پرش به محتوا

دورویی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از منافق)

دورویی یا نفاق یا دوزبانی در اصل به معنای مخالفت ظاهر با باطن است.[۱] مُنافِق[۲] یا دورو یا دوچهره کسی است که در آشکار دعوی مسلمانی و ایمان کند و در نهان کفر ورزد. کسی که به زبان اظهار ایمان کند و کفر را در قلب خود نهان دارد.[۱] نفق در لغت به معنی «راه زیرزمینی» است و منافق را به جهت داشتن راه‌های مخفیانه به این نام می‌نامند.[۳]

تحلیل روان‌شناسی فرگشتی دربارهٔ دورویی و رفتار دوگانه

[ویرایش]

بر پایه روان‌شناسی فرگشتی، پدیده‌هایی مانند نفاق یا دورویی به عنوان یک «راهبرد انطباقی فرصت‌طلبانه» شناخته می‌شوند که در طول فرگشت برای بقا و تولیدمثل در محیط‌های اجتماعی پیچیده شکل گرفته‌اند. در این دیدگاه، انسان‌ها تمایل دارند در ظاهر خود را پایبند به اخلاق نشان دهند تا مورد پذیرش گروه قرار گیرند، اما در خفا ممکن است برای کسب منابع بیشتر، برخلاف آن عمل کنند.[۴]

نقش عدم تقارن قدرت و بقای اجتماعی

[ویرایش]

در جوامعی که با «عدم تقارن قدرت» شدید و پیامدهای سنگین برای خطاهای اجتماعی روبرو هستند، دورویی به عنوان یک ابزار دفاعی تکامل می‌یابد. زمانی که هزینه ابراز عقیده واقعی یا رفتار صادقانه بالا باشد، انتخاب طبیعی افرادی را ترجیح می‌دهد که بتوانند با استفاده از «تقلید اجتماعی»، خود را با انتظارات محیط وفق دهند و هویت واقعی‌شان را برای جلوگیری از مجازات پنهان کنند.[۵]

پیمانه‌ای بودن ذهن و خودفریبی

[ویرایش]

نظریه «ذهن پیمانه‌ای» که توسط پژوهشگرانی مانند Robert Kurzban مطرح شده، بیان می‌کند که ذهن از بخش‌های مستقلی تشکیل شده که لزوماً با هم هماهنگ نیستند. این ساختار اجازه می‌دهد فرد همزمان دارای باورهای متناقض باشد؛ به طوری که یک پیمانه مسئول نمایش چهره‌ای اخلاقی به دیگران است و پیمانه‌ای دیگر به دنبال منافع شخصی می‌رود. این خودفریبی باعث می‌شود فرد هنگام دروغ گفتن علائم بدنی کمتری نشان دهد و در نتیجه در فریب دادن دیگران موفق‌تر عمل کند.[۶]

انطباق با محیط‌های پرخطر

[ویرایش]

از منظر فرگشتی، رفتارهایی که در برخی فرهنگ‌ها «دورویی» نامیده می‌شوند، اغلب واکنش‌های انطباقی به محیط‌های «وابسته» (Interdependent) هستند که در آن‌ها هویت فرد توسط نقش‌های اجتماعی و هنجارهای گروهی تعریف می‌شود. در چنین محیط‌هایی، انعطاف‌پذیری رفتاری و همسویی ظاهری با جمع برای حفظ جایگاه اجتماعی و امنیت فردی ضروری است.[۷]

در اسلام

[ویرایش]

در اسلام دورویی مسئله‌ای مقول به تشکیک است که پایین‌ترین درجات آن همواره با ایمان ضعیف است و می‌توان آن را دورویی اخلاقی نامید و درجات بالای آن هم کفر و شرک است که می‌توان آن را دورویی اعتقادی نامید.[۸]

پیامبر اسلام محمد گفته است: «سه ویژگی از نشانه‌های منافق است. یکم هنگامی که خبری را می‌گوید دروغ می‌گوید. دوم آنگاه که به او اطمینان شود خیانت می‌کند. سوم هنگامی‌که وعده‌ای می‌دهد تخلف می‌کند.»

در آیات قرآن و روایات شیعه نشانه‌هایی برای منافقان ذکر شده که در یک جمع‌بندی می‌توان دو نوع دورویی را در نظر گرفت:

دورویی اخلاقی خود فرد و برخی اطرافیان را گرفتار انحراف می‌کند. اما دورویی سیاسی که در آیات قرآن بسیار از آن یاد شده بخش زیادی از جامعه را دچار انحراف می‌کند.

از دیدگاه قرآن نه تنها جایگاه افراد دورویی پیشه‌ای که از کار خود دست برندارند و توبه نکنند دوزخ است بلکه در بدترین جای آن گرفتار خواهند آمد.[۸]

دیگر ادیان

[ویرایش]

برخلاف تاکیدات بسیاری که در اسلام روی مسئله دورویی شده است، در کتب ادیان دیگر یا نامی از منافقان نیست یا اگر هست بسیار کم است.[۸]

جستارهای وابسته

[ویرایش]

پانویس

[ویرایش]
  1. 1 2 لغتنامهٔ دهخدا، سرواژهٔ «منافق».
  2. (به انگلیسی: hypocrite)
  3. مکارم شیرازی، ناصر؛ جمعی از نویسندگان (۱۳۷۴). تفسیر نمونه. ج. ۵. دارالکتب الاسلامیه. ص. ص ۲۱۴. بایگانی‌شده از اصلی در ۴ مارس ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۲۲ مارس ۲۰۱۹سوره انعام، آیات ۳۴ و ۳۵
  4. نامشخص، نامشخص. «Moral Hypocrisy: An Opportunistic Adaptive Strategy». Advances in Psychological Science. دریافت‌شده در ۱۴ فوریه ۲۰۲۶.
  5. نامشخص، نامشخص (۱۸ ژوئن ۲۰۱۸). «Hypocrisy and Corruption: How Disparities in Power Shape the Evolution of Altruism and Punishment». Evolutionary Psychology. doi:10.1177/1474704918756993. پارامتر |تاریخ بازیابی= نیاز به وارد کردن |پیوند= دارد (کمک)
  6. نامشخص، نامشخص. «Why Everyone (Else) Is a Hypocrite: Evolution and the Modular Mind». Princeton University Press. دریافت‌شده در ۱۴ فوریه ۲۰۲۶.
  7. نامشخص، نامشخص. «Hypocrisy and culture» (PDF). University of Indonesia. دریافت‌شده در ۱۴ فوریه ۲۰۲۶.
  8. 1 2 3 «نشانه‌های نفاق در قرآن کریم». وبگاه حوزه. دریافت‌شده در ۶ دی ۱۳۸۸.

منابع

[ویرایش]