عبدالله بن طاهر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از عبدالله طاهر)
پرش به: ناوبری، جستجو
عبدالله بن طاهر
امیر خاندان طاهری
دوران ایران بعد از اسلام (طاهریان)
زادروز ۱۸۲ هجری
زادگاه نیشابور
مرگ ۲۳۰ هجری
محل مرگ نیشابور
پیش از طاهر بن عبدالله
پس از طلحه بن طاهر
دودمان طاهری
پدر طاهر بن حسین
فرزندان طاهر بن عبدالله
محمد بن عبدالله بن طاهر
عبیدالله بن عبدالله
سلیمان بن عبدالله
دین اسلام (سنی)

عبدالله بن طاهر، از امیران طاهری بود که در سال ۱۸۲هـ/۷۹۸م به دنیا آمد و به تحصیل ادبیات و علوم نزد علما پرداخت. دوران حکومت او به دلیل ثبات و اصلاحات اوج حکومت طاهریان است.

جنگ‌های عبدالله بن طاهر[ویرایش]

قلمرو طاهریان در عهد طاهریان

او دوران جوانی خود را نزد مأمون خلیفه عباسی در مرو و سپس در بغداد گذراند. مأمون علاقه خاصی به عبدالله داشت همانند پدر او طاهر، و اطمینان زیادی به او داشت. اولین مأموریت جدی عبدالله سرکوب شورش نصر بن شبث بوده‌است که مدت ۵ سال طول کشید و در حین فتح قلعه کیسوم خبر فوت طاهر پدرش آمد و مأمون پیام تسلیت برای او فرستاد، عبدالله با پیروزی این مأموریت خلیفه را انجام داد سپس به سمت دمشق و مصر رفت و توانست شورشیان آن نواحی را سرکوب کند. نکته ای که عبدالله در فتح‌های خود و سرکوب شورش‌ها بسیار رعایت می‌کرد بخشش زیاد می‌کرد به شورشیان و اهدا هدایا به آن‌ها بود که به علت جلوگیری از جنگها بیشتر بود. مأمون برای عبدالله مقدار زیادی خراج تعیین کرد ولی عبدالله تمام آن را بخشید به عامه مردم و شاعران قصیده‌های بسیار در مدح و توصیف شکوه عبدالله سروداند. او پس از فتح مصر به اسکندریه رفت و اندلیسها از ترس عبدالله اسکندریه را ترک کردند و به اقریطش (کرت) رفت. او در سال ۲۱۴ به دلیل جنگ با بابک روانه دینور شد ولی در این حین خبر فوت برادرش علی بن طاهر را شنید، (علی بن طاهر بعد از مرگ طلحه حکمران خراسان بود). در این هنگام عبدالله به دلیل نگرانی خلیفه عباسی مأمون از شورش خوارج در خراسان و به دستور وی به آن سرزمین رفت.[۱]

نیشابور[ویرایش]

عبدالله بن طاهر نیشابور را محل اقامت خود برگزید و خوش آب و هوا بودن آنجا را دلیل خود اعلام کرد ولی دلیل اصلی انتخاب عبدالله خوارج آن ناحیه بود که اکثراً در نیشابور و نزدیکی آن اقامت داشتن و از این طریق می‌توانست به آنان نزدیک باشد؛ و عبدالله بسیار به آبادانی آن شهر پرداخت، او توانست خوارج را در خراسان سرکوب کند و نظم و ثبات را برقرار سازد. از اقدامات مهم عبدالله بن طاهر پس از سرکوب خوارج، شکست محد بن قاسم بن علی از نوادگان امام حسین است که با توجه به سپاه انبوه او توانست او را شکست دهد و او را به بغداد نزد خلیفه معتصم فرستاد.[۱]

قیام مازیار[ویرایش]

قیام مازیار که مقارن پایان عهد بابک روی داد، در راستای شورش خرم دینان بود. این نهضت که شاهزاده [null طبرستان] بدان دامن زد و زمینه آن در بین عامه اهل طبرستان از قبل و شاید تا حدی تحت تأثیر نهضت بابک فراهم شده بود در واقع صورت یک نهضت روستایی، ضد فئودالی و ضد عربی داشت که شاهزاده طبرستان - مجوسی مرتد در طرز تلقی دستگاه خلیفه - هم در رأس آن بود مازیار بن قارن شاهزاده محلی طبرستان و وارث حکومت و قسمتی از جبال آن نواحی بود که کوه قارن خوانده می‌شد و آن ناحیه جنوب شهر ساری واقع بود. آیین زرتشت و شاید برخی عقاید مزدکی که تا حدی واکنش روح عامه در برابر سلطه آیین رسمی - اسلام - بود، از دیر باز در این نواحی باقی مانده و تا مدتها بعد از سرکوبی قیام مازیار هم در بین بیشتر مردم این کوهستانها رایج بود. مازیار چون در آغاز حکومت محلی خویش که آن را از پدر به ارث برده بود با مخالفت خویشان نزدیک مواجه شد، بی هیچ الزام و ضرورتی به بغداد رفت. او به درگاه مأمون خلیفه راه یافت و به دست مأمون، اسلام آورد. خلیفه هم او را محمد نامید و حکمرانی نواحی تحت حکومت پدرانش را در جبال طبرستان، به او واگذار کرد. در بازگشت به طبرستان، مازیار که در این هنگام محمد خوانده می‌شد و عامل مأمون به شمار می‌آمد، به اتکاء حکم و حمایت خلیفه، مدعیان خود و ازجمله عموی خود را که در آغاز کار با وی به مخالفت برخاسته بود، از میان برداشت و به عنوان یک والی مسلمان و یک نماینده خلیفه عباسی، تمام طبرستان و رویان را قلمرو خویش اعلام کرد و خود را با دعوی حاکم بلا منازعه تمام گیلان و طبرستان گیل گیلان و اسپهبد اسپهبدان خواند و به رسم معمول عهد ساسانیان به خود عنوان پَتشخوارگر شاه داد، به این ترتیب تفوق طاهریان خراسان را هم که طبرستان و گیلان زمین از جهت تقسیمات اداری جزو قلمرو آنها محسوب می‌شد، نادیده گرفت، خراج طبرستان و رویان را که بر طبق رسوم دیوانی می‌بایست از طریق آنها به خزانه بغداد پرداخته می‌شد، به طاهریان نداد، اما در عین حال پرداخت آن را قطع نکرد و به همان اندازه که در نزد مأمون تعهد کرده بود، بی واسطه نزد خلیفه فرستاد. بدین گونه با قطع رابطه با والی خراسان، در واقع نسبت به دیوان خلیفه و سازمان مالی و اداری او به طور غیررسمی اعلام عصیان کرد و خراسان و بغداد هر دو را بر ضد خود برانگیخت.

چندی بعد، در عهد [null خلافت] معتصم، مخصوصاً از وقتی که افشین برای دفع بابک به آذربایجان آمد، با وعده حمایت از او و حتی بیشتر به خاطر ناخرسندیهایی که از بابت تابعیت اداری به خراسان و طاهریان داشت، عصیان خود را به صورت یک شورش واقعی آشکار کرد و عامه کوه نشینان ولایت را به یاری خواست «۲۲۴ ق / ۸۳۹ م».

نهضت سرخ عالمان یا سرخ جامگان[ویرایش]

شور و هیجان روستاییان کوهستان که از سخت گیریهای عمال خراج و از کوچک شماریهای مأموران اخذ جزیه به ستوه آمده بودند، عصیان او را تدریجاً به یک انقلاب تبدیل کرد و تقریباً بدون آن که در طرح شورش خود به چنین انقلابی اندیشیده باشد، به صورت نوعی قیام مزدکی - با نام نهضت سرخ علمان یا سرخ جامگان - درآمد که خود نوعی اعلام همکاری و همراهی با خرم دینان بود. وقتی عصیان او به این جا کشید، ماهیت ضد عربی، ضد خلافت و ضد اسلامی آن آشکار شد و مازیار در مقام رهبری خود را ناچار به ادامه آن دید. به الزام و تشویق مازیار، در بخش عمده‌ای از رویان و [null طبرستان]، روستاییان بر که فداییان شوریدند. زمینداران مهاجر را که از باز ماندگان اعراب عهد فتوحات بودند، از آنچه که آنان املاک خود می‌دانستند، بیرون راندند و اموال آنان را غارت کردند. مسجدها را ویران ساختند و زنان محلی، شوهران خود را از خانه‌ها بیرون کردند. عده زیادی از مسلمانان ساری و آمل را بازداشت نمودند و به زور و تهدید از آنها یک جا خراج یک ساله را قبل از موعد مطالبه و دریافت کردند.

تبدیل نهضت ضد خلیفه به نهضت خرم دینی[ویرایش]

با توسعه نهضت ضد خلیفه، که تبدیل به نوعی نهضت خرم دینی شد، زندگی مسلمانان در تمام این نواحی عرضه خطر شد. شکایت حال آنها خلیفه را، که تا آن هنگام به اهمیت این شورش نیندیشیده بود، دل نگران ساخت. به همین دلیل خلیفه دست به یک اقدام فوری زد و بلافاصله [null عبدالله بن طاهر]، فرمانروای خراسان را، که نهضت تا حدی به خاطر مخالفت با او آغاز شده بود، مأمور دفع آن کرد. افشین که در آذربایجان بود و به خاطر نقشه‌های خویش مازیار را به مقاومت تشویق می‌کرد، از توفیقی که [null طاهریان] در دفع شورش حاصل کردند به وحشت افتاد و با ارسال نامه و پیام مجدد کوشید تا مازیار را به ادامه مقاومت تشویق کند. اما این نقشه پیش نرفت و مازیار، به اغواء و خیانت برادرش کوهیار که با طاهریان ارتباط برقرار کرده و از آنها نوید و دلگرمیها یافته بود، بدون جنگ به چنگ دشمن افتاد. شورش مازیار و سرخ علمانش به شدت منکوب و سرکوب شد و او را با تشریفات خاص، که البته شامل انواع تحقیر و تمسخر بود به سامرا فرستادند و چون به عنوان مرتد تلقی می‌شد، محکوم به اعدام شد. جسدش را نزدیک جسد بابک که گفته می‌شد او نیز در اواخر امر با او وضعیت اتحاد گونه‌ای داشت به دار آویختند «۲۲۵ ق / ۸۴۰ م».

نحوه حکمرانی عبدالله[ویرایش]

اصلاحات و نحوه حکمرانی عبدالله باعث شهرت و محبوبیت او در بین مردم شده‌است. در این مورد باید نقش تعلیم و تربیت طاهر در آموختن اداره درست امور حکومتی که در نامه‌های طاهر به عبدالله ذکر شده‌است. اکثر اقدامات عبدالله در راستای بهبود زندگی مردم انجام گرفته که در جوامع امروزی رفاه گفته می‌شود. او در راستای عدالت اجتماعی و رسیدگی به شکایات مردم بسیار دقت عمل داشت. عبدالله به کشاورزی علاقه‌مند بود و تلاش‌های بسیاری در جهت احداث سیستم آبیاری در مناطق مختلف کرده‌است و او در احداث طرح سیستم آبیاری استان چاچ (تاشکند امروزی) دو میلیون درهم از خلیفه کمک مالی گرفت. او به سفارش پدرش طاهر درگرفتن مالیات از مردم بسیار بخشنده بود. از اقدامات مهم دیگر عبدالله کتابخانه نیشابور است که نشان دهنده علاقه او به فراگیری علوم مختلف بوده‌است.[۲]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ اکبری، امیر. تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام. تهران، ١٣٨٨. ص ١٧٣-۲۰۰. 
  2. فرای، ریچارد. عصر زرین فرهنگ ایران. سروش. ص ١٤٠. 

منابع[ویرایش]

  • فرای، ریچارد. «طاهریان». در عصر زرین فرهنگ ایران. ترجمهٔ مسعود رجب نیا. تهران: سروش، ١٣٨٨. 
  • اکبری، امیر. تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام. تهران: سمت، ١٣٨٤. 
  • نلسون، ریچارد. تاریخ ایران کمریج. ج. ٤. ترجمهٔ حسن انوشه. تهران: امیر کبیر، ١٣٩٠.