ماد کوچک
| از آغاز هزارهٔ یکم، پادشاهی ماد – تا پادشاهی هخامنشی | |||
نقشۀ ماد در سال ۷۱۵ پ.م. | |||
| مکان(ها) | ماد (سرزمینهای اطراف کوههای مرکزی ایران) تقریبا همان سرزمینیست که بعدها با عنوان عراق عجم شناخته میشد. بخش بالایی ماد، ماد کوچک، گسترۀ امروزی شهرهای تبریز، میانه و سرزمینهای اطراف آنها و شهر باستانی گنزک است. | ||
|---|---|---|---|
| شامل | گنزک، آتشکده آذرگشسپ | ||
| مهمترین شاه | آتروپات | ||
گاهشماری
| |||
ماد کوچک یا ماد خُرد نام یکی از دو ایالت سرزمین ماد بودهاست.
محدوده ماد کوچک
[ویرایش | اشتراکگذاری]پتشخوارگر و طبرستان
[ویرایش | اشتراکگذاری]در آثار مورخان یونانی سرزمین پتشخوارگر بخشی از ماد معرفی شدهاست و جغرافیای آن با جغرافیای ماد کوچک توافق تقریبی دارد.استرابون می نویسد ناحیهی پارت چندان بزرگ نیست و شامل کومس و خوار (استان سمنان) میشود سرزمینی که در زمان مادها جزئی از سرزمین و خاکِ ایالت ماد بوده است[۱] در کتیبهٔ آشوریِ آسرحدّون آمده است که سرزمین پاتوشآری در کنار و حاشیهی کویر نمک در قلمرو مادهای دوردست قرار دارد؛ جایی که کوه بیکنی حدِ دیگر آن است کوهی از سنگ لاجورد که هیچیک از نیاکان پادشاه من هرگز پای در خاک آن ننهاده بودند.[۲] امروز قلعهای تاریخی نیز به نام قلعه لاجورد در چهل کیلومتری مسیر سمنان به فیروزکوه قرار دارد هر چند تا کنون ارتباط قلعهی لاجورد با کوه لاجورد مورد بررسی قرار نگرفته است. لذا در کتیبهای آشوری سرزمین پتشخوارگر بخشی از مادهای دور دست معرفی شدهاست.[۳] مورخانی یونانی مانند استرابون و بطلمیوس اقوام تپوری، ماردی، کادوسیان و کرتی را از ساکنان سرزمین ماد معرفی کردند.[۴][۵][۶] سبئوس مورخ ارمنی دوره ساسانی نیز سرزمین گیلان، دیلم و تپرستان را بخشی از سرزمین ماد معرفی کردهاست.[۷]
آتروپاتگان
[ویرایش | اشتراکگذاری]به گفتهٔ استرابو مورخ یونانی، بعدتر ماد کوچک عنوان آتروپاتن را از سردار و شهربان ایرانی آن سرزمین، یعنی آتروپات گرفت. سپس در دوران پس از اسلام آتورپاتگان به آذربایجان دگرگون شد.[۸]
بخشی از زاگرس
[ویرایش | اشتراکگذاری]ماد بزرگ نیز شامل همدان، و تقریبا تمامی جغرافیای زاگرسنشینان که در کردستان امروزی و چندین استان کُرد و لر و لک نشین دیگر که زاگرس در جغرافیای آنان گسترده شده است, بودهاست.
جستارهای وابسته
[ویرایش | اشتراکگذاری]منابع
[ویرایش | اشتراکگذاری]- ↑ استرابون، جغرافیا، ۱۱٫۹٫۱
- ↑ A. Fuchs, *Die Inschriften Asarhaddons* (1994), RINAP 4, Esarhaddon 33, lines 38–41. همچنین بنگرید به: I. Gershevitch, “Mount Bikni,” Encyclopaedia Iranica.
- ↑ نصری اشرفی، جهانگیر (۱۳۹۹). جعفر شجاع کیوانی (ویراستار). دانشنامهٔ تبرستان و مازندران جلد یک. نشرنی = ۶۵.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ after which is the choromithrena region which extends even to parthia, on the north of which is helymais, from which to the source of the charindas river are the regions the tapuri inhabit,. Ptolemy (6.2.6)
- ↑ All regions of this country are fertile except the part towards the north, which is mountainous and rugged and cold, the abode of the mountaineers called Cadusii, Amardi, Tapyri, Cyrtii and other such peoples, who are migrants and predatory. strabo (11.13.3)
- ↑ عبدلی، علی (۱۳۸۰). «نگاهی فرهنگی، اجتماعی و سیاسی به قوم تالش». فصلنامه مطالعات ملی (۸): ۱۱۵.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Sebeos (2000). The Armenian History attribiuted to Sebeos (in English). Translated by translated with notes by R.W.THOMSON. simultaneously published in LIVERPOOL UNEVERSITY PRESS. p. 147-148.
- ↑ محسنی، محمدرضا 1389: «پان ترکسیم، ایران و آذربایجان» ، انتشارات سمرقند، ص 69
- ای.م. دیکونوف. تاریخ ماد. ص ۱۰۳٬۱۰۴٬۱۲. شابک ۹۶۴-۴۴۵-۱۰۶-۶

