شیخ بهایی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish
بهاءالدین محمد بن حسین عاملی
شناسنامه
نسب از نوادگان حارث همدانی،
صحابی معروف علی بن ابی‌طالب
زادروز ۲۶ ذیحجه ۹۵۳ ق (۸ اسفند ۹۲۵ خ)
زادگاه بعلبک، امپراتوری عثمانی (لبنان کنونی)
تاریخ مرگ ۱۲ شوال ۱۰۳۰ ق (۸ شهریور ۱۰۰۰ ش)
محل مرگ اصفهان، ایران
آرامگاه کنار مقبرهٔ علی بن موسی الرضا
(پهلوی موزه آستان قدس)
مشهد
نام همسر کفایت خاتون
دین اسلام
مذهب تصوف و عرفان[۱]
اطلاعات سیاسی
سمت‌ها شیخ‌الاسلام (مهم‌ترین منصب
سیاسی-مذهبی در دربار صفوی)
اطلاعات علمی و مذهبی
استادان عزالدین حسین عاملی (پدرش)
ملا عبدالله یزدی
مولانا عبدالله شوشتری
مولانا افضل قاینی
حکیم عمادالدین محمود
شاگردان ملاصدرای شیرازی
محمدتقی مجلسی
محقق سبزواری
نظام‌الدین محمد قرشی
ملا محسن فیض کاشانی
ملا خلیل قزوینی
ملا صالح مازندارانی
سید میرزا حسینی طباطبایی نائینی
کتاب‌ها مفتاح الفلاح، کشکول
حبل المتین، حدائق الصالحین
مثنوی نان و حلوا، عروة الوثقی
تشریح الافلاک، جامع عباسی
مشرق الشمسین و اکسیر السعادتین
خلاصة الحساب، حدیقه هلالیه
بحر الحساب، الزبده فی الاصول
صمدیه، اثنا عشریه، سر المستتر

بهاءالدین محمد بن حسین عاملی[۲] معروف به شیخ بهایی (زادهٔ ۸ اسفند ۹۲۵ خورشیدی در بعلبک، درگذشته ۸ شهریور ۱۰۰۰ خورشیدی در اصفهان) همه چیزدان ، حکیم، علامه فقیه، عارف، منجم/ستاره‌شناس، ریاضیدان، شاعر، ادیب، مورخ[۳] و دانشمند نامدار سده دهم و یازدهم هجری؛ که در دانش‌های فلسفه، منطق، هیئت و ریاضیات دانایی داشت. در حدود ۹۵ کتاب و رساله از او در سیاست، حدیث، ریاضی، اخلاق، نجوم، عرفان، فقه، مهندسی، هنر و فیزیک بر جای مانده‌است. به پاس خدمات او به علم ستاره‌شناسی، یونسکو سال ۲۰۰۹ که مصادف با سال نجوم می‌بوده نام شیخ را در لیست مفاخر ایران ثبت کرد.[۴]

تولد و خانواده[ویرایش]

وی از نوادگان حارث همدانی یکی از یاران علی ابن ابی طالب است که در بعلبک متولد شد. دوران کودکی را در جبل عامل، از نواحی شام، در روستایی به نام «جبع» یا «جباع» زیست، او از نوادگان «حارث بن عبدالله اعور همدانی» بوده‌است (از شخصیت‌های برجسته آغاز اسلام، متوفی به سال ۶۴ خورشیدی). خاندان او از خانواده‌های معروف جبل عامل در سده‌های دهم و یازدهم خورشیدی بوده‌اند. پدر او از شاگردان برجسته شهید ثانی بوده‌است.[۵]

تاریخ تولد و مرگ شیخ بهایی[ویرایش]

تاریخ تولد و مرگ شیخ بهایی بر روی سنگ قبر و کاشیکاری‌های دیوار اتاق مقبره اندکی متفاوت است:

تاریخ تولد:
  • کتیبه کاشیکاری دیوار: ۲۶ ذیحجه ۹۵۳ هجری قمری (برابر با پنجشنبه ۸ اسفند ۹۲۵ خورشیدی، و ۲۷ فوریه ۱۵۴۷)
  • کتیبه سنگ قبر: غروب پنجشنبه محرم‌الحرام ۹۵۳ هجری قمری (برابر با فروردین ۹۲۵ خورشیدی، و مارس ۱۵۴۶)
تاریخ مرگ:
  • کتیبه کاشیکاری دیوار: ۱۲ شوال ۱۰۳۰ هجری قمری (برابر با ۸ شهریور ۱۰۰۰ خورشیدی، و ۳۰ اوت ۱۶۲۱)
  • کتیبه سنگ قبر: شوال ۱۰۳۱ هجری قمری (برابر با مرداد یا شهریور ۱۰۰۱، و اوت ۱۶۲۲)

کتیبه دیوار در سال ۱۳۲۴ خورشیدی در زمان استانداری علی منصور ساخته شد و حاوی تاریخ روز، ماه و سال است، در حالی که کتیبه سنگ قبر فقط حاوی تاریخ ماه و سال است. به نظر می‌رسد که در هنگام بازسازی اتاق تحقیقاتی دربارهٔ تاریخ تولد و مرگ انجام شده باشد و به این خاطر تاریخ روز به کتیبه کاشیکاری اضافه گشته‌است. در این صورت به نظر می‌رسد که تاریخ‌های کتیبه دیوار دقیق‌تر باشند.

مهاجرت به ایران[ویرایش]

بنا به نسخه‌ای به خط شیخ بهایی که در سال ۹۹۵ قمری در قزوین نوشته شده‌است، وی هنگام ورود به ایران سیزده ساله بود. پدرش عزالدین حسین عاملی به خاطر اذیت شیعیان آن منطقه توسط دولت عثمانی از یک سو و دعوت شاه تهماسب صفوی برای حضور در ایران، به سوی ایران رهسپار گردید و چون به قزوین رسیدند و آن شهر را مرکز دانشمندان بزرگ ایرانی یافتند، در آن سکنی گزیدند و بهاءالدین به شاگردی پدر و دیگر دانشمندان آن عصر مشغول شد. وقتی او ۱۷ ساله بود (۹۷۰ ق)، پدرش به شیخ‌الاسلامی اصفهان به توصیه شیخ علی منشار از سوی شاه طهماسب منصوب شد. ۱۴ سال بعد، در ۹۸۴ قمری، پدر شیخ برای زیارت خانه خدا از ایران خارج شد اما در بحرین درگذشت.[۵] شیخ بهایی در قزوین فارسی آموخته و به مدت سی سال در آن شهر پرورش یافته و پرورش داد.

شخصیت علمی و ادبی و اخلاق و پارسای او باعث شد تا از ۴۳ سالگی شیخ‌الاسلام اصفهان شود و در پی انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان (در ۱۰۰۶ قمری)، از ۵۳ سالگی تا آخر عمر (۷۵ سالگی) منصب شیخ‌الاسلامی پایتخت صفوی را در دربار مقتدرترین شاه صفوی، شاه عباس بزرگ بر عهده داشته باشد.[۵]

شیخ در فاصلهٔ سال‌های ۹۹۴ تا ۱۰۰۸ قمری سفرهایی چند به خارج از قلمروی صفویه داشت. این سفرها برای زیارت، سیاحت، دانش‌اندوزی و همچنین به گفته برخی مورخان به سفارت سیاسی بوده‌است. مکه، مصر و شام از جمله مقاصد این سفرها بوده‌اند.[۵]

نقل شده که آن جناب شش ماه پیش از وفات خود به مزارستان گذشت و از قبر بابا رکن الدین صدایی شنید شیخ از اصحاب خویش که با وی بودند پرسید که شما شنیدید این صدایی که من شنیدم گفتند نشنیدیم پس شیخ بعد از آن پیوسته مشغول گریه تضرع و مناجات بود و توجه به آخرت داشت تا وفات یافت. از بعضی نقل شده صدایی که شیخ شنید این بود که «شیخنا به فکر خود باش»

وی در سال ۱۰۰۰ خورشیدی در اصفهان درگذشت و بنابر وصیت خودش پیکر او را به مشهد بردند و در کنار آرامگاه علی‌بن موسی‌الرضا جنب موزه آستان قدس به خاک سپردند. امروزه آرامگاه وی بین مسجد گوهرشاد و صحن آزادی و رواق خمینی در رواقی که به یاد او نامگذاری شده قرار دارد.[۵]

شخصیت علمی[ویرایش]

استادان[ویرایش]

نام برخی از استادان شیخ بهایی از این قرار است:[۶]

  1. فقه و اصول، تفسیر، حدیث و ادبیات عرب را نزد پدرش شیخ عزالدین حسین عاملی.
  2. منطق و کلام و معانی و بیان و ادبیات عرب را نزد نجم ابن شهاب، معروف به ملاعبدالله بهابادی، مؤلف مشهور «حاشیه بر تهذیب منطق» معروف به «حاشیه ملا عبدالله».
  3. ریاضی، کلام و فلسفه را از مولانا افضل قاینی مدرس سرکار فیض کاشانی فرا گرفت.
  4. طب را از حکیم عماد الدین محمود، طبیب ویژه شاه طهماسب و مشهورترین پزشک ایران در آن دوره آموخت.
  5. صحیح بخاری را نزد ابی الطیف مقدسی فرا گرفت.[۷]
  6. همچنین نقل است نزد ملا محمد باقر یزدی مؤلف کتاب مطالع الانوار که از ریاضی‌دانان عصر خود بوده نیز درس خوانده‌است.

شاگردان[ویرایش]

تعداد کثیری از دانشوران نامی قرن یازدهم نزد وی تحصیل کرده‌اند. یکی از محققان معاصر[۸] ۳۳ تن از شاگردان او را نام برده‌است که در این‌جا به مشهورترین آن‌ها اشاره می‌کنیم:

  1. صدرالدین محمد بن ابراهیم شیرازی، معروف به ملاصدرا، فیلسوف بنیان‌گذار حکمت متعالیه، متوفی به سال ۱۰۵۰ ق.
  2. ملا محسن فیض کاشانی، متوفی ۱۰۹۱ ق.
  3. سیدمیرزا رفیع‌الدین محمدبن حیدر حسینی طباطبایی نائینی، متوفی ۱۰۹۹ ق.
  4. ملامراد تفرشی
  5. محمد تقی مجلسی، معروف به مجلسی اول، متوفی ۱۰۷۰ ق.
  6. محمدباقر سبزواری، معروف به محقق سبزواری، شیخ الاسلام اصفهان، وفات ۱۰۹۰ ق.

آثار و تالیفات[ویرایش]

بهاءالدین عاملی در علومی که در آن زمان مرسوم بود، به ویژه در اخبار و احادیث، تفسیر، اصول فقه و ریاضیات دارای تألیفات بسیار است. تألیفات شیخ بر اساس پژوهش یکی از محققان[۹] بالغ بر ۹۵ کتاب و رساله‌است. برخی از نویسندگان نیز آثار او را ۱۲۰ عنوان ذکر کرده‌اند.[۱۰] در این‌جا برخی از آثار علمی شیخ را بررسی می‌کنیم:[۱۱]

جامع عباسی[ویرایش]

از نخستین و معروفترین رساله‌های عملیه در فقه بوده و به زبان فارسی است که این خود ابتکاری نو در نگارش متون فقهی به‌شمار می‌رفت تا آن‌جا که برخی از صاحب نظران از آن به عنوان اولین دوره فقه فارسی غیر استدلالی که به صورت رساله عملیه نوشته شده‌است یاد می‌کنند، این کتاب از یک مقدمه و بیست باب (از طهارت تا دیات) تشکیل شده‌است.[۱۲]

الزبده فی الاصول[ویرایش]

مهم‌ترین اثر شیخ است در اصول. تاریخ نگارش آن یعنی سال ۱۰۱۸ ق و به قولی در سال ۱۰۰۵ ق، حکایت از اهمیت آن دارد، زیرا اوایل قرن یازدهم، عصر سیطره اخباریان در حوزه فقه و اصول شیعی بوده‌است.[۱۳]

اربعین[ویرایش]

تألیف اربعین از سوی محدثان و عالمان شیعی بر اساس حدیث معروفی است که از پیامبر اسلام نقل شده‌است. شیخ بهایی نیز به پیروی از این سنت معمول، به تألیف اربعین حدیث پرداخت، با این امتیاز که شرح کافی و جامع دربارهٔ احادیث یاد شده دارد و در مجموع، از بهترین و معروف‌ترین اربعین‌ها می‌باشد. این اثر بعد از مثنوی سوانح حجاز، تنها اثری است که شیخ در آن به مباحث سیاسی پرداخته‌است، مؤلف در شرح حدیث پانزدهم (که دربارهٔ حرمت اعانت ظالمان و گرایش قلبی به آن‌ها وارد شده‌است) به تفصیل دیدگاه‌های خود را مطرح کرده‌است. شیخ دربارهٔ این موضوع به‌طور صریح و شفاف سخن گفته‌است، از این رو می‌توان دیدگاه و عقیده باطنی او در مورد رفتار با حاکم جور، و نیز علل و عوامل همکاری علما با شاهان صفوی را به دست آورد، همچنین وی در این اثر به بحث از امر به معروف و نهی از منکر، شرایط و مراحل آن پرداخته‌است.[۱۴]

مثنوی سوانح الحجاز (نان و حلوا)[ویرایش]

این کتاب آمیخته‌ای از مواعظ، طنز، حکایت، تمثیل و لطایف عرفانی و معارف برین بشری است. با زبانی روان و دلنشین. نان و حلوا ترسیمی است از ریاکاری، تلبیس و غرور به مال و منال و عنوان و منصب دنیایی. بهایی در یکی از بخش‌های این مثنوی به دوری از سلاطین که خود آن را از نزدیک تجربه کرده بود اشاره می‌کند، چرا که قرب شاهان غارت دل و دین را در پی دارد در مجموع، مثنوی نان و حلوا از جمله آثار شیخ بهایی است که در تبیین دیدگاه و اندیشه سیاسی او می‌توان بدان استناد کرد.

کشکول[ویرایش]

نامدارترین اثر شیخ بهایی الکشکول، معروف به کشکول شیخ بهایی است که مجموعه گرانسنگی از علوم و معارف مختلف و آینه معلومات و مشرب شیخ بهایی محسوب می‌شود. این کتاب به‌صورت جُنگی آزاد، شامل شعرها و نثرهای مورد علاقه بهایی است که برخی از خود وی و برخی نیز گردآوری او از دیوان‌ها و کتاب‌های مورد علاقه‌اش بوده‌اند. این مطالب اغلب بی‌هیچ نظم خاصی به دنبال هم آمده‌اند. لیکن بیش از سایر تألیفات وی خواننده را به ضمیر فکری شیخ بهایی نزدیک می‌کند.

صمدیه[ویرایش]

کتاب صمدیه نوشته شیخ بهایی برای برادر خود '''عبدالصمد''' است. این کتاب در باب علم نحو است. شیخ بهایی در این نوشتار در مورد علم نحو و کلمه و کلام به تفضیل مطالب خود را بیان نموده‌است. اخیراً این نوشتار در کتاب جامع المقدمات به چاپ رسیده‌است.

مشرق الشمسین و اکسیر السعادتین[ویرایش]

ارایه فقه استدلالی شیعه بر مبنای قرآن، آیات الاحکام و حدیث است.

حبل المتین فی اِحکام احکام الدّین[ویرایش]

در فقه

الاثنا عشریه[ویرایش]

در پنج باب طهارت، نماز، زکات، خمس، روزه و حج است.

زبده الاصول[ویرایش]

شامل بیش از چهل شرح و حاشیه و نظم

الاربعون حدیثاً[ویرایش]

معروف به اربعین بهائی

مفتاح الفلاح[ویرایش]

این کتاب را آقابزرگ تهرانی، مفتاح الفلاح فی الأعمال و الأدعیة اللابدیة فی الیوم و اللیلة نامیده‌است. این کتاب دارای شش باب (فصل) است که نویسنده در هر فصل (ساعتی از شبانه روز) اعمال مخصوصی را در نظر گرفته‌است.[۱۵]

نگارنده کتاب خود را به درخواست جماعتی نوشته تا یک مسلمان بتواند در یک شبانه روز، تمام اعمال خود را بر طبق آن انجام دهد و لذا نمازهای واجب و مستحب، وضو، طهارت و غیره را نیز در کتاب خود ذکر کرده‌است.[۱۶] شیخ بهایی در انتهای کتاب تفسیر سوره حمد را آورده‌است و شیخ محمود شبستری او را این چنین ستوده‌است:[۱۷]

روا باشد انا الله از درختیچرا نبود روا از نیک‌بختی

حدائق الصالحین[ویرایش]

(ناتمام)، شرحی است بر صحیفه سجادیه

حدیقة هلالیه[ویرایش]

شامل تحقیقات و فواید نجومی ارزنده

التحضیر[ویرایش]

کتابی است درزمینهٔ احضار جن و بسیار کمیاب است که چند نسخهٔ باقی‌ماندهٔ آن درکتابخانهٔ آستان قدس رضوی نگهداری می‌شود

بیشتر روش‌های احضار جن که دراین کتاب آورده شده‌است بوسیلهٔ صفحهٔ شطرنج انجام می‌گیرد که…

شخصیت ادبی[ویرایش]

نمونه شعر شیخ بهایی

شیخ بهایی آثار برجسته‌ای به نثر و نظم پدیدآورده‌است که علاوه بر فارسی و عربی، شامل ترکی هم می‌شده‌است. اشعار فارسی او عمدتاً شامل مثنویات، غزلیات و رباعیات است. وی در غزل به شیوه فخرالدین عراقی و حافظ، در رباعی با نظر به ابو سعید ابوالخیر و خواجه عبدالله انصاری و در مثنوی به شیوه مولوی شعر سروده‌است. ویژگی مشترک اشعار شیخ بهایی میل شدید به زهد و تصوّف و عرفان است. بهترین منبع برای گردآوری اشعار شیخ بهایی، کشکول است تا جائی که به عقیده برخی محققان، انتساب اشعاری که در کشکول نیامده‌است به شیخ بهایی ثابت نیست. از مثنویات معروف شیخ در زبان فارسی می‌توان از این‌ها نام برد:

  • نان و حلوا یا سوانح سفر الحجاز (بر وزن مثنوی مولوی) در این اثر ابیاتی از مثنوی را نیز تضمین کرده‌است.
  • نان و پنیر (بر وزن مثنوی مولوی) نزدیکترین مثنوی شیخ بهایی به مثنوی مولوی از نظر محتوا و زبان
  • شیر و شکر (اولین منظومه فارسی در بحر خَبَب یا مُتدارک). شیر و شکر بسیار جذاب است و با وجود مختصر بودن (۱۶۱ بیت در کلیات چاپ نفیسی و ۱۴۱ بیت در کشکول) سرشار از معارف و مواعظ حکمی با لحنی حماسی است.[۱۸]
  • مثنوی‌هایی مانند نان و خرما، شیخ ابوالحشم و رموز اسم اعظم را نیز منسوب بدو دانسته‌اند[۱۹]
نمونه اشعار
همه روز روزه رفتن، همه شب نماز کردنهمه ساله حج نمودن، سفر حجاز کردن
ز مدینه تا به مکه، به برهنه پای رفتندو لب از برای لبیک، به وظیفه بازکردن
به معابد و مساجد، همه اعتکاف جستنز مناهی و ملاهی، همه احتراز کردن
شب جمعه‌ها نخفتن، به خدای راز گفتنز وجود بی‌نیازش، طلب نیاز کردن
به خدا قسم که آن را، ثمر آن قدر نباشدکه به روی ناامیدی در بسته بازکردن

از نثر فارسی او تنها نمونه‌ای که در دیوان‌های چاپی آمده‌است رساله پند اهل دانش و هوش به زبان گربه و موش است. شیخ بهایی در عربی نیز شاعر و زبان دانی چیره‌دست است و آثار نحوی و بدیع او در ادبیات عربی جایگاه ویژه‌ای دارد که مهم‌ترین و دقیقترین آن‌ها اثر او در نحو به نام الفوائد الصمدیه است.

بخش مهمی از اشعار عربی شیخ لُغَز و معمّاست که بیانگر تسلط شیخ بر این حیطه‌است. توانایی او در ایجاز و بیان معماگونه مطالب در آثاری چون رسائل پنجگانه اثنی عشرّیه، خلاصة الحساب، فوائد الصمّدیه، تهذیب البیان، الوجیزه فی الدرایه و همچنین تبحر او در صنعت لُغَز و تعمیه در آثاری چون لغزالزبده، لغزالنحو، لغزالکشّاف، لغزالصمدیه، لغزالکافیه و فائده مشهود است.

شخصیت سیاسی[ویرایش]

محمد بن حسین عاملی (شیخ بهایی) در مدت ۷۵ سال عمر خود با چهار تن از سلاطین صفوی معاصر بوده‌است ولی عمده فعالیت سیاسی او در دورهٔ دو پادشاه آخر گذشته.

  1. شاه طهماسب (۹۰۲–۹۵۴ خورشیدی) (از۹۶۶ (سال هجرت) تا ۹۸۴ق به مدت ۱۸ سال)
  2. شاه اسماعیل دوم (۹۸۴-۹۸۵ق) (به مدت یک سال و اندی)
  3. سلطان محمد خدابنده (۹۸۵-۹۹۵ق) (به مدت ۱۰ سال)
  4. شاه عباس بزرگ (۹۹۵-۱۰۳۸ق) (تا ۱۰۳۱ق (سال رحلت) به مدت ۳۵ سال)

او در سال ۹۶۶ق در حالیکه سیزده سال داشت به همراه پدر (از شاگردان مطرح شهید ثانی) از جبل عامل به سمت ایران مهاجرت کرد.

دلیل این مهاجرت از یکسو افزایش تهدیدات حاکمان عثمانی نسبت به شیعیان جبل عامل[۲۲] و از سوی دیگر احترام فراوان حاکمان آن زمان ایران (پادشاهان صفوی) به عالمان دینی بود، حاکمان صفوی با این کار ضمن ترویج دین و کمک به اقتدار سیاسی ایران به تحکیم سلطنت خود نیز کمک می‌کردند، عالمان شیعی نیز در این بستر مناسب ضمن ترویج مذهب تشیع اثنی عشری، از گسترش صوفیگری در جامعه آن زمان جلوگیری می‌کردند.[۲۳]

پس از سه سال اقامت در اصفهان، پدر با توجه به پیشینهٔ علمی و فقهی وبا توصیه شیخ علی منشار (شیخ الاسلام اصفهان)، از سوی شاه طهماسب به سمت شیخ الاسلامی قزوین (پایتخت) منصوب شد

شیخ‌الاسلام مهم‌ترین منصب روحانیت در آن دوره بوده*[۱] و وظیفهٔ آن رفع ظلم از مظلومان، امر به معروف و نهی از منکر و تحقیق و بیان احکام شریعت برای مردم بود.[۲۴]

شش سال بعد عنوان شیخ الاسلامی پایتخت از او گرفته شد و شیخ‌الاسلامی مشهد و سپس هرات به او واگذار شد، نویسنده کتاب الهجرة العاملیة این اقدام شاه طهماسب را مصداق نفی بلد و تبعید سیاسی دانسته و دلیل آن را تلاش وی در احیا و اقامه نماز جمعه (که اقامه آن در عصر غیبت مورد اختلاف علما بود) در پایتخت صفویه می‌داند چرا که باعث شد دولتمردان صفوی احساس خطر کنند و او را مانند محقق کرکی مانع بزرگی در برابر خواسته‌های خود بدانند.[۲۵] سرانجام پدر در سال ((۹۸۳ق) ایران را به قصد زیارت حج ترک کرد و بعد از انجام مناسک حج به بحرین رفت، در آن‌جا اقامت گزید و(یک سال بعد وفات یافت[۲۶]

مدت این چهارده سال در پایتخت و در کنار پدر در مشهد و هرات بودن شیخ بهایی را با منصب و وظایف شیخ‌الاسلامی آشنا ساخت و آماده پذیرش این منصب بعد از پدر نمود. شواهدی است که نشان می‌دهد سمت شیخ‌الاسلامی هرات بعد از فوت پدر به پسر (شیخ بهایی) رسیده‌است، میرحسین بن حیدر کرکی (شاگرد شیخ بهایی) در روضات الجنات نقلی دارد که برداشت از آن این است که شیخ بهایی بعد از پدر، شیخ‌الاسلام هرات شده*[۲]، که اگر این برداشت صحیح باشد سال وفات پدر (۹۸۴ق) و سال بعداز آن که سال‌های آشوب و هرج و مرج در دربار بوده[۲۷] نمی‌تواند تاریخ اخذ این سمت باشد و احتمال دارد که شیخ بعد از این تاریخ به این سمت منصوب شده.

مؤلف الهجرة العاملیة در این مورد نیز معتقد است شیخ مانند پدر از مرکز سیاسی و قدرت (پایتخت) دور نگه‌داشته می‌شد.[۲۸]

البته تأییدی بر این منصب شیخ‌الاسلامی هرات در کتاب خیرالبیان وجود ندارد، آنچه در مورد این دوره از زندگی شیخ (جوانی) در خیرالبیان عنوان شده و قابل توجه‌است این است که شیخ در عنفوان جوانی سفری طولانی مدت به بلاد اسلامی انجام داده[۲۹] و با توجه به اینکه در کتاب سلافة العصر مدت سفرهای شیخ را ۳۰ سال عنوان کرده.[۳۰] و با در نظر گرفتن اینکه آخرین سفر شیخ در سال ۱۰۱۵ق[۳۱] بوده می‌توان احتمال داد که این سفر می‌تواند در همین سال‌ها باشد یعنی ۹۹۴ یا ۹۹۶ که در آن موقع شیخ ۳۰ تا ۳۲ سال داشته‌است.[۳۲]

شیخ بهایی و شاه عباس اول[ویرایش]

عمده فعالیت‌های سیاسی شیخ بهایی در عهد شاه عباس بزرگ صورت گرفت، شاه عباس بزرگ‌ترین پادشاه سلسله صفوی ضمن آنکه ایران را به اقتدار گذشته‌اش بازگرداند، زمینهٔ رشد و شکوفایی خارق‌العادهٔ فرهنگ، هنر و معارف دینی را نیز فراهم کرد. شاه عباس احترام زیادی برای علمای دین قایل می‌شد و در بیشتر امور از ایشان مشورت می‌جست، از جمله شواهد این امر انتخاب خلیفه سلطان، شاگرد میرداماد و شیخ بهایی به وزارت خود بود،[۳۳] ضمن اینکه حضور این دو عالم مطرح در دربار شکوه خاصی به سلطنت این پادشاه بخشیده بود[۳۴] شیخ بهایی در سال ۹۹۶ق دو سال و اندی بعد از رحلت شیخ علی منشار (شیخ الاسلام اصفهان)(۹۹۳[۳۵] به دستور شاه عباس اول به شیخ الاسلامی اصفهان منصوب شد،[۳۶] در سال ۱۰۰۶ ق با تغییر مکان پایتخت از قزوین به اصفهان این سمت به شیخ‌الاسلامی کشور تغییر و ارتقاء یافت. شیخ تا زمان وفاتش در این منصب بود.

در عالم‌آرای عباسی آمده که شیخ پس از مدتی از سمت شیخ‌الاسلامی اصفهان به دلیل ملالت خاطر و دلزدگی از مناصب دنیایی ارادهٔ سفر بلاد اسلامی کرد[۳۶] که تاریخ این رخداد می‌تواند بین سالهای ۹۹۶ تا ۱۰۰۸ق. باشد، یعنی سالی که شاه عباس پیاده به زیارت علی بن موسی الرضا رفت و شیخ بهایی نیز همراه او بود، اما در منابع دیگر دلیل سفر او به بلاد اسلامی اختلاف آرا و دیدگاه‌های علمی او با مکتب‌های فلسفی موجود در حوزه اصفهان (یعنی «توغل میرداماد و اصحاب او در علوم عقلی و رواج آن») می‌دانند.[۳۷]

به اعتقاد عده‌ای شیخ بهایی در یکی از سفرهای خارجی خود به کشور عثمانی، سفارت شاه صفوی را بر عهده داشته و حامل پیامی از طرف شاه عباس اول به سلطان مراد حاکم عثمانی بوده‌است[۳۸]

خدمات علمی و عمرانی[ویرایش]

مهارت وی در ریاضی و معماری و مهندسی معروف بوده و از مهم‌ترین خدمات شیخ بهایی در رونق بخشیدن به شهر اصفهان تعیین سمت قبله مسجد شاه اصفهان است. این قبله‌یابی که با استفاده از ابزارهای آن زمان صورت پذیرفته هفت درجه با جهت واقعی قبله اختلاف دارد.[۳۹][۴۰] تقسیم آب زاینده رود به محلات اصفهان و روستاهای مجاور رودخانه، ساخت گلخن گرمابه‌ای است که هنوز در اصفهان مانده معروف به حمام شیخ بهایی و طراحی منار جنبان اصفهان که هم‌اکنون نیز پا برجاست به او نسبت داده می‌شود.[۴۱]

بنا به روایتی شیخ بهایی را احتمالاً بنیان‌گذار تهیه نان سنگک، حلواشکری و فرنی می‌دانند.[۴۲]

در تقویم سالنمایی که توسط کمیته نانوایان تهران که در ۱۹ اردیبهشت سال ۱۳۲۶ شمسی در تهران چاپ شده در رابطه با تاریخچه و چگونگی پیدایش نانوایی و نان سنگک این‌گونه آمده‌است: "شاه عباس برای رفاه حال طبقات تهی دست و لشگریان خود که غالباً در سفر احتیاج به نان و خورش موقت و فوری داشتند و لازم بود به هر شهری می‌رسند نانواهایی باشند که بتوانند به قدر مصرف سربازان نان تهیه نمایند و غذایی باشد که خورش نان قرار دهند، درصدد چاره برآمد. وی حل این مشکل را از "شیخ بهایی" که از اجلّه علما و دانشمندان ایران بود خواست. شیخ بهایی با تفکر و تعمق تنور سنگکی را ابداع نمود. این اختراع که با دقت و هوشیاری طرح و عملی شده‌است به قدری کامل و دقیق است که پس از گذشت چند صد سال هنوز به همان صورت اولیه مورد استفاده و نانی که از تنور سنگکی بدست می‌آید، مأکول‌ترین نان است. در اجرای این کار دستور داده می‌شود که روی توری مقداری ریگ و سنگ ریزه بریزند و در زیر آن آتش پرحجمی روشن نمایند تا ریگ‌ها کاملاً داغ گردند و آنگاه خمیر نان را با دست در روی تخته‌ای پهن کرده و در روی سنگ‌های داغ قرار دهند تا بپزد.

جشنواره شیخ بهایی[ویرایش]

از سال ۱۳۸۳ شهرک علمی و تحقیقاتی اصفهان جشنواره‌ای به نام شیخ بهایی برگزار می‌کند. موضوع این جشنواره فن‌آفرینی و کارآفرینی است و برگزارکنندگان آن معتقدند شیخ بهایی نمادی از کارآفرینی است. شیخ بهایی در عصر خود دانش را به فناوری تبدیل کرد و خدمات ارزشمند علمی، فرهنگی و عمرانی از خود به یادگار گذاشت. به یاد او این جشنواره شیخ بهایی نامیده شد.

توضیحات[ویرایش]

  1. ^  ترتیب مناصب روحانیت در دوره صفوی: صدرخاصه، صدرعامه (یا صدرالممالک) قاضی دارالسلطنه، قاضی عسکر و شیخ الاسلام.[۴۳]
  2. ^  رجعنا الی هرات الذی کان سابقاً هو و والده فی‌ها شیخ الاسلام.[۴۴]
  3. ^  تقیه از اصول مسلم مذهب شیعه‌است و چه بسیار عالمان دینی که برای حفظ دین و گسترش تشیع راه تقیه پیش گرفته‌اند.
  4. ^  دفع ضرر از مؤمن یا جلب نفع برای او، از جمله عوامل جواز همکاری با حاکم جائر است که در فقه شیعه بدان تصریح شده‌است.[۴۵]
  5. ^  شیخ بهایی بسیار بخشنده بود و سرای عالی داشت که یتیمان و زنان بدان پناه می‌بردند و بسیار کودکان نوزاد در آن شیر خوردند و بسیار مردم از آن پناه جستند، وی به مردم بسیار چیز می‌بخشید ولی با آن همه تقرب، میل به پادشاه نداشت و بیش‌تر مایل به تنهایی و جهان گردی بود.[۴۶]
  6. ^  در فقه سیاسی شیعه وجوب تحصیل ولایت از طرف حاکم جائر یا هر نوع همکاری با او در صورتی که اقامه امر به معروف و نهی از منکر موقوف به آن باشد واجب است[۴۵]
  7. ^  خیرالبیان: شاه آگاه، (شاه عباس) را نسبت به آن (شیخ بهایی) اعتقاد صافی است و در اعزاز و احترام و اکرام او دقیقه‌ای نامرعی نمی‌گذارد، و همواره ملتمسات آن در سده رفیعه شاهی چون دعاهای اجابت قرینش در بارگاه الهی مقبول است.[۴۷]
  8. ^  عالم‌آرا: از این زمان خجسته نشان، اعلی شاهی، وجود شریف آن یگانه روزگار را مغتنم دانسته، همیشه از ملتزمان رکاب اقدس و اکثر اوقات در سفر و حضر به وثاق حضور او تشریف قدوم ارزانی داشته، از صحبت فیض بخش او مسرور می‌گردند.[۴۸]

نگارخانه[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. (نظر به تألیف حاشیه اثنی عشریه)
  2. بهاءالدین محمد بن عزالدین حسین بن عبدالصمد بن شمس الدین محمد بن حسن بن محمد بن صالح حارثی همدانی عاملی جبعی (جباعی)
  3. وبگاه رهبران شیعه
  4. بزرگداشت شخصیت‌ها و رویدادهای فرهنگی، هنری و علمی بایگانی‌شده در ۶ اکتبر ۲۰۱۴ توسط Wayback Machine، کمیسیون ملی یونسکو - ایران
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ ۵٫۳ ۵٫۴ روزنامه همشهری، ۲۱ مهر ۱۳۸۷، ص ۱۶
  6. اربعین شیخ بهایی، مترجم: عقیقی بخشایشی، چاپ سوم، قم، دفتر نشر نوید اسلام.
  7. روضات الجنات، ج ۷، میرزا محمدباقر خوانساری، کتابخانه اسماعیلیان.
  8. سیمایی از شیخ بهایی در آئینه آثار، محمد قصری، انتشارات آستان قدس رضوی، ۱۳۷۴ ش.
  9. کشکول، ج۱، بهاءالدین محمد عاملی.
  10. عروة الوثقی، بهاءالدین محمد عاملی شیخ بهایی- نشر دارالقرآن الکریم، قم، ۱۴۱۲ ق.
  11. تاریخ عالم آرای عباسی، ج۱، اسکندر بیگ ترکمان، مؤسسه انتشارات امیرکبیر، ۱۳۵۰ ش.
  12. تاریخ ادبیات در ایران، ج۵، ذبیح‌الله صفا، انتشارات فردوسی، ۱۳۷۱ ش.
  13. مفاخر اسلام، ج۸، علی دوانی، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۵ ش.
  14. تاریخ ادبیات ایران، ادوارد براون، ترجمه: رشید یاسمی.
  15. کتاب الذریعة، جلد ۲۱، صفحهٔ ۳۳۹
  16. کتاب مفتاح الفلاح، صفحهٔ ۲
  17. کتاب الذریعة، جلد ۲۱، صفحهٔ ۳۴۰
  18. روزنامه همشهری، ۲۱ مهر ۱۳۸۷، صفحهٔ ۱۶
  19. مثنوی اخیر به گزارش میر جهانی طباطبائی (صفحه ۱۰۰) از آنِ محمود دهدار است
  20. کشکول، ج۱، ص ۱۸۹–۱۹۴
  21. کشکول، جلد ۱، صفحه ۲۲۵–۲۲۷
  22. احوال و اشعار فارسی شیخ بهایی، صص ۱۹–۱۶.
  23. سیمایی از شیخ بهایی در آیینه آثار، صص ۴۳–۴۲.
  24. (تذکرة الملوک، صص ۴–۱.)
  25. الهجرة العاملیة، صص ۱۴۹–۱۴۷.
  26. احوال و اشعار فارسی شیخ بهایی، صص ۱۹–۱۶
  27. زندگانی شاه عباس اول، ج ۱، ص ۲۶و تاریخ ادبیات در ایران، ج ۵، صص ۱۹۴۱۹۵ و ص - ۱۸.
  28. الهجرة العاملیة، ص ۱۵۴.
  29. احوال و اشعار شیخ بهایی، ص ۳۴
  30. سلافة العصر، ص ۲۹۱.
  31. احوال و اشعار فارسی شیخ بهایی، ص ۳۳.
  32. همان، صص ۳۴–۳۳.
  33. مفاخر اسلام، ج ۸، ص ۲۵۶
  34. تاریخ ادبیات ایران، صص ۳۵۴–۳۵۳
  35. الهجرة العاملیة، ص ۱۴۳
  36. ۳۶٫۰ ۳۶٫۱ تاریخ عالم آرای عباسی، ج ۱، ص ۱۵۴.
  37. مفاخر اسلام، ج ۸، ص ۴۳۱.
  38. عروة الوثقی، صص ۲۴–۲۳ و ص ۲۷
  39. محاسبه قبله برای مسجد اصفهان - آسمان پارس
  40. باشگاه خبرنگاران: روز معمار سرگردان در تقویم ملی کشور
  41. زندگینامه: شیخ بهایی (953 ه‍.ق - 1031ه‍.ق) همشهری آنلاین
  42. روزنامه همشهری. ۲۲ آبان ۸۷، صفحهٔ ۲۴
  43. تذکرة الملوک، صص ۴–۲.
  44. روضات الجنات، ج ۷، صص ۵۸–۵۷.
  45. ۴۵٫۰ ۴۵٫۱ مکاسب محرمه، ص ۵۶
  46. سلافة العصر، ص ۲۹۱
  47. کلیات شیخ بهایی، «مقدمه کتاب».
  48. تاریخ عالم آرای عباسی، ج۱، ص ۱۵۷.

پیوند به بیرون[ویرایش]

Bahāʾ al‐Dīn al‐ʿĀmilī
Shaykh bahaey (right) and Mirfendereski
Born18 February 1547
Died1 September 1621(1621-09-01) (aged 74)
Isfahan, Safavid Empire (present-day Iran)
Nationalityiran[1][2]
Other namesShaykh‐i Bahāʾī
Academic work
School or traditionIsfahan School
Main interestsIslamic philosophy
Notable worksAl-Khashkūl
InfluencedMulla Sadra
Grave of Shaykh Bahai

Bahāʾ al‐Dīn Muḥammad ibn Ḥusayn al‐ʿĀmilī (also known as Sheikh Baha'i, Persian: شیخ بهایی‎) (18 February 1547 – 1 September 1621[1]) was an Arab[2] Shia Islamic scholar, philosopher, architect, mathematician, astronomer and poet who lived in the late 16th and early 17th centuries in Safavid Iran.[3] He was born in Baalbek, Ottoman Syria (present-day Lebanon) but immigrated in his childhood to Safavid Iran with the rest of his family.[3] He was one of the earliest astronomers in the Islamic world to suggest the possibility of the Earth's movement prior to the spread of the Copernican theory.[1] He is considered one of the main co-founders of Isfahan School of Islamic Philosophy. In later years he became one of the teachers of Mulla Sadra.[4]

He wrote over 100 treatises and books in different topics,[1] in Arabic and Persian. A number of architectural and engineering designs are attributed to him, but none can be substantiated with sources.[1] These may have included the Naqsh-e Jahan Square and Charbagh Avenue in Isfahan,[5]. He is buried in Imam Reza's shrine in Mashad in Iran.

Biography

Shaykh Baha' al-Din (also spelled Baha'uddin) Muhammad ibn Husayn al-'Amili was born near Baalbek, in Ottoman Syria (present-day Lebanon) in 1547.[3] After the execution of al-Shahid al-Tani in 1558, his father's mentor, he and his family moved to the neighboring Safavid Empire; first to Isfahan, and from there to Qazvin, the then Iranian royal capital.[3] At the time, the Safavid realm was ruled by king Tahmasp I (r. 1524-1576).[3] Tahmasp I appointed Shaykh Bahāʾī's father to serve as Shaykh al-Islām in several important Safavid cities in order to propagate Twelver Shi'ism amongst the population.[3]

Shaykh Bahāʾī completed his studies in Isfahan. Having intended to travel to Mecca in 1570, he visited many Islamic countries including Iraq, Syria and Egypt and after spending four years there, he returned to Iran.

Shaykh Baha' al-Din died in 1621 in Isfahan. His body was buried in Mashhad according to his will.

Exact dates of birth and death

The exact dates of his birth and death are different on his grave stone and on the ceramic of the walls of the room where he is buried in.[citation needed]

Date of birth:

  • On the ceramics of the wall: 27 February 1547
  • On the grave stone: March 1546

Date of death:

  • On the ceramics of the wall: 30 August 1621
  • On the grave stone: August 1622

The dates on the wall contain day, month and year, while the dates on the grave stone only contain month and year. The ceramics of the wall are made in 1945. It seems that at that time a research is performed about the exact dates, and, therefore, the information about the day is added to the dates.[citation needed]

Pen name

According to Bahá'í scholar ‘Abdu’l-Hamíd Ishráq-Khávari, Shaykh Baha' al-Din adopted the pen name (takhallus) 'Baha' after being inspired by words of Shi'a Imam Muhammad al-Baqir (the fifth Imam) and Imam Ja'far al-Sadiq (the sixth Imam), who had stated that the Greatest Name of God was included in either Du'ay-i-Sahar or Du'ay-i-Umm-i-Davud. In the first verse of the Du'ay-i-Sahar, a dawn prayer for the Ramadan, the name "Bahá" appears four times: "Allahumma inni as 'aluka min Bahá' ika bi Abháh va kulla Bahá' ika Bahí".[6]

Astronomy and mathematics

His interest in the sciences is also apparent by some of his works and treaties, although many of his astronomical treatises are yet to be studied.[1] He probably have written 17 tracts and books on astronomy and related subjects. The following are some his works in astronomy:

  • Risālah dar ḥall‐i ishkāl‐i ʿuṭārid wa qamar (Treatise on the problems of the Moon and Mercury), on attempting to solve inconsistencies of the Ptolemaic system within the context of Islamic astronomy.
  • Tashrīḥ al‐aflāk (Anatomy of the celestial spheres), a summary of theoretical astronomy where he affirms the view that supports the positional rotation of the Earth. He was one of Islamic astronomers to advocate the feasibility of the Earth's rotation in the 16th century, independent of Western influences. [1]
  • Kholasat al-Hesab (The summa of arithmetic) was translated into German by G. H. F. Nesselmann and was published as early as 1843.[7]

Architecture

Shaykh Baha' al-Din's fame was due to his excellent command of mathematics, architecture and geometry. A number or architectural and engineering designs are attributed to him, but none can be substantiated with sources.[1]

Shaykh Baha' al-Din is also attributed with architectural planning of the city of Isfahan during the Safavid era. He was the architect of Isfahan's Imam Square, Imam Mosque and Hessar Najaf. He also made a sun clock to the west of the Imam Mosque. There is also no doubt about his mastery of topography. The best instance of this is the directing of the water of the Zayandeh River to different areas of Isfahan. He designed a canal called Zarrin Kamar in Isfahan which is one of Iran's greatest canals. He also determined the direction of Qiblah (prayer direction) from the Naghsh-e-Jahan Square.

He also designed and constructed a furnace for a public bathroom, which still exists in Isfahan, known as Sheikh Bahaei's bathroom. It is said that the furnace was warmed by a single candle, which was placed in an enclosure; and that the candle burned for a long time, warming the bath's water. It is also said that according to his own instructions, the candle's fire would be put out if the enclosure was ever opened. It is believed that this happened during the restoration and repair of the building and it was not possible to make the system work again. In fact, Sheikh Bahaei used the flammable gases that were naturally produced in a nearby cesspool for heating the bath's water. Recently in 1969-70 the bathroom heating system was excavated and some series of underground pipe lines made of sun dried clay were discovered. Even though there are many theories about the working of this heating system, it was concluded recently that he knew about biogas and the network was to guide toilet wells which were common to Iranian's houses and mosques.

It is said that he also designed the Manar Jonban (shaking minaret), which still exists in Isfahan; but this edifice was built in the fourteenth century during the Il-khanid period on the tomb of Amu Abdollah, a pious sheikh who died in that century.

The High Council of Cultural Revolution in Iran designated April 23 as the National Architect Day, marking the birth anniversary of Sheikh Bahaei.

Imami Jurisprudence

In the Twelver tradition, Shaykh Bahai is regarded as a leading scholar of his age and a mujaddid of the seventeenth century.[7] His erudition won him the admiration of Shah Abbas, and he was appointed the Sheikh ul-Islam of Isfahan after the death of the previous incumbent.[7] He composed works on tafsir, hadith, grammar and fiqh (jurisprudence).[7]

Mysticism

Shaykh Baha' al-Din was also an adept of mysticism. He had a distinct Sufi leaning for which he was criticized by Mohammad Baqer Majlesi.[7] During his travels he dressed like a Dervish[7] and frequented Sufi circles.[7] He also appears in the chain of both the Nurbakhshi and Ni'matullāhī Sufi orders.[7] In the work called "Resāla fi’l-waḥda al-wojūdīya" (Exposition of the concept of Wahdat al-Wujud (Unity of Existences), he states that the Sufis are the true believers,[7] calls for an unbiased assessment of their utterances,[7] and refers to his own mystical experiences.[7] His Persian poetry is also replete with mystical allusions and symbols.[7] At the same time, Shaykh Baha' al-Din calls for strict adherence to the Sharia as a prerequisite for embarking on the Tariqah[7] and did not hold a high view of antinomian mysticism.[7]

Works

A manuscript by Shaykh Bahai

Shaykh Baha' al-Din contributed numerous works in philosophy, logic, astronomy and mathematics. His works include over 100 articles, epistles and books. Shaykh Baha' al-Din also composed poems in Persian. His outstanding works in the Persian language are Jāmi’-i Abbāsī and two masnavis (rhymed couplets) by the names of Shīr u Shakar ("Milk and Sugar") and Nān u Halwā ("Bread and Halva").[citation needed]

His other important work is the Kashkūl, which includes stories, news, scientific topics, Persian and Arabic proverbs.

His also wrote Khulāṣat al‐ḥisāb (Arabic: خلاصة الحساب‎, lit. "Essentials of arithmetic"), an Arabic textbook that became popular throughout the Islamic world from Egypt to India until the 19th century. It was translated into German in Berlin by G. H. F. Nesselmann and published in 1843. A French translation appeared later 1854.[1]

Other works

  • Kashkūl (in Persian) (کشکول)
  • Tūtī-Nāmah (in Persian) (طوطی نامه)
  • Nān u Panīr (in Persian) (نان و پنیر)
  • Shīr u Shakar (in Persian) (شیر و شکر)
  • Nān u Halwā (in Persian) (نان و حلوا)
  • Jāmi'-i Abbāsī (in Persian) (جامع عباسی)
  • Tashrīḥ Al-Aflāk (in Arabic) (تشريح الأفلاك)
  • Al-fawayid as-Samadiah (in Arabic)
  • Mashriq al-Shamsayn wa Iksīr al-Sa'adatayn (in Arabic) (مشرق الشمسين وإكسير السعادتين)
  • Al-Athnā' Ash'ariyyah (in Arabic) (الأثناء عشرية)
  • Zubdat al-Usūl (in Arabic) (زبدة الأصول)

See also

Notes

  1. ^ a b c d e f g h Hashemipour 2007.
  2. ^ Encyclopedia of Arabic Literature. Taylor & Francis; 1998. ISBN 978-0-415-18571-4. p. 85.
  3. ^ a b c d e f Kohlberg 1988, pp. 429–430.
  4. ^ Encyclopædia Iranica. MOLLĀ ṢADRĀ ŠIRĀZI.
  5. ^ Kheirabadi Masoud (2000). Iranian Cities: Formation and Development. Syracuse University Press. pp. 47.
  6. ^ Khadem, Dhikru'llah (March 1976). "Bahá'u'lláh and His Most Holy Shrine". Bahá'í News. No. 540. pp. 4–5.
  7. ^ a b c d e f g h i j k l m n Encyclopædia Iranica, BAHĀʾ-AL-DĪN ʿĀMELĪ, SHAIKH MOḤAMMAD B. ḤOSAYN BAHĀʾĪ by E. Kohlberg.

References

External links