پرش به محتوا

کنیز

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
کنیز ترک اثر پارمیجانینو

کَنیز یا کَنیزَک در گذشته به معنای پیشخدمت مؤنث بوده‌است ولی بیشتر به معنای برده مؤنث است.

پیرامون واژه

[ویرایش]
کنیز یا ندیمه زن ایلامی در سنگ‌نگاره زن ایلامی و ندیمه

فرهنگ فارسی دهخدا دربارهٔ کنیز چنین نوشته‌است:[۱]

پرستار و خدمتکار زنان باشد و به عربی جاریه خوانند. (برهان). زن مملوکه و پرستار زنان. (غیاث). خادمه و آن را برای تصغیر کنیزک گویند. (انجمن آرا) (آنندراج). اَمه. مولاة. مقابل غلام. عبد. مولی. بنده. زن که بخرند خدمت را. صیغه. جاریه. داه. دده. برده مادینه. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ترنی. (منتهی الارب). برده‌ای که دختر یا زن باشد و داه و لاچین و خدمتکار و پرستار زنانه و جاریه. (ناظم الاطباء). اوستا، «کنیا، کینین، کینیکا» (دختر جوان). پهلوی، کنیک. هندی باستان، «کنیه، کنیه». و این کلمه مرکب است از: کن (زن) + ییز (پسوند تصغیر) = یزه (دوشیزه). با پهلوی، پازند «کنیچک» قیاس شود. امروزه به معنی زن است و مجازاً به معنی پرستار استعمال می‌شود. (از حاشیه برهان چ معین)

در زبان پهلوی نیز واژه به ریختهای kanig و kanizag بوده که در هر دو شکل معنای دختر و نیز دختر پیشخدمت را می‌دهد.

کنیز واژه‌ای ترکیبی است از «کن + یز». «کن» به معنای «زن» بوده و «یز»، «پسوند تصغیر» است.

کنیز در دین

[ویرایش]
قاچاق انسان در اندونزی - دو دختر کنیز در اندونزی

یهودیت

[ویرایش]

هاجر کنیز ساره همسر ابراهیم است که توسط ساره به او بخشیده می‌شود تا از او فرزند دار شود. اولین فرزند ابراهیم به نام اسماعیل از او زاده شد.

مسیحیت

[ویرایش]

مسیحیت شریعت یهود را تأیید کرده و تکمیل کنندۀ آن است[۲]، مسیحیت برده‌داری جنسی و تجاوز جنسی به بردگان و اسیر جنگی را ممنوع و حرام می‌داند[۳][۴][۵][۶].

به این ترتیب کنیز به معنای خدمتکار -و نه خدمتکار جنسی-، به شرط رعایت چارچوب و اصول اخلاقی تعریف شده در کتاب مقدس بخش «عهدقدیم» ممنوع نیست. در نتیجه، خشونت و سایر بدرفتاری‌های ذکرشده در تورات، در مسیحیت نیز ممنوع است. به این ترتیب اگر کنیز یا غلامی از نزد ارباب خود به یک مسیحی پناه بیاورد، آن مسیحی باید به او پناه داده و حق بدرفتاری با وی را ندارد و نباید او را مجبور به بازگشت نزد اربابش نماید[۷]. یک نمونه مشخص از این مورد در کتاب مقدس مسیحی در نامه به فیلمون ثبت شده است: این نامه خطاب به فیلمون، که یک ارباب مسیحی بود، نوشته شده است. او که احتمالاً یکی از اعضای کلیسای شهر کولسی بود، برده‌ای داشت به نام اونیسیموس. این برده از نزد ارباب خود فلیمون گریخته بود و گویا ممکن است از اموال او نیز دزدیده باشد. طبق قوانین روم، مجازات او مرگ بود. از قضا اونیسیموس با پولس که در این زمان زندانی بود، آشنا شد و از طریق او مسیحی گردید. در این نامه، پولُس از فیلمون خواهش می‌کند که برده خود را که پولُس او را بازپس می‌فرستد، ببخشد و او را نه همچون یک برده، بلکه به عنوان یک برادر عزیز در مسیح بپذیرد.

مسیحیت به اربابان مسیحی فرمان می‌دهد که با بردگان خود رفتار عادلانه داشته باشند، از بدرفتاری و تهدید آنان بپرهیزند، چرا که آنان نیز خود بنده/بردۀ خداوندی هستند که بین برده و ارباب تفاوتی نمی‌گذارد[۸]، و همچنین با بردگانشان رفتار عادلانه داشته باشند[۹]. متقابلاً از مسیحیانی که در بردگی هستند می‌خواهد تا از ارباب خود اطاعت کنند، صرف نظر از اینکه ارباب ملایم یا تندخو باشد[۱۰]. همچنین به آنان توصیه شده است که در نزد اربابشان کمال امانت را به جای آورند، اربابان خود را راضی نگه دارند و از حاضرجوابی بپرهیزند[۱۱] و با اخلاص و فداکاری و بدون ریاکاری خدمت کنند[۱۲].

اسلام

[ویرایش]

در اسلام ملک یمین (به عربی: مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ) به کنیز یا برده زن گفته می‌شد که مالک او می‌تواند با او رابطه جنسی داشته باشد. محمدحسین طباطبایی، عالم شیعه، در مورد کنیز می‌گوید.[۱۳]

یعنی بفرماید زنانی که ازدواج کرده‌اند، یا بگو شوهر دارند، ازدواج با آنها حرام است به استثنای کنیزان که در عین اینکه شوهر دارند ازدواج با آنها حلال است به این معنا که صاحب کنیز که او را شوهر داده می‌تواند بین کنیز و شوهرش حائل شود، و در مدت استبرا نگذارد با شوهرش تماس بگیرد، و آنگاه خودش با او همخوابگی نموده، دوباره به شوهرش تحویل دهد، که سنت هم بر این معنا وارد شده‌است.

جستارهای وابسته

[ویرایش]

پانویس

[ویرایش]
  1. فرهنگ فارسی دهخدا
  2. عهدجدید، انجیل متی، باب ۵، آیۀ ۱۷.
  3. «The Captive Woman at the Intersection of War and Family Laws». www.thetorah.com.
  4. عهدقدیم، تورات، خروج، باب ۲۱، آیۀ ۹ - ۱۱.
  5. عهدقدیم، تورات، تثنیه، باب ۲۱، آیۀ ۱۰ - ۱۷.
  6. عهدقدیم، تورات، لاویان، باب ۱۹، آیۀ ۲۰ - ۲۳.
  7. عهدقدیم، تورات، تثنیه، باب ۲۳، آیۀ ۱۶.
  8. عهدجدید، رسالۀ افسسیان، باب ۶، آیۀ ۹.
  9. عهدجدید، رساله کولسیان، باب ۱، آیۀ ۴.
  10. عهدجدید، رساله اول پطرس، باب ۲، آیۀ ۱۸.
  11. عهدجدید، رسالۀ تیطوس، باب ۲، آیۀ ۹.
  12. عهدجدید، رسالۀ کولسیان، باب ۳، آیۀ ۲۳.
  13. طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، بحث روایی ذیل آیات ۲۳ تا ۲۸ نساء.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ فارسی دهخدا