طلحه بن طاهر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
طلحه بن طاهر
دومین امیر طاهری
دوران ۲۰۷ تا ۲۱۳ (هجری)
۸۲۲ تا ۸۲۸ (میلادی)
بر سر کار آمدن ۲۰۷ هجری
نام کامل طلحه بن طاهر بن حسین
مرگ ۲۱۳ هجری
محل مرگ بلخ
آرامگاه بلخ
پیش از عبدالله بن طاهر
پس از طاهر بن حسین
دودمان طاهری
پدر طاهر بن حسین
دین اسلام (سنی)

طلحه بن طاهر، پسر ارشد طاهر بن حسین و دومین امیر طاهری است . که در زمان حکومت طاهر بن حسین در خراسان او والی مرو بود و بعد از مرگ طاهر بن حسین با تایید مامون او حکومت خراسان را به دست گرفت و اعلام کرد با خلافت عباسی مشکلی ندارد و او در طول حکومت خود بیشترین تمرکز خود را بر روی از بین بردن خوارج گذاشت و تاحدودی در این کار موفق بود و در نهایت در سال ۳۱۲ هجری در بلخ به مرگ طبیعی در گذشت و همان جا مدفون شد [۱]

زندگی‌نامه[ویرایش]

یکی از سه پسر طاهر بن حسین بود که زمانی که طاهر یه امارات خراسان برگزیده شد ابتدا طلحه را روانه مرو کرد سبس خود به خراسان رفت. طلحه بعد از مرگ پدر توسط مأمون به امارت خراسان برگزیده شد . او بعد از مرگ طاهر یک سری کارهایی انجام داد که انتظار داشت به گوش مامون برسد او با پرداختن مقدار زیادی پگول به ابو سعید (همان شخصی خبر خلع مامون توسط طاهر را داده بود)خواست خبر مرگ طاهر به مامون برساند ویاد آور شود طلحه به امور سپاه میپردازد او از سال ۲۰۷ تا ۲۱۳هجری در خراسان حکومت کرد. در طول دوران حکومت خود با خلافت عباسی مشکلی نداشت و بیشتر تمرکز خود را بر روی جنگ با خوارج گذاشته بود که تا حدودی در آن در آن موفق بود و سرانجام در سال درسال ۳۱۲هجری در بلخ به مرگ طبیعی در گذشت.[۲]

بغداد و خراسان پس از شنیدن خبر مرگ طاهر[ویرایش]

محدوده حکومت طاهریان در خراسان و فلات مرکزی ایران

پس از درگذشت طاهر اوضاع خراسان رو به وخامت گذاشت، به علت اختلالاتی که در کار سپاه پیش آمده بود بخشی از خزاین خراسان غارت شد. موقعیت خراسان خطرناک و حساس بود. در پی بروز این اتفاقات مأمون با وزیر خویش یعنی احمد بن ابی خالد برای واگذاری امارت خراسان مشورت کرد؛ نظر ابی خالد بر طلحه بود که به تأیید مأمون رسید.[۳] سپس مأمون برای این که به اوضاع خراسان سامان بخشد ابی خالد را به همراه سپاهی عظیم به آنجا فرستاد. البته بعضی‌ها معتقد هستند هدف مأمون از فرستادن وزیرش سرکوب کاوس افشین اشرونسه بوده‌است. چون وی از پرداخت خراج سرباز زده بود. اما با توجه به اوضاع نابسمان خراسان بعید به نظر می‌رسد که چنین لشکری کشی عظیمی صرفاً برای دریافت خراج و حمله به اشروسنه باشد. با توجه به درگیری‌های مأمون در نقاط مختلف خلافت اسلامی و مشکلات نظامی که وجود داشت بعید به نظر می‌رسید که به شهری مثل ماوراءالنهر تا این اندازه توجه نشان دهد یا هدف اصلی وی از فرستادن احمد بن ابی خالد این موضوع باشد. بلکه هدف اصلی وی تثبیت خلافت در خراسان بود که بعد از عصیان طاهر و شورش سپاهیان بعد از مرگ او مأمون را دچار اضطراب کرده بود. تثبیت خلافت در خراسان بعد از بغداد برای مأمون اهمیت بسیاری داشت. احمد بن ابی خالد پس از ابقای حکومت به طلحه روانه اشرونسه شد.[۴] مأمون از گسیل داشتن این سپاه دو هدف داشت یکی نمایش قدرت و شکوه خلافت عباسی به تمامی مخالفان خود و دوم این که وزیر خود را بفرستد تا اوضاع آن ناحیه را از نزدیک بررسی کند. نتیجه این کارها تأثیرات مثبتی داشت چون باعث شد خراسان تا چند دهه علیهخلافت عباسی شورش نکند.[۵]

اقدامات طلحه در خراسان و مرگ او در بلخ[ویرایش]

خراسان بزرگ در عهد طاهریان

طلحه توانست با تقدیم هدایای زیادی رضایت کامل احمد بن ابی خالد را بدست آورد از جمله او مبلغ سه میلیون درهم و هدایای به ارزش دو میلیون درهم به احمد ابن ابی خالد تقدیم کرد و مبلغ پانصد هزار درهم به منشی او ابراهیم بن عباس داد. این اقدام طلحه آن هم برای وزیری که طبع وی به چنین هدایایی عادت داشت بسیار به تثبیت موقعیت وی کمک کرد. بازگشت احمد بن ابی خالد به بغداد برای مأمون آسودگی خیال از وفاداری طلحه و خاندان طاهری را داشت. دوران حکومت طلحه بیشتر به جنگ با خوارج گذشت حمله‌های خوارج مشکلاتی زیادی را به وجود آورده بود ازجمله مشکلات اقتصادی. خوارج عاملان ولایت را به قتل می‌رساندند و دفاتر ثبت را آتش می‌زدند تا مانع جمع‌آوری صحیح مالیات شوند. درآمدسیستان نمی‌توانست آن شهر را از نظر اقتصادی تأمین کند به همین دلیل بود که طاهریان از نیشابور کمک‌های مالی و سپاه به سیستان می‌فرستادند.[۶] نیشابور، بیهق، هرات و دیگر شهرهای خراسان بیشتر مورد حمله پی در پی خوارج قرار می‌گرفتند. البته در زمان طاهر به علت هیبت و شهرت قدرت او حملات به شهرهای خراسات کمتر بود.[۷] طلحه اقدامات زیادی برای دفع حملات خوارج انجام داد از جمله والیانی به سیستان فرستاد تا بتواند موقعیت آن جا را بهتر به دست گیرد. او بعد البوالفضل الیاس بن اسد یکی از نواگان سامان خدات را به سیستان فرستاد اما او چهار ماه بیشتر در سیستان نماند. او بعد از این سیستان را در سال ۲۰۸هجری/۸۲۳میلادی به معدل برادر محمد بن حضین قوسی واگذار کرد. طبق بعضی گزارشات موجود حاکمان این منطقه برای پیروزی بر رقیبانشان با خوارج متحد می‌شدند و آن‌ها نیز تحت به عنوان گروهی در خدمت حاکمان سیستان بوده‌اند و گروهی به غارت و اذیت مردم مشغول بوده‌اند.[۸] شدت فعالیت خوارج سبب شد طلحه محمد بناسحاق بن سهره را در رجب سال ۲۱۰هجری/۸۲۵میلادی به سیستان بفرستد. در زمان محمد بن اسحاق بن سهره به علت افزایش فعالیت خوارج مردم شهر بست دست به شورش بزنند. به سبب موقعیت خاص این شهر موجب شده بود این شهر در اوایل قرن سوم هجری تبدیل به یکی مراکز مهم فعالیت عیاران شود. آغاز شورش در خوارج در سال۲۱۱هجری/۸۲۶میلادی در شهر بست باعث شد محمد بن اسحاق به جنگ با آن‌ها برود ولی به علت این که موفق نشد شورش را سرکوب کند طلحه حسین بن علی سیاری را به بست فرستاد تا در نهایت او توانست شورشیان را سرکوب و پراکنده‌سازد.[۹] آخرین والی که طلحه بن طاهر به خراسان فرستاداحمد بن خالد بود او در سال ۲۱۳هجری/۸۲۸میلادی وارد سیستان شد ولی او نتوانست وارد شهر شود چون به هنگام ورود یاران حمزه خارجی به او اجازه ورود به شهر را ندادند وا او مجبور شد به خراسان برگردد.[۱۰] طلحه در زمان حکومت خود با خلافت عباسی مشکلی نداشت و ظاهراً فرمان مأمون مبنی بر مخلوق بودن قران کریم را پذیرفته بودو این فرمان نیز در خراسان اجرا می‌شد. او در زمان حکومت خود در خراسان حمایت بسیاری از علما می‌کرد تا جایی که شاعرها از او و بذل و بخشش‌های تعاریف بسیار کردند به همین علت نوشته‌هایی دربارهٔ علوم مختلف و موسیقی به نام او از سوی علما تألیف شده‌است او خوذ نیز علاقه‌مند به شکار و موسیقی بود.[۱۱] به علت جنگ‌های فراوانی که در زمان طاهر بن حسین با خوارج رخ داده بود طلحه تجربه زیادی در جنگ با خوارج داشت و از تجربیات خود استفاده می‌کرد و مدت زیادی از حکومت خود را به این جنگ‌ها اختصاص داده بود زخمی شدن او در طی این جنگ‌ها نشان می‌دهد که او برای سرکوبی خوارج تلاش بسیاری انجام داد تنها مرگ حمزه وطلحه این درگیری‌ها پایان داد. سرانجام طلحه مدتی بعد از حمزه در روز یکشنبه سه روز مانده از ربیع الاول سال۲۱۳هجری/۸۲۸میلادی در بلخ به علت مرگ ناگهانی از دنیا رفت و همان‌جا مدفون شد.[۱۲]

پانویس[ویرایش]

  1. مفتخری-زمانی، حسین -حسین. از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان. سمت، 1384. 153. شابک ‎۹۶۴-۴۵۹-۶۱۵-۳. 
  2. مفتخری - زمانی، حسین -حسین. تاریخ ایران (از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان). تهران: سمت، ۱۳۸۴. ص ۱۵۳. شابک ‎۹۶۴-۴۵۹-۶۱۵-۳. 
  3. مفتخری-زمانی، حسین -حسین. تاریخ ایران (از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان). تهران: سمت، ۱۳۸۴. ص ۱۵۳. شابک ‎۹۶۴-۴۵۹-۶۱۵-۳. 
  4. اکبری، امیر. تاریخ حکومت طاهریان. سمت. ص ۱۶۶ تا ۱۷۰. 
  5. اکبری، امیر. تاریخ حکومت طاهریان. ص ۱۶۶ تا ۱۷۰. 
  6. اکبری، امیر. تاریخ حکومت طاهریان. سمت. ص ۱۶۶ تا ۱۷۰. 
  7. اکبری، امیر. تاریخ حکومت طاهریان. سمت. ص ۱۶۶ تا ۱۷۰. 
  8. اکبری، امیر. تاریخ حکومت طاهریان. سمت. ص ۱۶۶ تا ۱۷۰. 
  9. اکبری، امیر. تاریخ حکومت طاهریان. سمت. ص ۱۶۶ تا ۱۷۰. 
  10. اکبری، امیر. تاریخ حکومت طاهریان. سمت. ص ۱۶۶ تا ۱۷۰. 
  11. اکبری، امیر. تاریخ حکومت طاهریان. سمت. ص ۱۶۶ تا ۱۷۰. 
  12. اکبری، امیر. تاریخ حکومت طاهریان. سمت. ص ۱۶۶ تا ۱۷۰. 

منابع[ویرایش]

  • اکبری، امیر. تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام. تهران: سمت، ١٣٨٤. شابک ‎۹۶۴_۴۴۴_۸۲۷_۸. 
  • مفتخری - زمانی، حسین -حسین. تاریخ ایران (از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان). تهران: سمت، ۱۳۸۴. شابک ‎۹۶۴-۴۵۹-۶۱۵-۳.