دیکتاتوری
| بخشی از سلسله مقالات در مورد |
| شکلهای اساسی حکومت |
|---|
| فهرست شکلهای حکومت |
|
|
دیکتاتوری (به انگلیسی: Dictatorship) یا استبداد[۱] شکلی از حکومت است که در آن قدرت بدون رضایت یا مشارکت مؤثر افراد تحت حاکمیت اعمال میشود. دیکتاتوری نقطهٔ مقابل مردمسالاری قرار میگیرد که در آن قدرت از مردم سرچشمه میگیرد. از ویژگیهای کلیدی یک حکومت دیکتاتوری میتوان به الف) عدم پاسخگویی حاکمان به مردم ب) نبود نهادهای انتخابی آزاد یا محدودیت شدید در رقابت سیاسی و پ) استفاده از زور یا سرکوب برای حفظ قدرت اشاره کرد. دیکتاتور میتواند شخص یا گروه باشد. در دیکتاتوری، قدرت ممکن است نهتنها از زور، بلکه از ایدئولوژی، سنت یا حتی مشروعیت ظاهری مثلاً انتخابات نمایشی ناشی شود.

دیکتاتوری یعنی استبداد ولی در فرهنگ سیاسی به استبداد پساز دوران سلطنت مطلقه (استبداد درون نظام جمهوری یا مشروطه) دیکتاتوری گفتند که متضاد دموکراسی است.
تاریخچهٔ دیکتاتوری
مقام «دیکتاتور» در گذشته مفهومی کاملاً متفاوت از معنای امروزی آن داشت. این مقام ابتدا توسط سنای روم در سال ۵۰۱ پیش از میلاد برای شرایط بحرانی مانند مقابله با شورشها ایجاد شد. در آن دوره، روم تحت اداره دو کنسول قرار داشت، امّا سنا تشخیص داد که در مواقع خاص لازم است اختیارات تصمیمگیری در دست یک نفر متمرکز شود. در برخی موارد، یکی از همین کنسولها به مقام دیکتاتوری منصوب میشد؛[۳] امّا برخی افراد غیر کنسول نیز مانند لوکیوس کوینکتیوس کینکیناتوس به عنوان دیکتاتور انتخاب میشدند.
اختیارات دیکتاتورهای رومی در دوران جمهوری بسیار گسترده بود ولی با محدودیتهای قانونی طراحی شده بود تا از سوءاستفاده جلوگیری شود. آنها بر دیگر مقامات رومی برتری کامل داشتند و در طول دوره تصدی خود، در مقابل نهادهای عادی مانند مجلس سنا یا تریبونها پاسخگوی اقداماتشان نبودند. با این حال، دورهٔ دیکتاتوری بهطور معمول حداکثر شش ماه تعیین میشد تا از تثبیت قدرت مطلق جلوگیری شود. دیکتاتور میتوانست قوانین موقت تصویب کند، امّا تغییر ساختار قانون اساسی جمهوری (مانند انحلال سنا یا مجلس) خارج از اختیارات معمول آنها بود، مگر در موارد استثنایی مانند سزار و سولا. تصمیمات دیکتاتور بر تمام نهادهای روم، از جمله کنسولها اولویت داشت. دیکتاتورها نمیتوانستند بودجهٔ عمومی را خارج از مصوبات سنا هزینه کنند، چرا که سنا کنترل مالی را حفظ میکرد. دیکتاتورها میتوانستند از ایتالیا خارج شوند، بهویژه برای فرماندهی در جنگهای خارجی. پس از انجام مأموریت محوله مانند دفع تهدید نظامی، داوطلبانه کناره میگرفتند، حتی اگر شش ماه کامل نشده بود. با این حال، در اواخر دوران جمهوری، سولا و سزار این سنت را نقض کردند و دیکتاتوری را به ابزاری برای حکومت مادامالعمر تبدیل نمودند. در شرایط بحرانهای شدید مانند جنگهای داخلی محدودیتهای ششماهه نادیده گرفته میشد.
تیتوس لارکیوس یکی از کنسولهای نخستین جمهوری روم بود که نخستین بار در سال ۵۰۱ پیش از میلاد به عنوان نخستین دیکتاتور موقت منصوب شد. او که یک پاتریسی محسوب میشد، انتصابش عمدتاً برای مقابله با تهدیدات نظامی خارجی از جمله حملات قبایل همسایه بود.
تا سال ۲۰۲ پیش از میلاد، دیکتاتورها به صورت موردی و موقت انتخاب میشدند؛ امّا حدود صد سال بعد، لوکیوس کورنلیوس سولا با اختیارات نامحدود و بدون رعایت محدودیتهای دیکتاتورهای پیشین به قدرت رسید. او طی دو سال حکومت خود هزاران شهروند رومی از جمله شمار زیادی از مخالفان سیاسی را اعدام کرد. سولا همچنین با مصادره اموال به ثروتاندوزی پرداخت. حدود ۳۵ سال پس از مرگ سولا، جولیوس سزار با پیروزی در جنگ داخلی، از طرف سنای روم، به عنوان «دیکتاتور ابدی» انتخاب شد. با ترور سزار در سال ۴۴ پیش از میلاد به دلیل سوءاستفادهٔ گسترده از قدرت، مقام دیکتاتوری ملغی شد.[۳]
در دوران معاصر نیز دیکتاتورها عموماً در شرایط بحرانی به قدرت میرسند. بسیاری از مورخان ناپلئون بناپارت را نخستین دیکتاتور امروزی میدانند. ناپلئون در جریان انقلاب فرانسه (دورهای سرشار از دگرگونیهای عمیق اجتماعی و سیاسی) در مقام ژنرال فعالیت میکرد. در فاصلهٔ سالهای ۱۷۸۹ تا ۱۸۰۴، فرانسه از پادشاهی به جمهوری و سپس به امپراتوری تبدیل شد. در میانه اعدامها، کودتاها و ناآرامیها، ناپلئون به عنوان کنسول در دولت موقت منصوب شد.[۳]
محبوبیت ناپلئون به عنوان فرماندهای شکستناپذیر روز به روز افزایش مییافت. او موفق شد بودجهٔ کشور را متعادل کند، ساختار دولت را اصلاح نماید و قانون مدنی را تدوین کند که تا امروز پایه نظام حقوقی فرانسه باقی مانده است. ناپلئون به تدریج دو شورای سالاران و ۵۰۰ نفره را منحل کرد و به اصلاحات قانون اساسی ادامه داد. خود را کنسول مادامالعمر نامید و سرانجام در سال ۱۸۰۴ عنوان امپراتور را اختیار کرد. در این مدت، او به گسترش جنگهای خود در سراسر اروپا ادامه داد.[۳]
ناپلئون کنترل تمامی جنبههای حکومت را در دست داشت و شبکه وسیعی از جاسوسان را به خدمت گرفته بود. او همچنین نظارت کامل بر مطبوعات اعمال میکرد و دستگاه تبلیغاتی خود را به دقت هدایت مینمود. با این حال، پایههای حکومتش پس از شکست در حمله به روسیه سست شد. ائتلافی از نیروهای اروپایی شامل بریتانیا، پروس، اسپانیا و پرتغال، فرانسه را محاصره کردند. با شورش ژنرالهای ارتش فرانسه، ناپلئون ناچار به کنارهگیری از قدرت شد و پس از بازگشتی کوتاهمدت، در سال ۱۸۱۵ برای همیشه تبعید گردید.[۳]
از دیکتاتورهای عهد باستان تا حکمرانان خودکامه دوران معاصر، ویژگیهای مشترک بسیاری قابل مشاهده است.[۳]
واکاوی

دیکتاتوری به عنوان شکلی خودکامه از دولت و نوعی حاکمیت قدرتمداری است که قوانین از سوی یک شخص تعریف میگردد.
از دیدگاه برخی از پژوهندگان، دیکتاتوری شکلی از حکومت است که قدرت اداره بدون رضایت افراد تحت حاکمیت (گونهای شبیه به استبداد) است، در حالی که تمامیتخواهی توصیف یک دولت است که تقریباً در همهٔ جنبهها، رفتارهای دولتی و خصوصی مردم خود را تنظیم و راهبری میکند. به عبارت دیگر، دیکتاتوری مربوط به منبع قدرت حاکم و حکومت توتالیتر یا تمامیتخواه مربوط به دامنهٔ قدرت حاکم است. با این مفهوم، دیکتاتوری (حکومت بدون رضایت مردم) در مقابل دموکراسی (دولتی که قدرت از مردم دارد) و توتالیتاریسم (دولتی که تمام جنبههای زندگی مردم را تحت کنترل دارد) در مقابل پلورالیزم یا کثرتگرایی (حکومتی با شیوه زندگی و عقاید متعدد اجتماعی) قرار میگیرد.[۴]
همچنین یک حکومت دیکتاتوری ویژگیهای زیر را باید داشته باشد:[نیازمند منبع]
- در کار نبودن هیچ قانون یا سنتی که کردار فرمانروا (یا فرمانروایان) را محدود کند یا اینکه فرمانروا با قدرت نامحدود خود آنها را زیر پا بگذارد.
- به دست آوردن قدرت دولت با شکستن قوانین پیشین.
- نبودن قاعده و قانونی برای جانشینی.
- به کار بردن قدرت در جهت منافع گروه اندک.
- فرمانبرداری مردم از قدرت دولت تنها به سبب ترس از آن.
- انحصار قدرت در دست یک نفر.
- به کار بردن ترور به عنوان وسیلهٔ اصلی کار بستِ قدرت.
- مردم سالاری نداشتن.
- عدم وجود آزادی بیان بین مردم.
برخی از این ویژگیها همگانیترند؛ چنانکه میتوان صفات دیکتاتوری را در مطلق بودن قدرت، به زور به دست آوردن آن و نبودن قواعدی منظم برای جانشینی خلاصه کرد.
دیکتاتوری در جهان اسلام
بسیاری از حکومتهای جهان اسلام، استبدادی، تمامیتخواه، یکهسالار و خودکامه هستند.[۵]
جستارهای وابسته
منابع
- ↑ «استبداد» [علوم سیاسی و روابط بینالملل] همارزِ «دیکتاتوری» (به انگلیسی: dictatorship)؛ منبع: گروه واژهگزینی. دفتر چهارم. فرهنگ واژههای مصوب فرهنگستان. تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی. شابک ۹۶۴-۷۵۳۱-۵۹-۱ (ذیل سرواژهٔ استبداد)
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:پینوشت (رده) - ↑ "The Economist Democracy Index". Wikipedia (in English). 2023-08-31.
- 1 2 3 4 5 6 شانا فریمن. «How Dictators Work» [دیکتاتورها چطور کار میکنند]. چیزها چطور کار میکنند.
- ↑ , Plinio Correa de Oliveira, Revolution and Counter-Revolution,(York, PA: The American Society for the Defense of Tradition, Family, and Property, 1993), pp. 20-23.
- ↑
- Cochran, Judith (2018-11-05). "Democracy in the Middle East: The Educational Battle". Public Management and Administration (in English). doi:10.5772/intechopen.77581.</
- Deconstructed (۲۰۱۹-۰۲-۱۴). «Deconstructed Podcast: The Truth About Islam and Democracy (With Anwar Ibrahim)». The Intercept (به انگلیسی آمریکا). دریافتشده در ۲۰۲۰-۰۹-۳۰.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - «In the Arab world, Islam means democracy and the West dictatorship». www.decolonialtranslation.com. دریافتشده در ۲۰۲۰-۰۹-۳۰.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - "There is nothing inevitable about dictatorships in Muslim states | Opinion". Newsweek (in English). 2019-01-08. Retrieved 2020-09-30.
- "Military dictatorships in the Middle East: The real enemies of the Arab Spring - Qantara.de". Qantara.de - Dialogue with the Islamic World (in English). Retrieved 2020-09-30.
- "Dictators and civilizational thinking in Iran: From the Great Civilization to Islamic Civilization". Middle East Institute (in English). Retrieved 2020-09-30.