زبان مازندرانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
مازندرانی
مازرونی
Tabari تبری
سخن‌گویان ایران
استان‌های مازندران، سمنان، گلستان، تهران
منطقه ساحل جنوب شرقی دریای خزر
کل سخن‌گو ۳.۳ میلیون
خانواده‌های زبانی هندواروپایی
گویش‌ها
مازندرانی
شهمیرزادی
گرگانی†
رسم‌الخط الفبای فارسی
وضعیت رسمی
زبان رسمی در هیچکدام
تنظیم کننده دانشکده زبان‌شناسی دانشگاه مازندران
کدهای زبان
ISO 639-1 هیچکدام
ISO 639-2
ISO 639-3 either:
mzn – مازندرانی
srz – شهمیرزادی
Mazandarani Language Map.PNG
محل رواج زبان مازندرانی در ایران.

زبان مازَندَرانی (مازنی یا مازرونی یا طبری / تبری، نام یکی از زبان‌های ایرانی و یکی از شاخه‌های زبانهای ایرانی شمال‌غربی است. این زبان در استان‌های شمال ایران (به ویژه در سرزمین طبرستان قدیم) توسط مردمان مازندرانی تکلم می‌شود. و براساس آمار سال ۱۹۹۳ میلادی ۳-۴ میلیون نفر آن را به عنوان زبان بومی تکلّم می‌کردند[۱]. [۲]

محتویات

پراکندگی زبانی [ویرایش]

زبان مازندرانی تنها در کشور ایران تکلم می‌شود. پراکندگی این زبان در نیمه شمالی این کشور است و به جز استان مازندران که نام این زبان از آن گرفته شده در استان‌های گلستان، تهران و سمنان نیز در میان برخی مردم بومی آن مناطق رواج دارد. پاره‌ای از ایل‌های کوچ‌نشین که در شمال ایران به سر می‌برند نیز مازندرانی‌زبان هستند.

این زبان در

  1. استان مازندران،
  2. مناطق غربی استان گلستان مانند بندرگز، کردکوی، علی‌آباد کتول
  3. مناطق شرقی و شمالی استان تهران مانند فیروزکوه، دماوند، رودبار قصران
  4. مناطق شمالی استان سمنان مانند شهمیرزاد، چاشم، فولاد محله
  5. همچنین در بین برخی از ایلات و عشایر همچون الیکاییها رواج دارد.

تاریخ زبان [ویرایش]

مازندرانی از زیرشاخهٔ زبان‌های کاسپین (Caspian languages) در شاخهٔ شمال غربی خانواده زبان‌های ایرانی است.[۳] شاخه شمال غربی زبان‌های ایرانی زبانهای تالشی و هرزندی و گورانی و گیلکی و مازندرانی و برخی از زبانهای تاتی و سمنانی را در برمی‌گیرد. [۴] از دیدگاه تاریخی این زبانها به پهلوی اشکانی وابستگی دارند.[۵] تا سدهٔ ۵ ه.ق سپهبدان طبرستان زبان مازندرانی را با خط پهلوی می‌نگاشتند و سکه می‌زدند. دو کتیبه به خط پهلوی در رسکت واقع در دودانگه ساری مشهور بنام برج رسکت و نیز گنبد لاجیم سوادکوه مؤید این نظر است.[نیازمند منبع] به تازگی چند نسخه خطی از برگردان ادبیات تازیان به زبان طبری و نسخه‌هایی از برگردان و برداشت قرآن به این زبان یافت شده که از روی آنها می‌توان دریافت که زبان طبری در سده‌های نخستین پس از اسلام دارای ادبیات گسترده‌ای بوده‌است.[نیازمند منبع] مقدسی می‌نویسد که زبان طبرستان به زبان ولایت قومس و جرجان نزدیک است، جز آنکه در آن شتابزدگی است وها زیاد به کار می‌برند.

در تصویر، سورهٔ کوثر قرآن به همراه ترجمهٔ طبری آن مشاهده می‌شود. این ترجمه از معدود نسخ خطی زبان طبری است که از قدیم به جای مانده‌اند.

زبان مازندرانی دارای ادبیات قابل توجهی بوده‌است. می‌دانیم که کتاب «مرزبان نامه» به زبان طبری نوشته شده بود و از آن زبان به پارسی دری برگردان شده‌است. ابن اسفندیار دیوان شعری را به زبان طبری با نام «نیکی نامه» بازگو می‌کند و آن را به اسپهبد مرزبان بن رستم بن شروین نویسنده «مرزبان‌نامه» نسبت می‌دهد. در قابوس نامه نیز دو بیت به زبان طبری از نویسنده ثبت است:

من دشمن بشر تو داری دمّونه نهراسُم ور میر کهون ور دونه
چنین گنه دوناک: پیش هر ردونه به گور خُتِه اون‌کس نَخسه به خونه

عنصرالمعالی خود این شعر را این گونه ترجمه کرده است:

گر شیر شود عدو، چه پیدا چه نهفت با شیر به شمشیر سخن خواهم گفت
کان را که به گور خفت باید بی جفت با جفت به خان خویش نتواند خفت

ابن اسفندیار از برخی شاعران این سرزمین که به زبان طبری شعر می‌گفته‌اند یاد کرده و نمونه‌ای از سروده‌های ایشان را آورده‌است. در «تاریخ رویان» اولیاءالله آملی نیز ابیاتی از شاعران مازندرانی به زبان طبری ضبط شده‌است. مجموعه‌ای از دو بیتی‌های طبری که به «امیری» سرشناس و به شاعری موسوم به «امیر پازواری» منسوب است، در مازندران وجود داشته که «برنهارد درن» شرق شناس روسی نسخه آنها را به دست آورده و زیر عنوان «کنزالاسرار» در سن پطرزبورگ (یا - سن پطرزبورغ) با برگردان ترجمه پارسی چاپ کرده‌است.

دستور زبان [ویرایش]

زبان مازندرانی زبانی نحوی بوده و واژگان در آن صرف نمی‌شوند. همچنین مازندانی فاقد جنس و تثنیه بوده و دو شمار جمع آن بر بیش از یک دلالت دارد. حالت‌های اسم در زبان مازندرانی به صورت زیر است:

ستاک حالت معنی

dār

حالت فاعلی

درخت

dār re

مفعولی

درخت‌را

dārĕ!

ندایی

ای درخت!

dār-e

حالت اضافی

ـِ درخت

dār re

مفعولی عنه

به درخت

dāre jä

مفعولی معه

با درخت

زبان مازندرانی در تمام سطوح ساختاری سه گانه: آوایی، واژگانی و نحوی ویژگیهایی دارد که آن را از زبان فارسی معیار متمایز می‌سازد.مثلاً در سطح آوایی زبان مازندرانی از مصوت کوتاه o که در فارسی کاربرد زیادی دارد،استفاده نمی‌کند و به جای آن از مصوت کوتاه e یا مصوت بلند ū بهره می گیرد.تلفظ مصوت کوتاه o ،امروزه در محاورات شهری تنها تحت تأثیر زبان فارسی در برخی واژگان رعایت اما در زبان روستاییان این گونه ابدال می شود:

  • ابدال مصوت کوتاهo
فارسی معیار مازندرانی فارسی معیار مازندرانی
بز bez شتر šeter
پُر per گُل gel
تو te دختر deter
دکتر dūktūr لطف lūtf
کشتن kūšten مخ mūx

در واقع، اگر بدون در نظر گرفتن عوامل غیرزبانی و تنها بر معیارهای زبانی تکیه کنیم، اطلاقِ اصطلاح "گویش" برای گونه مازندرانی مسلماً از لحاظ علمی مشکل آفرین خواهد بود. [۶]

  • اختلاف آوایی ساختواژی
فارسی معیار مازندرانی فارسی معیار مازندرانی
شب šō آب ō
خواب تاب
پدر piyer مادر mār
درخت dār دختر detær
خوک xi باران vāreš
  • اختلاف واژگانی
فارسی معیار مازندرانی فارسی معیار مازندرانی
قاشق kæče بشقاب duri
مرغ kerk خروس telā
گردو æquz کاسه tās
گنجشک mičkā قدم šāb
قابلمه læve طویله kelom
عمیق jol عریان، خشک و خالی tisā

نحو [ویرایش]

ساختمان عبارات در زبان مازندرانی، بر خلاف برخی از زبان‌های ایرانی دیگر مانند فارسی معیار، به صورت «هسته آخر» بوده در صورتی که ساختمان اسمی فارسی معیار به صورت «هسته اول» است.

فارسی معیار مازندرانی(بهشهری)
اسب سفید espe æsb
دختر قشنگ qæšenge kijâ
دختر خیلی قشنگ xæle qæšenge kijâ
دختر قشنگ من me qæšenge kijâ

شناسه [ویرایش]

در زبان فارسی دو دسته شناسه داریم: ماضی و مضارع.

اما در زبان تبری سه دسته شناسه داریم: ماضی، مضارع اخباری و مضارع التزامی. (نمونه‌های زیر بر اساس گویش سوادکوهی تنظیم شده‌اند.)

۱.ماضی :

  • بن ماضی ساده : -be-saat = ساخت
  • بن ماضی استمراری : -saat = می‌ساخت

حال باید این شناسه‌ها را به انتهای آن افزود:

ماضی اول شخص مفرد دوم شخص مفرد سوم شخص مفرد اول شخص جمع دوم شخص جمع سوم شخص جمع
شناسه eme i e emi eni ene

۲.مضارع اخباری ؛

  • بن مضارع اخباری : -saaj = می‌سازد

حال باید این شناسه‌ها را به انتهای آن افزود:

مضارع اخباری اول شخص مفرد دوم شخص مفرد سوم شخص مفرد اول شخص جمع دوم شخص جمع سوم شخص جمع
شناسه embe eni ene embi enni enne

۳.مضارع التزامی ؛

  • بن مضارع التزامی : -be-saaj = بسازد

حال باید این شناسه‌ها را به انتهای آن افزود:

مضارع التزامی اول شخص مفرد دوم شخص مفرد سوم شخص مفرد اول شخص جمع دوم شخص جمع سوم شخص جمع
شناسه em i e im in en

ماضی نقلی [ویرایش]

برخی از محققان بر این باورند که در زبان مازندرانی ساخت ماضی نقلی وجود ندارد و گویشوران از ساخت گذشته‌ی ساده به جای آن استفاده می‌کنند. اما شواهد نشان می‌دهند که ماضی نقلی در این زبان به دو شیوه، با بهره گیری از جایگاه تکیه‌ی اولیه و قید، ساخته می‌شود. [۷] (داده‌های پژوهشی حاضر از منطقه بابلکنار گردآوری گردیده‌است)

  • اگر تکیه‌ی اولیه بر روی پیشوند فعلی باشد، ساخت گذشته ساده‌است.
او آن کار را کرد vә unta kar-rә ‘ha-kәrdә
بچه خوابید væčә ‘ba-xәtә
ناهار خوردم čašt ‘bæ-xәrdәmә
من چشمم را بستم mәn šә čәš-(r)ә ‘dæ-vәssәmә
دخترم برنج را باد داد (خاکش را جدا کرد) mә kija/dәtәr dunә-rә ‘hә-patә
  • چنانچه تکیه‌ی اولیه بر روری هجای اول فعل قرار گیرد، ساخت ماضی نقلی خواهد بود.
او آن کار را کرده‌است ve unta kar-(r)ә ha-‘kәrdә
بچه خوابیده‌است (اکنون در خواب است) væčә ba-‘xәtә
ناها خورده‌ام čašt bæ-‘xәrdәmә
من چشمم را بسته‌ام mәn šә čәš-(r)ә dæ-‘vәssәmә
دخترم برنج را باد داده‌است mә kija/dәtәr dunә-rә hә-‘patә
  • در صورت استفاده از برخی قیود، از قبیل «همین‌دسا» (چند لحظه پیش)، در جمله حضور تکیه‌ی اولیه بر روی هجای اول فعل در ساخت ماضی نقلی ضرورتی نمی‌یابد.
بفرمائید بخورید / bæ-fermin bæ-xәrin 
همین الان خورده‌ایم، سیر هستیم / hæmin-dәsa bæ-xәrdәmi, sәr-әmi

ادبیات مازندرانی [ویرایش]

زبان مازندرانی با نام ادبی زبان طبری دارای سابقه ادبی بوده و از سده‌های نخستین هجری آثاری به خط برگرفته از عربی به این زبان نگاشته شده‌است که هم‌اکنون نیز برخی از آن‌ها در دست می‌باشد. همچنین کتاب مرزبان‌نامه نوشته مرزبان بن رستم به زبان طبری بوده و بعدها از این زبان به فارسی ترجمه شده‌است. اشعار امیر پازواری که در مازندران به امیری نیز معروف هستند و دیوان مازندرانی طالب آملی شاعر ایرانی مقیم هند در دوره صفوی از دیگر آثار برجسته ادبی مازندرانی بشمار می‌روند. نوآوری و بازیابی ادبیات مازندرانی نیز با اشعار طبری نیما یوشیج آغاز شد.

لهجه‌ها [ویرایش]

گویش‌های کناره دریای مازندران(این نقشه زبان تاتی تاکستان ، بوئین زهرا و جنوب قزوین و نیز گویش استرآبادی(گرگانی) و سنگسری را شامل نمی‌شود)

بررسی کارشناسانه در جلگه‌ها و سپس نواحی کوهستانی نشان می‌دهد؛ زبان تبری به دوازده لهجه در مناطق مختلف مازندران تکلم می‌شود:


جستارهای وابسته [ویرایش]

منابع [ویرایش]

  1. [۱] و زبان شناسان معتقدند که تفاوت‌هایی با فارسی دارد([۲], p.۶۶)
  2. روزنامه اعتماد86/2/17: لهجه، گویش و زبان در ایران
  3. [۳] Garnik Asatrian, - Dimli in Encyclopædia Iranica, گارنیک آساطریان - زبان دیمیلی در دانشنامه ایرانیکا
  4. [۴] Garnik Asatrian, - Dimli in Encyclopædia Iranica, گارنیک آساطریان - زبان دیمیلی در دانشنامه ایرانیکا
  5. [۵] Garnik Asatrian, - Dimli in Encyclopædia Iranica, گارنیک آساطریان - زبان دیمیلی در دانشنامه ایرانیکا
  6. محمد عموزاده، همگرایی و دوزبانگونگی در گویش مازندرانی، پژوهشنامة علوم انسانی و اجتماعی/سال دوّم/شماره ششم و هفتم/سال ٨١
  7. گویش شناسی شماره 6 / فرهنگستان زبان و ادب فارسی / فردوس آقاگل‌زاده (دانشگاه تربیت مدرس)

پیوند به بیرون [ویرایش]

Wikipedia
ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد به زبان مازندرانی موجود هست.