مار

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
مار
محدوده زمانی: کرتاسه - امروزه
مار Boomslang از خانوادهٔ قمچه‌ماران
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: جانوران
شاخه: طنابداران
زیرشاخه: مهره‌داران
رده: سوسماریان
زیررده: دوکاوان
فرورده: پولک‌سوسمارشکلان
Superorder: پولک‌سوسماران
(طبقه‌بندی‌نشده): سخت‌زبانان
راسته: پولک‌داران
زیرراسته: ماران
لینه، ۱۷۵۸
فروراسته‌ها و خانواده‌ها

بخش خانواده‌ها در این مقاله را ببینید.

گستره پراکندگی مارها در زمین
(گسترهٔ حدودی مارهای آبی به رنگ آبی)

مار، جانوری خزنده، گوشت‌خوار، کشیده (دراز) و بدون پا است که به دلیل نداشتن پلک و گوش بیرونی می‌توان آن‌ها را از مارمولک بی‌پا جدا کرد. مارها جانورانی، خونسرد، از گروه آب پرده داران و مهره‌دارانی است که بدنش از پولک‌هایی که با هم همپوشانی دارند، پوشیده شده‌است.

مارها از رده سوسماریان (Sauropsid)، زیرردهٔ دوکاوان (Diapsida)، فرورده پولک‌سوسمارشکلان (Lepidosauromorpha)، بالاراستهٔ پولک‌سوسماران (Lepidosauria)، راستهٔ پولک‌داران (Squamata)، زیرراستهٔ ماران (Serpentes) است.[۱]

بیشتر گونه‌های مار، جمجمه ای دارند که چندین مفصل بیشتر از اجداد مارمولکشان دارد. این جمجمه به آن‌ها اجازه می‌دهد تا شکارهای بسیار بزرگتر از سرشان را با کمک آرواره‌هایی که به شدت جابجایی پذیرند ببلعند. اندام درونی بدن مارها برای تطبیق بیشتر با بدن کشیده و درازشان، به گونه‌ای است که عضوهای جفت در آن‌ها مانند کلیه‌ها به جای آنکه در دو سوی بدن باشد، یکی پس از دیگری قرار گرفته همچنین بیشتر آن‌ها تنها یک شش دارند که کار می‌کند. برخی گونه‌های مار هنوز لگن خاصره دارند و یک جفت اندام بازماندهٔ ژنتیکی ناخن مانند در دو سوی پارگین آن‌ها دیده می‌شود.

مارها غیر از قطب جنوب، برخی خشکی‌های بزرگ مانند ایرلند و زلاندنو و بسیاری از جزیره‌های کوچک اقیانوس اطلس و مرکز اقیانوس آرام در همهٔ قاره‌ها زندگی می‌کنند.[۲] البته دریاماران در سراسر اقیانوس هند و آرام پراکنده شده‌اند. تا کنون نزدیک به ۲۰ تیره از مار که شامل ۵۰۰ سرده و نزدیک به ۳۴۰۰ گونه است، شناسایی شده است.[۳][۴]

بزرگی طول مارها از ۱۰ سانتیمتر برای مار نخی (thread snake) تا ۶٫۹۵ متر برای پایتون مشبک گسترده شده‌است.[۵] سنگواره‌ای از مار به نام تیتانوبوآ یافت شده است که ۱۳ متر طول داشته است.[۶] احتمالاً نسل مارها یا به مارمولک‌های آبی یا به مارمولک‌های زیرزمینی در دوران ژوراسیک با آخرین فسیل مربوط به ۱۴۳ تا ۱۶۷ میلیون سال پیش باز می‌گردد.[۷] گوناگونی مارهای امروزی به نظر مربوط به دورهٔ پالئوسن در دورهٔ ۶۶ تا ۵۶ میلیون سال پیش است. قدیمی‌ترین توصیفی که از یک مار پیدا شده مربوط به پاپیروس بروکلین است.

بیشتر مارها زهر ندارند آن دسته‌ای که زهرآگین اند هم در درجهٔ نخست از آن برای شکار و کشتن طعمهٔ خود استفاده می‌کنند تا برای دفاع شخصی. برخی مارهای زهرآگین می‌توانند باعث زخم شدید در انسان حتی مرگ شوند. مارهای بی زهر شکار خود را می‌توانند زنده بخورند یا آن را نخست با پیچیدن به دور طعمه و فشردن می‌کشند سپس می‌خورند.

برای تماشای انواع مارها در برخی کشورها مکان‌های ویژه‌ای وجود دارد به نام مارسرا.

پراکندگی[ویرایش]

نمایش تقریبی توزیع مار در جهان، قهوه‌ای کمرنگ مربوط به دریاماران و پررنگ مربوط به مارهای خاکی است.

در جهان بیش از ۲۹۰۰ گونه مار وجود دارد که از مدار قطبی یعنی اسکاندیناوی تا استرالیا پراکنده شده‌اند. مارها در همهٔ قاره‌ها به جز قطب جنوب، دریاها و ارتفاعات بیش از ۴۹۰۰ متر (۱۶۰۰۰ پا) در هیمالیای آسیا دیده می‌شوند.[۸] جزیره‌های فراوانی بدون مار اند مانند جزیره ایرلند، ایسلند و زلاندنو[۲][۹] (البته آب‌های زلاندنو هر از گاهی میزبان مار دریایی شکم‌زرد و Laticauda colubrina است).[۱۰]

زیست[ویرایش]

بزرگی[ویرایش]

یک مار نخی باربادوس بالغ بر روی یک سکهٔ ۲۵ سنتی آمریکا

تیتانوبوآ ماری به طول ۱۲٫۸ تا ۱۳ متر بوده که اکنون منقرض شده است،[۶] پس از آن پایتون مشبک به طول ۶٫۹۵ متر قرار دارد که به عنوان بلندترین گونهٔ موجود مار ثبت شده است.[۵] مار آناکوندای سبز به طول ۵٫۲۱ متر هم به عنوان سنگین‌ترین مار جهان ثبت شده است.[۱۱]

در سوی دیگر ترین‌ها، کوچکترین مار موجود به نام مار نخی باربادوس (Leptotyphlops carlae) با طول ۱۰٫۴ سانتیمتر قرار دارد که کوتاه‌ترین مار جهان است.[۱۲] بیشتر مارها جانورانی کوچک اند و طولی کمتر از ۱ متر دارند.[۱۳]

حواس[ویرایش]

بویایی[ویرایش]

مارها با بو کشیدن شکار خود را پیدا می‌کنند. آن‌ها با کمک زبان چنگالی خود ذرات موجود در هوا را جمع‌آوری می‌کنند و آن را به اندام ژاکوبسون موجود در دهانشان منتقل می‌کنند تا بررسی شوند.[۱۴] دو شاخ بودن زبان به مارها کمک می‌کند تا به صورت همزمان به حس بویایی و چشایی جهت دار دست یابند.[۱۴] آن‌ها پیوسته زبان خود را حرکت می‌دهند تا از ذرات موجود در هوا، آب و خاک نمونه برداری کند، مواد شیمیایی موجود در آن‌ها را تجزیه و تحلیل کند تا تشخیص دهد که آیا شکار یا مزاحمی در محیط پیرامون قرار دارد یا خیر. زبان چنگالی برای مارهایی که به زیر آب می‌روند مانند آناکوندا هم به خوبی کار می‌کند.[۱۴]

بینایی[ویرایش]

توان بینایی در میان مارها بسیار متفاوت است برخی مارها تنها می‌توانند روشنایی را از تاریکی تشخیص دهند در حالی که برخی دیگر بینایی خوبی دارند. اما نکتهٔ مهم دربارهٔ همهٔ آن‌ها این است که همهٔ آن‌ها به اندازهٔ کافی می‌بینند با اینکه ممکن است تیزبین نباشند اما می‌توانند حرکات طعمه را ردیابی کنند.[۱۵] در حالت کلی بینایی مارهای درختی از مارهای خاکی (زیرزمینی) بهتر است. برخی مارها مانند مار آسیایی تاک (Asian vine) دارای دید دوچشمی است، چشمانش می‌توانند بر روی یک چیز همزمان تمرکز کنند. در بیشتر مارها، جانور برای تمرکز بر روی یک جسم و دیدن آن، عدسی چشم نسبت به شبکیه پس و پیش می‌شود درحالی که در دیگر آب‌پرده‌داران عدسی چشم کش می‌آید. مردمک چشم مارهای شب زی، شکاف مانند است درحالی که مردمک چشم مارهایی که در روز بیدارند، به صورت گرد است.

حساسیت به پرتوهای فروسرخ[ویرایش]

افعی‌های پیت، پایتون‌ها و برخی مارهای بوآ، در شیارهای عمیق پوزه‌شان گیرنده‌های حساس به پرتوهای فروسرخ دارند که به آن‌ها اجازه می‌دهد پرتوهای گرمای ناشی از بدن جانوران خونگرم مانند پستانداران را «ببینند». در افعی‌های پیت، این شیارها میان سوراخ‌های بینی و چشم‌ها قرار دارد. دیگر مارهای حساس به پرتوهای فروسرخ، حفره‌های کوچکی روی لب بالایی، درست زیر سوراخ بینی شان را پوشانده است که به کمک آن‌ها پرتوهای فروسرخ را تشخیص می‌دهند.[۱۴]

حساسیت به لرزش[ویرایش]

بخشی از بدن مار که با زمین تماس دارد به شدت به لرزش حساس است درنتیجه می‌تواند کوچکترین لرزش در زمین یا هوا که در اثر حرکت جانوران نزدیک شونده ایجاد می‌شود را حس کند.[۱۴]

پوست[ویرایش]

پوست مار از پولک پوشیده شده‌است. برخلاف این باور که مردم فکر می‌کنند مارها پوستی لزج مانند کرم دارند باید گفت کاملاً برعکس، مار، پوستی نرم با بافتی خشک دارد. بیشتر مارها با بهره‌گیری از پولک‌ها خاص شکم می‌توانند روی زمین بخزند یا از یک سطح بالا روند. پولک مار می‌تواند نرم، خاردار یا دانه‌ای باشد. پلک مارها شفاف است که به آن پولک‌های «تماشا» می‌گویند این پلک همواره بسته است.

فرایند ازدست دادن پولک‌ها، پوست‌اندازی نام دارد. برای یک مار لایهٔ کامل بیرونی پوست به صورت یک لایهٔ تکی کنده می‌شود.[۱۶] پولک‌های مار گسسته نیست مگر لایهٔ روپوست، به این ترتیب با هر پوست‌اندازی پولک‌ها دانه‌ای کنده نمی‌شوند بلکه به صورت یک لایهٔ بیرونی از جا در می‌آیند مانند جورابی که پشت رو شده باشد.[۱۷]

شکل و شمار پولک‌ها روی سر، پشت و شکم مارها ویژه است و از آن برای کاربردهای آرایه‌شناسی استفاده می‌شود. نامگذاری پولک‌ها در درجهٔ نخست بر پایهٔ جای آن‌ها در بدن مار است. برای نمونه، می‌توان به مارهای کائنوفیدیان (Caenophidia) اشاره کرد: گستره و ردیف‌های پولک‌های پشتی متناظر با مهره‌های دمی است و به دانشمندان اجازه می‌دهد تا بدون کالبدشکافی مهره‌های جانور را بشمارند.

مارها مانند جانوران دیگر پلک ندارند بلکه چشمان آن‌ها با پولک‌های شفاف پوشانده شده‌است. چشم‌های مار همواره باز است تنها برای خواب شبکیه چشم بسته می‌شود یا صورتشان را در لایه‌های بدن فرو می‌برند و آن را می‌پوشانند.

پوست‌اندازی[ویرایش]

چوبدست اسقلبیوس، نماد پزشکی

پوست‌اندازی چندین کاربرد دارد، نخست آنکه پوست کهنه و فرسوده با پوست تازه جایگزین می‌شود. دوم آنکه کمک می‌کند تا جانور انگل‌ها را از خود دور کند. باور بر آن است که در جانورانی مانند حشرات، پوست‌اندازی کمک می‌کند تا بدن رشد کند اما این مسئله برای مارها هنوز مورد بحث است.[۱۷][۱۸]

فرایند پوست‌اندازی چندین بار در زندگی یک مار روی می‌دهد. پیش از هر پوست‌اندازی مار از خوردن پرهیز می‌کند و اغلب پنهان می‌شود یا به یک جای امن می‌رود. درست پیش از پوست‌اندازی، پوست مار خشک و کدر می‌شود و چشم‌ها به رنگ آبی کدر (ابری) در می‌آید. سطح درونی پوست کهنه مایع می‌شود، این باعث می‌شود تا پوست کهنه از پوست نو که در زیر قرار دارد جدا شود. پس از چند روز چشم‌ها دوباره شفاف می‌شود و مار به بیرون از پوست کهنه می‌خزد. پوست کهنه در نزدیکی دهان می‌شکند و مار می‌تواند با مالیدن خود بر روی سطح‌های زبر بیرون بیاید. در بیشتر موارد پوست کهنه رو به پشت و از سر تا دم کنده می‌شود مانند یک جوراب که پشت رو شده باشد. پوست تازه بزرگتر و روشن‌تر است.[۱۷][۱۹]

چشم‌های آبی و کدر یک مار پیش از پوست‌اندازی.

یک مار بالغ یک یا دو بار در سال پوست‌اندازی می‌کند در حالی که یک مار جوان و در حال رشد می‌تواند تا چهار بار در سال این کار را انجام دهد.[۱۹] پوست مردهٔ کنده شده به خوبی الگوی پولک‌های بدن مار را نشان می‌دهد اگر پوست کنده شده آسیب ندیده باشد از روی آن می‌توان مار را شناسایی کرد.[۱۷] این نو شدن دوره‌ای در مارها باعث شده تا مار به نماد بهبودی و پزشکی تبدیل شود.[۲۰]

استخوان‌بندی[ویرایش]

جمجمهٔ یک شاه کبرا

استخوان‌بندی بیشتر مارها تنها از یک جمجمه، لامی، ستون مهره‌ها و دنده تشکیل شده‌است البته مارهای خانوادهٔ هنوفیدیا بازمانده‌هایی از لگن خاصره و اندام‌های پشتی از نسل‌های قبل، در آن‌ها بجای مانده است.

جمجمهٔ مار شامل یک بخش صلب و کامل برای اعصاب (neurocranium) است که بسیاری از استخوان‌های دیگر اتصال ضعیفی به آن دارند بویژه استخوان‌های فک که برای خوردن شکارهای بزرگ به آسانی جابجا می‌شوند. سمت راست و چپ فک پایینی تنها با یک رباط انعطاف‌پذیر به هم وصل شده‌اند از این رو می‌توانند به میزان زیادی از هم فاصله بگیرند. بخش انتهایی استخوان‌های فک پایینی با یک استخوان چهارگوش (quadrate) مفصل شده‌اند که این اتصال به تحرک بیشتر فک کمک می‌کند. همچنین استخوان چهارگوش و استخوان‌های مربوط به فک پایینی به مار کمک می‌کنند تا هر گونه لرزشی در زمین را حس کنند.[۲۱] چون هر لبهٔ فک می‌تواند به طور مستقل نسبت به دیگری جابجا شود مارها فک خود را بر روی سطح به صورت شل و آزاد می‌گذارند تا بتوانند صداهای پیرامون را به صورت استریو دریافت و شکار را شناسایی کنند. مارها با وجود نداشتن گوش بیرونی و استخوان‌های کوچک گوش که مکانیسم تطبیق امپدانس را به عهده می‌گیرند؛ می‌توانند با کمک گذرگاه اتصال فک -استخوان چهارگوش - استخوان رکابی، لرزش و حرکت‌های به اندازهٔ یک آنگستروم را نیز حس کند.[۲۲][۲۳]

ناخن‌های بیرون زده از زیر مار پایتون

استخوان لامی، استخوانی کوچک است که در پشت و بخش زیرین جمجمه، در ناحیهٔ «گردن» قرار دارد و به عنوان اتصالی برای زبان مار عمل می‌کند، این پدیده در چهاراندامان نیز وجود دارد.

ستون مهره‌های مار بین ۲۰۰ تا ۴۰۰ (یا بیشتر) مهره دارد. مهره‌های دم نسبتاً کم اند (اغلب کمتر از ۲۰٪ کل) و دنده‌ای به آن‌ها وصل نیست در حالی که مهره‌های دیگر هر کدام دو دنده دارند. مهره‌های مار به قدری قوی اند که به جانور اجازه می‌دهند با اتصال ماهیچه‌های نیرومند به آن بدون داشتن اندام حرکتی به آسانی جابجا شوند. دم بیشتر مارها برخلاف مارمولک نمی‌تواند بدون آسیب از بدن جدا شود.[۲۴]

برخی مارها بویژه مار بوآ و پایتون‌ها بقایایی از اندام‌های اجداد زیستی شان را هنوز دارند بخصوص یک جفت اندام کوچک که مانند ناخن تیز به‌جای پا از دو سوی پارگین بیرون زده‌است، نمود خارجی از اندام‌های بجای مانده از نسل‌های قبل است.

اندام‌های درونی[ویرایش]

اندام‌های درونی مار، به ترتیب: ۱) مری، ۲) نای، ۴) شش چپ که کوچکتر است، ۵) شش راست، ۶) قلب، ۷) کبد، ۸) معده، ۹) کیسهٔ هوا، ۱۰) کیسه صفرا، ۱۱) لوزالمعده، ۱۲) طحال، ۱۳) روده، ۱۴) بیضه، ۱۵)کلیه‌ها

قلب مار در یک کیسه احاطه شده است که به آن پیراشامه می‌گویند. قلب در بخش دو شاخ نایژه قرار دارد اما به گونه‌ای نیست که در آنجا ثابت باشد بلکه به دلیل نبود دیافراگم می‌تواند حرکت کند. این ویژگی به مار کمک می‌کند تا هنگامی که شکارهای بزرگ را می‌بلعد به قلبش آسیبی وارد نشود. طحال مار به کیسه ی صفرا و لوزالمعده چسبیده است و خون را فیلتر می‌کند. تیموس در بافت چربی بالای قلب قرار دارد و مسئول ساخت گلبول سفید در خون است. دستگاه گردش خون مار بسیار قابل توجه است چون یک درگاه سامانهٔ کلیوی دارد به این معنی که خونی که از دم مار می‌آید نخست از کلیه‌ها رد می‌شود بعد به قلب باز می‌گردد.[۲۵]

از آنجایی که هر چیزی در بدن مار باید لوله‌ای و باریک باشد، شش چپ مار معمولاً کوچک است یا گاهی مارها اصلاً این شش را ندارند.[۲۵] در بیشتر گونه‌های مار تنها یک شش کار می‌کند. این شش شامل یک بخش پیشین است که اندام‌های خونی دارد و بخش پشتی که در مبادلهٔ گازها همکاری نمی‌کند.[۲۵] در برخی مارهای آبی، از شش کوچکتر در استاتیک شاره‌ها برای تنظیم شناوری مار استفاده می‌شود اما کاربرد آن در مارهای خاکی هنوز روشن نیست.[۲۵] بسیاری از اندام‌هایی که در بدن جانوزان زوج است مانند کلیه یا اندام جنسی، در بدن مار به گونه‌ای چیده شده‌اند که یکی پشت سر دیگری قرار گرفته است.[۲۵]

مارها غدد لنفاوی ندارند.[۲۵]

دندان[ویرایش]

مار از جمله جانورانی است که دندان‌هایش پیوسته جایگزین می‌شوند.[۲۶]

زهر[ویرایش]

شیرمار که اغلب با مار مرجانی که زهر آن برای انسان کشنده است، اشتباه می‌شود.

مارهای کبرا، گرزه‌ماران و گونه‌های نزدیک به آن‌ها همگی از جمله مارهایی اند که برای بی حرکت کردن یا کشتن شکارشان از زهر استفاده می‌کنند. زهر در اصل همان بزاق اصلاح شدهٔ مار است که از طریق نیش (دندان‌های مار) به شکار می‌رسد.[۲۷] نیش مارهای زهرآگین پیشرفته مانند گرزه‌ماران و کفچه‌ماران معمولاً پیش از نیش زدن تهی است تا هنگام تزریق زهر کاراتر عمل کند درحالی که در مارهایی مانند boomslang تنها یک شیار در لبهٔ پشتی دارند تا زهر را به زخم شکار منتقل کنند. مارها معمولاً از زهر برای شکار کردن استفاده می‌کنند و کمتر از آن در دفاع بهره می‌گیرند.[۲۷]:۲۴۳

زهر برای مارها مانند دیگر مایعات بزاقی به عنوان کمکی در هضم غذا و شکستن ترکیبات پیچیدهٔ آن به مواد خوراکی محلول کاربرد دارد. حتی گزیدگی مارهای غیرسمی (مانند گاز گرفتگی یا گزیدگی دیگر جانوران) در محل زخم ایجاد آسیب در بافت‌ها می‌کند.[۲۷]:۲۰۹

برخی پرنده‌ها، پستانداران و گونه‌هایی از مارها (مانند شه‌مار) که خوراکشان مارهای سمی است، بدنشان نسبت به آسیب زهر برخی مارها مقاوم شده است.[۲۷]:۲۴۳ مارهای زهرآگین شامل سه خانواده از مارها است و یک دستهٔ مستقل در آرایه‌شناسی به آن تعلق نمی‌گیرد.

برخی بر این باورند که عبارت مار زهرآگین کاملاً درست نیست چون زهر یا تنفس می‌شود و یا خورانده، اما زهر مارها تزریق می‌شود.[۲۸] با این حال دو استثناء میان مارها وجود دارد، نخست مار رابدوفیس است که زهر را از بدن وزغ‌هایی که می‌خورد می‌گیرد و آن را از غدد گردنی به سمت مزاحمان ترشح می‌کند. استثنای دوم مربوط به جمعیت اندکی از مار بندجورابی در اورگن است که به اندازهٔ کافی زهر از سمندرهای آبی که می‌خورد در کبدش ذخیره می‌کند تا برای شکارچیان پیرامون مانند روباه‌ها و کلاغ‌ها مسموم باشد.[۲۹]

ترکیب زهرمار در گونه‌های مختلف و همین‌طور در هر گونه بر اساس سن، فصل و زمان آخرین ترشح متفاوت است. ترکیبات اصلی آن پروتئین و پلی‌پپتیدهایی که خاصیت آنزیمی و سمی دارند.[نیازمند منبع] زهر مارها ترکیبی پیچیده از پروتئین‌ها است که در غدد زهر در پشت سر مار ذخیره می‌شود.[۲۹] غدد زهر در دو طرف سر و در غلافی ماهیچه‌ای قرار دارند.[نیازمند منبع] در همهٔ مارهای زهردار این غدد رو به مجراهایی به سمت دندان‌های خالی یا شیاردار فک بالایی باز می‌شود.[۲۷]:243[۲۸] این پروتئین‌ها می‌توانند ترکیبی از نوروتاکسین (زهری که به دستگاه عصبی حمله می‌کند)، هموتاکسین (زهری که به دستگاه گردش خون حمله می‌کند)، سایتوتاکسین (حمله به سلول‌ها) و دیگر انواع زهرها باشد.[۲۸] تقریباً همهٔ زهرها آنزیم هیالورونیداز دارند که منجر به انتشار سریع زهر در بدن می‌شود.[۲۷]:۲۴۳

یک نمونه مار تاک، در تصویر نشان داده شده که دندان نیش در عقب دهان قرار دارد.

مارهای زهرآگین که زهرشان بر دستگاه گردش خون اثر می‌گذارد با همولیز (تخریب) گلبول‌های قرمز باعث ایجاد لخته و نهایتاً مرگ قربانی می‌شوند دندان‌های نیش این مارها معمولاً در جلوی دهانشان است جلو بودن دندان‌ها عمل نیش زدن و تزریق زهر به قربانی را آسان تر می‌کند.[۲۸] برخی مارها که زهرشان به دستگاه عصبی یورش می‌برد (مانند گربه‌مار حلقه‌طلایی) دندان‌های نیش در عقب دهانشان دارند که این دندان‌ها رو به پشت خم شده‌اند[۳۰] این نوع دندان عمل نیش زدن را برای مار دشوار می‌کند همچنین گرفتن زهر از این نوع دندان‌ها برای دانشمندان دشوارتر است.[۲۸] با این حال کفچه‌ماران مانند کبرا و مارهای براق دندان‌های نیششان در جلو قرار دارد. این دندان‌ها توخالی اند و نمی‌توانند به سمت جلو بیایند درنتیجه این مارها نمی‌توانند با دندانشان قربانی را زخمی کنند (بدن قربانی را خط بیندازند یا دندان را فقط در آن فرو کنند مانند چاقو زدن) بلکه باید واقعاً آن را گاز بگیرند.[۲۷]:۲۴۲

به تازگی پیشنهاد شده است که همهٔ مارها می‌توانند تا حدی زهرآگین باشند اما مارهای بی خطر زهر ضعیف دارند و دندان نیشی ندارند که با آن آسیب برسانند.[۳۱] درنتیجه بر اساس این نظریه بیشتر مارهایی که به عنوان بدون زهر شناخته می‌شوند همچنان بی خطرند چون دندانی که زهر را برساند ندارند یا نمی‌توانند به مقدار کافی زهر به انسان برسانند. همچنین این نظریه ادعا می‌کند که اجداد مارها احتمالاً به مارمولک‌های زهرآگین برمی‌گردد، این نظریه دربارهٔ مارمولک‌های زهرآگین مانند هیولای گیلا، پوست منجوقی، بزمجه و موساسوریان که امروزه منقرض شده‌اند نیز همین نظر را دارد.

از دیدگاه آرایه‌شناسی، مارهای زهرآگین دو تیره دارند:

خانوادهٔ سومی وجود دارد که شامل مارهایی است که دندان نیششان در عقب است:

رفتار[ویرایش]

خواب زمستانی[ویرایش]

مارهایی که در مناطقی با زمستان‌هایی سردتر از توان تحمل شان زندگی می‌کنند در سرما به حالت غیرفعال در می‌آیند. مارهای بومی این مناطق به حال خفتگی می‌روند. خفتگی با خواب زمستانی پستانداران متفاوت است چون در خواب زمستانی جانور پستاندار کاملاً به خواب می‌رود اما خزندگان خواب نیستند اما غیرفعال اند. برای این منظور یک مار تنها ممکن است در زیر زمین حفره‌ای بکند و به درون آن رود یا درون تنهٔ یک درخت که افتاده پنهان شود یا زیر یک تخته سنگ رود. گاهی هم ممکن است شمار زیادی مار دسته جمعی به یک پناهگاه مانند غار روند.

خوراک[ویرایش]

مار تخم-خور آفریقایی

مارها به شدت گوشت خوارند (بیش از ۷۰٪ از خوراک آن‌ها گوشت است)، از جمله مواد غذایی آن‌ها می‌توان به این موارد اشاره کرد: مارمولک، قورباغه، دیگر مارها، پستانداران کوچک، پرندگان، تخم، ماهی، حلزون و حشرات.[۲۷][۱][۸][۳۲] از آنجایی که مارها نمی‌توانند گاز بگیرند یا شکار را پاره کنند به ناچار آن را درسته فرو می‌برند. بزرگی بدن مار تأثیر زیادی بر عادت‌های خوراکی آن دارد. مارهای کوچکتر شکارهای کوچکتر دارند برای نمونه خوراک پایتون‌های جوان مارمولک و موش است اما در بزرگسالی می‌توانند یک گوزن کوچک یا یک بز کوهی را بخورند.

آرواره مار ساختاری پیچیده دارد. برخلاف باور عمومی که مار می‌تواند آرواره اش را جابجا کند، باید گفت مارها آروارهٔ پایینی بسیار انعطاف‌پذیری دارند که دو نیمهٔ آن به صورت اتصال صلب به هم وصل نیستند همچنین چندین اتصال میان فک و جمجمه وجود دارد که به آن‌ها اجازه می‌دهد دهانشانشان را برای بلعیدن درستهٔ یک شکار که قطرش از قطر بدن خود مار بیشتر است باز کنند.[۳۲] برای نمونه مار تخم-خور آفریقایی می‌تواند تخم‌هایی بسیار بزرگتر از قطر سرش را فروبرد.[۲۷]:۸۱ این مار هیچ دندانی ندارد اما پیش آمدگی استخوانی محکمی در لبهٔ درونی ستون مهره‌های خود دارند که با کمک آن تخم‌ها را می‌شکنند.[۲۷]:۸۱

درحالی که بیشتر مارها از جانوران دیگر شکار می‌کنند در این میان شاه کبرا و مار استرالیایی بندی-بندی دیگر مارها را شکار می‌کنند. مار Pareas iwesakii و دیگرقمچه‌مارانی که از حلزون تغذیه می‌کنند، از زیرخانوادهٔ Pareatinae، دندان‌های بیشتری در نیمهٔ راست دهانشان دارند تا نیمهٔ چپ؛ دلیل این پدیده این است که پوستهٔ شکار آنها معمولاً در جهت ساعتگرد می‌چرخد.[۲۷]:184[۳۳]

برخی مارها شکار خود را اول با نیش زدن می‌کشند و بعد می‌خورند[۳۲][۳۴] برخی دیگر با چنبره زدن به دور آن، آن را آمادهٔ خوردن می‌کنند.[۳۲] بقیهٔ مارها شکار خود را زنده و درسته می‌خورند.[۲۷]:81[۳۲]

پس از خوردن مارها می‌خوابند تا فرایند گوارش روی دهد.[۳۵] گوارش فرایند انرژی بری است بویژه اگر شکار بزرگ باشد. برای مارهایی که گه گاه به شکار می‌روند دستگاه گوارش و روده بخشی از وعدهٔ غذایی را وارد بدن می‌کند تا انرژی ذخیره شود پس از ۴۸ ساعت دستگاه گوارش با ظرفیت کامل دوباره مشغول به کار می‌شود. خونسرد بودن مارها باعث می‌شود دمای پیرامون تأثیر زیادی بر گوارش آن‌ها بگذارد. بهترین دما برای گوارش مار ۳۰ درجهٔ سانتیگراد است. در پی فرایند گوارش دمای سطح بدن ۱٫۲ درجهٔ سانتیگراد افزایش می‌یابد.[۳۶] اگر مار پس از خوردن خطری را احساس کند خوراک خود را بالا می‌آورد تا بتواند فرار کند. اما اگر کسی مزاحمش نشود فرایند گوارش بازدهی بالایی در بدن مار دارد به گونه‌ای که با آنزیم‌های بدن او تقریباً همهٔ بدن شکار جذب می‌شود (غیر از پر، مو و پنجه‌های شکار که همراه با مواد زائد بدن (اسید اوریک دفع می‌شود)

گونه‌های مار[ویرایش]

مارهای چمباته‌زن (فشاردهنده یا چنبره‌ای)[ویرایش]

مارهای چمباته زن بزرگ‌ترین مارهای دنیا هستند و شامل پیتون‌ها و بواها می‌باشند. آنها غیرسمی هستند و حیوانات دیگر را با فشار دادن و له کردن از پا درمی‌آورند. مارهای جمع شونده دور شکار خود می‌پیچند و به تدریج حلقه را تنگ‌تر می‌کنند تا شُش‌ها دیگر قادر به بازشدن نباشند؛ درنتیجه حیوان خفه می‌شود. آنها نیز مانند مارهای دیگر قادر به جویدن نیستند و شکار خود را یکباره می‌بلعند.

Scolecophidia

قلمی‌ماران


 

کورماران آمریکایی



کورماران




ناکورماریان

لوله‌ماران


Core Alethinophidia
دم‌سپرماران

لوله‌ماران آسیایی


 

لوله‌ماران کوتوله



Uropeltinae




Macrostomata
پایتونان

پایتونان



آفتاب‌ماران



پایتونان مکزیکی



Caenophidia

قمچه‌ماران



زگیل‌ماران



دشنه‌ماران



کفچه‌ماران



دریاماران



گرزه‌ماران



اژدرماران

Erycinae



Boinae



Calabaria




Ungaliophiinae




Tropidophiinae




اندرکنش با انسان[ویرایش]

گزیدگی[ویرایش]

خلاصه‌ای از نشانه‌های عمومی مارگزیدگی
نوشتار اصلی: مارگزیدگی

مارها در حالت عادی، انسان شکار نمی‌کنند مگر آنکه زخمی باشند یا ترسیده باشند. بیشتر مارها ترجیح می‌دهند از تماس یا حمله به انسان پرهیز کنند. در حالت کلی مارهای غیرسمی خطری برای انسان نیستند تنها استثناء مارهای چنبره‌ای بزرگ است. گزیدگی یک مار غیرزهری معمولاً بی خطر است چون دندان‌های مار برای پاره کردن یا ایجاد زخم عمیق طراحی نشده‌اند بلکه بیشتر برای گرفتن شکار و نگاه داشتنش کار می‌کنند. با این حال احتمال عفونت و آسیب به بافت محل گزیدگی مار غیرسمی وجود دارد. مارهای زهری خطر بسیاری بزرگتری برای انسان اند.[۲۷]:۲۰۹ سازمان سلامت جهانی مارگزیدگی را زیر ردهٔ «دیگر شرایط نادیده گرفته شده» فهرست می‌کند.[۳۷]

میزان مرگ و میر ناشی از مارگزیدگی خیلی مستند نیست. نیش مارهای سمی که منجر به مرگ نشود می‌تواند به قطع عضو بینجامد. از حدود ۷۲۵ گونهٔ مار زهری در سراسر جهان ۲۵۰ مورد می‌توانند با یک نیش انسان را بکشند. به طور متوسط در استرالیا در هر سال یک تن قربانی مارگزیدگی می‌شود درحالی که در هند، سالانه ۲۵۰ هزار مارگزیدگی ثبت می‌شود که ۵۰ هزار مورد آن‌ها منجر به مرگ می‌شود.[۳۸]

درمان مارگزیدگی بسته به خود گزیدگی متفاوت است. بهترین درمان استفاده از پادزهری است که از زهر همان مار گرفته شده باشد. برخی پادزهرها تنها برای یک گونه جواب می‌دهند و برخی دیگر برای چندین گونه. برای مثال در آمریکا همهٔ مارهای زهری از نوع افعی روزن‌دار اند به استثنای مار مرجانی. برای پادزهر ساختن، ترکیبی از زهر گونه‌های مختلف مار زنگی، سر-مسی، و دهان-پنبه‌ای با هم مخلوط می‌شوند و به بدن یک جانور مانند اسب تزریق می‌شوند تا جایی که بدن اسب ایمن می‌شود سپس خون از بدن اسب ایمن شده گرفته می‌شود. سرم از خون جدا، خالص سازی و یخی خشک می‌شود. سپس با آب استریل بازسازی می‌شود و تبدیل به پادزهر می‌شود. در این میان کسانی که به اسب حساسیت دارند احتمال آنکه نسبت به پادزهر حساسیت بدهند وجود دارد.[۳۹] پادزهر مارهای خطرناک تر مانند مامبا، تایپان و کبرا هم به همین روش در هندوستان، آفریقای جنوبی و استرالیا ساخته می‌شود که البته این پادزهرها تنها برای همان گونه کاربرد دارد.

افسونگران مار[ویرایش]

یک کبرای هندی درون سبد، این گونه مار بیش از دیگران در افسونگری کاربرد دارد.

در برخی نقاط جهان بویژه در هند، افسونگری مار یکی از نمایش‌های خیابانی است. افسونگر یک مار در سبدش دارد که به نظر می‌رسد مار با نواختن ابزار موسیقی (معمولاً فلوت) افسون می‌شود و به آن پاسخ می‌دهد.[۴۰] مارها گوش خارجی ندارند بلکه تنها گوش داخلی دارند و به حرکت‌های فلوت پاسخ می‌دهند و نه به صدایی که می‌شنوند.[۴۰][۴۱]

قانون حفاظت از حیات وحش در سال ۱۹۷۲ افسونگری مار و دیگر نمایش‌های خیابانی این گونه را به دلیل ظلم و بی رحمی به جانداران ممنوع کرده است. از جمله دیگر نمایش‌های خیابانی استفاده از یک خدنگ و مار است و مجبور کردن دو حیوان به جنگ با یکدیگر. این کار امروزه کمتر انجام می‌شود چون در اثر زخم‌های شدید مار یا خدنگ ممکن است کشته شوند. این روزها به دلیل بوجود آمدن زندگی مدرن و قانون‌های حمایت از حیوانات، این گونه شغل‌ها در هند رو به پایان اند.[۴۰]

به دام انداختن[ویرایش]

قبیلهٔ ایرولاس (Irulas) از آندرا پرادش و تامیل نادو در هند از گذشته از شکارچیان-مجموعه داران مار در جنگل‌ها و بیابان‌های خشک و گرم بوده‌اند و هنر گرفتن مار برای نسل‌های طولانی میان آن‌ها رواج داشته است. آنها دانش گسترده‌ای از مارها دارند و عموماً مارها را تنها با کمک یک چوب شکار می‌کنند. پیشتر این قبیله هزاران مار را برای صنعت پوست مار شکار می‌کرد اما پس از قانون ممنوعیت شکار مار در هند (۱۹۷۲) آن‌ها تجارت خود را به شکار مار برای گرفتن زهر آن تغییر دادند آنها از هر مار چهار بار زهرگیری می‌کردند و بعد آن را آزاد می‌کردند. از زهر در تولید پادزهر، پژوهش‌های پزشکی بیو و دیگر محصولات پزشکی استفاده می‌شد.[۴۲] همچنین گفته شده این قبیله از گوشت مار هم می‌خورند برخی دیگر از مارها برای ریشه کن کردن موش‌های مزاحم در روستا استفاده می‌کنند.

علاوه بر افسونگران مار، گروهی به صورت حرفه‌ای به شکار مار می‌پردازند در این حالت یک خزنده شناس با یک تکه چوب بلند که سر آن دو شاخ شده مار را به دام می‌اندازد. برخی مجریان تلویزیونی مانند بیل هاست، آستین استیونز، استیو اروین و جف کوروین ترجیح می‌دهند مار را با دست خالی شکار کنند.

به عنوان خوراک[ویرایش]

گوشت مار، در یک رستوران در تایپه

در برخی فرهنگ‌ها مانند آشپزی کانتونی (مربوط به بخش‌هایی از چین) خوراک‌هایی مانند سوپ مار وجود دارد که در پاییز معمولاً خورده می‌شود مردم منطقه بر این باورند که خوراک‌های برگرفته از مار باعث گرمی بدن و گرمی قلب می‌شود. در فرهنگ غرب خوردن مار در شرایط قحطی و گرسنگی زیاد ثبت شده است.[۴۳] البته مار زنگی پخته یک استثناء است که خوراک آن در بخش‌هایی ازغرب آمریکا رواج دارد. در کشورهای آسیایی مانند چین، تایوان، تایلند، اندونزی، ویتنام و کامبوج نوشیدن خون مار، بخصوص کبرا برای بالا بردن میل جنسی مردانه رواج دارد. این خون زمانی گرفته می‌شود که کبرا هنوز زنده است و معمولاً با یک نوشیدنی الکلی آمیخته می‌شود تا مزهٔ بهتری پیدا کند.[۴۴]

در برخی کشورهای آسیایی یک یا چند مار را در یک نوشیدنی الکلی می‌خوابانند با این فرض که این نوشیدنی سنگین تر (قوی تر) می‌شود (و البته گران‌تر).

در آمریکا به نیروهای ویژهٔ ارتش یاد داده می‌شود که چگونه یک مار را بگیرند، بکشند سپس بخورند به کسانی که چنین کار می‌کنند مارخور (snake eater) گفته می‌شود. این کار برای یادگیری چگونه جان به در بردن از شرایط دشوار است.

شراب مار (蛇酒) یک نوشیدنی است که از خواباندن یک مار درسته در شراب برنج یا اتانول بدست می‌آید این نوشیدنی نخستین بار در چین ثبت شده است برپایهٔ طب سنتی چین این نوشیدنی به فرد نیروی دوباره می‌بخشد.[۴۵]

به عنوان حیوان خانگی[ویرایش]

در کشورهای غربی برخی مارها بویژه پایتون توپی و مار ذرت به عنوان حیوان خانگی نگهداری می‌شوند. از این رو صنعت اصلاح نسل و پرورش مار بوجود آمده است. مارهایی که از این طریق پرورش و ازدیاد می‌شوند نسبت به گونه‌هایی که از دنیای وحش گرفته می‌شوند ترجیح دارند.[۴۶] مارها نسبت به دیگر حیوانات خانگی به مراقبت کمتری نیاز دارند. بیشتر مارها به بیش از ۱٫۵ متر فضا (در طول) نیاز ندارند. مارها کم غذا می‌خورند هر ۵ تا ۱۴ روز یک بار. اگر به خوبی از این جانور نگهداری شود برخی از آنها عمری طولانی تا بیش از ۴۰ سال دارند.

نمادشناسی[ویرایش]

دو طرف معبد توت‌عنخ‌آمون، فرعون مصری با چهار مار کبرای ساخته شده از طلا و لاجورد. دره پادشاهان، تبای، (۱۳۴۷ تا ۳۷ پیش از میلاد).
مدوسا، کار هنرمند ایتالیایی، کاراواجو، در سدهٔ ۱۶ میلادی.

در تاریخ مصر، مار نقش مهمی بر دوش دارد؛ بویژه کبرای نیل که شیفتهٔ تاج فرعون‌ها در دوران باستان است. این مار به عنوان یکی از خدایان پرستش می‌شد همچنین ابزار مهمی در کشتن یک فرد دیگر یا اجرای آیین خودکشی (مانند خودکشی کلئوپاترا) بوده است.

در اساطیر یونان مارها معمولاً به صورت دشمنی مرگبار و خطرناک نشان داده می‌شوند البته در افسانه‌های یونان مار نماد شیطان نیست بلکه نمادی از عنصرهای زیرزمین است، برگردان تقریبی آن «در پیوند با زمین» است. برای نمونه هیدرای نُه سر که هرکول او را شکست داد و خواهران گورگون از فرزندان گایای زمین بودند.[۴۷] مدوسا یکی از سه خواهر گورگون بود که پرسئوس شکستش داد.[۴۷] گفته می‌شود مدوسا موجوی فناپذیر و دیو سیرت بوده که در سرش بجای مو، مار درآمده بوده است و می‌توانسته انسان‌ها را به سنگ تبدیل کند.[۴۷] پس از کشتن شدن مدوسا، پرسئوس سر او را به آتنا می‌دهد تا از آن در سپرش، ایجس استفاده کند.[۴۷] تصویر تایتان از افسانه‌های یونان هم بجای دست و پا با مار به نمایش درآمده، چون آن‌ها هم از فرزندان گایا و اورانوس بودند و پیوندخورده به زمین.

سه نماد پزشکی که در آن‌ها از نقش مار استفاده شده و هنوز هم بکار برده می‌شوند عبارتند از: جام هایجیا به عنوان نماد داروسازی و عصای چاووش هرمس و چوبدست اسقلبیوس هر دو به عنوان نماد عمومی پزشکی.[۲۰]

هندوستان با نام سرزمین مارها شناخته می‌شود و سرشار از افسانه‌ها و سنتهای مربوط به مار است.[۴۸] در این سرزمین مار پرستیده می‌شود و حتی امروزه زنان هندی بر روی سر مار، شیر می‌ریزند (با وجود بیزاری مار از شیر)[۴۸] در نقاشی‌ها کبرا بر روی گردن شیوا نشان داده می‌شود و ویشنو هم به صورت خوابیده بر روی یک مار هفت-سر یا در میان حلقهٔ یک مار کشیده می‌شود.[۴۹] همچنین چندین معبد ویژهٔ مار کبرا در هند وجود دارد که گاهی به آن‌ها ناگراژ (شاه ماران) می‌گویند به باور این مردم مارها نماد باروری و زایش اند. یک جشنوارهٔ هندو به نام ناگ هم سالانه برگزار می‌شود که در آن مارها مورد احترام و پرستش قرار می‌گیرند.

در هند یک پیشینهٔ افسانه‌ای دیگر برای مارها وجود دارد که در زبان هندی به آن ایچاداری می‌گویند در افسانه باور افراد بر این است که مارها می‌توانند به شکل هر جانوری درآیند اما ترجیح می‌دهند به شکل انسان درآیند. این مارهای جادویی یک سنگ ارزشمند به نام «مانی» با خود دارند که از الماس باارزش تر است. داستان‌های بسیاری در هند پیرامون انسان‌های طمع کار و حریص وجود دارد که تلاش کرده‌اند این سنگ ارزشمند را بدست آورند اما درنهایت تلاش آن‌ها منجر به مرگ آن‌ها شده است.

اوروبروس نمادی است که در آیین‌های گوناگون دیده می‌شود که به کیمیاگری مربوط است. این نماد یک مار است که دم خود را می‌خورد (یک حلقه تشکیل می‌شود) که نشان دهندهٔ چرخهٔ زندگی-مرگ-زندگی‌دوباره است و به جاودانگی می‌رسد.

مار یکی از ۱۲ جانور گردآسمان چینی در گاه‌شماری چینی است.

بسیاری از آیین‌های باستانی پرو طبیعت را پرستیده‌اند[۵۰] که بر حیوانات بویژه مار تأکید داشته‌اند.[۵۱]

مار در باورهای فرهنگی[ویرایش]

  • مار پرنده در آیین کاکولکان، آیین مایاها، نشانه این آیین به شمار می‌رفت.[۵۲]
  • مار در افسانه‌های کهن ایرانیان، روی شانه‌های ضحاک، پادشاه ستمگر، به صورت جزئی از بدن او، و دربرابر گناهانش، پس از خدمت شیطان در لباس یک آشپز به وی، ظاهر می‌شود.[۵۳]
  • ردپای مار به عنوان موجودی جالب توجه را می‌توان در اساطیر کهن از جمله یونان باستان یافت. نشان مار در اساطیر یونانی-رومی به ۱۲۰۰ سال قبل از میلاد مسیح برمی‌گردد که در آن "آسکِلِپیوس" (فرزند آپولون) خدای پزشکی و درمان، بیماران را شفا می‌بخشیده و مردگان را زنده می‌کرده است. او همواره عصایی را با خود به همراه داشت که ماری به دور آن پیچیده بود، چرا که مار در اساطیر یونانی-رومی نماد هوش و سلامت بود.
  • دنیای پزشکی نوین همچنان وامدار اسطوره‌های کهن است چرا که مار در دنیای امروز هم نماد پزشکی و سلامت است. ردپای این موجود افسونگر را در مصر باستان نیز می‌توان یافت؛ مار کبری نماد سلطنت و قدرت مصر باستان بوده و "بوتو" الهه نگهبان مصر و فرعون در قامت مار کبری خدایی می‌کرده است.[۵۴]
  • علاوه بر داستان‌های اساطیری، در انجیل بیش از هشتاد بار از مار نام برده شده و شیطان در قالب مار آدم و حوا را فریب داده است؛ همچنین در قرآن نیز چندین بار از انواع گوناگون آن نام برده شده است و با وجود آنکه اشاره مستقیمی به فرورفتن شیطان در کالبد مار وجود ندارد، این قصه در روایاتی آمده است.

زهر مار[ویرایش]

استفاده دارویی[ویرایش]

زهرمار بخاطر اثرات دارویی و فیزیولوژیک می‌تواند بر مولکول‌های زیستی، سلول‌ها، بافت‌ها و اندام‌های مختلف اثر بگذارد بنابراین قابلیت آن را دارد که در صنعت داروسازی بکار گرفته شود. «کاپتوپریل» دارویی که در درمان فشارخون و بیماری‌های قلبی استفاده می‌شود شاید یکی از معروفترین مثال‌های بهره‌گیری از زهر مار در صنعت داروسازی باشد.

بررسی اثرات پپتیدهای موجود در زهرمار تیره گرزه‌ماران (وایپریدا) باعث شناخت آنزیم‌های مؤثر بر کارکرد قلب و فشار خون شد که در نهایت تولید این دارو به انقلابی در درمان بیماری‌های قلبی و عروقی انجامید.

برخی از پپتیدهای موجود در زهرمار مانند تکستیلینین خاصیت ضد خونریزی دارند، از این ماده برای ساخت داروی جلوگیری از خونریزی در هنگام عمل قلب باز استفاده شده که مراحل آزمایشگاهی و بالینی خود را طی می‌کند.

از سوی دیگر، در جهان امروز که با مسئله مقاومت آنتی‌بیوتیک‌ها، ترکیباتی با خاصیت ضد باکتریایی و ضد قارچی، می‌توانند به کشف آنتی بیوتیک‌های جدید منجر شود.

زهرمار به دلیل داشتن ترکیبات پیچیده زیستی و دارویی مانند پروتئین‌ها و پپتیدهای آنزیمی و غیرآنزیمی، مواد معدنی متفاوت و مواد غیر معدنی خاص خود، خاصیت هیدرولیز دارد. این خاصیت می‌تواند در درمان بیماری‌های مختلف از جمله درمان سرطان مورد استفاده قرار گیرد و راه‌های جدیدی را در درمان بگشاید.

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. برابرهای فارسی برپایهٔ: عطری، مرتضی، واژه‌نامه علوم زیستی، دوجلدی، همدان: اداره انتشارات دانشگاه بوعلی‌سینا، ۱۳۸۴.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ Roland Bauchot, ed. (1994). Snakes: A Natural History. New York: Sterling Publishing Co. , Inc. p. 220. ISBN 1-4027-3181-7. 
  3. "Serpentes". سیستم اطلاعاتی جامع تاکسونومیک. Retrieved 3 December 2008. 
  4. snake species list at the Reptile Database. Accessed 22 May 2012.
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ Fredriksson, G. M. (2005). "Predation on Sun Bears by Reticulated Python in East Kalimantan, Indonesian Borneo". Raffles Bulletin of Zoology 53 (1): 165–168. 
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ Head, Jason J.; Jonathan I. Bloch; Alexander K. Hastings; Jason R. Bourque; Edwin A. Cadena; Fabiany A. Herrera; P. David Polly; Carlos A. Jaramillo (February 2009). "Giant boid snake from the paleocene neotropics reveals hotter past equatorial temperatures.". Nature 457: 715–718. doi:10.1038/nature07671. PMID 19194448. Retrieved 2009-02-05. 
  7. Perkins, Sid (27 January 2015). "Fossils of oldest known snakes unearthed". news.sciencemag.org. Retrieved 29 January 2015. 

    Caldwell, M. W.; Nydam, R. L.; Palci, A.; Apesteguía, S. (2015). "The oldest known snakes from the Middle Jurassic-Lower Cretaceous provide insights on snake evolution". Nature Communications 6 (5996): 5996. doi:10.1038/ncomms6996. 

  8. ۸٫۰ ۸٫۱ Sanchez, Alejandro. "Diapsids III: Snakes". Father Sanchez's Web Site of West Indian Natural History. Retrieved 2007-11-26. 
  9. Conant R, Collins JT. 1991. A Field Guide to Reptiles and Amphibians: Eastern and Central North America. Houghton Mifflin, Boston. 450 pp. 48 plates. ISBN 0-395-37022-1.
  10. Natural History Information Centre, Auckland War Memorial Museum. "Natural History Questions". Auckland War Memorial Museum | Tamaki Paenga Hira. Auckland, New Zealand: Auckland War Memorial Museum. Q. Are there any snakes in New Zealand?. Retrieved 26 April 2012. 
  11. Rivas, Jesús Antonio (2000). The life history of the green anaconda (Eunectes murinus), with emphasis on its reproductive Biology (PDF) (Ph.D. thesis). University of Tennessee. 
  12. S. Blair Hedges (August 4, 2008). "At the lower size limit in snakes: two new species of threadsnakes (Squamata: Leptotyphlopidae: Leptotyphlops) from the Lesser Antilles" (PDF). Zootaxa 1841: 1–30. Retrieved 2008-08-04. 
  13. Boback, S. M.; Guyer, C. (2003). "Empirical Evidence for an Optimal Body Size in Snakes". Evolution 57 (2): 345–351. doi:10.1554/0014-3820(2003)057[0345:EEFAOB]2.0.CO;2. ISSN 0014-3820. PMID 12683530. 
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ ۱۴٫۲ ۱۴٫۳ ۱۴٫۴ Cogger(1991), p. 180.
  15. "Reptile Senses: Understanding Their World".
  16. Smith, Malcolm A. The Fauna of British India, Including Ceylon and Burma. Vol I, Loricata and Testudines. p. 30.
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ ۱۷٫۲ ۱۷٫۳ Are snakes slimy? at Singapore Zoological Garden's Docent. Accessed 14 August 2006.
  18. Part III: Scales of Lizards and Snakes at WhoZoo. Accessed 4 December 2008.
  19. ۱۹٫۰ ۱۹٫۱ General Snake Information at South Dakota Game, Fish and Parks. Accessed 4 December 2008.
  20. ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ Wilcox, Robert A; Whitham, Emma M (15 April 2003). "The symbol of modern medicine: why one snake is more than two". Annals of Internal Medicine 138 (8): 673–7. doi:10.7326/0003-4819-138-8-200304150-00016. PMID 12693891. Retrieved 2007-11-26. 
  21. Harline, P H (1971). "Physiological basis for detection of sound and vibration in snakes" (PDF). J. Exp. Biol. 54 (2): 349–371. 
  22. "Auditory Localization of Ground-Borne Vibrations in Snakes". Phys. Rev. Lett. 100: 048701. 2008. doi:10.1103/physrevlett.100.048701. 
  23. Lisa Zyga (2008-02-13). "Desert Snake Hears Mouse Footsteps with its Jaw". PhysOrg. 
  24. Cogger, H 1993 Fauna of Australia. Vol. 2A Amphibia and Reptilia. Australian Biological Resources Studies, Canberra.
  25. ۲۵٫۰ ۲۵٫۱ ۲۵٫۲ ۲۵٫۳ ۲۵٫۴ ۲۵٫۵ Mader, Douglas (June 1995). "Reptilian Anatomy". Reptiles 3 (2): 84–93. 
  26. Organized emergence of multiple-generations of teeth in snakes Is dysregulated by activation of wnt/beta-catenin signalling
  27. ۲۷٫۰۰ ۲۷٫۰۱ ۲۷٫۰۲ ۲۷٫۰۳ ۲۷٫۰۴ ۲۷٫۰۵ ۲۷٫۰۶ ۲۷٫۰۷ ۲۷٫۰۸ ۲۷٫۰۹ ۲۷٫۱۰ ۲۷٫۱۱ ۲۷٫۱۲ ۲۷٫۱۳ Mehrtens JM. 1987. Living Snakes of the World in Color. New York: Sterling Publishers. 480 pp. ISBN 0-8069-6460-X.
  28. ۲۸٫۰ ۲۸٫۱ ۲۸٫۲ ۲۸٫۳ ۲۸٫۴ Freiberg (1984), p. 125.
  29. ۲۹٫۰ ۲۹٫۱ Freiberg (1984), p. 123.
  30. ۳۰٫۰ ۳۰٫۱ ۳۰٫۲ ۳۰٫۳ Freiberg (1984), p. 126.
  31. Fry, Brian G.; Vidal, Nicholas; Norman, Janette A.; Vonk, Freek J.; Scheib, Holger; Ramjan, S. F. Ryan; Kuruppu, Sanjaya; Fung, Kim; Hedges, S. Blair; Richardson, Michael K.; Hodgson, Wayne C.; Ignjatovic, Vera; Summerhayes, Robyn; Kochva, Elazar (2006). "Early evolution of the venom system in lizards and snakes". Nature (Letters) 439 (7076): 584–588. doi:10.1038/nature04328. PMID 16292255. 
  32. ۳۲٫۰ ۳۲٫۱ ۳۲٫۲ ۳۲٫۳ ۳۲٫۴ Behler (1979) p. 581. خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نام "Bebler79_581" چندین بار با محتوی متفاوت تعریف شده‌است
  33. Hori, Michio; Asami, Takahiro; Hoso, Masaki (2007). "Right-handed snakes: convergent evolution of asymmetry for functional specialization". Biology Letters 3 (2): 169–72. doi:10.1098/rsbl.2006.0600. PMC 2375934. PMID 17307721. 
  34. Freiberg (1984), pp. 125–127.
  35. Rosenfeld (1989), p. 11.
  36. Tattersall, GJ; Milsom, WK; Abe, AS; Brito, SP; Andrade, DV (2004). "The thermogenesis of digestion in rattlesnakes". Journal of Experimental Biology (The Company of Biologists) 207 (Pt 4): 579–585. doi:10.1242/jeb.00790. PMID 14718501. Retrieved 2006-05-26. 
  37. WHO. "The 17 neglected tropical diseases". WHO. WHO. Retrieved 24 October 2014. 
  38. Sinha, Kounteya (25 July 2006). "No more the land of snake charmers...". The Times of India. 
  39. "NCBI.nlm.nih.gov" (PDF). Retrieved 2013-03-08. 
  40. ۴۰٫۰ ۴۰٫۱ ۴۰٫۲ Bagla, Pallava (April 23, 2002). "India's Snake Charmers Fade, Blaming Eco-Laws, TV". National Geographic News. Retrieved 2007-11-26. 
  41. "Snake charmer's bluff" International Wildlife Encyclopedia, 3rd edition, page 482
  42. Whitaker, Romulus & Captain, Ashok. Snakes of India: The Field Guide. (2004) pp 11 to 13.
  43. Irvine, F. R. (1954). "Snakes as food for man". British Journal of Herpetology 1 (10): 183–189. 
  44. Flynn, Eugene (April 23, 2002). "Flynn Of The Orient Meets The Cobra". Fabulous Travel. Retrieved 2007-11-26. 
  45. "蛇酒的泡制与药用(The production and medicinal qualities of snake wine)". 2007-04-09. 
  46. Ernest, Carl; George R. Zug; Molly Dwyer Griffin (1996). Snakes in Question: The Smithsonian Answer Book. Washington, D.C.: Smithsonian Books. p. 203. ISBN 1-56098-648-4. 
  47. ۴۷٫۰ ۴۷٫۱ ۴۷٫۲ ۴۷٫۳ Bullfinch (2000) p. 85.
  48. ۴۸٫۰ ۴۸٫۱ Deane (1833). p. 61.
  49. Deane (1833). pp. 62–64.
  50. Benson, Elizabeth (1972). The Mochica: A Culture of Peru. London: Thames and Hudson. ISBN 0-500-72001-0. 
  51. Berrin, Katherine; Larco Museum (1997). The Spirit of Ancient Peru: Treasures from the Museo Arqueológico Rafael Larco Herrera. New York: Thames and Hudson. ISBN 978-0-500-01802-6. 
  52. ارابه خدایان، اریش وون دنیکن، چاپ سوم، ۱۳۵۸، تهران، انتشارات ناصرخسرو
  53. مقدمه‌ای بر افسانه‌های ایرانیان، محمد شرفی کازرونی، تهران، نشر آریا، چاپ دوم:زمستان۱۳۸۴
  54. زهرمار؛ از کشتن دشمنان تا درمان بیماران بی‌بی‌سی فارسی، ۲۶ اسفند ۱۳۹۳

منابع[ویرایش]

  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «مار»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۱۷ مهر ۱۳۹۱).

پیوند به بیرون[ویرایش]