زبان مازندرانی
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
زبان مازَندَرانی (به مازندرانی: مازنی یا مازنیکی) همان زبان طبری نام یکی از زبانهای ایرانی و یکی از شاخههای زبانهای ایرانی شمالغربی است. این زبان در استانهای شمال ایران (به ویژه در سرزمین طبرستان قدیم) توسط مردمان مازندرانی رواج دارد. و براساس آمار سال ۱۹۹۳ میلادی ۳-۴ میلیون نفر آن را به عنوان زبان بومی تکلم میکردند [۱] و زبان شناسان معتقدند که دارای تفاوتهایی با فارسی است([۲], p.۶۶). [۳].
فهرست مندرجات |
[ویرایش] تاریخ زبان
تا سدهٔ ۵ ه.ق والیان طبرستان زبان مازندرانی را با خط پهلوی مینگاشتند و سکه میزدند. دو کتیبه که به خط پهلوی در رسکِت واقع در دودانگه ساری وگنبد لاجیم سوادکوه بهدست آمده مؤید این نظر است. به تازگی چند نسخه خطی از برگردان ادبیات تازیان به زبان طبری و نسخههایی از برگردان و برداشت قرآن به این زبان یافت شده که از روی آنها میتوان دریافت که زبان طبری در قرنهای نخستین پس از اسلام دارای ادبیات گستردهای بودهاست. مقدسی مینویسد که زبان طبرستان به زبان ولایت قومس و جرجان نزدیک است، جز آنکه در آن شتابزدگی است وها زیاد به کار میبرند.
[ویرایش] ویژگیهای تاریخی زبان
در مقایسه با سایر زبانهای ایرانی، مازندرانی زیر نفوذ و تحت تأثیر عربی و ترکی واقع نگردیده و از تغییرات در طول تاریخ جان سالم به در بردهاست، اگرچه در چند قرن اخیر واژههای بیگانهای از زبانهای، ترکی و عربی وارد این زبان گردید و امروزه نیز به علت نفوذ فارسی معیار در این منطقه استفاده از این زبان رو به زوال نهادهاست.
[ویرایش] ادبیات مازندرانی
مقاله اصلی : ادبیات مازندرانی زبان مازندرانی (طبری قدیم) دارای ادبیات قابل توجهی بودهاست. میدانیم که کتاب «مرزبان نامه» به زبان طبری نوشته شده بود و از آن زبان به پارسی دری برگردان شدهاست. ابن اسفندیار دیوان شعری را به زبان طبری با نام «نیکی نامه» بازگو میکند و آن را به اسپهبد مرزبان بن رستم بن شروین نویسنده «مرزباننامه» نسبت میدهد. در قابوس نامه نیز دو بیت به زبان طبری از نویسنده ثبت است. ابن اسفندیار از برخی شاعران این سرزمین که به زبان طبری شعر میگفتهاند یاد کرده و نمونهای از سرودههای ایشان را آوردهاست. در «تاریخ رویان» اولیاءالله آملی نیز ابیاتی از شاعران مازندرانی به زبان طبری ضبط شدهاست. مجموعهای از دو بیتیهای طبری که به «امیری» سرشناس و به شاعری موسوم به «امیر پازوری» منسوب است، در مازندران وجود داشته که «برنهارد درن» شرق شناس روسی نسخه آنها را به دست آورده و زیر عنوان «کنزالاسرار» در سن پطرز بورگ (یا - سن پطرز بورغ) با برگردان ترجمه پارسی چاپ کردهاست.
[ویرایش] گویشها
گویشهای زبان مازندرانی: ساروی، بابلی، آملی،تنکابنی، شهمیرزادی، کتولی، هزارجریبی، فیروزکوهی، لفوری و سواد کوهی.
[ویرایش] دستور زبان
[ویرایش] اسم و صفت
در زبان مازندرانی جنس دستوری وجود ندارد. شمار جمع به وسیلهٔ پسوندهای مختلفی از جمله «-ون» و «-ها» صورت میگیرد. صفت پیش از اسم میآید. مثلاً: «خار ِ کتاب» به معنای «کتاب ِ خوب».
[ویرایش] فعل
در زبان فارسی دو دسته شناسه داریم: گذشته و مضارع.
اما در زبان تبری سه دسته شناسه داریم: گذشته، مضارع اخباری و مضارع التزامی. (نمونههای زیر بر اساس لهجهٔ ساروی تنظیم شدهاند.)
۱.گذشته :
_گذشته ساده : -be-saat = ساختم
_گذشته استمراری : -saat = میساختم
حال باید این شناسهها را به انتهای آن افزود:
شخص /اول /دوم /سوم
مفرد /e/ i/ eme
جمع /ene/ eni/ emi
۲.مضارع اخباری ؛
_ -saaj = میسازم
حال باید این شناسهها را به انتهای آن افزود:
شخص /اول /دوم /سوم
مفرد /ene/ eni/ embe
جمع /enne/ enni/ embi
۳.مضارع التزامی ؛
_ -be-saaj = بسازم
حال باید این شناسهها را به انتهای آن افزود:
شخص /اول /دوم /سوم
مفرد /e/ i/ em
جمع /en/ in/ im
| شاخه | زبانهای ایرانی غربی |
| شمال غربی |
باستان: مادی میانه: زبان پارتی (پهلوی اشکانی) نو: آذری | گیلکی | مازندرانی | تالشی | کردی کرمانجی | کردی سورانی | زازا-گورانی | سمنانی | زبانهای ایران مرکزی | بلوچی[۴] | سیوندی |
| جنوب غربی[۵] |
باستان: پارسی باستان میانه: پارسی میانه (پهلوی) نو: فارسی | لری | بختیاری | بشاکردی | کمزاری | تاتی اران |
| شاخه | زبانهای ایرانی شرقی |
| شمال شرقی |
باستان: اوستایی[۶] میانه: سغدی | خوارزمی | بلخی | سکایی غربی | آلانی | سرمتی نو: آسی | یغنابی (سغدی نو) |
| جنوب شرقی |
میانه: سکایی-تخاری نو: پشتو | زبانهای پامیری | پراچی | ارموری | منجی | یدغه |
| ۱-بلوچی به خاطر مهاجرت گویشورانش، از نظر جغرافیایی به جنوب شرق فلات ایران منتقل شده. ۲-شاخه جنوب غربی را شاخه فارسیتبار نیز میگویند. ۳-بیشتر زبانشناسان، اوستایی را در مرز شاخههای غربی و شرقی دستهبندی میکنند. |
[ویرایش] جستارهای وابسته
- مردمان مازندرانی
- طبرستان
- استان گلستان
- استان مازندران
- استان سمنان
- استان تهران
- دلکش
- ادبیات مازندرانی
- گاهشماری مازندرانی