نور آداد

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
نور آداد
اطلاعات کلی
نام نور آداد
ریشه نام اکدی
لقب ناسی‌کو، ناشی‌کو
منصب شاهک، کدخدا
دوران ۸۸۱ پ.م.
کشور زاموآ
ملیت ایرانی‌تبار
دودمان لولوبی
سایر اطلاعات
شناخته شده روایت رایج طوفان‌نوح
دیرینگی هزاره یکم پ.م.

نور آداد پیشوای قبایل زاموآ و از مقدمترین پیشوایان سلسله جبال زاگرس، در سال ۸۸۱ پ.م. بود. او در پیکاری نابرابر مردم دهکده‌اش را گرد خویش جمع کرد و جنگجویانش حصاری بر پا داشته و گردنهٔ بابیته را مسدود کردند؛ ولی ظاهراً آشورناسیراپال‌دوم به نورآداد فرصت نداد تا استحکامات حصار را به پایان رساند و با نیروی عظیمی که از حیث شمار بر نورآداد برتری داشت از گردنه گذشت و به مرکز زاموآ نفوذ کرد. نورآداد به روش دیرین به کوه‌ها پناه برد.[۱]

حملات آشوریان[ویرایش]

آشورناسیراپال‌دوم تا کوه نسیر[۲] به پیش راند و سه پادشاهی کوچک زاموایی داگارا، بوناسی و بارا را بر سر راه خویش تار و مار کرد و در پایان سال - ۸۰۰ پ.م. - قلعهٔ بارا در اینجا قرارداشت و این قلعه اقصا نقطهٔ شمال شرقی آشور و بابل بود.[۳] ناسیراپال‌دوم تعدادی دام هم به دست آورد آنگاه امرای زاموا از پایداری خودداری کردند و ناسیراپال ایشان را به حال خود گذاشت تا حکمرانی کنند ولی آن سرزمین‌ها را به ایالت آشوریی که ایجاد کرده بود منضم ساخت و خراج گرانی از اسب و سیم و زر وضع کرد.[۴] گذشته از اینها مالیات‌های جنسی مرسوم عوارض ساختمانی را نیز در آن نقاط بر قرار نمود. خراجی به صورت اسب، نقره، طلا و سپس مالیات‌های ارضی و جنسی مانند غلات، کاه را وضع نمود.

عواقب حملات[ویرایش]

بردن اسیران تحت‌الحفظ سلمنسر سوم
کشتار مغلوبان توسط آشوریان سلمنسر سوم

حملات تنبیهی آشوریان بسیار خشن بوده و در مواقع تسلّط اثری از سکنهٔ کشور مفتوح بر عرصهٔ خاک باقی‌نمی‌ماند. حملهٔ سال ۸۸۰ پ.م. نقاط مسکونی زاموآ با خاک یکسان شد و جنگجویان محلی پس از اسارت با انواع شکنجه‌ها معدوم و کودکان زنده در آتش سوختند. مردان و زنان کار آمد به بردگی رفتند.

اوضاعی که سال‌نامه‌های آشورناسیراپال‌دوم از وضع ساکنان زاگروس به تصویر می‌کشند فقط جنبهٔ سیاسی آن دوران را شرح می‌دهند و هیچ خبری از عقاید و آداب و رسوم سرزمین‌های مفتوح را گزارش نمی‌کنند فقط ذکر نام کوه نسیر و پهلو گرفتن کشتی نوح بر این کوه، باورهای اقوام ایرانی در آن دوران بطور نسبی مشخص می‌شود که به زندگی آنجهانی اعتقاد داشتند. زاموآ در آغاز هزارهٔ اول پ. م چنین بافتی داشت. احتمالاً کیش مزدیسنا در میان برخی قبایل رایج بوده است.

در الواح خبری از اشتغال، اقتصاد، روابط متقابل ساکنان دهکده‌ها با یکدیگر و مراودهٔ یکجانشینان با قبایل صحراگردان چیزی مشهود نیست، از غارت دام‌ها معلوم می‌شود که اغلب سکنهٔ زاموآیی به دامداری و شبانی اشتغال داشته و در نگهداری حیوانات اهلی و مفید اهتمام داشتند و نتیجتاً از پشم دام‌ها در کار ریسندگی و بافندگی استفاده می‌شده.[۵]

در کنار باج و خراج‌های سیمین، زرین و مفرغی از منسوجات پشمی‌ملوّن نیز یاد می‌شود. سفالگری نیز سابقهٔ طولانی در میان ایرانیان داشته و سفالینه‌های ملوّن مکشوف در دینور و قمرود هنر چند هزار سالهٔ سفالگری را به ثبوت می‌رسانند.

پیرامون سال‌های ۸۸۳ تا ۸۸۱ زاموآ به دو ایالت پارسوآ و ماننا تجزیه گشت.

وجه تسمیه[ویرایش]

الواح گلی آشور ناسیراپال دوم پیشوای زاموایی را با دو اسم یا لقب خطاب می‌کنند، نورآداد و ناسیکو.[۶] هر دو اسم بزبان اکدی بوده و نورآداد در زبان آذری و فارسی ممکن است مفهوم داشته باشد. امّا ناسیکو به نظر می‌رسد تلفظ درست آن ناشی‌کو باشد که به مفهوم غیره حرفه‌ای یا تازه‌کار است.

پانویس[ویرایش]

  1. در بند بازیان کنونی بر سر راه آلیتن کپرو به زاب سفلی و سلیمانیه
  2. کی‌نی‌پا به زبان لولویی. بنا بر روایات آشوری و بابلی کشتی نوح بعد از طوفان بر این کوه متوقف گشت. این کوه را به ویژه با کوتیان مربوط می‌دانستند.
  3. بالاتر از سرزمین زاموا در مسیر زاب سفلی
  4. زاموآ به دو ناحیه یا کشور ماننا و پارسوآ تجزیه شد
  5. در کنار اسب از گاوان، گوسفندان، بزان و خران را نام می‌برند
  6. مانند قزل بوندا که قابل تحلیل هست

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]