نام‌گرایی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

نام‌گرایی یا اصالت تسمیه، نظر یا آیینی فلسفی است که اعلام می‌کند موجودات دارای ماهیت یا ذات نیستند و تعریف‌ها در کل به گوهر موجودات بازنمی‌گردند و بیان عینی یا بازتاب واقعی نیستند؛ بلکه برداشت‌هایی هستند که خودمان آن‌ها را در مورد چیزها و امور مطرح کرده‌ایم. تمامی عنوان‌ها و اصطلاح‌های کلی از جمله آن‌ها که گویا قرار است در منطق، نوع و جنس را متمایز و مشخص کنند، اسامی قراردادی هستند؛ یعنی نشانه‌ها یا نمادهایی برخاسته‌اند و وجود عینی و واقعی ندارند. فقط امور خاص و مشخص وجود دارند. امور کلی یا جهان‌شمول یعنی امور تجریدی، ایده‌ها و ذات‌ها وجود عینی ندارند و جز زاده‌های تخیل یا زبان ما به حساب نمی‌آیند. سرخی در دنیا نیست؛ چیزهایی وجود دارند که سرخ هستند. از نظر یک نام‌گرا اموری که با یک نام خوانده می‌شوند، در هیچ چیز با هم شریک نیستند، مگر همان نام.

نومینالیسم در جهان اسلام[ویرایش]

دکتر ابراهیمی دینانی[۱] دربارهٔ نومینالیسم در جهان اسلام که در کتاب ماجرای فکر فلسفی به آن می‌پردازد، می‌گوید: ابن تیمیه عقلی را که با نقل در تعارض قرار دارد، غیر از عقلی می‌داند که به وسیله آن اثبات صحت نقل می‌توان کرد. او در این سخن انگیزه‌ای خاص داشته و هدف معینی را دنبال می‌کند؛ ولی علاوه بر آنچه ذکر شد عامل دیگری در تمایل به این عقیده دخالت دارد که نمی‌توان آن را نادیده انگاشت. آن عامل چیزی جز این نیست که ابن تیمیه تحقق کلی را انکار کرده و در صحنه اندیشه همانند یک «نومینالیست» موضع گرفته است.

کسانی که با تاریخ فلسفه آشنایی دارند به خوبی می‌دانند که نحوه وجود کلیات، همواره محل بحث و گفتگو بوده و منازعات بسیاری در این باب انجام پذیرفته است. کسانی بر این عقیده‌اند که کلی به هیچ نحو تحقق نداشته و آنچه از آن در دست است جز یک نام چیز دیگری نیست. طرفداران این عقیده «نومینالیست» شناخته می‌شوند و تعداد آنها به هیچ وجه اندک نیست. در مقابل این گروه کسانی را می‌شناسیم که تحقق کلیات را انکار نمی‌کنند ولی در نحوه تحقق کلی با یکدیگر اختلاف دارند.

دکتر عبدالکریم سروش دربخشی از سخنرانیهای مربوط به سلوک دیندارانه بیان میکند تفکر اشاعره وجه شباهتهای فراوانی با تفکرات نامینالیستها دارد.وی بیان می کند نامینالیستها منکر ضرورت و ذات بودند و معتقد هستند امورات و اتفاقات بر حسب عادت اتفاق می افتند نه ضرورت.

و همچنین در تفکر نامینالیستی خداوند ناتوان از خلق بیش از یک جهان نیست. این تفکر راه را برای جولان دادن علم باز نمود زیرا که نشان داد می‌تواند غیر از این عالم عوالم دیگری نیز وجود داشته باشد. خداوند در مرتبه بالاتری از هر نظم فلسفی یا قوانین اخلاقی و رابطه علی و معلولی می نشیند. رابطه ضروری اساسا وجود ندارد تا بگوییم خداوند نمی تواند پا بر روی ضروریات بگذارد. قوانین علمی بجز ریاضی و منطق کاشف نظم هاست نه ضروریات و ذات. وی معتقد است نامینالیسم نقطه پایان قرون وسطی و بالعکس سرآغاز ورود بشریت به جهان جدید است زیرا که عقل ازذات پنداری و محدودیتهای ناشی از آن رهایی می یابد. پوزیتیویسم و اومانیسم و اگزیستانسیالیسم از محصولات این مکتب فلسفی است.

همچتین دکتر سروش معتقد است ملاصدرا با مطرح نمودن فلسفه اصالت وجود در زمره نامینالیستها قرار میگیرد زیرا که نافی ماهیت و ذات می باشد.

منابع[ویرایش]

  1. دکتر ابراهیمی دینانی. «فایل های صوتی درباره چیستی نومینالیسم». آثار و اندیشه های دکتر دینانی. 

بابک احمدی، کار روشنفکری، نشر مرکز، ۱۳۷۴.

غلامحسین ابراهیمی دینانی

آثار و اندیشه های دکتر دینانی

پانویس[ویرایش]

^ نام‌های دیگر: نام‌باوری، نام‌انگاری، اصالت تسمیه، نومینالیسم (Nominalism).