کاریا
کاریا (کاری یا کاریه) سرزمینی است در جنوب غربی آسیای کوچک در کرانهٔ دریای اژه که از طرف مغرب و جنوب محدود به دریا بوده. کاریا یکی از شهربهای (ساتراپیهای) دهگانهٔ هخامنشیان در آسیای کوچک بوده و جنگجویان آن جزء سپاهیان ایران بشمار میرفتند.
باشندگان کاریا ابتدا در جزایر دریای اژه سکنی داشته و بواسطهٔ جنگ با یونانیها به آسیای صغیر مهاجرت کردند. رود شاندر حد این ایالت و لیدی را تشکیل داده و نواحی آن را مشروب میکردهاست. باشندگان این ایالت علاقهٔ مفرطی به تجارت و صنعت و علم داشتهاند. برخی از نویسندگان نوشتهاند که یکی از مردان کاریا به امر اردشیر دوم برادرش کوروش کوچک را که بامید به دست آوردن تاج و تخت بجنگ اردشیر دوم برخاسته بود زخم زد و اردشیر در پاداش یک خروس زرّین به او بخشید تا هنگامی که بجنگ میرود در پیشاپیش لشکریان بر سر نیزهٔ خود برافرازد. ازینرو ایرانیان جنگجویان کاریا را که بر سر خودهای خویش نشان تاج خروس (یا پر خروس) داشتند خروسان مینامیدند.
معروفترین ستونهای زنپیکر ستونهای نیایشگاه ارختئیون (Έρέχθειον) آتن است. در معماری رنسانس و سدههای ۱۸ و ۱۹ نیز اینگونه ستونها کاربرد زیادی داشتهاست. ستونهایی که در آن پیکر مردانه تراشیده میشد معمولاً شکلی تناور و پهلوانی داشت و از اینرو اینگونه ستونها را ستون پهلوانپیکر مینامند.
ویتروویوس، معمار و یکی از لشکریان رومی در کتاب خود مینویسد: در جنگ یونانیان علیه ایرانیان، مردم کاریا (نزدیک اسپارت در لاکونیا) از ایران پشتیبانی کردند. زمانی که یونانیها سرانجام از پیشرفت ایرانیان در خاک یونان جلوگیری کردند، به تنبیه کاریاییها پرداختند. مردان کاریایی را کشتند و زنانشان را به بردگی بردند. مقرر شد که این زنان بایستی برای ابد باری بهدوش بکشند. به عنوان نمادی از بارکشی ابدی زنان کاریایی، ستونهای زنپیکر به معماری یونانی وارد شد.[۱]
موزوله [ویرایش]
در زمان اردشیر سوم، آرامگاه هالیکارناسوس در کاریه ساخته شد که در جهان قدیم شهرتی بسزا داشت و آنرا را یکی از عجایب هفتگانه جهان قدیم میدانستند و هنوز هم نشانی از آن شهرت باقی است. کاریه یکی از قسمتهای آسیای صغیر، پادشاهانی داشت که تابع ایران بودند و باج میدادند. در سلطنت اردشیر (۳۵۳ پیش از میلاد.) پادشاه آن موزول نام درگذشت. موافق عادات کاریه پادشاه میبایست، خواهر خود را ازدواج کند و پس از فوت پادشاه زنش جانشین او میگردید و برادران و حتی فرزندان بلافصل پادشاه از سلطنت محروم میشدند. بنابراین موزول نیز آرتمیز خواهر خود را ازدواج کرده بود.
این شهبانو پس از فوت شوهر خواست پیکر او را در جسم خود دفن کند و با این مقصود نعش او را آتش زده و خاکستر آنرا در ظرفی ریخته همه روزه قسمتی از این خاکستر را در مشروبی خورد، تا دو سال پس از فوت شوهرش درگذشت. در مدت مزبور شهبانو برای شوهر خود مقبرهای در هالیکارناس پایتخت کاریه ساخت که از دید بنا و تزیینات یکی از عجائب هفتگانه جهان قدیم گردید و چون برای موزول یادشده، ساخته شده بود، آنرا موزوله نامیدند (این لفظ اکنون هم در اروپا به آرامگاه اطلاق میشود). پس از فوت آرتمیز برادر او ایدریه که بالاتر ذکری از او شد، پادشاه کاریه گردید و موافق عادات آن کشور با خواهر خود، آدا، ازدواج کرد. ایدریه پس از ۷ سال درگذشت و باز زنش بجای او نشست. داستان یادشده این نکته را تأیید میکند که شاهان هخامنشی بترتیبات درونی ممالکی، که تابع آنان بودند، کاری نداشتند و هر کشور موافق قوانین و عادات خود اداره میشد.
منابع [ویرایش]
- فرهنگ ایران باستان، بخش نخست نگارش استاد پورداود، حاشیهٔ ص ۳۲۷
- ↑ *Kerényi, Karl (1951) 1980. The Gods of the Greeks (Thames & Hudson)
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| استانهای امپراتوری روم (سدههای چهارم تا هفتم) | |||||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| روم باختری (۴۷۶–۳۹۵) | |||||||||||||||
| فرماندهنشین ایتالیا |
|
||||||||||||||
| فرماندهنشین گل |
|
||||||||||||||
| روم خاوری (حدود ۶۴۰-۳۹۵) | |||||||||||||||
| فرماندهنشین ایلیریکوم |
|
||||||||||||||
| فرماندهنشین خاور |
|
||||||||||||||
| دیگر نواحی | تاورستان • لازستان (۵۳۲/۵۶۲) • اسپانیا (۵۵۲) | ||||||||||||||
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ کاریا موجود است. |
| این یک نوشتار خُرد پیرامون تاریخ است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |