یزدگرد یکم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
یزدگرد یکم
شاهنشاه ساسانی
Yazdgard i.jpg
سکه‌ای از یزدگرد یکم
دوران ۳۹۹ میلادی - ۴۲۰ میلادی
مرگ ۴۲۰ میلادی
پیش از بهرام گور
پس از بهرام چهارم
همسر سوشاندخت
پدر شاپور سوم
فرزندان بهرام گور
دین زرتشتی
یزدگرد یکم، بر روی سکه.

یزدگرد یکم یا یزدگرد بزه گر از ۳۹۹ تا ۴۲۰ میلادی، شاهنشاه ساسانی بود. وی بجای بهرام چهارم یا بهرام کرمانشاه، به سلطنت رسید. در مورد اینکه وی پسر شاهپور دوم یا شاهپور سوم بوده‌است، بین مؤرخان، توافق وجود ندارد.

در نوشته‌های مؤرخان عیسوی و مؤلفان ایرانی، اختلاف بسیار راجع به احوال یزدگرد یکم، مشهود است. یکی از منابع سریانی او را یزدگرد نیکوکار و عیسوی رحیم و مقدس‌ترین پادشاهان، خوانده و از احسان او به فقرا و بینوایان تمجید کرده‌است. مؤرخان عرب و ایرانی که نوشته هایشان، مبتنی بر تواریخ عهد ساسانی، است و مأخوذ از عقاید روحانیون زرتشتی و اعیان و نجبا می‌باشد، او را بصفاتی از قبیل یزدگرد بزه گر (بزه کار) و فریبنده خوانده‌اند.[۱] سبب عمدهٔ ناخرسندی نجبا از یزدگرد، تسامحی بود که وی نسبت به مسیحی‌های ایران، نشان می‌داد.[۲]

نعمان، فرمانروای محلی حیره، کاخ معروف خورنق را برای یزدگرد یکم ساخت.[۳]

صلح و دوستی با بیزانس[ویرایش]

در زمان او امپراتور روم شرقی، در تحت حمایت یزدگرد در آمد. آرکادیوس، امپراتور بیزانس چون زمان مرگ را احساس کرد و ولیعهدش تئودوسیوس دوم در گهواره بود، برای اینکه پسرش بی مانع بر تخت نشیند و امپراتوری روم شرقی از جنگ‌های ایران در امان بماند، در وصیت نامه اش از یزدگرد خواهش کرد که امپراتوری را حمایت کند. یزدگرد همین که بر مفاد وصیت نامه اطلاع یافت، خواجهٔ دانایی که نامش آنتیوخوس بود را، به قسطنطنیه فرستاد تا تئودوس را تربیت کند. از این پس رابطه میان ایران و روم شرقی به بخش نویی رسید و دو کشور در حل مسائل درونی یکدیگر را یاری می‌رساندند.[۴] یزدگرد قبول کرد که بین دولت و اتباع عیسوی او طریقه و روشی معین برقرار باشد و فرمان داد، کلیساهایی را که خراب کرده بودند، مجدداً بنا کنند و کسانی که به جرم عیسوی بودن به زندان افتاده بودند، آزادی دهند و به روحانیون عیسوی نیز اجازه داده شد که به همه جای ایران سفر کنند.[۵]

از مسامحه تا دشمنی با عیسویان[ویرایش]

بهرام گور پسر و جانشین یزدگرد یکم، در خطابه‌ای که در روز بار عام، ادا می‌کرد چنین گفت که پدر او، سلطنت خود را با ملایمت و ملاطفت آغاز کرد اما چون همه رعایا یا بعضی از آنها قدر او را ندانستند و فرمان نبردند، سختی پیش گرفت و خون بسیار بریخت.[۶]

مسالمتی که یزدگرد یکم در روابط خود با عیسویان اظهار می‌کرد، بی شک معلول مقاصد سیاسی بود زیرا که با استوار کردن بنیان صلح ایران و روم می‌توانست، در تحکیم اقتدار سلطنت خویش بکوشد اما به نظر می‌آید که غیر از ضرورت سیاسی، یزدگرد طبعاً مایل به مسامحه در امور دیانتی بوده‌است. نسبت به قوم یهود هم که از نظر سیاسی، بی طرف محسوب می‌شدند، خوش رفتاری می‌کرد و شاید بخاطر همین طرز فکر با شوشیندخت دختری یهودی، ازدواج کرد. اگر یزدگرد در اواخر سلطنت، رفتارش را نسبت به عیسویان تغییر داد، گناه از آنها بود. عیسویان به تدریج چنان از فرط جسارت ایرانیان را رنجیده کردند که پادشاه چاره‌ای جز سختگیری و تنبیه ندید. مثلاً در شهر هرمزداردشیر واقع در خوزستان یک اسقف، آتشکده‌ای را که در نزدیکی کلیسای عیسویان بود، ویران کرد و بعد از دستگیری، شاه شخصاً از او استنطاق کرد. این اسقف در حضور شاه معترف شد که خود او آتشکده را خراب نموده و الفاظی رکیک نسبت به دیانت زرتشتی بر زبان آورد. شاه به او دستور داد که خود آتشکده را دوباره بنا کند و چون او مصراً امتناع کرد، محکوم و اعدام شد.[۷]

خشونتهایی که عیسویان می‌کردند، طبعاً به ضرر آنان تمام می‌شد و شاید انتصاب مهرنرسی دشمن بزرگ عیسویان را به مقام وزیری (وزرگ فرمذار) بتوان دلیل تغییر رفتار شاه نسبت به عیسویان دانست.[۸]

چگونگی فوت یزدگرد یکم، نامشخص است. او سه پسر بر جای گذاشت، شاهپور، بهرام و نرسی. شاهپور را پدر، به پادشاهی قسمتی از ارمنستان که به ایران تعلق یافته بود نصب کرد. بهرام پیش پادشاه عرب در حیره که خراجگزار شاه بود، اقامت گزید. نرسی هم که از همسر یهودی یزدگرد یکم بود، در زمان فوت پدر هنوز صغیر بود.

رابطه با یهودیان[ویرایش]

یزدگرد اول روابط بسیار خوبی با یهودیان داشت. او همچنین دارای همسری یهودی به نام شوشاندخت بود که دختر راس الجالوت (رهبر یهودیان) بود.[۹] او همچنین به یهودیان اجازه داد که در شهرهای اصفهان و همدان ساکن شوند. در تلمود بابلی (کسوبوس ۶۱ا) آمده است که خاخامهای آمیمار، رو آشی و مر زترا در دربار او قدرت داشتند. همچنین خاخام هنا بن ناتان نیز روابط خوبی با یزدگرد اول داشت و او نظر او بسیار قابل احترام بود به طوری که روایت شده است که شاه حتی یکبار به صورت شخصی کمربند او را محکم کرد.[۱۰] بعضی روایتها معتقدند که مقبره استر در همدان ممکن است در واقع مقبره شوشاندخت همسر یهودی یزدگرد اول باشد.[۱۱][۱۲]

پادشاه پیشین:
بهرام چهارم
یزدگرد یکم
شاهنشاه ایران

۳۹۹ - ۴۲۰ میلادی

جانشین:
بهرام گور

منابع[ویرایش]

  1. کریستن سن، ص ۲۹۳
  2. زرین کوب، ص ۴۵۵
  3. لغتنامهٔ دهخدا، سرواژهٔ خورنق.
  4. پیرنیا، ص ۳۰۸
  5. کریستن سن، ص ۲۹۴
  6. کریستن سن، ص ۲۹۴
  7. کریستن سن، ص ۲۹۶
  8. کریستن سن، ص ۲۹۷
  9. http://www.humanities.uci.edu/sasanika/classroom/yazdgerd_I.php
  10. http://www.jewishencyclopedia.com/articles/7937-huna-b-nathan
  11. http://www.shahyad.net/yahudian/Amaken/Amaken.html
  12. Iran By Andrew Burke, Mark Elliott

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • زرین کوب، عبدالحسین. تاریخ مردم ایران قبل از اسلام. تهران: انتشارات امیر کبیر، ۱۳۶۴
  • کریستن سن، آرتور. ایران در زمان ساسانیان، تهران: انتشارات امیر کبیر، ۱۳۶۷
  • پیرنیا، حسن (مشیرالدوله). تاریخ باستانی ایران. تهران: انتشارات دنیای کتاب، ۱۳۶۲