استان مازندران
مختصات: شرقی″۳۲ ′۰۳ °۵۳ شمالی″۵۶ ′۳۳ °۳۶ / °۵۳٫۰۵۸۸شرقی °۳۶٫۵۶۵۶شمالی
| مازندران | |
|---|---|
| مرکز | ساری |
| مساحت | ۲۳٬۷۵۶ کیلومترمربع |
| جمعیت (۱۳۹۰) | ٣،٠٧٣،٩۴٣ [۱] |
| پراکندگی | ۱۲۷٫۸ |
| تعداد شهرستانها | ۲۰ |
| منطقه زمانی | IRST (گرینویچ+۳:۳۰) |
| -تابستان (دیاستی) | IRDT (گرینویچ+۴:۳۰) |
| زبان(های) گفتاری | مازندرانی(طبری), |
| نماینده ولی فقیه | نورالله طبرسی |
| استاندار | سید علیاکبر طاهایی [۲] |
مازندران (به مازندرانی: مازرون)
تلفظ راهنما·اطلاعات استانی در شمال ایران و در کرانههای جنوبی دریای مازندران میباشد. شهرستان ساری بزرگترین شهر از لحاظ وسعت و مرکز مازندران و پرجمعیت ترین شهرستان مازندران میباشد. این استان هم مرز با استانهای گلستان، سمنان، تهران، البرز، قزوین و گیلان میباشد.[۳] قله دماوند مرتفعترین قله ایران در مازندران و در شهرستان آمل قرار دارد. این استان از لحاظ جاذبههای گردشگری وجذب توریست رتبه یک را در ایران دارا است و از جنگل،دشت،کوه و دریا سود بسزایی میبرد. مازندران بلندترین (دماوندکوه) و پست ترین( دریای مازندران) نقاط ایران را در خود جای داده است. این استان یکی از پرجمعیتترین مناطق از لحاظ تراکم جمعیتی و یکی از غنیترین آنها از لحاظ منابع گوناگون زیرزمینی میباشد. این استان دارای ۲۰ شهرستان است. مرکز این استان شهرستان ساری میباشد،مازندران قدیمیترین مردم را در جهان از نظر یک جا نشینی دارد.روز ۱۴ آبان هم روز مازندران نام گذازی شده است.
مردم مازندران به زبان مازندرانی یا طبری و فارسی سخن میگویند. مازندران با جمعیتی بیش از (۳) میلیون نفر و حدود ۴/۳ درصد جمعیت کشور از وسعتی معادل ۱/۴۶درصد ایران برخوردار است. اما قرار گرفتن آن در ساحل جنوبی بزرگترین دریاچه جهان موسوم به دریای مازندران یا کاسپین و همجواری با چهار کشور ساحلی این دریا یعنی ترکمنستان، قزاقستان، روسیه و آذربایجان از یک سو و قرار گرفتن در شمال کلان شهر تهران (پایتخت ایران) از موقعیت جغرافیایی استراتژیکی برخوردار است. امتیاز حمل و نقل دریایی با کشورهای همسایه از طریق بندر قدیمی نوشهر، و (منطقه ویژه) و مجتمع بندری جدید امیرآباد بهشهر و اسکله نفتی نکا در شرق مازندران، اتصال آن به شبکه سراسری راه آهن کشور، وجود سه فرودگاه (بین المللی) ساری، نوشهر و رامسر، برخورداری از سه جاده شوسه ارتباطی با استان تهران، و اقدام به سرمایه گذاری در طرح در دست ساخت بزرگراه تهران ـ شمال (نوشهر) با امکان دسترسی سریع با فاصله کوتاه ۱۲۰ کیلومتر ارتباط تهران ـ مازندران، عبور خطوط بین المللی فیبر نوری، شبکه ارتباطی بسیار قوی و گستردهای را در مسیر کریدور بین المللی شمال ـ جنوب از هلسینکی (فنلاند)، به بندر لاوان (روسیه) تا ساحل دریای خزر فراهم آوردهاست. و همچنین جاده بین المللی هراز در این استان باعث ترددهای بالایی شدهاست.
دسترسی به زیر ساختهای مناسب ارتباطی، بهمراه تسهیلات ویژه زیر بنایی آب و برق و گاز همراه با شرایط آب و هوایی معتدل، اراضی بسیار حاصلخیز، طبیعت گوناگون و مفرح ساحلی، دشتی، جنگلی و کوهستانی مساعد برای توسعه صنعت گردشگری و دسترسی به بازارهای هدف داخلی و خارجی، امکان توسعه سریع را در قالب بخشهای محوری گردشگری، کشاورزی، صنعتی و تجاری، فناوری اطلاعات و ارتباطات را یکجا در خود گرد آوردهاست. همچنین برخورداری از میراث فرهنگی غنی و بیشترین نرخ دانش آموختگان با تحصیلات دانشگاهی مازندران در بین استانهای کشور، شرایط مناسبی برای گسترش سرمایه گذاری داخلی و خارجی استان در سطح منطقه شمال و ایران فراهم آوردهاست.
شهرستانها [ویرایش]
| نقشه استان مازندران به تفکیک شهرستان |
| شهرستان | جمعیت (۱۳۸۹) | مساحت | پیش شماره تلفنی |
|---|---|---|---|
| شهرستان آمل | ۳۶۰۴۰۹ | 3074.4 | ۰۱۲۱ |
| شهرستان بابل | ۴۸۸۰۵۴ | 1578.1 | ۰۱۱۱ |
| شهرستان بابلسر | ۱۲۳۸۵۹ | 246.5 | ۰۱۱۲ |
| شهرستان بهشهر | ۱۶۲۳۳۶ | ۱۴۱۶.۲۷ | ۰۱۵۲ |
| شهرستان جویبار | ۷۳۱۸۸ | ۲۸۵.۵ | ۰۱۲۴ |
| شهرستان چالوس | ۱۲۷۶۹۴ | ۱۵۹۷.۳ | ۰۱۹۱ |
| شهرستان رامسر | ۷۰۸۴۳ | 729.8 | ۰۱۹۲ |
| شهرستان ساری | ۵۱۴۸۳۷ | 3685.3 | ۰۱۵۱ |
| شهرستان سوادکوه | ۷۰۵۹۰ | ۲۰۷۸ | ۰۱۲۴ |
| شهرستان تنکابن | ۱۵۴۸۶۹ | ۲۱۴۰ | ۰۱۹۲ |
| شهرستان عباس آباد | ۴۷۵۰۶ | ۰۰۰ | ۰۱۹۲ |
| شهرستان فریدونکنار | ۵۸۳۳۶ | 99.2 | ۰۱۱۲ |
| شهرستان قائمشهر | ۳۰۶۷۳۹ | ۴۵۸.۵ | ۰۱۲۳ |
| شهرستان گلوگاه | ۰۴۱۰۱۳ | 451.23 | ۰۱۵۲ |
| شهرستان محمودآباد | ۹۴۰۶۰ | ۲۶۲.۸ | ۰۱۲۲ |
| شهرستان میاندورود | ۰ | ۰۰۰ | ۰۱۵۱ |
| شهرستان نکا | ۱۰۹۸۰۶ | ۱۳۵۸.۸ | ۰۱۵۲ |
| شهرستان نوشهر | ۱۲۳۱۳۹ | ۱۷۱۶.۵ | ۰۱۹۱ |
| شهرستان نور | ۱۱۰۰۵۸ | ۲۶۷۵ | ۰۱۲۲ |
| شهرستان فریدونکنار | 70000 | 3000 | 0112 |
طبیعت [ویرایش]
مازندران به خاطر جغرافیای گوناگون آن که شامل جلگه ها، علفزارها، بیشهها و جنگلهای هیرکانی با صدها گونه گیاهی منحصر به فرد در جهان است و آب و هواهای گوناگون از سواحل شنی با پستترین نقطه، تا کوهستانهای ناهموار و پوشیده ازبرف البرز با داشتن یکی از هفت آتشفشان معروف دنیا، کوه دماوند، شناخته شدهاست. رشته کوههای البرز همچون سدی بلند مازندران را به دو قسمت جلگهای و کوهستانی تقسیم نموده و آن را از قسمت داخلی ایران جدا میسازد. قسمتی از البرز غربی و تمام البرز مرکزی و بخشی از البرز شرقی در محدوده این استان قرار دارد و شیب زمین از منطقه کوهستانی به سوی جلگه و دریا کاهش مییابد. رشته کوههای البرز دارای کوههای فرعی است که از جنوب به شمال و یا به موازات دریا کشیده شدهاست. از مرتفعترین قلل مازندران میتوان (بادله کوه) (کوه چنگی) و (کوه سفید) را در شهرستان ساری نام برد. بلندترین قلههایی که به موازات دریا کشیده شده عبارتند از (تخت سلیمان) با بیش از ۴۰۰۰ متر ارتفاع از سطح دریا در جنوب شرقی شهرستان تنکابن و (قله شور) (کلارآباد) و (سیاه سنگ) در شهرستان نوشهر.
آب و هوا [ویرایش]
آب و هوای مازندران با توجه به وجود دریا، کوه و جنگل به دو نوع معتدل مرطوب و کوهستانی تقسیم میشود. آب و هوای معتدل و مرطوب: وجود دریای خزر و رشته کوههای البرز و نزدیکی این دو مظهر طبیعت به یکدیگر در نواحی جلگهای تا کوهپایههای شمالی البرز، آب و هوای معتدل و مرطوب را به وجود آوردهاست، تابستانهای آن به ویژه در سواحل دریا، گرم و مرطوب است. زمستانهای این نواحی معتدل و مرطوب و به ندرت یخ بندان میشود.
آب و هوای کوهستانی شامل آب و هوای معتدل کوهستانی و آب و هوای سرد کوهستانی است. دوری از دریا و افزایش تدریجی ارتفاع در اراضی جلگهای، تغییرات خاصی را در آب و هوای این استان پدید آوردهاست. به طوری که در ارتفاعات ۱۸۰۰ تا ۳۰۰۰ متری، آب و هوای معتدل کوهستانی با زمستانیهای سرد و یخ بندان طولانی و تابستانهای کوتاه و معتدل وجود دارد. در ارتفاعات بالای ۳۰۰۰ متر که دمای هوا به شدت پایین میآید، دارای زمستانی هاس سرد همراه با یخ بندان طولانی و تابستانها کوتاه و خشک است. در این نواحی هوا غالباً برفی است و در ارتفاعات مهم چون تخت سلیمان و دماوند یخچالهای کوهستانی و طبیعی ایجاد شدهاست. میانگین میزان ریزش باران در این استان کمتر از گیلان است.
منابع آب [ویرایش]
دریای مازندران(کاسپین) بزرگترین دریاچه جهان است. این دریا با وسعتی حدود ۴۳۸۰۰۰ کیلومتر مربع، بزرگترین دریاچه جهان به شمار میرود. و در بین کشورهای ایران، روسیه، ترکمنستان، قزاقستان و آذربایجان واقع شدهاست. سطح آب این دریاچه در دورانهای گذشته بالاتر از سطح دریاهای آزاد بودهاست.۰۸۷/۰ از آب رودخانههای ولگاو اورال در روسیه ۰۷/ ۰ رودخانههای سواحلی غربی و ۵/۰ رودخانه سواحلی جنوبی در ایران به این دریا میریزد. حجم آب دریای خزر ۷۹۳۱۹ کیلومتر مکعب است. این دریاچه یکی از میدانهای گسترده و غنی نفتی جهان است.
رودها [ویرایش]
بیشتر رودهای جاری در مازندران دایمی هستند. در نواحی کوهستانی در فصل زمستان واوایل بهار پر آب و در تابستانها کم آب و گاهی خشک است. طول رودهای غرب این استان به دلیل نزدیک بودن کوه به دریا کوتاه تر و رودهای شرقی طولاتی تر است. رودهایی که به جنوب به شمال در جریان است عبارتند از: رودهای هراز، چالوس، تجن، تالار و بابل که به دریای خزر میریزد. از دیگر منابع آب این استان دریاچههای کوچک محلی است که به هنگام طغیان رودها در قسمتهایی که سطح آبهای زیرزمینی بالا است به وجود میآید و برای کشاورزی، صید و شکار مورد استفاده قرار میگیرد. نوع دیگر ذخایر آبی و مهار سیلاب (آب بندان) است که در آن ماهی پرورش مییابد. دریاچه دایمی (ولشت) یا (سما) در شمال غربی مرزن آباد شهرستان چالوس یکی دیگر از منابع آبی طبیعی است که از جوشش چشمههای اطراف تشکیل شده و از جاذبههای گردشگری استان است. در مازندران چشمههای آب معدنی فراوانی یافت میشود که خاصیت درمانی دارد و در معالجه امراض پوستی، مفصلی، عصبی، و گوارشی موثرند، چشمههای (آب اسک) (لاریجان) (آملو) و (استراباکو) در شهرستان آمل در امتداد جاده هراز و حمامهای آب معدنی (گوگردی) در شهرهای رامسر و کتالم و سادات محله شهرستان رامسر و رینه بخش لاریجان شهرستان آمل از آن جملهاند.
ناهمواری ها [ویرایش]
اين استان قسمت جنوبى آن كوهستانى و قسمت شمالى آن جلگهاى ساحلى مىباشد. شيب آن به طرف مشرق در دشت گرگان است كه به تدريج به ارتفاعات غربى خراسان منتهى مىگردد و به علت فراوانى نسبى آب و فرسايش كوهها، آبرفتهاى ناشى از آن در دريا تهنشين شده و جلگه مازندران را تشكيل داده است.
سدها [ویرایش]
- سد لار در استان مازندران یکی از سدهای خاکی تأمینکننده آب آشامیدنی حوالی تهران و تأمینکننده آب مورد نیاز آبیاریهای کشاورزی منطقه میباشد. این سد در ۷۵ کیلومتری شمال شرق تهران و در ۱۰۰ کیلومتری شهر آمل قرار دارد. مطالعات احداث این سد از سال ۱۳۳۰ آغاز شد و در نهایت در سال ۱۳۶۱ گشایش یافت. سطح حوزه آبریز این سد بالغ بر مساحت ۶۷۵ کیلومتر مربع میباشد و متوسط جریان آب سالانه ۴۸۱ میلیون متر مکعب دارد. از انتقال آب این سد و پیوستن آب آن به سد لتیان، جهت استفاده در نیروگاههای منطقه برای تولید متوسط سالانه ۱۵۰ هزار مگاوات ساعت انرژی برق-آبی استفاده میشود. دریاچه سد لار به دلیل نزدیکی به کوه دماوند و واقع بودن در منطقه دشت لار به یکی از گردشگاههای ایران تبدیل شدهاست که در سالهای اخیر بعنوان مراکز پرورش ماهی قزل آلا و ماهیگیری و همچنین ورزشهایی چون اسکی روی آب از آن استفاده میشود. اطراف این دریاچه در ماه اردیبهشت مملو از شقایق میشود که بر زیباییهای این منطقه میافزاید. بودجه برآورد شده برای ساخت سد، دویست میلیون دلار بود.
- سد شهید رجایی در ۴۵ کیلومتری جنوب باختری ساری در نزدیکی روستای افراچال در منطقهای کوهستانی و سر سبز واقع شدهاست. این سد در سال ۱۳۷۹ برای بازدید مسافرین و گردشگران آماده شدهاست.
اقامت شبانه در کنار رودخانه تجن، بازدید از تاج سد با گرفتن بلیط در روزها ممکن بوده و در این سد امکانات قایقرانی و اسکی روی آب برای گردشگران فراهم شدهاست. دهکده آرامش، تاج سد، اسکله شیرین رود و قهوه خانه تلاونگ از جمله مکانهای تفریحی سد سلیمان تنگه یا همان سد شهید رجایی میباشند.[۴]
تاریخ [ویرایش]
| از مجموعه مقالههای: |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
با کشفیات دانشمندان در غارهای هوتو و کمربند، گواهی بر زندگی انسانها در ۷۵ هزار سال پیش از این بدست آمدهاست، علاوه بر این، باستانشناسی در گوهر تپه، که ثابت کرد مازندران بیش از ۶ هزار سال پیشینه تمدن شهری دارد، مازندران را به یکی از مهترین پایگاههای باستانشناسی در منطقه خاورمیانه و جهان شناساندهاست و آن در فرهنگ سازی و تمدن شهرنشینی مردم در ایران نقش مهمی را ایفا کردهاست، در حالی که آمل شهری که آن را دومین شهر کهن ایران میخوانند هم در این استان جا دارد و تاریخ آمل جزو تاریخهای اول شهری است که در زمان مردم آمارد یا همان آماردیان شکوفا شدهاست. مازندران جزوی از قلمرو پادشاهی ورگانا، و پس از آن یکی از استانهای مهم پادشاهی طبرستان (که پس از شاه عباس طبرستان ایالتی از ایران و مازندران استانی از این ایالت شد)، بودهاست. مردم بومی آن تپوری (مازندرانی)وآمارد و گیلک هستند، مازندران اولین پایگاه اسلامی و شیعه دوازده امامی است و خاندان مرعشی و خاندان ناصر الحق اطروش هم در مازندران به پایتخت گری آمل بودهاند.بعداز غلبه آریاییهای مهاجم ومهاجرت بومیان، ساکنان جدید پس از مدتها ظاهر زیرفرمان هخامنشیان قرار گرفتند. درکتیبه بیستون سرزمین مازندران به نام پشتخوارگی ودر اوستا پزشخوارگر آمده است و مازندران قلمرو اشکانیان و آمل مرکز اصلی آن بوده است.
هم زمان بافتوحات مسلمانان از سلسله های پادوسبانان، آل باوند و افراسیابیان نام برده شده است که در طبرستان یاقسمتی ازآن حکومت می کرده اندو استقلال نسبی داشته اند. مورخان درباره اولین حمله مسلمین به طبرستان وحدت نظرندارند.
مازندران (طبرستان) تنها ناحیهای از ایران است که در دوره اول فتوحات اعراب (۶۴۹-۶۳۷ میلادی) و حتی در زمان بنی امیه تسخیر نشد و در زمان بنی عباس (۷۶۵ میلادی) ضمیمه شد.
اقتصاد مازندران کاملاً به طبیعت پرنعمتش وابستهاست، که از راه کشاورزی و مواد غذایی با داشتن بالاترین تولید فرآوردههای غذایی دریایی و جنگلی و صنعتی در میان همه مناطق ایران و کشورهای همسایه از جمله خاویار، در این استان مورد بهره برداری واقع میشود، همچنین، صنعت گردشگری، که هر ساله بیش از دوازده میلیون مسافر از مازندران دیدن میکنند. غرب مازندران از نظر دریایی و شهر و مرکز مازندران از نظر سرسبز بودن جنگلهای انبوه دارای اهمیت بوده و در ایران خود را در صدر استان گردشگری جای دادهاست.
طبرستان [ویرایش]
طبرستان، تبرستان، تپورستان یا تپوران به بخشی از سرزمینهای میان کوههای البرز و دریای مازندران اطلاق میشدهاست و از لحاظ جغرافیایی شامل استان مازندران و بخشهایی از استان گلستان و استان گیلان و شرق و شمال استان تهران و شمال استان سمنان میشدهاست. پس از حمله مغولها و انتقال پایتخت از آمل به ساری و مصادف با قرن دهم نام مازندران بر این سرزمین گذاشته شد. تا پیش از آن مازندران سرزمینی نیمهاساطیری محسوب میشد که در شاهنامه و دیگر حماسهها و اساطیر ایران نامش رفته بود. اما طبرستان همیشه خطهای تاریخی محسوب میشدهاست.[۵] موقعیت جغرافیایی این سرزمین که میان کوه و دریا واقع شده بود و دشواری دسترسی، آن را تبدیل به آخرین سنگرهای مقاومت ایرانیان در مقابل مهاجمان خارجی بدل ساخته بود. برای مثال تا بیش از یک سده پس از تازش تازیان بازماندگان ساسانیان در طبرستان با عنوان اسپهبدان طبرستان فرمان میراندند. منسوب به طبرستان را طبری میخوانند.سرزمین مازندران که در گذشته «طبرستان» نامیده شد، قسمتی از سرزمین کهن ایرانیان است که بر طبق شواهد و یافتههای باستانشناسی یکی از قدیمترین سکونتگاههای بشری بهشمار میرود.دربارۀ وجه تسمیۀ «طبرستان» (تبرستان) و «مازندران» اظهارنظرهای گوناگونی شده است. در بسیاری از متنهای قدیم و جدید آمده است که تبرستان از نام «تپورستان» اخذ شده و تپورستان محل سکونت قوم «تپور» بوده است. تپورها یکی از قومهای باستانی بودند که در کنارۀ جنوبی دریای خزر زندگی میکردند. برخی از دانشمندان از جمله مارکوارت و بارتولد، «تپوران» را مانند «آمارد»ها و «کاسپ»، انیرانی و از مردمان بومی مازندران، پیش از آمدن آریاییها میدانند که در برابر ایرانیان مهاجر به کوهستانهای بلند این سرزمین پناه بردند و بهتدریج تمدن و فرهنگ و سپس دین ایشان را پذیرفتند. استرابن و برخی از دانشمندان غربی بارها از قوم تپور نام بردهاند چنان که استرابن (40 قبل از میلاد- 40 میلادی) میگوید: «تپوران میان هیرکانیان و آریاییها زندگی میکنند.»
ورود اقوام مختلف [ویرایش]
ساکنان قدیم غرب دریای مازندران کادوسیان بودند. در منطقه میانی و شرقی دریای مازندران اقوام آنریاک - مردویی و تپورها ساکن بوده که بعدها ایرانیان آن را تپورستان و با آمدن اعراب این منطقه را طبرستان نامیدند. نمیتوان گفت این اقوام کی و از کجا آمدهاند اما به نظر استرابون, تپورها در حد فاصل آماردها و هیرکانیه زندگی میکردند. (یعنی میان آمل و گرگان امروزی) اما دیاکونف نوشته:«تپورها در هیرکانیه ساکن بودند و تحت نفوذ هیرکانیان.»مرز شرقی آنها استرآباد و مرز غربی آنها از چالوس بود. پس مازندران بخشی از تپورستان است که مرکز آن شهر تاریخی ساری بوده و هست. اراستوفن مینویسد:«قبیلههایی که در کناره دریای کاسپین بودند چنیناند: هیرکانیان-آماردها-آناری ها-کادوسها-آلبانیها-کاسیان.» وی هم چنین نوشته:«تپورها قبیلهای بودند که در سرزمین هیرکانی ساکن و جزو قبایل کنار دریا نبودند.»ظاهرا ایشان قبایل گستردهای بودند که با آمدن آریاییها عقب رانده شدند. در مسکوکات سلاطین مستقل مازندران که خود سکه میزدند نام پادشاه تاپورستان آمدهاست. قوم جل یا گل هم از سفیدرود تا لومیر سکنی داشتند که نام گیلان از نام آنها بهرهگرفته. قوم دیگر مارد یا مازد یا آمارد که از سمت آمل به غرب سکونت داشتند و گویند نام آمل از نام آمارد گرفته شدهاست.
نام مازندران [ویرایش]
که مازندران شهر ما یاد باد ـ همیشه بر و بومش آباد باد. (فردوسی)
برخی ریشه نام مازندران را آمیختهای از ماز به معنی بزرگ و نیز میانه، ایندیرا و آن پس وند مکان دانستهاند و در نتیجه عبارت «مازیندیران» را به معنی جایگاه دیو بزرگ، ایندیرا میدانند. گواه آن را هم شاهنامه دانستهاند که در آن از مازندران به عنوان جایگاه دیو سفید نام بردهاست و نیز ایندیرا را کوهی دانستهاست در میانه این سرزمین. بر پایه همین موضوع ملک الشعراء بهار بیت زیر را سرودهاست:
| ای دیو سپید پای در بند! | ای گنبد گیتی! ای دماوند! | |
| از سیم به سر یکی کلهخود | زآهن به میان یکی کمربند | |
| تا چشم بشر نبیندت روی | بنهفته به ابر، چهر دلبند | |
| با شیر سپهر بسته پیمان | با اختر سعد کرده پیوند | |
| چون گشت زمین ز جور گردون | سرد و سیه و خموش و آوند | |
| بنواخت ز خشم بر فلک مشت | آن مشت تویی تو ای دماوند! | |
| تو مشت درشت روزگاری | از گردش قرنها پس افکند | |
| ای مشت زمین! بر آسمان شو | بر ری بنواز ضربتی چند | |
| نی نی، تو نه مشت روزگاری | ای کوه! نیم ز گفته خرسند | |
| تو قلب فسردهٔ زمینی | از درد ورم نموده یک چند | |
| شو منفجر ای دل زمانه! | وآن آتش خود نهفته مپسند | |
| خامش منشین، سخن همی گوی | افسرده مباش، خوش همی خند | |
| ای مادر سر سپید! بشنو | این پند سیاه بخت فرزند | |
| بگرای چو اژدهای گرزه | بخروش چو شرزه شیر ارغند |
نام کهن و اصلی مازندران طبرستان است که در واقع تپورستان بوده و علت نامگذاری آن وجود قوم؛ البی که درآن وجود دارد به نام قوم تپور میباشد که از شهر بایل تا شهر گرگان امتداد دارد و مرکز آنها ساری (در منابع یونانی زادراکارتا) بود. از اقوام دیگر مازندران قوم آمارد است که مرکز آن آمل و از آمل تا تنکابن و قوم کادوس از تنکابن تا رامسر هستند. برخی نام مازندران را به شکل ماز + اندر + آن میدانند. ماز در زبان مازندرانی به زنبور عسل گفته میشود و کسانی که این ریشه یابی را پذیرفتهاند معنای مازندران را «جایی که زنبورعسل در آن هست» میدانند. به باوری دیگر، نام مازندران برگرفته از کوه ماز است. پس مازندران سرزمینی است که کوه ماز در آن جای دارد(ماز+اندر+آن). رشته کوه ماز در جنوب مازندران، در راستای غرب به جنوب شرق کشیده شدهاست. رشته کوه ماز هم راستا با دوبرار در دشت لار و پلور است که تا فیروزکوه پیش میرود. مردم دماوند هنوز به این کوه بلند که در شمال شهر دماوند امتداد یافته ، ماز می گویند. از سوی دیگر در لاسم و در میان رشته کوه دوبرار، قلههای بلندی مانند انگمار، سیاه کمر دیده میشود که یکی از آنها قله بلند ماز است. منوچهری دامغانی (قرن پنجم) واژه " ماز" را به همراه مازندران در یک بیت میآورد:
- برآمد یکی ابر مازندران *** چو مار شکنجی و و ماز اندر آن
می دانیم منوچهری دامغانی سراینده زبردستی در ترسیم طبیعت در سرودههای خود بوده و همچنین سالها در مازندران زیستهاست. "ماز" در اینجا همان کوه ماز است که ابرها چون ماری به خود پیچیده، آن کوه را در بر گرفتهاند. گروهی، ماز را پیچ و خم می دانند، ولی واژه "شکنج" در "مار شکنجی" خود به معنی پیچ و خم است و آوردن واژهای دیگر (که ماز باشد) به معنی پیچ و خم در اینجا، درست نمی نماید. عدهای نیز به این دلیل که سابقا این سرزمین مملو از گوزن بوده و مازن نیز به معنای گوزن بوده و از طرفی دران را نیز به معنای درندگان میباشد اینطور استنباط کردهاند که دران به معنای درنده کنایه از ببر مازندران است وچون این سرزمین در گذشته مملو گوزن و ببر بوده مردم آن سرزمین را به این نام خواندند. مازندران کنونی در درازای تاریخ، شاهد وقایع و اتفاقات فراوان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بودهاست. در اهمیت سرگذشت وقایع تاریخی این استان، کافی است که گفته شود هیچ یک از مناطق ایران به اندازه این سرزمین، شاهد رویدادهای تاریخی نبودهاست.
به همین سبب است که نویسندگان و مورخان ایرانی و خارجی، فراز و نشیبهای تاریخی این سرزمین را در کتابهایی به رشته تحریر در آوردهاند. از آثار نویسندگان روسی در باره مازندران، تاریخ مازندران و استرآباد تالیف رابینو، و از آثار نویسندگان مازندرانی، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران تالیف میر ظهیرالدین مرعشی، و از آثار نویسندگان ایرانی، تاریخ طبرستان به کوشش اردشیر برزگر و مازندران از قدیمترین ایام تا به امروز، نوشته دکتر محمد مشکور را میتوان نام برد. اما این که نام مازندران از چه زمانی در این سرزمین متداول شد اختلاف نظر وجود دارد. بعضی از مورخان معتقدند از زمان ابن اسفندیار و یاقوت، بجای هیرکانیا کلمه مازندران بکار برده شدهاست عدهای هم تاریخ بکارگیری واژهٔ مازندران را از سده چهارم هجری قمری به بعد میدانند.
| چنین گفت کز شهر مازندران | یکی خوشنوازم ز رامشگران | |
| اگر در خورم بندگی شاه را | گشاید بر تخت او راه را | |
| برفت از بر پرده سالار بار | خرامان بیامد بر شهریار | |
| بگفتا که رامشگری بر درست | ابا بربط و نغز رامشگرست | |
| بفرمود تا پیش او خواندند | بر رود سازانش بنشاندند | |
| به بربط چو بایست بر ساخت رود | برآورد مازندرانی سرود | |
| که مازندران شهر ما یاد باد | همیشه بر و بومش آباد باد | |
| که در بوستانش همیشه گلست | به کوه اندرون لاله و سنبلست | |
| هوا خوشگوار و زمین پرنگار | نه گرم و نه سرد و همیشه بهار | |
| نوازنده بلبل به باغ اندرون | گرازنده آهو به راغ اندرون | |
| همیشه بیاساید از خفت و خوی | همه ساله هرجای رنگست و بوی | |
| گلابست گویی به جویش روان | همی شاد گردد ز بویش روان | |
| دی و بهمن و آذر و فرودین | همیشه پر از لاله بینی زمین | |
| همه ساله خندان لب جویبار | به هر جای باز شکاری به کار | |
| سراسر همه کشور آراسته | ز دیبا و دینار وز خواسته | |
| بتان پرستنده با تاج زر | همه نامداران به زرین کمر |
شهرهای باستانی [ویرایش]
نمادها [ویرایش]
نماد مازندران قله دماوند، ببر مازندران، اسب خزر، دریا و جنگل است.
مشاهیر [ویرایش]
استان مازندران دارای مشاهیر و اشخاص برجستهای مثل نیما یوشیج، جمشید مشایخی، عبدالله جوادی آملی، غلامحسین بنان و غیره میباشد.
جاذبههای فرهنگی و جاذبههای تاریخی [ویرایش]
- همچنین ببینید: فهرست جاذبههای گردشگری استان مازندران
- باغ عباسآباد
- مشهد میر بزرگ
- گوهرتپه
- آرامگاه میر حیدر آملی
- دخمه سنگی کافر کلی
- پل دوازده چشمه
- برج رسکت
- غار اسپهبد خورشید
- مجموعه تاریخی فرحآباد
- حمام فرحآباد
- تپه قلایا قلعه کتی
- خانه نیما یوشیج
- حمام وزیری
- پل چشمه کیله
- پل هفتصد و هشتاد و یک
- خانه کلبادی
- برج لاجیم
- سه گنبدان
- برج سلطان زین العابدین مرعشی
- امامزاده عباس
- پل محمدحسنخان
- آرامگاه ناصرالحق
- کاخ شاپور
- بازار قدیم آمل
- گورستان سفید چاه
- آتشکده کوسان
- پل چشمه کیله
- غار هوتو کمربند
- باغ چهلستون بهشهر
- عمارت شهرداری تنکابن
- قلعه سفید
- پل معلق بابلسر
- نقش برجسته شکل شاه
- قلعه کنگلو
- چشمه عمارت
- بانک ملی ساری
- پل تجن
- خانه رمدانی
- مسجد امیراسعد
- غار سیاه پور امیری
- برج دیده بانی شروین باوند
- مجموعه پلهای راه آهن سوادکوه
- کلیسای سرخآباد
- قلعه پیش
- امامزاده هفت تنان
- محوطه و گورستان جیر لپه دشت
- حمام قدیم میرزا یوسف
- آبانبار میرزا مهدی
- تپه تیموری
- تپه شاه نشین ساری
- برج دید بانی کاخ بابل
- کاخ جهاننما
- بنای سنگی کوره سر
- پل دو دهانه خشت نو
- غار آب اسک
- آرامگاه سید حسن
- آرامگاه شاه بانو زاهد آملی
- تپهٔ گیان
- برج دیدبانی بابل
- برج هشتل
- قلعهگردن
- تپه جانب
- پل معلق آمل
- آتشکده آمل
- فیل سنگی
- شیر سنگی
- قلعه ملک بهمن
- قلعه تمیشان
- کاخ نور
- کیجا پل
- برج هشتل
- قلعه پولاد
- مقابر سلاطین استندار
- کاخ مرمر رامسر
- ساختمان فرمانداری رامسر
- هتل قدیم رامسر
- تنگه بند بریده
- ملک جوی (کانال)
- قلعه کتی ابوالحسن کلا
- تپه قلعه کش
- قلعه گردن
- قلعه دختر
- قلعه سنگی
- برجهای گبری
- تپه عیسی کتی
- هتل بنیاد پهلوی
- آرامگاه درویش علم بازی
- کاخ چایخوران
- تپه کلار
- تخت فریدون
- پل سنگی
- کاروانسرای گدوک
- ساختمان دارائی
- حمام شیخ موسی
- حمام لمراسک
- گورستان نیلا
- قلعه کهرود
- کیجا پل
- تپه هزاره
- دو هزار
- پلور
- تکیه پهنکلا
- تپه یوزباشی
- تپه قائمشهر
- مجموعه بناهای افغان نژاد
- تپه امیرکلا
- قلعه فرنگیس
- خانه منوچهری
- خانه اربابی
- خانه حاج ملا حسن
- بقعه شمس آل رسول
- تپه قلعه کتی
- برج سی شاهاندشت
- پل آجری خرما کلا
- محوطه پیر درویش
- تپه سنگر (شاه نشین)
- کاخ شهرداری
- کاروانسرای تنگ سفید آب
- تپه کوتر دین
- کاروانسرای کمبوج (گامبوش)
- سه خط طلا
- تپههای میر بزار
- مجموعه بناهای نجفی
- قلعه ملک کیومرث
جاذبههای مذهبی [ویرایش]
- قدمگاه خضر
- پیر تکیه گتاب
- امامزاده یحیی ساری
- امامزاده عباس ساری
- امامزاده عبدالله آمل
- امامزاده ابراهیم بابلسر
- حسینیه آمل
- حسینیه ساری
- امامزاده اطرب
- مسجد جامع آمل
- مسجد جامع بابل
- مسجد جامع ساری
- مسجد امام حسن عسگری
- مسجد مولانا
- مسجد محدثین
- مسجد آقا عباس
- مسجد سیدالعلما
- مسجد چهارسوق بابل
- مسجد جامع بلده
- بنای امامزاده محمد طاهر
- آرامگاه ملا محمد شهرآشوب
- آرامگاه درویش فخرالدین
- آرامگاه امامزاده سید علی کیا سلطان
- امامزاده سید ابوصالح
- آرامگاه امامزاده سید محمد زرین نوا
- امامزاده قاسم آمل
- امامزاده تاج الدین
- امامزاده ابراهیم
- امامزاده هاشم (هراز)
- امامزاده سید اسکندر
- امامزاده عبدالله پایین کولا
- امامزاده قاسم عیسی خندق
- امامزاده علم بازی
- امامزاده سرست
- تکیه تاکر نور
- تکیه پیرعلم
- تکیه حصیر فروشان
سقانفارها
- سقانفار قادیکلا
- سقانفار آرمیج کلا
- سقانفار کیجا تکیه
جاذبههای طبیعی [ویرایش]
استان مازندران به لحاظ طبیعت خاص نسبت به دیگر مناطق کشور دارای جاذبه های گردشگری طبیعی فراوانی است. دماوند، باداب سورت، پارک ملی لار، علم کوه، سد لار، غار دانیال، آبگرم لاریجان و غیره از این دسته هستند.
جاذبههای رفاهی [ویرایش]
- نمک آبرود
- مجموعه پلاژ نوشهر
- هتل نارنجستان
- مجموعه نارنجستان هراز
- مجموعه خزر محمودآباد
- بازارچه بزرگ ماهی
موزه ها [ویرایش]
- موزه ساری
- موزه بابل
- موزه کندلوس
- موزه خزر چالوس
- موزه تاریخ آمل
- موزه خشکهداران
روستاها [ویرایش]
پوشش جانوری [ویرایش]
در استان مازندران جانورانی چون خوک وحشی، پلنگ، ببر، گربه وحشی، شغال، گرگ، خرس، خرگوش، آهو، بزکوهی،میش، گربه ایرانی و روباه یافت میشوند و پرندگان استان شامل قرقاول، شاهین، اردک، قو، کبک، تیهو، قمری، جغد، قوش، کرکس، حواصیل و کلاغ هستند و از خزندگان میتوان به انواع مار و لاکپشت اشاره کرد. در کنارههای ساحلی انواع پرندگان مهاجر از جمله اردک، غاز، پلیکان و چنگر در فصول سرد سال دیده میشوند. در آبگیرها و رودهای استان نیز انواع ماهی فراوان است.
آبشارها [ویرایش]
مازندران به دلیل شیب تند سلسله جبال البرز که سر چشمه رودهای فراوانی است، آبشارهای کوچک و بزرگ متعددی دارد که از نواحی مختلف آن سرازیر میشوند و عمدتا در نواحی مرکزی این سلسله جبال قرار دارند. به طور کلی آبشارهای مازندران به دلیل شرایط طبیعی هم در کوهستان وجود دارند و هم در بیشهها و جنگلها و در برخی نواحی نیز ترکیبی از مجموعه کوهستانی را توام دارند. از آنجایی که این آبشارها در ارتفاعات و دامنههای بلند البرز قرار گرفتهاند دارای اقلیمی مساعد و هوایی دلپذیر به ویژه در فصول بهار و تابستان هستند. اکثر آنها محوطههایی برای اتراق و چادر زدن دارند. برخی از این آبشارها عبارتند از، آبشار ایج یا ده قلو، آلامل، اکاپل، هریجان، سواسره، شاهاندشت، زیار، یخی، تیمره، پرومه، آب پری، دریوک، شیخ علی خان، آبشار یخی، آبشار سوادکوه و غیره میباشد.
فرهنگ، مراسم، بازیها، ویژگی، موسیقی [ویرایش]
زبان مردم مازندران مازندرانی است، ولی بیشتر مردم آن با زبان فارسی نیز آشنایی دارند.
گویشهای مازندرانی شامل: ساروی، آملی، بابلی، نوری، چالوسی، تنکابنی، سوادکوهی، فیروزکوهی، کتولی، هزارجریبی، لفوری و شهمیرزادی میباشد.
- نظرسنجی سال ۱۳۸۹
طی پژوهشی که شرکت پژوهشگران خبره پارس به سفارش شورای فرهنگ عمومی در سال ۸۹ انجام داد و براساس یک بررسی میدانی و یک جامعه آماری از میان ساکنان ۲۸۸ شهر و حدود ۱۴۰۰ روستای سراسر کشور، درصد اقوامی که در این نظر سنجی نمونه گیری شد در استان مازندران به قرار زیر بود: ۷٫۶ فارس (۸٫۹% مرد، ۶٫۴% زن)، ۲٫۴ ترک (۰٫۹% مرد، ۴% زن)، ۰٫۱ کرد (۰٫۳% مرد)، ۸۹٫۱ شمالی شامل مازنی، گیلک، تالشی و ترکمن (۸۹٫۹% مرد، ۸۸٫۱% زن) و ۰٫۷ بدونجواب بودند.[۶]
نامهای مازندرانی [ویرایش]
مراسمها [ویرایش]
مازندران از فرهنگ و تمدن بسیار کهن و اصیل آریایی برخوردار است و به دلیل داشتن این تمدن باستانی و دیرینه مراسمهای باستانی و به دلیل علاقه به دین و مذهب مراسم مذهبی بس با شکوهی در این دیار کهن برگزار میگردد، پس از گرویدن مردم آن به اسلام، برخی از مراسم باستانی بسته به فرهنگ مردمان مختلف مازندرانی با آداب اسلامی در آمیخته و بنا بر این شیوه اجرای آن در هر روستا با روستای دیگر متفاوت است.
موسيقی مازندران [ویرایش]
مازندران ، استان ساحلی شمال ایران از شرق با گرگان ، از جنوب با سمنان و تهران ، از مغرب با گیلان و از شمال با دریای خزر همجوار است. این وضعیت خاص جغرافیایی باعث شده است فرهنگ موسیقی مازندران در ناحیه شرقی با خراسان و ترکمن صحرا آمیخته شود و در غرب ، کمابیش خصایص موسیقی گیلانی را داشته باشد. در مازندران هم مانند اکثر نقاط ایران ، موسیقی با زندگی مردم همراه و عجین است. در شالیزارها، جنگل ها، دریا، در آداب شادی و عزا و در همراهی با مراسم مذهبی ، موسیقی مازندران نقش چشمگیری دارد. براساس روش پیشین و با توجه به واقعیت های موجود، موسیقی مازندران را به 2 گروه عمده تقسیم می کنیم : موسیقی بامتر آزاد، موسیقی بامتر معین مقام خوانی از شرق تا غرب موسیقی مازندران بامتر آزاد شامل آهنگهایی است که در قالب مقامها و با حالت آوازی اجرا می شوند.
مقام خوانی از شرق تا غرب مازندران رایج است و مقامها در شکلها و نامهای گوناگون متجلی میشوند. متداول ترین مقامهای موسیقی بومی مازندران عبارتند از:
- امیری: معروف ترین مقام بین مردم مازندران است. این آواز زیبا و دل انگیز به تنهایی می تواند بیان کننده خصایص و ارزشهای موسیقی مازندران باشد. آواز امیری بیشتر در جنوب مازندران متداول است و شعرهای زیبا و تصویرگر امیر پازواری ، شاعر بلند پایه مازندرانی ، زینت بخش آواز امیری است. مقام امیری در 2نوع امیری بلند و امیری کوتاه اجرا می شود و به همت شادروان استاد ابوالحسن صبا، مقام امیری مازندران ثبت شده و در کنار سایر گوشه های آواز دشتی در ردیف استاد صبا قرار گرفته است.
- کتولی: از مقامهای معروف مازندران است که بیشتر در قسمتهای شمال مازندران متداول است. آوازهای کتولی در نوع خود زیبایی ویژه ای دارد. مقام کتولی ، حاوی مضامین بلند اخلاقی ، قومی ، اعتقادی و گاه توصیفی است. کتولی در 3نوع مختلف کتولی کوتاه (کل حال)، کتولی متوسط (میون کتولی) و کتولی بلند (بلند کتولی) اجرا می شود. علاوه بر امیری و کتولی،مقامهای ولک سری،توری(طبری) و طالبک(طالبا) را می توان نام برد.
چاووش خوانی نیز از مقامهای معمول مازندران است که در استقبال یا بدرقه زایران مشهد، کربلا، نجف یا مکه خوانده می شود. چاووش خوان ، پیک خبردهنده است که مردم را در حال و هوای اعتقادی و توجه به مقدسات قرار می دهد. مضمون عمومی در موسیقی مازندران ، مسایل حماسی و اعتقادی و پرداختن به بیان ارزشهاست. با این که موسیقی مقامی نواحی مختلف مازندران شباهت کلی و عام به هم دارند،اما در هر منطقه،بنا به شرایط اقلیمی و خصایص فرهنگی و نوع ارتباطات اجتماعی،رنگ و حالت مشخص تری مییابد. مثل سادگی در مازندران موسیقی هایی با متر معین به بیان ترانه هایی اختصاص دارد که عموما دارای مضامین توصیفی و عاشقانه هستند. ترانه های مازندرانی با ملودی هایی ساده و روان و اشعاری لطیف و بی پیرایه ، سخنان دلنشینی را بیان می کنند که جذابیت خاص یافته و در یادها باقی می مانند. ترانه های اصیل مازندرانی با عناوین و نامهای خاص ، بیانگر قدمت و سابقه طولانی حوادث و مسایلی است که ریشه در زندگی مردم این سامان داشته و به زمان حال رسیده اند.
- نوروزخوانی: از موسیقی های متداول در مازندران و با متر معین است. نوروزخوانان اشخاصی هستند که پیش از آمدن بهار، رسیدن نوروز و سال نو را با شعر و آهنگ به مردم بشارت می دهند. نوروزخوانان ، بدیهه سرایانی هستند که از مدتها پیش از بهار به پیشواز بهار می روند و بدون همراهی ساز و صرفا به کمک آواز، نسیم بهاری را با دل و جان مردم آشنا می کنند. مردم هم به همراهی نوروزخوانان به آوازخوانی می پردازند و به این ترتیب استقبال از بهار عمومی می شود.
- تعزیه: ریشه های محکم اعتقادی و علاقه به آل علی (ع) موجب شده است تعزیه در این سامان رشد یابد و آهنگهای تعزیه در بخشهای ریتمیک رشد چشمگیری بیابد. در عین حال ، شیوه های آوازخوانی در تعزیه باعث شده است مقامهای موسیقی مازندران تحول یابد و در شکلهای متنوع عرضه شود و از این راه ، فرمهای تازه در شکلهای موسیقی مازندران پدید آید.
- سازهای مازندران
- متداول ترین سازهای مازندران عبارتند از:
- لله وا (نی): که از سازهای شناخته شده در مازندران است. لله وا یا نی درواقع ،ساز چوپانی مازندران به حساب می آید و در میان دامداران و ساکنان کوهستان های مازندران معمول است.
- دوتار: رنگ و حالت بیانی دوتار مازندران از خصایص عمومی موسیقی این سامان تبعیت می کند و با حالات اجرایی دوتار ترکمنی و خراسانی تفاوتی آشکار دارد.
کمانچه: این ساز از سازهای معمول در میان مردم مازندران است. کمانچه رایج در مازندران مانند کمانچه لری سه سیم دارد، ولی در سالهای اخیر از کمانچه های چهارسیمی نیز استفاده می شود.
- نقاره (ناقاره): عبارت است از طبل های کوچک با بدنه ای سفالی که پوستی روی دهانه کوزه سفالی کشیده شده و با طناب هایی در اطراف محکم می شود. نقاره را معمولا با 2قطعه چرمی به صدا درمی آورند. نقاره در اجرای حرکات و رقص های جمعی و به عنوان ساز خبرده ، در همراهی سرنا استفاده می شود.
- سرنا: سرنا در بین مردم مازندران به عنوان سازی روستایی و پرصدا در اعلام خبرها و انتقال وضعیت ها استفاده می شود. مردم مازندران سرنا را هم به تنهایی و هم در همراهی با نقاره به کار می برند. سرنا و نقاره علاوه بر جنبه های خبری در همراهی با رقصهای بومی نیز استفاده می شوند. علاوه بر سازهایی که نام بردیم ، در بین مردم مازندران استفاده از سه تار، تار و تنبک نیز متداول است و بعضی از مردم بومی مازندران موسیقی های خود را با سازهای مذکور اجرا می کنند.
از دیگر موسیقی ها می توان به گهره سری و زاری اشاره نمود.
مطبوعات در مازندران [ویرایش]
مطبوعات از سال های 1290 در مازندران رونق گرفت و تا سال های فعلی بیش از صد نشیریه و روزنامه و هفته نامه در مازندران فعالیت داشته و دارند.
سینما در مازندران [ویرایش]
بر اساس آمار ساا 1380 در استان مازندران 23 واحد سينمايى (11 واحد خصوصى و 12 واحد دولتى) با ظرفيت 14254 صندلى وجود داشته است. آمل و محمودآباد 3 سينما، بابلسر 2 سينما، بابل 4 سينما، بهشهر و نكا 3 سينما، تنكابن و رامسر 4 سينما، سارى 3 سينما، قائمهشر 1 سينما، نور 1 سينما، نوشهر و چالوس 3 سينما. برخى از سينماهاى اين استان عبارتند از:
- سينما آزاد بابل
- سينما استقلال بابل
- سينما انقلاب بابل
- سينما ارشاد بابل
- سينما جهان نما چالوس
- سينما ارشا دچالوس
- سينما سپهر سارى
- سينما فرهنگ سارى
- سينما ايران سارى
- سينما پيام سلمان شهر، تنكابن
- سينما پيوند فريدونكنار
- سينما استقلال محمود آباد
- سینما بهمن آمل (سالن 1)
- سینما بهمن آمل (سالن 2)
مازندران دوران باستان [ویرایش]
در روزگار سلطه كيانيان بر ايران، كاووس كيانى كه داستان صفا و نزهت بهشتى مازندران يا سرزمين ديوان را از زبان نغمهساز مىشنود، به وسوسه رامشگر آهنگ تسخير مازندران مىنمايد: *شنيدم يكى نو سخن بس گران كه شه دارد آهنگ مازندران پس با لشگرى گران به مازندران مىرود،اما در تلاقى دو سپاه، سپاهش از ديوان مازندرانى (مازنى ـ مزنى) شكست مىخورد و خود نيز اسير ديو سپيد مىگردد.قبل از ورود آريائىها به اين سرزمين طوايف مختلفى در آنجا سكونت داشتهاند. از جمله اين اقوام مىتوان از تپورىها، آماردها و كادوسىها نام برد. اقوام تپورى در مازندران زندگى مىكردند. آماردها در نواحى كوهستانى بين رودخانه هزار آمل و تنكابن تا ديلمستان و سفيد رود به سر مىبردهاند. كادوسىها نيز در گيلان سكنى گزيده بودند.
- دوره مادها
در زمانى كه فلات ايران به خصوص نواحى زاگرس صحنه جنگ و خونريزى آشوريان و اقوام ديگر بود، مردمان نواحى جنوبى درياى خزر در آرامش و امنيت و شرايط مناسب اجتماعى زندگى مىكردند و اقوام نواحى ديگر به آنها پناهنده مىشدند. يكى از طوايفى كه به نواحى جنوب خزر پناهنده شده است طايفه مغان، يكى از طوايف شش گانه ماد بوده است. در دوره حكومت آرته يس مادى (شاه قبل از ديا اكو) جنگى بزرگ بين كادوسيان و مادها اتفاق افتاد. علت اين جنگ بدبينى يكى از پارسىهاى صاحب نفوذ در دربار شاهى به نام پارسد (پارساداس) نسبت به شاه بود. او زمانى از شاه رنجيده خاطر گرديد و با سه هزار نيروى جنگى به سرزمين كادوسها مىرفت و حمايت آنها را جلب مىكند و آنها بر عليه مادها تحريك نمود. آرته يس سپاهى انبوه را به مقابله با او فرستاد. در جنگى كه بين آنها رخ داد، سپاه ماد شكست خورد و كادوسىها پارسد را به پادشاهى خود انتخاب كردند. او همواره به قلمرو ماد تجاوز مىكرد و به غارت آن حدود مىپرداخت.
- آمردها
آمارد، آمرد، آمار یا ماردها (به زبان سکایی: آمارد، Amard؛ به زبان پهلوی: آمویی، Amui) قومی آریایی و سکایی که در تبرستان زندگی میکردند. در کتاب گیلان (سال ۱۳۸۰) قوم آمارد قومی مستقل شناخته میشوند. شاید تاتها و دیلمیان و آموییان را بتوان فرزندان آنان دانست.
- اشکانیان
پهناوری دولت اشکانی در دوره اقتدارش از رود فرات تا هندوکش و از کوههای قفقاز تا خلیج فارس را شامل میشد. به دلیل قرار گرفتن جاده ابریشم در گستره حکومت اشکانی و قرار گرفتن مسیر تجاری بین امپراتوری روم و حوزه مدیترانه و امپراتوری هان در چین، این امپراتوری به مرکزی برای تجارت بدل گشت. اشکانیان از تیره ایرانی پرنی و شاخهای از طوایف وابسته به اتحادیه داهه از عشایر سکاهای محدوده شرق دریای خزر بودند، از ایالت پارت که مشتمل بر خراسان فعلی بود برخاستند. نام سرزمین پارت در کتیبههای داریوش پَرثَوَه آمدهاست که به زبان پارتی پهلوی میشود. چون پارتیان از اهل ایالت پَهلَه بودند، از این جهت در نسبت به آن سرزمین ایشان را پهلوی نیز میتوان خواند. ایالت پارتیها از مغرب به دامغان و سواحل جنوب شرقی دریای مازندران و از شمال به ترکستان و از مشرق به رود تجن و از جنوب به کویر نمک و سیستان محدود میشد. قبایل پارتی در آغاز با قوم داهه که در مشرق دریای مازندران، آمل میزیستند در یک جا سکونت داشتند و سپس از آنان جدا شده در ناحیه خراسان مسکن گزیدند.آمل در آن زمان پایتخت اقلیمی اشکانیان بود.
- دوره هخامنشيان
حكومت هخامنشيان از حدود 675 ق.م آغاز شده و تا سال 330 ق.م ادامه يافته است. سر سلسله اين دودمان هخامنش بوده كه پس از آن چيش پيش اول، كمبوجيه اول، كورش اول، چيش پيش دوم، كوروش دوم، كمبوجيه دوم، كوروش سوم (بزرگ)، كمبوجيه سوم و... بر اين سرزمين حكومت كردند. كوروش پس از فرو ريزى دولت آريائى ماد، مشغول تهيه مقدمات يك حكومت نيرومند شد. او ارتشى از عناصر سپاه ايران و حاشيه درياى خزر فراهم كرد. اقوام ساردى، تپوران، كادوسيان و سكائيان از جمله نيروهاى برجسته شركت كننده در اردوى كوروش بودند. در اين نبرد كوروش تپوران مازندرانى و كادوسيان گيلانى را از ارتش جدا نمود و آنها را ترغيب به حمله نمود. در اثر حمله اين نيروها سپاه ليدى شكست خورد و شهر سارد به محاصره سربازان كوروش در آمد. بعد از اين جنگ آماردها و كادوسيان همچنان در حلقه اتحاد كوروش باقى ماندند و در اكثر جنگهاى زمان او شركت فعال داشتند. در زمان ذوالقرنين، ايران به صورت ملوك الطوايفى اداره مىشد و مازندران و طبرستان به يكى از اعيان فارس سپرده شده بود. در جنگ خانگى مشهور به «كوناكسا» بين اردشير هخامنشى و برادرش كوروش كوچك، كادوسيان به حمايت از اردشير پرداختند. در اين جنگ فرمانده قواى كادوسى به نام آرته گرس كشته شد. 14 سال بعد از جنگ كوناكسا، كادوسيان عليه هخامنشيان قيام كردند. اما اردشير با سپاهى انبوه آن را سركوب نمود و آنها نيز اطاعت از دولت مركزى را پذيرفتند.
- دوره سلوكيان
به هنگام حمله اسكندر در سال 331 ق.م، تمامى اقوام كناره خزر يعنى آماردها، كادوسىها، تپورىها، هيركانىها و كاسپىها سپاهى مركب از هشت هزار نفر پياده و سواره تشكيل داده و به كمك داريوش سوم هخامنشى فرستادند. اين قشون تحت فرماندهى يكى از فرماندهان شجاع به نام «مازه» قرار گرفت. در اين نبرد كه «جنگ گوگمل» خوانده مىشد، جنگى هولناك ميان گارد شاه و جنگجويان نخبه يونانى درگرفت. شجاعتهاى اقوام مزبور در اين جنگ عظيم يكى از درخشانترين فصول جنگهاى ايران و يونان شناخته مىشود.اسكندر پس از فتح و غارت و آتش زدن تخت جمشيد، پايتخت ايران هخامنشى، چون شنيد كه داريوش قصد بازسازى سپاه خود را دارد، سپاه خود را به سه قسمت كرد. او «پارمن ين» را مأمور فتح سرزمين كادوس [گيلان] نمود تا راه كمك آنان به داريوش را قطع نمايد. «كراتر» دوست نزديك اسكندر و سردار لايق وى نيز جهت اشغال سرزمين تپوران [طبرستان] مأموريت يافت. اين دو سردار مأمور بودند پس از تسخير سرزمينهاى گيلان و مازندران، در گرگان به اسكندر كه خود با بخشى از ارتش خويش داريوش را تعقيب مىكرد، بپيوندند. «كراتر» با سازشى كه با «فرادات» تپورى سردار اين قوم نمود، طبرستان را به راحتى اشغال كرد، ولى پارمن ين از تسلط بر سرزمين دليران كادوس عاجز ماند. اسكندر پس از قتل داريوش، خود تصميم به يكسره كردن كار مردم آمارد و كادوس، گرفت.قواى اسكندر در بيشههاى متراكم خزرى و ارتفاعات جنگلى با آماردها درگير شدند و تلفات و خسارات فراوانى متحمل شدند. سرانجام آماردها نمايندگانى اعزام داشتند و راه سازش پيش گرفتند. پس از مصالحه، رسيدگى به امور منطقه آمارد نشين نيز به «فرادات» تپورى [طبرستانى] كه قبلاً تسليم كراتر سردار اسكندر شده بود، واگذار گرديد. لازم به ذكر است كه بعدها، در روزگار فرمانروايى جانشينان اسكندر در ايران، در جنگ رافيا [217 ق.م]، كادوسيان را از جمله لشگريان سلوكى مىبينم.
- دوره ساسانيان
بعد از اسكندر و جانشينانش گيلان و مازندران حالت استقلال داشتهاند. گشنسب شاه در اين دوران بر مازندران حكومت مىكرده است و خاندان او از 330 ق.م تا 529 .م نزديك به نهصد سال حكومت كردهاند. در دوران سلطنت بهرام گور (420ـ438 .م)، پس از آنكه بهرام بر خاقان پادشاه تركان پيروز شد، با خبر شد كه يكى از سران ديلم با لشكرى انبوه به رى و سرزمينهاى اطراف آن حمله و جمعى را اسير نموده است. او همچنين نگهبانان مرزى آن حدود را مجبور به پرداخت خراج نمود. بهرامگور، مرزبان را با سپاهى به رى فرستاد. سپس خود بهرام نيز به او پيوست و بىدرنگ به سوى ديلم روان شد. دو سپاه در ميانه راه به يكديگر رسيدند. بهرام، سردار ديلمى را گرفتار ساخت و سپس او و سپاهيانش را بخشيد و آنها در شمار ياران نزديك بهرام قرار گرفتند.دوام حكومت و فرماندهى خاندان گشنسب در طبرستان تا روزگار فيروز ساسانى ادامه داشته است كه در اين زمان تركان صحرانورد ماوراء جيحون به خراسان و مرزهاى تپورستان (طبرستان) تاختهاند. كارى از خاندان گشنسب برنيامد ولى كيوس (كى وش) فرزند ارشد قباد شاه ساسانى، به امر پدر به كمك مردم طبرستان و گيلان شتافت و تركان را تار و مار ساخت. از اين زمان حكومت خاندان گشنسب پايان يافت و حكومت به ساسانيان منتقل شد. ظهور مزدك و افكار مزدكى، قباد شاه ساسانى را مجذوب خود ساخت و او نيز پس از قبول اين آيين، به تبليغ آن پرداخت. اما ديرى نپاييد كه شاه ساسانى قربانى يك توطئه پنهان گرديد و از قدرت بركنار شد و به اين ترتيب نهضت مزدكى نيز خاتمه يافت. مدتى بعد كيوس، شاه گيلان و مازندران و برادر خسرو انوشيروان ـ فرمانرواى ايران ـ به كيش مزدكى درآمد. در دوران انوشيروان مزدكيان سركوب شدند و بيشترين تلفات را مزدكيان در گيلان و بلوچستان دادند.كيوس، حاكم مازندران و گيلان به دعوت برادر خود انوشيروان جهت همكارى در سركوب تركان ماوراء جيحون با مردان مازندران، ديلميان و گيلها بر تركان تاخت. او بعد از حمله دوم خود به تركان و كسب پيروزى، هواى حكومت ايران كرد و به مدائن حمله برد، ولى اسير شد و سر خود را در اين داعيه از دست داد. (529 ـ 536 .م). پس از قتل كيوس، انوشيروان حكومت طبرستان و مازندران را به فرزندان امير سوخرا (كه از امراى فيروز بن هرمز بود) سپرد. پنج نفر از اين خاندان به نامهاى زرمهر بن سوخرا، داد مهر بن زر مهر، ولاش بن داد مهر، دار مهر بن ولاش و آذرولاش بن داد مهر به مدت 110 سال بر نواحى ساحلى خزر حكومت كردند. پس از آذر ولاش، اين ولايت به گيل بن گيلانشاه گاو باره كه از نوادگان جاماسب بن فيروز ساسانى بود سپرده شد.گيلان بن گيلانشاه فرمانروايى مقتدر بود كه حكومتى قوى در روزگار يزدگرد سوّم در گيلان و مازندران برپا كرد. مازندرانىها او را گيل گاو باره ناميدند. گاو باره پايتخت را از ماندران به گيلان انتقال داد و از گيلان تا گرگان عمارات و قصرهاى عالى ساخت. مدت فرمانروايى او بر دو منطقه بزرگ خزرى پانزده سال بود. بعد از او دابويه فرزندش بر اين منطقه حكومت كرد. در اين زمان اعراب مسلمان به ايران حمله كردند و پايتخت ساسانيان مدائن را متصرف شدند. پس از جنگ قادسيه، يزدگرد ساسانى كه از سلطنت كردن نا اميد شده بود، «باو» را از آتشكده اصطخر فارس دعوت به همكارى نمود.باو پس از عزل از حكومت مازندران و گيلان در زمان شيرويه ساسانى در اين آتشكده منزوى شده بود. او تا رى يزدگرد را همراهى كرد ولى از شاه ساسانى خواست تا به زيارت آتشكده كوسان پايتخت باستانى طبرستان كه بناى جدش كيوس بود رفته و از آنجا در گرگان به شاه ملحق شود، ولى پس از رسيدن به آتشكده چون از سقوط ساسانيان مطمئن بود، در همانجا معتكف شد. سقوط ساسانيان زمينه تاخت و تاز تركان ماوراء النهر به مازندران را فراهم كرد و چون حاكم وقت يعنى «باو» حكومت را رها كرده بود، مردم دچار صدمات زياد شدند مردم از «باو» كه در آتشكده كِوَسان معتكف شده بود، خواستند قدرت را به دست گيرد و او با تعهد گرفتن از مردم مبنى بر حكومت مطلق وى بر مازندران، به حكومت بازگشت و نوادگان او به نام آل باوند يا باونديان در مازندران و بعضا گيلان قرنها حكومت داشتند. بعدها فرخان بزرگ، فرزند دابويه از سلسله گاوباره حكومتى پرصلابت ابتدا در گيلان و سپس در مازندران تشكيل داد و در مرز و بوم خود دست به عمران و آبادانى زد.
راهها [ویرایش]
راههای اصلی کشور در این استان قرار دارد و راههای بین المللی هراز و چالوس از جمله آنان است. راههای اصلی ارتباطی این استان جاده سراسری ساحلی و جادههای هراز قدیمترین جاده جهان و چالوس پنجمین جاده زیبا جهان و جاده فیروز کوهاست.
در جادههای ارتباطی مازندران به سوی جنوب ۱۰۷ نقطه حادثهخیز وجود دارد که سالیانه جان شمار زیادی از شهروندان را میگیرد.[۷]
راههای دریایی و هوایی [ویرایش]
مازندران از نظر راه هوایی و به خصوص دریایی یکی از مراکز مهم در خاورمیانه با دارا بودن چندین بندر تجاری و فرودگاهاست.
- فرودگاه ها
- فرودگاه نوشهر
- فرودگاه رامسر
- فرودگاه دشت ناز ساری
- بنادرها
- بندر امیرآباد
- بندر فریدونکنار
- بندر نوشهر
- راه آهن ها
راه آهن مازندران (راه آهن شمال) نام یکی از شعبههای اصلی از راه آهن سراسری ایران است که در سال ۱۳۰۸ خورشیدی در دوران رضا شاه پهلوی، نخستین فاز آن بین شهرهای ساری-بندر شاه افتتاح گردید.
این راهآهن دارای ۲۷ ایستگاه می باشد که ۷ ایستگاه آن مشترک با راه آهن خراسان است. راهآهن مازندران به نام راه آهن شمال نیز مشهور است و امروزه نیز برخی آن را مسیر گرگان نیز مینامند. حوزه استحفاظی راه آهن شمال از سوزن خروجی ایستگاه گرمسار در استان سمنان آغاز و با عبور از کوه های البرز و بخش هایی از استان تهران وارد استان مازندران و مناطق جنگلی شده و با عبور از شهر های متعدد و مناطق جلگه ای وارد استان گلستان و در انتها به ایستگاه گرگان ختم می شود.
پیشینه احداث موفق اولین راهآهن در ایران به سال ۱۸۸۶ میلادی با احداث خط راه آهن محمودآباد (سواحل جنوبی دریای مازندران) به آمل برمیگردد. این طرح اگرچه در نظر بود تا تهران ادامه یابد، ولی با کارشکنیهای پیمانکارهای بلژیکی به شکست انجامید و خطوط آن، برچیده و از آن به عنوان تیرک های تلگراف استفاده شد. در سال بعد احداث راه آهن تهران- حرم شاه عبدالعظیم، و پس از آن جلفا-تبریز آغاز شد.اولین خط راه آهن نوین ایران در دوران رضا شاه پهلوی از شاهی (قائم شهر کنونی) تا بندر شاه (بندر ترکمن امروزی) کشیده گشت، پس از اتمام ساخت پل گردن در ساری اولین قطار در مهرماه ۱۳۰۸ به دستور رضا شاه پهلوی از ساری عازم بندر ترکمن گردید.پس از آن همزمان با احداث راه آهن خوزستان، کارها در رشته کوههای البرز آغاز گردید، کارگران ترک در کنار سایرین و مهندسین و پیمانکاران به ویژه آلمانی ها، کار ساخت تونلها و پلها را پیگیری کردند.
گاه شمار محلی [ویرایش]
در گاه شماري مازندارني كه به نام « فرس قديم » شناخته مي شود ، سال 365 روز دارد و آن دوازده ماه 30 روز است و 5 روز به نام « پيتك » يا « پتك » اين سال ، 6 ساعت و كسري كمتر از 1 سال خورشيدي دارد و از اين رو ماههاي آن گردان است و جاي هر ماهش با گذشت 128 سال يك ماه پيشتر مي افتد. مازندراني ها سال اين گاهشماري را از « اركه ما» ( آذرماه ) آغاز و به « اونما» ( آبان ماه ) ختم مي كنند. پنج روز « پيتك » را هم به پايان « اونما» مي افزايند و هر يك از ماهها را به ترتيب زير چنين مي خوانند: اركما ( آذرماه ) دما يا ديما ( دي ماه ) وهمن ما ( بهمن ماه ) نوروز ما يا نرزما يا عيدما ( اسفندماه) سيوما يا فردين ما ( فروردين ماه ) كرچ ما يا ك'رچ ما ( ارديبهشت ماه ) هر ما ( خرداد ماه ) تيرما ( تير ماه ) مردال ما يا ملارما ( مرداد ماه ) شرويرما يا شروين ما ( شهريور ماه ) ميرما ( مهرماه ) اونما ( آبانماه ) نظير اين گاه شماري را « امير تيمور قاجار » در زمان محمدشاه قاجار ، در كتاب « نصاب طبري » زير عنوان « اسامي ماههاي فرس » چنين ياد كرده است : سيوماه و كرچ و هره ماه تير دگر هست مردال و شروين مير چه اونه ماهواركه ماه است و دي ز پي وهمن و هست نوروز اخير پتك را بدان خسمه زائده به آئين هرگز صغير و كبير مازندراني ها نخستين روز هر ماه را« مارماه » مي نامند و در سپيده دم آن در هر خانه مرد يا زن يا كودكي خوش قد پا به آستانه خانه ميگذارد تا به آن خانواده ، آن ماه تا آخرين روز هايش خوش بگذرد. نيز در روز « مارما» هر ماه داد و ستد نميكنند و چيزي به كسي نمي دهند يا نمي بخشند و چنين كارهايي را بدشگون مي پندارند. چگونگي هواي هر روز از پنج روز پيتك را نشانه اي از هواي ماهي از پنج ماه پس از آن مي دانند. اگر هواي نخستين روز پيتك آفتابي باشد هواي روزهاي« اركما» را هم آفتابي مي پندارند. يا اگر هواي دومين روز آن باراني باشد ، هواي « دما» را باراني مي دانند،بهمين گونه چگونگي « وهمن ما» و »« فردين ما» و « نوروزما» مي انگارند. همچنين هواي هر يك از روزهاي طاق « كرچما» را تا چهاردهم، يعني روزهاي اول و سوم و پنجم .سيزدهم ، كه جمله هفت روز مي شود، نشانهاي از هواي روزهاي « كرچما» و شش ماه ديگر سال مي دانند. مثلا اگر آسمان روز اول « كرچما» گرفته و باراني شود ، هواي سراسر ماه «كرچما» را گرفته و باراني مي پندارند. يا اگر هواي روز سوم آن باز و آفتابي شود، هواي تمام روزهاي ماه « هر ما» را باز و آفتابي خواهند دانست. بهمين طريق هواي روزهاي پنجم و هفتم و سيزدهم را نشانه هائي از براي هواي ماه هاي «تيرما » « مردال ما» و ..« اونما» مي انگارند اين هفت روز از « كرچما» را « كرچ در» مي نامند و در اين روزها گلكاري نمي كنند، تن نمي شويند، موي سر و چهره نمي تراشند و پشم گوسفند و موي بز نمي چينندو چون معتقدند كه : اگر گلكاري بكنند مار درخانه شان آشكار خواهد شد و آشيانه و تخم گذاري خواهد كرد. اگر موي سر بتراشند يا تن بشويند ، موي سر و تن و چهره شان سفيد مي شود و مي ريزد. اگر پشم گوسفند يا موي بز را بچينند، بيماري و بلا در دام مي افتد. آغاز تاريخ تبري همزمان با سال 31هجري است.پس از در گذشت يزدگرد سوم،اسپهبد گيل ژاماسبي پادشاه تبرستان براي آيين نياكان خود پرچم استقلال برافراشت از آن زمان تاريخ نوين مازندران پس از ظهور و گسترش اسلام در اين سرزمين آغاز گشت هر سال تبري به چهار بخش،بهار،تابستان،پائيز،زمستان تقسيم مي شود هر سال داراي دوازده ماه است و هر ماه سي روز مي باشد كه به اضافه پنج روز پتك مي شود.در سال چهارم يك روز به پتك افزوده مي شود و نام آن شيشك استآغاز هر سال تبري از نخستين روز از فردينه ماه يعني برابر با3 مرداد ماه شمسي و25جولاي ميلادي است.
صنایع دستی مازندران [ویرایش]
از صنایع دستی موجود در استان مازندران می توان به قالی بافی، گلیم بافی، جاجیمچه بافی، بافت گلیچه، چوقا، شمد و ملحفه، سوزن دوزی، رنگرزی و چاپ سنتی سفالگری و سرامیک سازی، فرآوردههای پوست و چرم، هنرهای مرتبط با فلز، هنرهای مرتبط با چوب، حصیر بافی، طراحی سنتی و نگارگری، صحافی و جلد سازی سنتی، صنایع دستی دریایی عروسک سازی اشاره کرد. قالی بافی و گلیم بافی از رشتههای اصلی و اساسی مازندران نیست ولی در استان بافته میشود. در شرایطی که فرش در بعضی مناطق حرف اول برای ابراز وجود دارد تنها شهرت خود را در مازندران به سایر رشتهها واگذار کردهاست و نقشههایی که درمازندران بافته میشود مربوط به سایر مناطق است.
سوغات [ویرایش]
آغوز نون، پشتِ زیک، پیسن گُندلهِ، آب دندان، نان کوهی، عسل کوهی، رشته به رشته، شکر قرمز، شربت بهار نارنج، آلبالو، انار، بادمجان ترشی، سیر ترشی، هفت بیجار، ترشی یارسی، مربای پرتقال، گردو و سیب، صنایع چوبی، حصیر، گلیم، جاجیم، جوراب بافی، موج بافی، پارچه(چوغا، باشلق، وازشمد)، نمد، سفال، انار جنگلی، برنج، ماهی، ازگیل، گل کاسنی، کلوچه، برنج، نارنگی، پرتغال، غذاهای شمالی مانند مرغ و اردک و ماهی شکم پر و آتش ترش، مركبات، مرباها و ترشيجات و شیر و دوغ و کره محلی از مهمترين مواد غذايى هستند كه بعنوان سوغاتى مازندران محسوب ميشوند.
موزههای مازندران [ویرایش]
موزه تاریخ شهر ساری، موزه تاریخ آمل، موزه بابل، موزه کندلوس نوشهر، تماشاگه خزر و غیره از موزه های استان مازندران هستند.
ورزش در مازندران [ویرایش]
مازندران از استان های ورزشی ایران است و معروفترین ورزش آن ورز ملی ایران کشتی است و ورزش های دیگری مانند ورزش های رزمی و توپی مانند والیبال و فوتبال رونق بسیار در این استان داشته و یکی از قطب های ورزشی ایران و جهان به حساب می رود و از پایگاه های ورزشی ایران است و همه ساله بیشترین قهرمان ایرانی در تورنومنت های مختلف از این استان است.
مهم ترین تیم های ورزشی مازندران در لیگ های ورزشی ایران باشگاه والیبال کاله مازندران، باشگاه فوتبال نساجی مازندران، باشگاه فوتسال راه ساری، باشگاه فوتبال صنعت ساری، باشگاه فوتبال شموشک نوشهر، باشگاه فوتبال سایپا شمال، باشگاه بسکتبال بیم مازندران، باشگاه بسکتبال کاله مازندران، باشگاه فوتسال فجر قائم گلوگاه، باشگاه تاکسیرانی آمل، باشگاه فوتبال نفت محمودآباد، هیئت فوتبال بابل، باشگاه ورزشی هتل ملک چالوس، باشگاه ورزشی موسسه مالی و اعتباری ثامنالحجج آمل، آریا صنعت بابل کنار، باشگاه کاله جوان، باشگاه ورزشی شهرداری بهشهر، باشگاه فرهنگی ورزشی پرسپولیس جویبار، باشگاه فرهنگی ورزشی صدرای زیرآب، باشگاه شهدای ساری، باشگاه فرهنگی ورزشی داماش بابل، باشگاه فرهنگی ورزشی گاز مازندران هستند.
- ورشگاه ها
از مهمترین ورزشگاه های مازندران می توان به ورزشگاه شهید وطنی، ورزشگاه شهدای نوشهر، ورزشگاه ساری، ورزشگاه پیامبر اعظم آمل اشاره نمود.
نگارخانه [ویرایش]
نگارخانه مازندران
جستارهای وابسته [ویرایش]
- طبرستان
- مراسم محلی مازندران
- گاهشمارمحلی مازندران
- ضرب المثلهای مازندرانی
- زبان مازندرانی
- مردم مازندرانی
- راه آهن مازندران
- فهرست روستاهای استان مازندران
- مازندرانی
- فرهنگ مازندران
- اهالی استان مازندران
- تاریخ طبرستان
- اختلاف بر سر نامیدن دریای خزر
- جاذبههای گردشگری استان مازندران
- زبان مازندرانی
- فرهنگ مازندرانی
- ادبیات مازندرانی
- قهرمانان مازندرانی
- غذاهای مازندرانی
- اقوام مازندرانی
- موسیقی مازندرانی
- تقویم مازندرانی (گاهشماری مازندرانی)
- معماری مازندرانی
- مراسم محلی مازندرانی
- فهرست نامهای مازندرانی
- فهرست مشاهیر مازندرانی
- دیوهای مازنی
- آیین و جشن های باستانی مازندرانی
منابع [ویرایش]
- به استان سرسبز مازندران سرزمین فرشتگان و بزرگان سرزمین علویان اشکانیان مرعشیان و پادوسیان سرزمین طبریها سرزمین هفت رنگ چهار فصل به بام ایران خوش آمدید
- تقسیمات استانی و شهرستانهای مازندران
- جغرافیای تاریخی مازندران؛ ۱۳۸۰؛ اسماعیل مهجوری
- ماهنامه نجوم شماره ۲۰۷. خرداد و تیر ۱۳۹۰. صفحه ۳۲.
- ایران گردی جلد ۲. صفحه ۹۱ مهر ۱۳۸۹.
- آشنایی با استان هفت رنگ مازندران
- سلام مازندران
- جاذبههای گردشگری مازندران
- جاذبههای گردشگری استان سبز و آبی مازندران
- گردشگری و صنایع دستی مازندران
- مازندران بام ایران
- نقشه گردشگری، راهها، تصاویر هوایی مازندران
- انسان شناسی فرهنگ بومی شمال، استان مازندران
- به مازندران، سرزمین بهشت خدایی سفر کنید
- Mazandaran north of iran Tourismo
- mazandaran good provice of the iran
- ابن اسفندیار کاتب، حسن، 1320، تاریخ طبرستان، تصحیح عباس اقبال، چاپخانه مجلس، جلد اول، تهران.
- اعتمادالسلطنه، محمد حسن خان، 1373، تاریخ طبرستان، مقدمه، تحشیه و تعلیقات میترا مهرآبادی، انتشارات دنیای کتاب، چاپ اول، تهران.
- بارتولد، ولادیمیر، 1372، تذکره جغرافیای تاریخی ایران، ترجمه حمزه سردادور، انتشارات توس، چاپ سوم، تهران.
- پورداود، ابراهیم، 1358، یشت های اوستا، به کوشش بهرام فره وشی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ سوم.
- حجازی کناری، سید حسن، 1372، پژوهشی در زمینة نامهای باستانی مازندران، تهران، انتشارات روشنگران.
رابینو، ه.ل، 1343، سفرنامه مازندران و استرآباد، ترجمه غلامعلی وحید مازندرانی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، چاپ دوم، تهران.
-
- رابینو، ه. ل.، 1365، مازندران و استرآباد، ترجمة غلامعلی وحید مازندرانی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ سوم.
- ریاحی، وحید،1381، مازندران، دفتر نشر پژوهش های فرهنگی، چاپ دوم، تهران.
- ستوده، منوچهر، ، 1374، از آستارا تا استرآباد (آثار و بناهای مازندران غربی)، انتشارات معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد و انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، جلد سوم، چاپ دوم.
- شایان، عباس، 1367، مازنــــدران، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دوم.
- لسترنج، گای، 1383، جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی، ترجمه محمود عرفان، انتشارات علمی فرهنگی، چاپ ششم، تهران.
- مرعشی، ظهیرالدّین، 1361، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، به کوشش محمد حسین تسبیحی، انتشارات شرق، چاپ دوم، تهران.
- مشکور، محمد جواد، 1366، تاریخ سیاسی ساسانیان، تهران، انتشارات دنیای کتاب، جلد اول، چاپ اول.
- ملکزاده بیانی، 1338، تحقیق در بارة صد و بیست و نه سکة ساسانی، نشریة انجمن فرهنگ ایران باستان، سال دوازدهم.
- ملگونوف، گریگوری، 1364، سفرنامه ملگونوف به سواحل جنوبی دریای خزر، ترجمه مسعود گلزاری، انتشارات دادجو، چاپ اول، تهران.
- مهجوری، اسماعیل، 1381، تاریخ مازندران، نشر توس، جلد اول، چاپ اول، تهران.
- مهدوی، سیروس، 1375، نگاهی به پیشینه مازندران، اباختر(1)، چاپ شهر، قائمشهر، صص: 138- 156.
- یعقوبی، ابن واضح، 1366، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، انتشارات علمی و فرهنگی، جلد اول، چاپ پنجم، تهران.
- نوروززاده چگینی، ناصر، 1366، مازندران در دوره ساسانی(بخش دوم)، مجله باستان شناسی و تاریخ، سال اول، شماره دوم، بهار و تابستان، تهران21-29.
- (مجتبی صفری عضو هیئت علمی دانشگاه نیما و همچنین مدرس دانشگاه مازیار است)
- ↑ پایگاه اینترنتی مرکز آمار ایران-آمار سال ۱۳۹۰
- ↑ http://ostan-mz.ir/index.php/%D9%85%D8%AF%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86?func=fullview&staffid=10000000
- ↑ «معرفی استان مازندران» (فارسی). تبیان. بازبینیشده در ۱۱ مهر ۱۳۸۹.
- ↑ مجله ماه تلاش، علی رمضانپور، ۱۳۸۴، شهرداری ساری، صفحه۱۰-۲۰
- ↑ مینوی ۹
- ↑ شماره کتابشناسی ملی:۲۸۸۷۰۴۰/طرح بررسی و سنجش شاخصهای فرهنگ عمومی کشور (شاخصهای غیرثبتی){گزارش}:مازندران/به سفارش شورای فرهنگ عمومی کشور؛ مدیر طرح و مسئول سیاست گذاری:منصور واعظی؛ اجرا:شرکت پژوهشگران خبره پارس -شابک:۵-۶۲-۶۶۲۷-۶۰۰-۹۷۸ *وضعیت نشر:تهران-موسسه انتشارات کتاب نشر ۱۳۹۱ *وضعیت ظاهری:۲۹۴ ص:جدول (بخش رنگی)، نمودار (بخش رنگی)
- ↑ روزنامهٔ کیهان، دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۵- ۳ ربیع الثانی۱۴۲۷- اول مه ۲۰۰۶- سال شصت و چهارم-شماره ۱۸۵۰۵
پیوند به بیرون [ویرایش]
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ استان مازندران موجود است. |
- وبگاه رسمی استانداری مازندران
- اداره کل هواشناسی مازندارن
- صدا سیما مرکز استان مازندران
- اداره کل راه ترابری و گمرک مازندران
- سازمان معدن، تجارت، بازرگانی مازندران
- اداره کل سازمان فرهنگ ارشاد مازندران
|
|||||||