درفش شهباز

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
یک بازسازی تصویری از درفش شهباز. طرح این بازسازی برپایه کاشی یافت‌شده در تخت جمشید و رنگ آن برپایه موزائیک نبرد ایسوس است.

دِرَفشِ شَهباز یا درفش شهباز طلایی، که به درفش هُمای[۱] و درفش کوروش بزرگ نیز نامور است، درفش اصلی شاهنشاهی هخامنشیان بود.

برپایه منابع، درفش هخامنشیان مزین به پرنده‌ای زرین به نام شهباز بوده‌است. ریچارد فرانسیس برتون، خاورشناس اهل بریتانیا، منبع الهام شهباز را گونه‌ای پرنده شکاری نامور به طرلان می‌دانست. برخی اما یک پرنده دیگر با نام عقاب شاهی را الگوی ساخت این پرنده دانسته‌اند.[۲][۳]

توصیف[ویرایش]

منابع یونانی و رومی[ویرایش]

پرچم را در پارسی باستان -drafša می‌گفتند. این واژه برابر با -drafša در اوستایی، drafš در پارسی میانه و -drapsá در زبان سانسکریت است. گزنفون مورخ یونانی، درفش پادشاهی اردشیر دوم هخامنشی در نبرد کوناکسا را اینگونه توصیف می‌کند: «درفش پادشاهی شاهین شهپر گشوده بود، از زر ساخته‌شده بود و بر نیزه‌ای برافراشته بود.»[۴] همین نویسنده در کوروش‌نامه، کتاب هفتم، بخش یکم، این درفش پادشاهی را به کوروش بزرگ هخامنشی منسوب دانسته و می‌نویسد: «درفش کوروش شاهینی بود زرین با بال‌های گشاده که بر نیزه بلندی برافراشته بود. درفش پادشاهان ایران هنوز هم بدین‌گونه است.»

به گفته هرودوت، هر لشکر از ارتش شاهنشاهی هخامنشی، دارای درفش ویژه خود بود. یکی از این درفش‌ها، پلاکی مربع‌شکل است که نقش آن برروی گلدانی یونانی، نامور به «جام دوریس»، که امروزه در موزه لوور نگهداری می‌شود، به تصویر کشیده شده‌است.[۵] طرح مشابه از یک دیسک برنزی اورارتویی از آلتین‌تپه نیز شناخته شده‌است.[۶] تابلوهای مربع‌شکل مشابه برروی میله‌هایی از شش نمونه نقش‌برجسته تخت جمشید هم شناسایی شده‌است.[۷] نقاشی موزائیکی نبرد ایسوس، واقع در پمپئی، که دراصل یک تقلید رومی از یک نقش یونانی مشابه مربوط به تاریخ ۳۲۰ پیش از میلاد است، درفش پادشاهی ایرانیان را به نمایش می‌گذارد.[۸] این درفش به‌صورت یک پلاک مستطیلی، احتمالاً با بدنه بنفش، حاشیه سرخ و نقاطی به رنگ زرد تصویر شده‌است. از پرنده زرین واقع در مرکز درفش اثر چندانی باقی‌نیست. روی سر این پرنده، زائده‌ای کاکل‌مانند باقی‌مانده، ازاین‌رو برخی این پرنده را خروس تعبیر کرده‌اند. دیگران بااشاره به تأثیرپذیری هخامنشیان از هنر مصر باستان، این زائده را باقی‌مانده قرص خورشیدی می‌دانند که بالای سر پرنده قرارداشته و به‌همین جهت این پرنده را شاهین یا عقاب دانسته‌اند. هخامنشیان شاهین را نشانه اقتدار و توانایی و مظهر جلال و عظمت می‌دانستند. آلیان، مورخ رومی نیز خاندان هخامنشی را پرورش‌یافته عقاب می‌دانست.[۹]

کاشی یافت‌شده در تخت جمشید[ویرایش]

کاشی هخامنشی یافت‌شده در تخت جمشید با نقش شهباز

یک کاشی کوچک (با ابعاد ۱۲ در ۵ سانتی‌متر) در سال ۱۳۲۷ خورشیدی (۱۹۴۸ میلادی) در تخت جمشید کشف شد.[۱۰] این قطعه کاشی که بشماره ۲۴۳۶ در سال ۱۳۳۸ خورشیدی در دفتر بخش تاریخی موزه ایران باستان ثبت‌شده، دارای نقش شاهین است. رنگ کاشی آبی مصری و دورتادور آن را با مثلث‌های کوچک فرورفته زینت داده‌اند. در هرطرف از اضلاع این کاشی، ۱۳ مثلث کوچک فرورفته قرار دارد و ۴ مثلث کوچک نیز در چهارگوشه آن موجود است. داخل مثلث‌ها به رنگ‌های سبز و سفید و سرخ آرایش شده‌است. نقش پرنده برپایه نقش حوروس، یکی از خدایان مصری تصویر شده‌است. باوجود تأثیر هنر مصری، به‌نظرمی‌رسد که این نقش مفهومی ایرانی را می‌رساند؛ احتمالاً شهباز یا پرنده‌ای اوستایی به نام «مرغ وارغن» (varəγna)[۱۱] را نشان می‌دهد.[۱۲] دو سوراخ موجود بر بالا و پایین این کاشی، می‌تواند نشان‌دهنده پرچم بودن این اثر باشد.[۱۳]

ارتباط با درفش کاویانی[ویرایش]

به‌سبب رنگ‌بندی مشابه درفش ایرانی موجود در موزائیک نبرد ایسوس با درفش کاویانی، یعنی درفش رسمی دوران شاهنشاهی ساسانی، برخی این نظر را دارند که ممکن است درفش کاویانی در روزگار شاهنشاهی هخامنشی نیز وجود داشته و دارای رسمیت بوده‌است.[۱۴] کهن‌ترین آثار منسوب به درفش کاویانی، درهم‌های نقره‌ای از سده سوم پیش از میلاد است که توسط فرمانداران دست‌نشانده سلوکیان در پارس، موسوم به فرترکه ضرب می‌شدند.[۱۵][۱۶] سرانجام با آغاز شاهنشاهی ساسانی، این درفش به‌عنوان پرچم اصلی ایران تا زمان حمله اعراب رسمیت یافت.[۱۷][۱۸][۱۹][۲۰]

منابع[ویرایش]

  1. «تاریخ پرچم ایران». فاروق صفی‌زاده و نصرت‌الله بختورتاش، پرتال جامع علوم انسانی. دریافت‌شده در ۳۰ اکتبر ۲۰۲۱.
  2. Burton, Sir Richard Francis (1852). Falconry in the valley of the Indus.
  3. Brill, E. J. First Encyclopaedia of Islam 1913-1936.
  4. George Henry Preblem, The Symbols, Standards, Flags, and Banners of Ancient and Modern Nations, The Flag Research Center (1980).
  5. E. Pottier, Douris, London, 1909, p. 105 fig. 20, Plate XXV.b
  6. O. A. Taşyürek, "Darstellungen des urartischen Gottes Haldi," in: S. Şahin, E. Schwertheim, J. Wagner (eds.), Studien zur Religion und Kultur Kleinasiens. Festschrift für Friedrich Karl Dörner, Leiden, 1978, p. 942 fig. 7; pl. CCXVIII/4-5.
  7. E. F. Schmidt, Persepolis I, III, Chicago, 1953, 1970. , p. 166, pls. 98, 99, 123.
  8. T. Hölscher, Griechische Historienbilder des 5. und 4. Jahrhunderts v. Chr., Würzburg, 1973, pp. 122–69, 270–88.
  9. Aelian, De Natura Animalium 12.21 has a legend of Achaemenes having been raised by an eagle. Book of Ezra (18:13) has "Eagle of the East" in reference to Cyrus.
  10. Īrān-Bāstān Museum, Tehran, no. 2436; Sāmī, Persepolis, tr. R. Sharp, Shiraz, 1970, fig. facing p. 100; H. Luschey, "Ein königliches Emblem," AMI 5, 1972, pp. 257–60.
  11. «جستاری پیرامون «همای»». اسماعیل شفق و جمیله زارعی، پرتال جامع علوم انسانی. دریافت‌شده در ۳۰ اکتبر ۲۰۲۱.
  12. Alireza Shapur Shahbazi (December 15, 1994), "DERAFŠ", Encyclopaedia Iranica, Vol. VII, Fasc. 3, pp. 312-315.
  13. «معرفی کاشی لاجوردی با نقش عقاب دوره هخامنشی». غلامرضا معصومی، پرتال جامع علوم انسانی. دریافت‌شده در ۷ اکتبر ۲۰۲۱.
  14. Khaleghi-Motlagh, Djalal (1996). "Derafš-e Kāvīān". Encyclopedia Iranica. Vol. 7. Costa Mesa: Mazda.
  15. CNG: KINGS of PERSIS. Baydād (Bagadat). Early 3rd century BC. AR Tetradrachm (30mm, 17.06 g, 9h).
  16. CNG: KINGS of PERSIS. Vādfradād (Autophradates) I. 3rd century BC. AR Tetradrachm (28mm, 15.89 g, 9h). Istakhr (Persepolis) mint.
  17. "A History of Zoroastrianism vol II & III" – via Internet Archive.
  18. "Culture of Iran". November 21, 2001. Archived from the original on November 21, 2001.
  19. Ashmore, Harry S. (1961). "Encyclopaedia Britannica: A new survey of universal knowledge".
  20. Lukonin, Vladimir; Ivanov, Anatoly (2015-09-15). Persian Art. ISBN 978-1-78310-796-4.

پیوند به بیرون[ویرایش]