آیات حجاب

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

در قرآن کتاب مقدس مسلمانان، ۲۳ آیه از میان ۶۲۳۶ آیه - یعنی ۰٫۳۷ درصد آیات قرآن - به امر پوشش و حجاب اشاره دارد که در هفت مجموعه‌آیهٔ زیر آمده است. فقهای شیعه و سنی با استناد به تفاسیر خود از این مجموعه آیات هفت‌گانه و با تکیه بر احادیث و روایات گوناگون از بزرگان دین، حجاب شرعی را در مورد زنی که مسلمان و بالغ و غیرِیائسه و آزاد(غیرِبرده) باشد، شاملِ تمامِ پیکرِ او به جز وجه(گِردیِ چهره) و کَفَّین(دست‌ها تا مچ) و بعضاً قدمین(پاها تا مچ) دانسته‌اند که باید در برابر مردِ نامحرمِ بالغ از مسلمان و غیرِمسلمان و زنِ بالغِ غیرِمسلمان بپوشاند مگر اینکه آنها بردگانش اعم از غلام و کنیز باشند.[۱][۲][۳][۴][۵] از میان مخالفانِ نظرِ مشهورِ فقهی می‌توان امیرحسین ترکاشوند و احمد قابل را نام برد. ترکاشوند در کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر طی بیش از هزار صفحه پژوهش - که میان سال‌های ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۸ به رشته تحریر در آورده - با بررسی آیات و روایات و احادیث و داده‌های تاریخی بدین نتیجه می‌رسد که میزان واجب حجاب برای زنان، پوشاندن «تنه و ران و بازو» و در مواقع اضطراری صرفاً «سَترِ عورتین(جلو و عقبِ ناف تا زانو)» است.[۶]

دختربچه دبستانی با حجاب مقنعه در ایران. علی‌رغم اینکه دختران نابالغ و زنان یائسه مطابق فقه اسلامی از حجاب معافند اما در ایران الزام قانونی بر این امر وجود دارد.
دختربچه دبستانی با حجاب اسلامی مقنعه. علی‌رغم اینکه دختران نابالغ و زنان یائسه مطابق فقه اسلامی از حجاب معافند اما در ایران الزام قانونی بر این امر وجود دارد.[۷]

ذیلاً متن و ترجمه آیات حجاب آمده است که بر حسب ترتیب نزول سوره‌ها از صدر اسلام - ۳۹ و ۹۰ و ۱۰۳ از میان ۱۱۴ سوره - مرتب شده‌اند و در موارد ضروری با رعایت اختصار به مطالب مرتبط از جمله شأن نزول، روایات، احادیث، تفاسیر علما، فتاوای فقها، دیدگاه پژوهشگران و معانی واژگان مبهم اشاره شده است.

۱. اعراف، ۲۰ و ۲۲ و ۲۶ و ۲۷

متن عربی

فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا وُورِيَ عَنْهُمَا مِن سَوْآتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَٰذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ(٢٠) فَدَلَّاهُمَا بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ[...](٢٢) يَا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْآتِكُمْ وَرِيشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَىٰ ذَٰلِكَ خَيْرٌ ذَٰلِكَ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ(٢٦) يَا بَنِي آدَمَ لَا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُم مِّنَ الْجَنَّةِ يَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْآتِهِمَا[...](٢٧)

برگردان فارسی

پس شيطان، آن دو را وسوسه کرد تا آنچه از شرم‌گاه‌های(یا زشتی‌های) آنان برایشان پوشیده بود پدیدار گردانَد؛ و گفت: پروردگارتان شما را از اين درخت باز نداشت مگر براى‌ آنكه مبادا دو فرشته شوید يا از جاودانان باشید.(۲۰) پس با نیرنگى آنان را فرود آورد و هنگامى که آنان از درخت چشيدند، شرم‌گاه‌هایشان پدیدار شد، و به گردآوریِ برگ‌های بهشت آغازیدند تا بر آن دو بچسبانند.[...](۲۲) ای فرزندانِ آدم، بی‌گمان برایتان لباسی فرو فرستاديم كه شرم‌گاه‌های شما را پوشيده مى‌دارد و مایهٔ زیبایی‌است، ولى‌ لباسِ پرهیزکاری بهتر است. این از نشانه‌های خداست؛ شاید که یادآور شوید.(۲۶) ﺍﻯ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥِ ﺁﺩم، شما را شیطان نفریبد، ﭼﻨﺎﻥﻛﻪ پدر ﻭ ﻣﺎﺩﺭتان ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﻬﺸﺖ بیرون کرد؛ ﺍﺯ ایشان لباسشان ﺭﺍ بَرکشید تا به آنها شرمگاه‌هایشان ﺭﺍ بنماید.[...](۲۷)[۸]

توضیح

(۱) در این آیات، ضمن روایت قصه هُبوط انسان از بهشت به پوشاندن شرمگاه(عورت) توسط آدم و حوا اشاره شده که فقط شامل جلو و عقب پایین‌تنه است. گذشته از این معنای ظاهری، برخی نیز شرمگاه را به معنای زشتی‌های نهفته آدمی که وی را به سرکشی می‌کشاند تفسیر کرده‌اند[۹][۱۰]؛ با توجه به آیاتی چون آیه ۲۶ بقره: «خدا شرم ندارد که به پشه‌ای مَثَل بزند چه برسد به برتر از آن، پس آنان که ایمان آوردند، این را حقی از نزد پرورندهٔ خود دانند و آنان‌که کفر ورزیدند گویند که غَرَضِ خدا چه باشد از این مَثَل؟![...]»

(۲) محمدحسین طباطبایی در تفسیر المیزان با اشاره به حجاب زنان مسلمان تایلندی می‌نویسد:

در بلادِ شرق یعنى سیام[تایلند امروزی] و نواحىِ آن، مسلمین آن‌طور نفوذ و تاثیر نداشته بلکه خودشان در جهل و دورى از تمدن، دستِ کمى از بت‌پرست‌ها‌ نداشتند، و از حیثِ لباس و سایرِ اعمالِ دینى به کیشِ بت‏‌پرستى نزدیک‏ترند تا به اسلام. زنانِ آن نواحى غیر از عورتِ جلو و عقب، عورتِ دیگرى که پوشاندنش لازم باشد براى خود قائل نیستند. و حال آنکه در اسلام همهٔ بدنِ زن عورت است.[۱۱]

۲. اعراف، ۳۱ تا ۳۳

متن عربی

يا بَني‏ آدَمَ خُذُوا زينَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ وَ کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفينَ(٣١) قُلْ مَنْ حَرَّمَ زينَةَ اللَّهِ الَّتي‏ أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا خالِصَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ کَذلِکَ نُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ(٣٢) قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ الْإِثْمَ وَ الْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ أَنْ تُشْرِکُوا بِاللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَي اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ(٣٣)

برگردان فارسی

ای فرزندانِ آدم، جامهٔ خویش را نزد هر مسجدی برگیرید و بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید که خدا اسراف‌کاران را دوست ندارد.(۳۱) بگو چه کسی جامه‌های خدا و روزی‌های پاکیزه را که برای بندگانِ خویش بیرون آورده، حرام کرده است؟! این‌ها از آنِ کسانی‌است که در زندگیِ دنیا، ایمان آوردند و در روزِ رستاخیز ویژهٔ آنان است. این‌چنین، نشانه‌ها را برای گروهی که می‌دانند جدا می‌کنیم.(۳۲) بگو جز این نیست که پرورندهٔ من، زشت‌کاری‌ها را چه آشکار و چه پنهان، وَ گناه و فزون‌خواهیِ نابه‌حق را حرام کرده است و نیز اینکه برای خدا شریکی قرار دهید که دلیلی برای آن نفرستاده، و نیز اینکه چیزی را که نمی‌دانید به خدا نسبت بدهید.(۳۳)[۱۲]

توضیح

(۱) مخاطب آیات: آورده‌اند که گروهی از عرب‌ها در هنگام طواف کعبه کاملاً برهنه می‌شدند و در مورد دیگران نیز رسم لختی اجباری را برقرار می‌ساختند، و اجازه نمی‌دادند هیچ زن و مردی، عورت خود را با زینت(جامه) بپوشاند.[۱۳][۱۴][۱۵][۱۶][۱۷] در روض‌الجنان(نخستین تفسیر شیعه به زبان فارسی) نوشتهٔ ابوالفتوح رازی(زادهٔ ۴۵۶هجری شمسی/1077میلادی) چنین آمده است:

مفسّران گفتند: سببِ نزولِ آيت آن بود كه بنى‌عامر عادت داشتند كه برهنه گِردِ خانه طواف كردندى، مردان به روز و زنان به شب. و چون به مسجدى از مساجد رسيدندى، جامه بينداختندى و برهنه شدندى و در مسجد شدندى، و اگر كسى با جامه طواف كردى او را بزدندى و جامه‌اش بيرون كردندى، خداى تعالى اين آيت فرستاد و امر كرد فرزندانِ آدم را - زنان و مردان را - كه: زينتِ خود از لباس به نزديکِ هر مسجدى برگيرند، پس مراد به زينت، جامه است. مجاهد گفت: از جامه آنچه عورت به آن بپوشند فريضه است، و اگر عبايى باشد. باقر - عليه السّلام - گفت: مراد، جامهٔ نو است و پاكيزه در روزهاى عيد و روزهاى آدينه كه به مسجدِ جامع و مصلّى شوند. عطيّه و أبوروق گفتند: مراد به زينت آن است كه چون به مسجد خواهد شدن موى به شانه كند.[۱۸]

ناصر مکارم شیرازی نیز در تفسیر نمونه می‌نویسد:

گرچه اين حكم مربوط به تمام فرزندان آدم در هر زمان است، ولى ضمناً نکوهشی‌است از عمل زشت جمعى از اعراب در زمان جاهليت كه به هنگام آمدن به مسجدالحرام و طواف خانه خدا كاملاً عريان و برهنه مى‌شدند.[۱۹]

(۲) پوشش عرب جاهلی: مرتضی مطهری در کتاب مسئله حجاب می‌گوید:

در جاهلیت بینِ اعراب سَترِ عورت معمول نبود و اسلام آن را واجب كرد.[۲۰]

(۳) منظور از فواحش(زشت‌کاری‌ها): فاحشه را به معنای زنا و نیز طواف مردان و زنان برهنه به دور خانه خدا آورده‌اند.[۲۱][۲۲][۲۳] از جمله آنها، توضیح این واژه در ترجمهٔ تفسیر مجمع‌البیان اثر شیخ طَبرِسی(زادهٔ ۴۵۴ه‍.ش/1075م) به شرح زیر است:

مجاهد گوید: منظور از فواحش، زنای پنهانی و عریان شدن در طواف است. اوّلی پنهانی و دومی آشكار است. برخی گویند: فاحشهٔ آشكار، طوافِ مردانِ لخت در روز و فاحشهٔ پنهان، طوافِ زنانِ لخت در شب است. جبائی گوید: مقصود همهٔ گناهان است.[۲۴]

۳. احزاب، ۳۲ و ۳۳

متن عربی

يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا(٣٢) وَقَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَىٰ ۖ وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِینَ الزَّکَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ ۚ إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا(٣٣)

برگردان فارسی

ای ﺯﻧﺎﻥِ پیامبر، ﺷﻤﺎ مانندِ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﺯﻧﺎﻥِ دیگر ﻧﻴﺴﺘﻴﺪ[.] ﺍﮔﺮ پرهیز می‌کنید[،] ﭘﺲ ﺩﺭ سخنْ ﻧﺮﻣﻰ ﻧﺸﺎﻥ ﻧﺪﻫﻴﺪ ﺗﺎ آن کس که ﺩﺭ دلش بیماری‌است طمع ببندد، ﻭ سخنی شناخته‌شده بگویید.(۳۲) و در خانه‌های خویش آرام گیرید و مانندِ جلوه‌گریِ جاهلیتِ نخستین، جلوه‌گر نشوید و نماز را به پای دارید و زکات را بدهید و از خدا و پیامبرش فرمانبَری کنید. جز این نیست که خدا می‌خواهد از شما ای اهل بیت(اهلِ خانه)، آلودگی را دور کند و شما را چنانکه باید و شاید، پاکیزه گردانَد.(۳۳)[۲۵]

توضیح

(۱) مخاطب: چنانچه ظاهر کلام ملاک قرار گیرد این آیات مخاطبی جز زنان پیامبر نمی‌تواند داشته باشد(نه همهٔ زنان مسلمان)؛ این دو آیه در ادامهٔ آیات ۲۸ تا ۳۱ سوره احزاب آمده که ترجمهٔ آن‌ها چنین است:

اى پيامبر به زنان خویش بگو اگر خواهانِ زندگانىِ دنیا و زینتِ آن هستید، پس بیایید شما را برخوردار کنم و به نیکویی رها سازم.(۲۸) و اگر خواستارِ خدا و پيامبرش و خانۀ آخرت باشيد، پس خدا براى نیكوكاران از شما پاداشى بزرگ آراسته است.(۲۹) اى زنانِ پيامبر، هركس از شما فاحشهٔ(زشت‌کاریِ) آشكاری آوَرَد، براى او عذاب، دوچندان افزوده می‌شود؛ و همانا آن کار بر خدا آسان است.(۳۰) و آن كس از شما که براى خدا و پيامبرش فروتن باشد و کرداری شايسته انجام دهد، پاداشش را دو برابر به او می‌دهیم و براى او روزیِ ارجمند فراهم می‌کنیم.(۳۱)[۲۶]

(۲) تَبَرُّج: این واژه غالباً به معنای جلوه‌گری آمده است؛ بدین‌گونه که زن خود را از بالای ساختمان جلوه‌گر می‌سازد.[۲۷][۲۸][۲۹] زنان عرب جاهلی عادت داشتند از درون خانه و در برابر پنجره‌ها و درها اندام برهنهٔ خود را برای رهگذران جلوه‌گر سازند.[۳۰] ″تَبَرُّج″ همچنین به معنای «با تکبر و تبختر راه رفتن» نیز نقل شده است.[۳۱][۳۲][۳۳][۳۴] با این همه، محمدحسین طباطبایی معنای گسترده و موسّعی از «جلوه‌گری» را درباره ″تبرّج″ منظور می‌دارد و در تفسیر المیزان می‌نویسد:

کلمه ″تَبَرُّج″ به معناى ظاهر شدن در برابرِ مردم است، همان‌طور که برجِ قلعه براى همه هویداست.[۳۵]

(۳) تبرج جاهلیت نخستین: درباره این اصطلاح در آثاری همچون تفسیر تبیان نوشتهٔ شیخ طوسی(زادهٔ ۳۷۴ه‍.ش/995م) چنین آمده است:

و گویند معنای تبرجِ جاهلیتِ نخستین آن چیزی‌است که اهلِ جاهلیت انجامش می‌دادند؛ زیرا آنان داشتنِ رفیق برای زنِ شوهردار را جایز می‌دانستند؛ پس نیمهٔ پایینِ بدنِ زن برای شوهرش بود[که دخول کند] و نیمهٔ بالایی‌اش برای رفیقش بود که او را ببوسد و در آغوش گیرَد.[۳۶][۳۷][۳۸][۳۹]

(۴) آیه تطهیر: در باور شیعه، بخش پایانی آیه ۳۳ - «جز این نیست...» به بعد، که به آیه تطهیر نامدار است - درباره پنج تن از خاندان نبوت(محمد، فاطمه، علی، حسن، حسین) بوده و بی‌ارتباط با بخش‌های آغازین آیه ۳۳ و نیز آیه ۳۲ احزاب است.[۴۰]

۴. احزاب، ۵۳ تا ۵۵

متن عربی

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلاَّ أَنْ يُؤْذَنَ لَکُمْ إِلي‏ طَعامٍ غَيْرَ ناظِرينَ إِناهُ وَ لکِنْ إِذا دُعيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَ لا مُسْتَأْنِسينَ لِحَديثٍ إِنَّ ذلِکُمْ کانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيي‏ مِنْکُمْ وَ اللَّهُ لا يَسْتَحْيي‏ مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ۚ ذَٰلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَقُلُوبِهِنَّ ۚ وَمَا کَانَ لَکُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَنْ تَنْکِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا ۚ إِنَّ ذَٰلِکُمْ کَانَ عِنْدَللَّهِ عَظِیمًا(٥٣) إِنْ تُبْدُوا شَيْئاً أَوْ تُخْفُوهُ فَإِنَّ اللَّهَ کانَ بِکُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليماً(٥٤) لا جُناحَ عَلَيْهِنَّ في‏ آبائِهِنَّ وَ لا أَبْنائِهِنَّ وَ لا إِخْوانِهِنَّ وَ لا أَبْناءِ إِخْوانِهِنَّ وَ لا أَبْناءِ أَخَواتِهِنَّ وَ لا نِسائِهِنَّ وَ لا ما مَلَکَتْ أَيْمانُهُنَّ وَٱتَّقِينَ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدًا(٥٥)

برگردان فارسی

ﺍﻯ کسانی ﻛﻪ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻳﺪ به خانه‌های پیامبر داخل نشوید مگر آنکه به شما برای خوراکی اذن داده شود بدونِ آنکه به جای آن بنگرید[پیگیرِ آماده شدنِ غذا نباشید.] ولی چنانچه خوانده شدید، درآیید و هرگاه خوردید پراکنده گردید و نه اینکه به گفتاری دمخور شوید. همانا آن کار پیامبر را آزار می‌دهد اما او از شما شرم می‌کند و خدا از [گفتنِ] حقیقت شرم ندارد. و هرگاه خواستارِ کالایی از آنان[زنانِ پیامبر] از پشتِ پرده باشید، این پاک‌تر است برای دل‌های شما و دل‌های آنان، و نرسد شما را که فرستادهٔ خدا را آزار دهید، و نه آنکه هیچگاه با همسرانش پس از او، آمیزش کنید. همانا آن کار نزدِ خدا بزرگ است.(۵۳) اگر چیزی را آشکار سازید یا نهفته داریدش، به راستی خدا بر همه چیز داناست.(۵۴) بر آن زنان باکی نیست در پدرانِ ایشان و نه فرزندانِ ایشان و نه برادرانِ ایشان و نه برادرزادگانِ ایشان و نه خواهرزادگانِ ایشان و نه زنانِ ایشان و نه آنچه دست‌های ایشان داراست[بردگان] و از خدا پرهیز کنید که خدا بر همه‌چیز گواه است.(۵۵)[۴۱]

توضیح

(۱) مخاطب: چنانکه از ظاهر آیات پیداست مخاطب این عبارات، اهل خانه و زنان پیامبر است و نه همهٔ خانه‌ها و زنان. در تفسیر نمونه اثر ناصر مکارم شیرازی آمده است:

منظور از "حجاب" در اين آيه پوشش زنان نيست، بلكه حكمى اضافه بر آن است كه مخصوص همسران پيامبر ص بوده و آن اينكه مردم موظف بودند به خاطر شرایط خاص همسران پيامبر ص هرگاه مى‌خواهند چيزى از آنان بگيرند از پشت پرده باشد، و آنها حتى با پوشش اسلامى در برابر مردم در اين‌گونه موارد ظاهر نشوند، البته اين حكم درباره زنان ديگر وارد نشده، و در آنها تنها رعايت پوشش كافى است.[۴۲]

با این حال گذشته از تفسیر متأخّر یادشده، در تاریخ اسلام این آیه دست‌آویزی برای پرده‌نشینی همه زنان بوده است؛ به گونه‌ای که علاوه بر تمام بدن زن، صدای او نیز عورت شمرده می‌شد. در نتیجه زنان جز در موارد استثنایی همچون بیماری و شاهد شدن در محاکم، حتی اجازه بیرون رفتن از خانه را نیز نداشتند.[۴۳][۴۴][۴۵]

(۲) تبادل زنان: دربارهٔ شیوهٔ برخورد بعضی از مسلمانان با زنان پیامبر اسلام و سبب پرده‌نشینی همسران وی، در آیات و روایات دیگر اشاراتی شده است. در مورد یک آیه قبل‌تر(آیه ۵۲ احزاب: «[ای پیامبر] از اين پس زنانِ [دیگر] براى تو حلال نيست، و نه اینکه آنان را با همسرانی بَدَل سِتانی گرچه زيبايىِ آنان تو را به شگفت آوَرَد؛ مگر آنچه دستت دارا شود[بردگانِ زن]. و خدا نگهبان بر همه‌چيز است.»[۴۶]) روایتی بدین شرح آورده‌اند که مسلمانی به خانهٔ پیامبر آمده و بدون اجازه در حُجرهٔ عایشه داخل گردید و سپس خطاب به محمد، خواستار مبادلهٔ عایشه با زن خود برای آمیزش جنسی شد. پیامبر رنجید و گفت این عمل حرام شده است.[۴۷][۴۸][۴۹][۵۰][۵۱][۵۲] [۵۳] [۵۴][۵۵][۵۶][۵۷] ابوالفتوح رازی(زادهٔ ۴۵۶ه‍ـ.ش/1077م) نویسندهٔ نخستین تفسیر شیعه به زبان فارسی، در باب این مسأله می‌نویسد:

عبداللّه بن زيد گفت: عرب در جاهليّت مبادلت كردندى به زنان، اين شبى زنِ او را بِبُردى و آن‌ديگر به بَدَلِ او زنِ او را ببردى. خداى تعالى گفت: اين معنى حلال نيست و اگرچه حُسنِ ايشان تو را به عجب آرَد، الّا در حقِّ پرستاران[کنیزان] كه اگر خواهى تا پرستارِ خود بدهى و پرستارِ او بستانى بر طريقِ مُعاوِضه و معارضه يا بر طريقِ اِباحَت، روا باشد يا بر سَبيلِ هِبه. عطاء بن يسار گفت از ابوهُرَيره كه: در جاهليّة عادت بودى كه يكديگر را گفتندى كه: انزل الىّ عن امرأتك انزل لك عن امرأتى: من نزول كنم براى تو از اهلِ خود، تو نيز نزول كن براى من از اهلت. و اين معنىِ مبادله است كه گفتيم. خداى تعالى اين آيت فرستاد و اين حُكم حرام كرد و نهى كرد از او. يک روز عُيَينَة بن حِصين در پيشِ رسول شد، و او در حجرۀ عایشه بود؛ بی دستورى[بدون اجازه]. رسول گفت: «يا عُيَينه چرا دستورى نخواستى؟» گفت: ″يا رسول اللّه! من هرگز دستورى نخواستم بر هيچ مرد از قبيلۀ مضر،″ آنگَه گفت: ″اين سرخک كيست در پهلوى تو نشسته؟″ گفت: «اين عایشه است.» عُيَينه گفت: ″أَ فَلاَ أَنْزِلُ لَكَ عَنْ أَحْسَنِ الْخَلْقِ: خواهى كه من فرود آيم[آورم] بر تو از نيكوترين خَلقانِ خداى؟″ رسول -عليه السّلام- گفت: «خداى تعالى اين معنى حرام كرد.» چون بيرون شد عایشه گفت: ″اين كيست؟″ رسول گفت: «هذا أَحمَقُ مُطاعٌ وَ إِنَّهُ عَلی ما تَرَینَ سَیِّدُ قَومِهِ: اين احمقی‌است مُطاع و سيّدِ قومِ خود است با اين حماقت كه مى‌بينى.»[۵۸]

(۳) نکاح(آمیزش عاطفی یا جنسی): در ترجمهٔ تفسیر مجمع‌البیان نوشتهٔ شیخ طَبرِسی(زادهٔ ۴۵۴ه‍.ش/1075م) چنین آمده است:

ﻧﻜﺎﺡ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی ″ﻋﻘﺪ″ ﻭ ″ﻋﻤﻞ ﺁﻣﻴﺰﺵ″ ﺁﻣﺪﻩ ولی بعضی ﻣﻰ‌ﮔﻮﻳﻨﺪ ﻛﻪ ﺍﺻﻞ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی ″ﻋﻤﻞ ﺁﻣﻴﺰﺵ″ ﺍﺳﺖ ﻭ ﭼﻮﻥ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻘﺪ ﺯﻳﺎﺩ ﺍﺳﺘﻌﻤﺎﻝ ﺷﺪﻩ ﻟﺬﺍ ﺍﻛﻨﻮﻥ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﻌﻨﺎی ﻋﻘﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ فهمیده می‌شود.[۵۹]

۵. احزاب، ۵۹ تا ۶۱

متن عربی

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَٰلِكَ أَدْنَىٰ أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا(٥٩) لَّئِن لَّمْ يَنتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلًا(٦٠) مَّلْعُونِينَ أَيْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِيلًا(٦١)

برگردان فارسی

ای پیامبر بگو به همسرانت و دخترانت و زنانِ مؤمنان که پوشش‌های خویش را بر خود نزدیک کنند، این نزدیک‌تر است بدان‌که شناخته شوند، پس آزار نشوند، و خدا آمرزندهٔ مهربان است.(۵۹) اگر منافقان(دوروها) و آنان که در دل‌هایشان بیماری‌است و اراجیف‌گویان در شهر، کوتاه نیایند همانا تو را بر آنان می‌شورانیم تا جز اندکی همسایگی‌ات نکنند؛(۶۰) رانده‌شدگان هرکجا یافته شوند، دستگیر شده و به سختی کشته می‌شوند.(۶۱)[۶۰]

توضیح

(۱) مخاطب: قرآن در آیاتی همچون آیه ۱۴ سورهٔ حجرات میان ″ایمان″ و ″اسلام″ و نتیجتاً مؤمن و مسلمان قائل به تمییز شده است: «اعراب گفتند ايمان آورديم. بگو هرگز ايمان نياورديد، ولی بگوييد اسلام آورديم. و هنوز ایمان درونِ دل‌هایتان نشده است. و اگر خدا و پيامبر او را فرمان بَريد از كرده‌هايتان چيزى كم نمى‌كند. خدا آمرزنده مهربان است.»[۶۱] همچنین از صادق - پیشوای ششم شیعیان - آورده‌اند که «ايمان، اقرار و عمل است؛ ولى اسلام، اقرار بدون عمل.»[۶۲] در نتیجه بر مبنای این تمایز و تکیه بر ظاهر کلام، آیات یادشده اگر گفته نشود فقط مؤمنان عصر پیامبر، حداکثر زنان و دختران پیامبر و مؤمنان را مخاطب قرار داده است و نه همهٔ مسلمانان. با این همه در فقه تشیع، ″مؤمن″ به فرد شیعه، و ″مسلم″ یا مخالف به فرد سنی اطلاق می‌شود؛ و به طور کلی فقهای شیعه و سنی تمایزی میان ″مؤمن″ و ″مسلم″ از جهت احکام اسلامی قائل نشده‌اند.[۶۳]

(۲) جَلباب(پوشش): مرتضی مطهری در کتاب مسئله حجاب پس از بررسی روایات گوناگون در این باره چنین نتیجه می‌گیرد:

چنانكه ملاحظه می‌فرمایید معنی ″جَلباب″[یا جِلباب] از نظر مفسران چندان روشن نیست. آنچه صحیح‌تر به نظر می‌رسد این است كه در اصل لغت، كلمه ″جَلباب″ شامل هر جامه وسیع می‌شده است ولی غالباً در مورد روسری‌هایی كه از چارقد بزرگتر و از ردا كوچكتر بوده است به كار می‌رفته است.[۶۴]

(۳) چرایی نزول: مفسران، شأن نزولی را نقل می‌کنند که در آن، سبب فرستادن آیه را آزارِ زنانِ آزاد به دست بیماردلان - در هنگامی که زنان آزاد و کنیزان، شبانه به دستشویی که در آن زمان همانند حمام در بیرون از خانه‌ها بود، می‌رفتند - دانسته است. بدین‌سان زنان مسلمان آزاد با رعایت حجاب از کنیزان(زنان برده اعم از مسلمان و نامسلمان[۶۵][۶۶][۶۷]) متمایز می‌شدند تا از تعرّض مصون بمانند.[۶۸][۶۹][۷۰][۷۱][۷۲] ابوالفتوح رازی(زادهٔ ۴۵۶ه‍ـ.ش/1077م) چنین آورده است:

مراد، جماعتى مُتَهَتِّكان بودند كه به شب بيرون آمدندى و دنبالِ زنان و پرستاران[کنیزان] داشتندى چون ايشان به قضا حاجتى رفتندى انگشت در ايشان زدندى اگر بايستادندى مقصودِ خود از ايشان حاصل كردندى و اگر زجر كردندى ايشان را بگريختندى. زنان اين شكايت با مردان بگفتند، مردان با رسول بگفتند، خداى اين آيت فرستاد. [...] پرستاری به عمرِ خطّاب بگذشت روى‌بازپوشيده، عمر او را به دِرّه[تازیانه] بِزَد و گفت: يا لَكاع![فرومایه!] مانندگى مى‌كنى به آزادان؟ آنگَه گفت: لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنٰافِقُونَ، گفت: اگر چنانكه منافقان بازنايستند و آنان كه در دل ايشان بيمارى‌است از تهمت و ريبت و فجور، يعنى زانيان.[۷۳]

محمدحسین طباطبایی در تفسیر المیزان با اشاره به شأن نزول یادشده می‌نویسد:

″ذلک ادنى ان یعرفن فلا یوذین″ - یعنى پوشاندنِ همه بدن به شناخته شدن به اینکه اهلِ عفت و حجاب و صلاح و سَدادند، نزدیک‌تر است. در نتیجه وقتى به این عنوان شناخته شدند، دیگر اذیت نمی‌شوند، یعنى اهلِ فسق و فجور متعرّضِ آنان نمی‌گردند. بعضى از مفسرین در معناى آن گفته‌اند: این پوشیدگى، نزدیک‌تر بودنِ ایشان به مسلمان بودن و آزاد بودن را می‌شناساند، چون زنانِ غیرمسلمان، و نیز کنیزان در آن دوره حجاب نداشتند، و حجاب علامتِ زنانِ مسلمان بود، و در نتیجه کسى متعرضِ آنان نمی‌شد، و حتى کسى نمی‌پنداشت که ایشان کنیز و یا غیرمسلمانند، و از ملتِ یهود و نصارى هستند لیکن معناى اول به ذهن نزدیک‌تر است.[۷۴]

(۴) بعضی از فقها ارتباطی میان آیات ۶۰ و ۶۱(«اگر منافقان» به بعد) با آیه ۵۹ قائل نشده‌اند و آن دو را آیاتی مستقل می‌دانند اما برخی دیگر - از جمله ناصر مکارم شیرازی در کتاب نکاح - بر پیوستگی آیات تصریح کرده‌اند:

اين آيه نازل شد كه زنان ترتيبى دهند تا شناخته شوند كه كنيز نيستند تا فُسّاق و فُجّار جرأت نداشته باشند به آنها جسارت كنند، قرآن به همين اكتفا نكرده و در آيات بعد منافقين و فجّار و فسّاق را به شديدترين لحن تهديد كرد: ″لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لا يُجاوِرُونَكَ فِيها إِلَّا قَلِيلًا مَلْعُونِينَ أَيْنَما ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتِيلًا″. وقتى اين آيه نازل شد همه فهميدند كه مسأله جدّى‌است و مجازات سختى براى آنها تعيين شده است.[۷۵][۷۶]

۶. نور، ۲۷ تا ۳۱

متن عربی

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِکُمْ حَتَّي تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا عَلي‏ أَهْلِها ذلِکُمْ خَيْرٌ لَکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ(٢٧) فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فيها أَحَداً فَلا تَدْخُلُوها حَتَّي يُؤْذَنَ لَکُمْ وَ إِنْ قيلَ لَکُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْکي‏ لَکُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ عَليمٌ(٢٨) لَيْسَ عَلَيْکُمْ جُناحٌ أَنْ تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ مَسْکُونَةٍ فيها مَتاعٌ لَکُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما تَکْتُمُونَ(٢٩) قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ۚ ذَٰلِکَ أَزْکَىٰ لَهُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ(٣٠) وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا ۖ وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُیُوبِهِنَّ ۖ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلَىٰ عَوْرَاتِ النِّسَاءِ ۖ وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوٓاْ إِلَى ٱللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ(٣١)

برگردان فارسی

ای کسانی که ایمان آوردید به خانه‌هایی جز خانه‌های خویش داخل نشوید تا آنکه آشنا گردید و بر اهلش سلام کنید، این برای شما بهتر است شاید که یادآور شوید.(۲۷) و اگر در آنها کسی را نیافتید داخل نشوید تا اذن داده شوید. و اگر به شما گفته شد که ″برگردید″، پس برگردید، این برایتان پاک‌تر است و خدا به آنچه انجام می‌دهید داناست.(۲۸) باکی بر شما نیست که به خانه‌های خالی از سَکَنه درآیید که برایتان بهره‌ای در آن‌هاست و خدا می‌داند آنچه را آشکار می‌کنید و آنچه را پنهان می‌دارید.(۲۹)

ﺑﻪ مردانِ مؤمن بگو چشم‌های ﺧﻮﺩ ﺭﺍ بپوشند ﻭ شرمگاه‌های خویش ﺭﺍ نگاه دارند، این برایشان پاک‌تر ﺍﺳﺖ، ﻫﻤﺎﻧﺎ ﺧﺪﺍ ﺁﮔﺎﻩ ﺍﺳﺖ به آﻧﭽﻪ ﻣﻰ‌ﺳﺎﺯﻧﺪ.(۳۰)

و به زنانِ مؤمن بگو چشم‌های خود را بپوشند و شرمگاه‌های خویش را نگاه دارند و اندامِ خویش را آشکار نسازند، مگر آنچه از آن پیداست، و روسری‌های خویش را به شکاف‌هایشان بزنند.

اندامِ خویش را آشکار نسازند مگر به شوهرانِ خود یا به پدرانِ خود یا به پدرانِ شوهرانِ خود یا به پسرانِ خود یا به پسرانِ شوهرانِ خود یا به برادرانِ خود یا به برادرزادگانِ خود یا به خواهرزادگانِ خود یا به زنانِ خود یا به آنچه دست‌های ایشان داراست[بردگان] یا پِی‌روانی از مردان که سوءنظر(یا شهوت یا نیاز) ندارند یا کودکانی که بر شرم‌گاه‌های زنان چیره نشده‏‌اند. و زنان پاهای خود را نکوبند برای اینکه از اندامِ خویش آنچه نهفته دارند دانسته شود.

و همگی بازگشت کنید به سوی خدا ای مؤمنان؛ شاید که رستگار شوید.(۳۱)[۷۷]

توضیح

(۱) استیذان یا اجازه خواستن برای ورود به خانه‌ها: در ترجمهٔ تفسیر مجمع‌البیان نوشتهٔ شیخ طَبرِسی(زادهٔ ۴۵۴ه‍.ش/1075م) چنین آمده است:

در روایت است كه مردی خدمت پیامبر عرض كرد: ″از مادرم هم اجازه بگيرم؟″ فرمود: «آری.» گفت: ″او به جز من خادمی ندارد. آیا باید از او اجازه بگیرم؟″ فرمود: «آيا میل داری او را عریان ببینی؟» مرد جواب داد: ″نه.″ فرمود: «پس اجازه بگیر.»[۷۸]

(۲) غَظِّ بَصَر(چشم‌پوشی): آورده‌اند که به معنای خودداری از نگاه کردن به فَرْج یا شرمگاه دیگران است.[۷۹][۸۰]

(۳) حفظ فَرْج(نگاه داشتن شرمگاه): واژه ″فَرْج″ در لغت به معنای «گشادگی بین دو چیز» و کنایه از آلت تناسلی مرد و زن است[۸۱] و در کنار ″عورت″(قُبُل و دُبُر یا همان جلو و عقب پایین‌تنه)[۸۲] و ″سوآت″(زشتی‌ها) در اشاره به شرمگاه انسان به کار رفته است.[۸۳] آورده‌اند که مراد از «حفظ فرج» در تمام قرآن، خودداری از زناست جز این آیه که به خودداری از نگاه کردن به ″فَرْج″ نظر دارد.[۸۴][۸۵][۸۶]

(۴) زینت: برای این واژه عمدتاً سه معنی اندام(زینت طبیعی زن)[۸۷][۸۸] و جامه(زینت مصنوع و ساخته بشر)[۸۹][۹۰] و آرایش(گونه‌ای دیگر از زینت مصنوعی) آورده شده است. اغلب فقیهان این کلمه را به ″مواضع زینت″ تفسیر کرده و با استناد به روایات، چهره و دست‌ها و بعضاً پاها را مصداق «الا ما ظهر منها: آنچه از آن پیداست» دانسته‌اند. محمدحسین طباطبایی در تفسیر المیزان چنین بیان می‌کند:

مراد از ″زینتِ زنان″ مواضعِ زینت است، زیرا اظهارِ خودِ زینت از قبیلِ گوشواره و دست‌بند حرام نیست، پس مراد از اظهارِ زینت، اظهارِ محلِ آنهاست.[۹۱]

ناصر مکارم شیرازی در تفسیر نمونه، زینت را چنین شرح می‌دهد:

بعضى، زينتِ پنهان را به معنىِ زينتِ طبيعى (اندامِ زيباى زن) گرفته‌اند، در حالى كه كلمه‌ی ″زينت″ به اين معنى كمتر اطلاق مى‌شود. بعضى ديگر، آن را به معنىِ ″محلِ زينت″ گرفته‌اند، زيرا آشكار كردنِ خودِ زينت مانندِ گوشواره و دستبند و بازوبند به تنهایى مانعى ندارد، اگر ممنوعيتى باشد مربوط به محلِ اين زينت‌ها است، يعنى گوش‌ها و گردن و دست‌ها و بازوان. بعضى ديگر، آن را به معنىِ خودِ ″زينت‌آلات″ گرفته‌اند منتها در حالى كه روى بدن قرار گرفته، و طبيعى‌است كه آشكار كردنِ چنين زينتى توام با آشكار كردن اندامى‌است كه زينت بر آن قرار دارد. (اين دو تفسيرِ اخير از نظرِ نتيجه يكسان است هر چند از دو راه مسأله تعقيب مى‌شود). حق اين است كه ما آيه را بدونِ پيش‌داورى و طبقِ ظاهرِ آن تفسير كنيم كه ظاهرِ آن همان معنىِ سوم است و بنابراين، زنان حق ندارند زينت‌هایى كه معمولاً پنهانى‌است آشكار سازند، هر چند اندامشان نمايان نشود، و به اين ترتيب آشكار كردنِ لباس‌هاى زينتىِ مخصوصى را كه در زيرِ لباسِ عادى يا چادر مى‌پوشند مجاز نيست، چرا كه قرآن از ظاهر ساختنِ چنين زينت‌هایى نهى كرده است.[۹۲]

با این حال اگر این تفسیر مشهور فقهی پذیرفته شود(مواضع زینت) در این صورت با استناد به آنچه در سوره اعراف آمد - زینت به معنی جامه پوشاننده عورت - منظور از «زینت»: ″ناحیه دامن از اندام زنان″ و مقصود از «الا ما ظهر منها»: ″ظهور متعارف یا اتفاقی″ در اثر اَعمال روزمره‌ای چون نشست‌وبرخاست و کار کردن خواهد بود. با وجود این، امیرحسین ترکاشوند علت ابهام زینت را تعمد قرآن در واگذاریِ مصادیقِ منجر به مهارِ فحشا بر عهدهٔ عقل و عقلا به اقتضای زمان و مکان می‌داند، و احتمال الحاق تنه و بازو را به ناحیه دامن مطرح می‌کند.[۹۳]

(۵) جَیوب(شکاف‌ها) و خُمُر(روسری‌ها) و ملک یمین(برده): درباره معنای این واژگان، محمدحسین طباطبایی در تفسیر المیزان می‌نویسد:

کلمه ″خُمُر″ - به دو ضمه - جمعِ ″خِمار″ است، و خِمار آن جامه‌اى‌است که زن، سرِ خود را با آن مى‌پیچد، و زائدِ آن را به سینه‌اش آویزان مى‌کند. و کلمه ″جَیوب″، جمع جَیب - به فتح جیم و سکون یاء - است که معنایش ‌ معروف است[شکاف و سوراخ] ، و مراد از جَیوب، سینه‌هاست، و معنایش این است که به زنان دستور بده تا اطراف مقنعه‌ها را به سینه‌هاى خود انداخته، آن را بپوشانند. [...] اطلاق جمله‌ی ″أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُنَّ″ هم شامل غلامان می‌شود و هم کنیزان، و از روایات نیز این اطلاق استفاده می‌شود.[۹۴]

مرتضی مطهری در کتاب مسئله حجاب ″خُمُر″ را روسری‌های کوچک دانسته است.[۹۵]

(۶) نِسَائِهِنَّ(زنان خود): به معنای «مطلقِ جنسِ زن»[۹۶]، «زنان آشنا»[۹۷]، «صرفاً زنان مسلمان(و نه غیرمسلمان از جمله مسیحی و یهودی و زرتشتی)»[۹۸] آمده است. ابوالفتوح رازی(زادهٔ ۴۵۶ه‍.ش/1077م) روایت اخیر را چنین نقل می‌کند:

عباده گفت: عُمَرِ خطّاب نامه نبشت به ابوعُبَيده جرّاح آنجا كه او عامل بود، گفت: شنيدم كه زنانِ اهلِ كتاب با زنانِ مسلمانان به یک‌جاى به گرمابه مى‌شوند، تمكين مكن ايشان را ازآن‌كه با زنانِ مسلمانان به گرماوه روند، و اندامِ ايشان ببينند.[۹۹]

(۷) التَّابِعِینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجال: به معنای مردان «سفیه»[۱۰۰]، «اَخته»[۱۰۱]، «تهیدست»[۱۰۲]، «سالمند»[۱۰۳]، «خدمتکار»[۱۰۴]، «آنان‌ كه زنان از ايشان شرم ندارند»[۱۰۵]، «فاقد سوءنظر و چشم‌پاک»[۱۰۶] آمده است.

(۸) ترجمهٔ توضیحی آیات ۳۰ و ۳۱ نور: با توجه به تفاسیر یادشده در اینجا و آیات پیشین، ترجمهٔ توضیحی چنین خواهد بود:

[ای پیامبر] ﺑﻪ مردانِ مؤمن بگو چشم‌های ﺧﻮﺩ ﺭﺍ [از دیدنِ شرمگاهِ زنان] بپوشند ﻭ شرمگاه‌های خویش ﺭﺍ [از زنا کردن] نگاه دارند، این برایشان پاک‌تر ﺍﺳﺖ، ﻫﻤﺎﻧﺎ ﺧﺪﺍ ﺁﮔﺎﻩ ﺍﺳﺖ به آﻧﭽﻪ ﻣﻰ‌ﺳﺎﺯﻧﺪ.(۳۰)

و به زنانِ مؤمن بگو چشم‌های خود را [از دیدنِ شرمگاهِ مردان] بپوشند و شرمگاه‌های خویش را [از زنا دادن] نگاه دارند و [ناحیهٔ دامنِ] اندامِ خویش را آشکار نسازند، مگر آنچه از آن [به واسطهٔ نوعِ جامه یا نشست و برخاست و کار کردن و سایرِ اعمالِ متعارف] پیداست، و روسری‌های خویش را [که همانندِ مردان در بیرون از خانه به دلیلِ گرمای طاقت‌فرسای حجاز به سر و پشتِ گردن انداخته‌اند] به شکافِ[سینه‌]هایشان بزنند.

[ناحیهٔ دامنِ] اندامِ خویش را آشکار نسازند [و لختِ مادرزاد نشوند] مگر به شوهرانِ خود یا به پدرانِ خود یا به پدرانِ شوهرانِ خود یا به پسرانِ خود یا به پسرانِ شوهرانِ خود یا به برادرانِ خود یا به برادرزادگانِ خود یا به خواهرزادگانِ خود یا به زنانِ خود[که می‌شناسیدشان] یا به آنچه دست‌های ایشان داراست[بردگانتان اعم از مرد و زن که در خانه‌هایتان به شما خدمت می‌کنند] یا پِی‌روانی از مردان که سوءنظر(یا شهوت یا نیاز) ندارند یا کودکانی که بر شرم‌گاه‌های زنان چیره نشده‏‌اند. و زنان پاهای خود را [از روی عمد و با کلاه شرعی ساختن از عبارت ″الا ما ظهر منها″(آنچه از آن پیداست)] نکوبند برای اینکه از [ناحیهٔ دامنِ] اندامِ خویش آنچه نهفته دارند دانسته شود.

و همگی بازگشت کنید به سوی خدا ای مؤمنان؛ شاید که رستگار شوید.(۳۱)

(۹) توصیه به نکاح: در قرآن بلافاصله پس از آیات یادشده درباره حجاب به نکاح(آمیزش عاطفی یا جنسی) توصیه شده است. ترجمهٔ آیات ۳۲ و ۳۳ نور چنین است:

و آمیزش دهید بی‌جفتان از خودتان، و شایستگانی از بنده‌ها و کنیزهای خویش را. اگر نیازمند باشند خدا از فضل خویش بی‌نیازشان می‌گردانَد و خدا گشایشگری داناست.(۳۲) و باید کسانی از شما که آمیزشی نمی‌یابند [از زنا با افراد همسردار یا کناره‌جو] خودداری کنند تا خدا از فضلِ خویش بی‌نیازشان گرداند. و کَسانی از آنچه دست‌هایتان داراست[بردگان] که خواستارِ بازخریدِ خویش[و آزادسازیِ خود از بردگی] هستند پس اگر به خیری در آنها آگاه شدید بازخریدشان کنید و به ایشان از داراییِ خدا که به شما داده است دارایی دهید. و برای آنکه بهرهٔ زندگیِ دنیا را بجویید به ناخواه کنیزانِ خویش را - اگر کناره‌جویی کنند - به روسپی‌گری وادار نکنید. و آن‌کس که به‌ناخواه وادارشان کند همانا خدا پس از واداشتنشان، آمرزندهٔ مهربان است.(۳۳)[۱۰۷]

۷. نور، ۵۸ تا ۶۰

متن عربی

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنْکُمُ الَّذينَ مَلَکَتْ أَيْمانُکُمْ وَ الَّذينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْکُمْ ثَلاثَ مَرَّاتٍ مِنْ قَبْلِ صَلاةِ الْفَجْرِ وَ حينَ تَضَعُونَ ثِيابَکُمْ مِنَ الظَّهيرَةِ وَ مِنْ بَعْدِ صَلاةِ الْعِشاءِ ثَلاثُ عَوْراتٍ لَکُمْ لَيْسَ عَلَيْکُمْ وَ لا عَلَيْهِمْ جُناحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَيۡكُم بَعۡضُكُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖۚ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمُ ٱلۡأٓيَٰتِۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٞ(٥٨) وَ إِذا بَلَغَ الْأَطْفالُ مِنْکُمُ الْحُلُمَ فَلْيَسْتَأْذِنُوا کَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمۡ ءَايَٰتِهِۦۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٞ(٥٩) وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ اللَّاتِی لَا یَرْجُونَ نِکَاحًا فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُنَاحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیَابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِینَةٍ ۖ وَأَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٞ(٦٠)

برگردان فارسی

ای کسانی که ایمان آوردید آنان را که دست‌هایتان داراست[بردگان] و آن‌هایی از شما که به بلوغ نرسیده‌اند، سه بار از شما اذن بگیرند: پیش از نمازِ بامداد و در نیمروز که پوشاک‌های خود را می‌اندازید و پس از نمازِ خفتن. برای شما سه عورت(شرمگاه) است و پس از آن بر ایشان باکی نیست که از گردش‌کنندگان به دورِ شما باشند [و] برخی از شما بر برخی دیگر [گردش کنید.] بدین‌سان خدا نشانه‌ها را برای شما آشکار می‌سازد و خدا دانای سنجیده‌کار است.(۵۸) و هنگامی که کودکانِ شما به بلوغ برسند باید اذن بگیرند چنان‌که آنانی که پیش از ایشان بودند اذن خواستند. بدین‌سان خدا نشانه‌های خود را برای شما آشکار می‌سازد و خدا دانای سنجیده‌کار است.(۵۹) و نشستگان از زنانی که چشم‌داشت به آمیزش ندارند، بر ایشان باکی نیست که پوشاک‌های خود را بیندازند بدون آنکه جلوه‌گرِ اندام باشند، و اگر خودداری کنند برایشان بهتر است، و خدا شنوای داناست.(۶۰)[۱۰۸]

توضیح

(۱) وضع ثیاب(انداختن پوشاک‌ها) و عورت(شرمگاه): این دو مورد را در آیات یادشده به معنای کنایی آمیزش جنسی دانسته‌اند. از جمله[۱۰۹][۱۱۰][۱۱۱][۱۱۲] شیخ طَبرِسی(زادهٔ ۴۵۴ه‍.ش/1075م) در تفسیر مجمع‌البیان می‌نویسد:

ثَلاثُ عَوْراتٍ لَكُمْ: اين سه وقت برای شما عورت‌اند. علت اينكه وقت را عورت ناميده، اين است كه انسان در اين اوقات لباس را از تن بيرون می‌كند و عورتش ظاهر می‌شود. سدی می‌گوید: بعضی از اصحاب دوست می‌داشتند كه در اين سه وقت با همسران خود در آميزند و با غسل به مسجد بروند و نماز بخوانند. خداوند امر كرد كه غلامان و اطفال در اين سه وقت اجازه بگيرند.[۱۱۳]

با این حال ناصر مکارم شیرازی در کتاب نکاح ضمن بحث در مورد پوشش زنان یائسه چنین می‌نویسد:

چند احتمال داده شده است: احتمال اوّل: منظور از ثياب تمام لباس‌ها غير از عورت است. جواب: اين احتمال خيلى بعيد است و در هيچ مذهب و مكتبى چنين نيست. و قطعاً آيه منصرف از اوست. [...] و لكن الانصاف: با قطع نظر از روايات، ظاهر آيه اين است كه تمام لباس‌هایى كه متعارف است (جَلباب، خِمار، مقنعه) مى‌توانند بردارند.[۱۱۴]

(۲) چرایی نزول: ابوالفتوح رازی(زادهٔ ۴۵۶ه‍ـ.ش/1077م) شأن نزول دیگری را برای این آیات بیان می‌کند که نشانگر عادی بودن برهنگی در آن زمان است؛ به حدی که غلامان نیز ابایی نداشتند زنان را به کلی عریان ببینند:

مُقاتِل گفت: آيت در زنى آمد نامِ او اَسماء بنتِ مَرثَد. او را غلامى بود بزرگ، وقتى ناگاه در سراى شد، او را از آن كراهت آمد، و او بر حالتى كه نخواست كه او را غلام چنان بيند، بيامد و گفت: ″يا رسول‌اللّه! اين غلامان و خدمت‌كاران در سراى ما مى‌آيند در اوقاتى كه ما را از آن كراهت است.″ خدای تعالى اين آيت فرستاد. وَ اللّٰهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ، و خداى تعالى دانا و محكم‌كار است. و بعضى مفسّران گفتند: حكمِ اين آيت منسوخ است، و اين آنگَه بود كه سرای‌ها را در نبود و پرده‌ها آويخته نبود، چون حال چنين بود و خداى تعالى در اين اوقات استيذان فرمود، آنگه منسوخ كرد اين حكم، و اين درست نيست.[۱۱۵]

در روایاتی دیگر، حالت خاص برهنگی را که اسماء از آن کراهت داشت آمیزش وی با شوهرش دانسته‌اند:

اسماء خطاب به رسول‌الله گفت: زن و شوهر در حالی که زیر یک لحاف‌اند غلامشان بدون اذن بر آن‌ها وارد می‌شود.[۱۱۶][۱۱۷][۱۱۸]

از قول ابن عباس آمده است:

چه بسا مردی که خدمتکار یا فرزند یا یتیمش بود بر حجرهٔ او وارد می‌شد و او بر روی اهلش بود[آمیزش می‌کرد] پس خدا دستور داد در آن عورت‌ها که نام برد، اذن بگیرند.[۱۱۹][۱۲۰]

(۳) نکاح یا آمیزش: این واژه به هر دو مورد آمیزش جنسی و آمیزش عاطفی معنا شده است؛ ناصر مکارم شیرازی می‌نویسد:

ارباب لغت و فقها در معنی کلمه نکاح شدیداً اختلاف دارند و این اختلاف بر محور چهار قول دور می‌زند:

  • ۱. حقیقت در عقد است(نکاح یعنی عقد نکاح).
  • ۲. حقیقت در آمیزش جنسی و مُواقعه است.
  • ۳. مشترک بین عقد و مواقعه است.
  • ۴. در هیچ‌کدام حقیقت نیست و این معنی مجاز است و بعضی گفته‌اند که معنی حقیقی آن ″اختلاط″(مخلوط شدن) است.[۱۲۱]

(۴) قواعد من النسا: چنانچه ظاهر آیات ملاک قرار گیرد محتوای آیه ۶۰ نیز به دنبال آیات ۵۸ و ۵۹ آمده و زنان نشسته(یا شاید پیرزنان) را - که جلوه‌گر اندام خود نیستند و توقع آمیزش هم ندارند - از اذن گرفتن برای ورود، اجبار به خروج از خانه یا اجبار به تن کردن پوشش‌هایشان معاف کرده است. با وجود این، نویسنده حجاب شرعی در عصر پیامبر این معنا از آیه را محتمل ندانسته و آیه ۶۰ نور را درباره زنان خانه‌نشینی می‌داند که تمایل به ازدواج دائم ندارند، و خداوند به آنان اجازه ازدواج موقت را می‌دهد به شرط اینکه با تَبَرُّج - یعنی نصب پرچم بر سر خانه یا به نمایش گذاردن اندام برهنه خود در برابر رهگذران از طریق پنجره و درِ خانه - در صدد یافتن همسر موقت برنیایند. و چنانچه خویشتن‌داری(یا ازدواج دائم) کنند برایشان بهتر است.[۱۲۲] با این همه بنا بر نظر مشهورِ فقها، آیه یادشده به اختیاری بودن پوشاندن سر و برخی قسمت‌های دیگر از بدن زنان یائسه اشاره دارد. بنابراین آزادی روسری برای زنان یائسه و اقلیت‌های دینی، نمی‌تواند از نظر مجتهدین شیعه مشکل شرعی داشته باشد و می‌تواند قانوناً نیز استثنا شود.[۱۲۳] مکارم شیرازی در فتوای خود می‌نویسد که زنان یائسه حتی بیشتر از صرف موها را می‌توانند در معرض دید نامحرم قرار دهند اما «این مسأله را به صورت عمومی و برای مردم اعلام نمی‌کنیم.»

حکم رعایت حجاب برای زنان یائسه

  • پرسش: حجاب برای زنانی که به سن یائسگی رسیده‌اند، چه حکمی دارد؟
    • پاسخ: اولاً حجاب در مورد زنان یائسه‌ای که رغبتی برای ازدواج با آنها نیست واجب نمی‌باشد و رجحان دارد، البته اگر ترک حجاب منشاء مفاسدی گردد لازم است حجاب را رعایت کنند. ثانیاً مختص موها نیست یعنی می‌توانند مقداری از سر و گردن و مقداری از دست‌ها را نپوشانند. ثالثاً این حکم شامل همه زنان شوهردار و غیرشوهردار که در این سنّ می‌باشند، شامل می‌شود. رابعاً این مسأله را به صورت عمومی و برای مردم اعلام نمی‌کنیم.[۱۲۴]

مآخذ ترجمه

  • ترجمه کلمه به کلمه و وفادار به متن عربی قرآن از محمدکاظم معزی[۱۲۶]
  • تارنمای ام‌الکتاب[۱۲۸]
  • پایگاه جامع قرآنی[۱۲۹]
  • تارنمای تدبر(بنیاد علوم و معارف اسلامی)[۱۳۱]
  • تارنمای پارس‌قرآن[۱۳۳]

منابع

  1. آیا در اسلام، پوشاندن سر بر کنیزان واجب نبوده و آنان در صورت پوشش باید تنبیه شوند؟، اسلام کوئست
  2. مسئلهٔ حجاب، مرتضی مطهری (مجموعه آثار، جلد ۱۹، ص۵۵۲). پایگاه جامع مرتضی مطهری
  3. نگاهی به یک قاعده و دو استثنا در موضوع حجاب، محمد سروش محلاتی، مجله مطالعات راهبردی زنان، ۱۳۸۶، ش ۳۷. پرتال جامع علوم انسانی
  4. ترجمه تفسیر المیزان، محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۵(۲۰ جلد)، ص۱۵۶. تارنمای کتابخانه فقاهت
  5. حجاب و پوشش در قرآن، استثنای سوم: قواعد. مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم
  6. حجاب شرعی در عصر پیامبر، امیرحسین ترکاشوند، اردیبهشت ۱۳۹۰، ص۶۴۲
  7. گاهشمار حجاب در ایران: روند گسترش حجاب، پایگاه خبری جماران
  8. متن و ترجمه‌های آیات ۲۰ و ۲۲ و ۲۶ و ۲۷ اعراف، پایگاه جامع قرآنی
  9. ترجمه تفسیر المیزان، محمدحسین طباطبایی، جلد ۸(۲۰ جلد)، ص۸۷
  10. قرآن، ترجمه مهدی محیی‌الدین الهی قمشه‌ای. تارنمای پارس‌قرآن
  11. ترجمه تفسیر المیزان، محمدحسین طباطبایی، جلد ۸(۲۰ جلد)، ص۱۰۳
  12. متن و ترجمه‌های آیات ۳۱ تا ۳۳ اعراف
  13. تفسیر طبری، محمد بن جریر طبری(زادهٔ ۲۱۸ه‍.ش/839م)، جلد ۱۲، ص۳۹۸
  14. تفسیر قرآن عظیم، محمد بن ابی‌حاتم رازی(زادهٔ ۲۳۳ه‍.ش/854م)، جلد ۵، ص۷۵
  15. ترجمه مجمع‌البیان فی تفسیرالقرآن، شیخ طَبرِسی(زادهٔ ۴۵۴ه‍.ش/1075م)، ترجمه محمد بیستونی، مشهد: انتشارات آستان قدس رضوی، جلد ۹، ص۸۷
  16. تفسیرخازن، علی بن محمد خازن(زادهٔ ۶۵۸ه‍.ش/1279م)، جلد ۲، ص۱۹۵
  17. ترجمه تفسیر المیزان، محمدحسین طباطبایی، جلد ۸(۲۰ جلد)، ص۱۰۸
  18. روض‌الجنان و روح‌الجنان فی تفسیر القرآن، ابوالفتوح رازی(زادهٔ ۴۵۶ه‍ـ.ش/1077م)، تصحیح محمدجعفر یاحقی، مشهد: بنیاد پژوهش‌های اسلامی وابسته به آستان قدس رضوی، ۱۳۷۶، جلد ۸، ص۱۷۳
  19. تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی، تهران: دارالکتب الاسلامیه، چاپ ۳۲، ۱۳۷۴ه‍.ش، جلد ۶(۲۷ جلد)، ص۱۴۸
  20. مسئلهٔ حجاب، مرتضی مطهری (مجموعه آثار، جلد ۱۹، ص۴۷۷)
  21. تفسیر قرآن عظیم، محمد بن ابی‌حاتم رازی(زادهٔ ۲۳۳ه‍.ش/854م)، جلد ۵، ص۶۹
  22. تفسیر ثعلبی، ابواسحاق احمد ثعلبی(درگذشتهٔ ۴۱۵ه‍.ش/1036م)، جلد ۴، ص۲۳۰
  23. نهج‌البیان عن کشف معانی القرآن، محمد بن حسن شیبانی(درگذشتهٔ ۱۸۴ه‍.ش/805م)، جلد ۲، ص۳۳۲
  24. ترجمه مجمع‌البیان فی تفسیرالقرآن، شیخ طَبرِسی(زادهٔ ۴۵۴ه‍.ش/1075م)، ترجمه محمد بیستونی، مشهد: انتشارات آستان قدس رضوی، جلد ۹، ص۹۲
  25. متن و ترجمه‌های آیات ۳۲ و ۳۳ احزاب
  26. متن و ترجمه‌های آیات ۲۸ تا ۳۱ احزاب
  27. تفسیر بیضاوی، ناصرالدین عبدالله بیضاوی(درگذشتهٔ ۶۶۵ه‍.ش/1286م)، جلد ۲، ص۲۲۱
  28. تفسیر غریب‌القرآن، فخرالدین طُرِیحی(زادهٔ ۹۵۰ه‍.ش/1571م)، ص۱۵۱
  29. تفسیر روح‌المعانی، شهاب‌الدین آلوسی(زادهٔ ۱۱۸۱ه‍.ش/1802م)، جلد ۲۲، ص۸
  30. حجاب شرعی در عصر پیامبر، امیرحسین ترکاشوند، اردیبهشت ۱۳۹۰، ص۴۲۷
  31. مجمع‌البیان فی تفسیرالقرآن، شیخ طَبرِسی(زادهٔ ۴۵۴ه‍.ش/1075م)، جلد ۸، ص۱۵۵
  32. تفسیر تبیان، شیخ طوسی(زادهٔ ۳۷۴ه‍.ش/995م)، بیروت: احياء التراث العربي، جلد ۸، ص۳۳۹
  33. دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دایرةالمعارف اسلامی، ص۴۴۴۳
  34. بحارالانوار، محمدباقر مجلسی(زادهٔ ۱۰۰۶ه‍.ش/1627م)، جلد ۲۲، ص۱۷۶
  35. ترجمه تفسیر المیزان، محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۶(۲۰ جلد)، ص۴۶۲
  36. تفسیر تبیان، شیخ طوسی(زادهٔ ۳۷۴ه‍.ش/995م)، بیروت: احياء التراث العربي، جلد ۸، ص۳۳۹
  37. مجمع‌البیان فی تفسیرالقرآن، شیخ طَبرِسی(زادهٔ ۴۵۴ه‍.ش/1075م)، جلد ۸، ص۱۵۵
  38. بحارالانوار، محمدباقر مجلسی(زادهٔ ۱۰۰۶ه‍.ش/1627م)، جلد ۲۲، ص۱۷۶
  39. سفینةالبحار، شیخ عباس قمی، نشر اسوه، جلد ۱، ص۷۱۷
  40. دانشنامه کلام اسلامی، جمعی از پژوهشگران، ص۱۱
  41. متن و ترجمه‌های آیات ۵۳ تا ۵۵ احزاب
  42. تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی، تهران: دارالکتب الاسلامیه، چاپ ۳۲، ۱۳۷۴ه‍.ش، جلد ۱۷(۲۷ جلد)، ص۴۰۱
  43. تفسیر قرطبی، شمس‌الدین قُرطُبی(درگذشتهٔ ۶۵۲ه‍.ش/1273م)، بیروت: مؤسسة التاريخ العربي، ۱۴۰۵ه‍.ق/۱۳۶۴ه‍.ش/1985م، جلد ۱۴، ص۲۲۷
  44. تذکرةالفقها، علامه حسن حلّی(زادهٔ ۶۳۰ه‍.ش/1251م)، جلد ۲، ص۵۷۳
  45. بحارالانوار، محمدباقر مجلسی(زادهٔ ۱۰۰۶ه‍.ش/1627م)، جلد ۱۰۳، ص۲۵۰
  46. متن و ترجمه‌های آیه ۵۲ احزاب
  47. تفسیر ثعلبی، ابواسحاق احمد ثعلبی(درگذشتهٔ ۴۱۵ه‍.ش/1036م)، جلد ۸، ص۵۶
  48. تفسیر کَشّاف، جارالله زمخشری(زادهٔ ۴۵۴ه‍.ش/1075م)، جلد ۳، ص۵۵۳
  49. تفسیر جوامع‌الجامع، شیخ طَبرِسی(زادهٔ ۴۵۴ه‍.ش/1075م)، مؤسسه نشر اسلامی وابسته به جامعه مدرسین قم، ۱۴۲۱ه‍.ق(۱۳۷۹ه‍.ش)، جلد ۳، ص۷۶
  50. تفسیر بحرالمحیط، ابوحیان اندلسی(زادهٔ ۶۳۵ه‍.ش/1256م)، بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۴۲۲ه‍.ق/۱۳۸۰ه‍.ش/2001م، جلد ۷، ص۲۳۵
  51. تفسیر قرطبی، شمس‌الدین قُرطُبی(درگذشتهٔ ۶۵۲ه‍.ش/1273م)، بیروت: مؤسسة التاريخ العربي، ۱۴۰۵ه‍.ق/۱۳۶۴ه‍.ش/1985م، جلد ۱۴، ص۲۲۱
  52. تفسیر ابن کثیر، ابن کثیر(زادهٔ ۶۸۱ه‍.ش/1302م)، جلد ۶، ص۳۹۸
  53. غرائب القرآن و رغائب الفرقان، نظام‌الدین حسن قمی نیشابوری(درگذشتهٔ ۷۰۷ه‍.ش/1328م)، جلد ۵، ص۴۷۲
  54. تفسیر درالمنثور، جلال‌الدین سیوطی(زادهٔ ۸۲۴ه‍.ش/1445م)، جلد ۶، ص۶۳۸
  55. تاريخ الخميس فی احوال انفس النفيس، حسین بن محمد دیاربکری(درگذشتهٔ ۹۳۸ه‍.ش/1559م)، جلد ۲، ص۱۵۴
  56. سراج‌المنیر، شمس‌الدین خطیب شربینی، (درگذشتهٔ ۹۴۸ه‍.ش/1569م)، جلد ۳، ص۲۶۴
  57. یادداشت‌های استاد مطهری، مرتضی مطهری، انتشارات صدرا، ۱۳۸۵، جلد ۵، ص۱۶۸
  58. روض‌الجنان و روح‌الجنان فی تفسیر القرآن، ابوالفتوح رازی(زادهٔ ۴۵۶ه‍ـ.ش/1077م)، تصحیح محمدجعفر یاحقی، مشهد: بنیاد پژوهش‌های اسلامی وابسته به آستان قدس رضوی، ۱۳۷۶، جلد ۱۶، ص۱۱
  59. ترجمه مجمع‌البیان فی تفسیرالقرآن، شیخ طَبرِسی(زادهٔ ۴۵۴ه‍.ش/1075م)، ترجمه محمد بیستونی، مشهد: انتشارات آستان قدس رضوی، جلد ۲، ص۳۰۳
  60. متن و ترجمه‌های آیات ۵۹ تا ۶۱ احزاب
  61. اسلام و ایمان؛ شباهت‌ها و تفاوت‌ها، طاهره کمالی، بشارت، ۱۳۸۳، ش ۴۵
  62. ترجمه اصول کافی، شیخ کلینی(زادهٔ ۲۵۱ه‍.ش/872م)، ترجمه محمدباقر کمره‌ای، قم: نشر اسوه، چاپ سوم، ۱۳۷۵، جلد ۴(۶ جلد)، ص۸۱
  63. نگاهى مقايسه‌اى به جهان‌شمولى حقوق بشر در اسلام، محمدرضا باقرزاده، ماهنامه معرفت، مهر ۱۳۸۳، ش ۸۲، ص۶
  64. مسئلهٔ حجاب، مرتضی مطهری (مجموعه آثار، جلد ۱۹، ص۵۰۲)
  65. وسایل‌الشیعه، شیخ حر عاملی(زادهٔ ۱۰۰۳ه‍.ش/1624م)، قم: مؤسسه آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث، جلد ۴، ص۴۱۲
  66. تفسیر واحدی، ابوالحسن علی واحدی(زادهٔ ۴۵۵ه‍.ش/1076م)، جلد ۲، ص۸۷۳
  67. الينابيع الفقهية، علی‌اصغر مروارید، جلد ۲۷، ص۳۷۴
  68. تفسیر قرآن عظیم، محمد بن ابی‌حاتم رازی(زادهٔ ۲۳۳ه‍.ش/854م)، جلد ۱۰، ص۱۷
  69. تفسیر ابن کثیر، ابن کثیر(زادهٔ ۶۸۱ه‍.ش/1302م)، جلد ۳، ص۵۲۶
  70. تفسیر نسفی، عبدالله بن احمد نسفی(درگذشتهٔ ۶۸۹ه‍.ش/1310م)، جلد ۳، ص۳۱۵
  71. تفسیر درالمنثور، جلال‌الدین سیوطی(زادهٔ ۸۲۴ه‍.ش/1445م)، جلد ۶، ص۶۶۱
  72. تفسیر روح‌المعانی، شهاب‌الدین آلوسی(زادهٔ ۱۱۸۱ه‍.ش/1802م)، جلد ۱۱، ص۲۶۳
  73. روض‌الجنان و روح‌الجنان فی تفسیر القرآن، ابوالفتوح رازی(زادهٔ ۴۵۶ه‍ـ.ش/1077م)، تصحیح محمدجعفر یاحقی، مشهد: بنیاد پژوهش‌های اسلامی وابسته به آستان قدس رضوی، ۱۳۷۶، جلد ۱۶، ص۲۱
  74. ترجمه تفسیر المیزان، محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۶(۲۰ جلد)، ص۵۱۰
  75. کتاب النکاح، ناصر مکارم شیرازی، قم: نشر مدرسه علی بن ابی‌طالب، ۱۴۲۴ه‍.ق(۱۳۸۲ه‍.ش)، جلد ۱(۷ جلد)، ص۵۴
  76. تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی، تهران: دارالکتب الاسلامیه، چاپ ۳۲، ۱۳۷۴ه‍.ش، جلد ۱۷(۲۷ جلد)، ص۴۳۰
  77. متن و ترجمه‌های آیات ۲۷ تا ۳۱ نور
  78. ترجمه مجمع‌البیان فی تفسیرالقرآن، شیخ طَبرِسی(زادهٔ ۴۵۴ه‍.ش/1075م)، ترجمه محمد بیستونی، مشهد: انتشارات آستان قدس رضوی، جلد ۱۷، ص۱۲۲
  79. مَن لایَحضُرُه الفَقیه، شیخ صدوق(زادهٔ ۲۹۷ه‍.ش/918م)، جلد ۲، ص۶۲۷
  80. وسایل‌الشیعه، شیخ حر عاملی(زادهٔ ۱۰۰۳ه‍.ش/1624م)، جلد ۱۱، ص۱۲۹
  81. فرهنگ فقه، محمود هاشمی شاهرودی، جلد ۵، ص۶۶۱
  82. فرهنگ فقه، محمود هاشمی شاهرودی، جلد ۵، ص۵۰۴
  83. فرهنگ فقه، محمود هاشمی شاهرودی، جلد ۹، ص۶۷
  84. وسایل‌الشیعه، شیخ حر عاملی(زادهٔ ۱۰۰۳ه‍.ش/1624م)، جلد ۷، ص۱۶۶
  85. بحارالانوار، محمدباقر مجلسی(زادهٔ ۱۰۰۶ه‍.ش/1627م)، جلد ۶۹، ص۲۶
  86. تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، میرزا محمد قمی مشهدی(درگذشتهٔ ۱۰۹۲ه‍.ش/1713م)، جلد ۱۳، ص۴۴۳
  87. تفسیر کَشّاف، جارالله زمخشری(زادهٔ ۴۵۴ه‍.ش/1075م)، جلد ۳، ص۲۳۱
  88. تفسیر رازی، فخرالدین رازی(زادهٔ ۵۲۸ه‍.ش/1149م)، جلد ۲۳، ص۲۰۵
  89. تفسیر قمی، علی بن ابراهیم قمی(درگذشتهٔ ۲۹۸ه‍.ش/919م)، جلد ۳، ص۲۳۱
  90. روض‌الجنان و روح‌الجنان فی تفسیر القرآن، ابوالفتوح رازی(زادهٔ ۴۵۶ه‍ـ.ش/1077م)، تصحیح محمدجعفر یاحقی، مشهد: بنیاد پژوهش‌های اسلامی وابسته به آستان قدس رضوی، ۱۳۷۶، جلد ۸، ص۱۷۳
  91. ترجمه تفسیر المیزان، محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۵(۲۰ جلد)، ص۱۵۶
  92. تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی، تهران: دارالکتب الاسلامیه، چاپ ۳۲، ۱۳۷۴ه‍.ش، جلد ۱۴(۲۷ جلد)، ص۴۳۹
  93. حجاب شرعی در عصر پیامبر، امیرحسین ترکاشوند، اردیبهشت ۱۳۹۰، ص۵۴۵-۵۵۵ و ۶۰۲
  94. ترجمه تفسیر المیزان، محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۵(۲۰ جلد)، ص۱۵۶
  95. مسئلهٔ حجاب، مرتضی مطهری (مجموعه آثار، جلد ۱۹، ص۵۱۳)
  96. تفسیر رازی، فخرالدین رازی(زادهٔ ۵۲۸ه‍.ش/1149م)، جلد ۲۳، ص۲۰۷
  97. حجاب شرعی در عصر پیامبر، امیرحسین ترکاشوند، اردیبهشت ۱۳۹۰، ص۵۸۴
  98. ترجمه تفسیر المیزان، محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۵(۲۰ جلد)، ص۱۵۶
  99. روض‌الجنان و روح‌الجنان فی تفسیر القرآن، ابوالفتوح رازی(زادهٔ ۴۵۶ه‍ـ.ش/1077م)، تصحیح محمدجعفر یاحقی، مشهد: بنیاد پژوهش‌های اسلامی وابسته به آستان قدس رضوی، ۱۳۷۶، جلد ۱۴، ص۱۲۶
  100. تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی، تهران: دارالکتب الاسلامیه، چاپ ۳۲، ۱۳۷۴ه‍.ش، جلد ۱۴(۲۷ جلد)، ص۴۵۲
  101. جواهر، محمدحسن نجفی(درگذشتهٔ ۱۲۲۹ه‍.ش/1850م)، جلد ۲۹، ص۹۵
  102. مسئلهٔ حجاب، مرتضی مطهری (مجموعه آثار، جلد ۱۹، ص۴۹۰)
  103. ترجمه مجمع‌البیان فی تفسیرالقرآن، شیخ طَبرِسی(زادهٔ ۴۵۴ه‍.ش/1075م)، ترجمه محمد بیستونی، مشهد: انتشارات آستان قدس رضوی، جلد ۱۷، ص۱۲۹
  104. سوره نور، آیه ۳۱، ترجمه‌های کاظم پورجوادی، عبدالمحمد آیتی، اصغر برزی، محمدعلی رضایی
  105. روض‌الجنان و روح‌الجنان فی تفسیر القرآن، ابوالفتوح رازی(زادهٔ ۴۵۶ه‍ـ.ش/1077م)، تصحیح محمدجعفر یاحقی، مشهد: بنیاد پژوهش‌های اسلامی وابسته به آستان قدس رضوی، ۱۳۷۶، جلد ۱۴، ص۱۲۶
  106. حجاب شرعی در عصر پیامبر، امیرحسین ترکاشوند، اردیبهشت ۱۳۹۰، ص۵۸۸: ترتیب کتاب العین، خلیل بن احمد فراهیدی(زادهٔ ۹۷ه‍.ش/718م)، ج۱، ص۶۵۹ - مسند احمد بن حنبل، احمد بن حنبل(زادهٔ ۱۵۹ه‍.ش/780م)، ج۵، ص۳ - الجواهر فی تفسیرالقرآن الکریم، طنطاوی جوهری، شرح آیه
  107. متن و ترجمه‌های آیات ۳۲ و ۳۳ نور
  108. متن و ترجمه‌های آیات ۵۸ تا ۶۰ نور
  109. اصول کافی، شیخ کلینی(زادهٔ ۲۵۱ه‍.ش/872م)، جلد ۵، ص۵۳۰
  110. تفسیر وسیط، ابوالحسن علی واحدی (زادهٔ ۴۵۵ه‍.ش/1076م)، جلد ۳، ص۳۲۸
  111. تفسیر درالمنثور، جلال‌الدین سیوطی(زادهٔ ۸۲۴ه‍.ش/1445م)، جلد ۶، ص۲۱۷
  112. زبدةالبیان فی احکام القرآن، مقدس اردبیلی(درگذشتهٔ ۹۶۴ه‍.ش/1586م)، ص۵۴۹
  113. ترجمه مجمع‌البیان فی تفسیرالقرآن، شیخ طَبرِسی(زادهٔ ۴۵۴ه‍.ش/1075م)، ترجمه محمد بیستونی، مشهد: انتشارات آستان قدس رضوی، جلد ۱۷، ص۱۶۸
  114. کتاب النکاح، ناصر مکارم شیرازی، قم: نشر مدرسه علی بن ابی‌طالب، ۱۴۲۴ه‍.ق(۱۳۸۲ه‍.ش)، جلد ۱(۷ جلد)، ص۷۹
  115. روض‌الجنان و روح‌الجنان فی تفسیر القرآن، ابوالفتوح رازی(زادهٔ ۴۵۶ه‍ـ.ش/1077م)، تصحیح محمدجعفر یاحقی، مشهد: بنیاد پژوهش‌های اسلامی وابسته به آستان قدس رضوی، ۱۳۷۶، جلد ۱۴، ص۱۷۹
  116. تفسیر کَشّاف، جارالله زمخشری(زادهٔ ۴۵۴ه‍.ش/1075م)، جلد ۳، ص۲۵۳
  117. تفسیر رازی، فخرالدین رازی (زادهٔ ۵۲۸ه‍.ش/1149م)، جلد ۲۴، ص۴۱۶
  118. تفسیر ابن کثیر، ابن کثیر(زادهٔ ۶۸۱ه‍.ش/1302م)، جلد ۶، ص۷۶
  119. تفسیر قرآن عظیم، محمد بن ابی‌حاتم رازی(زادهٔ ۲۳۳ه‍.ش/854م)، جلد ۸، ص۱۹۲
  120. تفسیر درالمنثور، جلال‌الدین سیوطی(زادهٔ ۸۲۴ه‍.ش/1445م)، جلد ۶، ص۲۱۹
  121. کتاب النکاح، ناصر مکارم شیرازی، قم: نشر مدرسه علی بن ابی‌طالب، ۱۴۲۴ه‍.ق(۱۳۸۲ه‍.ش)، جلد ۱(۷ جلد)، ص۱۴
  122. حجاب شرعی در عصر پیامبر، امیرحسین ترکاشوند، اردیبهشت ۱۳۹۰، ص۶۲۰
  123. حجاب؛ حد شرعی، حد قانونی، محسن کدیور
  124. حکم رعایت حجاب برای زنان یائسه ، تارنمای رسمی آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی
  125. قرآن با چهار ترجمه کهن، به کوشش محمد شریفی، با مقدمه بهاءالدین خرمشاهی، فرهنگ نشر نو، چاپ نخست، ۱۳۹۵
  126. قرآن، ترجمه محمدکاظم معزی، نشر اسوه، ۱۳۷۲
  127. حجاب شرعی در عصر پیامبر، امیرحسین ترکاشوند، اردیبهشت ۱۳۹۰
  128. تارنمای ام‌الکتاب
  129. پایگاه جامع قرآنی
  130. حبل المتین
  131. تارنمای تدبر(بنیاد علوم و معارف اسلامی)
  132. تارنمای الکتاب
  133. تارنمای پارس‌قرآن
  134. تارنمای تنزیل