منائیان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از ماننا)
پرش به: ناوبری، جستجو
ماننا
دروازه ورود به گنزک
اطلاعات کلی
نام کشور ماننا
نام‌های دیگر مننا، ماناش، مانا
نام‌های مشابه هورامان، اورامان
نخستین پیشوا او آلکی
آخرین پیشوا آخسری
پیشوایان دیگر ایرانزو، اوللوسونو، آزا
دوران ۹۰۰ پ.م.
پایتخت ایزیرتو و زیویه
ملیت ایرانی‌تبار
سایر اطلاعات
شناخته شده کشور قبیله‌ها
محدوده قلمرو آذربایجان غربی، کردستان
قبایل ساکن ماننا، مسی، تئورلی‌یان
دالی‌ییان، سونبی‌یان، کوموردیان
دیرینگی هزاره یکم پ.م.

مَنّائیان[۱] (مانناها)[۲] قومی بودند که حکومتی را در جلگه جنوبی دریاچه ارومیه تشکیل داده و از قرن هشتم قبل از میلاد تا قرن ششم قبل از میلاد بر این سرزمین حکومت می‌کرده‌اند. این دولت از فرصت مبارزه میان دول آشور و اورارتو استفاده کرد و بر قدرت خود افزود. پادشاهی مناها که در آن مقطع زمانی منا متحد آشور بود، بدست ماد (در حدود ۶۱۶ پ. م) قبل از حمله ماد به آشور (۶۱۴ پ. م) از میان رفت.[۳]

از میان دولت‌هایی که نخست در سرزمین آیندهٔ ماد در آن عهد تشکیل شدند و ما تحت مطالعه قرار می‌دهیم، در آغاز، نقش رهبری را دولت‌های کوچک زاموآ که مسکن لولوبیان و گوتیان (کوتیان) بود، بازی می‌کردند. بعدها دولت منا در آن میان مقام اول را احراز کرد.

دولت منا از قرن هشتم پیش از میلاد بارها با آشور و اورارتو به مبارزه برخاست و در واقع مغلوب هیچ‌یک از دولت‌های مزبور نشد. با این وجود دولت منا به مراتب کمتر از دیگر دول بزرگ آن زمان یعنی آشور، اورارتو، عیلام و فریجیه (فریگیا، فریگیه) شهرت و معروفیت داشت.

منا در پایان قرن هشتم پیش از میلاد از مبارزهٔ آشور و اورارتو استفاده نمود و بر قدرت خود افزود و سراسر ناحیهٔ دریاچهٔ اورمیه را به زیر اطاعت خود درآورد. شاید به استثنای کرانهٔ غربی و بخش شمالی دریاچهٔ اورمیه که در دست اورارتو باقی‌ماند. محتملا منا از طرف شمال با پادشاهی سکائیان هم‌مرز شد.

مدارک زیادی دربارهٔ سازمان اجتماعی و دولتی ماننا وجود ندارد. ساکنان ماننا مانند دیگر نواحی، بیشتر به دامداری اشتغال می‌ورزیدند[۴] مع‌هذا در هیچ‌یک از بخش‌های سرزمین ماد آینده زراعت، در ردیف دامداری، چنان اهمیتی را که در ماننا واجد بوده، نداشته است. مثلاً در هنگام لشکرکشی سارگون دوم به اورارتو در سال - ۷۱۴ پ.م. - اهالی ماننا آرد و شراب عساکر آشور را تأمین کردند.

ماننا و قبایل ماد[ویرایش]

تمدن‌های باستانی آسیای غربی
میان‌رودان، سومر، اکد، آشور، بابل
حتیان، هیتی‌ها، لیدیه
ایلام، اورارتو، منائیان، ماد، هخامنشی
امپراتوری‌ها / شهرها
سومر: اوروکاوراریدو
کیشلاگاشنیپوراکد
بابلایسینعموری‌ها - کلدانی‌ها
آشور: آسور، نینوا، نوزی، نمرود، آشوریه هخامنشی
ایلامیانشوش
هوری‌هامیتانی
کاسی‌هااورارتو
گاهشماری
شاهان سومر
شاهان ایلام
شاهان آشور
شاهان بابل
شاهان ماد
شاهان هخامنشی
زبان
خط میخی
آرامیهوری
سومریاکدی
زبان مادی
ایلامی
اساطیر میان‌رودان
انوما الیش
گیل گمشمردوخ
نیبیرو
جغرافیای ماننا

از آغاز قرن نهم پیش از میلاد پس از یک وقفهٔ سیصد ساله بار دیگر دربارهٔ سرزمین ماد اطلاعاتی بدست می‌آید. از میان دولت‌هایی که نخست در سرزمین آیندهٔ ماد در آن عهد تشکیل شدند و تحت مطالعه قرار خواهند گرفت، در آغاز، نقش رهبری را دولت‌های کوچک ناحیهٔ زاموآ که مسکن لولوبیان و کوتیان بود بازی می‌کردند. بعدها دولت ماننا (مننا) در آن میان مقام اوّل را احراز کرد.

مرکز دولت مزبور در جلگهٔ جنوبی دریاچه اورمیه در آذربایجان کنونی ایران بوده است. دولت ماننا از قرن هشتم - ۷۹۹ - پیش از میلاد بارها با آشور و اورارتو به مبارزه برخاست و در واقع مغلوب هیچک از دو دولت مزبور نگشت. مع‌هذا دولت ماننا به مراتب کمتر از دیگر دول بزرگ آن زمان یعنی اورارتو، عیلام و فریجیه شهرت داشت. این گمنامی بیشتر بدان سبب است که هنوز کتیبه‌ها یا سنگ نبشته‌هایی از شاهان ماننا مکشوف نگشته و در دست نیست و در هیچ‌یک از شهرهای ماننا حفریاتی به عمل نیامده است؛ و ناگزیر تمام اطلاعات مربوط به این دولت را از سال‌نامه‌های آشوری و اورارتویی کسب می‌شود و منابع مزبور اوضاع دولت ماننا را در دوران فتوحات آشور یا اورارتو[۵] یعنی عصر ناکامی‌ها و شکست‌های ماننا شرح می‌دهند.[۶]

مع‌هذا حتی منابع موجود نیز تا اندازه‌ای احیای تاریخ ماننا را اجازه می‌دهند.[۷] کشور ماننا بعدها از لحاظ فرهنگ و تمدن و اقتصاد هستهٔ پادشاهی ماد را در قرن ششم پ.م. تشکیل داد؛ ولی در آغاز هزارهٔ اوّل پیش از میلاد ماننا، که در آن زمان یکی از کوچکترین تشکیلات دولتی لولوبی و کوتی بوده، جدا از اتحادیهٔ قبایلی وجود داشت.[۸]

ماننا و ایالات آن[ویرایش]

منطقهٔ مَنّائیان

در طی دههٔ دوم قرن هشتم - ۷۲۰ - پ.م. لشکرکشی‌های آشور به سوی مشرق موقتاً قطع شد. در حدود سال ۷۲۰ وضع سیاسی کشور ماننا به قرار زیر بود: اقصای شمال، آنسوی دریاچهٔ اورمیه تحت تصرف اورارتو قرار داشت؛ و به تقریب باقی سرزمین آذربایجان کنونی ایران بطور مستقیم یا غیرمستقیم تحت حکومت ایرانزو پادشاه ماننا بود؛ ولی در مرزهای آن پادشاهی متصرّفات فرمانفرمایان نیمه مستقلی قرار داشتند که برای موجودیت ماننا خطرناک بودند[۹] این‌ها به ایالات زیر تقسیم می‌شدند:[۱۰]

در مرز میان آشور و ماننا پادشاهی‌های آلابریا و کارالا در قسمت بالای زاب کوچک و شاخه‌های علیای آن قرار داشتند که تا حدّی تابع آشور بودند. در نقاط جنوبی‌تر و شرقی‌تر ماننا کماکان ولایات بسیار کوچک و مستقل وجود داشتند که با ماننا یا آشور مربوط بوده یا بالکل مستقل بودند و بیشتر آنها مشمول مفهوم سرزمین مادای یعنی اتحادیه قبایل ماد می‌شدند ولی اتحادیهٔ مزبور در آن زمان به هیچ گونه اظهار وجود نمی‌کرد. از میان آنها فقط پادشاهی الی پی نزدیک کرمانشاه کنونی به سبب مجاورت با مرزهای دولت بزرگی چون شوش تا اندازه‌ای ممکن بود خود را از تعرّض آشور مصون بداند و به این علّت نسبتاً قوی و مهم به شمار آید.

ظاهراً حکّام یا جانشینانی که در منابع آشوری از ایشان سخن گفته شده، در رأس این ایالات قرار داشته‌اند. به ظن قوی حدود ایالات مزبور همان حدود قلمرو قبایل بود. «کدخدایان یا صاحبان دهکده‌ها[۱۱] از سیماهای خاص اداره‌ای ماننا بشمار می‌رفتند و در اتحادیه قبایل ماد نیز از ویژگی‌های مهم آن شمرده می‌شدند. بدین سبب دربارهٔ این اصطلاح عجالتاً بدین اکتفا می‌شود که مقصود پیشوای قبیله یا رئیس جماعت عشیرتی یا عرضی است.[۱۲]

جامعه ماننا[ویرایش]

جامعهٔ ماننا سازمان قبیله‌ای را تا حدّ معتنابهی حفظ نموده بود. این نکته جالب است که متون اورارتویی دولت مزبور را «کشور مانا» می‌خوانند ولی منابع آشوری تقریباً همیشه آن را کشور ماننا می‌نامند.[۱۳][۱۴] آثار باقیه از آشوریان، گذشته از مانناییان از بسیاری قبایل دیگر نیز که جزو کشور ماننا بودند نام می‌برند از قبیل تئورلی‌یان، مسیّ‌یان، دالی‌ییان، سونبی‌یان، کوموردیان.[۱۵]

در ماننا بقایای فراوان از دوران جماعت بدوی در زندگی و رسوم مردم وجود داشته و مردم هنوز[۱۶] در حیات اجتماعی با فعالیت تمام شرکت می‌کردند. بعدها، چنان‌که به نظر خواهد رسید، در ماننا مردم علیه یکی از شاهان آن کشور شورش کردند و این در تاریخ مشرق زمین - درآن عصر و دوران - پدیده‌ای بی‌نظیر بود زیرا آنچه غالباً در آنجا وقوع یافت تبّدلات درباری توأم با اعمال زور و توطئه‌های حرم یا عصیان بزرگان و لشکریان بود نه شورش مردم. مطالبی نیز دربارهٔ شورش‌های مردم علیه ستمگران بیگانه در دست است. اما برافراشتن عَلم عصیان علیه ستمگران خودی حاکی از چنان فعالیت اجتماعی و تعاون درونی عامّّهٔ مردم است که دیگر اقوام، به سبب برخی شرایط «جامعهٔ بنده‌داری شرقی»، در آن زمان فاقد آن بودند.

فقدان فشار بر آزاد مردان نیز در خصوصیت سازمان دولتی ماننا مؤثر بود. ظاهراً پادشاه ماننا امور ملک و دولت را با استبداد رأی اداره نمی‌کرد و فعال مایشاء نبود بلکه قدرت شورای شیوخ محدودش می‌نمود. طبق متن نبشتهٔ سارگون دوم:

شاه ماننا شخصاً به اتفاق بزرگان و شیوخ و مشاوران و خویشاوندان و حکّام و سرانی که کشور وی را اداره می‌کردند در مرز به پیشواز او آمد. آنگاه شاه ماننا پیش از آنکه سارگون دوم عملیات جنگی را آغاز و حرکت کند تقاضا کرد که بخاطر توهین‌هایی که به وی شده انتقام گرفته شود و در این مورد هم تقاضای خویش را «به اتفاق مشاوران بزرگ کشور خود» به عمل آورد.

منظور از سازمان دولتی ماننا همان سازمانی است که در آغاز تاریخ جامعهٔ طبقاتی وجود داشته و «شورای شیوخ» نامیده می‌شده و از بقایای سازمان جماعت بدوی بوده، ولی واقعاً چون سلاحی برای اعمال فشار و تجاوز طبقه‌ای بر طبقهٔ دیگر از آن استفاده می‌شده و سلف بوله یونانیان و سنای رومیان شمرده می‌شده. متن سارگون دوم دربارهٔ ترکیب سازمان مزبور نیز توضیح وافی می‌دهد، زیرا که «مشاوران کشور او» که در مورد ثانی مذکور است مسلماً همان «شیوخ و مشاوران و خویشان و حکّام و سرکردگان» هستند که در مورد اول ذکر شده است. «بزرگان» یعنی اعیان کشور ماننا که در شورای شیوخ عضویت داشتند عبارت بودند از متشخّصان اصیل و پیشوایان و سران محلّی و کسان و خویشاوندان شاه و حکّام، که البته از میان اعیان اصیل محلّی و کسان شاه انتخاب می‌شدند.

بنابر این می‌توان گفت که دولت ماننا در مرحلهٔ نخستین جامعهٔ طبقاتی بود که شاه و شورای شیوخ - مرکب از بزرگان اصیل - متفقاً آن را اداره می‌کردند و عامهٔ مردم آزاد که با حکومت خاندان‌های عمده در مبارزه بودند، هنوز فعالیت قابل ملاحظه‌ای ابراز می‌داشتند.

در گزارش‌های جنگی سارگون دوم بارها در مورد نواحی متنازع‌فیه میان اورارتو و ماننا از تولیدات کشاورزی نواحی مزبور سخن رفته است. در تورات از نوعی گندم یاد شده است بنام «می‌نیت» که می‌توان ماننایی تعبیر کرد. گرچه ممکن است این کلمه از نام جماعت «می‌نیت» در ماوراء اردن مشتق باشد[۱۷] در شهر صور که از بلاد فنیقی بوده این نوع گندم داد و ستد می‌شده و آن را در سرزمین یهود و اسرائیل می‌خریدند.

نگارخانه[ویرایش]

پیشینهٔ تاریخی[ویرایش]

در زمان ورود آریاییان و چند قرن پس از آن، تجمع فشرده اقوام و قبایل مختلف (بومیان و مهاجران) در شمال و شمال غربی ایران باعث پیدایش دولت‌های محلی چون منا و الیپی در غرب ایران گردید که هر کدام قلمرو خاص خود را داشتند؛ و در سالنامه‌های آشوری از آنها بسیار نام برده شده‌است. منائیان شامل اتحادی از طوایف منطقه بودند و خود، از گذشته جزیی از سازمان‌های حکومتی لولوبیان - گوتیان را تشکیل می‌دادند. دولت منا دردهه نخست سده هفتم ق.م. جزیی از دولت بزرگ ماد به‌شمار می‌رفت.

آجر مونومنت ایزیرتو در موزه شرق توکیو مربوط به تمدن منائیان،Glazed brick from Bukan depicting a winged goat from the Ancient Orient Museum Tokyo, Japan Tanabe 1983.

اقوام تازه‌وارد در قلمرو جدید خود در شمال غربی ایران با آشوریان که قدرت برتر دنیای باستان به‌شمار می‌رفتند و اورارتوئیان بومی همسایه شدند.

مرز شمالی منا رودخانه ارس بوده‌است. پیرامون دریاچه ارومیه و دشت‌های شمالی دریاچه ارومیه تا شهر تبریز کنونی و تا رودخانه سپیدرود قلمرو مانایی به‌شمار می‌آمده‌است.

پایتخت منا شهر بوکان کنونی بوده‌است که شهری کردنشین در استان آذربایجان غربی است.[۱۸]

آثار باستانی منائیان بیشتر در کردستان و آذربایجان می‌باشد. گنج زیویه، آثار کشف شده در قلایچی بوکان و دژ حسنلو را به مانناها نسبت داده‌اند. در کاوش‌های تپه حسنلو و شهر سقز و زیویه در (نزدیک سقز) نیز آثار باستانی منایی به دست آمده‌است.

ظاهراً پادشاه منائیان امور ملک و دولت را با استبداد رای اداره نمی‌کرده و فعال مایشاء نبود بلکه قدرت شورای شیوخ محدودش می‌نمود. (تاریخ ماد ص. ۱۶۶)

سارگن دوم پادشاه آشور به سرزمین ماد تاخت، مادها شکست خوردند و ایزیرتا، زیویه و آدامائیت را ویران کرد.

در کتیبه‌ای از زمان سلطنت سارگون دوم پادشاه آشور چنین بر می‌آید که بین سال‌های ۷۲۱–۷۰۵ ق.م. گروه‌هایی از آشوری‌ها در فلات ایران و سرزمین ماد اسکان داده شده‌اند. سارگن دوم در کتیبه، به تسلیم شدن شاه منا اشاره کرده و از بخشیدن او خبر می‌دهد:

در مقابل اولوسونو، شاه منا میز مهمانی را بگستراندم، تخت و مقام سلطنتی او را نسبت به مقام پدرش بلند مرتبه تر کردم، سرکردگان منا را برابر و هم ردیف با سرکردگان آشور بر سر سفره مهمانی نشاندم، در مقابل خدای آشور و خدایگان سرزمین خودشان به درازی حکمرانی من دعای خیر کردند.

محتوای این کتیبه نشانگر آن است که در آن مقطع زمانی منا متحد آشور بشمار می‌رفت.

سارگن دوم در سال ۷۱۴ ق. م بعد از تابع کردن ایالت پارسوا به منطقه منائی سوری گاش نیز که در دست اورارتو بود، حمله کرد.

با اینکه شاهان آشوری همیشه ماد را مورد حمله و تجاوز قرار می‌دادند ولی سارگن دوم بنا به اتحادی که با «اولسنو» بسته بود با منا به صورت یک دوست و متحد رفتار می‌کرد و به قولی که به شاه منا داده بود عمل کرده و اراضی غربی منا را که در مدت نزدیک به یک قرن در اختیار اورارتو بود گرفته و در اختیار دولت منا قرار داد. سارگن دوم که حالا شاه منا را مدیون خود کرده بود، چند ماه بعد ماد مرکزی را تصرف کرد و در عوض این کمک، دولت منا به آشور در اشغال ماد مرکزی کمک کرد.

زبان و فرهنگ[ویرایش]

بخشی از نامهای حاکمان و فرمانروایان منائیان به زبانهای ایرانی هستند و بخشی نیز به زبانهای هوری-اورارتویی.[۱۹]

جامعهٔ منا، سازمان قبیله‌ای را تا حدّ معتنابهی حفظ نموده بود. این نکته جالب است که متون اورارتویی دولت مزبور را «کشور مانا» (مانا نی‌ابانی- mana ni ebai) می‌خوانند ولی منابع آشوری تقریباً همیشه آنرا کشور قبایل «مات منایی» می‌نامند. قبایل ساکن در سرزمین آذربایجان ایران (منا) در نیمهٔ اول هزارهٔ اول پیش از میلاد:
  • قبیلهٔ منائیان mât mannài
  • قبیلهٔ سونبی‌یان sunbi قرن ۹ پ.م. کتیبهٔ شامشی آداد پنجم
  • قبیلهٔ ته‌اورلی‌یان teurli قرن ۹ پ.م. کتیبهٔ شامشی آداد پنجم.
  • قبیلهٔ دالی‌ییان dali قرن ۷ پ.م. کتیبهٔ سارگون دوم
  • قبیلهٔ مسی‌ییان mee-c-i قرن ۹ پ.م. کتیبهٔ شامشی آداد پنجم.
  • قبیلهٔ کوموردیان kumur di

شاهان منائی[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. دانشنامهٔ ایرانیکا
  2. کریم کشاورز در ترجمهٔ فارسی کتاب تاریخ ماد دیاکونوف در اکثر موارد، این اسم را ماننا یا مانا آورده‌است
  3. بررسیهای تاریخی. شماره مخصوص دوهزار و پانصدمین سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران. مهر ۱۳۵۰ مقاله قلمرو شاهنشاهی هخامنشی. حسینقلی ستوده
  4. به پرورش گوسفند و دام‌های بزرگ شاخ‌دار و اسب و خر و تا حدی شتران دو کوهان می‌پرداختند. خراجی که پادشاهان آشور از ماننا می‌گرفتند بدین قرار بود.
  5. که غالباً سخت اغراق‌آمیز است
  6. مثلاً اگر پادشاهان اورارتو کتیبه‌هایی در شرح پیروزی‌ها و ساختمان‌های خویش بر صخره‌ها نقر نمی‌کردند و باقی نمی‌گذاشتند دربارهٔ اورارتو و نیرو و اهمیت طول مرزهای آن به تقریب هیچ اطلاعی در دست نبود. یک مثل دیگر پادشاهی هیتیان است در آسیای صغیر که یکی از بزرگترین دولت‌های معظم شرق بوده. قبل از کشف بایگانی دولتی آن پادشاهی این عقیده - بر اساس اطلاعات موجود در منابع مصری - شایع بود که پادشاهی هیتیان کشور کوچکی بود در سوریه.
  7. که سازمان دولتی جالب توجهی داشته و در تاریخ شرق در هزارهٔ اول پیش از میلاد نقش بالنسبه مهمی نیز بازی کرده
  8. که هم در قرن نهم پ.م. در نواحی جنوبی‌تر و جنوب‌غربی پدید آمده بود و اتحادیه قبایل ماد نامیده می‌شد
  9. همهٔ آنها بطور رسمی حاکم نشین یا جانشین (شاکنوی) ماننا شمرده می‌شدند ولی عملاً تا حدی مستقل بودند. گرچه در واقع تابع ماننا بوده‌اند.
  10. بزبان آشوری ناژه - NaGê
  11. به زبان آشوری بل آلی Bel- âli. می‌توان خط اندیشه نگاری «ایدئوگرام «را «هازانو» نیز خواند که به معنی «کدخدای جماعت» است.
  12. یعنی پیشوای مردمی که در محدودهٔ معینی سکونت داشته باشند نه قلمرو قبیله.
  13. مانا-نی‌ابانی Mana-niebai. قبایل ماننایی. مآت ماننایی
  14. به عبری باستانی minni در متون متقدم آشوری ماننا به معنی محدود کلمه munna یا manaš
  15. Teurli, Mec(c)i, Dali, Sunbi, Kumurdi
  16. بر خلاف دیگر کشورهای شرق باستان
  17. minnit مؤنث minni- ماننی، مینی.
  18. GODARD, A. ۱۹۴۹. Izirtu(Bukan), La capitale du pays des Manneens, Zibie et Armaid. Comptes de Académie des Inscriptions et Belles-Lettres: 312-313
  19. http://www.iranicaonline.org/articles/mannea Ran Zadok, Mannea in Encyclopædia Iranica
  20. Nikdiara (Mektiara)

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]