سانداک شاترو

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
سانداک شاترو
سومین پیشوای کیمری
Kimmerer1.jpg
تیراندازان کیمری
دوران ۶۶۰ پ. م.
نام کامل سانداک شاترو
لقب(ها) سان‌داک شاترو
زادگاه آسیای صغیر
پیش از سومین و آخرین
پس از توگدامی
دودمان کیمریان صحراگرد
مادر تخمهٔ تیامات
دین ادیان محلی

سانداک شاترو (Sandakšatru) سومین و آخرین پیشوای قبایل صحرانشین کیمری است. بخش بزرگی از قبایل مزبور حدود سال‌های - ۶۷۴ پ. م. - به اراضی ماننا یا به عبارتی آذربایجان ایران نفوذ و سُکنا گزیده بودند. نام سه پیشوای کیمری تئوشپا، توگدامه و سانداک‌شاترو در منابع میخی آشور زمان اسرحدون آمده و شاه آشور دائماً در جدال با این قبایل صحراگرد نوظهور بود.

توجیه نام سانداک شاترو[ویرایش]

اگر کلمهٔ سانداک‌شاترو درست تلفظ شده باشد، در اشتقاق و تعلق لسانی آن شکی باقی نمی‌ماند که عنصر کشاتر چنانکه مشخص است و جای بحث باقی نمی‌گذارد این همان کلمهٔ ایرانی خشثره به معنی حکومت و قدرت، بخش و سهم، تیول یا ناحیه است[۱] و هرگز در دیگر شاخه‌های خانوادهٔ السنهٔ هندواروپایی و به طریق اولیٰ در زبان‌های غیر هندواروپایی دیده نمی‌شود[۲].

توجیه عنصر اول کلمه یعنی سان‌دا دشوارتر است. باید در نظر گرفت که این عنصر در نام‌های آسیای صغیر بسیار متداول بوده و از آن جمله در همان جاییکه آشور باناپال شاه آشور با توگدامی و پسر او ساندک شاترو گیروداری داشت[۳]. .

عنصر ساند و ساندا در نام‌های آسیای صغیر کاملاً روشن است. به این معنی که اسامی مزبور از نام خدای آسیای صغیر ساندون مشتق است. در کیلیکیه و دیگر بخش‌های آن سرزمین مدت‌ها پیش و پس از دوران مورد نظر، آن را پرستش می‌کردند. در عهد باستان اعتقاد بر این بود که هر خدا از جماعت و محل خود حمایت می‌کند و اگر کسی به کشور بیگانه رفت باید خدای محلی را پرستش نماید و قربانی نثار وی سارد.

با در نظر گرفتن نکات فوق محتمل است که کیمریان پس از مهاجرت به آسیای صغیر خدایان آنجا را پرستش کرده باشند. و بنابر این ساندا کشترو یا صحیحتر سانداخشثره را می‌توان به معنی حکومت خدای ساندون تعبیر کرد و چنین نامی کاملاً با نام‌هایی از قبیل آرتاخشسه به معنی حکومت خدای آرتــــا[۴] آرتـــاکزرکس و نام‌های اسکیتی آلکسارتوس به معنی حکومت آریاییان و فرن‌کشارتوس به معنی حکومت فرّه و بسیاری دیگر مطابقت دارد.

پانویس[ویرایش]

  1. در این مورد «و» البته پسوند حالت فاعلی یا رفع آشوری است بدین سبب باید کلمه را «سانداک‌شاتر» یا «سانداک شادر» یا «سانداکشترو» خواند.
  2. سوای شاخهٔ هندی که با شاخهٔ ایرانی بخشی از گروه مشترک هندوایرانی است
  3. با پادشاه کیلیکیه «سانداشارمه» نیز سروکار داشته است و اسرحدون پدر آشورباناپال شاه کیلیکیه که «سان دوآری» نام داشت اسیر کرد
  4. خدای داد

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]