ولیعهد

ولیعهد واژهای عربی به معنی صاحبِ عهد، حاکم و در بیشتر موارد، جانشین سلطنت است. از آن نظر، ولیعهد کسی است که یک مونارک او را برای جانشینی تاجوتخت برگزیده و رسماً معرفی کند. مطابق حق جانشینی فرزند ارشد، معمولاً در تاریخ بیشتر کشورها فرزندان ارشد مونارکها به عنوان ولیعهد انتخاب میشوند و تاجوتخت را به ارث میبرند. در کشورهای مختلف عناوین گوناگونی برای ولیعهدها بهکار میرود؛ مانند دوفَن در فرانسه و تزسارویچ در روسیه. آخرین ولیعهد ایران تا پیش از سقوط نظام پادشاهی، رضا پهلوی بود که با عنوان رسمی «والاحضرت ولیعهد» جانشین رسمی پدرش محمدرضا پهلوی تا سال ۱۳۵۷ بود.
واژهشناسی
[ویرایش]وَلیعَهد یا وَلیِ عَهد واژهای عربی مرکب از ولی+عهد به معنی «صاحب عهد» یا «نگهبان عهد» (پیمان) است. این واژه دارای معانی متفاوتی است؛ مطابق غیاثاللغات، ولیعهد یعنی «متصرف و حاکم وقت». به نوشتهٔ اقرب الموارد فی فصح العربیه و الشوارد، ولیعهد «کسی [است] که پادشاه او را جانشین خود و پس از مرگ خود، وارث پادشاهی گرداند.» به گفتهٔ دهخدا، ولیعهد به معنی شخص دارای اختیارات سلطنتی (و نه صرفاً جانشین یک پادشاه مرده یا معزول) هم میتواند باشد: «کسی که پادشاه او را به اراده و رضا بر جای خویش نشاند و مختار سلطنت گرداند.» همچنین، این واژه در تداول به معنی «پسر ارشد» یک شخص نیز توسعه یافته است.[۱]
در قانون مشروطه ایران
[ویرایش]به مسئلهٔ ولایتعهدی در قانون اساسی مشروطه ایران پرداخته شده است. اصل ۳۷ متمم قانون اساسی مورخ ۲۹ شعبان ۱۳۲۴ قمری، «اولاد پسرِ اکبرِ» پادشاه را وارث تاجوتخت میدانست؛ اما برای فقدان اولاد ذکور او هم تمهیدی اندیشیده بود: «ولایتِ عهد در صورت تعدد اولاد، به پسر اکبر پادشاه که مادرش ایرانیالاصل و شاهزاده باشد میرسد و در صورتی که برای پادشاه اولاد ذکور نباشد، اکبرِ خاندان سلطنت با رعایت الاقرب فالاقرب به رتبهٔ ولایتعهدی نایل میشود و هرگاه در صورت مفروضه فوق، اولاد ذکوری برای پادشاه به وجود آید، حقاً ولایت عهد به او خواهد رسید.»[۲]
با این حال، این اصل جانشینی در صورت نبود هیچ فرد مذکری در خانواده یا خاندان سلطنتی (مثلاً در یک سلسلهٔ تازه تأسیس شده)، دارای نقص بود. اصلاحیهٔ قانون اساسی مصوب مجلس مؤسسان نخست مورخ ۲۱ آذر ۱۳۰۴ که موجبات الغای سلطنت قاجار و به تخت نشستن رضا شاه را به همراه داشت، اصل ۳۷ قانون مشروطه را ملغی و با اصل ۳۷ جدید به این شرح جایگزین کرده بود:[۲]
- «ولایتِ عهد با پسر بزرگتر پادشاه که مادرش ایرانیالاصل باشد خواهد بود. در صورتی که پادشاه اولاد ذکور نداشته باشد، تعیین ولیعهد برحسب پیشنهاد شاه و تصویب مجلس شورای ملی به عمل خواهد آمد، مشروط بر آنکه آن ولیعهد از دودمان قاجار نباشد. ولی در هر موقعی که پسری برای پادشاه به وجود آید، حقاً ولایت عهد با او خواهد بود.»
در اینجا، نکتهٔ قابل توجه این است که برخلاف اصل ملغی شده متمم قانون اساسی مشروطه که با بهکاربردن صفت تفضیلی «مذکرِ اکبر»، جنسیت ولیعهد را به «مرد» بودن محدود کرده بود، حذف این صفت و عدم اشاره به لزوم مذکر بودن ولیعهد در مصوبهٔ مجلس مؤسسان نخست، البته در صورتی که شاه فرزند پسری نداشته باشد، به نوعی دست شاه ایران را در انتخاب ولیعهد از میان «زنان» باز گذاشته است.[۲]