خشونت خانگی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
خشونت خانگی
Purple ribbon.svg
روبان بنفش نماد آگاهی‌بخشی در مورد خشونت خانگی
طبقه‌بندی و منابع بیرونی
ئی‌مدیسینarticle/805546
پیشنت پلاسخشونت خانگی
سمپD017579

خشونت خانگی به معنی رفتار خشونت‌آمیز و سلطه گرانه یک عضو خانواده علیه عضو یا اعضای دیگر همان خانواده است. بر اساس مطالعات جامعه‌شناسی، هدف اصلی خشونت خانگی کودکان خردسال هستند. دومین نوع خشونت معمول در خانواده، خشونت علیه زنان است. خشونت درون خانواده بازتاب الگوهای کلی‌تر رفتار خشن است. بسیاری از مردانی که زنان و کودکانشان را از نظر فیزیکی مورد تعرض قرار می‌دهند در زمینه‌های دیگر سابقه خشونت دارند. پذیرش فرهنگی شکل‌هایی از خشونت خانگی مانند تنبیه بدنی؛ از عواملی است که میزان خشونت خانگی را افزایش می‌دهد.

مردان نیز قربانی خشونت خانگی از سوی همسران خود می‌شوند. بر اساس آماری که در بریتانیا ارائه شده، از هر سه قربانی خشونت خانگی، دو نفر زن و یک نفر مرد هستند. بر این اساس، برخی فعالان معتقدند برای مقابله مؤثرتر با معضل خشونت خانگی و جنسی باید از آن جنسیت‌زدایی کرد.[۱]

گونه‌ها[ویرایش]

شایع‌ترین نوع خشونت در میان گونه‌های خشونت خانگی، خشونت روانی (توهین و تحقیر) است.[۱]

یک قربانی اسیدپاشی در کامبوج

چرخه[ویرایش]

  • فاز اول تنش: فرد مهاجم عصبانی شده، شروع به تهدید می‌کند و سکوت سنگینی را به قربانی تحمیل می‌کند. قربانی تلاش می‌کند فضا را آرام کند و در رفتار و گفتار خود دقت کند تا مهاجم را خشمگین‌تر نکند.
  • فاز دوم بحران: فرد مهاجم خشونت جسمی، جنسی، روانی اقتصادی و کلامی را اعمال می‌کند. قربانی احساس تحقیر شدگی می‌کند و خود را در وضعیتی غیر عادلانه گرفتار می‌بیند.
  • فاز سوم توجیه: فرد مهاجم تلاش می‌کند رفتار خشن خود را توجیه کند. قربانی تلاش می‌کند تا این توضیحات را درک کند. در مورد رفتار و گفتار خودش دچار شک می‌شود و خود را مسئول وضع پیش آمده احساس می‌کند.
  • فاز چهارم ماه عسل: مهاجم پوزش می‌خواهد، درخواست کمک می‌کند یا حتی سخن از خودکشی به میان می‌آورد. قربانی به او شانس دیگری می‌دهد، به مهاجمش کمک می‌کند و تلاش می‌کند تا رفتار خود را تغییر دهد. قربانی با پذیرش ضمنی اینکه رفتارش باید تغییر کند، بهانه را برای ایجاد خشونت روانی بعدی می‌دهد و به صورت تدریجی در موضع مورد خشونت واقع شده تثبیت می‌شود. [۳]

فرزندان[ویرایش]

فرزندانی که شاهد خشونت خانگی هستند همواره دچار ضربه‌های عاطفی می‌شوند که در زندگی آن‌ها تأثیر بسزایی خواهد داشت. این فرزندان از اختلال استرسی پس از ضایعه روانی رنج می‌برند. تمرکز خود را از دست می‌دهند و دچار بی‌خوابی، بی‌اشتهایی و تأخیر در رشد می‌شوند.[۴]

در مورد این فرزندان به اشتباه، تشخیص کمبود محبت داده می‌شود و از آن‌ها پرسش نمی‌شود که آیا شاهد خشونت بوده‌اند. فرزندانی که شاهد خشونت والدین خود بر دیگری بوده‌اند به احتمال بسیار، خود نیز در زندگی زناشویی آینده این خشونت را باز تولید خواهند کرد. افسرده‌خویی، اعتیاد به مواد مخدر، نوشیدنی‌های الکلی، بزهکاری و فرار از خانه در میان آنان شایع‌تر است. در نهایت اینکه فرزندانی که شاهد خشونت جسمی و جنسی هستند خود نیز می‌توانند قربانی این خشونت‌ها باشند.[۴]

چاقو زدن زن به شوهر، اثر یوشی‌توشی (۱۹۰۱ میلادی)

خشونت خانگی علیه کودکان[ویرایش]

خشونت خانگی عبارت است از بدرفتاری جسمی، جنسی و روانی، از قبیل منزوی کردن اجباری، محروم ساختن از حمایت و تهدید به آسیب­ رسانی. این تعریف در بردارنده مفاهیم قصد عمدی و انجام عملی آگاهانه، استفاده از زور و غلبه، حالت تندی و شدت، تعرض، تعدی و حمله به دیگران، آزار و آسیب رساندن به دیگران است [۵]. قرار گرفتن در معرض سوء استفاده جسمی و جنسی و شاهد خشونت خانگی بودن در دوران کودکی، افکار و اقدام به خودکشی را افزایش می­دهد[۶]. کودکان در معرض خشونت خانگی اغلب دارای مسائل عاطفی و رفتاری، اُفت تحصیلی و ترک تحصیل هستند [۷] [۸]. مطالعات بسیاری نشان داده ­اند که تجربه خشونت در کودکان و نوجوانان همراه با آسیب­ های عمیق جسمانی، عاطفی و اجتماعی است [۹] [۱۰]. و سلامت رفتاری و عاطفی، توانایی­ های شناختی و نگرش­ کودکان را به شدت تحت تأثیر قرار می ­دهد؛ این کودکان در مقاسه با کودکانی که در محیط­ های سالم و بدون خشونت رشد یافته­ اند، سلامت رفتاری و عاطفی کمتری دارند [۱۱].

زنان[ویرایش]

قتل خانگی، نام اثری است به‌سال ۱۸۹۰ میلادی از جاکوب شیکاندر، نقاش اهل پراگ. موضوع نقاشی صحنهٔ قتل زن جوانی است که به‌نظر می‌آید قربانی خشونت خانگی شده‌باشد.

جهان[ویرایش]

نتیجه پژوهش‌های سازمان جهانی بهداشت نشان می‌دهد که در هر ۱۸ ثانیه یک زن مورد آزار قرار می‌گیرد و باردار بودن زنان هم آن‌ها را از خشونت مصون نمی‌دارد. خشونت خانگی امری است پنهان متأسفانه در برخی کشورها به دلیل عدم حمایت از قربانیان بسیاری از این خشونت‌ها گزارش نمی‌شود. همه جای دنیا کم وبیش زنان در معرض خشونت هستند. ۳۰ تا ۳۵ درصد زنان آمریکایی مورد آزار جسمی همسران خود هستند و ۱۵ تا ۲۵ درصد آن‌ها در هنگام بارداری مورد ضرب و شتم واقع می‌شوند همچنین از هر ده قربانی زن سه نفر توسط شوهران یا سایر مردان به قتل می‌رسند. در هند ۴۱٪ زنان در اثر آزار جسمی همسرانشان دست به خودکشی می‌زنند. در بنگلادش ۵۰٪ قتل‌ها ناشی از خشونت مردان است و در شیلی ۶۳٪ زنان مورد آزار جسمی قرار می‌گیرند.[۱۲]

ایران[ویرایش]

  • در یک دهه اخیر پژوهش‌های فراوانی در مورد خشونت خانگی انجام شده که آخرین آن در سال ۱۳۸۳ در گزارشی ۳۲ جلدی و هر جلد بیش از ۲۰۰ صفحه به پایان رسیده و ۲۸ استان کشور بررسی شده‌اند. کارفرمای این طرح دفتر امور اجتماعی وزارت کشور ایران و شریک پژوهشی آن، با مشارکت معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری و وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ایران است. این پژوهش‌ها نشان می‌دهد که ۶۶٪ زنان در ایران از اول زندگی مشترکشان تا کنون، یکبار مورد خشونت قرار گرفته‌اند. با این حال میزان و انواع خشونت در استان‌های کشور تفاوت‌های معناداری دارند. در این پژوهش ۲۵ مورد خشونت خانگی طبقه‌بندی شده که در این طبقه‌بندی خشونت روانی و کلامی رتبه نخست و خشونت جنسی رتبه آخر را به خود اختصاص داده است. البته آمار پایین خشونت جنسی، مربوط به هنجارهای عرفی و حتی شرعی دربارهٔ اظهار خشونت‌های جنسی در جامعه و فرهنگ ایرانی است. عدم حمایت از قربانیان و عدم مجازات عاملان خشونت جنسی، زنان را به خودسانسوری وا می‌دارد و آمار درستی از میزان واقعی آن در دسترس نیست.[۱۳]

مردان[ویرایش]

بر اساس آماری که در بریتانیا ارائه شده، از هر سه قربانی خشونت خانگی دو نفر زن و یک نفر مرد هستند. برخی فعالان معتقدند برای مقابله مؤثرتر با معضل خشونت خانگی و جنسی باید از آن جنسیت‌زدایی کرد.[۱]

در بیشتر موارد به دلیل احساس سرافکندگی و آشفتگی، مردان بسیار کمتر از زنان به این موضوع اشاره می‌کنند. به دلیل نبود آگاهی فردی و عمومی و مشکلات در تعریف حقوقی خشونت خانگی و تجاوز جنسی، در صورت مراجعه مردان به پلیس، بسیار کمتر از زنان به شکایت آنان رسیدگی می‌شود.[۱]

ایران[ویرایش]

بنابه گزارشی در آفتاب نیوز به تاریخ ۲ مهر ۱۳۹۳، روزانه یک قتل خانگی در ایران اتفاق می‌افتد. قتل‌های خانگی درحالی ۳۰ درصد کل قتل‌ها را به خود اختصاص داده‌اند که در بیش از ۹۰ درصد این جنایت‌ها از چاقو به عنوان آلت قتل استفاده شده‌است. در این میان، مصرف مت‌آمفتامین و توهمات ناشی از آن در وقوع همسرکشی نقش مهمی داشته‌است.[۱۴]

ریشه یابی و تعاریف[ویرایش]

اولین استفاده از واژه خشونت خانگی در متون امروزی با مفهوم خشونت در خانه ظاهر شد و در خطاب به پارلمان انگستان توسط جک اشلی در 1973 بود.[۱۵][۱۶] به طور سنتی، خشونت خانگی (DV) بیشتر همراه با خشونت فیزیکی بوده است. مانند مواردی همچون سوء استفاده از همسر، ضرب و شتم همسر و مشت زنی به همسر استفاده شده است، اما به دلیل اینکه افراد غیر متاهل، و سوءاستفاده هایی غیر از فیزیکی، یا عوامل جسمی، مجرمان زن، و روابط بین افراد با جنسیت یکسان نیز به این آمار اضافه شده و از محبوبیت آن کاهش یافته است.[۱۷]

جسمی[ویرایش]

سوءاستفاده جسمی نوعی خشونت است که باعث به وجود آمدن ترس، درد، آسیب، و دیگر صدمات فیزیکی یا بدنی می گردد.[۱۸][۱۹] در قسمت کنترل اجباری، سوءاستفاده فیزیکی به معنی کنترل کردن قربانی است.[۲۰] پویایی سوءاستفاده جنسی در یک رابطه اغلب پیچیده است. خشونت فیزیکی میتواند حاصل دیگر رفتارهای توهین آمیز مانند تهدید، ترساندن، و محدود کردن خودمختار بودن قربانی به وسیله منزوی کردن، دستکاری، و دیگر محدودیت های فردی باشد.[۲۱] امتناع از بهره گیری از خدمات پزشکی، محرومیت خواب، و اجبار به مصرف مواد مخدر یا الکل نیز گونه های دیگری از سوءاستفاده فیزیکی می باشد.[۲۲] برای وارد کردن آسیب های روحی به قربانی، ممکن است دیگر افراد مانند بچه ها، حیوانات خانگی هدف قرار گرفته شوند.[۲۳]

جنسی[ویرایش]

طبق تعریف سازمان جهانی سلامت، سوءاستفاده جنسی به هر گونه رفتار جنسی ای می گویند که در آن اجبار، داد و ستد، عدم رضایت فرد باشد. که شامل معاینه اجباری دوشیزگی یا معیوبیت تناسلی زن نیز می گردد.[۲۴] به غیر از اجبار فیزیکی به شروع رفتارهای جنسی، سوءاستفاده جنسی زمانی که فردی به صورت کلامی مجبور به رضایت دادن نیز گردد صورت می پذیرد، [۲۱] چراکه قادر به درک شرایط یا ماهیت رفتار نبوده و در نتیجه نمی تواند مشارکت را رد کرده، و یا نمیتواند عدم رضایت خود را برای مشارکت در استفاده مواد بیان کند.[۲۵]

اقتصادی[ویرایش]

سوءاستفاده اقتصادی ( سوءاستفاده مالی) نوعی از سوءاستفاده است که یک شریک خودمانی یا محرم کنترل دسترسی شریک خود را به منبع مالی در دست بگیرد.[۲۶] دارایی های زناشویی می تواند به عنوان آلتی برای کنترل مورد استفاده قرار گیرد. سوءاستفاده اقتصادی می توانند شامل جلوگیری همسر از استفاده از سرمایه، محدود ساختن چیزی که ممکن است قربانی از آن استفاده کند، و یا اینکه استثمار کردن منابع اقتصادی قربانی باشد.[۲۷]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ «آیا وقت آن رسیده که درباره 'آخرین تابوی جنسی' حرف بزنیم؟». بی‌بی‌سی فارسی. ۸ مرداد ۱۳۹۶.
  2. Violence conjugale: «Je veux comprendre.»
  3. REGROUPEMENT PROVINCIAL DES MAISONS D’HÉBERGEMENT ET DE TRANSITION POUR FEMMES VICTIMES DE VIOLENCE CONJUGALE. La violence conjugale… C’est quoi au juste?, 1er trimestre 2006.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ Les enfants témoins de violence conjugale
  5. سالاری فر، محمدرضا (۱۳۸۹). خشونت خانگی علیه زنان. مرکز نشر هاجر، قم
  6. ابراهیمی، حجت­الله. دژکام، محمود. ثقه الاسلام، طاهره (۱۳۹۲). تروماهای دوران کودکی و اقدام به خودکشی در بزرگسالی. مجله رروانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران، ۱۹(۴): ۲۷۵- ۲۸۲٫
  7. Whitcomb, Debra (2004). Children and Domestic Violence: The Prosecutors Response. National Institute of Justice, Office of Justice Program, U.S. Department of Justice: 1-12
  8. Jones, A. Schechter, S (1992). Excerpts from Domestic Violence: A National Curriculum for Child Protective Services
  9. Fantuzzo, J. h.W. Mohr, W.K. (1999). Prevalence and Effects of Child Exposure to Domestic Violence. The Future of Children Domestic Violence and Children, 9(3): 21- 32
  10. Department of communities, Child Safety and Disability Services (2012). Domestic and Family Violence and its Relationship to Child Protection: 1-71
  11. Humphreys, C. Mullender, A (1994). Children and Domestic Violence: A Research Overview of the Impact on Children. www. Rip.org.uk
  12. خشونت علیه زنان
  13. BBC Persian | صفحه ویژه خشونت خانگی علیه زنان
  14. «روزانه یک قتل خانگی در کشور». آفتاب. ۲۰۱۴-۰۹-۲۴. دریافت‌شده در ۲۰۱۴-۰۹-۲۴.
  15. National Women's Aid Federation بایگانی‌شده در ۲۰۱۲-۰۱-۱۳ توسط Wayback Machine.
  16. House of Commons Sitting (1973) بایگانی‌شده در ۲۰۱۲-۱۰-۲۴ توسط Wayback Machine Battered Women.
  17. McCabe, James Dabney; Edward Winslow Martin (1877). The History of the Great Riots: The Strikes and Riots on the Various Railroads of the United States and in the Mining Regions Together with a Full History of the Molly Maguires. Archived from the original on 2017-01-10.
  18. Shipway, Lyn (2004). Domestic violence: a handbook for health professionals. London New York: Routledge. ISBN 9780415282208.
  19. Siemieniuk, Reed A.C.; Krentz, Hartmut B.; Gish, Jessica A.; Gill, M. John (December 2010). "Domestic violence screening: prevalence and outcomes in a Canadian HIV population". AIDS Patient Care and STDS. 24 (12): 763–770. doi:10.1089/apc.2010.0235. PMID 21138382.
  20. "Crimes". womenslaw.org. National Network to End Domestic Violence, Inc. 2008. Archived from the original on 21 November 2011. Retrieved 2 December 2011.
  21. ۲۱٫۰ ۲۱٫۱ U.S Department of Justice (2007). "About domestic violence". usdoj.gov. U.S. Department of Justice. Archived from the original on 11 October 2007. Retrieved 16 December 2015.
  22. Stark, Evan (2007-04-16). Coercive Control:How Men Entrap Women in Personal Life. Oxford University Press, USA. ISBN 9780195348330.
  23. Department of Justice (Canada) (2001-10-15). "About family violence". justice.gc.ca. Canadian Department of Justice. Archived from the original on 12 September 2015. Retrieved 22 August 2015.
  24. "Home page". azcadv.org. Arizona Coalition Against Domestic Violence. 2010. Archived from the original on 22 December 2015. Retrieved 6 November 2017.
  25. Sorenson, Susan B.; Joshi, Manisha; Sivitz, Elizabeth (November 2014). "A systematic review of the epidemiology of nonfatal strangulation, a human rights and health concern". American Journal of Public Health. 104 (11): e54–e61. doi:10.2105/AJPH.2014.302191. PMC 4202982. PMID 25211747.
  26. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام :7 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  27. Associated Press (13 May 2012). "States cracking down on strangulation attempts". USA Today. Gannett Company.

منابع[ویرایش]

  • فرامرز رفیع پور (۱۳۷۷آناتومی جامعه یا سنة الله: مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی کاربردی، تهران: انتشارات کاوه
  • آنتونی گیدنز (۱۳۷۶جامعه‌شناسی، ترجمهٔ منوچهر صبوری، تهران: نشر نی، ص. ۲۳۸

پیوند به بیرون[ویرایش]