فضل بن سهل سرخسی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
فضل بن سهل
دوران عباسیان Abbasid Flag.png
نام کامل ابوالعباس فضل بن سهل بن زادان فروخ سرخسی‎
لقب(ها) ذوالریاستین
زادروز ۱۵۴ قمری
زادگاه سرخس
مرگ ۲۰۲ قمری
محل مرگ سرخس
آرامگاه سرخس
دودمان آل‌سهل
پدر سهل سرخسی
دین اسلام

فضل بن سهل سرخسی، یکی از وزیران مشهور ایرانی از خاندان آل‌سهل در خراسان بود که در دربار مأمون خلیفه عباسی منصب وزارت در دست و در قدرت رسیدن مأمون به قدرت و خلافت در مقابل امین تأثیر بسزایی داشت.

شخصیت واقعی فضل[ویرایش]

فضل بن سهل سومین شخصیت مشعشع ایرانی بود که در دولت آل عباس، مهم‌ترین مقامات لشکری و کشوری را دریافته بود؛ به همین دلیل وی می‌توانست، خود را وارث ابومسلم خراسانی و جعفر بن یحیی برمکی به‌شمار بیاورد و به همین جهت در این فکر افتاد که مانند اسلاف خود صفحه تاریخ را عوض کند، سیر حوادث را از مجرای خود به مجرای دیگری بازکرداند. فضل دیده بود که ابومسلم خراسانی با کوششها، فداکاری‌ها و هوشیاریهای خود، منبر خلافت را جبرا از زیر پای آل امیه برداشت و به آل عباس باز گذاشت. فضل بن سهل که خود را کم از ابومسلم و جعفر نمی‌شمرد، فکر تازه ای کرد تا نامش در ردیف نوابغ، قرنها بر صفحهٔ تاریخ جا بگیرد؛ به همین جهت با مأمون خلوت کرد و نام مقدس علی بن موسی الرضا را به زبان آورد. فضل به قول معروف بی گدار به آب نزد.[۱]

جایگاه فضل[ویرایش]

او معروف به ذوالریاستین، یعنی مردی که بر دو کار ریاست می‌کند؛ التدبیر والحرب، کشوری و لشکری بود[۲]. بر پشت سکه ای که زر سمرقند ضرب شده‌است، هفت سطر آمده‌است، کلمهٔ ذوالریاستین (رئیس قلم و شمشیر) که در سطر آخر آمده‌است، به فضل بن سهل وزیر معروف مأمون اشاره دارد.[۳] از طریق خاندانهای دیوانی بزرگ اوایل عصر عباسی (سدهٔ دوم و سوم هجری/ششم ونهم میلادی) نظیر آل سهل و آل برامکه است، که موضوعات نثر عربی توسعه می‌یابد و ماهیتی قابل انعطاف پیدا می‌کند. فضل بن سهل در ادب و زبان عربی چنان مهارتی یافته بود که با آنکه دارای مقامات نافذ و معتبری در دستگاه عباسی بود، از علم و علما نیز حمایت می‌کرد[۴]. فصاحت فضل در زبان عرب را مدتها پیش از مسلمان شدن وی تحسین کرده‌اند.[۵]

اسلام آوردن فضل[ویرایش]

آل سهل یا دودمان معروف سهل، از مردم سرخس در مشرق ایران بودند. هنگامی که با تسلط و مهارت کامل در ادب عربی و پهلوی پا به عرصهٔ تاریخ اسلامی گذاشتند، هنوز دبیران زردشتی بودند؛ در واقع بنوسهل دست پروردگان برامکه، خاندان اهل دیوان زردشتی معروف بودند[۶]. تنها در سال ۱۹۰ق/۸۰۵م بود که فضل بن سهل، وزیر نامی مأمون، به دست خلیفه اسلام آورد.[۷]

نقش سیاسی فضل در زمان مأمون[ویرایش]

نقش سیاسی فضل زمانی آشکار شد که هارون چندی پس از انتخاب پسرش امین به ولایتعهدی، پسر دومش مأمون را به عنوان ولیعهد دوم برگزید و حکومت سرزمین‌های شرق خلافت اسلامی از همدان تا خراسان و سند را بطور مستقل به مأمون داد[۸]. فضل بن سهل دبیر سیاستمدار مأمون، نماینده ایرانی‌ها را در دربار عباسیان بود. فضل کوشید حق مأمون را در خلافت محفوظ نگه داشته و از او در مقابل برادر و اطرافیانش حمایت کند.[۹] شاید فضل نخستین گامی که برای رسیدن به آرزوهای خود برداشت این بود که مأمون را قانع کرد به همراه پدرش به خراسان برود، تا در آنحا به جمع‌آوری یاران خود بپردازد و اورا از سیطرهٔ امین دور کند. بدون شک انگیزهٔ ابن سهل در تشویق مأمون به ماندگاری در خراسان و کمک به او در رد درخواست امین برای بازگشت به بغداد، چشم‌داشت شخصی بوده‌است.[۱۰] در حقیقت ابن سهل که برای به خلافت رساندن مأمون تلاش می‌کرد، آرزو داشت مرو به جای بغداد، پایتخت این خلافت باشد و عظمت خراسان را به آن بازگرداند.[۱۱]این وزیر ایرانی سیاستی را برای مأمون ترسیم کرد که پیروی از آن برایش واجب بود و آن عبارت بود از:

  1. تحصن در خراسان؛ زیرا خراسانی‌ها به علت قرابت خویش با او، هرگز نقض بیعت نخواهند کرد؛
  2. پیروی از سیاست متواضعانهٔ دینی؛
  3. توجه شخصی به کارهای حکومتی و پاسخ به دادخواهی‌ها.[۱۲]

هدف فضل در دستگاه عباسی[ویرایش]

هدف او دورکردن دو فرمانده، طاهر بن حسین و هرثمة بن اعین از عراق و در انحصار درآوردن حکومت بود. مأمون به توصیهٔ وزیرش، طاهر بن حسین را از عراق برکنار و برادر او، حسن بن سهل، را جایگزین کرد و هرثمة بن اعین را نیز به خراسان فرستاد. دور کردن این دو فرمانده از عراق و بی کفایتی حسن بن سهل در ادارهٔ امور، موجب گسترش ناآرامی‌ها در آنجا شد؛ امل مأمون از این شورش‌ها که برضد حکومتش بود خبر نداشت؛ زیرا وی در مرو بود و فضل بن سهل مانع رسیدن اخبار بغداد به او بود و کارها را از او مخفی می‌کرد. خلیفه لقب جدید ذوالریاستین به معنای رئیس کشوری و لشکری را به عنوان پاداش به وزیرش هدیه کرد. این ویژگی دلالت بر نفوذی گسترده دارد که این مرد ایرانی به آن رسید. در کنار این ویژگی، فضل از خاصیت امارت هم بهره‌مند بود. او نخستین وزیری بود که که لقب گرفت و نخستین وزیری بود که همزمان لقب و امارت گرفت؛ به او وزیر امیر گفته می‌شد، همچنین ادارهٔ حکومت به او تفویض شد.[۱۳]

رابطهٔ فضل با امام هشتم شیعیان رضا[ویرایش]

مأمون از اوضاع سیاسی خاصی که به هنگام درگیری برادرش امین، در آن به سر می‌برد متأثر شد؛ به ویژه وقتی که می‌دانیم این درگیری رنگ شعوبیگری داشت و فضل بن سهل که مظهر آرمان‌های ایرانی بود؛ به شدت در پشت او ایستاد تا اینکه پیروزی را برای او ضمانت کرد؛ از این رو مأمون جز ارضای احساسات ایرانی‌ها (که از خاندان علی بن ابی طالب حمایت و با آنان همدردی می‌کردند) چاره ای نمی‌دید؛ به همین سبب با خدا پیمان بست که اگر بر برادرش پیروز شود، خلافت را به یکی از برترین افراد خاندان علی بسپارد؛ بنابراین رضا را بنابر پیشنهاد فضل بن سهل، به عنوان جانشین خود تعیین کرد.[۱۴][۱۵]

علت قتل فضل[ویرایش]

برخی علت قتل فضل را، اقامهٔ نماز نیمه تمام امام می‌دانند؛ چون خواندن نماز عید فطر توسط امام از تدبیر فضل بود و امام با خواندن آن نماز ناتمام، بین مأمون و مردم جدایی انداخت.[۱۶] اما علت اصلی قتل فصل را، خلاصی مأمون از شر عصبانیت مردم بغداد بود، چون آنان ولیعهدی امام را از کوشش‌های فضل می‌دانستند و مأمون با کشتن فضل می‌خواست فتنه را خاموش نماید.[۱۷]

مرگ او[ویرایش]

مأمون بعد از اینکه امام رضا (ع) را از اوضاع نابسامان در همه جای حکومت آگاه کرد، دریافت که ماندن در مرو بیهوده است و بغداد نمی‌تواند بدون حضور خلیفه اداره شود. بازگشت به پایتخت مرکزی بیانگر بازگشت به آیین عربی بود که بغداد، پایتخت پدرانش، نمایانگر آن بود. این همان چیزی بود که فضل بن سهل را نگران می‌کرد؛ زیرا وی در آن صورت نفوذ و قدرتش را از دست می‌داد. مأمون نارضایتی وزیرش را از آنچه وی قصد تغییر آن را داشت، دریافت و احساس کرد هنگامی که منافع خانواده اش و مردم بغداد را برتر شمارد، وی در مقابلش مانع ایجاد خواهد کرد. مأمون از خلال اقدامات وزیرش، به این باور رسد که برای تسلط کامل بر حکومت از درون نقشه می‌کشد؛ بنابراین برای رهایی از وی به عنوان ضرورتی سیاسی تلاش کرد. مأمون در آغاز سفرش به بغداد، در شهر سرخس، نقشه قتل فضل بن سهل را در شعبان ۲۰۲ق/۸۱۸م طراحی کرد.[۱۸]

در مورد مرگ وی گفته‌اند که:

إن مأمون هاشم أصله مکةمنها آباؤه وجدوده
غیر أنا نحن الذین غذوناهبماء العلا فأورق عوده
من خراسان أتبع الأمر فیهموتوشت للناظرین بروده

پانویس[ویرایش]

  1. محقق، سید علی. زندگانی پیشوای هشتم. نسل جوان سایت راه حوزه. ۱۱۰. 
  2. فرای، ریچارد نلسون. تاریخ ایران از ظهور اسلام تا آمدن سلجوقیان از فروپاشی ساسانیان تا آمدن سلجوقیان. امیرکبیر، ۱۳۸۵. ۸۲. 
  3. فرای، ریچارد نلسون. تاریخ ایران از ظهور اسلام تا آمدن سلجوقیان از فروپاشی ساسانیان تا آمدن سلجوقیان. امیرکبیر، ۱۳۸۵. ۳۲۱. 
  4. فرای، ریچارد نلسون. تاریخ ایران از ظهور اسلام تا آمدن سلجوقیان از فروپاشی ساسانیان تا آمدن سلجوقیان. امیرکبیر، ۱۳۸۵. ۴۹۶. 
  5. فرای، ریچارد نلسون. تاریخ ایران از ظهور اسلام تا آمدن سلجوقیان از فروپاشی ساسانیان تا آمدن سلجوقیان. امیرکبیر، ۱۳۸۵. ۴۹۵. 
  6. C. Edmund and Bosworth, “FAŻL, b. SAHL b. Zādānfarrūḵ”.
  7. فرای، ریچارد نلسون. تاریخ ایران از ظهور اسلام تا آمدن سلجوقیان از فروپاشی ساسانیان تا آمدن سلجوقیان. امیرکبیر، ۱۳۸۵. ۴۹۵. 
  8. فرای، ریچارد نلسون. تاریخ ایران از ظهور اسلام تا آمدن سلجوقیان از فروپاشی ساسانیان تا آمدن سلجوقیان. امیرکبیر، ۱۳۸۵. ۶۵. 
  9. طقوش، محمدسهیل. دولت عباسیان. حوزه و دانشگاه، ۱۳۹۰. ۱۲۵. 
  10. فرای، ریچارد نلسون. دولت عباسیان. حوزه و دانشگاه، ۱۳۹۰. ۱۲۶. 
  11. فرای، ریچارد نلسون. دولت عباسیان. حوزه و دانشگاه، ۱۳۹۰. ۱۲۷. 
  12. فرای، ریچارد نلسون. دولت عباسیان. حوزه و دانشگاه، ۱۳۹۰. ۱۲۹. 
  13. فرای، ریچارد نلسون. دولت عباسیان. حوزه و دانشگاه، ۱۳۹۰. ۱۳۲. 
  14. فرای، ریچارد نلسون. دولت عباسیان. حوزه و دانشگاه، ۱۳۹۰. ۱۳۴. 
  15. C. Edmund and Bosworth, “FAŻL, b. SAHL b. Zādānfarrūḵ”.
  16. عاملی، سید مرتضی. حیات سیاسی امام رضا (ع). جامعه مدرسین قم، ۱۳۶۲. ۱۹۲. 
  17. حسینی، جعفر مرتضی. زندگی سیاسی هشتمین امام. نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۵. ۱۹۹. 
  18. فرای، ریچارد نلسون. دولت عباسیان. حوزه و دانشگاه، ۱۳۹۰. ۱۴۸ و ۱۴۹. 

منابع[ویرایش]

  • فرای، ریچارد نلسون. تاریخ ایران از ظهور اسلام تا آمدن سلجوقیان، از فروپاشی ساسانیان تا آمدن سلجوقیان. ترجمهٔ حسن انوشه. امیرکبیر، ۱۳۸۵. 
  • طقوش، محمدسهیل. دولت عباسیان. ترجمهٔ حجت‌الله جودکی. حوزه و دانشگاه، ۱۳۹۰. 
  • محقق، سید علی. زندگانی پیشوای هشتم. نسل جوان، سایت راه حوزه. 
  • عاملی، سید مرتضی. حیات سیاسی امام رضا (ع). جامعه مدرسین قم، ۱۳۶۲. 
  • حسینی، جعفر مرتضی. زندگی سیاسی هشتمین امام. نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۵.