علوم خفیه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

علوم خَفیّه یا علوم غریبه یکی از دو شاخهٔ «علوم» در تقسیمات قدیمی دانش‌ها در نظام آموزش مدارس اسلامی بوده‌است. شاخهٔ دیگر، یعنی علوم جَلیّه، به طب و منطق و هندسه و غیره مربوط است؛ قوانین مشخصی داشت و در کتاب‌ها نوشته و در مکاتب تدریس می‌شد؛ ولی علوم خفیه (که علوم غریبه نیز نامیده می‌شوند) به نیروهای مافوق طبیعت می‌پردازد و اسرار آن در نزد عالمانش پنهان می‌ماند. اگرچه نمی‌توان علوم خفیه و علوم جلیّه را به ترتیب به همان ماوراءالطبیعه و متافیزیک ترجمه کرد، اما مشابهت بسیاری بین چنین تقسیم‌بندی‌هایی وجود دارد.

باور اکثریت دانشمندان امروزی بر این است که توضیحات و ادعاهای نهان‌شناسی یا همان علوم خفیه با علم امروزین سازگاری ندارد و از راه‌های علمی بر مبنای روش علمی اثبات‌پذیر نیست. به عبارت دیگر علم امروزی تماماً در زمرهٔ علوم جلیّه می‌گنجد. فراگیری این علوم توسط هر شخصی امکان پذیر نیست. در طول تاریخ افراد زیادی ادعای استادی در این امور را کرده اند که اکثرا شیاد می باشند ، بر پایه سخنان مراجع تقلید شیعیان افراد عالم بر این علوم انگشت شمار هستند و افرادی که ادعای داشتن این علوم را دارند جز افرادی شیاد و سودجو نیستند . اکثر کتب نوشته شده در مورد علوم غریبه ناقص می باشند و انجام و یادگیری این علوم بدون شخص استاد بسیار خطرناک هست و توصیه میشود از انجام دادن چله ها و مراسم ها و دستورالعمل های وارد شده در کتب نامعتبر و بدون استاد جدا خودداری شود در غیر این صورت عوارض جدی حتی مرگ در انتظار فراگیرنده ان است. امیرحسین ثمری

شاخه‌ها[ویرایش]

علوم و فنونی مثل طالع‌بینی، جفر (علم الحروف) و رمل (علم نقطه، احضار جن، کارگشایی، بخت گشایی، طلب فرزند، محبت، طلسمات و جادو) در رابطه با علوم غریبه شکل گرفتند و استفاده می‌شوند.

کلیه شاخه‌های علوم غریبه در کتب شیعه به ۳۴ شاخه به قرار زیر تقسیم می‌شود:

خمسه مُحتجبه[ویرایش]

خمسه مُحتجبه از شاخه‌های علوم خفیه می‌باشد که مشتمل بر دانش‌های زیر است:

  • کیمیا: کوشش در دگرش (تبدیل) کانی‌ها و فلزات، علم اکسیر انتقال قوای معدنی.
  • لیمیا: تبدیل قوای فاعل به مفعول یا بالعکس، علم طلسمات.
  • هیمیا: احوال ستارگان و حیوانات مرتبط با آنها، علم تسخیرات؛ در این علم سیارات هفت گانه را می‌شناسند و کار های عجیبی مثل تسخیر جنیان.
  • سیمیا: راز و رمز اعداد دیدن و تصرف موجودات تخیلی، علم خیالات.
  • ریمیا: تردستی یا علم شعبده است.

پنج حرف اول نام این شاخه‌ها که «خمسه محتجبه» نامیده می‌شدند، عبارت «کُلَه سِر» را می‌سازد که به معنی مجموعهٔ اسرار است.[۱] و کَلِّه سَر هم یاد شده‌است که مراد از او داشتن مغز و مفکره قوی است و اگر کسی را این اسباب در دسترس نباشد، نباید وارد این مقوله گردد. کله سر یعنی تمام آن سِر یا پنهان است.

خواص‌شناسی[ویرایش]

خواص‌شناسی گونه‌ای از علوم خفیه است که می‌تواند شامل مباحث زیر باشد:

  • تعویذ (حرز): در میان بسیاری اقوام از دیرباز باور به جن و موجودات فراطبیعی آسیب‌رسان رواج داشته و برای احساس امنیت در قبال آن‌ها برخی افراد ورد و ذکرهایی را نوشته و با خود همراه می‌کنند که به این وردها و نوشته‌ها تَعویذ گفته می‌شود. گاه نیز به این منظور، گوهر، تکه‌سنگ، نگاره، سکه، آویزه، انگشتر، تندیس، گیاه یا جانور هم به کار می‌رود.
  • عددشناسی (یا علم اعداد): عددشناسی یعنی تفسیر اعداد به وسیله اعداد. عددشناسی پایه علم حروف است. عددشناسی در طالع بینی استفاده می‌شود. عددشناسی برای شخصیت‌شناسی نیز استفاده می‌شود. عددشناسی در تشخیص بیماری و علت آن و درمان آن بیماری و همچنین در استعلام سحر و جادو بکار میرود. از عددشناسی برای دانستن منحوسه استفاده میشود و در طب قدیم از اعداد برای تشخیص مزاج فردی استفاده می‌کردند.
  • خواص اسماءالله
  • خواص آیات و سوره‌ها
  • خواص ادعیه
  • خواص اوراد و اذکار و ختومات
  • خواص تعاویذ و رُقی
  • خواص حروف و جُمَل و اشکال
  • خواص الاشیاء
  • خواص طبع‌ها
  • خواص سنگ‌ها

کتب علوم خفیه[ویرایش]

از قدیمی‌ترین نام‌هایی که با علوم خفیه پیوند خورده، نام بلیناس حکیم است؛ که در منابع بسیاری از جمله کتاب الفهرست (تألیف در ۳۷۷ هجری)[۲] و تاریخ الحکماء[۳] به عنوان بنیان‌گذار علوم غریبه یاد شده‌است. از اوستن، کیمیاگر دوران هخامنشی نیز به عنوان نخستین فردی که دربارهٔ جادو نوشته‌است، یاد شده‌است. در میان دانشمندان ایرانی نیز ابن سینا، خواجه نصیرالدین طوسی و شیخ بهائی در مورد علوم غریبه آثاری دارند. ابن سینا رسالهٔ کنوز المعزمین را در این مورد نوشت و رساله شاقول را گسترش داد و قسمت‌هایی از کشکول شیخ بهایی به علوم غریبه و خواص اسماء حسنی اختصاص دارد.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. تناولی، ص ۱۷
  2. الفهرست، ص. ۳۷۳، ۴۳۴ و ۵۰۳
  3. تاریخ الحکما، ص. ۶۴ و ۱۱۹