نبرد دیرالعاقول
| نبرد دیرالعاقول | |||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
نقشهٔ محل وقوع نبرد، و نیز مسیرهای پیمایششده توسط صفاریان (قرمز) و نیروهای عباسی (آبی) | |||||||
| |||||||
| طرفهای درگیر | |||||||
| خلافت عباسی | صفاریان | ||||||
| فرماندهان و رهبران | |||||||
|
معتمد[ب] موفق[پ] موسی بن بغا مسرور بلخی[ت] ابراهیم بن سیما[ث] محمد بن خالد بن یزید[ج] |
یعقوب لیث (مجروح) ابیالسّاج دیوداد[چ] حسن درهمی[ح] محمد بن کثیر[خ] | ||||||
| تلفات و خسارات | |||||||
| نامعلوم | ۷٬۰۰۰ کشته (تخمین)[۱] | ||||||
نبرد دیرالعاقول در ۲۵ فروردین ۲۵۵ خورشیدی بین سپاه یعقوب لیث صفاری، حاکم صفاری، و نیروهای خلافت عباسی به فرماندهی موفق بالله (برادر معتمد خلیفه عباسی) در ساحل شرقی دجله در حدود ۸۰ کیلومتری جنوب شرقی (پایین دست) بغداد اتفاق افتاد. این نبرد در منطقه اِستَربَند، بین شهر دیرالعاقول و سیب بنی کوما[د]، رخ داد و با پیروزی قاطع عباسیان و توقف پیشروی یعقوب لیث به سمت عراق مرکزی همراه بود.
شهر دَیرالعاقول[ذ] (به معنی «صومعه در پیچ رودخانه»)، شهر اصلی بخش حاصلخیز نهران[ر] (ناحیهای که در تقسیمات کشوری قدیم طسوج[ز] نامیده میشد) بود و به دلیل قرارگیری در مسیر دجله، مهمترین شهر بین بغداد و واسط[ژ] محسوب میشد.[۲]
پیشزمینه
[ویرایش]از زمان ترور متوکل در سال ۲۴۰ خورشیدی، خلافت عباسی دچار هرج و مرج و ضعف (معروف به «بیثباتی در سامرا») شده بود. در این دوره، قدرت نظامی ترکان[س] که از دوره معتصم نفوذ یافته بودند، به اوج رسید و خلیفه را به ابزاری در دست خود تبدیل کردند. سردارانی چون بغای کوچک[ش]، قدرت بلامنازع دربار سامرا بودند و این وضعیت ضعف دولت مرکزی را نمایان ساخت. بین مرگ متوکل و رسیدن معتمد در سال ۲۴۹ خورشیدی، سه خلیفه پایانی خشونتآمیز داشتند.[۳] در پی ضعف مرکزی و ناتوانی روزافزون خزانهداری در حمایت از نظامیان، اعتبار خلفا به پایینترین حد خود رسید.[۴] در پی این ضعف، گروههای مختلفی در نقاط امپراتوری قدرت گرفتند. از جمله تشکیل دولت شیعی زیدیه در طبرستان[ص] (۲۴۳ خورشیدی)،[۵] تأسیس سلسله طولونیان توسط احمد بن طولون در مصر[ض] (۲۴۷ خورشیدی) که به تدریج مستقل شد،[۶] و مهمتر از همه، شورش صاحب الزنج در عراق سفلی[ط] و خوزستان.[۷]
در ایران، مهمترین تهدید علیه خلافت از سوی یعقوب بن لیث صفاری بود. یعقوب که در سیستان به قدرت رسید، به سرعت گسترش یافت و در سال ۲۵۲ خورشیدی، حکومت طاهریان (والیان وفادار به عباسیان) را در خراسان منقرض کرد و کنترل بخش بزرگی از شرق و مرکز ایران و بخشهایی از افغانستان امروزی را به دست گرفت.[۸]
عباسیان از قدرت صفاریان نگران بودند، به ویژه بعد از تصرف فارس و خوزستان و سرکوب محمد بن واصل[ظ][۹] توسط یعقوب در سال ۲۵۴ خورشیدی.[۱۰] عامل توجه یعقوب به بغداد میتوانست شامل تعصبات ضد عربی و سودای جهانگشایی او باشد، اما علل دیگری نیز وجود داشت که عبارتند از: رقابتهای نزدیکان خلیفه (ترکان)، آرزوی خلافت موفق (برادر خلیفه)، و دخالت سایر مدعیان خلافت به خصوص فرزندان واثق.[۱۱] حرکت یعقوب از فارس به سمت خوزستان و دجله موجب نگرانی خلیفه گردید. در این حین، سفیران ترکستان، هندوستان، سند، چین، زنگ و روم به دیدار یعقوب رفتند و وی را «ملک الدنیا» خواندند که این اتفاق موجب نگرانی بیش از پیش خلیفه شد.[۱۲]
خلیفه معتمد که توان مقابله مستقیم را در خود نمیدید، با مشورت برادرش موفق تصمیم گرفت از طریق حیله، یعقوب را متوقف سازد. او سفیرانی را نزد یعقوب فرستاد تا حکومتهای خراسان، طبرستان، فارس، گرگان، ری، کرمان، آذربایجان، قزوین و سند و منصب مهم ریاست شرطه بغداد[ع] را به او اعطا کند.[۱۳]
یعقوب که این پیشنهاد را ناشی از ضعف خلیفه میدانست، آن را رد کرد و اعلام کرد که به سمت پایتخت پیشروی خواهد کرد. این رد صریح، باعث دلخوری ترکان در سامرا شد[غ] و آنها خلیفه را به اقدام قاطع واداشتند. در نتیجه، خلیفه معتمد تصمیم به جنگ گرفت و یعقوب را رسماً لعن کرد.[۱۴] یعقوب نامهای به خلیفه نوشت و خواستار لغو نامه خلع و تکفیر خود شد اما با پاسخ مساعد رو به رو نشد.[۱۵]
یعقوب از خوزستان وارد عراق شد و توانست ابیالسّاج دیوداد[ف] (یکی از سرداران سابق خلیفه) را به سمت خود جذب کند. مسرور بلخی[ق]، سردار عباسی، توانست با سیلابی کردن زمین خارج از واسط پیشروی یعقوب را کند کند، اما سپاه صفاری از آن عبور کرد و سپس به سمت دیرالعاقول، در حدود پنجاه مایلی بغداد، حرکت کرد.[۱۶]
نبرد
[ویرایش]نبرد در اِستَربَند، بین دیرالعاقول و سیب بنی کوما، در ۲۵ فروردین ۲۵۵ خورشیدی رخ داد.[۱۷] یعقوب پیش از جنگ سپاه خود را که ظاهراً حدود ده هزار نفر بودند سان دید.[۱۸] اما عباسیان از برتری عددی و مزیت جنگیدن در منطقه آشنا برخوردار بودند.
مرکز سپاه در دست موفق بالله، جناح راست به فرماندهی بغای کوچک و جناح چپ تحت فرمان مسرور بلخی بود. سردارانی چون ابراهیم بن سیما و محمد بن خالد بن یزید نیز در آرایش جنگی عباسی حضور داشتند.[۱] پیش جنگ بار دیگر و برای آخرین بار درخواست خلیفه برای اطاعت از خلیفه و پذیرفتن عناوین و مناصب اهدایی او به یعقوب مطرح شد اما یعقوب سر باز زد، سپس نبرد آغاز شد.[۱۹]
ابتدا خلیفه و موفق به حیله متوسل شدند و ابراهیم بن سیما را با لباس و اسلحه مخصوص خلیفه به دیدار یعقوب فرستادنند تا بتوانند با حیله یعقوب را غافلگیر کرده و وی را به قتل برسانند ولی یعقوب به این توطئه پی برد و به آنها حمله کرد. در این اتفاق، تعدادی از سپاهیان دو طرف کشته شدند.[۲۰]
جنگ تمام روز ادامه داشت و تلفات سنگینی به هر دو طرف وارد شد و چند تن از فرماندهان کشته شدند. یعقوب خود نیز مجروح شد، اما میدان را ترک نکرد.[۲۱] در این میان، موفق بالله با حملهای مستقیم به لشکر یعقوب یورش برد و همزمان نیروهای کمکی عباسی به کمک موفق آمدند که شدت نبرد را افزایش داد. در این میان، فرماندهان وفادار یعقوب، حسن درهمی و محمد بن کثیر کشته شدند.
در اواخر روز، مولا نصیر[ک]، با قایقها از طریق دجله به پشت سپاه صفاری حمله کرد و آتش به اردوگاه و بار و بنه صفاریان زد و مزیت بیشتری به عباسیان داد.[۲۲] همچنین، معتمد[گ] با یک اقدام راهبردی، آب نهر سِبْت[ل] (انشعابی از دجله) را در پشت سپاه یعقوب باز کرد[۲۳] و به قرارگاه وی حمله کرد. به این ترتیب، سپاه صفاری میان آب و آتش گرفتار آمد و مقاومت یعقوب درهم شکسته شد.
سپاهیان یعقوب شروع به فرار کردند. یعقوب و محافظانش به جنگ ادامه دادند اما با عقبنشینی ارتش، مجبور به ترک میدان شدند.[۱] سیلابی شدن زمینهای پشت صفاریان عقبنشینی را دشوار کرد و بسیاری از افراد حین فرار در آب غرق شدند.[۲۴]
موفق توانست بار و بنه یعقوب را تصرف کند. چندین زندانی سیاسی که یعقوب با خود آورده بود، از جمله محمد بن طاهر[م] (آخرین امیر طاهریان) آزاد شده و به دست عباسیان افتادند و محمد بن طاهر از بند گریخت و به خلیفه پناه برد.[۱]باسورث، تاریخ ایران کمبریج، ۱۰۱.
این جنگ با پیروزی معتمد همراه شد. معتمد پس از پیروزی نقل کرده که شب قبل از جنگ خواب دیده که کسی بر سینه وی نوشته است: «انّا فتحنا لک فتحاً مبیناً» (سوره فتح، آیه ۱).[۲۵] محمد بن عون بلخی[ن]، شاعر آن دوران، در وصف این پیروزی شعر سروده است:
| لله ما یومنا یوم الشعانین | فض الاله به جیش الملاعین | |
| و طار بالئاکث الصفار و منشمر | کانما بعره غسل السراجین |
پیامدها
[ویرایش]نبرد دیرالعاقول پیشروی یعقوب را بهطور کامل متوقف کرد و به یکی از مهمترین تهدیدها علیه خلافت عباسی پایان داد.[۲۶] یعقوب پس از آن دیگر علیه عراق لشکرکشی نکرد و سه سال بعد درگذشت. خلیفه پس از پیروزی، حکومت فارس را به محمد بن واصل و خراسان را به محمد بن طاهر بازگرداند، اما آنها نتوانستند مدعیات خود را در برابر صفاریان اعمال کنند.
عمرو بن لیث[و]، برادر و جانشین یعقوب، با خلیفه صلح کرد که چند سال دوام آورد.[۲۷] عباسیان توانستند به تحکیم دوباره اقتدار خود بپردازند؛ شورش صاحب الزنج[ه] شکست خورد،[۷] و مصر[۶] و فارس[۲۸] نیز در نهایت به قلمرو عباسیان بازگشتند.
علل شکست یعقوب
[ویرایش]بازکردن آب دجله (نهر سِبْت) توسط معتمد در پشت سپاه یعقوب که موجب گیر کردن سواران در گل و عدم حرکت آنها شد و فرار را دشوار ساخت.
تشکیل سپاه یعقوب از افراد و گروههای مختلف فکری و سیاسی از جمله مطوعه[ی] (داوطلبان مذهبی)، عیاران[اا] (جوانمردان شهری) و خوارج[اب] (گروههای تندرو مذهبی) که ممکن است در برابر جنگ مستقیم با خلیفه (در اذهان عمومی مسلمانان) یکدست نبودند.[۲۹]
تلاش یعقوب برای رسیدن به هدف خود بدون جنگ از طریق موفق بالله و عدم انتظار برای مقابله مستقیم با خلیفه.
برتری عددی نیروهای عباسی و جنگیدن در قلمرو آشنای خود.
جستارهای وابسته
[ویرایش]یادداشتها
[ویرایش]- ↑ اِستَربَند محلی دقیقاً در منطقه بین دیرالعاقول و سیب بنی کوما بود که نبرد اصلی در آن به وقوع پیوست. این منطقه احتمالاً به دلیل ماهیت جغرافیایی خاصش (نزدیکی به رودخانه و زمینهای سیلابی) برای جنگ توسط عباسیان انتخاب شده بود.
- ↑ المعتمد علیالله خلیفه عباسی (حکومت ۲۴۹ تا ۲۷۱ خورشیدی) در زمان نبرد دیرالعاقول بود. او در دوره ضعف خلافت به قدرت رسید و هرچند فرماندهی مستقیم نبرد را برادرش موفق بر عهده داشت، اما معتمد نقش اصلی در تصمیمگیری برای جنگ و اجرای طرح سیلابی کردن زمینها را ایفا کرد.
- ↑ موفق بالله برادر خلیفه معتمد و فرمانده نظامی و حاکم واقعی دربار عباسی در آن دوران بود. او شخصاً فرماندهی سپاه عباسی در نبرد دیرالعاقول را بر عهده داشت و توانست یعقوب لیث را شکست دهد.
- ↑ مسرور بلخی یکی از سرداران ارشد ترک و فرماندهان سپاه عباسی بود. او پیش از نبرد با سیلابی کردن مسیر در نزدیکی واسط، پیشروی یعقوب را کند کرده بود و در نبرد، فرماندهی جناح چپ عباسیان را بر عهده داشت.
- ↑ ابراهیم بن سیما یکی از سرداران و فرماندهان نظامی تحت امر موفق بالله در نبرد دیرالعاقول بود.
- ↑ محمد بن خالد بن یزید یکی دیگر از فرماندهان نظامی و سران سپاه عباسی بود که در نبرد دیرالعاقول شرکت داشت.
- ↑ ابیالسّاج دیوداد یک سردار و والی سابق عباسی بود که پیش از نبرد دیرالعاقول به خدمت یعقوب لیث صفاری درآمد و به سپاه او پیوست.
- ↑ حسن درهمی یکی از فرماندهان ارشد و وفادار یعقوب لیث صفاری بود که در نبرد دیرالعاقول کشته شد.
- ↑ محمد بن کثیر یکی دیگر از فرماندهان ارشد و وفادار یعقوب لیث صفاری بود که در نبرد دیرالعاقول کشته شد.
- ↑ سیب بنی کوما نام یک منطقه یا روستا در نزدیکی دیرالعاقول در ساحل شرقی دجله بود. نبرد دیرالعاقول در منطقه اِستَربَند، بین دیرالعاقول و سیب بنی کوما رخ داد.
- ↑ دیرالعاقول (به معنای «صومعه در پیچ رودخانه») شهر اصلی ناحیه نهران بود که نبرد سرنوشتساز بین صفاریان و عباسیان در نزدیکی آن روی داد. این شهر در مسیر دجله و حدود ۸۰ کیلومتری جنوب شرقی بغداد قرار داشت و موقعیتی استراتژیک داشت.
- ↑ نهران نام یک طسوج یا ناحیه حاصلخیز در منطقه پاییندست دجله (جنوب بغداد) در عراق بود که شهر اصلی آن دیرالعاقول محسوب میشد.
- ↑ طسوج یک واژه فارسی میانه (پهلوی) که در تقسیمات کشوری معادل ناحیه یا بخش به کار میرفت؛ هر استان بزرگ (کوره) به چندین طسوج تقسیم میشد.
- ↑ واسط یک شهر مهم تاریخی در عراق (بین کوفه و بصره) با موقعیت استراتژیک بر دجله که توسط حجاج بن یوسف ثقفی تأسیس شد. سپاه یعقوب لیث پیش از رسیدن به دیرالعاقول از آنجا عبور کرد.
- ↑ در دوره معروف به «بیثباتی سامرا» (از حدود سال ۲۴۰ خورشیدی به بعد)، نفوذ فرماندهان نظامی ترک که به عنوان گارد ویژه وارد دستگاه خلافت شده بودند، به اوج رسید. این فرماندهان خلفا را عزل و نصب میکردند و عملاً قدرت سیاسی و نظامی را در پایتخت (سامرا) در دست داشتند.
- ↑ بغای کوچک یک فرمانده نظامی قدرتمند از تبار ترک در سامرا و در دوره ضعف خلافت عباسی (آنارشی سامرا) بود که نفوذ نظامی ترکان را افزایش داد.
- ↑ زیدیه در طبرستان شاخهای از تشیع بودند که در سال ۲۴۳ خورشیدی تحت رهبری حسن بن زید موفق شدند در منطقه طبرستان (مازندران امروزی) حکومتی مستقل تشکیل دهند که این رویداد نشاندهنده تجزیه قلمرو عباسی بود.
- ↑ احمد بن طولون در مصر یک فرمانده ترک بود که در سال ۲۴۷ خورشیدی به عنوان والی به مصر اعزام شد و سلسله طولونیان را تأسیس نمود و عملاً مصر را از کنترل مستقیم بغداد خارج کرد. این دولت مستقل، نشانهای از ضعف عباسیان بود.
- ↑ شورش صاحب الزنج در عراق سفلی یک قیام بزرگ و ویرانگر توسط بردگان سیاهپوست آفریقایی بود که در مناطق باتلاقی جنوب عراق آغاز شد و کنترل عباسیان بر بصره و خوزستان را مختل کرد. عباسیان از اتحاد یعقوب با این شورشیان بیم داشتند.
- ↑ محمد بن واصل یکی از حاکمان محلی در منطقه فارس بود که در سال ۲۵۴ خورشیدی توسط یعقوب لیث شکست داده شد و تصرف قلمرو او توسط یعقوب، سپاه صفاری را به مرزهای عراق نزدیک کرد.
- ↑ ریاست شرطه بغداد یک منصب مهم امنیتی و اجرایی (فرماندهی پلیس پایتخت) بود که خلیفه آن را به یعقوب پیشنهاد داد تا او را آرام و تحت کنترل خود درآورد، اما یعقوب نپذیرفت.
- ↑ فرماندهان نظامی ترک سامرا (مانند بغای کوچک) که نگران از دست رفتن کنترل خود بر خلافت بودند، از رد پیشنهاد خلیفه توسط یعقوب و تهدید او به تصرف بغداد، دلخور شدند و خلیفه را تحت فشار قرار دادند تا جنگ را بپذیرد.
- ↑ ابیالسّاج دیوداد یک سردار و والی سابق عباسی بود که پیش از نبرد دیرالعاقول به خدمت یعقوب لیث صفاری درآمد و به سپاه او پیوست. این اقدام وی نشاندهنده گسست در ارتش عباسی بود.
- ↑ مسرور بلخی یکی از سرداران ارشد ترک و فرماندهان سپاه عباسی بود. او پیش از نبرد با سیلابی کردن مسیر در نزدیکی واسط، پیشروی یعقوب را کند کرده بود و در نبرد، فرماندهی جناح چپ عباسیان را بر عهده داشت.
- ↑ مولا نصیر یکی از سرداران عباسی و از زیردستان موفق بالله در نبرد دیرالعاقول بود که با استفاده از قایقها، به پشت جبهه سپاه صفاری حمله کرد و با آتش زدن اردوگاه، باعث هرج و مرج و شکست یعقوب شد.
- ↑ المعتمد علیالله خلیفه عباسی که دستور داد آب نهر سِبْت را در پشت سپاه یعقوب باز کنند.
- ↑ نهر سِبْت یک کانال یا انشعاب از رودخانه دجله بود. باز شدن آب آن به دستور معتمد در پشت سپاه یعقوب، باعث سیلابی شدن منطقه عقبنشینی شد و شکست صفاریان را تسریع کرد.
- ↑ محمد بن طاهر آخرین امیر طاهریان بود که توسط یعقوب اسیر شده بود و پس از شکست صفاریان، توسط عباسیان آزاد شد.
- ↑ محمد بن عون بلخی شاعر و ادیب دوره عباسی و معاصر با نبرد دیرالعاقول بود که پس از پیروزی عباسیان در این نبرد، اشعاری در ستایش موفق بالله و خلیفه سرود.
- ↑ عمرو بن لیث برادر کوچکتر و جانشین یعقوب لیث صفاری بود که پس از مرگ یعقوب، با خلافت عباسی صلح کرد و حکمرانی صفاریان را تثبیت نمود.
- ↑ شورش صاحب الزنج این شورش توسط موفق بالله پس از نبرد دیرالعاقول بهطور کامل سرکوب شد و یکی از تهدیدات اصلی علیه خلافت از بین رفت.
- ↑ مطوعه به معنای «داوطلبان» یا اجراکنندگان تکالیف دینی که به صورت شبهنظامی سازماندهی میشدند. ترکیب مطوعه، عیاران و خوارج در سپاه یعقوب، ناهمگونی سیاسی-فکری ایجاد کرده بود.
- ↑ عیاران گروههایی از جنگجویان داوطلب و طبقات پایین اجتماع در ایران و خراسان که تحت یک آیین جوانمردی خاص سازماندهی میشدند و یعقوب لیث خود از میان همین گروه برخاست.
- ↑ خوارج یکی از اولین فرقههای مذهبی-سیاسی در تاریخ اسلام که مخالف پذیرش حکمرانی که بر اساس عدالت مطلق الهی عمل نکند، بودند و در دورههای مختلف شورشهای محلی ایجاد میکردند.
پانویس
[ویرایش]- 1 2 3 4 Bosworth, C. E. (1994). The History of the Saffarids of Sistan and the Maliks of Nimruz (247/861 to 949/1542–3). Mazda Publishers. p. 160. ISBN 1-56859-015-6. خطای یادکرد: برچسب
<ref>نامعتبر؛ نام «Cite1» چندین بار با محتوای متفاوت تعریف شده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.). - ↑ Bosworth, "Dayr al-'Aqul"
- ↑ Al-Musta'in (r. 862–866), al-Mu'tazz (866–869) and al-Muhtadi (r. 869–870). In addition, al-Muntasir (r. 861–862) died under mysterious circumstances, possibly due to poison.
- ↑ Gordon, p. 90; Bosworth, "Saffarids," p. 138
- ↑ Buhl, Fr. (1971). "al-Hasan b. Zayd b. Muhammad". In Lewis, B.; Ménage, V. L.; Pellat, Ch. & Schacht, J. (eds.). The Encyclopaedia of Islam, New Edition, Volume III: H–Iram. Leiden: E. J. Brill. OCLC 495469525.
- 1 2 Gordon, M.S. (2000). "Tulunids". In Bearman, P. J.; Bianquis, Th.; Bosworth, C. E.; van Donzel, E. & Heinrichs, W. P. (eds.). The Encyclopaedia of Islam, New Edition, Volume X: T–U. Leiden: E. J. Brill. ISBN 978-90-04-11211-7.
- 1 2 Popovic, A. (2002). "Al-Zandj". In Bearman, P. J.; Bianquis, Th.; Bosworth, C. E.; van Donzel, E. & Heinrichs, W. P. (eds.). The Encyclopaedia of Islam, New Edition, Volume XI: W–Z. Leiden: E. J. Brill. ISBN 978-90-04-12756-2.
- ↑ Bosworth, "Saffarids," pp. 73–75, 83 ff. , 108 ff.
- ↑ باسورث، تاریخ ایران کمبریج، ۹۹.<ref>فرای، عصر زرین فرهنگ ایران، ۲۱۴.
- ↑ Bosworth, "Saffarids," pp. 150–52; al-Tabari, p. 166; Ibn al-Athir, p. 252
- ↑ باستانی پاریزی، یعقوب لیث، ۲۴۵.
- ↑ باستانی پاریزی، یعقوب لیث، ۲۴۷.
- ↑ Bosworth, "Saffarids," pp. 153–55; al-Tabari, pp. 168–69; Ibn al-Athir, p. 260. Ibn Khallikan, p. 312, adds Kirman, Adharbayjan, Qazwin and al-Sind to this list.
- ↑ Bosworth, "Saffarids, pp. 155, 157–59; al-Tabari, p. 169–70 (but with incorrect date conversions); al-Mas'udi, pp. 42–43; Ibn Khallikan, pp. 313, 316
- ↑ باستانی پاریزی، یعقوب لیث، ۲۵۲.
- ↑ Bosworth, "Saffarids," pp. 158–59; al-Tabari, pp. 169–70; Ibn al-Athir, pp. 260–61; Ibn Khallikan, pp. 313, 316
- ↑ Bosworth, "Saffarids," p. 159. The actual date is given variously in the Arabic sources, such as April 1 (al-Tabari, p. 170) and April 10 (Ibn al-Athir, p. 261).
- ↑ Bosworth, "Saffarids," p. 159; Ibn Khallikan, p. 314
- ↑ Bosworth, "Saffarids," pp. 159–60; Ibn Khallikan, pp. 313–14
- ↑ باستانی پاریزی، یعقوب لیث، ۲۵۷.
- ↑ Bosworth, "Saffarids," p. 160; al-Tabari, pp. 170–71; Ibn al-Athir, p. 261; al-Mas'udi, pp. 43–44; Ibn Khallikan, pp. 314–16; 318–19
- ↑ Bosworth, "Saffarids," p. 160; al-Mas'udi, pp. 44–45
- ↑ یزدانیان، زندگانی یعقوب لیث صفار، ۱۵۹.
- ↑ Bosworth, "Saffarids," p. 159; al-Mas'udi, p. 43
- ↑ باستانی پاریزی، یعقوب لیث، ۲۶۰.
- ↑ Flood, 165. The exact motivations for Ya`qub's advance have been debated; Tor, pp. 159, for example, argues that he was an Abbasid legitimist whose actions were prompted by a misguided attempt to protect the caliphate.
- ↑ Bosworth, "Saffarids," pp. 161–66, 186 ff.
- ↑ Bosworth, "Saffarids," pp. 262–63
- ↑ تاریخی، ترکمنی آذر و پرگاری، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوره طاهریان، صفاریان و علویان، ۸۹.
منابع
[ویرایش]- Bosworth, C.E. "Dayr al-`Aqul". Encyclopaedia Iranica. 15 December 1994. Retrieved 13 April 2013.
- Bosworth, C.E. The History of the Saffarids of Sistan and the Maliks of Nimruz (247/861 to 949/1542–3). Costa Mesa, California: Mazda Publishers, 1994. شابک ۱−۵۶۸۵۹−۰۱۵−۶
- The Encyclopaedia of Islam, New Edition (12 vols.). Leiden: E. J. Brill. 1960–2005.
- Gordon, Matthew S. (2001). The Breaking of a Thousand Swords: A History of the Turkish Military of Samarra (A.H. 200–275/815–889 C.E.). Albany, New York: State University of New York Press. ISBN 0-7914-4795-2.
- Flood, Barry Finbarr. "From Icon to Coin: Potlatch, Piety, and Idolatry in Medieval Islam." Ritual, Images, and Daily Life: The Medieval Perspective.Ed. Gerhard Jaritz. Zurich: LIT Verlag, 2012. شابک ۹۷۸−۳−۶۴۳−۹۰۱۱۳−۲
- Ibn al-Athir, 'Izz al-Din. Al-Kamil fi al-Tarikh, Vol. 6. Beirut: Dar al-'Ilmiyyah, 1987.
- Ibn Khallikan, Shams al-Din Abu al-Abbas Ahmad ibn Muhammad. Ibn Khallikan's Biographical Dictionary, Vol. IV. Trans. Bn. Mac Guckin de Slane. Paris: Oriental Translation Fund of Great Britain and Ireland, 1871.
- الگو:Kennedy-The Armies of the Caliphs
- Al-Mas'udi, Ali ibn al-Husain. Les Prairies D'Or, Tome Huitieme. Trans. C. Barbier de Meynard. Paris: Imprimerie Nationale, 1874.x
- Tor, D. G. Violent Order: Religious War, Chivalry, and the 'Ayyar Phenomenon in the Medieval Islamic World. Würzburg: Ergon, 2007. شابک ۳−۸۹۹۱۳−۵۵۳−۹
- باستانی پاریزی، محمدابراهیم (۱۳۴۴). «ملک الدنیا». یعقوب لیث.
- باسورث، ک. ا (۱۳۹۰). «طاهریان و صفاریان». در ریچارد نلسون فرای. تاریخ ایران کمبریج. ج. ۴. ترجمهٔ حسن انوشه. تهران: انتشارات امیرکبیر. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۰۰-۰۳۰۲-۲.
- زمانی، حسین؛ ترکمنی آذر، پروین؛ پرگاری، صالح (۱۳۹۳). تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوره طاهریان، صفاریان و علویان. تهران: انتشارات سمت. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۵۳۰-۹۸۶-۰.
- فرای، ریچارد ن. (۱۳۹۲). عصر زرین فرهنگ ایران. ترجمهٔ مسعود رجبنیا. تهران: انتشارات سروش. شابک -۴۰۶۲۲-۱۲-۹۷۸-۹۶۴ مقدار
|شابک=را بررسی کنید: invalid prefix (کمک). - یزدانیان، حسین (۱۳۵۶). زندگانی یعقوب لیث صفار. تهران: انتشارات توس.