محمد بن طاهر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
محمد بن طاهر
محمد بن طاهر بن عبدالله
دوران عباسیان
تاجگذاری ۲۵۱ هجری
نام کامل محمد بن طاهر بن عبدالله بن طاهر بن علی بن طلحه بن طاهر بن حسین بن زریق
لقب(ها) محمد خراسانی
زادگاه نیشابور
محل درگذشت بغداد
آرامگاه بغداد
پس از طاهر بن عبدالله
دودمان طاهریان
پدر طاهر بن عبدالله
دین تسنن

محمد بن طاهر بن عبدالله یا محمد خراسان، بعد از مرگ طاهر بن عبدالله پسرش محمد از جانب خلیفه مستعین عباسی به عنوان حکمران حکومت نیمه مستقل طاهری در سال ۲۵۱ هجری در خراسان برگزیده می‌شود. او در سال ۲۵۹ (قمری) به دست یعقوب لیث صفاری دستگیر و زندانی شد و با از میان رفتن او حکومت طاهریان نیز پایان یافت.[۱]

رابطه محمد بن طاهر با خلیفه[ویرایش]

محمد بعد از آن که به حکومت رسید برای آن که رابطه‌اش با خلیفه خوب باشد هدایایی از جمله دو فیل و عطرهای بسیاری را به دربار خلیفه عباسی می‌فرستد این نوع رفتار و برخورد محمد با خلیفه تا پایان حکمرانی او پابرجا بود چنان‌که در اواخر حکومت او خلیفه معتمد درآمدهای حاصل از املاکش در سغد را به او اعطا می‌کرد اما به رغم این همه روابط مناسب با خلیفه آغاز حکومت محمد در خراسان با ضعف و لغزش همراه بود و دخالت و نفوذ امیران ترکی در دربار خلیفه نیز این ضعف و لغزش را تشدید می‌کرد بنابراین باید سقوط حکومت طاهری را مربوط به زمان این شخص دانست. وی علاقه زیادی به حفظ قلمرو و قدرت نداشته و بیش از هر چیز به عیش و نوش و افراط و تفریط می‌پرداخته و عاشق شعر و شاعری بوده و از نزدیکان خود پیوسته می‌خواست تا مناظر طبیعی و لذت‌های دنیوی را برایش به شعر درآورند همین کارهای او باعث شده تا بزرگان دربار به یعقوب لیث صفاری حاکم سیستان نامه بنویسند و خواستار حمله به خراسان و بازپسگیری قلمرو وسیع خراسان از او شوند.[۲]

یعقوب لیث و سقوط طاهریان[ویرایش]

این اوضاع آن قدر ادامه پیدا کرد که تا قبل از رسیدن یعقوب تجزیه قلمرو از سمت طبرستان، ری و قزوین آغاز شد و در زمان محمد بن طاهر بود که، طبرستان به وسیلهٔ حسن بن زید علوی و همچنین دیگر مناطق از دست طاهریان خارج شد. قبل از به قدرت رسیدن و بالا گرفتن حکومت محمد بن طاهر در خراسان یعقوب لیث صفاری در سیستان اعمال حکومت می‌کرده او در سیستان با جلب رضایت و حمایت مطوعه و عیاران توانست آخرین گروه خوارج را که رهبر و فرمانده آن عمارخارجی بود در سال ۲۵۱ شکست دهد او همچنین بعد از این واقعه به کابل لشکر کشید و توانست رتبیل پادشاه آنجا را مغلوب سازد و سرزمین کابل را به قلمرو خود اضافه‌کند. یعقوب همچنین در سال ۲۵۳ به هرات و پوشنگ حمله برد و این مناطق را نیز به قلمرو خود ضمیمه کرد در این زمان حکمران هرات حسین بن عبدالله بن طاهر بود و نتوانست جلوی حمله یعقوب را بگیرد و شکست سنگینی بر او وارد گشت بعد از آن که خبر فتح هرات به محمد بن طاهر رسیداو ابراهیم بن الیاس بن اسد را با سپاهی سنگین و مجهز به پوشنگ فرستاد تا جلوی یعقوب را بگیرد ولی ابراهیم شکست سختی از یعقوب می‌خورد و بسیاری از سپاهیانش نیز کشته می‌شوند ابراهیم برای جان سالم به در بردن به سمت نیشابور فرار می‌کند و اوضاع را به محمد بن طاهر گزارش می‌دهد.[۳] محمد بن طاهر بعد از باخبر شدن از اوضاع در نامه‌ای به یعقوب سرزمین کرمان را به او می‌دهد و از او خواست که به نیشابور حمله نکنداین اقدام محمد بن طاهر برای این بود که مردم کرمان دیگر از او اطاعت نمی‌کردند و او می‌خواست با این کارش مردم کرمان را به خود یعقوب برساند البته یعقوب نیز این شرط را پذیرفت چون می‌توانست با در دست گرفتن کرمان از خطرات احتمالی که در آینده از جانب مردمان این منطقه سیستان را تهدید می‌کرد جلوگیری نماید. از طرفی دربارهٔ انتقال قدرت از محمد بن طاهر به یعقوب لیث گفته شده که چون یعقوب به فرهادان در سه منزلی نیشابور رسید. محمد برایش پیام فرستاد که اگر ادعای امارت دارد، باید فرمان امیرالمؤمنین - خلیفه بغداد-با منشور امارت و لوا را دریافت کرده باشد، یعقوب درپاسخ شمشیرش را از نیام کشیده به فرستاده محمد بن طاهر نشان داد و گفت: «حجت و لوای من اینست.»[۴] سر آخر حکومت پنجاه و چهار ساله طاهریان با حمله یعقوب و شکست محمد بن طاهر به پایان می‌رسد و محمد بن طاهر نیز به سمت بغداد فراری شد و تا سالی که زنده بود مقام ریاست شرطه را در بغداد عهده‌دار بود.[۳]

پانویس[ویرایش]

  1. اکبری، امیر. تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام. تهران: سمت، ۱۳۸۴. صص ۲–۲۲۱. 
  2. اکبری، امیر. تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تاانجام. تهران: سمت، ۱۳۸۴. صص ۴–۲۲۳. 
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ اکبری، امیر. تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تاانجام. تهران: سمت، ۱۳۸۴. صص ۹–۲۲۵. 
  4. پناهی سمنانی، محمداحمد: امیراسماعیل سامانی. نشر ندا. ۱۳۷۵. ص۳۷.

منابع[ویرایش]

  • اکبری، امیر. تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام. تهران: سمت، ۱۳۸۴. 
  • پناهی سمنانی، محمد احمد. امیراسماعیل سامانی. ندا، ۱۳۷۵.