کاوه آهنگر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
کاوه آهنگر
درفش کاویانی در دستان کاوه آهنگر بر روی مجله کاوه چاپ برلین
اطلاعات کلی
نامکاوه
نام کاملکاوه آهنگر
پیشهآهنگر
لقبآهنگر
زادگاه۲۳۰۰ سال قبل از میلاد مسیح
محل کاربابل
درفشکاویانی
ملیتروستای مشهد کاوه طبق اسناد کتاب محاسن الاصفهان
سایر اطلاعات
شناخته شدهآغازگر خیزش مردمی علیه ضحاک
درفش کاویانی
دورهپیشدادی
مخالفانضحاک
خانواده
فرزندانقارن، قباد
نوهکشواد
تصویر بازسازی شده از درفش کاویانی که کاوهٔ آهنگر در میدان اصفهان برافراشت

کاوهٔ آهنگر (KAWA به کردی) شخصیتی اسطوره‌ای در شاهنامهٔ فردوسی یا شخصیتی واقعی احتمالاً در دورهٔ اشکانی است.[۱] او قیامی ملی مردمی را به کمک فریدون علیه فرمانروایی به نام ضحاک را پی می‌ریزد.[۲][۳] نشان جنبش او درفش کاویانی، پیشبند چرمی‌اش است که بر سر نیزه‌ای می‌آویزد. کاوه نماد انسان‌های زحمت کش و ستم‌دیده‌ای است که از قشرهای متوسط و پایین جامعه سر برآورده‌اند و زندگیشان پایمال ستم دستگاه حاکمان شده‌است.

اسطوره‌شناسی[ویرایش]

داستان ضحاک و کاوه آهنگر هم در شاهنامه فردوسی و هم در شاهنامه ابومنصوری که صد سال پیشتر نوشته شده نقل شده است.[۴] همچنین زندگی کاوه با جزئیات بیشتری را می‌توان در گرشاسپ‌نامه اثر اسدی توسی یافت.[۳]

تولد[ویرایش]

کاوه یکی از خاندان‌های معروف پهلوانی دورهٔ اساطیری ایران است و براساس منابع باستانی، کاوه آهنگری از منطقه فریدن اصفهان بود.[۵][۶][۷][۸][۹] برخی منابع، دهستان مشهد کاوه فریدن را که امروزه در حدودِ جغرافیایی استان اصفهان است به عنوان زادگاه کاوه می‌شمارند.[۱۰][۱۱]

سازمان‌دهی قیام سراسری[ویرایش]

مقاله اصلی پادشاهی ضحاک

به نقل از ترجمه آزاد ابوالفضل بعلمی از تاریخ طبری، کاوه کشاورزی در یکی از روستاهای اطراف اصفهان بود که دو پسرش کشته و مغزشان خوراک مارهای ضحاک می‌شود و به همین دلیل کاوه شورشی را علیه فرماندار ضحاک در اصفهان آغاز می‌کند که در نتیجه آن ثروت فرماندار در میان مردم پخش می‌شود و او مردم را از پرداخت مالیات منبع می‌کند که این اقدام هواداران بسیاری را در اطراف کاوه شکل می‌دهد. در همین زمان، ضحاک که در استان‌های شمالی است سپاهی را برای سرکوب کاوه گسیل می‌کند اما کاوه این سپاه را شکست می‌دهد و به سوی شمال پیشروی می‌کند. او تمام شهرهایی که در مسیرش قرار دارند را در می‌نوردد تا زمانی که به شهر ری می‌رسد و سپس به سپاه‌اش می‌گوید:[۳]

«اکنون ما در حال نزدیک شدن برای رویارویی با ضحاک هستیم و اگر او را شکست بدهیم نیاز داریم کسی را به عنوان پادشاه این سرزمین انتخاب کنیم که همه ما او را دوست داریم»[۳]

سپاه، پیشنهاد شاهی را به خود کاوه می‌دهند اما کاوه قبول نمی‌کند و می‌گوید او یک آهنگر بوده و این وظیفه باید به شخصی از تبار پادشاهان داده شود و می‌گوید:[۳]

«من شورش نکردم که سرزمین را به دست آورم بلکه من چنین کردم تا مردم را از ستم ضحاک آزاد کنم. اگر من تاجگذاری کنم مردم خواهند گفت که او شایسته پادشاهی نیست و هرج و مرج رخ خواهد داد. کسی را پیدا کنید که خون پادشاهی در رگ دارد که بتوانیم تاج شاهی را بر سرش بگذاریم.»[۳]

مردم دو ماه به جستجوی نامزدهای مناسب پادشاهی می‌پردازند و در نهایت به فریدون می‌رسند که از نوادگان جمشید است.[۳] در شاهنامه جمشید پادشاه درستکاری معرفی می‌شود که بعدها با میل به غرور و کژی ایران را به سوی تباهی می‌کشاند.[۱۲] فریدون تا ۱۶ سالگی به صورت مخفیانه زندگی می‌کند تا زمانی که از کوه‌ها برای دیدار مادرش فرانک به پایین می‌آید و سرنوشت پدرش را جویا می‌شود که فرانک سرگذشت غم‌انگیز خانواده را شرح می‌دهد. پس از این دیدار فریدون تصمیم می‌گیرد که انتقام این بی‌رحمی‌ها و ستمگری‌های ضحاک را به خاطر جنایات فیجحی که انجام داده بگیرد.[۱۳]

پایان قیام[ویرایش]

در روایت شاهنامه، فرجام زندگانی ضحاک روشن نیست اما آنچه در منابع زرتشتی مربوط به پایان دوره ساسانی گفته می‌شود اینست که فریدون چندین بار اقدام به کشتن ضحاک کرد اما ضحاک نامیرا ماند. سپس سروش از اورمزد پیام آورد که وی نباید کشته شود چرا که با مرگ وی از تنش موجودات پلید در جهان گسترش خواهند یافت و از همین رو بود که فریدون وی را در کوه دماوند دربند کرد. فرجام آنکه، ضحاک به دست فریدون کشته نمی‌شود، بلکه او را در چاه یا شکافی عمیق، با میخ‌های بزرگ بر سنگ می‌بندد.

تخریب مجسمه[ویرایش]

در نوروز سال ۲۰۱۶ میلادی به درخواست شورای ملی کردهای سوریه پیکره بازسازی شده کاوه آهنگر در شهر عفرین سوریه نصب شد.[۱۴] اما در پی حمله نیروهای نظامی به پشتیبانی ترکیه در تاریخ ۱۸ مارس ۲۰۱۸ این مجسمه از میدان مرکزی شهر به عنوان نماد مقاومت این شهر پایین کشیده شد.[۱۵][۱۶] این نیروها ابتدا مجسمه کاوه را گلوله باران کردند[۱۴] و سپس با انداختن طنابی بر گردن مجسمه و به کمک بولدوزر چندین بار تلاش می‌کنند که مجسمه را به پایین بکشند.[۱۵]

میراث[ویرایش]

تصویر کاوه بر روی تمبر چاپ شده در جمهوری شورایی سوسیالیستی ایران در سال ۱۹۲۰ میلادی که در یک دست کاوه چکشی به دست گرفته و در دست دیگرش پرچم قرمز رنگ جمهوری قرار دارد.

برای نخستین بار در قرون وسطی اسطوره کاوه یک امکان کم‌نظیر در زمان مقاومت ایرانیان در برابر فتح مسلمانان ایجاد کرد. گفتمان کاوه از استقلال، آزادی و جبهه‌گیری اپوزیسیون در برابر حکومت‌های ناعادلانه همچنان طنین‌انداز است. این خوانش از اسطوره کاوه بدون در نظر گرفتن قومیت افراد تا به امروز به عنوان یک میراث بزرگ برای بسیاری از ایرانیان باقی مانده است.[۱۷]

خاندان کارن پهلوی که یکی از هفت خاندان ممتاز ایران باستان به حساب می‌آیند ادعا کرده‌اند که از نسل کارن بزرگ و از نوادگان کاوه هستند.[۱۸]

جشن مهرگان که آیینی ایرانی برای پیروزی فریدون بر ضحاک است همچنان توسط بسیاری از ایرانیان برگزار می‌شود.[۱۸]

برخی از ایرانشناسان به این دلیل که نام کاوه در متنهای اوستا و پهلوی نیامده است آن را به صورت شخصیت یافتهٔ صفت کی می‌دانند که بعدها لقب فرمانروایان سلسلهٔ کیانی می‌شود.[۱۹]

پس از پیروزی فریدون بر اژی‌دهاک پیشدامن چرمی کاوه درفش پادشاهان ایران شد که با نام درفش کاویانی شناخته می‌شود. به نقل از بعلمی ایرانیان در هر جنگی که این درفش را به همراه داشتند پیروز می‌شدند.[۲۰]

در سال ۱۹۲۰ نام کاوه به عنوان نماد پرچم قرمز رنگ جمهوری توسط جمهوری شورایی سوسیالیتی ایران مورد استفاده قرار گرفت[۱۸]

پانویس[ویرایش]

  1. «کاوه آهنگر؛ اسطوره یا واقعیت تاریخی؟ گفتگو با رضا افشار نادری». رادیو خبری فرانسه. ۶ مه ۲۰۱۶.
  2. اژی‌دهاک
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ ۳٫۴ ۳٫۵ ۳٫۶ ENCYCLOPÆDIA IRANICA. "KĀVA".
  4. جعفر حیدری. «مجله فردوسی شماره ۸۴، ماجرای كاوه و ضحاك در شاه نامه ی فردوسی» (PDF).
  5. Kashani-Sabet، Firoozeh (۲۰۰۰). Frontier Fictions: Shaping the Iranian Nation, 1804-1946. I.B.Tauris. ص. ۱۴۸. شابک ۹۷۸-۱-۸۵۰۴۳-۲۷۰-۸. دریافت‌شده در ۱۸ مارس ۲۰۱۵.
  6. Muḥammad ibn Khāvandshāh Mīr Khvānd (1832). History of the early kings of Persia: from Kaiomars, the first of the Peshdadian dynasty, to the conquest of Iran by Alexander the Great. Oriental Translation Fund of Gt. Brit. & Ireland. p. 130. Retrieved 8 September 2012.
  7. Sir John Malcolm (1829). The History of Persia: From the Most Early Period to the Present Time. Murray. p. 13. Retrieved 8 September 2012.
  8. Afshin Marashi (1 March 2008). Nationalizing Iran: Culture, Power, and the State, 1870-1940. University of Washington Press. p. 78. ISBN 978-0-295-98820-7. Retrieved 8 September 2012.
  9. E. W. West (30 June 2004). Sad Dar. Kessinger Publishing. p. 50. ISBN 978-1-4191-4578-0. Retrieved 8 September 2012.
  10. "Kaveh the Blacksmith, Persian Hero" (PDF). Iran Daily. March 15, 2011. Retrieved 2012-09-08.
  11. The tomb of Kaveh is believed to be situated on a hill near a village named "Mashhad-e Kaveh" in "Isfahan province"
  12. (با گویشِ اوستایی:اَژی دهاکه/AŽI DAHĀKA؛ ارمنی: اَدَهَک
  13. The Persian Empire: A Historical Encyclopedia (به english). volume 2 جلد. page 15.
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ «واکنش کردهای سوریه به تخریب مجسمه کاوه آهنگر در عفرین». پارس تودی. ۲۸ اسفند ۱۳۹۶.
  15. ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ «نیروهای ترکیه در عفرین مجسمه کاوه را پایین کشیدند و پرچم ترکیه را برافراشتند». یورو نیوز. ۱۸ مارس ۲۰۱۸.
  16. «در عفرین چه می‌گذرد؟». بی‌بی‌سی فارسی. ۲۷ اسفند ۱۳۹۶.
  17. Winning the Long War: Retaking the Offensive against Radical Islam. page 21.
  18. ۱۸٫۰ ۱۸٫۱ ۱۸٫۲ World Heritage Encyclopedia. "KAVEH THE BLACKSMITH".
  19. حریریان، محمود (۱۳۸۵). تاریخ ایران باستان. سمت. ص. صفحه ۱۰۲. شابک ؟ مقدار |شابک= را بررسی کنید: invalid character (کمک).
  20. بر بال سیمرغ: جستارهایی درباره شاهنامه. به کوشش محمود کویر. ص ۱۰۵.

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

الگو:دیگر شخصیت‌های شاهنامه