اختلاف بر سر نامیدن دریای خزر
|
|
این مقاله نیازمند تمیزکاری است. لطفاً تا جای امکان آنرا از نظر املا، انشا، چیدمان و درستی بهتر کنید، سپس این الگو را از بالای مقاله بردارید. محتویات این مقاله ممکن است غیر قابل اعتماد و نادرست یا جانبدارانه باشد یا قوانین حقوق پدیدآورندگان را نقض کرده باشد. |
| این مقاله نیازمند ویکیسازی است. لطفاً با توجه به راهنمای ویرایش و شیوهنامه، محتوای آن را بهبود بخشید. |
همانگونه که در مورد بسیاری دیگر از عوارض جغرافیایی جهان رایج است، برای دریای شمال ایران نیز نامهای متفاوتی در زمانهای گوناگون استفاده شدهاست. وجود بیشتر از ۴۰ نام در طول تاریخ برای این دریا نشانگر قدمت تمدن و کثرت اقوام و شهرنشینان کرانه این دریا است. نامهای مختلف این دریا از ۵ منبع اصلی ریشه گرفته اند[۱]
- نام اقوام ساکن در کرانهها، مانند: خزر، کاسپین، تپور
- نام شهرها اطراف، مانند: ساری، بادکوبه
- نام ایالتهای اطراف، مانند: هیرکانه، تبرستان، مازندران، خراسان، گیلان
- نام دریاهای دیگر به اشتباه، مانند: خوارزم، فارس
- نامهای مترادف با دریا در زبانهای مختلف، مانند: درا، دریا، زرایه
در زمان قدیم، معمولا پدیدهای جغرافیایی و دریاها را به نام اقوام و یا شهرهای مهم و با فرمانروایان اطراف، نام گذاری میکردند، از جمله تبرستان، گرگان، کاسپین، قزوین، هیرکانی، تپور، گیلان، دیلم، آلبان، باکو، شیروان.[۲]
محتویات |
[ویرایش] در ایران
کمیته تخصصی نامنگاری و یکسانسازی نامهای جغرافیایی ایران متشکل از نمایندگان ۵ سازمان و وزارتخانه در جلسه مورخ ۱ ۸۱/۹/۱۸ سازمان نقشهبرداری کشور متن ذیل را به تصویب رساند:
| « | جهت جلوگیری از هرگونه سوء تفاهم احتمالی و جلوگیری از تشتت آراء در زمینه نام پهنه آبی شمال کشور، از نام «خزر» در داخل کشور و Caspian در متون خارجی، قراردادها و معاهدات بین المللی استفاده گردد | » |
علت صدور این مصوبه آن بودکه در داخل کشور بعضی از وزارتخانهها و سازمانها برای دریای شمال ایران نامهای جداگانهای بکار میبرد که این مغایر با مصوبات سازمان ملل و سازمان هوانوردی بین المللی و دریانوردی بین المللی بود. بنا بر استعلامی که از وزارتخارجه به عمل آمد، آن وزارتخانه اعلام کرد نام بین المللی دریای شمال ایران کاسپین و نام آن در زبان ترکی و فارسی خزر و در زبان عربی هر دو نام قزوین و خزر بکار میرود و در تمام اسناد بین المللی که یک طرف آن ایران بوده همواره نام خزر بکار رفتهاست و دریای مازندران هم یک نام محلی است که فقط درایران گاهی در متون رسمی بکار میرود[۳]
[ویرایش] نامهای اصلی
[ویرایش] خزر
در آغاز سدهٔ هفتم میلادی قوم خزران در دشتهای سفلای رود تِرِکْ و رود ولگا و شمال قفقاز سکنی داشتند.[۴] به عبارت دیگر این قوم در بین شمالغربی این دریا و دریای سیاه سکونت داشتند. خزرها به همراه دیگر اقوام بیابانگرد شمال قفقاز، در زمان ساسانیان، بارها و بارها به سرزمین ایران میتاختند و پس از حضور کوتاه مدت خود معمولاً به دست سپاه ساسانی از مرزهای ایران بیرون رانده میشدند. این قوم همواره با بیزانس بر ضد ایران همپیمان بود.[۵] بنای استحکامات بزرگی چون شهر دربند در شمال قفقاز در عهد ساسانیان، که برای جلوگیری از حملات خزران صورت گرفت، هنوز پا برجاست.[۶] و کوتاه سازی دست ایرانیان[۷] از این دریا برمیگردد.[۸]
خزر نام قومی است که در بین شمال غربی دریا و دریای سیاه سکونت داشتند و به دین یهودیت گرویده بودند. اینها مردمی بودند از نژاد زرد(اصفر) که به صحراگردی و تاخت و تاز در ممالک همجوار اشتغال داشتند و غالباً به طرف وادی رود کورا میآمدند آنهادر زمان سقوط ساسانیان حکومت قدرتمندی تشکیل دادندو با اعراب جنگهای خونینی داشتند.[۹] بنای استحکامات بزرگی چون شهر دربند یا (باب الابواب) در شمال قفقاز در عهد ساسانیان، که برای جلوگیری از حملات خزران صورت گرفت، هنوز پا برجاست. به اعتقاد عنایتالله رضا، «خزران»، قومی بودند که در زمان خسرو انوشیروان در قرن ششم میلادی از بقایای آنها به ناحیه شمال قفقاز آمدند و بهطور کلی در منطقه بخش وسطا و جنوبی رود ولگا زندگی میکردند و این، هیچ ربطی به دریای شمال ایران نداشته و فاصله قوم خزر تا این دریا بسیار زیاد بودهاست. او با اشاره به بررسیهایش برای پی بردن به دلیل نامگذاری دریای شمال ایران به نام خزر و آوردن اسم خزر در متون عربی، معتقد است: تا قرن چهارم هجری قمری اصلاً نام خزر بر دریای شمال ایران گذاشته نشدهاست. مثلاً در کتاب «خوارزمی»و«فضلان» اصلاً اسمی از خزر نیست. در دوره بنیامیه که حاکمان عرب، قفقاز را گرفتند، گروه مقابل خزر که با رم شرقی و بیزانس متحد بود، هنوز بهطور کامل شکل نگرفته بود و غارتگری میکرد؛ از طریق رود کر به عربها حمله کرد. عربها به این دلیل که آنها از رود کر حمله کردند، گمان کردند، از دریا به این رود آمدهاند، پس استنباط کردند که گویا این دریا، دریای خزر است. به همین دلیل، آن را بر مبنای گفتهها،«بحر الخزر» نامیدند. نام خزر برای نخستین بار در کتاب «حدود العالم» و در کنار نام دریای جرجان، طبرستان و دیگر نامها ذکر شدهاست. اما در متون اسلامی و غربی قدیم، دو نام قدیم و مشهور «هیرکانیها» یا«گرگان» که بعدها در دوره اسلامی عربها آن را«جرجانیه» نامیدند و «کاسپی» وجود دارد.[۱۰]
[ویرایش] کاسپین
کَسپین اصطلاحی است که تقریبا تمام جهانیان و حتی در زبان عبری برای دریایٔ شمال ایران به کار میبرند. به باور عنایتالله رضا:" نام درست این دریا، «دریای کاسپی» (کاسپین) است.کاسیان یا کاسیها مردمانی سفید پوست بودند که از هزاره دوم پیش از میلاد تا دوره ساسانی، مکتوبها واشارههایی به حضور آنها در شمال و غرب ایران وجود داردو بخشی از آنها به مرکز و غرب ایران و میان رودان (بین النهرین) مهاجرت نمودند، «کاسپین»،(یا معرب آن"قزوین") صفت وصفی یا نسبتی است برای «کاسپی» (فرانسوی/انگلیسی) و بطور کلی کاسپیناروپایی شده کاسی و کاسپی است. اگر بخواهیم بصورت مفرد با پسوند فارسی، آنرا تلفظ کنیم، به دلیل گرفتن «یای نسبت» باید«کاسی» و یا «کاسپی» بگوییم، همانگونه که بقیهٔ کشورها این دریای را با پسوند خود بیان میکنند. نام دریایٔ «کاسپی» در زبان یونانی Kaspia Thalassa، لاتینی Mare Caspium و در آلمانی Caspisches see در انگلیسی Caspian Sea است. بهطور کلی دو نام «هیرکانیها» و «کاسپی» قدیمی ترین نامهای این دریا هستند و آنهارا باید اساس گرفت.[۱۱]
[ویرایش] کاسپین
|
|
پیشنهاد شدهاست که این مقاله یا بخش با کاسپیها ادغام گردد (بحث). |
کاسپین نامی است که اروپائیها و دیگر مردمان جهان برای دریای شمال ایران بهکار میبرند. فارسی زبانان نیز از جمله تاجیکان آن را «کاسپین» مینامند. کاسپین خود از نام قوم آریایی کاسپی (یا کاسّی)[۱۲] گرفته شدهاست که ابتدا در کرانههای غربی تا جنوب غربی آن ساکن بودهاند و به تدریج تا کرانههای جنوبی آمدند. پژوهشهای جدیدی که دربارهٔ ژنتیک مردمان ساکن جنوب این دریا شده، گواهی بر این ادعاست که مازندرانیها و گیلانیها از نوادگان مردمی هستند که از غرب این دریا آمدهاند[۱۳].
کاسها که به نوعی مادر-قوم مردمان جنوبی و غربی این دریا محسوب میشوند، خود به دو دستهٔ کاسیها و کاسپیها تقسیم میشدند. «سی» در زبان گیلکی به معنی صخره (مثال: در سیپورد و سیبون و...) و «پی» به معنی جلگهاست و به این صورت کاسهای ساکن جلگه کاسپیها نام گرفتهاند.[۱۴]
برتولت - یکی از بزرگترین خاورشناسان جهان - در نوشتههایش، «کاسپ» را جمع «کاس» خوانده و نوشتهاست، اسم این قوم «کاس» بودهاست. در گیلان هنوز هم این نام مانند «کاس آقاً و»کاس خانوم«برای افراد سفیدرو وجود دارد. این اصطلاح هنوز در گیلکی وجود دارد. و نیز گیلکها برای اشاره به زمان بسیار قدیم از عبارت «کوسپیت ایام» که در واقع کاسپت ایام و به معنی دوران کاسپتها میباشد استفاده میکنند. همچنین در متون جغرافیایی جهان در نوشتههای استرابو، هرودت و دیگران، نام هیرکانیها و کاسپی وجود دارد. در بررسیها و مطالعات انجامشده، به این نتیجه رسیدم که نام»هیرکانیهاً را مردمی که در شرق این دریا زندگی میکردند، بیشتر بهکار میبردند و مردمی که در غرب این دریا زندگی میکردند، نام «کاسپی» را بیشتر استفاده میکردند. به همین دلیل، در متون دوره اشکانی - از جمله نوشته استرابو - هر دو نام هیرکانی و کاسپی دیده میشود و در عین حال، نقشههای جغرافیایی اروپایی بیشتر کاسپین را نشان میدهند و متنهای عربی معرب شده کاسپین را بصورت قزبین و قزوین بکار بردهاند.[۱۵] به اعتقاد عنایتالله رضا نام «کاسپی» یا دیگر نامهای قدیمی دریای شمال ایران به دریای خزر یا دریای مازندران توسط برخی مترجمان به اشتباه به فارسی ترجمه شدهاست. او میگوید:
| « | در ترجمه فارسی تعدادی از کتابها و نوشتهها، در برخی کتابها وقتی به نام مازندران برخورد میکنیم، با مراجعه به منبع اصلی متوجه میشویم، مترجم نام مازندران یا خزر را بهجای نام کاسپی، طبرستان یا هیرکانی آوردهاست. درحالی که در هزاره دوم پیش از میلاد اصلاً خزرها وجود خارجی نداشتند. وقتی قومی وجود خارجی ندارد، به چه دلیلی کاسپی، خزر نوشته میشود؟ این کار سبب گمراهی خواننده میشود. | » |
به اعتقاد او «کاسپین»، اصطلاحی است که فرانسویها و انگلیسیها برای دریای شمال ایران بهکار میبرند و ایرانیان نیز به غلط آن را «کاسپین» مینامند. «کاسپین» چون با پسوند توسط انگلیسیها و فرانسویها گفته میشود، «کاسپین» بیان میشود، درحالی که اگر بخواهیم با پسوند فارسی «کاس» را تلفظ کنیم، به دلیل گرفتن «یای نسبت» باید «کاسپی» بگوییم، همانگونه که بقیه کشورها این دریا را با پسوند خود بیان میکنند. به گفته او، نام دریای «کاسپی» در زبان یونانی Kaspia Thalassa، لاتینی Mare Caspitum و انگلیسی Caspian Sea است. او با بررسیهایی که انجام داده، به این نتیجه رسیدهاست که بهطور کلی دو نام هیرکانیهاً و کاسپی را باید اساس بگیرد. رضا وسیع نبودن گستره اقوام شرقی ایران برای نگهداشتن نام هیرکانیهاً و تبدیل این نام در عربی به «جرجانیه» را از دلایل متروک شدن نام هیرکانی در متون جغرافیایی غربی میداند و معتقد است به همین دلیل، نام هیرکانی جای خود را به نام اصلی دریای شمال ایران، یعنی کاسپی داد.[۱۶]
[ویرایش] هیرکان/ گرگان
دریای گرگان یا دریای ورکانه نام این دریاچهٔ بزرگ در عهد هخامنشیان و همچنین اشکانیان است که در واقع یک ساتراپی (شهربانی یا در واقع استانداری امروزین) بودهاست. ورکانه نام پارسی آن و هیرکانیا ([Hyrcania]) نام یونانیش میباشد. این نامگذاری بدان جهت است که ورک به معنی گرگ در پارسی امروزین و ورکانه به معنی همان گرگان است و هیرکانیا گرگان بزرگترین و آبادترین شهر در اطراف آن دریا بود. نام یونانی آن هیرکانیا (Hyrcania) نامی علمی است که غربیان به جنگلها و ببرهای شمال ایران دادهاند. اعرابی که به تازگی به ایران تاخته بودند آن را دریای گرگان (بحر جرجان) مینامیدهاند.
[ویرایش] تپورستان/تبرستان
دریای تپورستان، تبرستان و یا طبرستان نام دیگری است که در منابع کهن آمدهاست. در اسنادی که در مؤسسات تاریخشناسی روسیه است آمده که نوجین زیس در قرن دوازدهم نوشتهاست که ایرانیان این دریا را قرنها دریای تبرستان میخواندند، ولی چون واژهٔ مازندران میان بومیان تبرستان جایگزین گشته، آن را دریاچهٔ مازندران(دریاچه مازندران! در این جمله ترجمه مشکوک است) میخوانند[۱۷]، علی رغم اینکه در اسطوره ها نام مازندران بسیار کهن است اما نام دریای مازندران برای دریای شمال ایران در دویست سال اخیر در نقشه ها رایج شدهاست. نام دریای مازندران و دریای خزر در ۵۰ سال گذشته در رسانههای گروهی ایران رایج بوده و در سال ۱۳۶۱ دولت نام دریای مازندران را نام رسمی اعلام کرد. اما همچنان هر دو نام بطور متناوب بکار میرفت. دومین همایش همایش ژئوماتیک اردیبهشت ۱۳۸۲ سازمان نقشه برداری کشور دبیرخانه کمیته یکسان سازی نامهای جغرافیایی. مقاله"اسامی جغرافیایی باستانی میراث بشریت پژوهشی در مورد دو نام خلیج فارس و خزر و چالشهای فراروی." [۲][۱۸]
[۱۹]، گذشته از آن نام دریای تبرستان به دلیل مجاورت دولت تبرستان به آن بودهاست، نامهای جرجان، ساری، خراسان، گیلان که زمانی بر روی این دریا بودهاست، همگی به مناطقی از تبرستان باستانی (که مازندران امروزی باقیماندهٔ آن است) برمیگردد[۲۰]. به اعتقاد عنایتالله رضا، اصلاً سرزمین شمال ایران، در طول تاریخ نام مازندران نداشته، بلکه نخست «تپوران» و بعدها در دوره اسلامی «طبرستان» نامیده میشدهاست. درحالی که مازندران نام ناحیهای در شرق سیستان در شمال هند و در نزدیک ناحیه رود سند بودهاست. مأخذ قدیمیتری مانند «معجم البلدان» یاقوت حموی در این باره به صراحت مینویسد: «من بسیار تلاش کردم تا ببینم نام مازندران از کجا بر این ناحیه در شمال ایران وجود داشته و هرچه گشتم، دلیلی بر این کار پیدا نکردم. معلوم است که این نام، نوساختهاست.» همچنین در کتاب «تاریخ طبرستان»، ابن اسفندیار نیز میگوید: «نام محدث است.» به اعتقاد او بدین ترتیب نام دریای مازندران به عنوان نخستین نام برای دریای شمال ایران منتفی است.[۲۱]
[ویرایش] قزوین
قزوین عربی شده کاسپین است و کاسپین جمع و یا لاتین شده کاسی است. این نام امروزه از سوی کشورهای عربی و در زبان اردو به شکل بحر القزوین و بحیره قزوین به کار میرود[۲۲]. حمدالله مستوفی نوشتهاست که قزوین عربی شده کشوین یا کچ بین است. اما این نظر را زبانشناسی امروزی تایید نمیکندزیرا هیچ سند دیگری نیز این نظر را نیاوردهاست اما در متون فارسی و در شاهنامه از کاس و کوس و کاسی سخن به میان آمدهاست. و برتولت معتقد است کاسپین جمع کاسی است. در متون روسی کاسپ هم آمدهاست[۲۳].
[ویرایش] گیلان
کهنترین سندی که در آن از دریای شمال ایران به نام دریای گیلان نام برده شده، کتاب مفقوده «خوتای نامگ» نگارش یافته در سدههای ششم تا هفتم میلادی یعنی در سالهای پایانی پادشاهی سلسله ساسانیان بودهاست.[۲۴] پس از حدود ۴۰۰ سال بعد از نگارش کتاب خوتای نامگ، فردوسی در شاهنامه از طریق ترجمه متن زبان پهلوی خدای نامه به زبان نثر فارسی دری، به تنظیم شاهنامه دستزد و در دو بیت از دریای شمال ایران به عنوان دریای گیلان نام برد.[۲۵][۲۶] ولی این نام احتمالأ هیچگاه در بین مردم عادی و بزرگان بکار برده نمیشده و در کتب مذکور فقط بر اثر جنبه ادبی نام بردهشدهاست.
| ز دریای گیلان چن ابر سیاه | دُمادُم به ساری رسیده سپاه | |
| ز یک سو به دریای گیلان رهست | چراگاه اسپان و جای نشست |
[ویرایش] دریای مازندران
نام مازندران در ادبیات اسطوره ای بسیار قدیمی است اما به درستی مشخص نیست دریای مازندران به عنوان یک پدیده جغرافیایی از چه زمانی مرسوم شده است ظاهرا واژه نگهبان دریای مازندران در شبرنگ نامه، کتاب حماسی سده هفتم هجری، در اشاره به یک خدای مانند آپلو یا ابولهول در افسانه های یونانی از آن یاد شده است.وپیکره سنگی بابا داوود عنبران را مصداق همان نگهبان دریای مازندران دانسته اند.
- به راه اندرون کوههای بلند فرازش یکی کهنه سنگ نژند
- زبر کــوه بیند کـران تا کـــران نگهبـــان دریـــــــــای مازندران
- نام دریای مازندران در دو قرن اخیر در مکاتبات رسمی ایران نیز رایج بوده است.
[ویرایش] دیگر نامها
- دریای باکو: در قرون وسطا توسط بعضی اروپاییان باکو گفته میشد[۲۷]
- دریای گرگان (هیرکانی): دریای هیرکانی (هیرکانیا) که در منابع یونانی و لاتین (Hyrcania Maro) آمده به طور مثال هرودوت. هیرکانی یونانیشدهٔ وُرکان (گرگان) است.
- دریای فراخکرت (وُئوروکَشَ): در اوستا از دریایی به نام وُئوروکَشَ نام برده شده که در نوشتارهای پارسی میانه از آن با نام فراخکرت یاد شدهاست. فراخکرت در زبان پارسی میانه به معنای فراخ بریدهاست. فراخ یعنی وسیع و کرت Kart چند معنی دارد معنی رایج آن که امروزه کاله هم تلفط می شود یعنی یک بخش زمین یا باغچه که از بخشهای دیگر بریده و جدا شده است.مثلا یک زمین محصور شده شالیزار را می توان کرت شالیزار نامید.
- ابراهیم پورداود احتمال داده این دریا همان دریای مازندران باشد. مهرداد بهار این دریا را با اقیانوس هند یکی دانستهاست. جهانشاه درخشانی این دریا را همان خلیج فارس میداند.
- دریای آبسکون: پس از شکست سلطان محمد خوارزمشاه از چنگیزخانمغول، او به جزیرهٔ آبسکون در دریای آبسکون گریخت[۲۸].
- دریای ساری: امروزه به کار نمیرود.
- دریای دیلم یا دیلمستان: امروزه به کار نمیرود.
- دریای کبود (زَراه اَکفوده).
- دریای خراسان در زمان حکومت طاهریان در خراسان و اتحاد و یگانگی آنها با علوبان تبرستان و چیرگی قلمرو خراسان تا بخشهای شرقی دریا، بدین نام شهرت یافت.
[ویرایش] در دیگر کشورهای فارسیزبان
در افغانستان و تاجیکستان کلمات قزوین و کاسپین استفاده میگردد. و در پاکستان فقط از نام قزوین استفاده میشود.[۲۹] در کردستان نیز از کلمهٔ کاسپین با املای کاسپیهن استفاده میشود.[۳۰]
[ویرایش] انتقادها
[ویرایش] انتقاد به نام خزر
پنجم ژوئیهٔ سال ۵۲۷ میلادی که بر پایهٔ برابر گذاریهای گاهشماری، همان ۱۴ تیر ماه خورشیدی است، قباد ساسانی توانست قوم خزر را که به خاک ایران زمین وارد شده بودند، تا آنسوی رودخانه ولگاه براند. در چنین روزی قباد ساسانی، فرمان داد تا شهر دربند و دژ دربند بازسازی شود. این دژ شهر که هنوز نام پهلوی بر خود دارد و در جمهوری داغستان روسیه واقع است شمالی ترین مرزبانی ایران در زمان ساسانیان بودهاست، جائی میان دریای کاسپین و کوههای قفقاز در میانه یک تنگه. بنابر کتیبه پهلوی که بر دیوارهای سنگی این شهر نصب است، دژ دربند به فرمان خسرو انوشیروان، ساخته میشود تا جلوی تازش اقوام شمالی گرفته شود و قباد، پسر خسرو انوشیروان، پس از واپس راندن خزرها، در پیروز نامهای که بر سنگهای شهر دربند نقش است داستان این پیروزی و فرمانش به بازسازی را نقل کردهاست. خزرها یکی از حکومت هائی هستند که در شمال قفقاز نزدیک به ۵۰۰ تا ۶۰۰ سال همسایه تاریخی ایران بودند. از اقوام آلتائی هستند. خزرها بازمانده قوم هون هستند که از شمال چین یک حرکت بزرگ را آغاز کردند تا به قلب اروپا رسیدند. خزرها بخشی از قوم هون هستند که در این حرکت بزرگ در قفقاز شمالی یا جنوب روسیه امروزی ماندگار شدند. این قوم مهاجم و هم مرز با ایران همواره پدیدآور در گیریهای مرزی بودند. دژ دربند دژ سنگی و استوار در بند تنها برای پیشگیری از چنین تازش هائی ساخته شد. بنابراین دژ شهر دربند یک جایگاه استراتژیک بوده برای مهاجمان. شهری ایرانی که یکی از زیباترین شهرهای تاریخی جهان به شمار میآید. آن اندازه زیبا که توسط روسها به عنوان میراث معنوی و فرهنگی به ثبت جهانی رسیدهاست. هنوز هم میتوان خانههایی به دیرنگی ۷۰۰ و ۸۰۰ و حتا هزار سال را در این شهر دید و هنوز هم هرچند شمارشان رو به کاهش گذاشته اما مردمان شهر پهلوی زبان هستند. تا سالیان پیش تاتها بیشترین جمعیت این شهر را در بر داشتند. تاتهای پهلوی زبان که زبان شمال باختری ایران را داشتند و این بدان معنا است که پس از گذشت چیزی نزدیک به هزار و چهارصد سال آنها زبان ایرانی خود را پاس داشتند. این روزها از کتابهای درسی گرفته تا رادیو و تلویزیون دریای شمال ایران خزر نامیده میشود. واژه خزر بر این دریا که مالکش دست کم تا پیش از پیمان نامههای ننگین ترکمان چای و گلستان ایران بوده آیا تعبیری جز قوم مهاجم خزر دارد؟ قومی که برای جلوگیری از تاخت و تازشان بر میهن، جلویشان دیوار کشیدیم، زنجیر بستیم، جنگیدیم، و کشته دادیم. واژه خزر هیج معنایی جز یاد آوری قوم مهاجم خزر ندارد. نمونه آن دریای شمال ایران است که همواره به نام مردمان ایرانی که در کنارش میزیستهاند، دریای مازندران، دریای کاسپین، دریای تبرستان، دریای تپورستان خوانده شدهاست. اصلا واژه خزر هیچ پیشینه تاریخی ندارد. بی گمان باشید که باستان شناسان، تاریخ دانان، زبان شناسان و دیگر کار آمدان این سرزمین، بر این باورند که خزر نه تنها ایرانی نیست بلکه تاریخی هم نیست. نام کاسپین ایرانی را که همه جهان به رسمیت شناخته کشور ایران به رسمیت نشناختهاست. اداره یکسان سازی نامهای جغرافیایی کشور ایران چند سال پیش نام خزر غیر ایرانی را برای نامیدن این دریا تصویب کرد. جالب است بدانید که بر سکههای پنج تومانی قدیمی نام دریای شمال ایران مازندران ضرب شده بود.[۳۱]
[ویرایش] خزر نام ناحیه یا قوم
|
|
پیشنهاد شدهاست که این مقاله یا بخش با خزرها ادغام گردد (بحث). |
در خصوص اینکه خزر نام قوم است یا نام ناحیه و اگر خزر قومیت است نژاد آنها و مذهب و زبان آنها چه بودهاست؟ در متون کلاسیک فارسی و عربی اختلاف نظر وجود دارد. مرحوم دکتر پرویز ورجاوند در مقالهای تحت عنوان “ دریای مازندران یا خزر” در مجله اطلاعات سیاسی اقتصادی(شماره ۱۸۸ خرداد ۱۳۸۲) ضمن مخالفت با نام دریای خزر (خزران را یک قوم مهاجم دانسته) و یاد آوری نموده کهقباد ساسانی توانست قوم خزر را که به خاک ایران زمین وارد شده بودند، را تا آنسوی رودخانه ولگاه براند. وی فرمان داد تا شهر دربند و دژ دربند بازسازی شود. این دژ شهر که هنوز نام پهلوی بر خود دارد و در جمهوری داغستان روسیه واقع است شمالی ترین مرزبانی ایران در زمان ساسانیان بودهاست، جائی میان دریای کاسپین و کوههای قفقاز در میانه یک تنگه. بنابر کتیبه پهلوی که بر دیوارهای سنگی این شهر نصب است، دژ دربند به فرمان خسرو انوشیروان، ساخته میشود تا جلوی تازش اقوام شمالی گرفته شود و قباد، پسر خسرو انوشیروان، پس از واپس راندن خزرها، در پیروز نامهای که بر سنگهای شهر دربند نقش است داستان این پیروزی و فرمانش به بازسازی را نقل کردهاست. دژ شهر دربند یادگار تات نشینان است و به عنوان میراث معنوی و فرهنگی به ثبت جهانی رسیدهاست. هنوز هم هرچند شمارشان رو به کاهش گذاشته اما مردمان این شهر پهلوی زبان و تات هستند. برای دکتر پرویز ورجاوند و مجله اطلاعات سیاسی اقتصادی پاسخی ارسال شد که همان موقع در روزنامه مردم سالاری مرداد ۱۳۸۲ و سپس در مجله علمی اقتصادی پیام دریای ۱۳۱-۱۳۳ مهر و آذر ۱۳۸۳ چاپ شد و به شبهههای مخالفان نام دریای خزر پاسخ داده و اختلافهای متعدد و متضادی که در روایتها و مکتوبات در مورد خزران وجود دارد را یاد آوری نموده و نوشتهاست مراجعه به کتاب مجموعه عهدنامههای تاریخی ایران و یا آرشیو اسناد وزارتخارجه نشان میدهد که نام دریای خزر در تمام متون فارسی قراردادها (حدود ۲۰ عهدنامه) و ازجمله عهدنامههای شاهطهماسب ۱۷۳۲ با پتر کبیر و عهدنامه نادرشاه ۱۷۳۵ (حتی یادداشتها و تفاهم نامههای بعد از انقلاب اسلامی) فقط با نامهای بحر خزر، و در لاتین با کاسپین ثبت شدهاست. در مورد دریای شمال ایران اگر چه بیشتر از ۴۰ نام دیگر برای آن بطور موردی مانند گرگان – گیلان - حوض فارس، بحر جیلان، طبرستان، خراسان، خوارزم، کادوس، هیرکان، ساری، تیپر، بحرالاعاجم(عجمها)، و … بکار رفته ولی همواره نام غالب همان کاسپین(متنهای اروپایی) و خزر(در متنهای عربی- فارسی - ترکی) در بیشتر متنهای عربی(عربی شده کسپین) به شکل قزوین و قزبین ثبت شدهاست. بطور یقین نام" مازندران" بسیار کهن و در متون قدیمی بویژه در شاهنامه مکرر و بیشتر از ۹۰ بار بکاررفتهاست اما نباید آنرا با نام“ دریای مازندران” یکسان دانست. نام" دریای مازندران" برای اولین بار در سال ۱۲۱۴ هجری قمری در یک نقشه که توسط آقای محمدرضا قره چی داغی تهیه شدهاست بصورت پرانتز در کنار نام خزر قرار گرفتهاست. و از آن زمان مرسوم شدهاست و بر سکههای پنج تومانی قدیمی نام دریای مازندران ضرب شد.[۳۲] اما در مورد کسپین و کاسی اختلاف و تضادهای زیادی در مورد پیشینه آنها نیست آنها قومی آریایی و ماقبل دوره پارسها بودهاند بعضی توصیفاتی که از آنها شده آنها را بسیار شبیه به قوم ماد مینماید. در شرایطی که بعلت غفلتهای رسانهای، تودههای مردم ایران از قوم کاسی و کاسپین هیچ اطلاعی نداشتند. و کار رسانه ای هم نشده بود کمیته یکسان سازی نامهای جغرافیایی در شرایطی نبود که به یکباره نامی مغفول مانده و ناشناخته در زبان فارسی رارسمی نماید. نام کاسپین اگرچه در همه جهان رسمیت دارداما در ایران تنها از سال ۱۳۸۲ این نام وارد ادبیات فارسی گردید. تا قبل از آن هیچگونه کار مطالعاتی آکادمیک در مورد ریشه نام کاسیها نشده بود.[۳] علی رغم اینکه در یکی دو کتاب در دوره پهلوی در خصوص خزران و قوم کاسی مطالعاتی انجام شده بود اما اطلاع رسانی نشده بودو بخش دانشگاهی ایران نیز گمان میکرد که کاسپین یک واژه بیگانهاست. و درک دقیقی از سوابق این نام نداشتند.[۴]
[ویرایش] در نقشهها
در کهنترین نقشههای جهان که موقعیت این پهنه در آنها آمده، چون نقشه هکاتوس (مربوط به ۵۰۰پ. م) و نقشه معروف آراتوتس (۲۰۰پ. م) همه جا نام این دریا بر گرفته از نام کاسپین است. در متنهای دانشنامههای روسی همهجا از این پهنه با نام کاسپیس کویه موره یاد شدهاست. جالب اینکه ترک زبانان جمهوری آذربایجان وقتی به ترکی نوشتهاند از آن با نام خزر دنیزی یاد کردهاند و وقتی به روسی مطلبی نوشتهاند به همان صورت کاسپین کویه موره از این دریا نام بردهاند..[۳۳] در بین اعراب نیز نامهای متفاوتی از جمله طبرستان، خزر و در چند قرن اخیر قزوین بهکار رفتهاست. در تمام نقشههای عربی بحر قزوین و گاهی در نقشههای قدیمی تر بحر خزر بکار رفتهاست. در نقشههای ایرانی نیز از نامهای تپورستان(پس از اسلام به طبرستان تبدیل شد)، جرجان(پیش از اسلام گرگان و هیرکانی بود) و در برخی موارد نامهایی چون: آبسکون، زادراکرتا و... یادشده و در ۲الی ۳ قرن اخیر نیز خزر جایگزین آن شده و امروزه در ایران نام دریای مازندران رسمأ خزر است ولی در بقیهٔ کشورهای فارسیزبان مثل تاجیکستان و افغانستان بیشتر از کاسپین استفاده میشود و خزر کاربرد ندارد.
[ویرایش] نگارخانه
[ویرایش] نام این دریا در زبانها و کشورهای جهان
همه کشورهااین دریا را با نامهایی معادل کاسپین بکار میبرند در زبان ترکی دریای خزر هم بکار میبرند. در آفریقای جنوبی یا زبان آفریکانس "کاسپیس"، در کشورهای عربی یا زبان عربی"بحر قزوین" (قزوین عربی شده کاسپین است)، در زبان کاتالا "کاسپیا"، در زبان دانمارکی "کاسپیسکه"، در آلمانی"کاسپیشز"، در انگلیسی"کاسپین"، در اسپرانتو"کاسپیو"، در اسپا نیایی"کاسپیو"، در زبان استی"کاسپیا"، در فرانسوی"کاسپین"، در پنجابی"کسپیئن"، در زبان پرتقالی"کاسپیو"، در رومانی"کاسپیکا"، در قزاقی"کاسپین"، در سومالی"کاسپین/قزوین"، در اردو"بحیره قزوین"، در روسی"کاسپین"، در کوردی"دریای مازندران"، در گیلکی"کاسپین دریا"، در مازندرانی"دریای مازندران"، در ترکمنستان "خزر"، در جمهوری آذربایجان"خزر"، در ترکیه"خزر"، در ایران "خزر یا مازندران یا کاسپین".[۳۴]
[ویرایش] پانویس
- ↑ Iran Chamber Society: Names of the Caspian Sea
- ↑ ماهنامه علمی پیام دریا شماره۱۳۱- ۱۳۳ نامهای دریای خزر و کاسپین، محمد عجم مهر-آذر ۱۳۸۳
- ↑ اسامي جغرافيايي باستاني ميراث بشريت پژوهشي در مورد دو نام خليج فارس و خزر و چالشهاي فرا روي
- ↑ ایران و ترکان در روزگار ساسانیان. عنایت الله رضا،۱۳۶۵، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، چاپ چهارم، صفحه۱۴۵
- ↑ محسنی، محمدرضا ۱۳۸۹: «پان ترکیسم، ایران و آذربایجان»، انتشارات سمرقند، ص ۱۰۳
- ↑ Talash online روسیه و جمهوری اسلامی
- ↑ Azarpadgan / آذرپادگان
- ↑ کتابخانهٔ دیجیتالی دید
- ↑ تاریخ ایران قبل از اسلام، تألیف حسن پیر نیا، ناشر الهام، تهران،۱۳۸۸ ص ۲۲۸
- ↑ ماهنامه علمی پیام دریا شماره۱۳۱- ۱۳۳ نامهای دریای خزر و کاسپین، محمد عجم مهر-آذر ۱۳۸۳
- ↑ نام دریای شمال ایران، دکتر عنایتالله رضا، ناشر: مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی سال: ۱۳۸۷، تعداد صفحهها: ۱۸۰]
- ↑ خبرگزاری بیبیسی، کاوه امیدوار، دریای خزر، مازندران یا کاسپین پنج شنبه ۲۴ ژانویه ۲۰۰۸
- ↑ magiran.com: ماهنامه پيام دريا، شماره 131
- ↑ جهانگیر سرتیپپور. وجه تسمیهٔ شهرها و روستاهای گیلان
- ↑ magiran.com: ماهنامه پيام دريا، شماره 133
- ↑ خزر نام مناسبی نیست
- ↑ (منبع: سفرنامهٔ گریگوری ملگونوف/Melgunov روسی
- ↑ محمدعجم، [۱] تحقیقی درباره نام دریای خزر و قزوین عربی شده ازکاسپین) ]
- ↑ دایرة المعارف فارسی، غلامحسین مصاحب
- ↑ مازندران و استرآباد، نوشته علی یوسفی نیا
- ↑ نام دریای شمال ایران «کاسپی» است؛ گفتوگو با دکتر عنایتالله رضا
- ↑ magiran.com: ماهنامه پيام دريا، شماره 133
- ↑ http://www.irpds.com/FileEssay/geomatic82-87-2-18-a-sy(1).pdf
- ↑ سیدحسین موسوی(عطا)، تحقیقی درباره نام دریای مازندران، روزنامه اطلاعات
- ↑ شاهنامهٔ فردوسی تصحیح جلال خالقی مطلق، فریدون، بیت ۱۰۴۴
- ↑ شاهنامهٔ فردوسی تصحیح جلال خالقی مطلق، جنگ بزرگ کیخسرو، بیت ۲۹۱
- ↑ Michael Dumper, Bruce E. Stanley, Janet L. Abu-Lughod, Contributor Janet L. Abu-Lughod, Cities of the Middle East and North Africa: a historical encyclopedia, Published by ABC-CLIO, 2006 ISBN 1-57607-919-8, 9781576079195, Page ۶۴
- ↑ تاریخ ایران قبل از اسلام، تألیف حسن پیر نیا، ناشر الهام، تهران،۱۳۸۸
- ↑ تاریخ افغانیه، صفحه ۲۷
- ↑ ویکیپدیا کردی
- ↑ هفته نامه خبری فرهنگی امرداد، سال یازدهم،۱۱ تیر ماه،۱۳۹۰ خورشیدی، شماره پیاپی ۲۵۶، صفحه ۵
- ↑ هفته نامه خبری فرهنگی امرداد، سال یازدهم،۱۱ تیر ماه،۱۳۹۰ خورشیدی، شماره پیاپی ۲۵۶، صفحه ۵
- ↑ آرتو کستلر، خزران، ترجمه محمدعلی موحد، تهران ۱۳۶۱
- ↑ ماهنامه علمی پیام دریا شماره۱۳۱- ۱۳۳ نامهای دریای خزر و کاسپین، محمد عجم مهر-آذر ۱۳۸۳
[ویرایش] پیوند به بیرون
[ویرایش] مطالعه بیشتر
نام دریای شمال ایران، دکتر عنایتالله رضا، ناشر: مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی سال: ۱۳۸۷، تعداد صفحهها: ۱۸۰
- ماهنامهٔ پبام دریا شماره۱۳۱ و ۱۳۳ مهر و آذر ۱۳۸۳
- محمد عجم. «دروازه کاسپین اسناد هویت ملی». پیام دریا۱۳۱، ۱۰ مهر ۱۳۸۳. بازبینیشده در ۸ اسفند ۱۳۹۰.
- محمد عجم. «دروازه کاسپین». پیام دریا۱۳۳، ۱۰ آذر ۱۳۸۳. بازبینیشده در ۸ اسفند ۱۳۹۰.