شاهنامه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
Shahnameh3-1.jpg
جشن هزارهٔ شاهنامه در یونسکو

شاهنامه، اثر حکیم ابوالقاسم فردوسی، یکی از بزرگ‌ترین حماسه‌های جهان، مهم‌ترین نامهٔ اندیشهٔ سیاسی ایران‌شهری در دورهٔ اسلامی[۱]، شاهکار حماسی زبان فارسی و حماسهٔ ملی ایرانیان و نیز بزرگ‌ترین سند هویت ایشان است، چنان که ضیاءالدین ابن اثیر آن را قرآن ایرانیان خوانده‌است.[۲]

شاهنامه اثری است منظوم در حدود پنجاه‌هزار بیت در بحر متقارب مثمن محذوف (یا مقصور) (فعولن فعولن فعولن فعل (فعول)). سرایش آن حدود سی‌سال به طول انجامید. فردوسی خود در این باره می‌گوید:

من این نامه فرخ گرفتم به فال همی رنج بردم به بسیار سال[۳]

آخرین ویرایشهای فردوسی در شاهنامه در سالهای ۴۰۰ و ۴۰۱ هجری قمری روی‌داد.

به پیشنهاد بنیاد فردوسی «هزارهٔ سرایش شاهنامه» در یونسکو بر پایهٔ هجری خورشیدی به نام ایران در فهرست رویدادهای علمی، فرهنگی و هنری ۲۰۱۱-۲۰۱۰ در سی و پنجمین کنفرانس عمومی یونسکو [۴] به ثبت رسید [۵] و در تاریخ ۳۰ مارس ۲۰۱۰ هزارمین سالگرد پایان سرایش شاهنامه به کوشش بنیاد فردوسی و از سوی ایران و سازمان یونسکو [۶] در تالار کنفرانس عمومی یونسکو با حضور نمایندگان ۱۹۲ کشور عضو جشن گرفته شد.[۷]

محتویات

شمار بیت‌های شاهنامه [ویرایش]

کهن‌ترین نسخه‌ کامل شاهنامه که تاکنون شناخته شده دارای ۴۹,٦۱۸ (چهل و نه هزار و ششصد و هجده) بیت است[۸] و حمدالله مستوفی در نسخه‌هایی که در سده‌ هشتم هجری دیده بیش از پنجاه‌هزار بیت نیافته است[۹][۱۰]:

در آن نسخه‌ها اندر این روزگار کمابیش پنجاه دیدم شمار

شاهنامه‌ مصحح دکتر جلال خالقی مطلق و همکارانش هم که علمی‌ترین چاپ انتقادی حماسه ملی ایران است ۴۹,۵۳۰ (چهل و نه هزار و پانصد و سی) بیت دارد. علت این که فردوسی شمار بیت‌های اثر خویش را ده هزار بیت بیش از آن چیزی که بوده گفته است را، دکتر محمدامین ریاحی چنین ذکر می‌کند که چون در آن دوره شمار شستگانی (حساب ستّینی) معمول بوده، شاعر خواسته عدد تام و سرراستِ شصت را بیاورد.[۱۱]

موضوع داستان های شاهنامه [ویرایش]

جنگ رستم و اکوان دیو، برگی از شاهنامه قرن دهم هجری قمری مکتب تبریز
نقاشی دوره قاجار از شاهنامه

شاهنامه شرح احوال، پیروزی‌ها، شکست ها، ناکامی‌ها و دلاوری‌های ایرانیان از کهن‌ترین دوران (نخستین پادشاه جهان کیومرث) تا سرنگونی دولت ساسانی به دست تازیان است (در سده هفتم میلادی).

کشمکش های خارجی ایرانیان با هندیان در شرق، تورانیان در شرق و شمال شرقی، رومیان در غرب و شمال غربی و تازیان در جنوب غربی است.

افزون بر سیر خطی تاریخی ماجرا در شاهنامه داستان های مستقل پراکنده‌ای نیز هست که مستقیماً به سیر تاریخی مربوط نمی‌شوند؛ از آن جمله: داستان زال و رودابه، رستم و سهراب، بیژن و منیژه، بیژن و گرازان (که بخشی از داستان بلند بیژن و منیژه است)، کرم هفتواد و جز اینها. برخی از این داستان ها به طور خاص چون رستم و اسفندیار و رستم و سهراب از شاهکارهای مسلم ادبیات جهان به شمار می‌آیند.

دودمان های پادشاهی در شاهنامه [ویرایش]

  1. پیشدادیان
  2. کیانیان
  3. پارتیان
  4. ساسانیان

پیشینهٔ داستان های شاهنامه [ویرایش]

باید دانست که بن‌مایه‌های داستان های شاهنامه ساختهٔ فردوسی نیست و این داستان‌ها از دیرباز در میان ایرانیان رواج داشته‌اند. مثلاً در کتاب های پهلوی مانند بندهشن، ایاتکار زریران (که مشابهت های بسیار با گشتاسب‌نامه دقیقی دارد) و دینکرد تلمیحات و اشارات بسیاری به قهرمانان و پهلوانان شاهنامه وجود دارد. هم‌چنین در اوستا خصوصا در نسک یشت‌ها اشارات فراوانی به بسیاری از شخصیت های شاهنامه (پیشدادیان و کیانیان) شده‌است.

این موضوع در همه آثار حماسی بزرگ به چشم می‌خورد؛ به این معنا که در آغاز (و شاید برای مدتی مدید) داستان های حماسی در میان مردم دهان به دهان و از نسلی به نسلی سینه به سینه می‌گردد تا آن‌که شاعر توانا و با ذوق و قریحه‌ای پدیدار شده و اثری بزرگ از روی آنها می‌آفریند.

مأخذ اصلی فردوسی در به‌نظم کشیدن داستان ها، شاهنامهٔ منثور ابومنصوری بود که چندی پیش از آن توسط یکی از سپهداران ایران‌دوست خراسان از روی آثار و روایات موجود گردآوری شده بود. فردوسی در شاهنامه از پنج راوی شفاهی نیز به نام های آزادسرو، شادان برزین، ماخ پیر خراسانی، بهرام و شاهوی یاد کرده که او را در بازگو کردن داستان ها یاری رسانده‌اند؛ اما ذبیح‌الله صفا استدلال کرده‌است که به احتمال فراوان راویان یادشده مربوط به روزگاران پیشین بوداند و فردوسی به جهت احترام از آنان نام برده و هیچ‌کدام معاصر با حکیم توس نبوده‌اند.[۱۲]

نیز شایان ذکر است که کتاب بسیار بزرگی در اواخر روزگار ساسانی به نام خوتای نامگ (خدای‌نامه) تالیف شده بود که به یک معنا کتاب تاریخ رسمی شاهنشاهی به شمار می‌آمد. روزبه پسر دادوویه با کنیهٔ عربی «عبدالله ابن مقفع» یا همان ابن مقفع مترجم کلیله و دمنه آن را به عربی ترجمه کرد. این کتاب یکی از مآخذ تقریباً همهٔ تاریخ نگاران سده‌های آغازین اسلامی به شمار می‌آمد. از خوتای نامگ در شاهنامه با نام نامهٔ خسروان یاد شده‌است. «خوتای» برابر پهلوی «خدای» است که به معنی پادشاه به کار می‌رفته‌است. معنی مشابهی برای خدا هنوز هم در واژه هایی چون «کدخدا» دیده می‌شود.

این نکته دارای اهمیت است که داستان های شاهنامه در آن دوران نه به عنوان اسطوره بلکه به عنوان واقعیتی تاریخی تلقی می‌شدند؛ یعنی فردوسی تاریخ ایرانیان و حماسه‌های ملی آنان را به نظم کشید نه اسطوره‌های آنان را.

شاهنامه‌های منظوم دیگر [ویرایش]

فردوسی نخستین کسی نبود که به نظم حماسه‌های ملی اقدام کرد؛ پیش از او دیگرانی نیز دست بدین کار زده بودند. از آن میان دقیقی طوسی (همشهری فردوسی) شایستهٔ نام بردن است. وی شاعری خوش‌قریحه بود که نخست به نظم شاهنامهٔ ابومنصوری اقدام کرد، ولی هنوز چندی از آغاز کارش نگذشته بود که به دست یکی از بندگانش کشته شد و کار او ناتمام ماند. فردوسی در شاهنامهٔ خود از دقیقی توسی به نیکی نام می‌برد و هزار بیت از سروده‌های او را در کار خود برای قدردانی می‌گنجاند. هزار بیت دقیقی مربوط به پادشاهی گشتاسب و برآمدن زرتشت است. ذبیح‌الله صفا به این هزار بیت لقب گشتاسپ‌نامه داد که خوشبختانه امروز جاافتاده و مقبول است.

شخص دیگری که پیش از آن دو به نظم حماسه‌های ملی پرداخته بود شاعری بود با نام مسعودی مروزی. متاسفانه امروز بیش از چند بیت از شاهنامهٔ او در دست نیست. اما ظاهراً در زمان فردوسی شهرتی بسزا داشته‌است. جالب توجه‌ است که شاهنامهٔ او در بحر تقارب نیست بلکه در بحر هزج است (مفاعیلن مفاعیلن فعولن).

واژگان عربی در شاهنامه [ویرایش]

نوشتار اصلی: واژگان عربی در شاهنامه

قول مشهور ولی نادرست میان عوام این است که در شاهنامه فردوسی از هیچ کلمه عربی‌ استفاده نشده‌است. گر چه شاهنامه به پارسی سره نیست، لیکن مطالعات آماری که جلال خالقی مطلق به انجام رسانیده گویای آن است که بسامد واژه‌های بیگانه در شاهنامه بیشتر از حدود پنج درصد نیست. این کسر سخت اندک است، چنان که حجم مجموع آثار فارسی‌ای که کاربرد واژه‌های بیگانه در آنها همانند شاهنامه از حدود پنج درصد بیشتر نیست، به حجم شاهنامه نمی‌رسد.[۱۳]

در اینکه فردوسی واژه‌های فارسی را بر عربی ترجیح می‌داده‌ است شکی نیست. این هم برخاسته از موضوع کار شاعر بود و هم اینکه زمانهٔ فردوسی مناسب آن بوده. به بیان دقیق‌تر بیشتر منابعی که فردوسی از آنها بهره برده خود در کاربرد واژه‌های عربی خودداری می‌کردند که نگاهی گذرا به مقدمهٔ شاهنامهٔ ابومنصوری گویای همین است. از سوی دیگر در مواردی که منابع فردوسی خود نااصیل بوده‌اند و واژه‌های عربی در آنها به وفور یافت می‌شد، کلمه‌های عربی در شاهنامه هم فزونی می‌گیرند. نمونهٔ بارز آن اسکندرنامه است که در اصل روایتی غیرایرانی است و کلمه‌های عربی در آن بسیار بیشتر به نسبت سایر قطعات شاهنامه یافت می‌شود. [۱۴]

برخی تعداد واژگان عربی دخیل در شاهنامه را ۸۶۵ واژه می‌دانند. صافی، صباح، صبح، صبر، صبوح، صحاب، صحرا، صدف، صدا، صعب، صف، صفت، صل(به کسر اول)، صلاب و... نمونه‌هایی از این واژگان است، تنها از نوع کلمه‌هایی با ابتدای حرف صاد . [۱۵]

تدوین شاهنامه [ویرایش]

فردوسی، شاهنامه را دو بار تدوین کرده‌است. نخستین تدوین شاهنامه در دورهٔ نوح دوم پسر منصور هم‌زمان با ضعف دولت سامانی که نشانه‌هایی از زوال آن دولت پدیدار بود در ۲۵ اسفند سال ۳۸۴ در ۵۵ سالگی شاعر تا این بیتها به انجام رسید[۱۶]:

سر آمد کنون قصهٔ یزدگرد به ماه سپندارمذ روز ارد
ز هجرت سه‌صد سال و هشتادوچار به نام جهان داور کردگار

با توجه به تولد فردوسی در سال ۳۲۹ ه‍. ق او در سال ۳۸۴ ه‍. ق ۵۵ سال داشته‌است. با این همه از اشارات شاعر به ۶۰ و ۶۱ و ۶۳ سالگی خود در بخش ساسانیان برمی‌آید که بعدها هم در تهذیب و تکمیل آن می‌کوشید. شاهنامه‌ای که فردوسی به مدت شش سال از ۶۵ سالگی کوشیده بود که آن را به صورتی باب طبع محمود درآورد سرانجام در ۷۱ سالگی او آماده شد.

چو سال اندر آمد به هفتادویک همی زیر بیت اندر آرم فلک

آن گاه شاعر تاریخ این رویداد را سال ۴۰۰ هجری ذکر می‌کند.[۱۷]

ز هجرت شده پنج هشتاد بار به نام جهان داور کردگار

کتابهای نوشته‌شده بر پایهٔ شاهنامه [ویرایش]

فیلم‌های ساخته‌شده بر پایهٔ شاهنامه [ویرایش]

در سال ۱۳۱۳ ه‍. خ عبدالحسین سپنتا فیلم فردوسی را ساخت که در جشن هزارهٔ فردوسی به نمایش در آمد.[۲۴] در سال ۱۳۳۶ مهدی رئیس فیروز و شاهرخ رفیع فیلم رستم و سهراب را کارگردانی کردند.[۲۵] در سال ۱۳۳۷ منوچهر زمانی فیلم بیژن و منیژه را کارگردانی نمود.[۲۶] در سال ۱۳۸۴ محمد نوری‌زاد فیلم شاهزادهٔ ایرانی (دربارهٔ داستان رستم و اسفندیار) را ساخت. این فیلم نسخهٔ سینمایی مجموعهٔ چهل سرباز می‌باشد.[۲۷]

بوریس کیمیاگرف کارگردان مشهور تاجیکستان شوروی پیشین چهار فیلم بر پایهٔ شاهنامهٔ فردوسی در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ میلادی ساخته‌است. این فیلمها عبارت‌اند از: "پرچم کاوهٔ آهنگر" (۱۹۶۱)، "داستان رستم" (۱۹۷۱)، "رستم و سهراب" (۱۹۷۱) و "داستان سیاوش" (۱۹۷۶).

هم‌چنین ویشرام بدکار (Vishram Bedekar) کارگردان هندی در سال ۱۹۶۳ فیلم "رستم و سهراب" را از روی شاهنامهٔ فردوسی ساخته‌است.[۲۸]

افزون بر این، بسیاری از کارگردانان تئاتر نیز بسیاری از آثار مهم نمایشی معاصر را بر اساس داستان‌های شاهنامهٔ فردوسی به روی صحنه برده‌اند.

پانویس [ویرایش]

  1. جواد طباطبایی، خواجه نظام‌الملک، صفحهٔ ۸۸
  2. ضیاءالدین ابن اثیر، «المسخ»، المثل السائر فی ادب الکاتب والشاعر: «(به عربی: کما فعل الفردوسی فی نظم الکتاب المعروف بشاه نامه وهو ستون ألف بیت من الشعر یشتمل علی تاریخ الفرس وهو قرآن القوم وقد أجمع فصحاؤهم علی أنه لیس فی لغتهم أفصح منه وهذا لا یوجد فی اللغة العربیة علی اتساعها…)‏.» ترجمه: چنان که فردوسی در سرودن کتاب معروف به شاهنامه کرده‌است و این کتاب شصت‌هزار بیت است شامل تاریخ ایرانیان؛ و قرآن این ملت است و همهٔ فصیحان ایشان بر این‌اند که در زبان ایشان، فصیح‌تر از آن نیست و این در زبان عرب یافت نمی‌شود؛ با همه گستردگی زبان [عربی]…
  3. شاهنامهٔ فردوسی، به کوشش جلال خالقی مطلق، دفتر پنجم، داستان گشتاسپ با ارجاسپ، بیت ۱۰۴۷، بیت مشهور
    بسی رنج بردم درین سال سی عجم زنده کردم بدین پارسی

    که در پانویس این تصحیح آمده‌است از دیدگاه استاد خالقی مطلق الحاقی می‌باشد.

  4. http://unesdoc.unesco.org/images/0018/001841/184198e.pdf
  5. خبرآنلاین - هزاره شاهنامه در یونسکو ثبت شد
  6. موسسه اطلاعات
  7. Celebration of anniversaries unesco
  8. شاهنامه‌ی فردوسی (چاپ عکسی از روی نسخه‌ی کتاب‌خانه‌ی بریتانیا به شماره‌ی Add۲۱, ۱۰۳ مشهور به شاهنامه‌ی لندن)، نسخه‌برگردانان، ایرج افشار و محمود امیدسالار، طلایه، ۱۳۸۴ش، برگ ۱۰، مقدمه‌ی امیدسالار.
  9. مستوفی، حمدالله، ظفرنامه، تصحیح مهدی مداینی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، جلد اول (قسم الاسلامیه، احوال رسول الله)، ۱۳۸۰ش، برگ شانزده، بیت ۳۱۰. وی با این که مدعی است براساس گفته‌ فردوسی، شاهنامه‌ فراهم‌آورده‌ خویش را به شصت‌هزار بیت رسانده ولی در اصل بیش از حدودِ ۴۸۹۴۰ بیت نیاورده است.
  10. در این‌باره رجوع کنید به: شاهنامه‌ی فردوسی، تصحیح مصطفی جیحونی، همان، کتاب صفر، برگ ۹۳.
  11. ریاحی، محمدامین، فردوسی، طرح نو، ۱۳۷۵ش، برگ ۳۵۳
  12. ذبیح‌الله صفا، حماسه‌سرایی در ایران، ۷۸-۸۴
  13. خالقی، «اهمیت شاهنامهٔ فردوسی»، سخن‌های دیرینه، ۱۰۴
  14. صفا، حماسه‌سرایی در ایران، ۲۸۱
  15. نور مگز
  16. ریاحی، محمدامین، فردوسی، انتشارات طرح نو، چاپ سوم ۱۳۸۰، صفحهٔ ۱۰۳
  17. همان، صفحه‌های ۱۲۳ و ۱۲۵
  18. خبرگزاری کتاب ایران (IBNA) - نگارش نهمین جلد از "نامه باستان" به پایان رسید
  19. http://www.ketabnews.com/detail-28495--1.html
  20. رونمایی دفتر دوم فردوسی‌پژوهی هم‌زمان با جایزه پژوهش آقابزرگ
  21. خبرگزاری کتاب ایران (IBNA) - شاهنامه خالقی مطلق رونمایی می‌شود
  22. کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی
  23. کتابنامه ـ خبرها - رونمایی از ویرایش شاهنامه جنیدی با حضور ایرج افشار
  24. صفحهٔ فیلم فردوسی در سایت سازمان توسعهٔ سینمایی سوره
  25. صفحهٔ فیلم رستم و سهراب در سایت سازمان توسعهٔ سینمایی سوره
  26. صفحهٔ فیلم بیژن و منیژه در سایت سازمان توسعهٔ سینمایی سوره
  27. صفحهٔ فیلم شاهزادهٔ ایرانی در سایت سازمان توسعهٔ سینمایی سوره
  28. صفحهٔ فیلم رستم سهراب در سایت پایگاه داده‌های اینترنتی فیلم

جستارهای وابسته [ویرایش]

فهرست منابع و مآخذ [ویرایش]

  • جواد طباطبایی. «اندیشهٔ ایران‌شهری و تداوم فرهنگ ایران‌زمین». در خواجه نظام‌الملک. چاپ دوم. تبریز: ستوده، ۱۳۸۵. ISBN 964-7644-54-X. 
  • شفیعی کدکنی، محمدرضا. صور خیال در شعر فارسی. تهران. انتشارات نیل ۱۳۵۰
  • صفا، ذبیح‌الله. تاریخ ادبیات ایران ج۱ چاپ دوم. تهران: انتشارات قُقنوس ۱۳۸۱. شابک: ISBN 964-311-013-3
  • صفا، ذبیح‌الله. حماسه‌سرایی در ایران، از قدیمی‌ترین عهد تاریخی تا قرن چهاردهم هجری. انتشارات امیرکبیر. چاپ سوم. سال ۱۳۵۲
  • شاهنامه فردوسی، به کوشش سعید حمیدیان، بر اساس چاپ مسکو، قطره، ۱۳۸۴، تهران
  • گات‌های زرتشت، گردآوری فرانک دوانلو، نوید شیراز، ۱۳۸۳، شیراز
  • گات‌ها، فیروز آذرگشسب، به تصحیح ماندانا معاونت، فروهر، ۱۳۸۳، تهران

پیوند به بیرون [ویرایش]

جستجو در ویکی‌نبشته متن مربوطه در ویکی‌نبشته: شاهنامه
جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ شاهنامه موجود است.