گلپایگان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مختصات: ۳۳°۲۸′۵.۳۸″ شمالی ۵۰°۱۷′۵۵.۸۴″ شرقی / ۳۳.۴۶۸۱۶۱۱° شمالی ۵۰.۲۹۸۸۴۴۴° شرقی / 33.4681611; 50.2988444

گلپایگان
گلپایگان
کشور Flag of Iran.svg ایران
استان اصفهان
شهرستان گلپایگان
بخش مرکزی
سال شهرشدن دارای پیشینه تاریخی
مردم
جمعیت ۵۴،۷۵۲ نفر در سال ۱۳۹۰ [۱]
مذهب شیعه
جغرافیای طبیعی
مساحت ۲۴۲۱ کیلومتر مربع
آب‌وهوا
میانگین دمای سالانه ۲۸ درجه
اطلاعات شهری
ره‌آورد صنایع دستی (منبت، خاتم کاری و قالی بافی)
لبنیات، کباب گلپایگان
پیش‌شماره تلفنی ۰۳۷۲
وبگاه پایگاه اینترنتی گلپایگانی ها

گلپایگان شهری در استان اصفهان ایران است که در فاصله ۳۵۲ کیلومتری تهران و ۱۵۶کیلومتری شمال غربی اصفهان قرار دارد. سلسله کوه‌های مرکزی و رود قبله، که از کوه‌های جنوبی خوانسار سرچشمه می‌گیرد، از این شهر می‌گذرد و مابین شهرهای خوانسار، نجف‌آباد، خمین و میمه جای گرفته است. گلپایگان شهری است با فرهنگ کهن، پرداخته همای دختر بهمن (سمره، چهره آزاد)، از سلسله کیانیان، که دراصل نامش، وردپاتکان (سرزمین گل ُسرخ) بوده‌است.

نام‌گذاری[ویرایش]

نوشتارهای وابسته: وردپاتکان

گلپایگان را همای دختر بهمن کیانی ساخت و بنام خود سمره خواند که در نخست همای را سمره گفتندی. دخترش آن را تجدید عمارت کرد و گلبادگان یا گربادگان گفت.[۲][۳][۴][۵][۶]

گلپایگان از آمیختگی سه واژه ( گل - پای - گان ) بر پا شده‌است.

نام نخست شهر، گردپاذگان بوده‌است.(برهان قاطع،۱۳۶۱، ذیل گلپایگان)، گروهی دیگر نام آغازین آن را گَرپادگان به معنی کوهپایه می‌دانند. «گَر» در زبان پارسی میانه به معنای کوه است.

در واپسین روزهای ساسانیان و روز های آغازین اسلام «گردپادگان» خوانده می‌شد و تازیکان معرب نموده «جرباذکان» نامیده‌اند. (معجم البلدان یاقوت دیده شود). سپس از روی قاعده دیگری که آن نیز در زبانشناسی ایران معروف است، را و دال تبدیل به لام گشته و کلمه گارد مبدل بگال و سپس مبدل بگول و سپس مبدل به گل شده و بالاخره وردپاتکان و گلپایگان، شده یعنی شهر گلباد، و چنانکه گفتیم گلباد از نامهای معروف ایرانی بوده‌است. (مقاله های کسروی ج ۱ صفحه ۱۲۲-۱۲۱)

سپیده سحر و طبیعت گلپایگان

برخی گفته‌اند در اصل «ورتپاتکان» به معنی شهر یا سرزمین ورتپات بوده که یکی از نام‌های ایران نیز می‌باشد. سپس با گذشت زمان وردپاتکان، «وردپاذکان»، «گردپاذکان»، «گلپادگان» و سرانجام «گلپایگان» شده‌است.

ورد، به معنی گل سرخ است و در نتیجه تغییراتی که از روی قواعد زبان شناختی در آن روی داده، واژه ورد تبدیل به « گل » شده‌است. پات از مصدر پاییدن، به معنی نگاهبانی کردن است و «وردپات» گل نگاهدار معنی می‌دهد.

پات پس از مدتی «پاذ» و سرانجام دگرگون به «پای» شده‌است. واژه «کان» که سپس «گان» گردیده در آخر نام شهرها و آبادی‌های بسیاری چون اردکان، زنگان، ارزنگان و ارزنکان… آمده‌است.

بنابر روایت دیگری، نام قدیم گلپایگان «چهرزادگان» بوده است. زیر موسس آن چهرزاد([[همای دختر بهمن|هما]]) نام داشت.[۷]

آب و هوا[ویرایش]

آب وهوای گلپایگان متغیر و دارای زمستانهای نسبتاً سرد با حداقل حرارت ۲۱- درجه و تابستانهای گرم و خشک است که حداکثر حرارت آن تا۵/۳۷+ درجه می‌رسد. بارندگی غالباً در زمستان و میزان آن حدود ۳۰۰ میلیمتر است. گلپایگان از مناطق نیمه صحرایی است و به علت نزدیکی به کویر مرکزی، بارندگی آن کم و هوایش متغیر است. دشت گلپایگان، وسیع و آب آن از رودخانه و قنات و چشمه و منابع آب‌های زیرزمینی تامین می‌گردد. کوهستان‌های پوشیده از مراتع و رودخانه‌های منطقه چشم انداز طبیعی زیبایی به وجود می‌آورند. سلسله جبال مرکزی ایران از این شهرستان می‌گذرد.

پوشش گیاهی[ویرایش]

پوشش گیاهی درمناطق کوهستانی استپ کوهی همراه باانواع گون و به ویژه «کتیرا» است که مصرف صنعتی و بهداشتی دارد و به خارج از کشور هم صادر می‌شود.

استپ کوهی از غرب به شرق کاهش می‌یابد از این رو منطقه غرب که دارای پوشش گیاهی بهتر و آب بیشتر است، محل پرورش گوسفند و گله داری است. گیاهان خودرو مانند مُک کو (شیرین بیان) که ریشه آنها استفاده داروئی دارد، گل گاو زبان، شاتره، کاسنی، تره کوهی، چندال، مرزنجوش، دینارو (که بسیار خوش عطر و بو است)، شوید کوهی، پافغلاق، ریش قازی، شنگه، جوقاسم، گوش بره، خاکشیر، مرزنگوش، بارهنگ (بالنگ)، بابونه، بالنگو، قدامه، کرچک،...همه برای مردم شهر آشنا است.

در گلپایگان گندم، جو، پنبه، چغندر قند، تنباکو، شبدر، یونجه، سبزی‌های خوردنی، صیفی جات، آلو، زالزالک، سیب، هلو، آلوچه، گیلاس، آلبالو، زردآلو، مو (انگور از همه رقم: کشمش، عسکری، شآاونی (شاهونی)، مونقّا، ریش بابا...)، همه عمل می‌آید.

درختان قابل رویش گلپایگان عبارتند از: چنار، صنوبر، وه‌نو، بید مشک، عناّب، بادام کوهی، انجیر وحشی، سنجد، زبان گنجشک، بلوط، انجیر وحشی، نارون، توت، کاج، سپیدار، و درختان میوه (سیب، گلابی، زردآلو، بادام و گردو و...).

جغرافیا[ویرایش]

گلپایگان از طرف شمال به خمین (کمره) و قسمت کوچکی از مغرب به کوه‌های بختیاری و الیگودرز و از طرف جنوب به خوانسار و کوه های بختیاری و از طرف مشرق به میمه و کوه شیخ احمد و کوه سرخ و کوه صالح پیغمبر و ماهور گل گله و بیشه و از طرف جنوب شرقی به نجف آباد محدود است.

ارتفاع آن از سطح دریا ۱۸۱۸ متر است. (مبنای ارتفاع = سطح متوسط آب خلیج فارس در منطقه فاو که مبنای مسطحات اروپائی می‌باشد.)

تغییر شکل سطح زمین در دشت گلپایگان که برداشت بی رویه آب زیرزمینی یکی از عوامل اصلی آن است، دارد خودش را نشان می‌دهد. فرونشست زمین می‌تواند باعث آسیب های جبران‌ناپذیری به ساختمان ها، چاه ها، زمین های کشاورزی و شریان های حیاتی گردد. فرونشست زمین، یکی از پدیده‌های زمین‌شناسی است که در اثر زیاده روی‌های آدمی در بسیاری از نقاط جهان از جمله در گلپایگان، در حال وقوع است.

گلپایگان بر سر مسیر ارتباطی همدان - اراک به اصفهان و همچنین مسیر کرمانشاه - اراک به اصفهان قرار گرفته است.

روستاهای گلپایگان بر اساس بانک جامع روستاهای کشور [۸] بدین شرح است:

آرجان، اسفاجرد، اسفرنجان، تیکن، دُرّ، درب امامزاده ابراهیم، دستجرده، دم آسمان، رباط سرخ علیا، رباط قالقان، رباط محمود، رباط ملکی، رکابدار، زرنجان، سراور، سعیدآباد، شادگان، شرکت سهامی زراعی، شیدآباد، ضامن آباد، علی آباد، غرقه، فاویان، فرج آباد، فقستان، قالقان، قرغن، کلوچان، کوچری، مزرعه، ملازجان، نیوان سوق، نیوان نار، وانشان، هنده

شهرهای دیگر در گلپایگان:

ارتفاعات شهرستان گلپایگان[ویرایش]

نوشتار اصلی: ارتفاعات شهرستان گلپایگان

ارتفاعات شهرستان گلپایگان که دنباله شرقی سلسله جبال زاگرس و غالباً از کوه‌های اطراف اصفهان جدا شده، متعلق به دوران دوم زمین‌شناسی بوده و به صورت چندین رشته موازی از شمال غربی به جنوب شرقی امتداد می‌یابد.بلندترین قله این شهرستان کوه صالح پیغمبر که زیارت گاه نیز بر قله آن است می‌باشد

منابع آب[ویرایش]

رودخانه گلپایگان[ویرایش]

نوشتار اصلی: رودخانه گلپایگان

رودخانه گلپایگان که از ارتفاعات زاگرس در مجاورت سرشاخه‌های زاینده رود و دز سرچشمه می‌گیرد اصلی‌ترین شبکه زهکش منطقه را تشکیل می‌دهد.

هرانگ (هرهنج)[ویرایش]

در فرهنگ بهدینان، هرانگ یا هرهنج (هُرَنگ در گویش زرتشتیان یزد و ترنگ در گویش زرتشتیان کرمانی) به معنای آبی است که در مجرایی شیبدار تند حرکت کند و بالاخره در لغت نامه دهخدا به آن قسمت از قنات که رویش باز است و پوشیده نیست معنی شده‌است.

در گلپایگان نزدیک کوه قلعه جمال هرانگ جاری است. در برخی روستاهای گلپایگان مانند فاویان تنها به بخشی از مسیر قنات هرانگ گویند که دارای زه آب باشد. وجود هرانگ بیشتر در قنات هایی پیش می‌آید که به خاطر نرمی زمین در محل مظهر و چاه‌های نزدیک به آن و همچنین کول گذاری نشدن آنها مظهر و چاه‌های نزدیک به آن به تدریج ریزش می‌کند، مظهر به طرف مادر چاه عقب نشینی می‌کند و در نتیجه اختلاف سطح آب مظهر تا کناره‌های زمین پیوسته افزایش می‌یابد.

گاه نیز ممکن است این ریزش طی قرن ها تا مادر چاه ادامه پیدا کند و بدین ترتیب هرنگ ممکن است در مظهر چند متر ژرفا داشته باشد و در ازای آن به چند کیلومتر برسد و نیز ممکن است اصولاً قنات از نوع قنات روباز و تمام آفتابی باشد که در زمین های زه دار کنده می‌شوند. ( منبع: کتاب فرهنگ یاریگری در ایران – تألیف مرتضی فرهادی)

فراهم کردن آب از لرستان[ویرایش]

نوشتار اصلی: تامین آب گلپایگان از لرستان

پس از اجرای طرح انتقال آب الیگودرز به قم سالانه ۱۸۱ میلیون متر مکعب آب از شهرستان الیگودرز به سد کوچری منتقل می‌شود.[۹] شهرستان الیگودرز اکنون تامین کننده اصلی آب مصرفی (شرب، صنعتی، کشاورزی) شهرهای خوانسار، گلپایگان، خمین، محلات، نیم ور، سلفچگان، ساوه و قم می‌باشد.[۱۰]

انتقال آب الیگودرز به قم[ویرایش]

تامین آب از لرستان[ویرایش]

نوشتار اصلی: انتقال آب الیگودرز به قم

آب مصرفی (شرب، صنعتی، کشاورزی) مورد نیاز شهرهای خوانسار، گلپایگان، خمین، محلات، نیم ور، سلفچگان و قم از سرچشمه های دز در شهرستان الیگودرز تامین می شود.[۱۱][۱۲][۱۳] به گفته فتاح وزیر وقت نیرو این آب یکی از بهترین آبهای دنیا است.[۱۴]

اما انتقال آب از شهرستان الیگودرز به شهرهای ذکر شده باعث اعتراض مردم الیگودرز شده است. از اثرات انتقال آب، پایین رفتن شدید سطح سفره‌های آب زیرزمینی و در نهایت خشک شدن بیش از ۶۰ حلقه چاه و کم آب شدن ۱۷۱ حلقه چاه دیگر در شهرستان الیگودرز بوده است.[۱۵] خشک شدن چاهها و چشمههای شهرستان الیگودرز علاوه بر خسارات بسیاری که به بخش کشاورزی وارد کرده باعث از بین رفتن مجتمع‌های پرورش ماهی در این شهرستان شده است.[۱۶]

سد گلپایگان[ویرایش]

نوشتار اصلی: سد گلپایگان
سّد گلپایگان، نخستین سّد مدرن ایران

سد گلپایگان نخستین سد مخزنی خاکی و نخستین سد مدرن ایران است

مردم[ویرایش]

جایگاه جمعیتی[ویرایش]

بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ تعداد جمعیت شهرستان گلپایگان ۸۶۶۰۱ نفر (۲۴۸۲۰ خانوار) بوده است.

این شهرستان سه دهستان (جلگه، کنار رودخانه و نیوان)، سه شهر (گلپایگان، گوگد و گلشهر) و ۵۲ روستا دارد.

تعداد افراد جمعیت گروه سنی ۱۰ - ۴۹ ساله ۵۶۷۲۰ نفر

تعداد بی سواد در گروه سنی ۱۰ - ۴۹ ساله ۱۲۷۴ نفر

درصد باسوادی درگروه سنی ۱۰ - ۴۹ ساله ۹۸ در صد

طبق آمار سال ۱۳۸۹، (در گروه سنی بین ده و ۴۹ سال) تعداد افراد بیسواد گلپایگان (با احتساب جلگه، کنار رودخانه، نیوان، گوگد، گلشهر و همه ۵۲ روستای گلپایگان) حدود ۱۳ هزار نفر بوده است. (۴۵۷۴ مرد، و ۸۳۴۸ زن)

آمار افراد باسواد گلپایگان (به نسبت جمعیت)، از دیگر شهرهای استان اصفهان بیشتر است. [۱۷]

زبان و گویش گلپایگان[ویرایش]

نوشتار اصلی: زبان و گویش گلپایگان


در گلپایگان به جز عده محدودی از روستاهای منطقه که زبان خاص خودشان را دارند بیشتر مردم به زبان فارسی (و با لهجه گلپایگانی) صحبت می‌کنند.

تاریخ[ویرایش]

پیشینه زندگی در گلپایگان[ویرایش]

پیشینه زندگی در گلپایگان این کهن شهر دوران کیانی، به دوران پارینه سنگی میانه و نو سنگی می‌رسد. این ادعا را همچون میتوان از سنگ نگاره‌هایی که بیانگر اشیایی مانند چماق و تیر و کمان و کمند و کهن‌ترین سازهای ایرانی است، اثبات کرد.

سنگ نگاره‌ها کهن‌ترین آثارتاریخی و هنری بجامانده از بشر هستند.

سنگ نگاره‌ها کهن ترین آثارتاریخی و هنری بجامانده از بشر هستند.

اگرچه روش‌های علمی مانند آزمایش موسوم به نیمه عمر کربن، پتاسیم آرگون (Potassium Argon) و تعیین جهت قطب مغناطیسی (Magnetic Polarity Chronology) و یا مقدار اورانیوم توریوم (Uranium Thorium) که برای تعیین تاریخ دوره‌های پارینه سنگی به کار می‌رود، هنوز بر روی آثار به دست آمده از گلپایگان انجام نشده‌است، و به همین دلیل نمیتوان بطور دقیق سابقه سکونت در گلپایگان را مشخص نمود.

گفته می‌شود بزرگ‌ترین و کامل‌ترین مجموعه سنگ نگاره‌های ایران در شهرستان گلپایگان قرار دارد و در بخش های(مناطق) ۲۱ گانه غرقاب و کوچری می‌توان بیش از ده‌ها هزار نگاره بر سنگ‌ها پیدا کرد.

این سنگ نگاره‌ها از دید گستردگی، فراوانی، پیشینه و گوناگونی نگاره ها در دوره‌های تاریخی ایران براستی بی همتا است و سیر تکاملی خط مانند خط سطری، هندی، پهلوی، عربی، پارسی و عبری در این سنگ نگاره‌ها وجود دارد.

سنگ نگاره‌ها مبانی هنر، خط و فرهنگ در ایران هستند. یکی از سنگ نوشته‌ها در ضلع جنوبی گنبد مسجد جامع گلپایگان، دور افتاده است.

o بررسی سنگواره‌ها و فسیل‌هایی که گفته می‌شود در گوشه و کنار قلعه جمال و حاجی قارا پیدا شده‌است،

o سنگ نوشته‌های تنگه غرقاب،

o نمونه های خط پهلوی که در منطقه کوچری کشف شده،

o کتیبه خط پهلوی در رباط چم اسبه،

o وجود برخی افسانه‌های اساتیری در بازگویی تاریخ گلپایگان،

o مراسم دیرینه عروسی قنات،

o جویبار «هرانگ»،

o قلعه گبری و پایه‌های پلی نزدیک آن،

o بنا شدن مسجد جامع ﺑﺮ روی یک آﺗﺸکﺪه ﺳﺎﺳﺎنی، و ـ

o وجود دهاتی مانند نیوان و فقستان و وداغ و وانشان و «ویست»... ـ همه و همه، بیانگر پیشینه زندگی آدمی در گلپایگان است.

سنگ نگاره‌ها کهن‌ترین آثارتاریخی و هنری بجامانده از بشر هستند. به تعبیری بستر بوجود آمدن حروف رمزی، خط، جابجایی پیام، زبان، تاریخ، اسطوره ها، هنر و فرهنگ از سنگ نگاره‌ها است.

عمر برخی از آنها به چهل هزار سال می‌رسد و بشر تا کنون پیروز به کشف هیچ پدیده تاریخی و هنری بدین پیشینه نشده‌است.

گلپایگان بیش از ۵۰۰۰ نمونه سنگ نگاره یا Petroglyph در جایگاه های غرقاب، کوچری، هورستانه و هاجیله دارد که پیشینه برخی از آنها به هزاره پانزدهم پیش از میلاد یعنی ۱۷۰۰۰ سال پیش می‌رسد.

بر روی یکی از سنگ نگاره هایی که از غرقاب گلپایگان به دست آمده، نوشته شده‌است:

«این سه چیز را همیشه مقدس بشمار: راغ آب، دریای آب و آتش هیزم»

از سنگ نگاره‌های تنگ غرقاب درمی یابیم که روستای غرقاب یکی از مراکز مهم شکار در دوران پیش از کشاورزی بوده است. سنگواره‌ها و فسیل‌هایی که در گوشه و کنار قلعه جمال و حاجی قارا پیدا شده، نشانگر این است که در درازای دوران‌های زمین‌شناسی این بخش در زمان‌هایی زیر آب بوده است. پژوهشهای زمین‌شناسی این نکته را تایید می‌کنند.

زلزله هولناکی حدود ۷۰۰ سال پیش (۷۱۵ هجری/۱۳۱۶ میلادی) گلپایگان را به ویرانی کشید [۱۸]

در دهه‌های نخستین سده نخست هجری قمری، گلپایگان به دست اعراب افتاد و نام زیبایش معرب گشته و جرفادقان خوانده شد. بین فرهنگ ورزان گلپایگان این نظر شایع است که گویا خشایارشاه در نبرد با یونانیان مردم گلپایگان را به یاری می‌طلبد و حاکم شهر در پاسخ وی که می‌پرسد «گلپایگان چه تعداد نیروی نظامی می‌تواند در این لشکر کشی داشته باشد؟» پاسخ می‌دهد دویست هزار نفر. برخی ادعا می‌کنند در این مورد در موزه شیراز سندی موجود است که نیاز به بررسی دارد و نمی‌توان هر شایعه ای را پذیرفت.

تنها نام گلپایگان را عوض نکردند. نام‌های باستانی بسیاری از شهرهای ایران به عربی تغییر یافت که این تغییر، هم در تلفظ و هم در نوشتار به انجام رسید که از آن میان می‌توان به تغییر نام سپاهان یا اسپهان به اصفهان، زنگان به زنجان، دژپل به دزفول، بروگرد به بروجرد، و کرمانشاه به قرمیسین اشاره کرد.

بعد از هجوم اعراب به ایران، گلپایکان (مثل دیگر شهرهای این سرزمین) در قلمرو امویان، عباسیان، صفاریان، دیلمیان، سلجوقیان، خوارزم شاهیان، مظفریان و ایلخانیان مغول قرار داشت.

در دوران عباسیان، گلپایگان از مناطق آباد کشور بود و اوج شکوفایی شهر در زمان حکومت سلجوقیان به خصوص محمد بن ملکشاه سلجوقی بوده که بناهای زیادی از جمله مناره و بازار و مسجد جامع را از خود باقی گذاشته‌است.

وجود کاروانسراهای متعدد در منطقه و آثار تاریخی حکایت از اهمیت و آبادانی این شهر در دوره‌های مختلف تاریخی دارد اما با تاخت و تاز جنگ‌افروزان هم روبرو بوده است.

تیمور وقتی برای تسخیر اصفهان و شیراز خیز برداشت، خود را از گلپایگان به سده و اصفهان رسانید و در گلپایگان نیز، کشتار فجیعی به راه انداخت.

جهانشاه قراقوینلو هم، با بهره‌گیری از درگیری امیرزادگان تیموری، هنگامیکه برای مقابله با سلطان محمد به اصفهان رفت، در جُربادقان (گلپایگان) متوقف شد و حضور سپاهیانش مردم را آزار فراوان داد.

گلپایگان در حمله مغول‌ها نیز آسیب فراوان دید. با فتنه مغول این شهر از اعتبار و رونق ساقط گشت و تنها در زمان «اوزون حسن» (ابو النصر حسن بیگ بن عثمان بیگ، سرسلسله آق قویونلو) ۸۸۲- ۸۲۸ ق بار دیگر نامی از آن بر سر راه تجاری همدان به اصفهان به میان می‌آید.

آخرین دوران طلایی رونق شهر مقارن با دوران حکومت شاه عباس و امارت امامقلی خان [۱۹] سردار بزرگ صفوی در گلپایگان می‌باشد. گلپایگان در روزگار فرمانروایی صفویان از مراکز مهم علم و ادب بوده‌است.

مذهب اکثریت مردم گلپایگان بعد از اسلام به تبع قدرتهای حاکمه، شافعی بوده‌است.

زمانی که آل بویه به قدرت رسید، گروهی شیعه شدند ولی رویکرد اکثریت مردم به تشیع در زمان صفویه بود که عالمان و فقهای جبل عامل و امثال محقق کرکی از لبنان وارد سرزمین ما شدند و به تبلیغ شیعه پرداختند.[۲۰]

با شروع فتنه افغان، گلپایگان که مقر فرماندهی علیمردان خان بختیاری و محل تجمع نیروهای کمکی به اصفهان بود به شدت از طرف محمود افغان مورد انتقام جویی واقع گشت و نه تنها اکثر اهالی آن از دم تیغ گذشتند بلکه اغلب آثار و تاسیسات کشاورزی و قناتهای آن هم تخریب گشت و دیگر هرگز این شهر به اعتباری که در گذشته داشت، دست نیافت. (اشراقی، ۱۳۸۳، ص۱۵۷ به نقل از تاریخ مسعودی نوشته ظل السلطان)

در زمان قاجاریه خصوصاً زمان ناصرالدین شاه و حکومت ظل السلطان بر اصفهان (که «اِبْراهیم‌ْ خان‌ِ صَدیق‌ُ المَمالِک» به فرمانروایی گلپایگان فرستاده شد)، شهر در استانه نابودی قرار گرفت.

فرستادن حکام جبار وخونریزی چون سراج الملک –حشمت الدوله –میرزا حسن خان انتظام الملک و تحمیل فوج سرباز به فرماندهی صارم الدوله باعث شد اکثر مردم سر به کوه و بیابان بگذارند. غارتگرانی چون رجبعلی لر، علی مردان خان و علقلی زلکی، هم... براستی بیداد کردند.

از ۱۳۲۰ به بعد خصوصاً در زمان مرحوم دکتر عبداله معظمی [۲۱] و با ساخته شدن سد گلپایگان ـ گسترش آموزش وپرورش [۲۲] و احداث دانشسرای مقدماتی، [۲۳] کارهایی که در راه پیشرفت گلپایگان انجام شده و بعد از انقلاب نیز با اجرای برنامه هایی مانند کارخانه پنیر (که برخلاف امروز، تا ۱۵ سال پیش ۲۰ درصد کل پنیر ایران را تامین می‌کرد.) ـ کارخانه آرد ـ مجموعه تولید قطعه های خودرو ـ توسعه کشاورزی ودامپروری ـ احداث شهرک صنعتی و مجموعه تاریخی ارگ گوگد ـ احداث سد کوچری و مراکز آموزش عالی... ــ گلپایگان چهره دیگری گرفته‌است.

ساخت ایستگاه آتش نشانی، گشایش فاز نخست میدان میوه و تره بار، رشد ارتباطات و به تکاپو افتادن شرکت‌های جدید، تا چند سال پیش هم گمان نمی شد.

در گذشته روزانه دو یا سه اتوبوس (از گاراژ تهران مشهد و ایران مشهد...) راهی تهران می‌شدند. اکنون تا نیمه‌های شب اتوبوس پشت اتوبوس به راه است.

اگرچه با این که گلپایگان، بیش از ۲۱۶ مسجد و ۱۳۳ امامزاده دارد، هنوز بدون موزه [۲۴] و تئاتر و سینما است و مراکز آموزشی و ورزشی کافی ندارد.

سالن چند منظوره مجتمع فرهنگی این شهرستان، سینما به شمار نمی‌رود.

واقعش این است که چالش سینما (و تئاتر) گلپایگان به سال‌های پیش که مراجعی مانند آیت‌الله صافی و آیت‌الله محمدی و آیت‌الله گلپایگانی از ساخت سینما و دیدن تلویزیون بازمی‌داشتند، برمی گردد.

گفته شده کتابخانه مرکزی گلپایگان (کتابخانه آیت‌الله محمدی گلپایگانی)، که دارای گنجایش بیش از ۳۲هزار نسخه کتاب است و در زمینی به مساحت یک هزار و ۴۲۵متر مربع ساخته شده، بزودی سر و سامان می‌گیرد. </ref>

گلپایگان، سنگ‌آب قدیمی مسجد جامع

در زمان شاه منوچهر مختاری (فرزند محمد مختاری هنرمند)، فرامرز شریفی (فرزند فرج الله شریفی)، مهندس حسینجان زینلی، حمید سعیدی زاده، و حاج حسین اکرمی ...در مبارزه با دیکتاتوری از جان خود گذشتند. بعد از انقلاب نیز بیش از پنجاه دانشجو و دانش آموز (از شهرستان گلپایگان) اعدام و...شده‌اند.[۲۵]

...

مردم گلپایگان عموماً پاک و بی آلایش هستند. نمونه هایی مثل محمد علی شعبانی [۲۶](حسینی شکنجه گر مشهور ساواک) که صدها نفر را تا دم مرگ شلاق زد و با شوک الکتریکی و دستگاه موسوم به آپولو، شکنجه کرد ـ در برابر مردم شریف گلپایگان کفی بیش نیست.

در خاطرات زندانیان سیاسی (پس از انقلاب) علاوه بر «مرتضی اشراقی» [۲۷](یکی از ۳ نفری که در تابستان سال ۱۳۶۷ مآمور رسیدگی و تعئین تکلیف زندانیان سیاسی بود )، از فردی با اسم مستعار «حاج آقا ۳۴» (محمد توانا) اسم برده شده که اهل گلپایکان است.

کسانی شهادت داده اند که محمد توانا زندانیان بسیاری را در شرایط طاقت فرسا قرار داده و در بند ۲۰۹ زندان اوین و... مسئول استنطاق بوده است. [۲۸]

باید به صفحات درخشان هم اشاره کرد.

در جنگ هشت ساله عراق و ایران هزاران نفر از جوانان فداکار شهر، روبروی متجاوزین ایستادند و ۳۵۶ نفر جان به جان آفرین دادند. گلپایگان همچنین در این جنگ، ۸۰۰ جانباز داشته است.

کشاورزی و دام‌داری[ویرایش]

شهرستان گلپایگان یک قطب مهم کشاورزی و دامپروری کشور محسوب می‌شود.

اراضی آن بالغ بر سی هزارهکتار (با بیش از دوازده هزار بهره بردار) است که بیشتر به صورت اراضی زراعی می‌باشد.

اکثریت مردم این شهرستان کشاورز و دامدار بوده و غیر مستقیم به عنوان شغل دوم به کشاورزی و دامداری اشتغال دارند.

در بخش دامپروری تعداد دامهای سنگین حدود ۵۱۵۰۰ رأس و دامهای سبک ۱۱۲۰۰۰ رأس می‌باشد و توان تولید ۶۲۰۰۰۰ تن شیر، ۳۴۹۰ تن گوشت قرمز، ۴۸۰۰ تن گوشت سفید با ۱۰۸ واحد مرغداری ۱۴۴۰۰۰۰ قطعه طیور را دارد.

همچنین ۶۵۰۰ کلنی زنبور عسل با حدود بیش از ۷۰۰۰ دامدار در این شهرستان وجود دارد.

نوع و میان تولید سالانه محصولات زراعی و دامی شهرستان به ترتیب عبارتند از :

گندم ۱۵۰۰۰ تن –جو ۸۸۰۰ تن – علوفه خشک ۳۷۰۰۰ تن – سیب زمینی ۹۲۰۰ تن – ذرت علوفه ای ۱۴۰۰۰ تن – خیار و گوجه فرنگی ۶۶۵۰ تن

منابع آبی شهرستان شامل ۸۵۰ دهنه چاه عمیق و نیمه عمیق و سطحی ۷۲ رشته قنات دایر و بایر ۱۸ دهنه چشمه و یک باب سد می‌باشد.

مساحت اراضی زراعی با احتساب اراضی آیش حدود ۲۸۱۳۶ هکتار و باغی حدود ۱۷۳۲ هکتار است.

مهمترین پتانسیل های سرمایه گذاری در بخش کشاورزی موارد زیر است:

۱-احداث گلخانه‌های سبزی، صیفی، گلهای زینتی و...

۲-شرکت‌های خدمات مکانیزاسیون کشاورزی

۳-صنایع تبدیلی دامی و کشاورزی

۴- شرکت‌های خدماتی حمایتی کشاورزی و دامی

۵-شرکتهای توسعه و جمع آوری گیاهان دارویی از مراتع زارع

۶-شرکت‌های پیمانکاری برنامه هی آبی و خاکی و آبیاری تحت فشار

۷-توسعه شیلات و آبزیان در حال حاضر ۸۰ درصد افراد بومی شهرستان گلپایگان مستقیم و غیرمستقیم به کشاورزی و دامپروری اشتغال دارند

از یک‌هزار و ۶۰۶ کیلومترمربع مساحت اراضی شهرستان گلپایگان ۳۰ هزار هکتار زیر کشت است و در صورت تامین آب، این میزان به ۵۰ هزار هکتار قابل توسعه است. البته یکی از چالش‌هایی که بخش کشاورزی با آن مواجه است کمبود منابع آبی و پایین بودن راندمان آب است.

در تولیدات باغی و زراعی ۱۲ هزار بهره‌بردار در شهرستان مشغول به کار هستند که ۲۸۰ هزار تن انواع محصولات کشاورزی را در طول سال به بازار عرضه می‌کنند، همچنین در تولیدات دامی ۷ هزار و ۸۰۰ بهره‌بردار در شهرستان اشتغال دارند که ۱۱۰ نوع محصولات دامی را در طول تولید می‌کنند.

اگرچه یکی از مهمترین کارخانجان تولید فراورده‌های لبنی کشور با ظرفیت تولید ۱۰۰۰۰ تن انواع محصولات لبنی پاستوریزه در این شهرستان قرار دارد که بخش قابل توجهی از نیاز داخل کشور را تآمین می‌کند

اگرچه در کشور ما رقم تولید سالانه شیر بیش از هشت میلیون تن است، اما ـ به شیر به عنوان صنعت بنیادی توجه نمی‌شود.

نقش حیاتی «خانه شیر» برای خیلی از مدیران نیز روشن نیست و استانداردهای شیر تدوین نشده است...

تنها در شهر کوچک گلپایگان سالانه هزاران تن شیر تولید می‌شود. (رقمی که تارنمای فرمانداری گلپایگان اعلام نموده، ۶۲۰۰۰۰ تن است.) [۲۹]

...

بخش کشاورزی و دامداری مکانیزه گلپایگان بسیار فعال بوده و در استان سرآمد می‌باشد و از این مراکز بزرگ می‌توان به شرکت زراعی و مرکز دامپروری گلپایگان اشاره داشت که قدیمی‌ترین شرکت سهامی زراعی ایران است.

شرکت سهامی زراعی گلپایگان از سال ۴۷ با مشارکت ۱۳۴ کشاورز صاحب نسق و صاحب زمین و با همکاری دولت تشکیل شد که آورده کشاورزان ۱۲۵۰ هکتار و مشارکت دولت در دو هزار هکتار بود که در مجموع ۳ هزار و ۲۵۰ هکتار زمین تشکیل شد.

در شرکتهای سهامی زراعی زنجیره‌ای از تولید زراعی مانند گندم، جو، چغندر، علوفه، سیب‌زمینی، پیاز، ذرت و باغبانی مانند تولید هلو، توت، سیب و سایر محصولات باغبانی و نیز محصولات دامی مانند گاوداری، گوسفندداری به روش مدرن و زیر نظر مهندسان کشاورزی انجام می‌شود.

گلپایگان براستی شهر گلها است. هر ۵۰ شاخه گل گلپایگان ارزش مادی یک بشکه نفت را دارد. اگر صنعت گردشگری در میهن ما معنی واقعی خودش را داشت، گل‌های گلپایگان به همه جای دنیا صادر می‌شد.
به اعتقاد گلابگیران گلپایگان، هرسال حدود ۴۰ الی ۴۵ تن گلاب ناب و ۲۵۰ (دویست و پنجاه) لیتر اسانس گل محمدی برداشت می‌شود.

در گلپایگان حدود ۹ هکتار گلستان گل محمدی موجود است و بیشترین سطح زیر کشت این محصول در منطقه گلشهر این شهرستان با ۳ واحد گلاب گیری سنتی می‌باشد.

کشاورزی در گلپایگان به گونه سنتی است، ولی درسال‌های اخیر تراکتور و خرمن کوب هم به کار گرفته می‌شود.

فراورده‌های کشاورزی شهرستان گلپایگان، عبارتند از:

گندم، نخود، آفتاب گردان، لوبیا، عدس، ماش، کنجد، پیاز، سیب زمینی، سبزی، چغندر قند، هویج، کدو، بادمجان، فلفل، خربزه، هندوانه، گرمک، طالبی، خیار، انگور، شبدر و یونجه.

...

باغداری هم در این ناحیه رونق دارد و گونه‌های گوناگون میوه مانند سیب، گلابی، گیلاس، گردو، آلبالو، بادام، و … در آن یافت می‌شود.

همچنین دام پروری و مرغ داری سنتی و علمی در این شهرستان رواج داشته و بسیاری از مردم این منطقه به پرورش دام‌های گوسفند، بز، گاو و طیور اشتغال دارند.

پرورش زنبور عسل هم در گلپایگان قابل توجه است. و الان عسل یکی از سوغاتی‌های شهر است. الان مزارع پرورش ماهی، مزارع پرورش شترمرغ، پرورش، تولید و نگهداری اسب ایرانی، گاوداری‌های بزرگ و کارگاههای لبنیاتی زیادی در شهر هستند. (شرکت لبنیاتی مروارید گلپایگان و...)

نژاد گاو بومی گلپایگان یکی از بهترین نژاد گاو شیری شناخته شده ایران می‌باشد که در حال حاضر یک مرکز تحقیقاتی برای اصلاح حفظ و تقویت صفات بارز و خوب این نژاد در حال فعالیت میباشد.

فصل درو و آداب پوشیدن لباس در گلپایگان[ویرایش]

کشاورزان گلپایگانی

کشاورزان گلپایگان (به ویژه در روستاهایی مثل دستجرده و شادگون و...)، پیش از این که خوشه‌های سبز گندم طلایی بشود به فکر آماده کردن پوشش و ابزار مخصوص درو هستند.

به هنگام درو، دروگرها شلوار بلند و گشادی می‌پوشند.

دروگر، به دست هایش و ساق پای چپش مچ پیچ می‌پیچد. پیچیدن به ساق پای چپ به این دلیل است که موقع بریدن گندم، داس (دسخاله)، به پای دروگر نخورد.

دروگر یک دستمال بزرگ هم به سرش می‌بندد. جنس پارچه ی لباس و مچ پیچ از پنبه (قدَک) است.

رنگ پیراهن دروگرها سفید و شلوار آن معمولاً آبی کمرنگ انتخاب می‌شود.

در گذشته بانوی خانه آن را تهیه می‌کرد (تیار می‌کرد) و می‌دوخت.

پیش از درو علاوه بر دودکردن اسپند، دعای خیر زن و فرزند...، بدرقه راه دروگران بود.

در لباس خیر و برکت (لباس دروگرها) آستین راست پیراهن کمی بلندتر از آستین دست چپ بود و دستکش چرمی دروگرها، گل پنجه نامیده می‌شد.

آداب و سنت‌ها[ویرایش]

اگرچه بافت سنتی گلپایگان نسبت به گذشته تغئیرات زیادی کرده‌است، اما هنوز برخی آداب و رسوم قدیمی پابرجا است.

کُرسی‌های داغ که هم میز بود و هم سفره و هم بخاری...، هم کار اجاق و گاز را انجام می‌داد و دیگوله را در آن بار می‌کردیم و لبو و چغندر پخته می‌گذاشتیم و هم گاه گداری لباسهای نمدار را خشک می‌کرد...

بازیهای یقول دوقول (به زبان وانشونی: آلیچُ والیچ). یقول دوقول و پونزده، هزار و صد و شونزده...، ریگ لِه‌پَّر، چوق پِل، ریگ گوزل، توقلی به چنده، دایره لنگی، هولوموّنه، حَله‌قوقو، از من داری، جسنک، آسمون چه رنگه...آنا نه وانا دودو اسکاچی، آنا وانا که لا چی...خرمن کوبی با چون و هرچون، هی شون کردن، چیل گندم، سنگو (سنگ آب)، کاکشی در تابستون، پایه زدن (با تپاله و هیمه‌های تر مادگاوا) برای سوخت زمستان، هلیم پزی در زمستون...لوآس چینی (ریواس)، شبدر سرکه، کندن جوقاسم، چیدن شنگه و بافقلاق و... هنوز پابرجا است.

همین امروز هم گرمک درب امام زاده ابراهیم [۳۰]، خربزه نیوان، خیار رکابدار و انگور عربستون (روستاهای رحمت آباد، در، تیکن، شورچه، حاج بلاغ، تجره، میر آباد)، اهالی مشتاق را به طرف خود می‌کشد،

هنوز کاهوی رباط حسینیه که در اردیبهشت ماه پاگشای عروسهای تازه عقد شده بود و اگر ترک می‌شد به اوقات تلخی خانواده عروس می‌انجامید، در خاطره‌ها باقی است.

هنوز پخت نان خونگی ( خمیر داشتن ) در هر خانه ای، کلیه همسایه‌ها را از دریافت چند تا نون تازه در پایان خمیر، مطمئن می‌سازد.

هنوز مردم بی‌آلایش شهر اعتقاد دارند که رسیدن بوی نان تازه به مشام همسایه مدیونی دارد. [۳۱] هنوز پشت خمیری یکی از رایج‌ترین راه‌های پخت نان اضطراری است که در اغلب خانه‌ها اتفاق می‌افتد. (پس از پایان پخت نان، یکی از همسایه‌ها مقدار کمی آرد خمیر می‌کند و از برکت تنور داغ تعدادی نان برای خودش آماده می‌سازد.

هنوز بسیاری از کشاورزان در خانه خودشان (در تندور خودشان) نان می‌پزند. نون شیری (نان شیری)، نون شاته، نون بابلو، نون گِرده، نون کنجد، تاس خشک، کوله، دوآتیشه، آرتی، شویر نمینی (Shooar namini)... تنها در تنور خانگی پخته می‌شود.

افراد سرشناس[ویرایش]

نوشتار اصلی: فهرست افراد مربوط به گلپایگان

در کتاب تذکره الشعرای گلپایگان نوشتهٔ محمد تقی مُذَهبّی، نام بسیاری از شاعران گلپایگان ثبت شده‌است از ابن ماکولا و نجیب الدین جرفادقانی و مدهوش و آیت، تا شهپر و محمدباقر ادیب اشراق و میرزا محمد باقر اعتماد و نصرت الله خالصی درمان کننده بیماری های بدون درمان مانند سرطان و MS و درمان دیابت با برگ ویژه که با دم کردن این برگ دیابت تا 50 درصد بهبود می یابد.همچنین گلپایگان دارای شخصیت های برجسته علمی و دینی و عارفانی خوشنام در طول تاریخ بود ه است از جمله سید جمال الدین گلپایگانی آیت‌الله محمد رضا گلپایگانی آیت‌الله صافی گلپایگانی

مراسم هندو و مشکه[ویرایش]

هندو (سنت قرض دادن شیر به هم، مراسم شیرواره) به هزاران سال پیش برمی گردد و در گلپایگان نیز کم و بیش، مثل دیگر شهرهای قدیمی ایران زمین وجود دارد.

دامداران در روزهای سخت کم شیری که شیر گاو یا گوسفندان یک خانواده برای گذراندن زندگی‌شان کافی نیست، دست یاری به سوی هم دراز می‌کنند و با بستن پیمان « شیرواره » و قرض دادن شیر به هم، باری از دوش هم بر می‌دارند.

وظیفهٔ جمع آوری و فرآوری شیر در روستا به عهده زنان است. لذا شکل گیری و اداره آن هم به عهده آنان است افرادی که با یکدیگر هم گله یا هم شیر بودند در فصل بهار و آغاز شیر دهی دامها فعالیت خود را آغاز می‌کنند.

شیوهٔ عمل این گروه‌ها هم برطبق قواعد خاصی است...
به نوبت هرفرد متناسب با تعداد دامهایی که دارد، یک تا چند روز شیر جمع آوری شده توسط «هم‌هندوها»ی خودش را گرفته و به صورت یک جا نسبت به تبدیل آن به ماست وکشک و... اقدام می‌کنند

پس از این که زنان هر روز پ از طلوع و بعد از غروب آفتاب کار شیردوشی را انجام دادند در خانه فردی که نوبت اوست جمع می‌شوند وهر فردی شیر را که در «بادیه» یا کشکول ریخته، تحویل می‌دهد.
در تحویل شیر مقیاس اندازه گیری خاصی وجود دارد (چوقت=چوب خط)

برای هر کدام از افراد نشان گذاری انجام شده ومیزان شیر تحویلی او مشخص می‌شود. فرد موظف است این نشان را وقتی نوبت افراد دیگر فرا می‌رسد به تدریج مسترد نماید. این جریان تا پایان دوره شیردهی دام‌ها ادامه دارد.

درکردن خستگی بعد از مشکه

شیر جمع آوری شده پس از این که از صافی (پارچه ای تمیز) گذرانده شد در ظرف بزرگی مسی یا از جنس روی که در محل به آن قزقون می‌گویند ریخته شده و با استفاده از هیزم (یا هیمه و تپاله) آن را می‌جو شانند.

بعد از این که برای مدتی شیر جوشید آتش زیر قزقون را خارج کرده، با استفاده از ملاقه ای بزرگ شیر داخل قزقون را هم زده و از ارتفاع نسبتاً بالایی شیرها را روی هم می‌ریزند تا کف کند. بعد روپوشی روی قزن قرار می‌دهند که حالت سبد مانند داشته و ازترکه‌های نازک درخت بید بافته شده‌است.

بعد از این که شیر سرد شد. لایه ای نسبتاً ضخیم از چربی روی شیر می‌بندد که به آن سر شیر گویند و این لایه‌ها را به صورت طبق هایی از روی شیر گرفته و به مصرف می‌رسانند. (نخستین سر قزقونی را به همسایگانیکه احتمالاً دام نداشتند هدیه می‌دادند)

شیر وقتی حالت ولرم پیدا کرد آن را از قزقون به ظروف دیگری به نام کشماله یا سونوئه که ظرف بزرگ سفالی است و برای درست کردن خمیر نیز از آن استفاده می‌کنند منتقل کرده و با افزودن مایه پنیر آنرا پنیر کرده یا با اضافه کردن مقداری مایه ماست آن را به ماست تبدیل می‌کنند.

وقتی ماست آماده شد آنرا در داخل مشکه mashka می‌ریزید ( مشکه: پوست دباغی شده گوسفند است که به صورت کیسه ای استوانه ای شکل که بوسیله چوب و به شکل دسته دار دوطرفه از سقف اتاق از قسمت دریچه آویزان شده‌است و از یک طرف (طرف گردن) باز بوده ماست و آب سرد درون آن ریخته سپس در آنرا بسته و باشدت توسط دو نفر به هم زده می‌شود

این کار برای مدت زیادی صورت می‌گیرد تا این که چربی‌های ماست جداشده وبه صورت توده‌های کره در داخل مشکه شناور می‌شوند.که در اینجا با اضافه کردن مقداری یخ یا آب سرد این چربی جدا می‌شود و ماست هم تبدیل به دوغ می‌شود که طبیعتاً از ماست ترش تر و غلظت آن کمتر است.

کره ای که به دست می‌آید را یا به صورت خام مصرف می‌کنند و یا آنرا آب کرده جوشانده و روغن زرد تهیه می‌کنند. تمامی مراحل فوق به صورت دستی و با ابزار ساده صورت می‌گیرد. دوغ‌ها را می‌جوشانند پس از اینکه دوغ جوشیده شده سرد شد آنرا از سادگیری یا ظروف سفالی بزرگتر مثل «نیم منی» و «یه منی» و «دومنی»، درون کیسه‌های مدقالی (متقالی)، می‌ریزند تا آب آن گرفته شود آبی که از کیسه خارج می‌شود را هم نگه داری کرده و از آن قره قوروت تهیه میکنند.

پس از اینکه آب دوغ جوشیده شده کاملاً از کیسه خارج شد، درون کیسه حاوی کشک نرم است باید این کشک‌ها را از کیسه خارج کرده و بصورت قطعات کوچکتری در آورده تا راحت تر خشک شود که خود این کار نیز کمک هم‌هندوها (هم‌شیرها) را می‌طلبد. زنان همسایه یا هم شیر به کمک فرد آمده و پشت بام خانه بر روی سبدهای چوبی (چولاری و...) پارچه ای تمیز انداخته کشک‌های گلوله شده را روی پارچه می‌چینند تا خشک شود و تا زمانی که این کشک‌ها در آفتاب قرار دارد معمولاً یک نفر مراقب است تا مورد دستبرد پرندگان و حیوانات قرار نگیرد.

برخی زمان ها هم با یک چوب و چند لباس کهنه «قلاغ ترسونک» (مترسک) درست می‌کنند که پرندگان نزدیک کشکها نشوند.

این نوع همیاری که ریشه در گذشته‌های بسیار دور دارد علی‌رغم تغییرات اجتماعی هنوز موجودیت خود را حفظ کرده‌است

مراسم عروسی قنات[ویرایش]

نوشتار اصلی: مراسم عروسی قنات در گلپایگان


مراسم عروسی قنات در گلپایگان در زمانهای دور بر‌گزار می‌شده‌است. در روستاها وقتی آب قنات کم و یا خشک می‌شد، برایش عروسی می‌گرفتند. این جشن هم اوایل بهار و تقریباً اواخر اسفند وقتی که اهالی دیگر از آمدن آب قنات ناامید می‌شدند صورت می‌گرفت.

منبت کاری و قالی بافی[ویرایش]

صنایع دستی مهم گلپایگان قالی بافی، نمد بافی، گلیم بافی، منبت کاری، خطاطی، نقاشی...است.

شعر و موسیقی و ادبیات هم در گلپایگان سابقه چندین ساله دارد.[۳۲]

هنر منبت کاری از زمان‌های گذشته در این شهر اساتید معروفی داشته‌است.

منبت کاری در گلپایگان پیشینه ای بسیار طولانی دارد و یادگاری از دوران گذشته می‌باشد که برای رسیدن به مراحل فعلی راهـی بس طولانی را پیموده‌است.

تاریخ منبت کـاری در این شهر به زمانی می‌رسد که نیاکان ما با مصارف گوناگون چوب آشنا شدند؛ بعبارت دیگر تاریخ منبت کاری در گلپایگان، جدا از تاریخ استفاده چوب نیست.

باستان شناسان و مورخان، تاریخ استفاده از چوب برای ساخت خانه‌ها در ایران را مربوط به ۴۲۰۰ سال پیش از میلاد مسیح دانسته‌اند که مقارن با دوران حجر است یعنی زمانی که بومی‌ها پیش از مهاجرت آریایی‌ها در ایران زندگی می‌کردند.

منبت کاران، انواع نقش‌های جالب را بانیش قلم منبت بر روی چوب گلابی و گردو و امثال آن در می‌آورند و با تلفیق برش سطحی جوش‌ها و گره‌های چوب سنجد و برخی چوب‌های جنگلی که برسطح کار می‌چسبانند، وسائل تزئینی جالبی می‌سازند. انواع قاب عکس و ظروف و جعبه‌های منبت که هنرمندان می‌سازند وسایل تزئینی و دکوراسیون و فروشگاه‌های هنری راتشکیل می‌دهد.

این هنر اصیل سابقه ای دیرینه در گلپایگان دارد و در سابق حدود ۷۰ منبت کار از این راه امرار معاش می‌کردند

از نمونه‌های قدیمی منبت گلپایگان می‌توان به قسمت بالای در ورودی هفده‌تن، منبر و درب مسجد روستای سرآور و درب امامزاده ابوالفتوح وانشان و آثار استادانی چون استاد حیدر قاشق تراش، استاد حبیب الله یادگاری، استاد عبدالحسین معظمی، برادران مختاری (علی و محمد)، محمد ابراهیم توسلی، محمد رضا توسلی، محمد باقر توسلی، محمدتقی توسلی، حسن بخشی، غلامرضا غدیری، احمد محسنی، محمدعلی فخاری، حسین فخاری، محمد باقر مساح و...حیدر نیکنام (که برخی آثارش در در موزه امام رضا(ع) است)، اشاره کرد.

تعمیر منبر صاحب الزمان مسجد گوهرشاد نیز اثر استاد حیدر نیکنام گلپایگانی است.

در گلپایگان و حومه مخصوصا حوزه جلگه بیش ازپنج شش هزار کارگاه برای قالی بافی دستی به نام دیواری و دار زمینی وجود دارد. انواع قالی نخ فرنگ و فرش‌های معمولی درابعاد مختلف تو دری و نیم و دو ذرعی و شش ذرعی و نه ذرعی و دوازده ذرعی و سرانداز و پنج چارکی می‌بافند. نوعی از فرش گلپایگان به نام ویس و یاوری با پشم گوسفند و رنگ دندانه و نخ مرغوب و بافت خاص دارای استقامت فوق العاده می‌باشد.

آثار تاریخی گلپایگان[ویرایش]

مسجد جامع، یادگار دوران سلجوقی

بازار چار سوق

مناره آجری سلجوقی

بنای سیدالاسادات، ارگ تاریخی گوگد، امامزاده هفده تن، ناصربن علی، مسجد حجت‌الاسلام، گنبد بابا مصری، مسجد جامع سراوان، کاروانسرای جلودار (در جاده قدیم اصفهان)، کاروانسرای دُّر، شهر مخروبه آذرآباد، امامزاده ابوالفتوح وانشان، گوشه، باب شیخ، دره شهیدان، صالح پیغمبر، امامزاده عمران بن علی، ظرف آنشدان نقره ای، قلعه ادیب (پشت بارو). از دیوار بارو که نشان از هویت باستانی گلپایگان است، متأسفانه امروز تنها قسمتهای اندکی باقی است.

۱ـ قسمتی از دیوار و یک برج مخروبه واقع در صحرای عرب ،در کنار پل جدید رودخانه

۲ـ قسمتی کوتاه که ارتفاع آنرا برای همگونی با دیوار ساختمانهای مجاور کم کرده اند، (واقع در پشت مسجد عمو کرم)

۳ـ قسمت از دیوار و دو برج واقع در صحرای پُشته که یکی از برجهای آن به عنوان دیوار منزل مورد استفاده قرار گرفته و تا حد ممکن کوتاه شده است.

قلعه باقرخان: باقرخان از سواران دلیر و سرکرده فوج گلپایگان بود و قلعه وی (قلعه باقرخان) در شمال شرقی شهر و در دشت باباعبدالله بنا شده بود و در جنگها مورد استفاده قرار می‌گرفت. اکنون اطراف قلعه مزبور کشت و زرع می‌شود اما هنوز آثار آن پابرجا است. دیگر قلعه‌های شهر عبارتند از:

قلعه ادیب (پشت بارو)، قلعه قدسی، قلعه سر رباطان (سلواتون)، قلعه اسفنجه، قلعه گبری، قلعه رکابدار، قلعه اختخوان، قلعه حسن فلک، قلعه حسن آباد، قلعه وداغ (تپه تاریخی و دیدنی روستای وداغ که در زیر آن تمام امکانات زندگی پیشینیان شامل حمام و سرداب با استفاده از اصول معماری حیرت انگیز بنا شده بود.)، رُوخونه (رودخانه قبله)، باغ برج علی اکبری، خانه میثمی، خانه معظمی‌ها و خانه شجاع نظام در سر رباطان، خانه تاریخی یوسفی: خانه تاریخی یوسفی ورزنه از آثار به یادگارمانده از دوره قاجاراست. خانه مزبور که با شماره ۱۹۰۴۵ درفهرست آثار ملی به ثبت رسیده، حدود ۲۰۰۰ مترمربع مساحت دارد و ازمصالح آجر و خشت وگل ساخته شده و شامل یک شاهنشین و اتاق های تو درتو است. در ورزنه (از آثار دوران قاجار) و...

خانه تاریخی یوسفی ورزنه از آثار به یادگارمانده از دوره قاجاراست. خانه مزبور که با شماره ۱۹۰۴۵ درفهرست آثار ملی به ثبت رسیده، حدود ۲۰۰۰ مترمربع مساحت دارد و ازمصالح آجر و خشت وگل ساخته شده و شامل یک شاهنشین و اتاقهای تو درتو است.

تخریب حمام حاجی و تپه ۷ هزار ساله لهرامش[ویرایش]

پرونده:Upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/7/72/Tape3.jpg
تپه تخریب شده لهرامش ۷۰۰۰ ساله. جای شخم زدن و چرخ نیز در این نگاره مشخص است.

در سال های گذشته آثار بسیار زیادی از این شهر به بهانه های گوناگون تخریب شد مانند حمام حاجی که به شماره 14426 در 16 اسفندماه سال 84 در فهرست آثار ملی ثبت شده بود در زمستان 89 تخریب شد.[۳۳][۳۴]

تپه لهرامش نیز که ۷ هزار ساله بوده و به دوره میان سنگی تعلق دارد و هجده ماه بیشتر از ثبت ملی آن نمی گذشت به دلیل حفاظت نشدن تخریب شد.[۳۵][۳۶]

کفترخانه‌های گلپایگان[ویرایش]

نوشتار اصلی: کفترخانه‌های گلپایگان


کبوتر خانه‌ها، بناهای خشتی بزرگی هستند که توسط کشاورزان بنا می‌شده‌اند تا کبوترها در آن زندگی کنند. معمولاً فضولات کبوترها به عنوان کود جمع‌آوری شده و مورد استفاده کشاورزان قرار می‌گرفت.[۳۷]

سنگ‌نگاره‌های کوچری[ویرایش]

در منطقه کوچری چهار نمونه خط پهلوی کشف شده‌است که در کل ایران نمونه آن مشاهده نشده‌است.

همچنین در این منطقه بزرگ‌ترین نقش صخره‌ای ایران به شکل بز کوهی با ۱۱۲ سانتیمتر طول و ۹۰ سانتیمتر عرض وجود دارد.

در منطقه کوچری بیشترین نقوشی که تکرار شده بز کوهی است که نماد فراوانی، نعمت و زایندگی به حساب می‌آید.

تنوع نقوش در سنگ نگاره‌ها به بیش از ۷۵ نقش می‌رسد و از نمونه‌های جالب سنگ نگاره‌ها می‌توان به وجود حفره‌های روی سنگ یا کاپ مارک یا فنجان نما اشاره کرد که برای ترسیم صور فلکی و گاه‌شماری به کار می‌رفته است.[۳۸]

از کوچری رودخانه گلپایگان (اناربار) می‌گذرد که طراوت چشمگیری به آن منطقه بخشیده‌است. در گذشته کوچری، آسیاب آبی هم داشته که متأسفانه ویران شده‌است.

برای خیلی از گلپایگانی‌ها کوچری محلی است که می‌توانند با دوستان یا خانواده ساعاتی از بعداز ظهر یک روز تعطیل را در کنار رودخانه و هوای بهتری نسبت به شهر سر کنند، اما چند سالی است که جاده کوهستانی کوچری تبدیل به پیست دوچرخه سواری شده‌است. مسافتی که دوچرخه سواران طی می‌کنند حدود ۵۰ کیلومتر (رفت و برگشت) می‌باشد.

البته برخی از دوچرخه سواران مسیر سرسبز دیگری مثل جاده شرکت زراعی – کارخانه شیر – روستاهای نیوان – گوگد – سعید آباد – قلعه موتور و جاده «حسن‌حافظ» تا بالای «گدار ماکوله» را بر می‌گزینند که در برخی موارد از جاده کوچری بسیار زیباتر است.

سازمان‌ها[ویرایش]

دانشگاه ها[ویرایش]

مراکز صنعتی[ویرایش]

  • خودرو سازی سایپا
  • خودرو سازی دیار
  • شهرک صنعتی گلپایگان با مساحت ۹۵ هکتار دارای ۳۲ واحد تولیدی، این شهرک در فاصله ۳ کیلومتری مرکز شهرستان واقع شده است. (شهرک صنعتی شماره یک)
  • شهرک صنعتی سایپا (نیوان ابتکار) با مساحت ۷۲ هکتار دارای ۱۴ واحد تولیدی (شهرک صنعتی شماره دو)
  • ناحیه صنعتی سعیدآباد (روستایی) با مساحت ۳۰ هکتار دارای ۲۵ واحد تولیدی (شهرک صنعتی شماره سه)

دو شهرک صنعتی جدید نیز برای شهرستان پیش بینی شده است.

  • شهرک صنایع غذایی در نیوان
  • شهرک صنایع پایین دست پتروشیمی
  • کارخانه پتروشیمی شهرستان هم در سال ۱۳۸۲ با هدف تولید ABS و SAN افتتاح شده است.
  • شرکت فناوری ذوب گلپایگان

از صنایع مهم شهرستان می‌توان به کارخانه بزرگ لبنیات پگاه گلپایگان، تولید دانه طیور، پتروشمی قائد بصیر، سازه‌های خودروی دیار (دیار خودرو)، زرفنرسایپا، بهران محور سایپا، صابر لاستیک، خودرو سازان سپهر، سردساز خودرو، لوله و پروفیل گلپایگان، پلیمر گلپایگان، پلی اتیلن گلپایگان، پویا صنعت، نصیر ماشین، سایپا پلوس، صنعت پژوهان کیا، فناوری ذوب، روان فن آور، تولید پولیکا، موزاییک سازی، سنگ بری و تولید گچ وسایپا پلوس وسایپا پیستون اشاره کرد.

پانویس[ویرایش]

  1. «نتایج سرشماری سال ۱۳۹۰». معاونت برنامه ریزی استانداری خراسان جنوبی (به نقل از مرکز آمار ایران)، ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۲. بازبینی‌شده در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۲. 
  2. امام محمد غزالی در کتاب نصیحه الملوک که به زبان پارسی نوشته شده، از «همای بنت بهمن» یاد کرده است.
  3. تاریخ جهان‌آرای عباسی یا عباسنامه، تألیف میرزا محمدطاهر وحید قزوینی
  4. نزهه القلوب حمدالله مستوفی، به کوشش محمد دبیرسیاقی
  5. تاریخ ایران: نوشته سر جان ملکم، ترجمه میرزا حیرت
  6. قاموس الاعلام ترکی و ذیل جامع التواریخ رشیدی ص ۱۷۲ و مجمل التواریخ گلستانه ص ۲۷۳ و تاریخ گزیده ص ۹۹، ۴۱۷، ۵۴۳، ۶۹۹، ۶۷۰، ۶۷۷ و ۷۱۵)
  7. مهرالزمان نوبان. نام مکان‌های جغرافیایی در بستر زمان. چاپ اول. تهران: انتشارات ما، ۱۳۷۶. ۴۴۳. شابک ‎۹۶۴-۶۴۹۷-۰۰-۴. 
  8. دهكده ايران - بانك جامع اطلاعات روستاهاي ايران
  9. «مدیرعامل شرکت آب منطقه ای تهران:آب شرب قم از الیگودرز تامین می‌شود». روزنامه رسالت ‎۵ اردیبهشت ۱۳۸۸. 
  10. «نماینده قم:طرح انتقال آب'دز'، رویای مردم این استان را محقق می‌کند»(فارسی)‎. خبرگزاری ایرنا، ۲۷ فروردین ۱۳۹۰. بازبینی‌شده در ‎۲ اردیبهشت ۱۳۹۰. 
  11. «نماینده قم: طرح انتقال آب'دز'، رویای مردم این استان را محقق می‌کند»(فارسی)‎. خبرگزاری ایرنا، ۲۷ فروردین ۱۳۹۰. بازبینی‌شده در ‎۲ اردیبهشت ۱۳۹۰. 
  12. «آب رودخانه دز به قم رسید»(فارسی)‎. وب‌سایت جام‌جم آنلاین، ۱ اردیبهشت ۱۳۹۰. بازبینی‌شده در ‎۲ اردیبهشت ۱۳۹۰. 
  13. «آب شیرین به قم رسید»(فارسی)‎. واحد مرکزی خبر جمهوری اسلامی ایران، ۱ اردیبهشت ۱۳۹۰. بازبینی‌شده در ‎۲ اردیبهشت ۱۳۹۰. 
  14. «طرح انتقال آب به ۴۰ شهر و روستای قم». جام جم آنلاین، ۱۶ آبان ۱۳۸۷. بازبینی‌شده در ‎۴ اردیبهشت ۱۳۹۰. 
  15. «اینجا روزی رودخانه بود». روزنامه اعتماد ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۸. 
  16. «الیگودرز قربانی طرح انتقال آب به قمرود»(فارسی)‎. آبنمانیوز۲ اردیبهشت ۱۳۸۹. بازبینی‌شده در ‎‎۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۰. 
  17. تارنمای سازمان نهضت سوادآموزی گلپایگان http://golnehzat.isfedu.org/page8.aspx
  18. در این کتاب (تاریخ زمین لرزه های ایران) به زلزله گلپایگان اشاره شده است:
    Nicholas N. Ambraseys and Charles P. Melville, A History of Persian Earthquakes, Cambridge, 1982; tr. A. Rada as Tāriḵ-e zamin-larzahā-ye Irān, Tehran, 1370 Š./1991
  19. امامقلی خان از سرداران جنگی و حاکمان زمان شاه عباس یکم صفوی است. او فرماندار (بیگلربیگی) ایالت فارس و بوشهر و بحرین بود. ایرانیان به فرماندهی او (و با کمک انگلیسی‌ها) پرتغالی‌ها را از منطقه هرمز بیرون کردند. پس از مرگ شاه عباس جانشین او شاه صفی، امامقلی خان را با سه پسرش از فارس احضار کرد و در قزوین با ناجوانمردی سر برید.
  20. در گلپایگان سالیان دراز یهودیان با صلح و صفا زندگی می‌کردند. بازار و محله و مراسم خودشان را داشتند که پس از تشکیل دولت یهود از این منطقه کوچ کردند.
  21. دکتر عبدالله معظمی در سال ۱۲۸۸ در گلپایگان به دنیا آمد. در سال ۱۳۰۹ به فرانسه رفت و در دانشکده حقوق پاریس به اخذ دیپلم دکترای حقوق نایل گردید. پس از بازگشت به ایران به عضویت وزارت و سپس به دانشیاری کرسی حقوق بین‌الملل خصوصی در دانشگاه تهران برگزیده شد و به تدریس پرداخت. پس از پنج سال توقف در دانشیاری، در سال ۱۳۲۰ به رتبه استادی ارتقاء یافت و در همان زمان به معاونت دانشکده حقوق منصوب شد. در مجلس چهاردهم نمایندگی مردم گلپایگان را بر عهده داشت. در سال ۱۳۲۴ که یک اقلیت چهل نفری به رهبری دکتر محمد مصدق بر ضد حکومت صدرالاشراف تشکیل شد دکتر معظمی یکی از اعضای آن بود. او در دوره پانزدهم نیز به نمایندگی گلپایگان به مجلس راه یافت. در آخرین روزهای مجلس پانزدهم، هنگامی که دولت ساعد مراغه ای لایحه قرار داد الحاقی نفت را به مجلس تسلیم کرد با این امید که نمایندگان با توجه به کمی وقت آن را هر چه زودتر تصویب کنند، حسین مکی به عنوان مخالف شروع به صحبت کرد. نطق مکی چند جلسه به طول انجامید و تاریخ پایان دوره پانزدهم قانونگذاری نزدیک می‌شد. روز دوم مرداد ۱۳۲۸ سردار فاخر حکمت رئیس مجلس در اثر فشار اکثریت تصمیم گرفت موضوع ادامه نطق مکی را به رای مجلس واگذار کند. وکلای اکثریت نیز بر اساس قرار پنهانی با دولت قرار بود به محدود کردن سخنرانی نماینده اقلیت رای بدهند. در این هنگام حادثه ای روی داد که نقشه دولت و اکثریت را نقش بر آب کرد و آن اعتراض شدید دکتر عبدالله معظمی بود. دکتر معظمی پیش از آنکه سردار فاخر اعلام رای کند فریاد زنان خطاب به رئیس مجلس گفت: «بدبخت‌ترین ملت کسی است که اراده خودش را در موقع اظهار نظر از دست بدهد و بزرگان قوم مثل مرده روی صندلی‌ها بنشینند و در مسائل ابتدائی این طور اظهار نظر کنند. آقای رئیس مجلس شورای ملی، حق ملت در بین است. اجازه بدهید. این وضع مجلس طوری مرا متشنج کرد که من ناچار شدم در اینجا وظیفه نمایندگی خود را که نماینده یک شهرستان فقیر، گرسنه و بیچاره و بالاخره نماینده یک ملتی هستم که من خودم در خوزستان جز تراخم، جز پا برهنگی، جز بیچارگی هیچ چیز ندیدم انجام دهم.» اگر دکتر عبدالله معظمی کوتاه آمده بود، رای اکثریت واگذار می‌گردید و سرنوشت قرارداد الحاقی غیر از این می‌شد که شد. در مجلس شانزدهم نیز هنگامی که وزیر دارائی کابینه رزم آرا قرارداد الحاقی را پس گرفت، دکتر عبدالله معظمی به شدت او را مورد حمله قرار داد و باعث متزلزل شدن دولت سپهبد رزم آرا گردید. دکتر معظمی در سال ۱۳۳۰ یکی از اعضای هیئت مختلط مامور خلع ید از شرکت نفت بود. وی با جان ودل از دولت دکتر محمد مصدق پشتیبانی می‌کرد و در هر موردی رای موافق به کابینه محمد مصدق میداد. دکتر معظمی در انتخابات دوره هفدهم مجلس نیز از گلپایگان به نمایندگی انتخاب شد. وی پس از کودتای ۲۸ مرداد مدتی مخفی بود و شغل خود را در دانشگاه نیز از دست داد، اما در نهضت مقاومت ملی فعالیت می‌کرد. در نتیجه در اردیبهشت ۱۳۳۴ به زندان افتاد و بعد همراه چند تن از سران جبهه ملی به جنوب تبعید شد. دکتر عبدالله معظمی را همراه با دیگر آزادیخواهان در شرایط سخت به زندان برازجان هم بردند. وی در سال ۱۳۵۰ در سن ۶۲ سالگی در اثر سکته قلبی درگذشت. دکتر عبدالله معظمی در شمار ۱۲ استاد دانشگاه بود که به دستور مستقیم شاه در معرض آزار و اخراج قرار گرفتند. مهندس مهدی بازرگان، دکتر یداله سحابی و دکتر جناب،...هم در شمار استادان مغضوب بودند. جرم دکتر معظمی و دیگران این بود که با لایحه کنسرسیوم و کودتا علیه دکتر محمد مصدق مخالفت کردند. (سرنوشت یاران دکتر محمد مصدق / نوشته عبدالرضا هوشنگ مهدوی /نشر علم)
  22. در گذشته اعتیاد به مواد مخدر و ریاکاری و بزهکاری اجتماعی برخلاف امروز که خیلی‌ها را به دریوزگی و خاک سیاه نشانده، انگشت شمار بود و درس و تحصیل و کسب معرفت ارج و قرب داشت و اهل دانش و فضل غریب و تنها نبودند.
  23. گلپایگان، آموزش و پرورش پویایی داشته است. (از مکتب خانه‌های قدیم بگیر تا تا دبستان و دبیرستان‌های جدید و تاسیس دانشسرای مقدماتی) دانشسرای مقدماتی گلپایگان در بالابردن فرهنگ شهر، نقش مهمی داشت. با کوشش دکتر عبدالله معظمی (همدم و همراه دکتر محمد مصدق و یکی از اعضای هیئت مختلط مامور خلع ید از شرکت نفت)، از یازده دانشسرای مقدماتی ایران که غالباً در مراکز استان بود، یکی در شهرستان کوچک گلپایگان تاسیس شد. با ساخت دانشسرا نه تنها فرهنگ گلپایگان رشد کرد و به لحاظ معلم خودکفا شد، شهرهای اطراف را هم زیر پوشش گرفت.
    شماری از فرهنگ‌ورزان گلپایگان

    شماری از فرهنگ ورزان شریف شهر، از همین دانشسرای مقدماتی فارغ التحصیل شدند. یاد معلمین فرهیخته‌ای بخیر که کانونی از آتش بودند و چون شمع، روشنی بخش محفل دیگران:

    علی وکیلی، رضا تاجداری، فرج الله شریفی، مرتضی شهیدی، اشفعی، منوچهر خالصی، حسین افتخاری، محمد رضا سعیدپور، میرزا باقر اشراقی، حسن برازنده، جواد تاجداری، قاضی زاهدی، مرتضی امینی، اثنی‌عشری، محمد کرمی، حسین عمیدی، اردشیری، ناصر حسن‌زاده، علی‌اصغر صافی، بهرام حجتی، حسن وزیری، هوشنگ اشراقی، صفایی، اکبر افاضلی، حسن صلواتی، خوشنویسان، عباس‌علی عباسی (که با کارد فضل الله عبدالهادی کشته شد)، محمدباقر محمدی، محمد مختاری، حسن موسوی، حسن نوربخش، محمد مهدی نوروزی، علی اکبر جعفری، میرزا علی نوری، جعفر توکلی، حسن جابری، محسنی، ناظمی،...ذوالمجد، جوادخان معظمی، سید حسین اطیابی، انصاری، سجادی، نیایش، جلالی، ضفایی، سجادی، خانم فاطمی، خانم سعیدی، خانم شهریاری... و خیلی‌های دیگر که بذر نیکو کاشتند....

  24. آنچه در هفده تن به عنوان موزه معروف شده، نخست بیشتر زمان ها بسته است و دوم این که به معنی درست واژه موزه به شمار نمی‌آید و به گسترش و غنای بیشتر نیاز دارد.
  25. ۵۱ نفز از کسانیکه بعد از انقلاب اعذام و...شده، و یا به خاطر ستیز با حکومت به طریقی جان خود را از دست داده اند، دانش آموز و دانشجو بودند.
    فرشته نوربخش ـ اعظم حبیبی ـ شهناز علی قلی ـ شمسی رحمتی ـ نرگس عباسی ـ نرگس عباسیان ـ زهره شاهوردی ـ زهرا شاهوردی ـ ...ادیبی ـ معصومه پور اشراق ـ ناهید جوادی ـ فاطمه پوراشراق ـ معصومه پوراشراق - فاطمه سروری ـ فرزین شریفی - محمد رضا پوراشراقی ـ حسن فرزانه ـ حمید خادمی ـ مجید خادمی ـ علی خادمی ـ حسین خادمی ـ علی رضا اشراقی ـ علی نکونام ـ رضا امام جمعه ای ـ احمد شربتی ـ عبدالله شاهوردی علی زمانی ـ سعید سعیدپور ـ ساسان سعیدپور ـ جواد توکل ـ مرتضی احمدی ـ حسین دیانتی ـ برات حبیبی ـ محمد باقر عباسیان ـ علی عباسیان ـ مجید ناظمی ـ حمید ناظمی ـ احمد میر هادی ـ علی رضا ریاضت ـ علی شکوهی زاده ـ حمید امامیان ـ محمد تقی شریفی ـ میرزا رحمتی ـ ... رحمتی ـ احمد ُحضوری ـ هوشنگ اعظمی ـ عباس میثمی ـ مرتضی انوری ـ تیمور انوری ـ محمود توکل ـ محمد ( شاهرخ ) نوری ـ عباس پور اشراقی ـ اکبر شاکری ـ علی بخشائی ـ . . . طلوعی ـ مهدی وثوقیان - مصطفی صداقت - حمید رضا جمالی ـ علی رضا لطفی، زین العابدین افشون...
  26. شکنجه‌گر ساواک شاه، حسینی
    محمدعلی شعبانی معروف به دکتر حسینی بازجو و شکنجه‌گر ساواک، به سال ۱۳۰۲ در گلپایگان به دنیا آمد. پس از ناتمام ماندن تحصیلات در مقطع ابتدایی، به ارتش وارد و با درجه گروهبانی در رکن ۲ مشغول خدمت شد. پس از تأسیس ساواک در سال ۱۳۳۶، برای ادامه خدمت به ساواک منتقل و در اداره سوم مشغول به کار شد. برای مدتی مدیر داخلی بازداشتگاه اوین بود و خود در شکنجه و بازجویی زندانیان و متهمین سیاسی شرکت می‌جست.

    در پی بوجود آمدن کمیته مشترک ضد خرابکاری در سال ۱۳۵۱، به آنجا منتقل شد. وی دوره‌های آموزشی «توجیه و حفاظت»، «شوک الکتریکی» و «آپولو» را در ساواک طی نموده و در کمیته مشترک ضد خرابکاری به کار بست. حسینی به خاطر جدیت و پشتکار فراوان در امر شکنجه زندانیان، موفق به دریافت نشان‌ها و مدالهای مختلف گردید. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در تاریخ ۲۴ اسفند ۱۳۵۷ هنگامی که منزلش محاصره بود با اسلحه کمری اقدام به خودکشی نمود که بلافاصله به بیمارستان منتقل و سرانجام در تاریخ ۱۲/۲/۵۸ درگذشت.

  27. در حکم آیه‌الله خمینی که متن کامل آن چاپ و منتشر شده و در صفحه ۶۲۶ خاطرات آیه‌الله منتظری هم می‌توان دید، آمده است: «کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‌کنند، محارب و محکوم به اعدام می‌باشند...»، در جکم ایشان نام آقای مرتضی اشراقی که آنزمان دادستان تهران بودند، وجود دارد. در کتاب خاطرات آیه‌الله منتظری نیز آنجا که می‌نویسند در عرض چند روز ۲۵۰۰ تا ۳۵۰۰ نفر اعدام شدند (و در یادداشت مورخه‌ی ۲۴ مرداد سال ۶۷)، به این موضوع اشاره شده است. خاطرات آیه‌الله منتظری، پیوست شماره ۱۵۵، صفحه‌ی ۵۲۱، چاپ اتحاد ناشران اروپایی
  28. ایرج مصداقی، نویسنده کتاب «نه زیستن نه مرگ» و سعید شاهسوندی (در خاطرات زندان) به محمد توانا (اهل گلپایگان) و نقش وی در بازجویی و...از زندانیان اشاره کرده اند.
  29. کلیه فعالیت‌های تبلیغاتی برای شیر و فراورده های شیری به منظور هدفمند شدن هرچه بیشتر این تبلیغات از طریق خانه شیر هر کشور انجام می‌شود. خانه شیر محلی برای جمع آوری اطلاعات و نتایج تحقیقات علمی از سراسر دنیا در رابطه با شیر و فراورده‌های شیری و انتقال آن به صنعت لبنیات کشور است و از این طریق فعالان این صنعت و متخصصان علوم تغذیه، سلامت و مصرف کنندگان از آخرین اطلاعات علمی روز دنیا بهره مند می‌شوند. خانه شیر از طریق تحقیق بازار و مشتری و آنالیز اطلاعات و داده ها سبب توسعه تولید و همچنین مصرف محصولات لبنی می‌شود. در انگلستان خانه شیر، نزدیک به صد سال پیش شکل گرفته است و در کشور ما که سالانه بیش از هشت میلیون تن شیر تولید می‌شود (و فقط در گلپایگان هزاران تن) ـ برای خیلی‌ها معنی و مفهوم «خانه شیر» از عجایب است !
  30. امامزاده ابراهیم یکی از محلاتی بود که آخر هفته (بخصوص وقت گرمک ها) بیشتر مردم راهی آنجا می‌شدند. پیرمرد محترم و خوش صوتی هم بود به اسم آقای صمدی، که مدام با آواز خوش داستان قطامه (یکی از دشمنان امام علی (ع) را می‌گفت و می‌خواند زن نگو، بلا بگو، تو درد بی دوا بگو...
  31. قدیما و ولایتمون. تارنمای آخاله http://www.akhale.blogfa.com/
  32. http://golpakade.blogfa.com/ وبلاگ ارزشمند «گلهای گلپایگان» که با تلاش جوانان فرهیخته و هنرمند شهر به‌روز می‌شود، در نوع خودش کم نظیر است..
  33. http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2691697
  34. http://golpanews.com/detail=4024
  35. http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2691697
  36. http://golpanews.com/detail=4024
  37. http://www.irandeserts.com/44.htm
  38. از روی سنگ نگاره‌ها می‌توان به سیر تکاملی خط پی برد و بسیاری از حلقه‌های

منابع[ویرایش]

Investigations into the tectonics... By B. C. Burchfiel, Erchie Wang

  • محمد حسن خان اعتماد السلطنه، مرآت البلدان (مرآت ناصری)
  • مستوفی، حمدالله، نزهت القلوب، ۱۳۶۶.
  • قاطع، برهان، ذیل گلپایگان، ۱۳۶۱.
  • دانشنامهٔ تاریخ معماری و شهرسازی ایران زمین
  • غیاثی، جواد/ فرهنگ عامه گلپایگان.
  • میر محمدی خوانساری/ سیری در تاریخ و جغرافیای گلپایگان
  • نوربخش، ساطعی.../ یادنامه گلپایگان
  • جهان‌بخشی، احمد/ نوار شعر محلی گلپایگان
  • فرهادی، مرتضی، موزه‌هایی در باد
  • فرهادی، مرتضی، فرهنگ یاریگری در ایران
  • سمانه و محمد، مسیبی، «هندو» نظام سنتی بهره برداری دامی گلپایگان
  • سرمدی، عباس، شعر گلپایگان، شعر اصفهان
  • محمد تقی، مُذَهبّی، تذکره الشعرای گلپایگان
  • ناصری فرد، محمد، موزه‌های سنگی و هنرهای صخره‌ای
  • تقی الدین محمد ذکری کاشانی/ خلاصه الاشعار و زبده الافکار
  • افاضلی اکبر، «توشه‌ای از تاریخ گلپایگان و مردم آن» انتشارات ابجد، ۱۳۷۷
  • ظل السلطان، تاریخ مسعودی.
  • ناصر مهاجر، قتل دکتر برجیس، شماره آخر فصلنامه باران – بهار و تابستان ۱۳۸۷
  • سیداصغر ابن‌الرسول، فدائیان اسلام در کاشان (ویژه نامه شهید نواب صفوی و شهدای فدائیان اسلام)
  • کتاب کوه نامه گیتاشناسی در ایران
  • اشراقی، فیروز، گلپایگان در آینه تاریخ
  • [http://www.shareh.com/persian/magazine/ayeneh_p/092/07.htm (در باره کتاب) گلپایگان در آینه تاریخ/ محمدرضا زادهوش
  • افشار، محمود، گزارش سنگ نبشته‌های تنگ غرقاب گلپایگان. نامواره.جلد نهم (1375)
  • راهکارهای اساسی جهت افزایش عمر مفید نخستین سد مدرن ایران (سد گلپایگان)
  • کبری جنت، اکبر قاضی فرد، مه آسا روستایی، پایش فرونشست زمین در دشت گلپایگان با استفاده از روش تداخل سنجی راداری و شکاف سنج
  • مرتضی طبائی، سلیمان ولایتی/ سنگهای دگرگونه شمال گلپایگان پرکامبرین یا ترسیری؟
  • گزارش نهایی عملیات میکروژئودزی سد گلپایگان، شرکت مبناسنج، فروردین ۱۳۷۹
  • گزارش رسوب‌سنجی سد گلپایگان، مهندسین مشاور دستور نوین، اردیبهشت ۱۳۷۷
  • تحقیق در آبشویی خاک‌های شور و قلیایی گلپایگان
  • شناسنامه ایستگاه تحقیقات دامپروری گلپایگان
  • مسیبی، محمد، غیور، حسن علی، اقلیم‌شناسی حوضه گلپایگان (دما و بارندگی)
  • مطالعات نیمه تفصیلی خاک‌شناسی و طبقه بندی اراضی منطقه گلپایگان
  • ناهید یاوری، بررسی جنبه‌های مختلف صنعت درشهرستانن گلپایگان
  • شهلا عامری شهرابی، ارزیابی توان‌های محیطی گلپایگان با تکیه برمنابع آّب
  • نتایج نهایی اجرای طرح شناسایی زنبورداران بومی منطقه گلپایگان
  • گزارش مطالعات آب‌های زیرزمینی دشت گلپایگان
  • خاطرات دکتر محمد تقی دامغانی، جامه آلوده در آفتاب، (فدائیان اسلام و قتل دکتر برجیس)، صفحه ۲۰۶ ـ ۲۱۰

پیوند به بیرون[ویرایش]