سن بلوغ

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

سن بلوغ سنی است که در آن دختران و پسران از لحاظ جسمانی و بعضاً فکری و اجتماعی به بلوغ می‌رسند. این سن بنا بر اینکه چه نوع بلوغی مدنظر است می‌تواند متفاوت باشد.

‏بلوغ جنسی سنی است که در آن پسران و دختران به تکامل جنسی کامل دست می‌یابند و این سن در اکثر پسرها ۱۴ تا ۱۶ می‌باشد و در دختران حدود ۱۴ سالگی می‌باشد. تکامل جنسی باعث فعال شدن قابلیتهای جنسی در بدن انسان می‌شود و باعث ایجاد توانایی جنسی و تولید مثل در انسان می‌شود.

سن بلوغ در بعضی از ادیان وجود دارد و نشان دهنده زمانی است که برخی از احکام یا وظایف بر ایشان واجب می‌شود.

سن بلوغ در یهودیت[ویرایش]

در یهودیت، سن بلوغ برای پسران ۱۳ سالگی و برای دختران در ۱۲ سالگی است. مراسم تکلیف در یهودیت بر میتصوا و بت میتصوا نام دارد.[نیازمند منبع]

سن بلوغ در مسیحیت[ویرایش]

  • در مسیحیت، بلوغ بیشتر به معنای رشد روحانی است. این به معنی رسیدن به بلوغ نهایی است که مترادف با تطبیق با میزان کامل که مسیح باشد است.[۱]

سن بلوغ در اسلام[ویرایش]

  • در دین اسلام این سن، سن تکلیف نامیده می‌شود و برای پسران تمام شدن ۱۵ سال هجری قمری و برای دختران تمام شدن ۹ سال هجری قمری است. پس از رسیدن به این سن، رعایت برخی از احکام دینی برای مسلمان‌ها واجب می‌شود. سید محمد جواد غروی این موضوع را تابع جغرافیای محیط می‌داند که ربطی به سن آنان ندارد. قرآن برای بلوغ دو جنبه قائل است: فکری و جسمی که تا هردو در یک شخص پدیدار نگردد مسئولیتی متوجه او نیست و مکلف به انجام حکمی نمی‌باشد. این دو بلوغ علائمی دارد که قران تعیین می‌نماید. بلوغ جسمی وقتی است که دختر و پسر بتوانند تولید مثل کنند پس بلوغ دختران به حیض است و بلوغ پسران به احتلام. بلوغ فکری نیز منوط است به آزمونی که در مسائل اجتماعی، اقتصادی و اخلاقی از دختران و پسران به عمل می‌آید.[۲]

سن بلوغ در بهاییت[ویرایش]

  • در بهاییت، سن بلوغ برای دختر و پسر برابر است. این سن برای انجام وظایف دینی برای هم پسر و هم دختر ۱۵ سال است.[۳] سن بلوغ اجتماعی و اداری در بهاییت، که به معنای امکان رای دادن و انتخاب شدن در انتخابات بهایی است بیست و یک سالگی است.[۴]

منابع[ویرایش]

  1. افسسیان: 4/13
  2. رساله بلوغ (ضمیمه کتاب مبانی حقوق در اسلام) نشر جهاد دانشگاهی، ۱۳۷۳
  3. گنجینه حدود و احکام. صفحه 14
  4. توقیعات مبارکه 1922-1948 صفحه 275