آمودریا
مختصات: ۲۳″ ۱۸′ ۶۸°شرقی ۲۱″ ۰۶′ ۳۷°شمالی / ۶۸٫۳۰۶۳۹غرب ۳۷٫۱۰۵۸۳جنوب
آمودریا یا جیحون (به یونانی باستان: Oxus/Ὄξος/اُکسوس[۱][۲] که یونانیشدهٔ نام پارسی باستان رود: وَخش[۳] است) پرآبترین رود آسیای میانه است که رود دوم سیر دریا است.آمودریا از کوههای پامیر سرچشمه گرفته و حدود ۱۱۲۶ کیلومتر از آن در قسمت مرزهای شمالی افغانستان با تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان جاری است. بخشهایی از آن قابل کشتیرانی است. در سواحل آن شیرخان بندر و بندر حیرتان قرار گرفته، که کالاهای صادراتی یا وارداتی افغانستان به کشورهای آسیای میانه از این طریق مبادله میشود. این رود به طور تاریخی در حدود یا سرحد سرزمین باستانی ایران قرار داشته و در آثار اساطیری نیز مرز ایران و توران به شمار میرود.
این رود در گذشته در دورهای به دریای خزر میریخته بعدها مسیر آن تغییر کرده و با پیوستن به رود سیر دریا به دریاچه آرال میریزد. امروزه هرچند مسیر اصلی رود به سوی آرال است اما تمامی آب آن در طول مسیر و با کانالکشیهایی که برای کشاورزی صورت گرفته به مصرف میرسد.
محتویات |
پیشینه تاریخی [ویرایش]
در کرانه شرقی خراسان بزرگ (که امروزه به خراسان ایران و افغانستان تقسیم شده) دو رود بزرگ جاری بود که گاه به نامهای سیحون و جیحون خوانده میشوند و سرزمینهای آن سوی آنها را فرارود یا ورارود و به اصطلاح عربی ماوراءالنهر میخوانند. امروزه این دو رود به نام آمودریا و سیردریا خوانده میشوند. آمودریا در واقع نام قدیمی این رود است. در گذشته این رودخانه به دریای مازندران میریختهاست. "گذرگاه پیشین و باستانی آمودریا به سوی دریای مازندران امروزه به شکل گودال و شورهزاری به نام «اونگوز»، و نیز گذرگاه جدیدتر آن به نام «اوزبای» (اوزبوی)، همچنان در محل دیده میشود و در برخی نقشهها و اطلسهای جغرافیایی و عکسهای ماهوارهای نشان داده شدهاست."[۴]
آمودریا در اصل به معنای رود شهر آمو است. آمو کوتاه شدهٔ آمل است؛ اما این آمل در خراسان بودهاست نه در طبرستان (مازندران امروزی). ولی نسب اصلی این قوم در آمل طبرستان بودهاست.
در فرهنگ دهخدا چنین آمده:
آمو: رود آموی. آمُل. آمویه. جیحون. آمودریا. اُقسوس. آمون. آب. رود. آبهی. نهر. ورز. سرچشمهٔ این رود بلورکوه است به مشرق بدخشان، و در سابق این رود به خزر میریخته و مغولان گاهِ جنگ (هنگام نبرد) با خوارزمشاه مجرای آن بگردانیدند به دریاچه آرال.
آمل: نام شهری به ساحل غربی جیحون به فاصلهٔ یک میل در راه بخارا از سوی مرو و آن را عامه آمو و آمویه گویند؛ و برای تمیز از آمل طبرستان آن را آمل زم و آمل شط و آمل مفازه نیز خوانند. و این شهر را قوم تاتار ویران کردند.
اما جیحون نام دیگری بود که اهالی آنجا بدان رود داده بودند و شبیه «جیحون» (Gihon) بود که در «کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان» (کتاب مقدس) از آن به عنوان یکی از رودهای بهشت عدن نام برده شدهاست. در زبان انگلیسی رود آمو را آمودریا مینامند و فرارود را فرارود.
آمودریا در ادبیات [ویرایش]
در غزل معروف رودکی میخوانیم که:
| بوی جوی مولیان آید همی | یاد یار مهربان آید همی | |
| ریگ آموی و درشتیهای او | زیر پایم پرنیان آید همی |
جستارهای وابسته [ویرایش]
پانویس [ویرایش]
- ↑ Encyclopaedia of Islam, 'ĀMŪ DARYĀ'
- ↑ وبگاه لغتنامه دهخدا، بازیابی در ۳۰ دسامبر ۲۰۰۸.
- ↑ حسن پیرنیا، تاریخ ایران باستان، جلد سوم، چاپ پنجم، تهران: دنیای کتاب، ۱۳۷۰، ص ۲۲۰۵
- ↑ غیاثآبادی، رضا، "ایران سرزمین همیشگی آریاییان"، ویرایش دوم، چاپ سوم، انتشارات نوید شیراز، ۱۳۸۴، صفحههای ۲۷ تا ۲۹
منابع [ویرایش]
- B. SPULER,, Encyclopaedia of Islam, 'ĀMŪ DARYĀ', Volume I: A - B, Brill, Leiden, 1986, ISBN 90-04-08114-3
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ آمودریا موجود است. |