منبع‌شناسی تاریخ اساطیری ایران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

منابع تاریخ اساطیری ایران بر چند گونه است.

منابع هندی[ویرایش]

به دلیل اشتراک فرهنگ مابین هندی‌ها و ایرانی‌ها که از دوران مهاجرت آریایی‌ها به بعد میانشان وجود داشته‌است، آثار هندی باستان در بسیاری از موارد منبع مناسبی برای اساطیر ایران به شمار می‌آید.[۱]

این منابع عبارتند از :

  1. وِداها:قدیمی‌ترین اثر هندی به زبان سنسکریت هستند که چهار کتاب را شامل می‌شود:
    • ریگ‌ودا. قدیمی‌ترین بخش وداها است که آن ار هم ردیف گاهان یا گات‌های اوستا دانسته‌اند. این کتاب مجموعه‌ای افزون بر هزار سرود است که سالیان متمادی به صورت شفاهی و سینه به سینه نقل شده و سپس به صورت نوشته دآمده است. سرودها و نیایش‌های آن خطاب به خدایان دوران کهن آریایی است.[۲]
    • یاجورودا. بیشتر کلام منثور است و دعاهایی را که در ریگ ودا آمده است را تکمیل می‌کند.[۳]
    • سامه‌ودا. سرودهایی است که برهمنان موقع قربانی و نیایش می‌خواندند.[۴]
    • اثروا ودا. مشتمل بر افسون‌ها و وردهای سحر و جادوگری دوران باستانی هند است که از ترس و غصب و شهوت و نفرت و همچنین از دردهای جسمانی سخن می‌گوید و برای شفای بیماری‌ها دعاهای فراوان دارد و در عین حال، صورت عملی طب قدیم را نیز نشان می‌دهد.[۵]
  2. اوپانیشادها. مجموعه جدیدتر ادبیات ودایی و شامل دعاهاست.[۶]
  3. مهابهاراتا. این کتاب مربوط به خدایان دوران متاخرتر است.[۷]
  4. پورانا. این کتاب داستانهای باستانی را دربر دارد.[۸]

منابع اوستایی[ویرایش]

کتاب اوستا که زبان آن جزء زبان‌های دوره باستانی ایران است و مدت‌ها سینه به سینه نقل می‌شده، در دوره ساسانی با تکیه بر آگاهی‌های همه موبدان و با خطی که در آن دوره بر مبنای خط پهلوی اختراع شده بود، تدوین یافته‌است. اوستای ساسانی بیست و یک نسک (کتاب) بوده‌است که خود مختصرتر از اوستای دوره باستانی است. اوستای موجود در حدود یک چهارم اوستای دوره ساسانی و شامل پنج کتاب است.[۹]

  1. یَسن‌ها. مشتمل بر سرودها و دعاهای دینی است و هفتاد و دو «ها» (فصل) دارد. گاهان (گات‌ها یا گاثه‌ها) که باستانی‌ترین بخش اوستا است و آن را سروده‌های خود زرتشت می‌دانند، هفده فصل از هفتاد و دو فصل یسن‌ها را شامل می‌شود.[۱۰]
  2. ویسپَرَد. مجموعه‌ای از ملحقات یسن‌ها است و بیست چهار کرده (فصل) دارد.[۱۱]
  3. یَشت‌ها. مشتمل بر سرودهایی خطاب به خدایان باستانی است. مجموعه موجود این سرودها بیست و یک یشت است.[۱۲]
  4. وندیداد یا ویدیوداد. در اصل کتابی است مربوط به آئین‌های عملی زندگی در کیش زرتشتی، ولی مطالب اساطیری نیز در جای جای آن دیده می‌شود و شامل بیست دو فرگرد (فصل) است.[۱۳]
  5. خرده اوستا. خلاصه‌ای از اوستای دوره ساسانی و مجموعه‌ای از دعاها و نیایش‌ها است.[۱۴]

نیرنگستان، و هیربدستان، هادُخت نَسک و بخش‌های پراکنده دیگری نیز جزء منابع اوستایی به شمار می‌آیند.[۱۵]

منابع مانوی[ویرایش]

منابع مانوی شامل نوشته‌های مانی و پیروان اوست. اسطوره‌های متعلق به سه دوره آفرینش از دیدگاه آئین مانوی و خدایان و دیوان مانوی در این نوشته‌ها آمده است. کهن‌ترین آثار مانوی در سدۀ سوم و چهارم میلادی تدوین یافته‌است و آثار متاخر آن به قرن هفتم و هشتم میلادی تعلق دارد. این اسطوره‌ها در مواردی برای شناخت نکاتی دربارهٔ اساطیر ایرانی مفید هستند.[۱۶]

منابع پهلوی[ویرایش]

گرچه تدوین و تألیف اغلب این منابع در حدود قرن سوم هجری/ نهم میلادی به بعد انجام یافته‌است، ولی سنت آن‌ها متعلق به دوره ساسانی است. غالباً این آثار حتی روایت‌های بسیار قدیمی‌تری را نیز بازگو می‌کنند.[۱۷] از میان این منابع به چند اثیر اشاره می‌کنیم:

  1. دینکرد. در اصل شامل نه جلد کتاب بوده‌است. کتاب اول و دوم و بخشی از کتاب سوم از میان رفته است. کتاب‌های بازمانده منابعی ارزنده برای مطالب اسطوره‌ای هستند.[۱۸]
  2. بُندَهِشن. به معنی آغاز آفرینش اصلی است و روایت آفرینش و همچنین تاریخ اساطیری و واقعی ایرانیان را از دوره پیشدادیان تا رسیدن تازیان دربر دارد. مطالب جالب توجهی نیز دربارۀ جغرافیای اساطیری به دست می‌دهد. دو روایت ایرانی (مفصل) و هندی (مختصر) از آن در دست است.[۱۹]
  3. گزیده‌های زادِسپَرَم. دربارۀ آفرینش، ظهور زرتشت و رستاخیز و پایان جهان مطالبی دارد.[۲۰]
  4. روایات پهلوی. شرحی از آداب و رسوم و آئین‌های دینی است با مطالبی مربوط به آفرینش آسمان و داستان‌هایی دربارۀ شخصیت‌های اساطیری مانند جمشید، گرشاسب، مشیه و مشیانه.[۲۱]

دادِستان مینوی خرد، زندوهومن‌یسن، دادِستان دینیگ، یادگار جاماسبی، شهرستان‌های ایران، کارنامۀ اردشیر بابکان و ترجمه و تفسیرهای اوستا به زبان پهلوی و ... نیز جزء کتاب‌ها و منبع‌های پهلوی محسوب می‌شوند.[۲۲]

منابع عربی و فارسی نو[ویرایش]

  1. منابع عربی و تاریخ‌های نوشته شده به زبان عربی در سده‌های نخستین پس از اسلام و همچنین نوشته‌هایی که از این دوران به زبان فارسی موجود است و همگی بر اساس خداینامه‌ها یا روایت‌های کتبی و شفاهی تدوین یافته‌است، مطالب با ارزش و قابل استفاده‌ای دربارهٔ روایت‌ها و سنت‌های باستانی به خصوص در دوره ساسانی به دست می‌دهند. مانند تاریخ طبری، تاریخ بلعمی، مروج الذهب مسعودی، سِنی ملوک‌الارض و الانبیاء اثر حمزۀ اصفهانی، تاریخ یعقوبی و غُررالاخبار ملوکُ الفرس و سیرُهم یا شاهنامه کهن، یتیمةالدهر اثر ثعالبی و غیره.[۲۳]
  2. شاهنامه که منبع اصلی روایت‌های اساطیری و حماسی ایران به زبان فارسی به شمار می‌آد و بر اساس خداینامه‌ها سروده شده‌است. در شاهنامه می‌توان روایت‌های سینه به سینه حفظ شده و سنت‌های شفاهی را که از قول «دهقان» نقل می‌شود نیز ملاحظه کرد. ویژگی شاهنامه این است که روایت‌های گوناگون را با هم تلفیق می‌کند و از این رو شخصیت‌هایی در آن دیده می‌شود که برای اوستا و منابع پهلوی ناشناخته‌اند، به عبارت دیگر می‌توان گفت که روایت‌های ملی ایرانی در دورۀ متاخر ساسانی در راه تکامل و توسعه سیر می‌کرده و در شاهنامۀ فردوسی به صورت کنونی خود در دسترس ما قرار گرفته‌است.[۲۴]
  3. از سوی دیگر متون فارسی زرتشتی نیز از منابع مهم برای اساطیر ایران به شمار می‌آیند. این متون را زرتشتیان در دوره‌های اسلامی به فارسی نوشته‌اند و در آن‌ها نشانه‌های فراوانی از سنت‌ها و آئین‌های مربوط به ایران باستان می‌توان یافت، مانند کتاب صدر درر نثر، صد در بندهشن و روایات داراب هرمزدیار و غیره[۲۵]

نگاره‌ها[ویرایش]

نگاره‌های بازمانده از دوران هخامنشی، اشکانی و ساسانی بر دیواره‌ها و روی مهرها و سکه‌ها و ظرف‌ها که تصویرهایی از خدایان و قهرمان‌های گذشته را منعکس می‌کنند با تفسیرهایی که در مورد آن‌ها می‌شود، می‌توانند راه‌گشای مطالب اسطوره‌ای باشند.[۲۶]

نوشته‌های مورخین غیرایرانی[ویرایش]

نوشته‌های تاریخ‌نویس‌هایی چون هرودوت، کتزیاس و پلوتارک و همچنین منبع‌های ارمنی و سریانی نیز می‌توانند در مواردی در تدوین اسطوره‌های ایرانی مفید باشند.[۲۷]

پانویس[ویرایش]

  1. آموزگار، تاریخ اساطیری ایران، 6-7.
  2. آموزگار، تاریخ اساطیری ایران، 7.
  3. آموزگار، تاریخ اساطیری ایران، 7.
  4. آموزگار، تاریخ اساطیری ایران، 7.
  5. آموزگار، تاریخ اساطیری ایران، 7.
  6. آموزگار، تاریخ اساطیری ایران، 7.
  7. آموزگار، تاریخ اساطیری ایران، 7.
  8. آموزگار، تاریخ اساطیری ایران، 7.
  9. آموزگار، تاریخ اساطیر ایران، 7-8.
  10. آموزگار، تاریخ اساطیر ایران، 8.
  11. آموزگار، تاریخ اساطیر ایران، 8.
  12. آموزگار، تاریخ اساطیر ایران، 8.
  13. آموزگار، تاریخ اساطیر ایران، 8.
  14. آموزگار، تاریخ اساطیر ایران، 8.
  15. آموزگار، تاریخ اساطیر ایران، 8.
  16. آموزگار، تاریخ اساطیر ایران، 8.
  17. آموزگار، تاریخ اساطیر ایران، 8.
  18. آموزگار، تاریخ اساطیر ایران، 8-9.
  19. آموزگار، تاریخ اساطیر ایران، 9.
  20. آموزگار، تاریخ اساطیر ایران، 9.
  21. آموزگار، تاریخ اساطیر ایران، 9.
  22. آموزگار، تاریخ اساطیر ایران، 9.
  23. آموزگار، تاریخ اساطیر ایران، 9.
  24. آموزگار، تاریخ اساطیر ایران، 10.
  25. آموزگار، تاریخ اساطیر ایران، 10.
  26. آموزگار، تاریخ اساطیر ایران، 10.
  27. آموزگار، تاریخ اساطیر ایران، 10.

منبع[ویرایش]

  • آموزگار، ژاله (۱۳۹۵). تاریخ اساطیر ایران. تهران: انتشارات سمت. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۵۳۰-۸۳۳-۷.