد مسجد می‌شدند و به خاطر دسترسی آسان به مسجد، در نزدکی آن بازار و خانه‌های مردم هم ایجاد شد و گسترش محله‌ها از آن منطقه آغاز گردید. «در اصفهان مهم‌ترین نقطه سرپوشیدهٔ شهر که راه‌ها به سمت آن متوجه است مسجد جمعهٔ اصفهان است.» نمی‌توان گفت مسجد جامع بر سر راه‌های مهم و بازرگانی شهر قرار گرفته‌است؛ بلکه باید گفت مسجد جامع اصفهان جزئی از این راه‌ها بوده‌است. بخاطر اینکه دسترسی آسان مدنظر بوده، ورودی‌های مسجد در معابر مهم شهری قرار گرفته‌است. در این مدت برای حفظ بنا ورودی‌های مختلف آن را مسدود کردند و تنها ورودیِ جنوب شرقی باز است. درست است که مسجد در شاهراه‌های اصلی و معابر قرار داشته و جزئی از شهر بود، اما نمی‌توان قداست و قوانین مربوط به آن را در نظر نگرفت. مسجد برای ورود، خروج، توقف، عبور و… دارای احکام خاصی است و مردم هم برای آن احترام ویژه‌ای قائل هستند که همین موضوع باعث می‌شود مکانی آرام و امن ایجاد شود. صن اصلی مسجد هم به عنوان یک «میدان محلی» عمل می‌کند که پس از عبور از قسمت‌های مختلف وارد صحن شده و تعاملات اجتماعی صورت می‌گیرد.[۵۵]

مسجد جامع فضایی عمومی بوده‌است که درواقع دسترسی آسان به آن، تعاملات سیاسی و اجتماعی، دیدارها و عوامل دیگر باعث شده به این صورت شناخته شود. در گذشته به خاطر اینکه مردم در طول شبانه‌روز به عبادت و طلاب به تحصیل می‌پرداختند و مسافران در آن استراحت می‌کردند، مساجد بسته نمی‌شد؛ اما ورود غیرمسلمان به آن ممنوع بود و در دوران پهلوی اول بود که این امکان به غیر مسلمانان هم داده‌شد. در مسجد جامع تنها فعالیت‌های مذهبی انجام نمی‌شد بلکه محلی بود برای تبادل علوم مختلف و بزرگان و علما، هنگامی که وارد شهر می‌شدند در مسجد جامع حضور پیدا می‌کردند تا خود و عقایدشان را معرفی و مطرح کنند. حاکمان هنگامی که قصد بخشش مالیات‌ها یا تغییر مذهب را داشتند آن‌ها را بر سنگ‌های مسجد حک می‌کردند و مردم هم برای آگاهی از اخبار شهر وارد مسجد می‌شدند و به تعامل می‌پرداختند. مسجد شادی، هیجان و غم را در خود جای داده و همانند «قلب تپندهٔ شهر» است و ضرب‌المثلی هم در این مورد هست: «اگر خواستی نسبت به شهری اسلامی که تازه‌وارد آن شده‌ای اطلاعات کاملی حاصل کنی کافی است ابتدا سری به مسجد جامع آن شهر بزنی.» فضای عمومی هنگامی به فضای شهری تبدیل می‌شود که تعامل و تقابل اجتماعی در آن فضا صورت گیرد و این مردم هستند که با رفتارهای خود، روابط اجتماعی مختلفی را ایجاد می‌کنند و مسجد جامع اصفهان هم از این حیث یک فضای اجتماعی دانسته می‌شود چرا که بازاریان و ساکنان این محله بایکدیگر آشنا هستند و حضور آن‌ها در مسجد باعث ایجاد رابطهٔ اجتماعی می‌شود. مسجد جامع اصفهان در طول این سال‌ها به دلیل اثرگذاری اندیشه‌های مختلف و شیوهٔ زندگی مردم دچار تغییرات بسیار شده‌است. به عقیدهٔ قلعه نویی «نقشه و موقعیت مسجد نسبت به سال‌های قبل در نظام شهر و به عنوان فضایی شهری تضعیف شده‌است.»[۵۶]

ساخت مسجد جامع باعث یکی شدن روستاهای منطقهٔ سپاهان شد و اینچنین در قرن دوم ه‍.ق هستهٔ اولیهٔ شهر اصفهان ایجاد شد و از همان زمان بود که تأثیرگذاری این مسجد آغاز شد. اولین میدان در کنار آن شکل گرفت، بازارها در نزدیک آن ایجاد شدند و به مرور زمان مردمان بیشتری در کنار آن سکنی گزیدند و محلات و بناهای عمومی ساختند؛ معابر و گذرگاه‌ها تشکیل شد و به تدریج شهرسازی مشخص شد. مصادف با قرن سوم ه‍.ق/دهم م بود که مسجد همزمان با گسترش شهر توسعه یافت و وسیع‌تر و جدیدتر از پیش شد. در واقع از همان دوران بود که نقش چشمگیر آن آغاز شد و به مرکزی برای فعالیت‌های فرهنگی و مذهبی مردم در دوران آل‌بویه، سلجوقی، ایلخانان و تیموریان تبدیل شد. مسجد جامع اصفهان در دورهٔ سلجوقی بسیار تغییر کرد و همین تغییرات باعث شد مسجدی شکل گیرد که پیش از آن همچون آن وجود نداشت و بر مساجد بِرسیان و زَوارِه هم اثر گذاشت و مساجد گلپایگان و اردستان هم از آن سبک پیروی کردند و قسمت‌هایی را مطابق اصول آن تغییر دادند.[۵۷][۵۸]

تأثیر بر معماری مساجد در اعصار بعدی[ویرایش]

عمده تغییرات این مسجد مربوط به همان عصر سلجوقی بود. بیش از آن مساجد از اقدامات هنرمندانه‌ای برخوردار نبودند. مسجد النبی، مسجد قرطبه اندلس، مسجد جامع قیروان در تونس، مسجد ابن طولون در قاهره، و مسجد جامع سامرا و مسجد جامع بغداد از نمونه مساجدی بودند که از همان سبک‌های متداول بهره برده‌بودند و مصالح و تکنیک خاصی نداشتند اما پس از اینکه این طرح در جامع اصفهان نهایی شد، دیگر مساجد هم از آن استفاده کردند. ایلخانان و تیموریان هم از همین سبک و الگو برای ساخت مساجد بهره بردند. تیمور ضمن ساخت مساجد در مناطق اصفهان، تبریز و شیراز، معماران ماهر این شهرها هم به سمرقند انتقال داد تا در سمرقند هم دست به خلق آثار جدید بزنند و این چنین بود که مساجدی به سبک ۴ ایوانه حتی در سمرقند ایجاد شد و گنبدها هم از ۴ ضلعی به ۱۶ ضلعی رسید. پس می‌توان گفت مسجد جامع اصفهان الگوی بسیاری از مساجد بوده‌است.[۵۹]

ساختمان[ویرایش]

۱. شبستان (شمال شرقی) ۲. مدرسه مظفری ۳. صفه عمر ۴. چهلستون (ضلع جنوب شرقی) ۵. چهلستون (ضلع جنوب غربی) ۶. شبستان زمستانی ۷. بیت‌الشتاء عماد ۸. شبستان (شمال غربی) ۹. گنبد تاج‌الملک ۱۰. صفه درویش ۱۱. ورودی مدرسه مظفری ۱۲. ایوان استاد ۱۳. ایوان شاگرد ۱۴. دالان شرقی ۱۵. صفه حاجب ۱۶. گنبد نظام‌الملک

معماری[ویرایش]

در مسجد جامع اصفهان سبک‌های مختلف معماری ایران کار شده‌است و البته می‌توان معماری کشورهای همسایه را هم در آن جستجو کرد. ستون‌های آجری دو بخشی، سه بخشی و چهار بخشی، جرزهای آجری طاق‌های چشمه‌ای، ایوان‌های چهارگانه، سردرهای دوگانه که هر کدام برای معبری است و تزیینات متفاوت در هر بخش از مسجد و روش‌های ابداعی جدید از اجزای مهم آن محسوب می‌شود که ترکیب نهایی همهٔ این موارد، معماری ایران و آسیای میانه را ایجاد می‌کند. در قرن پنجم هجری مسجد تغییر یافت؛ مسجد شبستانی قبلی به مسجد چهار ایوانی تبدیل شد. طرح قبلی که همان مسجد شبستانی بود با عنوان مسجد عربی شناخته می‌شد و سبک ۴ ایوانی جدیدی که ایجاد شده‌بود به عنوان «مسجد ایرانی» شناخته شد و از آن پس بود که مساجد جامع ایران به صورت ۴ ایوان ساخته شد و حتی تعدادی از مساجد قبلی هم که ایجاد شده‌بود تغییر یافت و به این صورت درآمد. این سبک از معماری به کشورهای مسلمان‌نشین خارج از کشور هم رسید و باعث شد آن‌ها هم تغییر یابند. مسجد جامع اصفهان نقطه عطفی بود که باعث ایجاد این الگوی جدید در تاریخ معماری ایران شد.[۶۰][۶۱] اصل مهمی که در این معماری وجود دارد، فضاهای داخلی است؛ فضای روبروی محراب و گنبدخانه در مسجد جزو همین اجزای مهم بود. در قرن پنجم هجری فضای شبستانی با ستون‌های متعددی که در مقابل محراب کار می‌شد، تغییر یافت و فنونی به کار رفت که جزو معماری دورهٔ اسلامی ایران بود. دیگر خصوصیات منحصر به فرد جز این دو، اسکلت باربر گنبد است که گنبد ترکینه نام دارد و باعث شده امکان ایجاد صدها گنبد فراهم شود؛ این شیوه نخستین بار در مسجد جامع اصفهان اجرا شد. پلان نیز از ۴ ضلعی به ۸ ضلعی، ۸ ضلعی به ۱۶ ضلعی و در نهایت به ۳۲ ضلعی تغییر پیدا کرد و در آخر که به شکل دایره درآمد. در این سبک ابتدا گنبد ترکینه بر استوانهٔ گنبد ایجاد می‌شود. سپس از داخل و خارج پوسته‌ای قرار می‌گیرد تا ترک‌ها و اسکلت باربر را بپوشاند. در گنبد تاج‌الملک چنین چیزی دیده نمی‌شود و از جرزهای مکعبی ساخته شده‌است، اما در گنبد نظام الملک ستون‌هایی با ۴ دایره دیده می‌شود. در مسجد جامع اصفهان نباید از پوشش طاق چشمه‌ها غافل شد؛ ۴۷ دهانه ساخته شده و از ۵۰ روش مختلف برای تزیین آن استفاده شده‌است. در کتیبه‌های مسجد نام پادشاهانی همچون ملکشاه سلجوقی، شاه عباس صفوی و… نوشته شده‌است و اسم هفت مشاور هم ثبت شده که خواجه نظام‌الملک و محمدحسین خان صدر از آن جمله بوده‌اند. نام ۹ نفر از بانیان و ۲۰ نفر از هنرمندان و خطاطان در کتیبه‌ها حک شده که در متن به آن‌ها اشاره شده‌است.[۶۲][۶۳]

  • سبک خراسانی: معماری اسلامی برای اولین بار در خراسان و در قرن یکم ه‍.ق اجرا شد. این سبک تا دوران دیلمیان یعنی تا قرن چهارم ه‍.ق ادامه داشت و حتی عده‌ای این شیوه را ادامه‌دهندهٔ شیوه پارتی می‌دانند. در سبک خراسانی، قوس‌هایی به صورت بیضی و تخم‌مرغی شکل است و درواقع از همان مساجد صدر اسلام بهره گرفته‌است. این سبک از معماری دارای چهلستون و شبستان است. در شیوهٔ خراسانی بنا را تا حد امکان کوتاه ساخته‌اند و از گچ‌بری و تزیینات پرهزینهٔ آن جلوگیری کردند؛ حتی کنگره‌های نزدیک بام را نیز ایجاد نکردند تا کاملاً ساده باشد. معماران در این دوران از مصالح ارزان و ساده استفاده می‌کردند. خصوصیات اصلی این سبک شامل سادگی بیش از حد، مصرف مصالح بومی در ساخت بنا خصوصاً خشت و آجر، پلان مستطیل شکل، شبستان و چهلستون، ساخت یک منار و گنبد، پلان عربی و ساختمانی ایرانی است.[۶۴][۶۵]
  • سبک رازی: سبک رازی در واقع از شمال ایران آغاز شده‌است اما بیشتر در ری و راز توسعه یافت. این شیوه متنوع‌ترین شیوهٔ معماری اسلامی ایران است که در آن سعی شده از دقتی که شیوهٔ خراسانی دارد و شکوهی که شیوهٔ پارتی دارد، همزمان استفاده شود و ساختمان‌هایی با کارکردهای گوناگون ایجاد شود. سبک رازی از دوران آل زیار آغاز شد و تا حملهٔ مغول همچنان پابرجا بود. می‌توان دورهٔ سلجوقیان خصوصاً دوران وزارت خواجه نظام‌الملک را اوج این شیوه دانست. در این زمان طرح‌هایی به صورت ۴ گوش، ۶ گوش، ۸ گوش، دایره، استوانه، مستطیل و مربع مستطیل برای ساخت مساجد استفاده شد. طرح ۴ ایوانه شدن مساجد از طریق تخریب ستون‌های کنار محراب و ستون‌های کنار میانسراها و ایجاد ۴ ایوان و یک گنبد روی همان طرح شبستان ایجاد شد. گنبدهای دو پوسته و گره‌سازی آجر و کاشی نیز در همین زمان اجرا شد. تاق و گنبد در این سبک از شکوه بیشتری برخوردار بود و به جای تمسک به سبک خراسانی که تاق ساده بود، از تاق چهار ترک، تاق کُلنبو، تاق کاربندی و چهار بخش استفاده شد و گنبدها هم به صورت گسسته رک ایجاد شد. تعداد مقبره‌ها و مناره‌هایی که در دورهٔ سلجوقی ساخته شد حتی از تعداد ساخت کاروانسراها و مدارس هم بیشتر بود. خصوصیات اصلی این سبک شامل آرامگاه‌های برجی، انواع طاق‌ها، ایوان‌های ۴گانه و استفاده از مصالح مرغوب برای ساخت بنا است.[۶۶][۶۷][۶۸]

مصالح[ویرایش]

مادهٔ مهم ساختمانی که در ساخت مسجد به کار رفته‌است آجر است که پیش از آن در دورهٔ عباسی از خشت خام استفاده شده‌بود. آجر در تمام دوران باستان و پس از آن به عنوان مواد ساختمانی پذیرفته شد. اصل بناهای مربوط به دورهٔ هخامنشی عمدتاً از سنگ تراشیده شده‌است اما در شیوه‌های ساختمانی آن آجر به کار رفته‌است. ایرانیان به خاطر پایداری بیشتر آجر از سنگ، ارزان بودن آن و سرعت آن جهت ساخت بنا از آجر استفاده می‌کردند. در عصر اسلام هم آجر هواخواهان بسیار داشت؛ گروه‌سازی، بافت‌های متضاد، طرح گود، زج‌چینی تماماً طرح‌هایی بود که توسط آجر زده‌می‌شد. در دورهٔ سلجوقی بود که استفاده از آجر هم از جهت زیبایی و هم از جهت ساختاری به حد اعلی رسید؛ در همین زمان گنبد مسجد با آجرهایی که اغلب هفده در بیست و دو سانتی‌متر بود، ساخته شد. وزن دو و نیم کیلویی را دارا بودند. بهترین آجر، آجری بود که صدای فلزی بدهد و متناسب با استفاده‌شان متفاوت بودند. گاهی معماران این دوره آنقدر مجذوب شکل، اندازه و رنگ آجرهای تزیینی می‌شدند که تزیینات دیگری استفاده نمی‌کردند. مانند آنچه در گنبد شمالی مسجد به چشم می‌خورد. آجر به غیر از آنکه برای تزیین اماکن مختلف به کار می‌رود، جهت نشان دادن فشارها هم استفاده می‌شود. مثلاً در طاق‌های قدیمی مسجد جامع ساختار آجری به شکلی است که جهت فشارهای مختلف احساس می‌شود. ما فروخی، ابن اثیر، مقدسی، ابن حوقل، یاقوت و ناصرخسرو همگی معتقدند بنای اصلی مسجد با خشت خام تکمیل شده اما بنای فعلی تنها آجر است و با بنای پیشین نامربوط است مگر اینکه در همان محل ساخته شده‌باشد.[۶۹][۷۰]

الواح صحن اصلی[ویرایش]

  • الواح مقدس: به هنگام ورود به مسجد ۲ لوح در دو سمت مشاهده می‌کنید که به صورت مربع است. این الواح مربوط به سال ۹۳۵ ه‍.ق مصادف با دوران شاه طهماسب اول است. هر کدام از آن‌ها ۵۵ سانتی‌متر طول و ۵۲ سانتی‌متر عرض دارد و با فاصلهٔ کمی از سطح زمین نصب شده‌است که به همین خاطر مردم به هنگام ورود به مسجد دست خود را به این الواح می‌کشدند و آن را متبرک می‌دانند.[۷۱]
  • لوح‌های حوض: در دوران سلطنت شاه محمد خدابنده صفوی، دستور ساخت بنایی بر روی حوض داده‌شد. این بنا پوششی بود برای انجام امور مذهبی در تابستان که البته روایتی دیگر حاکی از آن است که به هنگام ازدحام بیش از حد در مسجد یکی از افراد بر روی این بنا می‌ایستاد و برای صدا کردن شاگردانش کلمات «صاحب بن عباد» را تکرار می‌کرد. بنای مذکور دارای ۴ ستون است که ۲ لوح به طول ۵۷ و عرض ۵۰ سانتی‌متر از جنس سنگ مرمر بر آن نصب شده‌است.

لوحی که در قسمت غربی قرار دارد مربوط به سال ۹۸۵ ه‍.ق مصادف با دوران محمد خدابنده است و در واقع قصد آن اشاره به سال نوشتن و سلطنت شاه بوده‌است. لوحی دیگر در قسمت شرقی قرار دارد که اشعاری به فارسی در آن نوشته شده‌است. این اشعار به خط نستعلیق است و به این اشاره دارد که به فرمان داور دین صدراعظم، فردی به نام یوسف آقا بر روی این حوض بنا و سجده‌گاهی ساخته‌است.[۷۲][۷۳]

ضلع شمالی[ویرایش]

قسمتی از ستون‌ها و دهانهٔ شبستان ضلع شمالی برای ایجاد ایوان وسط این ضلع که متعلق به قرن ششم هجری یعنی دورهٔ دوم حکمرانی سلجوقی است، تخریب گشت. سنگی مرمری در قسمت انتهایی این ایوان نصب شده‌است؛ این سنگ با گل، بوته‌ها و خطوط کوفی تزیین شده‌است. ایوان این ضلع تزییناتی آجری و کتیبه‌ای گچ‌بری‌شده دارد که متعلق به دورهٔ شاه سلیمان صفوی است.[پ ۲] دو طرف این ایوان چهلستون‌های بزرگی از دورهٔ دوم سلجوقی قرار دارد که احتمالاً مربوط به همان سدهٔ ۱۸ م است و در حدود سال ۱۱۵۶ ه‍.ق/۱۷۴۴م. طاق‌های آجری شکل چهلستون شرقی آن از لحاظ تنوع و جنبهٔ معماری جزو قسمت‌های جالب مسجد جامع است. در این ضلع نیم‌طبقه‌ای قرار دارد که از طریق دو ردیف پله در خارج بنا می‌توان به آن دست پیدا کرد.[۷۴] در شمال این ایوان و چهلستون‌های آن، چهلستون دیگری نیز هست که واسطهٔ اتصال ساختمان‌های دورهٔ دوم سلجوقی با گنبد تاج‌الملک (عهد اول سلجوقی) است. تمام این چهلستون در انتهای ضلع شمالی مسجد قرار گرفته‌است. آخرین بنای این ضلع گنبد تاج‌الملک است که مشهور به «گنبد خاکی» است؛ که آن را وزیر ملکشاه سلجوقی ساخته‌است و در کتیبه‌ای که در آن نصب شده‌است نام وزیر و سال ساختمان آن، ۴۸۱ ه‍.ق ذکر شده‌است. حفاری‌هایی که در شبستان شمال شرقی انجام شد تا دو متر ادامه داشت و بقایایی از روستای یاوان به دست آمد. در کتب تاریخی اصفهان اشاره شده که روستای یاوان و خانه‌های آن خریداری و مسجد بر روی آن ساخته شده‌است، همین کشفیات باعث شد به تاریخی از مسجد که قبل از قرن سوم ه‍.ق است دست پیدا کنند.[۷۵]

کتیبه‌های ضلع شمالی[ویرایش]

  • کتیبه‌ای در قسمت فوق شاه‌نشین گچ‌بری شده‌است که مربوط به سال ۱۰۹۳ ه‍.ق می‌باشد و به خط ثلث حک شده‌است:
  • شاه‌نشین این قسمت که در انتهای بنا ساخته شده‌است، دارای مقرنس‌های گچی بسیار زیبایی است و اطراف آن‌ها به خط کوفی و به همراه گل و بوته آیه‌های ۳۶، ۳۷ و ۳۸ سورهٔ نور نوشته‌شده‌است.

در این قسمت کاخ‌نشینی وجود دارد که دارای قاب‌های دیواری، ستون‌های باریک، پنجره‌های مشبکی، ازاره‌های مرمری، طاق‌نماها و در آخر گنبدی است که متعلق به دورهٔ سلجوقیان است. تزیین این بنا به شکلی است که تمام طرح‌ها از لحاظ ماهیت، اندازه، اجازه و کارکرد به خوبی بنا شده و همین‌ها باعث می‌شود که بین بنا و آرایش آن پیوند برقرار شود. در قسمت فوقانی این پنجره به وسیلهٔ خط نستعلیق و بر زمینهٔ سفید اشعاری نوشته شده‌است.[۷۷]

شکرالله که طاق درویشانبا صفا شد چو کعبه دلشان
چون حسینای کارگر کارشد تمام از توجه ایشان
  • در قسمت هلالی شکل سقف شاه‌نشین به وسیلهٔ خط بنایی نوشته شده‌است:

«لا اله الا الله محمد رسول‌الله علی ولی‌الله.» * «محمد و علی خیر البشر.» * «یا الله المحمود فی کل فعاله.»

  • کتیبه‌ای در سردر این قسمت وجود دارد که متعلق به سال ۵۱۵ ه‍.ق است و مضمون آن به آتش‌سوزی مسجد مربوط است. می‌توان گفت این سردر قدیمی‌ترین سردر موجود در مسجد است.[۷۸]
  • کتیبۀ سنگاب: روبروی در شمالی یک سقاخانه وجود دارد که به خط نستعلیق بر آن حجاری شده‌است: «قربة الی الله وقف نمود این برنج را آقا ذوالفقار ولد آقا نصیر هر کس از این مکان تغییر دهد بلعنت خدا گرفتار شود تحریرا جمادی الثانی سنه ۱۰۹۳.»
  • سنگاب شاه صفی: مقابل در شمالی در محوطه، سنگابی قرار دارد که ۱۱۵ سانتی‌متر دهانهٔ آن است. این سنگاب مربوط به دوران صفوی است و دارای نقوش زیبایی است و متأسفانه قسمتی از آن شکسته و در دست نیست.
  • سر در بواسحاقیه: سر دری در شمال غربی مسجد وجود دارد که به کوچهٔ ابواسحاقیه ختم می‌شود که البته عموماً قابل تردد نیست و در آن بسته‌است. اما بر لوح سردر آن که مربوط به سال ۱۳۰۱ ه‍.ق است بر زمینهٔ کاشی خشت لاجوردی و خط ثلث، از آیهٔ ۳۲ تا ۳۹ سوره (ص) نوشته شده‌است.[۷۹][۸۰]
  • صفه حکیم: در قسمت راست مسجد ایوان کوچکی قرار دارد که بنای آن مربوط به دوران سلجوقیان است و دیواری در قسمت روبرویی آن قرار دارد که تماماً گچ‌بری و مقرنس‌کاری شده و پایین همین اثر هم نوشته شده‌است: «قال علیه السلام المسجد بیت کل تقی.» در همین ایوان کتیبه‌ای وجود دارد که به عصر شاه عباس صفوی بازمی‌گردد. احتمالاً مقدمهٔ آن حدیث بوده که در حال حاضر هم در دست نیست و از بین رفته اما مابقی آن باقی مانده. شاه عباس اول پس از به سلطنت رسیدن دستور تعمیر قسمت‌هایی از این ایوان را صادر کرده که این فرمان به قلم صحیفی و به خط ثلث در سال ۹۹۶ ه‍.ق گچ‌بری شده‌است.[۸۱]

ایوان درویش[ویرایش]

صفهٔ درویش در قرن ششم ه‍.ق در ضلع شمالی مسجد به صورتی متفاوت ایجاد شد. داخل تزیینات آجری و گچی دارد اما خارج به صورت ساده است. این ایوان بزرگ‌تر از دیگر ایوان‌های این بنا است. طاق آن را با نام «طاق آهنگ» می‌شناسند که به صورت کشیده و عمیق است. این سقف دارای گهواره است و هیچ مقرنسی در آن کار نشده‌است. ایوانی مستطیلی شکل دارد و می‌توان گفت تنها ایوانی است که دارای شالودهٔ عمیق است. صفهٔ درویش در آغاز درگاه‌هایی داشته اما حال به وسیلهٔ آجر مسدود شده‌است. در قرون هشتم، نهم و دهم ه‍.ق این قسمت از مسجد تغییرات اندکی به خود دید و جرزهای آن به شکلی که امروزه هست درآمد که با این حال قسمت اعظمی از دیواره‌های این بنا محدود به دیوار خشتی قدیمی مسجد است و سالن انتهایی آن احتمالاً راهرویی تشریفاتی بوده‌است. کتیبه‌های گچ‌بری شده به خط کوفی و بر زمینهٔ قرمز از اساس عناصر تزیینی این قسمت است. این ایوان از طریق ۵ جهت با شبستان‌های دیگر ارتباط دارد و به همین خاطر و البته از این منظر که فاقد دیوارهای مسطح است جایی برای تزیین ندارد. در انتهای این ایوان شاه‌نشینی با پنجره‌های مشبکی مرمری وجود دارد که به وسیلهٔ گچ قسمت فوقانی آن مقرنس‌کاری شده‌است. کتیبه‌ای ۸ ضلعی به وسیلهٔ همین گچ‌ها به صورت برجسته ساخته شده‌است که آیات ۳۶ یا ۳۸ سورهٔ نور بر آن حک شده و به وسیلهٔ گل و بوته هم طراحی شده‌است. ستون‌های ایوان‌ها به وسیلهٔ خط کوفی بنایی و آجر تزیین شده اما به خاطر وجود بافت یک دستی که دارد قرائت آنچه حک شده دشوار است. کتیبه‌هایی که در این صفه یافت می‌شود اشاره به آداب شرعی، اخلاقی و فضیلت‌های نماز دارد.[۸۲]

نمای خارجی ایوان: در سال ۱۳۳۴ ه‍.ق و ۱۳۳۷ ه‍.ق بود که نمای خارجی این ایوان با لوح‌های بنایی جدید تزیین شد. این نما هم به وسیلهٔ چند اسپر تشکیل شده و با گود، برجسته شدن، سایه روشن‌ها و به وسیلهٔ آجر و کاشی این تزیین شده‌است. شیوهٔ این طراحی جز نوشته‌های کوفی بنایی، کاشی‌کاری مَعْقِلی[پ ۳] دارد.[۸۳]

  • اسپر اول: قسمت بالایی ایوان قرار دارد و با آجرهای فرورفته طراحی شده و بر آن عبارت «یا قاضی الحاجات» حک شده‌است.
  • اسپر دوم: کاشی لاجوردی دارد و مربعی در وسط قرار دارد که که کلمهٔ «محمد» بر آن حک شده‌است.
  • اسپر سوم: با آجرهایی که به صورت مربع شطرنجی است تزیین شده و کلمهٔ «علی» در آن قرار دارد.[۸۴]

کتیبه‌های محسن امامی: ۲ کتیبۀ گچ‌بری در سال ۱۰۹۸ ه‍.ق در این ایوان ساخته شده که یکی در قسمت بالا و دیگری پایین نوشته شده‌است. کتیبۀ اول مضمونی مربوط به اهل بیت و اهل سنت دارد و کتیبۀ دوم مربوط به آداب شرعی و اخلاقی و فضیلت مسجد است. هر ۲ آن‌ها به خط ثلث و حدود یک و نیم متر تا دو متر نوشته شده‌است.[۸۵]

گنبد خاکی یا تاج‌الملک[ویرایش]

قرینهٔ گنبد نظام‌الملک، در شمال مسجد گنبد دیگری هست به نام «تاج الملک» که مردم آن را «گنبد خاکی» نیز می‌نامند.[پ ۴] به دلیل رقابتی که مابین تاج‌الملک و نظام‌الملک وجود داشت این گنبد به سبک رازی ساخته شد و در آن زمان خارج از مسجد قرار داشت و ملکشاه سلجوقی پیش از ادای نماز جمعه در زیر این گنبد تشریفات را انجام می‌داد. بنای مذکور کوچکتر از سازهٔ نظام‌الملک است اما از نظر ظرافت و تناسب بر آن برتری دارد. آجرها و تزیینات هندسی و نقوشی که در گنبد تاج‌الملک کار شده بسیار هنرمندانه است و همین امر باعث شده این گنبد دارای ارزش و اعتبار بسیاری باشد. این گنبد همانند گنبد نظام‌الملک از صورت مربعی به ۸ ضلعی و سپس به ۱۶ ضلعی رسیده و بر استوانه‌ای بنا گشته‌است. قطر آن ۱۰/۵ متر و ارتفاع آن ۱۹/۵ متر است.[۸۶][۸۷][۸۸][۸۹]

گنبد دارای دو پوسته است و پوستهٔ خارجی به وسیلهٔ آجرهای زیبا پوشانده شده‌است. در داخل همین گنبد، کتیبه‌ای موجود است که سال ساخت آن ۴۸۱ ه‍.ق/۱۱۰۱ م ذکر شده و بانی آن تاج‌الملک معرفی شده‌است. دو سمت این اثر باز است و تنها سمت شمالی و غربی آن بسته می‌باشد و محراب هم ندارد. به این خاطر تعدادی از باستان‌شناسان معتقدند این بنا آرامگاه، سایبان، آب‌نما یا کتابخانه بوده‌است. اما این نظریه‌ها مورد قبول واقع نشد چرا که اگر کتابخانه بود دلیلی برای باز بودن ۲ سمت گنبد نداشت و البته برای سایبان بودن هم بسیار گران بوده‌است. مدخل اصلی ورودی آن در ادوار بعدی در جانب شرقی گنبد ایجاد شد.[۹۰][۹۱][۹۲]

  • کتیبهٔ گنبد: کتیبهٔ این گنبد به خط کوفی ساده[۹۳] و از آجر برجسته است و آیهٔ ۵۴ سورهٔ اعراف بر آن نقش بسته‌است. نام بانی اثر ابوالغَنائم مرزبان بن خسرو فیروز شیرازی (ملقب به تاج‌الملک) و سال ساخت اثر ۴۸۱ ه‍.ق بیان شده‌است. در زیر کتیبه ۳۲ پشت بغل وجود دارد که در هر کدام از آن‌ها ۲ کلمه به خط کوفی ساده با آجر نوشته شده‌است. در زاویه‌های داخلی گنبد تاج‌الملک پس از «بسم الله الرحمن الرحیم» آیهٔ ۷۸ و ۷۹ سورهٔ اسراء به خط کوفی ساده بر آجر برجسته نوشته شده‌است. کتیبه‌ای دیگر در ضلع جنوبی گنبد است که به خط کوفی ساده بر روی آجری برجسته «بسم الله الرحمن الرحیم» و آیهٔ ۲۶ و ۲۷ سورهٔ آل عمران نقش بسته است.[۹۴]
  • کتیبهٔ سر گنبد خاکی: این کتیبه به خط کوفی و در دورهٔ آل مظفر ایجاد شده که مصادف با ۷۶۸ ه‍.ق است و از طریق این سردر مسجد به کوچه‌ای شمالی راه پیدا می‌کند. این سردر ۲ حاشیه دارد. در حاشیهٔ سمت راست آن از آیهٔ اول تا آخر سورهٔ دهر حک شده و حاشیهٔ چپ هم دوباره از آیهٔ ۲۱ تا ۲۶ همین سوره حک شده‌است و در آخر این سردر نوشته شده‌است: «تم فی شهر المحرم سنة ثمان و ستین و سبعمائه.»[۹۵][۹۶][۹۷]

ضلع جنوبی[ویرایش]

در این ضلع مسجد ساختمان‌های اساسی و اصلی مسجد به سبک عربی و از خشت خام ساخته شده‌است. در مجاورت این بناها در قرن پنجم ه‍.ق مصادف با عصر سلجوقیان، مسجدی زیباتر با تزییناتی آجری و گچی ساخته شده‌است و مابین سال‌های ۴۶۵ تا ۴۸۵ ه‍.ق گنبد نظام‌الملک در همین ضلع از مسجد ساخته شد. در برابر همین گنبد آجری شکل، صحن جنوبی مسجد واقع شده‌است؛ در اوایل قرن ششم ه‍.ق ساختمان آن به سبک معماری سلجوقیان و با مقرنس‌های درشت ساخته شد. در قرن نهم ه‍.ق این بنا از نو به فرمان حسن‌بیک آق‌قویونلو ساخته شد و مناره‌های اطراف ایوان آن هم ظاهراً در زمان او بنا شده‌است. ازاره‌های آن مرمری‌شکل است و کاشی‌کاری‌های معرق برجسته‌ای دارد که قسمت‌های پایینی ایوان را تزیین کرده و کاشی‌کاری اطراف صحن هم از دورهٔ اوزون حسن باقی مانده‌است. به عقیدهٔ شماری از باستان‌شناسان، دخالت اوزون حسن آق‌قویونلو در تغییر وضع قبلی مسجد[پ ۵] خیلی بیشتر از پادشاهان صفوی بوده‌است. پوشش ایوان دو لایه است، لایهٔ اول وظیفهٔ پوشش ایوان را داشته و لایهٔ دوم برای تزیینات آجری آن بوده‌است.[۹۸][۹۹][۱۰۰]

بیشتر اقداماتی که در این ایوان صورت گرفته مربوط به قرن دهم ه‍.ق/شانزدهم-هفدهم م یعنی دورهٔ صفوی است. در زمان شاه طهماسب ۴ لوح بزرگ و ۱۳ لوح کوچک برای نمای دور طاق و داخل هلال این بنا به کار رفته‌است و کتیبه‌ای مربوط به سال ۹۳۸ ه‍.ق مربوط به این پادشاه در مسجد قرار دارد. کتیبه‌ای دیگر مربوط به دورهٔ شاه عباس از سال ۱۰۷۰ ه‍.ق در ایوان جنوبی قرار دارد که تعمیرات آن زمان در آن شرح داده شده‌است. در ۲ طرف گنبد ۲ چهلستون است که در دورهٔ دوم سلجوقی، در قرن ششم ه‍.ق زمان ملکشاه ساخته شده‌است. در دو طرف چهلستون‌ها در سمت شرق، بناهای مربوط به دورهٔ آل مظفر است. از قرن ششم ه‍.ق، سمت چپ دالان ورودی مسجد است. طاق‌ها و ستون‌های آن آجری شکل و جالب است و یک راهرو، جنوب شرقی مسجد را از ساختمان‌های دورهٔ سلجوقی تفکیک می‌کند. در غرب آن چهلستون دیگری باقی مانده که مربوط به دوران شاه عباس است. طاق‌ها و ستون‌ها از سبک سلجوقی بهره گرفته‌است و آن را به نام «چهلستون شاه عباسی» می‌شناسند. در سمت راست بنایی که ایوان جنوبی مسجد یا همان صفه صاحب را به گنبد نظام الملک متصل می‌کند دو فرمان از شاه اسماعیل و شاه طهماسب صفوی در یک صفحهٔ بزرگ کاشی‌کاری که متعلق به قرن نهم ه‍.ق است، در دست داریم.[۱۰۱]

  • فرمان منع گرفتن پول و صدور حواله برای خانه‌ها و محله‌های اصفهان به فرمان شاه اسماعیل

در سال ۹۱۱ ه‍.ق این فرمان به خط ثلث و بر سنگ سفید شرح داده شده که عبارت است از:

در بین این الواح، لوح‌های بسیار کوچکی هستند به شکل مربع، که با خط بنایی به وسیلۀ کاشی در زمینۀ گچی در آن «یا حجة الله، یا ید الله، یا اسدالله، یا عصمة الله، یا صفوة الله، یا ولی الله.» نوشته شده‌است. در زیر همین الواح ۳ لوح دیگر است که اشعار فارسی در آن گچ‌بری شده‌است.

  • دستور شاه طهماسب صفوی مبنی بر بخشش مالیات اصفهان و توابع آن

در زیر این لوح سنگی، لوح دیگری است که ۲۴۵ سانتی‌متر طول و ۱۰۸ سانتی‌متر عرض آن است. این کتیبه از دوران شاه طهماسب اول باقی مانده و به خط ثلث برجسته حک شده‌است:

در دو طرف ضلعی که ایوان جنوبی را به گنبد خواجه نظام‌الملک متصل می‌کند ۲ محراب از جنس سنگ مرمر وجود دارد که هرکدام دارای عباراتی است.

  1. کتیبۀ محراب غربی به خط ثلث برجسته بر سنگ مرمر حک شده‌است. عبارت مربوطه صلوات بر پیغمبر و ۱۲ امام است ( قال الله تعالی و ما ارسلناک الا رحمة العالمین) و در آخر هم سال اثر ذکر شده‌است.
  2. کتیبۀ محراب شرقی شامل ۲ جزء می‌شود، در حاشیه (ان الله و ملائکه یصلون علی النبی یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما) حک شده و سپس صلوات بر ۱۲ امام همانند محراب غربی و در آخر هم سال اثر ۹۱۸ ه‍.ق نوشته شده‌است.[۱۰۴]

در دو طرف این مدخل دو ستون سنگی و مرمری وجود دارد که شامل نقوش برجسته‌ای است و عباراتی به خط ثلث بر آن نوشته شده‌است: ستون سمت راست: «ناد علیا مظهر العجائب تجده عونا لک فی النوائب.» ستون سمت چپ: «کل هم و غم سینجلی بولایتک یا علی یا علی یا علی.»[۱۰۵]

  • سردر باب الدشت: سر در باب الدشت در انتهای راهرویی قرار دارد که قدمت آن به عهد سلجوقیان می‌رسد و در قسمت جنوب غربی مسجد هم قرار دارد. دارای چهلستون شاه‌عباسی، منبت‌کاری و طاق‌های آجری است. بر کتیبهٔ سردر آیهٔ ۱ تا ۳ سورهٔ جمعه حک شده‌است. ۲ کتیبهٔ دیگر نیز موجود است که آیهٔ ۱۲۷ سورۀ بقره بر آن حک شده‌است.[۱۰۶][۱۰۷]
  • سردر جنوبی: در غرب گنبد خواجه نظام‌الملک یک در قدیمی دیگر وجود دارد که بر دو لنگۀ آن به خط ثلث بر زمینۀ لاجوردی «قال الله تبارک و تعالی و ان المساجد لله فلا تدعوا مع الله احدا.» و آیۀ ۱۸ سورۀ جن حک شده‌است.[۱۰۸]

گنبد خواجه نظام‌الملک[ویرایش]

در دوران حکمرانی ملکشاه در اصفهان (۴۶۵–۴۸۵ ه‍.ق) توسط خواجه نظام‌الملک — وزیر سلجوقی — در ضلع جنوبی مسجد با تخریب شبستان[پ ۷] گنبدی عظیم با دهانه‌ای بیش از ۱۵ متر و ارتفاعی بیش از ۳۰ متر به سبک رازی ایجاد شد.[۱۰۹] بنایی که ایجاد شد به صورت کاملاً آزاد بود یعنی در قسمت شرقی، غربی و شمالی هیچ فضای سرپوشیده‌ای قرار نداشت و بناهایی که حال به چشم می‌خورد بعداً اضافه شد. قاعدهٔ این گنبد مربعی شکل است، در قسمت‌های بالاتر ۸ ضلعی و بعد دایره‌ای می‌شود و پس از آن ساختمان گنبد شروع می‌شود؛ این گنبد عظیم بر گوشواره‌های ۳ پره‌ای قرار دارد[پ ۸] و دارای ۲ پوسته است که پوستهٔ اول بین ترکبندی‌ها قرار دارد و پوستهٔ دوم که همان پوستهٔ خارجی است ترکبندی‌ها را می‌پوشاند. گنبد بر ۸ ستون گچ‌بری شده قرار گرفته که این ستون‌های باربر از ترکیب ۴ دایره ایجاد شده تا به جای ستون‌های مربعی شکل و حجیم باشد. این گنبد نسبت به جمعیت آن زمان کوچک ساخته شده و درواقع برای شهری مثل اصفهان که یکی از مهم‌ترین مراکز حکومتی بود کافی نبوده و احتمال دارد که این بنا تنها برای اعیان و اشراف ساخته شده‌باشد نه مردم عادی.[۱۱۰][۱۱۱][۱۱۲] کتیبهٔ داخل این گنبد به خط کوفی سادهٔ آجری است و نام ملکشاه سلجوقی و خواجه نظام‌الملک بر روی آن حک شده‌است. زمان دقیق ساخت این گنبد و نصب کتیبه ذکر نشده اما پوپ سال ۴۷۳ ه‍.ق/۱۰۸۰ م را تاریخ ساخت بنا می‌داند. محراب این مسجد احتمالاً در قرن دهم ه‍.ق مصادف با دورهٔ سلطنت شاه طهماسب اول با مرمر و کاشی تزیین شده‌است. کتیبه‌ای به خط ثلث در این قسمت وجود دارد که جمله «قال الله تبارک و تعالی» و آیهٔ ۱۴۲ و ۱۴۳ تا اواخر ۱۴۴ سورهٔ بقره بر آن نوشته شده‌است. گروه باستان‌شناسی «ایزمئو» به سرپرستی «شراتو» حفاری‌هایی در گنبد نظام‌الملک انجام دادند. لایهٔ اول سنگ مرمر بود و متعلق به دوران صفوی، لایهٔ دوم مربوط به سنگ‌فرش‌های دوران سلجوقی بود که حدود ۵۰ سانتی‌متر پایین‌تر از کف‌سازی دوران صفوی بود. سپس کف‌سازی قرن سوم ه‍.ق قرار داشت که به دیوار محراب و کف‌سازی آن قرن برخورده‌اند، اما پس از آن به ستونی دست یافتند که به وسیلهٔ گچ تزیین شده‌بود و تاکنون آن را مربوط به دوران ساسانی دانسته‌اند.[۱۱۳][۱۱۴][۱۱۵][۱۱۶]

خطوط و کتیبه‌های چهلستون‌های گنبد نظام‌الملک:

  • چهلستون‌هایی در دو طرف گنبد خواجه نظام‌الملک قرار دارد که مربوط به دوران سلجوقیان است و در دوران ملکشاه ساخته شده‌است. این چهلستون‌ها در دوران بعد دچار تغییر و تحولات بسیاری شده‌اند و تا حدودی با گچ‌بری پوشانیده شده‌اند. تنها قسمتی از آن‌ها که مشخص است، دارای خطوط و کتیبه‌هایی است که از دوران صفوی به جای مانده و این خطوط در چهلستون شرقی گنبد نظام‌الملک است. به عبارتی جای چند چراغ گچی روی ستون‌ها از دورهٔ سلجوقی باقی مانده که کنار یکی از آن‌ها نوشته شده‌است:
بهتر بود بنزد فقیران ز باغ و راغدر کنج مسجدی که بسوزند چون چراغ

در غرب گنبد نظام الملک یک چهلستون از دورهٔ سلجوقیان باقی مانده که محرابی از جنس مرمر دارد و با عبارت «قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم انا مدینه العلم و علی آبها» تزیین شده‌است. در قسمت جنوب غربی مسجد چهلستون دیگری است که مربوط به دوران شاه عباس اول است. چهلستون مذکور محرابی از جنس مرمر دارد و در دو طرف آن به خط ثلث عباراتی به صورت برجسته نوشته شده‌است.[۱۱۷]

  • توبه‌نامهٔ طهماسب: در جانب راست محراب توبه‌نامهٔ شاه طهماسب صفوی بر یک لوح سنگی به خط ثلث و به صورت برجسته نوشته شده‌است. در ضلع شمالی گنبد نظام‌الملک در طرفین شرقی و غربی ۲ لوح مربعی مورب موجود است. لوح شرقی به خط بنایی ساده سورهٔ انشراح را گچ‌بری کرده‌است. لوح غربی شامل آیه ۱ تا آخر آیهٔ ۴ سورهٔ دهر می‌شود.[۱۱۸]
  • منع ورود امرا و مقربان پادشاهی به خانه و کاشانه مردم: در ضلع غربی گنبد نظام‌الملک، روی یکی از دیوارهای بلندی که چهلستون و گنبد را بهم متصل می‌کند لوح سنگی به خط ثلث برجسته و به طول یک متر و عرض ۷۲ سانتی‌متر نصب شده‌است. قسمت پایینی این لوح که احتمالاً تاریخ ساخت اثر در آن ذکر شده بوده از میان رفته و موجود نیست اما از منابع اینچنین برداشت می‌شود که مربوط به دورهٔ شاه طهماسب صفوی است.[۱۱۹]

ایوان صاحب[ویرایش]

ایوان صاحب واقع در ضلع جنوبی

نام این ایوان از نام صاحب بن عباد — وزیر مشهور دیلمی — گرفته شده‌است. او در سال ۳۸۵ ه‍.ق در ری درگذشت و جسدش را به اصفهان انتقال دادند و در دهلند منزلش به خاک سپردند. مردم پس از گذشت چندین سال همچنان مقبرهٔ او که در محلهٔ طوقچی است را زیارت می‌کنند. در دورهٔ شاه طهماسب، کاشی‌های معرق بسیاری در نمای خارجی این ایوان به کار رفت که از طرح‌ها و رنگ‌های مختلف تشکیل شده‌بود اما بنای اصلی این ایوان مربوط به سبک رازی است. در داخل مقرنس‌های صفهٔ صاحب، عبارت‌هایی به خط بنایی مشکی بر زمینهٔ شطرنجی آجری حک شده‌است که تعدادی از آن‌ها اسامی خداوند است. روی دیوار جنوبی صفهٔ صاحب یک صفحهٔ کاشی‌کاری‌شده موجود است که دقیقاً با محل نصب الواح شاه طهماسب و اسماعیل قرینه است. بالای کتیبهٔ کاشی‌کاری — که به خط کمال‌الدین حسین حافظ هروی است — نام یکی از استادان بر لوحه‌ای ۶ ضلعی در کتیبه‌ای مستطیلی بر زمینهٔ لاجوردی نوشته شده‌است.[۱۲۰]

  • لوح‌های هلال خارجی صفهٔ صاحب: لوح‌های خارجی صفهٔ صاحب از ۲ قسمت تشکیل شده‌است. الواح مستطیلی که به خط ثلث سفید معرق بر زمینهٔ کاشی لاجوردی است و دستهٔ دوم که الواح چهار ضلعی (دایره‌ای مانند) و لوح‌های مستطیلی کوچک‌تر هستند؛ هر کدام از این لوح‌ها در بین دو لوح دستهٔ اول قرار دارد. خط آن نستعلیق است بر کاشی مشکی. این لوح‌ها از هلال غربی ایوان آغاز می‌شود و از پایین به بالا.[۱۲۱]
  • کتیبهٔ اوزون حسن: کاشی‌کاری معرق این قسمت مربوط به دوران پادشاه سلسلهٔ آق‌قویونلو بوده‌است. این کتیبه حاکی از اقدامات اوزون حسن آق‌قویونلو برای تعمیر و ترمیم مسجد جامع اصفهان است. به خط ثلث در قطعه‌ای مثلثی شکل و زمینه‌ای لاجوردی حک شده‌است:
  • کتیبهٔ هلال: این کتیبه در صفهٔ صاحب به خط ثلث بر زمینهٔ کاشی لاجوردی در سال ۹۳۸ ه‍.ق نوشته شده‌است. پس از «بسم‌الله الرحمن الرحیم» آیهٔ اول تا هشتم سورهٔ اسراء و در آخر «تحریرا فی التاریخ سنه ثمان و ثلاثین و تسعمائه» حک شده‌است.[۱۲۳]
  • کتیبهٔ مناره‌ها: کتیبهٔ مناره‌ها در دو طرف ایوان جنوبی بنا شده‌است و از جمله بناهایی است که در دورهٔ ابوالنصر حسن آق‌قویونلو در زیر مقرنس‌های هر دو مناره به خط کوفی نوشته شده‌است.
  • کتیبهٔ شاه عباس ثانی: کتیبهٔ مناره‌ها در دو طرف ایوان جنوبی بنا شده‌است و از جمله بناهایی است که در دورهٔ ابوالنصر حسن آق‌قویونلو در زیر مقرنس‌های هر دو مناره به خط کوفی نوشته شده‌است.
  • سلطان صاحبقران: کتیبه‌ای به صورت افقی در صفهٔ صاحب موجود است که به خط ثلث بر زمینه‌ای لاجوردی در سال ۱۰۷۰ ه‍.ق نوشته شده‌است. این کتیبه مربوط به دوران شاه عباس دوم است و در آن نام شاه هم «صاحبقران» ذکر شده‌است.[۱۲۴]
  • کتیبهٔ سنگفرش: بر دیوار سمت جنوبی سردر مجلسی لوحی به طول ۶۳ سانتی‌متر و عرض ۴۳ سانتی‌متر موجود است که از جنس مرمر است و اشعاری به خط نستعلیق و قلم محمد قلی در سال ۱۰۸۴ ه‍.ق بر آن حک شده‌است. این کتیبه اطلاعاتی حاکی از سنگفرش شدن مسجد به ما می‌دهد.[۱۲۵]
  • کتیبۀ سنگاب صفه: این کتیبه در سال ۱۱۰۲ ه‍.ق توسط استاد امین ایجاد شده و در زیر ایوان صاحب که قطر دهانهٔ آن ۷۰ سانتی‌متر می‌باشد قرار گرفته‌است. کتیبهٔ مذکور از سنگ پارسی ساخته شده و اطرافش به خط نستعلیق به صورت برجسته حکاکی شده‌است.[۱۲۶]
  • کتیبهٔ آب مباح مسجد: در سال ۱۳۴۰ شمسی که مجراهای زیرزمینی مسجد لاروبی شد لوحی سنگی به طول ۱۲۱ سانتی‌متر و عرض ۸۳ سانتی‌متر روبروی محراب ضلع جنوبی پیدا شد. در این لوح نوشته شده‌است که در زمان شاه طهماسب اول مسئول این قسمت «امیر اصلان بن رستم سلطان لَله افشار ارشلو» به همراهی شاهزاده احمد میرزا در شهر اصفهان نهری حفر کردند که آب مسجد جامع را از طریق آن آب مباح تأمین کنند و آن را در راه خدا وقف مسجد کردند. در زیر همین لوح اشعاری دیگر نوشته شده که متأسفانه قسمت‌هایی از آن به مرور زمان از بین رفته و تنها قسمت‌هایی باقی مانده‌است.
[پ ۹]
آفاق بفر شاه دین‌دار جهان‌جوچون صورت مینا شده و روضه مینو
برخاک درش سجده کنانند چو خورشید.............. رخ بنهد رو
از رود صفاهان به سوی مسجد جامع........... روان کرد یکی جو
تاریخ…........... گفتآب ملک اصلان بیک سلطان ارشلو

ضلع غربی[ویرایش]

ایوان ضلع غربی از تخریب ستون‌هایی که متعلق به دورهٔ عباسی بود، در قرن ششم ه‍.ق ساخته شد. البته قسمت غربی آن به دیوارهای خشتی قرن سوم ه‍.ق می‌رسد. ایوان اساسی سلجوقی دارد و سقف آن همانند ایوان جنوبی از مقرنس‌های درشت ساخته شده‌است. در ابتدای قرن دوازدهم ه‍.ق در دورهٔ شاه سلطان حسین، داخل و خارج آن با خطوط بنایی و کاشی‌های مختلف تزیین و از صورت سادهٔ سلجوقی آن خارج شد. در قسمت جنوب ایوان، شبستان بزرگ و کوچک مسجد قرن نهم ه‍.ق باقی مانده‌است. شمال این ایوان با کاشی‌های نفیس قرن نهم ه‍.ق تزیین شده‌است.[۱۲۷] شبستان کوچک دیگری از عهد الجایتو ایلخان در این قسمت واقع شده که محراب آن دارای گچ‌بری‌های ارزنده‌ای است و این گچ‌بری‌ها شامل گل، بوته و کتیبه‌های ترکیب شده‌است و در وسط آن کتیبه‌ای تاریخی قرار دارد که نام الجایتو، وزیر دانشمندش و تاریخ ساخت اثر به سال ۷۱۰ ه‍.ق در آن بیان شده‌است. در آخرین قسمت این ساختمان شبستان بزرگی مربوط به دورهٔ سلطان محمد بن بایسنقر بن شاهرخ تیموری واقع شده‌است، که سال ساخت آن در کتیبه‌ای قرن هشتم ه‍.ق ذکر شده‌است. جدا از سبک معماری ساختمان، مرمرهای شفاف و درخشانی در طاق این شبستان به کار رفته‌است که آن را از فضای تاریکی خود دور می‌کند و به آن روشنایی و جلوه می‌بخشد. این شبستان دارای ۱۸ چشمه طاق است.[۱۲۸]

کتیبه‌های ضلع غربی[ویرایش]

ایوان غربی مسجد به «صفه استاد» معروف بوده‌است که این نام بازمی‌گردد به زمانی که استادی این ایوان را به «سبک رازی» بنا کرده و شاگردش نیز ایوان شرقی را ساخته‌است و به همین خاطر مردم این دو ایوان را به نام صفه استاد و شاگرد می‌شناسند. داخل و خارج این صفه در دوران شاه سلطان حسین صفوی با نقوش، خطوط و کتیبه‌های کاشی تزیین شده‌است.[۱۲۹]

  • کتیبهٔ شاه سلطان حسین: در این ایوان کتیبه‌ای معروف، مربوط به سلطان حسین صفوی است که در سال ۱۱۱۲ ه‍.ق به قلم علی نقی امامی ثبت شده‌است. این کتیبه خط ثلث و زمینهٔ کاشی خشت لاجوردی رنگ دارد.[۱۳۰]
  • محمد امین اصفهانی: محمد امین اصفهانی استاد کاشی‌کار این قطعه بوده‌است که نامش حک شده بر دیوار شمالی است. تابلو وی از چهار ترنج و یک مربع در وسط تشکیل شده‌است.
  • شاه‌نشین ایوان استاد: شاه‌نشینی در دیوار مقابل ایوان استاد وجود دارد که در داخل، بالا و اطراف آن کتیبه‌هایی موجود است. کتیبهٔ داخل به خط ثلث و در زمینهٔ کاشی خشت لاجوردی نوشته شده‌است و به این خاطر که طویل است قسمتی از آن بر دیوار شمالی شاه‌نشین و قسمتی دیگر بر دیوار جنوبی نگاشته شده‌است. در قسمت حاشیه‌ای سقف شاه‌نشین ایوان از آیهٔ اول تا آخر آیهٔ ۶ سوره دهر نوشته شده‌است.[۱۳۱]

درقسمت بالای این شاه‌نشین پنجره مشبکی بزرگی است که از کاشی نصب شده و در هلال خارجی این شاه‌نشین اشعار عربی و فارسی بسیاری در لوح‌های مجزا و به خط نستعلیق و بر زمینهٔ کاشی خشت لاجوردی نوشته شده‌است.

چون به حکم کارفرمای جهان ( علی حبه جنه)
شد عمارت سجده‌گاه مسلمان (قسیم النار و الجنه)
خسرو دوران شه کیوان غلام (ناد علیا مظهر العجائب)
  • کتیبۀ محراب ایوان: کتیبه‌ای در محراب ایوان استاد موجود است که به خط ثلث و بر کاشی خشت لاجوردی در سال ۱۱۱۲ ه‍.ق دوران شاه سلطان حسین صفوی نوشته‌شده‌است. «لا اله الا الله محمد رسول‌الله علی ولی‌الله حقا» و آیات ۱۰۹ و ۱۱۰ سورۀ کهف و ۳۹ آل‌عمران جز حکاکی‌های آن است.[۱۳۲][۱۳۳]
  • لوح نستعلیق: در داخل مقرنس‌های دیوار مقابل ایوان به روی کاشی کبود به خط نستعلیق نوشته شده‌است، «انا مدینه العلم و علی بابها.» «در غره رمضان المبارک سنه ۱۱۱۲.» پنجرهٔ مشبکی زیر این عبارات قرار دارد که ۱۱ لوح به خط نستعلیق بر زمینهٔ کاشی خشت لاجوردی، طرح گل و بوته‌دار صلوات بر چهارده معصوم دارد و نام کاتب آن در لوح ۱۲ این چنین ذکر شده: «کتبه المذنب ابوالمعالی النقب الحسینی ۱۱۱۲.» در دو قسمت پنجره مشبک در ۴ مصرع، شعری به خط نستعلیق بر زمینهٔ کاشی خشت لاجوردی به نام محمد امین — استاد کاشی‌کار — نوشته شده‌است.
  • کتیبهٔ حوضخانه: در ابتدای دالان حوضخانه کتیبه‌ای سنگی به خط نستعلیق در سال ۱۰۷۳ ه‍.ق نصب شده که این چنین است: «وقف شرعی نمود آقا رضا ولد استاد فخرالدین شوشتری تمامی یک باب خانه معینه واقعه در محله تحت الشارع که به موجب وقف نامه علیحده وقف نموده… در صفه سنگ تراشان سنة ثلاث و سبعین و الف.»[۱۳۴]

مسجد و محراب اولجایتو[ویرایش]

مسجد الجایتو در شمال «ایوان استاد» واقع شده‌است. در قرن چهاردهم م دورانی را داریم که مغول دست به بازسازی اماکن مختلف می‌زند و در همین زمان بناهایی عالی که همهٔ آن‌ها دارای گچ‌بری‌های بسیار ماهرانه است را می‌یابیم و البته ساخت طبقهٔ دوم نمای اصلی مسجد که رو به صحن قرار دارد هم در همین دوره و به دستور خدابنده و به شیوۀ رازی انجام شده‌است. محراب الجایتو جزو این نمونه‌ها است که با منطق دقیق اجزای آن ترکیب شده‌است. در زمان ساخت محراب شبستانی در مقابل همین فضا قرار داشت که متعلق به قرن۳ ه‍.ق بود و حدود ۵۰ سال بعد، این شبستان تخریب می‌شود و فضایی ساده، بدون ستون ایجاد می‌شود.[۱۳۵][۱۳۶] گدار معتقد است ساختمان این شبستان مربوط یه دورۀ مظفریان است و همانند بنای مدرسۀ مظفری ساخته شده‌است، او سال اثر را مربوط به ۸۵۱ ه‍.ق و دوران قطب الدین شاه محمود مظفری می‌داند.[۱۳۷] شبستان فعلی به نام مسجد الجایتو معروف است و در محراب گچ‌بری شدهٔ آن نام سلطان محمد خدابنده که به شیعیان ملحق شد، وزیر وی محمد ساوی و سال ساخت آن که ۷۱۰ ه‍.ق ذکر شده‌است، ذکر شده‌است.[۱۳۸][۱۳۹]

در سمت راست این محراب منبری قرار دارد که سال ساخت آن ذکر نشده و اطلاعاتی از آن در دست نیست اما زیباترین منبر منبت‌کاری شده موجود در کل این بنا است. محراب الجایتو دارای ۴ کتیبه است، در کتیبهٔ اول نام سلطان محمد خدابنده ذکر شده و از برای احترام در قسمت بالا قرار دارد و ۳ کتیبهٔ دیگر هم آیات قرآنی، احادیث و اخبار را دربردارد که به خط ثلث نوشته‌شده‌است. احتمالا این کتیبه‌ها پس از آتش‌سوزی به مسجد اضافه شده و اطلاعاتی حاکی از ساخت محراب، محمد خدابنده و وزیرش محمد ساوی نیز در بر دارد.[۱۴۰][۱۴۱]

  • در مسجد الجایتو: بر در ورودی اصلی شبستان که مقابل محراب قرار دارد و به حوضخانهٔ مسجد الجایتو ختم می‌شود و بر ۲ لنگه نصب شده عبارت‌های «و ان المساجد الله فلا تدعوا مع الله احدا صدق‌الله العظیم.» و «وقف کرد این درب را بر مسجد قربة الی الله تعالی استاد حسین بن استاد شاه میرزای…» به خط ثلث برجسته و به وسیلۀ سید محمود نقاش در سال ۸۵۱ ه‍.ق/۱۴۴۷ م نوشته شده‌است.[۱۴۲]

بیت الشتاء عماد[ویرایش]

بیت الشتاء عماد

سلطان محمد بن بایسنقر بن شاهرخ که حاکم اصفهان بود دستور ساخت «بیت الشتاء» را داد، این بنا در ضلع غربی، پشت ایوان استاد و به سبک رازی بنا شده‌است. سردر این مکان در قرن نهم ه‍.ق با کتیبه‌های ثلث و با خط سید محمود نقاش تزیین شده‌است. در این کتیبه نام سلطان محمد بهادر فرزند بایسنقر، عماد بن مظفر وَرزَنه‌ایی از سرداران او[پ ۱۰] و البته ساخت آن، به سال ۸۵۱ ه‍.ق نوشته شده‌است. این مکان دارای ستون‌های بسیار قطور، قوس‌های مغولی[۱۴۳] و سقف‌های خیمه‌ای شکل است و در میان هر یک از چشمه طاق‌ها قطعه سنگی مرمری وجود دارد که برای روشنایی بیشتر فضا و دریافت نور خورشید به کار رفته‌است و برای ادای نماز در زمستان از آن استفاده می‌شد. طول این شبستان ۵۰ متر و عرض آن ۲۵ متر است. این بنا ۲ در دارد که یکی از آن‌ها در آخر دو راهروی جنوبی نصب شد و در دیگر که اصلی است در قسمت شمالی آن است.[۱۴۴]

درِ مجلسی[ویرایش]

دری در مسجد وجود داد که به خاطر نزدیکی به مقبرهٔ مجلسی به این نام خوانده می‌شود. در گوشهٔ شمال غربی مسجد بقعه‌ای قرار دارد که آخوند محمد تقی مجلسی و فرزندش محمدباقر مجلسی و البته چند نفر دیگر در آن به خاک سپرده شدند و به این خاطر این بقعه با نقاشی، ازاره‌های کاشی و آیینه‌کاری تزیین شده‌است. همچنین ۲ تصویر موجود در آن زیبایی‌اش را دو چندان کرده‌است. نقاشی توسط شخصی به نام ملا محمد باقر، طراحی و بر آیینه‌کاری نصب شده‌است. در شب‌های جمعه و ایام سوگواری این مکان جزو زیارت‌گاه‌های مهم است و حیاط آن به کوچه‌ای در شمال مسجد متصل می‌شود.[۱۴۵]

بر لنگه‌های این در مطالبی به قلم صحیفی جوهری نوشته شده‌است. «قال الله سبحانه و تعالی فی بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر فیها اسمه یسبح له فیها یخافون یوما تتقلب فیه القلوب و الابصار رقم فقیر صحیفی الجوهری.» کتیبه‌ای سنگی نیز بر سردر مقبره مجلسی وجود دارد، این ۲ کتیبه با مقرنس‌های گچی تزیین شده‌است و مضمون آن حاکی از تعمیر و بازسازی مقبره است و علت آن را حضور حضرت صاحب الزمان در خواب مؤمنی در این مکان دانسته‌اند.[۱۴۶]

مسجد مصلی[ویرایش]

این مکان که پشت دیوار غربی مسجد قرن سوم ه‍.ق قرار دارد فضایی سر باز برای ادای نماز است و ورود و خروج آن از طریق راهروی جنوبی ایوان غربی صورت می‌پذیرد. این مصلی الان به شبستانی زمستانی با طاق‌های مخصوص تبدیل شده و حالت اولیهٔ خود را از دست داده‌است اما پیش از آن دیوارهای آجری و طاق‌های بلند داشته و در ضلع جنوبی آن محراب وجود داشته‌است.[۱۴۷] گالدیری در بررسی‌های خود به وجود این اجزا پی برده‌است که براساس نوع معماری و مصالحی که استفاده شده این مصلی را به دوران آل مظفر نسبت می‌دهند اما در واقع کتیبه یا نشانه‌ای که سال ساخت آن را مشخص کند وجود ندارد.[۱۴۸]

شبستان زمستانی[ویرایش]

شبستانی با سقف‌های متقاطع و جرزهای قطور در دورهٔ صفوی در محل مصلی مظفری ایجاد شد. این طاق متقاطع باعث می‌شد حرارت داخل بنا از آن خارج نشود و بالعکس، پس در نتیجه در تابستان خنک و در زمستان گرم بود و همچنین پشت‌بام‌های مسطحی را به وجود می‌آورد که اجازه می‌داد گاهی نماز صبحگاهی در آن اجرا شود. نور شبستان از طریق روزنه‌های سقف و پنجره‌های دیوارها تأمین می‌شد. این شبستان به سه قسمت عرضی تقسیم شد که در قسمت میانی محرابی دقیقاً بر روی محراب مصلی مظفری قرار گرفت. ورودی شبستان هم در قسمت جنوبی ایوان غربی قرار دارد در زمان ایلخان مغول، الجایتو دری دیگر[پ ۱۱] ایجاد شد. این شبستان تزیین خاصی ندارد و با گچ پوشیده شده اما به دلیل معماری خاصی که دارا است ویژگی‌های مهمی نسبت به دیگر شبستان‌های ایران دارد.[۱۴۹][۱۵۰][۱۵۱] گدار معتقد است این شبستان در سال ۸۵۱ ه‍.ق به دست محمد فرزند بایسنقر از طریق تغییر نمای رو به روی صحن ایجاد شده‌است اما در سال ۸۸۰ ه‍.ق در دوران اوزون حسن آق قویونلو بوده که این قسمت تزیین شده و همچنان هم پابرجاست.[۱۵۲]

  • کتیبه سردر شبستان: سردری در شمال ایوان استاد قرار دارد. کاشی‌کاری این قسمت متفاوت با کاشی‌کاری دیگر قسمت‌ها است. ضلع غربی مسجد نمونه‌ای از کاشی‌کاری دوران تیمور را دارد که مربوط به قرن نهم ه‍.ق است و تفاوت عمده‌ای با کاشی‌کاری این سردر دارد. این کتیبه در زمینهٔ لاجوردی و به خط ثلث در سال ۸۵۱ ه‍.ق توسط سید محمود نقاش ایجاد شده‌است.[۱۵۳]

ضلع شرقی[ویرایش]

ایوانی که در وسط این ضلع بنا شده از بیرون معماری سلجوقی و درواقع سبک رازی خود را حفظ کرده و از داخل هم دارای تزیینات و معماری دوران سلاجقه است. دیوار قسمت شرقی آن به همان دیوار خشتی قرن سوم ه‍.ق بازمی‌گردد. سقف مقرنس‌کاری شده آن نیز به دوران سلجوقی مربوط بوده که بخاطر تخریبی که به مرور زمان دچار آن شده در زمان صفوی دوباره ساخته شده‌است. در داخل این ایوان کتیبه‌ای کاشی‌کاری‌شده‌ است که تحولات و تعمیراتی که در دوران شاه سلیمان صفوی در این بنا ایجاد شده را بیان می‌کند. در شمال این ایوان، صفه، مدرسهٔ عمر و شبستان وسیعی وجود دارد که ۱۸ ستون دارد. این بنا مربوط به دورهٔ آل‌مظفر است، یعنی حدود قرن هشتم ه‍.ق و طاق‌های آجری شکل زیبایی دارد. صفه و مدرسهٔ عمر مابین ایوان سلجوقی و شبستان ۱۸ ستون آل‌مظفر قرار دارد. این بنا نیز مربوط به قرن ششم-هفتم ه‍.ق و دوران آل‌مظفر است و در دوران سلطنت قطب الدین شاه محمود بنا شده‌است. کتیبه‌ای در داخل این صفه موجود است که نام پادشاه و تاریخ ساخت بنا در آن ذکر شده‌است. کاشی‌کاری مقرنس محراب صفهٔ عمر برای سال ۷۷۸ ه‍.ق و جزو اولین نمونه‌های کاشی‌کاری داخل مساجد است. در اطراف این صفه کتیبه‌هایی هم از دورهٔ موقتی اشرف افغان باقی مانده که جزو جدیدترین آثار به جا مانده در مسجد جامع اصفهان است.[۱۵۴]

  • محراب دالان شرقی: سمت جنوبی دالانی که ورودی ایوان شرقی است، محرابی قرار دارد که مشخص نیست در چه سالی ساخته شده اما سبک آن به محراب الجایتو بسیار نزدیک است و احتمالا در همان زمان ساخته شده‌است. بر هلال آن نوشته شده‌است: «سبحان الله و الحمد الله و لا اله الا الله.» این محراب دارای ستون‌هایی است که بر روی آن‎‌ها عبارت‌های (الملک الله) و (الکلم الله) نوشته شده‌است. اطراف این محراب سورۀ فاتحه حک شده، با این که سورۀ فاتحه در نزد مسلمانان از اهمیت بسیاری برخوردار است اما تنها در ۳ محراب از ۲۱ محراب دورۀ ایلخانی استفاده شده‌است.[۱۵۵][۱۵۶]

ایوان شاگرد[ویرایش]

ایوان ضلع شرقی — که معروف به ایوان شاگرد است — مقابل ایوان استاد — که در ضلع غربی واقع شده — بنا شده‌است. نمای خارجی این ایوان تزیینات آجری دارد که مربوط به دورهٔ سلجوقیان است. خوشبختانه این ایوان در طول مدتی که بنا شده دچار تغییراتی شده و ما می‌توانیم سبک تزیینات سلجوقی بر مسجدها را که مربوط به قرن ششم ه‍.ق است را به خوبی مشاهده کنیم. نمای داخلی دچار تغییرات بسیاری شده به طوری که در طول تاریخ حکمرانان، خیرخواهان و سلاطین مختلف با نیات متفاوت و ثواب اخروی قسمتی از بنای داخلی را تغییر دادند یا تعمیر کردند، مثل سنگ‌های مرمر، کتیبه‌های متعدد، گچ‌بری‌ها و معرق‌کاری‌های متفاوتی که در این زمان شکل گرفته‌است.کتیبهٔ داخلی ایوان که متعلق به دورهٔ شاه سلیمان صفوی است و در سال ۱۰۹۳ ه‍.ق به خط ثلث سفید و بر زمینهٔ کاشی خشت لاجوردی حک شده‌است هنر محسن امامی است؛ این کتیبه به فضیلت‌های مسجد و آداب شرعی اشاره می‌کند.[۱۵۷][۱۵۸]

  • شاه‌نشین ایوان شاگرد: شاه‌نشین این ایوان به وسیلهٔ کاشی‌کاری و خطوط ثلث[۱۵۹] و مقرنس‌های آجری تزیین شده و صورت اصلی خود را حفظ کرده‌است. در این قسمت به وسیلهٔ خطوط کوفی کتیبۀ «بسم الله الرحمن الرحیم. شهد الله انه لا اله الا هو و الملائکة و اولوالعلم قائما بالقسط لا اله الا هو العزیز الحکیم. ان الدین عندالله الاسلام صدق‌الله.» نوشته شده‌است. محراب ایوان شاگرد تماماً از سنگ مرمر ساخته شده و در دیوار جنوبی واقع شده‌است که آیۀ ۵۴ سورۀ مائده بر اطراف آن حک شده‌است.[۱۶۰] اطراف و بالای آن کتیبه‌ها و الواح مختلف حک شده‌است. اطراف محراب بر کاشی‌های کوچک صلوات و درود بر ۱۴ معصوم به خط کوفی حک شده، اما تنها ۶ لوح آن باقی مانده و مابقی مفقود می‌باشد. دیوار شرقی که متعلق به ایوان کوچک واقع شده در ضلع شرقی ایوان شاگرد است به وسیلهٔ خطوط گچ‌بری که در حاشیهٔ آن انجام شده (اسماءالله، حمد، اخلاص و آیة الکرسی)[۱۶۱] نوشته شده‌است. متن اصلی که در صفه‌ای بزرگ گچ‌بری شده شامل مربع و دایره‌های کوچک است که اسامی خداوند، نام محمد، ابوبکر، عمر، عثمان و علی در آن‌ها به خط کوفی حک شده‌است. در بعضی از دایره‌ها نام پیامبر و خلفای راشد باهم نوشته شده و در بعضی دیگر عبارت «لا اله الا الله محمد رسول الله علی ولی الله» گچ‌بری شده‌است. البته در بعضی از این اشکال به نام فاطمه هم برمی‌خوریم. دیوار مقابل آن هم به وسیلهٔ گل و بوته گچ‌بری شده‌است.[۱۶۲]

مدرسهٔ مظفری[ویرایش]

در زمان محمود شاه مظفری، در جانب شرقی، مدرسهٔ دینی ساخته شد که دارای دو طبقه بود و حجره‌هایی در دو طرف شرقی و غربی داشت و سمت جنوبی آن هم ایوان، گنبدخانه و محراب بود. در این مکان هم تدریس و تعلیم صورت می‌پذیرفت و هم عبادت. در جانب شمالی آن هم ایوان دیگری قرار دارد که بزرگ و دارای تزیینات بسیار است. کاشی‌کاری‌ها و خط ثلثی که استفاده شده بر زیبایی مدرسه افزوده‌است. بر اساس کتیبهٔ این محراب ساخت آن متعلق به سال ۷۷۸ ه‍.ق است و آیات ۱۸ و ۱۹ سورهٔ توبه به خط ثلث و توسط علی کوهیار الابرقوهی نوشته شده‌است. در دوران صفوی دیگر از این مدرسه استفاده نشد و همین امر باعث تخریب حجره‌های شرقی آن شد.[۱۶۳] در تاریخ ۷۶۸ ه‍.ق/ ۱۳۸۸ م سردری برای این قسمت ساخته شد که ورودی آن از بازار بود و راه اتصال آن با حیاط از طریق راهروی ایوان شرقی صورت می‌گرفت.[۱۶۴][۱۶۵]

صفهٔ عمر[ویرایش]

صفه عمر

در انتهای این ضلع صفهٔ عمر ساخته شده که عده‌ای بدون توجه به کتیبه‌های داخل بنا آن را به دوران عمر عبدالعزیز خلیفهٔ اموی و بعضی دیگر به عمربن عبدالعزیز ابی دُلَف از سلسلهٔ آل ابی دلف نسبت داده‌اند که آثار خیر بسیاری را ساخته‌است. کتیبه‌های این مسجد از روزگار سلطان محمد و آل مظفر حکایت دارد. بانی آن را مرتضی بن الحسین العباسی الزینبی می‌دانند که قصد داشته قسمتی به بناهای موجود بیفزاید. راهروی اصلی این مدرسه مابین ایوان شاگرد و شبستان قرار دارد. صفهٔ عمر ۱۰ متر طول و ۱۰ متر عرض دارد و به شیوۀ رازی ساخته شده‌است. در طرفین آن دو دالان دو طبقه که سرپوشیده است بنا شده و عرض هر یک از آن‌ها به ۵ متر می‌رسد. دیوار غربی بسیار قطور و قدیمی است و از خشت خام ساخته شده‌است. دالان ورودی شرقی را عده‌ای مربوط به دورهٔ ساسانی می‌دانند که به جای مسجد، آتشکده برپا بوده و عده‌ای دیگر آن را مربوط به دورهٔ منصور می‌دانند. این ایوان از طریق ورودی دیگری که ۵ متر طول و ۲/۵ متر عرض دارد به شبستان جنوبی متصل می‌شود. این شبستان ۱۹ متر طول و ۱۱ متر عرض دارد. از نظر معماری ساختمانی ۸ درگاه است که هر کدام از آن‌ها به وسیلهٔ مقرنس‌های آجری سفید، قرمز و سبز تزیین شده‌است. این ترکیب رنگ مربوط به سبک هنرمندان قرن هشتم ه‍.ق است و در ادوار بعد به چنین چیزی برنمی‌خوریم.[۱۶۶]

  • طاق صفهٔ عمر: خطوطی تاریخ و تزیینی در سقف صفهٔ عمر در دو شمسه کار شده‌است. عبارات اطراف دو شمسه[پ ۱۲] یکسان است اما کتیبهٔ متن متفاوت است. ۸ شکل مربع دارد که داخل هر کدام به خط بنایی و بر زمینهٔ لاجوردی ۴ کلمه نوشته شده‌است: «" الله، محمد، ابوبکر، عمر، عثمان، علی، حسن و حسین.» سقف هلالی شکل صفه عمر به شبستان محراب با ۳ خط بنایی و به وسیلهٔ حسن کارون تزیین شده‌است.
  • کتیبهٔ محراب صفهٔ عمر: این کتیبه در سال ۷۷۸ ه‍.ق به دست علی کوهیار الابَرقوهی صورت نوشته شده‌است؛ شمس پسر تاج و فخر فرزند عبدالوَهاب شیرازی بنا نیز از استادان این محراب بودند. در قسمت فوقانی محراب هم کتیبه‌ای موجود است که در ۲ سطر حک شده‌است.[۱۶۷]
  1. کتیبهٔ اول به خط کوفی بر زمینهٔ لاجوردی نوشته شده‌است: «ربنا واجعلنا مسلمین لک و من ذریتنا امة مسلمة لک وارنا مناسکنا و تب علینا.»
  2. کتیبهٔ دوم به خط ثلث و بر زمینهٔ لاجوردی حک شده‌است: «قال الله تبارک و تعالی و اذ یرفع ابراهیم القواعد من البیت و اسمعیل ربنا تقبل منا انک انت السمیع العلیم.»[۱۶۸][۱۶۹]
  • کتیبهٔ سقاخانه: سقاخانه عزیزالله تا اواسط قرن چهاردهم ه‍.ق در وسط بازار مقابل در مسجد وجود داشته اما پس از نابودی بازار سنگاب این سقاخانه هم به گوشه‌ای منتقل شد و آخرین بار در صحن عمر دیده‌شده‌است که کتیبهٔ مربوط به دوران شاه سلیمان صفوی بر آن حک شده‌بود و به خط عزیزالله هم بوده و به این خاطر به این نام معروف است.[۱۷۰]

تغییرات دورهٔ افاغنه: در دورانی که افغان‌ها بر ایران مسلط شده‌بودند و اصفهان را به تصرف خود درآورده‌بودند، به فرمان اشرف افغان صفهٔ عمر برای نماز اهل تسنن، سربازان افغان و نزدیکان اشرف در نظر گرفته شد اما به خاطر جلوگیری از اختلاف آن‌ها با اهل تشیع، دری دیگر به سمت بازار[پ ۱۳] باز کردند و راهروی صفهٔ عمر را به صحن مسدود کردند. این در همچنان موجود است. افغان‌ها هم همانند دیگر افرادی که در دوران مختلف از خود کتیبه‌ای باقی گذاشتند، علاقه داشتند کتیبه‌ یا نوشته‌ای از خود در مسجد جامع باقی بگذارند.[۱۷۱]

  • کتیبهٔ راشد: کتیبه‌ای به نام راشد که مربوط به سال ۱۱۳۹ ه‍.ق است، به خط ثلث و بر زمینهٔ کاشی خشت لاجوردی در این صفه قرار دارد.
  • کتیبه‌های اشرف افغان: کتیبه‌ای به فرمان اشرف در صفهٔ عمر نصب شده که به خط علی المولوی است و از سال ۱۱۳۹ ه‍.ق در این مکان موجود بوده و علاوه بر آن در این کتیبه به نام «مولی زعفران» هم برمی‌خوریم. کتیبه به خط ثلث و نستعلیق و بر زمینهٔ کاشی خشت لاجوردی و قهوه‌ای حک شده‌است.[۱۷۲]

کتیبه‌های شاه طهماسب[ویرایش]

در انتهای دالان شرقی سمت جنوبی آن، لوحی قرار دارد که مربوط به شاه طهماسب اول است. شاه طهماسب به هنگام پیروزی بر ازبک‌ها قسمتی از چوپان بیگی و دارالسلطنه اصفهان را اهدا کرده‌است. مقابل همین کتیبهٔ شاه طهماسب، ۲ لوح دیگر هم موجود است.[۱۷۳]

  • کتیبهٔ اول به خط نستعلیق، به طول ۱۰۷ سانتی‌متر و عرض ۶۲ سانتی‌متر ساخته شده‌است و قسمت‌هایی از آن به مرور زمان از بین رفته و مشخص نیست.
  • کتیبهٔ دیگر مربوط به تخفیف مالیاتی است که شاه طهماسب اول به مردم داده و در سال ۹۷۱ ه‍.ق به خط نستعلیق نوشته شده‌است. این کتیبه ۱۶۵ سانتی‌متر طول و ۵۴ سانتی‌متر عرض دارد و زیاد قابل خواندن نیست چرا که قسمت‌های عمده‌ای از آن تخریب شده‌است.[۱۷۴]

ثبت جهانی مسجد جامع اصفهان[ویرایش]

ایران در سال ۱۳۲۵ ه‍.ش با پذیرفتن اساسنامهٔ یونسکو عضو این سازمان شد. یونسکو از ابتدا به حفاظت بناهای تاریخی و موارد دیگری مثل تربیت افراد متخصص برای نگهداری و مرمت آثار تاریخی توجه نشان می‌داد. در این سازمان فهرستی از آثار جهانی که واجد شرایط و معیارهای پذیرفته شده یونسکو است وجود دارد، که درواقع پس از بررسی درخواست‌ها و مشاهدهٔ کارشناسان مربوطه رای به ثبت اثر داده می‌شود و این چنین اثر مربوطه جزئی از آثار جهانی می‌شود. هنگامی که دولتی تصمیم می‌گیرد اثری را به عنوان اثر جهانی در یونسکو به ثبت برساند موظف می‌شود، حفاظت و مراقبت از اثر را عهده‌دار شود. در سال ۱۳۸۹ ه‍.ش بود که موضوع ارسال پرونده «مسجد جامع اصفهان» به یونسکو پیش آمد و مدیران میراث فرهنگی اصفهان مسئول این امر شدند. البته به گفتهٔ جبل عاملی در ۳ دهه پیش از آن هم تلاش‌هایی صورت گرفته، اما به دلیل وسعت بنا و عدم تداوم آن هربار به صورتی کار بی‌نتیجه می‌ماند. تا اینکه در دی ماه سال ۱۳۸۹ ه‍. ش بود که تمام معیارهای یونسکو برآورده شد و در پرونده‌ای جامع ثبت و ارسال شد. پس از آن موزه‌ای برای آثار کشف شده در مسجد و ماکتی برای بنا ایجاد شد. تابلوهای راهنما را به ۲ زبان در مسجد قرار دادند؛ پایگاه و فضایی برای معرفی مسجد مختص آشنایی بازدیدکنندگان ایجاد شد و دستگاه‌هایی برای نمایش و فیلم هم در مسجد قرار داده‌شد. در سال ۱۳۹۰ بود که متخصصان از مسجد دیدن کردند و پس از بررسی‌های لازم، این بنا ثبت جهانی شد.[۱۷۵]

منبع‌شناسی[ویرایش]

متون تاریخی در قرون مختلف، اصفهان را بررسی کردند و سیاحان و مورخان اطلاعاتی از اماکن تاریخی شهر را نیز ثبت کردند و اطلاعاتی از مسجد جامع اصفهان در کتب نام برده شده نیز موجود است.

منابع فارسی[ویرایش]

  • اخبار اصفهان: توسط حافظ ابونعیم اصفهانی به عربی حدود سال ۴۲۰ ه‍.ق نوشته شده‌است. ابونعیم بیشتر در این کتاب به ذکر احوال بزرگان و محدثانی پرداخته که به اصفهان سفر کرده‌اند یا در آنجا سکونت داشتند و همچنین توضیحاتی از اصفهان، بناهای آن و والیان شهر در کتاب خود آورده‌است. حافظ ابونعیم از زبان پدرش به شرح و توصیف مسجد جامع اصفهان که در قرن سوم ه‍.ق ساخته شده‌بود، پرداخته‌است. کتاب وی دارای دو جلد است و بر اساس فهرستی به ترتیب حروف الفبا عربی مرتب شده‌است. ابونعیم از کتاب استادش ابو شیخ اصفهانی و کتاب اصفهان، حمزه اصفهانی نیز بسیار بهره برده‌است.[۱۷۶]
  • تاریخ اصفهان: ابو عبدالله حمزه بن حسن اصفهانی احتمالاً حدود ۲۸۰ ه‍.ق در اصفهان متولد شد. وی ادبیات، تاریخ، نحو و … را نزد بزرگان دوران خود گذراند و آثار بزرگی را خلق کرد. حمزه اصفهانی تلاش می‌کرد در کتاب خود از منابع معتبر استفاده کند. او منابع مکتوب معتبری را ذکر کرده و هر آنچه به صورت شفاهی از دیگران شنیده را به دقت و با ذکر اسم افراد نوشته‌است. وی نگاهی نقادانه به تاریخ داشت و سعی می‌کرد صحیح‌ترین اطلاعات را در اختیار خواننده قرار دهد. حمزه در کتاب تاریخ اصفهان خود به تفضیل، شهر اصفهان، جغرافیا و تاریخ آن را شرح می‌دهد و با مطالعه آن کلیاتی از اوضاع شهری قرن چهارم ه‍.ق اصفهان به دست می‌آید.[۱۷۷]
  • محاسن اصفهان: این کتاب به زبان عربی و توسط مفضّل بن سعد بن حسین مافرّوخی اصفهانی در قرن پنجم ه‍.ق مصادف با دوران ملکشاه سلجوقی نوشته شده‌است. نویسنده در این کتاب محاسن اصفهان را جمع‌آوری کرده و آنچه مربوط به ادبا، جغرافیای طبیعی و تاریخ آن است را به دست آورده و به ثبت رسانده‌است. مافروخی از مسجد جامع اصفهان هم دیدن کرده و توصیفاتی از آن در کتاب خود آورده‌است که مربوط به قبل از اقدامات سلجوقیان است. درواقع مسجدی را توصیف کرده که از خشت خام است و هنوز تحول اساسی در آن شکل نگرفته‌است.[۱۷۸]
  • صورة الارض: ابوالقاسم محمد بن حوقل پیش از سال ۳۲۰ ه‍.ق در نُصَیبین متولد شد. وی در ۷ رمضان ۳۳۱ ه‍.ق/۹۴۳ م سفر خود را از بغداد آغاز کرد. او به کشورهای مختلفی پا گذاشت و ماجراهای خود را در کتاب صورة الارض ثبت کرد و آن را به امیر سیف‌الدوله حَمدانی هدیه داد. ابن حوقل از آفریقای شمالی، ارمنستان، مصر، سیسیل، ایران و … دیدن کرده‌است. او در همین هنگام از مسجد جامع اصفهان بازدید کرده و مسجد اولیه‌ای که از خشت خام بوده را به‌طور کامل توصیف می‌کند.[۱۷۹]
  • احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم: شمس‌الدین ابوعبدالله محمد بن احمد بن ابی بکر بناء شامی مَقدسی بین سال‌های ۳۳۱–۳۳۴ ه‍.ق در شام به دنیا آمد. کتاب وی به زبان عربی نوشته شد و ۲ نسخه از آن موجود است که یکی در فلسطین و دیگری در برلین است. مقدسی در کتاب خود از فرقه‌های مختلف، لهجه‌های مردم، شهرها، مکان‌های دینی، مذهب مردم، بازارها و… توصیفی آورده‌است. وی به خاطر تیزبینی‌ای که در جزئیات داشته کتابی با ارزش بسیار به رشتهٔ تحریر درآورده است. مقدسی به هنگام بازدید از اصفهان، مسجد جامعی که مربوط به قرن سوم ه‍.ق بوده را دیده و در مورد آن اطلاعاتی در کتاب خود نوشته‌است.[۱۸۰]
  • الاعلاق النفیسه: ابوعلی احمد بن رُسته در اوایل قرن سوم ه‍.ق در اصفهان متولد شد. وی در کتاب خود که «الاعلاق النفیسه» نام دارد، فصلی را به زادگاه خود اختصاص داده‌است و به خاطر اینکه کتابش از قدمت تاریخی بسیاری برخوردار است منبع بسیاری از نویسندگان و مورخان اعصار بعدی بوده‌است. الاعلاق النفیسه از آب و هوا، خاک، گیاهان، معادن، اماکن شهر، دیوارهای آن و … اطلاعاتی به خواننده می‌دهد.[۱۸۱][۱۸۲]

سفرنامه‌ها[ویرایش]

  • سفرنامهٔ ناصرخسرو: ابومعین ناصر بن خسرو بن حارث قبادیانی بلخی از شاعران و جهانگردان ایرانی قرن چهارم ه‍.ق بود. وی در سال ۳۹۴ ه‍.ق در قبادیان بلخ متولد شد. سفرنامهٔ وی نتیجهٔ سفر ۷ سالهٔ اوست. ناصرخسرو از هر مکانی گذر می‌کرد، آداب و رسوم، نوع زندگی، اخلاق، کتیبه‌ها، مسافت شهر، نوشته‌ها و حوادثی که بر آن شهر گذشته را ثبت می‌کرد. وی در سال ۴۴۴ ه‍.ق به اصفهان سفر می‌کند و در کتاب خود دربارهٔ مسجد جامع اینچنین می‌نویسد: «در میان شهر مسجد آدینه بزرگ و نیکو ساخته شده.» درواقع وی از مسجدی دیدن می‌کند که مربوط به قرن سوم ه‍.ق بوده و همان اضافات دیلمی را داشته‌است.[۱۸۳][۱۸۴]
  • سفرنامهٔ ژان شاردن: ژان شاردن جهانگرد فرانسوی بود که در سال ۱۶۶۴ م سفر خود را آغاز کرد. کتاب او در ۱۰ جلد به چاپ رسیده و منبع بسیار خوبی برای خاور نزدیک و ایران است. او از اصفهان هم دیدن کرده و اطلاعاتی از مساجد مختلف اصفهان، از جمله مسجد جامع را در سفرنامهٔ خود ثبت کرده‌است. شاردن به ایران علاقهٔ بسیاری داشت و مدت زمان بیشتری از سفر خود را در ایران گذراند.[۱۸۵]
  • سفرنامهٔ پاسکال کوست و فلاندن: پاسکال کوست خاورشناس فرانسوی بود که در سال ۱۲۲۰ ه‍.ق در زمان محمد شاه قاجار به همراه اوژن فلاندن به ایران سفر کرد. آن دو به مکان‌های بسیاری در ایران از جمله بیستون، قزوین، فارس، تخت جمشید، کنگاور، تهران، اصفهان و… سفر کردند و بررسی‌های خود را به ثبت رسانند. کتاب آن‌ها همراه با نقاشی‌های بسیاری است. آن‌ها صحن اصلی مسجد جامع، ورودی آن و کاروانسراهای اطراف آن را به تصویر کشیدند.[۱۸۶]

یادداشت‌ها[ویرایش]

  1. شمال مسجد حکیم قرار دارد.
  2. یعنی اواخر قرن ۱۱ ه‍. ق
  3. نوعی کاشی‌کاری است که از کنار هم قرار گرفتن تعداد بسیاری کاشی کوچک ساخته می‌شود.
  4. علت این که گنبد تاج‌الملک، گنبد خاکی خوانده می‌شود پوشیده بودن آن از گرد و خاک نهصد ساله بوده و در واقع اشاره به قدمت آن داشته و مردم عامه این نام را به این گنبد دادند.
  5. معماری سلجوقی
  6. در این کتیبه رنگ و خط تغییر یافته و کلماتی قابل خواندن نیست مفهوم آن این است که "از بابت رعی مواشی و بعضی عوارض به دستور سابق چیزی مطالبه ننمایند.
  7. تخریب ۲۴ ستون از شبستان
  8. سبک معماری این گوشواره‌ها مربوط به دوران آل‌بویه است
  9. اگر مصرع آخر این شعر را با حروف ابجد حساب کنیم سال ۹۸۴ هجری می‌شود که مصادف است با سلطنت شاه طهماسب.
  10. بانی این مکان
  11. احتمالاً برای ورود بانوان
  12. تصاویر مدور و منقوش
  13. که در ضلع شرقی بود.

پانویس[ویرایش]

  1. «دانشنامهٔ تاریخ معماری ایران‌شهر». سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ایران. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۳ اکتبر ۲۰۱۵. بازبینی‌شده در ۱۹/۵/۲۰۱۱. 
  2. بادکوبه هزاوه، «جامع مسجد»، دانشنامه جهان اسلام.
  3. حاتم، معماری اسلامی ایران در دورۀ سلجوقیان، ۴.
  4. استیرلن، اصفهان، تصویر بهشت، ۱-۱۲.
  5. آذرنوش، «اصفهان»، دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۱۶۳-۱۶۴.
  6. de Planhol, “ISFAHAN ii. HISTORICAL GEOGRAPHY”, Encyclopaedia Iranica, 617-622.
  7. جبل عاملی، ثبت جهانی مسجدجامع عتیق اصفهان.
  8. آذرنوش، «اصفهان»، دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۱۶۳-۱۶۴.
  9. انارکی، ملک پور و شهرکی، بررسی یادگاری‌های مسجد جامع اصفهان، ۱۲۰.
  10. پیرنیا، سبک شناسی معماری ایرانی، ۱۴۶.
  11. جبل عاملی، ثبت جهانی مسجدجامع عتیق اصفهان.
  12. قلعه نویی، بررسی تغيير نقش مسجد جامع عتيق در ساختار شهری اصفهان در گذر زمان، ۱۹.
  13. جبل عاملی، تاريخ تحولات مسجد جامع اصفهان، ۴۳.
  14. هایده، مسجد جامع اصفهان، نگین معماری اسلامی ایران، ۲۱.
  15. جبل عاملی، ثبت جهانی مسجدجامع عتیق اصفهان.
  16. پیرنیا، سبک شناسی معماری ایرانی، ۱۴۴.
  17. فینستر، مساجد اولیۀ ایران از آغاز تا دورۀ حکومت سلجوقیان، ۹۵.
  18. جبل عاملی، ثبت جهانی مسجدجامع عتیق اصفهان.
  19. جبل عاملی، اصفهان، یادگاری ارزشمند از هنر و معماری اسلامی، ۱۴۶.
  20. هیلنبراند، معماری اسلامی ایران، ۲۴۹.
  21. گالدیری، مسجد جامع اصفهان، ۱۱۴-۱۵.
  22. جبل عاملی، ثبت جهانی مسجدجامع عتیق اصفهان.
  23. جبل عاملی، تاريخ تحولات مسجد جامع اصفهان، ۵۱.
  24. قلعه نویی، بررسی تغيير نقش مسجد جامع عتيق در ساختار شهری اصفهان در گذر زمان، ۱۹.
  25. جبل عاملی، ثبت جهانی مسجدجامع عتیق اصفهان.
  26. ریاحی، حریق مسجد جامع اصفهان در عصر سلجوقی، ۱۸-۱۹.
  27. هنرفر، آثار تاریخی اصفهان، ۸۷-۸۹.
  28. لوئیس، اسماعیلیان در تاریخ، ۲۸۴.
  29. بویل، از آمدن سلجوقیان تا فروپاشی ایلخانان، ۴۱۶–۴۱۷.
  30. جبل عاملی، تاريخ تحولات مسجد جامع اصفهان، ۴۸.
  31. ریاحی، حریق مسجد جامع اصفهان در عصر سلجوقی، ۲۰-۲۱.
  32. هیلنبراند، معماری اسلامی ایران، ۲۴۸.
  33. هنرفر، قدیمی‌ترین سر در تاریخی مسجد جمعه اصفهان، ۲۹.
  34. ریاحی، حریق مسجد جامع اصفهان در عصر سلجوقی، ۲۰-۲۱.
  35. ریاحی، حریق مسجد جامع اصفهان در عصر سلجوقی، ۲۱.
  36. هنرفر، قدیمی‌ترین سر در تاریخی مسجد جمعه اصفهان، ۲۹.
  37. هنرفر، گنجینۀ آثار تاریخی اصفهان، ۷۸-۷۹.
  38. قاسمی سیچانی، تحلیل مضمون کتیبه‌های قرآنی ورودی‌ها و محراب‌های مسجد جامع اصفهان، ۵۲.
  39. انارکی، ملک پور و شهرکی، بررسی یادگاری‌های مسجد جامع اصفهان، ۱۱۹.
  40. جبل عاملی، ثبت جهانی مسجدجامع عتیق اصفهان.
  41. هیلنبراند، معماری اسلامی ایران، ۲۵۹-۲۶۰.
  42. جبل عاملی، اصفهان، یادگاری ارزشمند از هنر و معماری اسلامی، ۱۴۸.
  43. جبل عاملی، تاريخ تحولات مسجد جامع اصفهان، ۵۴-۵۳.
  44. جبل عاملی، ثبت جهانی مسجدجامع عتیق اصفهان.
  45. انارکی، ملک پور و شهرکی، بررسی یادگاری‌های مسجد جامع اصفهان، ۱۲۰.
  46. جبل عاملی، ثبت جهانی مسجدجامع عتیق اصفهان.
  47. جبل عاملی، تاريخ تحولات مسجد جامع اصفهان، ۵۴.
  48. قلعه نویی، بررسی تغيير نقش مسجد جامع عتيق در ساختار شهری اصفهان در گذر زمان، ۱۹.
  49. جبل عاملی، ثبت جهانی مسجدجامع عتیق اصفهان.
  50. جبل عاملی، تاريخ تحولات مسجد جامع اصفهان، ۵۵-۵۶.
  51. جبل عاملی، ثبت جهانی مسجدجامع عتیق اصفهان.
  52. قلعه نویی، بررسی تغيير نقش مسجد جامع عتيق در ساختار شهری اصفهان در گذر زمان، ۱۹.
  53. جبل عاملی، تاريخ تحولات مسجد جامع اصفهان، ۵۷-۶۳.
  54. جبل عاملی، اصفهان، یادگاری ارزشمند از هنر و معماری اسلامی، ۱۶۳.
  55. قلعه نویی، بررسی تغيير نقش مسجد جامع عتيق در ساختار شهری اصفهان در گذر زمان، ۱۸-۲۱.
  56. قلعه نویی، بررسی تغيير نقش مسجد جامع عتيق در ساختار شهری اصفهان در گذر زمان، ۲۱-۲۵.
  57. جبل عاملی، تاريخ تحولات مسجد جامع اصفهان، ۳۷-۳۸.
  58. هنرفر، تزیینات کاشی‌کاری در مسجد جامع اصفهان، ۴۰.
  59. جبل عاملی، تاريخ تحولات مسجد جامع اصفهان، ۳۸-۳۹.
  60. طاووسی و آزادی، کیمیای آجر و نقش در گنبد خاکی مسجد جامع اصفهان، ۳۰-۳۱.
  61. جبل عاملی، ثبت جهانی مسجدجامع عتیق اصفهان.
  62. جبل عاملی، تاريخ تحولات مسجد جامع اصفهان، ۳۳-۳۵.
  63. گالدیری، مسجد جامع اصفهان، ۷۲.
  64. هاشمی، آشنایی با معماری اسلامی، ۴۵–۴۶.
  65. رسولی، تاریخچه و شیوه‌های معماری در ایران، ۵۸.
  66. هاشمی، آشنایی با معماری اسلامی، ۴۹.
  67. پیرنیا، سبک‌شناسی معماری ایرانی، ۱۶۲–۱۶۵.
  68. رسولی، تاریخچه و شیوه‌های معماری در ایران، ۶۶–۶۷.
  69. پوپ، معماری ایران، ۱۳۹-۱۴۴.
  70. طاووسی و آزادی، کیمیای آجر و نقش در گنبد خاکی مسجد جامع اصفهان، ۳۲.
  71. نصرتی، کتیبه‌های قرآنی مسجد جامع اصفهان، ۳۵.
  72. هنرفر، گنجینۀ آثار تاریخی اصفهان، ۱۶۴.
  73. پیرنیا، سبک شناسی معماری ایرانی، ۱۸۳.
  74. گالدیری، مسجد جامع اصفهان، ۳۲.
  75. گالدیری، مسجد جامع اصفهان، ۱۴.
  76. هنرفر، گنجینۀ آثار تاریخی اصفهان، ۱۲۵.
  77. هنرفر، گنجینۀ آثار تاریخی اصفهان، ۱۲۵-۱۲۶.
  78. هنرفر، گنجینۀ آثار تاریخی اصفهان، ۷۸-۷۹.
  79. هنرفر، گنجینۀ آثار تاریخی اصفهان، ۳۰.
  80. قاسمی سیچانی، تحلیل مضمون کتیبه‌های قرآنی ورودی‌ها و محراب‌های مسجد جامع اصفهان، ۶۱.
  81. هنرفر، گنجینۀ آثار تاریخی اصفهان، ۱۴۶-۱۴۷.
  82. نصرتی، کتیبه‌های قرآنی مسجد جامع اصفهان، ۲۹.
  83. طاووسی و آزادی، کیمیای آجر و نقش در گنبد خاکی مسجد جامع اصفهان، ۳۰-۳۱.
  84. دادخواه، تأملی بر تزیینات ایوان درویش مسجد جامع اصفهان، ۲۲-۲۴.
  85. نصرتی، کتیبه‌های قرآنی مسجد جامع اصفهان، ۱۳۴-۱۳۵.
  86. طاووسی و آزادی، کیمیای آجر و نقش در گنبد خاکی مسجد جامع اصفهان، ۲۹.
  87. هیلنبراند، معماری اسلامی ایران، ۲۴۹.
  88. جبل عاملی، ثبت جهانی مسجدجامع عتیق اصفهان.
  89. پیرنیا، سبک شناسی معماری ایرانی، ۱۷۹.
  90. جبل عاملی، تاريخ تحولات مسجد جامع اصفهان، ۴۵.
  91. طاووسی و آزادی، کیمیای آجر و نقش در گنبد خاکی مسجد جامع اصفهان، ۳۳.
  92. حاتم، معماری اسلامی ایران در دورۀ سلجوقیان، ۱۸.
  93. علم بیگی، زیبایی شناسی خط در مسجد جامع اصفهان، ۳۴.
  94. طاووسی و آزادی، کیمیای آجر و نقش در گنبد خاکی مسجد جامع اصفهان، ۴۰.
  95. نصرتی، کتیبه‌های قرآنی مسجد جامع اصفهان، ۲۹.
  96. قاسمی سیچانی، تحلیل مضمون کتیبه‌های قرآنی ورودی‌ها و محراب‌های مسجد جامع اصفهان، ۵۵.
  97. استیرلن، اصفهان، تصویر بهشت، ۱۱۴.
  98. جبل عاملی، تاريخ تحولات مسجد جامع اصفهان، ۴۷.
  99. پیرنیا، سبک شناسی معماری ایرانی، ۱۸۲-۱۸۳.
  100. استیرلن، اصفهان، تصویر بهشت، ۲۵.
  101. هنرفر، تزیینات کاشی‌کاری در مسجد جامع اصفهان، ۴۴-۴۵.
  102. هنرفر، تزیینات کاشی‌کاری در مسجد جامع اصفهان، ۴۹.
  103. هنرفر، تزیینات کاشی‌کاری در مسجد جامع اصفهان، ۱۵۵.
  104. قاسمی سیچانی، تحلیل مضمون کتیبه‌های قرآنی ورودی‌ها و محراب‌های مسجد جامع اصفهان، ۵۷.
  105. نصرتی، کتیبه‌های قرآنی مسجد جامع اصفهان، ۲۹.
  106. نصرتی، کتیبه‌های قرآنی مسجد جامع اصفهان، ۳۰.
  107. قاسمی سیچانی، تحلیل مضمون کتیبه‌های قرآنی ورودی‌ها و محراب‌های مسجد جامع اصفهان، ۵۸.
  108. نصرتی، کتیبه‌های قرآنی مسجد جامع اصفهان، ۳۰.
  109. استیرلن، اصفهان، تصویر بهشت، ۲۱.
  110. گالدیری، گنبد نظام‌الملک در مسجد جامع اصفهان، ۳۵-۴۳.
  111. جبل عاملی، ثبت جهانی مسجدجامع عتیق اصفهان.
  112. پیرنیا، سبک شناسی معماری ایرانی، ۱۷۸.
  113. نصرتی، کتیبه‌های قرآنی مسجد جامع اصفهان، ۲۸.
  114. جبل عاملی، تاريخ تحولات مسجد جامع اصفهان، ۴۴.
  115. پورنادری، بررسی شاخص‌های معماری «کنج» و «شکل کتیبه» شبستان جنوب شرقی مسجد جامع اصفهان، به منظور شناخت گوشه‌ای از تحولات تاریخی آن، ۱۱۹-۱۲۶.
  116. قاسمی سیچانی، تحلیل مضمون کتیبه‌های قرآنی ورودی‌ها و محراب‌های مسجد جامع اصفهان، ۵۹-۶۰.
  117. هایده، مسجد جامع اصفهان، نگین معماری اسلامی ایران، ۲۲.
  118. نصرتی، کتیبه‌های قرآنی مسجد جامع اصفهان، ۳۰.
  119. نصرتی، کتیبه‌های قرآنی مسجد جامع اصفهان، ۲۸.
  120. هنرفر، تزیینات کاشی‌کاری در مسجد جامع اصفهان، ۳۹.
  121. هنرفر، تزیینات کاشی‌کاری در مسجد جامع اصفهان، ۴۹.
  122. هنرفر، تزیینات کاشی‌کاری در مسجد جامع اصفهان، ۴۵.
  123. نصرتی، کتیبه‌های قرآنی مسجد جامع اصفهان، ۲۹.
  124. هنرفر، تزیینات کاشی‌کاری در مسجد جامع اصفهان، ۵۰.
  125. هنرفر، تزیینات کاشی‌کاری در مسجد جامع اصفهان، ۱۶۰.
  126. هنرفر، تزیینات کاشی‌کاری در مسجد جامع اصفهان، ۱۶۱.
  127. جبل عاملی، تاريخ تحولات مسجد جامع اصفهان، ۴۸.
  128. گالدیری، مسجد جامع اصفهان، ۳۰.
  129. هنرفر، گنجینۀ آثار تاریخی اصفهان، ۷۱-۷۱.
  130. هنرفر، تزیینات کاشی‌کاری در مسجد جامع اصفهان، ۴۳-۴۴.
  131. نصرتی، کتیبه‌های قرآنی مسجد جامع اصفهان، ۲۹.
  132. قاسمی سیچانی، تحلیل مضمون کتیبه‌های قرآنی ورودی‌ها و محراب‌های مسجد جامع اصفهان، ۵۸.
  133. هنرفر، تزیینات کاشی‌کاری در مسجد جامع اصفهان، ۵۲-۵۴.
  134. نصرتی، کتیبه‌های قرآنی مسجد جامع اصفهان، ۳۱.
  135. جبل عاملی، ثبت جهانی مسجدجامع عتیق اصفهان.
  136. استیرلن، اصفهان، تصویر بهشت، ۲۴.
  137. گدار، آثار ایران، ۲۸۶-۲۸۷.
  138. گالدیری، مسجد جامع اصفهان، ۴۸-۴۹.
  139. حاتم، معماری اسلامی ایران در دورۀ سلجوقیان، ۲۱.
  140. نیک‌زاد، محراب گچ بری مسجد جامع اصفهان، ۲۷.
  141. قاسمی سیچانی، تحلیل مضمون کتیبه‌های قرآنی ورودی‌ها و محراب‌های مسجد جامع اصفهان، ۵۳.
  142. هنرفر، گنجینۀ آثار تاریخی اصفهان، ۱۴۹-۱۵۰.
  143. هاشمی، آشنایی با معماری اسلامی، ۵۳.
  144. هنرفر، تزیینات کاشی‌کاری در مسجد جامع اصفهان، ۴۴.
  145. هنرفر، گنجینۀ آثار تاریخی اصفهان، ۷۹.
  146. نصرتی، کتیبه‌های قرآنی مسجد جامع اصفهان، ۳۰.
  147. جبل عاملی، ثبت جهانی مسجدجامع عتیق اصفهان.
  148. جبل عاملی، تاريخ تحولات مسجد جامع اصفهان، ۵۲.
  149. جبل عاملی، ثبت جهانی مسجدجامع عتیق اصفهان.
  150. گالدیری، مسجد جامع اصفهان، ۶۳.
  151. جبل عاملی، تاريخ تحولات مسجد جامع اصفهان، ۵۵.
  152. گدار، آثار ایران، ۲۹۰.
  153. گالدیری، مسجد جامع اصفهان، ۶۷-۶۸.
  154. جبل عاملی، تاريخ تحولات مسجد جامع اصفهان، ۴۷.
  155. گالدیری، مسجد جامع اصفهان، ۳۷.
  156. قاسمی سیچانی، تحلیل مضمون کتیبه‌های قرآنی ورودی‌ها و محراب‌های مسجد جامع اصفهان، ۵۴.
  157. نصرتی، کتیبه‌های قرآنی مسجد جامع اصفهان، ۳۴.
  158. هنرفر، تزیینات کاشی‌کاری در مسجد جامع اصفهان، ۵۴.
  159. علم بیگی، یبایی شناسی خط در مسجد جامع اصفهان، ۳۵.
  160. قاسمی سیچانی، تحلیل مضمون کتیبه‌های قرآنی ورودی‌ها و محراب‌های مسجد جامع اصفهان، ۵۷.
  161. پورنادری، بررسی شاخص‌های معماری «کنج» و «شکل کتیبه» شبستان جنوب شرقی مسجد جامع اصفهان، به منظور شناخت گوشه‌ای از تحولات تاریخی آن، ۱۳۰.
  162. نصرتی، کتیبه‌های قرآنی مسجد جامع اصفهان، ۳۰-۲۹.
  163. جبل عاملی، ثبت جهانی مسجدجامع عتیق اصفهان.
  164. جبل عاملی، تاريخ تحولات مسجد جامع اصفهان، ۵۱.
  165. قاسمی سیچانی، تحلیل مضمون کتیبه‌های قرآنی ورودی‌ها و محراب‌های مسجد جامع اصفهان، ۵۶.
  166. هنرفر، تزیینات کاشی‌کاری در مسجد جامع اصفهان، ۴۱-۴۲.
  167. پیرنیا، سبک شناسی معماری ایرانی، ۱۸۲.
  168. نصرتی، کتیبه‌های قرآنی مسجد جامع اصفهان، ۳۴.
  169. هنرفر، تزیینات کاشی‌کاری در مسجد جامع اصفهان، ۴۲.
  170. هنرفر، گنجینهٔ آثار تاریخی اصفهان، ۷۸.
  171. هنرفر، گنجینهٔ آثار تاریخی اصفهان، ۷۸-۷۹.
  172. هنرفر، گنجینۀ آثار تاریخی اصفهان، ۱۴۳.
  173. نصرتی، کتیبه‌های قرآنی مسجد جامع اصفهان، ۳۰.
  174. هنرفر، گنجینۀ آثار تاریخی اصفهان، ۱۴۹-۱۵۳.
  175. جبل عاملی، ثبت جهانی مسجدجامع عتیق اصفهان.
  176. انصاری، «یابونعیم اصفهانی»، دایره‌المعرف بزرگ اسلام، ۳۳۷.
  177. میرابوالقاسمی، «حمزه اصفهانی»، دانشنامه جهان اسلام.
  178. جبل عاملی، تاریخ تحولات مسجد جامع اصفهان، ۳۷.
  179. شعار، دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۳۸۳–۳۸۴.
  180. رحیمی‌فر، مقدسی و احسن التقاسیم، ۸–۱۰.
  181. رفاهی، اصفهان در سده سوم هجری از نظر ابن رسته، ۸۶–۱۰۰.
  182. رضا، «ابن رسته»، دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۱۲۳۷.
  183. حائری، سفرنامه ناصر خسرو، ۷۰–۷۱.
  184. جبل عاملی، تاریخ تحولات مسجد جامع اصفهان، ۳۷.
  185. نوایی و غفاری فرد، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوره صفویه، ۱۷.
  186. نوایی و غفاری فرد، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوره صفویه، ۱۸.

منابع[ویرایش]

  • آذرنوش، آذرتاش (۱۳۷۹). «اصفهان». دایرةالمعارف بزرگ اسلامی. ۹.
  • de Planhol, Xavier (۲۰۰۶). "ISFAHAN ii. HISTORICAL GEOGRAPHY". Encyclopaedia Iranica. ۱. Retrieved ۲۰۱۲. Check date values in: |تاریخ بازبینی= (help)