مرگ

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
یک جسد مومیایی شده
تجسم مرگ (خودنگاره، اثر آرنولد بوکلین)

مَرگ در زیست‌شناسی پایان زندگی موجودات زنده است و در پزشکی به معنای توقف برگشت‌ناپذیر علائم حیاتی می‌باشد.[۱] و در متن‌های دیگر رشته‌ها، ممکن است به نابودی کامل یک روند، یک وسیله یا یک پدیده اشاره کند.

عوامل و شرایط گوناگونی می‌توانند به مرگ سازواره‌ها بینجامند از جمله شکار، بیماری، نابودی زیستگاه، پیری، سوء تغذیه و تصادفات. در کشورهای پیشرفته، عامل اصلی مرگ انسان‌ها، پیری و بیماری‌های مربوط به کهولت است. در آن کشورها مرگ حیوانات بیشتر در نتیجه کشتار وسیع در کارخانه‌ها انجام می‌گیرد تا از گوشت آن‌ها برای غذای انسان‌ها استفاده شود.

سنت‌ها و اعتقادات در رابطه با مرگ، یکی از مهم‌ترین قسمت‌های فرهنگ انسان‌ها محسوب می‌شود. ضمناً دیدگاه ادیان در مورد مرگ نیز بسیار با اهمیت تلقی می‌گردد.

با توجه به پشرفت‌های روزافزون علم پزشکی، توضیح پدیده مرگ، جزئیات لحظه مرگ و همچنین درک مرگ واقعی، پیچیدگی‌های بیشتری پیدا کرده است.

دیدگاه ادیان[ویرایش]

در ادیان ابراهیمی مرگ جدا شدن روح از بدن دانسته می‌شود. بنابه این آموزه روح افراد در عالم برزخ وارد شده و در آنجا زندگی دارند.[۲] برزخ در زبان عربی سدّی است که بین دو چیز حایل شده باشد و در اصطلاح شرع، عالمی را گویند که بین دنیا و آخرت قرار دارد و انسان پس از مرگ تا روز قیامت در آن می ماند.

ماهيت مرگ از ديدگاه قرآن[ویرایش]

قرآن از مرگ با تعابیر مختلفی یاد کرده است:

1. چشیدن: «كُلُّ نَفْسٍ ذَآئِقَةُ الْمَوْتِ ... ؛ هر جاندارى (به ناچار) چشنده مرگ است ،...»

2. توّفی: این تعبیر در مورد مرگ در حدود دوازده بار به کار رفته است که به معنای دریافت کامل است و از آنجا که خداوند دریافت‌ کننده است، مرگ به معنای بازگشت به سوی خداوند خواهد بود.

3. آیاتی که از مرگ به رجوع و سیر به سوی خداوند تعبیر کرده است: «إِلَى رَبِّكَ یَوْمَئِذٍ الْمَسَاقُ ؛در آن روز (روز مرگ) سوق و حركت به سوى پروردگار توست (از ملاقات برزخى، قیامت، حضور در محكمه، محاكمه تا بهشت یا جهنم)»(2) این آیات نیز گواه نابود نشدن انسان با مرگ است.

4. تشبیه مرگ به خواب و استعمال توفی در مورد هر دو گواه بر این حقیقت است که انسان هم‌چنان که می‌خوابد، نیست و نابود نمی‌شود؛ با مرگ نیز از بین نمی‌رود.

در سخنی از امام باقر(علیه السلام) آمده است: «مرگ، همان خوابى است كه هر شب به سراغتان مى‏آید؛ با این تفاوت كه مدتش طولانى است»[۳]

مرگ از دید علم[ویرایش]

پس از توقف علایم حیاتی هوشیاری تمام حواس به کلی از دست میرود وموجود زنده(انسان و جانوران)هیچ چیزی را احساس نمی کند و نمی شنوند و نمی بیند و حس نمی کند زیرا این امور متعلق به بدن او و اعصاب و تجزیه و تحلیل ان توسط مغز است که از بین رفته و رهسپار ارامشی طولانی همانند (قبل از تولد)میشود.

پس از مرگ در مغز درحدود ۱دقیقه پس از قطع شدن ورود اکسیژن به ان، واکنش های شیمیایی ای در مغز انجام شده که باعث از بین رفتن سلول های مغزی(نورون ها) میشود.

سپس جسد به حالت تونوس و خشک شدگی ماهیچه ها در میاید و اصطلاحا(خشک)میشود وعوامل میکرو ارگانیسمی مانند: باکتری بی هوازی از بیرون بدن و درون ان شروع به فعالیت کرده و بافت های بدن را تجزیه کرده و پس از گذشت چیزی حدود بیست سال بافت نرم بدن از بین رفته و فقط اسکلت (استخوان) و دندان و مو و ناخن به دلیل داشتن پروتیین کراتین تجزیه ی بسیار کند تری نسبت به بافت نرم خواهند داشت.

عمومیت و حتمیت مرگ[ویرایش]

مرگ سنتی همگانی است و بنا بر دیدگاه خداباوران، خداوند بقا و جاودانگی حیات دنیوی را برای هیچ کس قرار نداده است.در این جهان هرچه غیرخداوند است، فانی است و تنها ذات پروردگار عالمیان است که باقی خواهد ماند.[۴]


مراحل مواجه با مرگ[ویرایش]

کوبلر راس (مدل کوبلر-راس) پنح مرحله را پیش از مرگ برای انسان برمیشمارد: شوک و انکار،خشم، چانه‌زدن،افسردگی و پذیرش. اما ممکن است فرد بدون طی کردن این مراحل با شادمانی و امید به آینده در پیش رو به استقبال مرگ هم برود.[۵] [۶]

گونه‌های مرگ[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

منابع[ویرایش]