واقعه آمل (۱۳۶۰)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
درگیری‌های ۱۳۶۰ آمل
Bullet Holes in the Wall, Amol, 1982.jpg
آثار گلوله‌های درگیری ۶ بهمن
زمان از ۱۸ آبان ۱۳۶۰ تا ۶ بهمن ۱۳۶۰
با شکست وسرکوب سربداران درگیری پایان یافت.
مکان شهر و جنگل‌های اطراف شهر آمل
نتیجه شکست و سرکوب سربداران
جنگندگان
Flag of Iran.svg جمهوری اسلامی ایران اتحادیه کمونیستهای ایران
فرماندهان
فرمانده وقت سپاه شهرستان آمل:ناصر شعبانی[۱] کاک اسماعیل (فرمانده جنگل)
حسین تاجمیر ریاحی (مسئول کل تشکیلات)[۲]
نیروها
جمهوری اسلامی ایران:
نامشخص
اتحادیه کمونیستهای ایران:

~۱۰۰ (تخمین اتحادیه کمونیست‌ها)[۳]
~۱۱۰ (تخمین جمهوری اسلامی)[۴]
تلفات
جمهوری اسلامی ایران:
کشته
۴۰ (جمهوری اسلامی ایران)[۵]
≤۲۰۰ (تخمین اتحادیه کمونیست‌های ایران)[۶]

زخمی
~۱۲۰ (تخمین جمهوری اسلامی ایران)[۷]
~۵۰۰ (تخمین اتحادیه کمونیست‌های ایران)[۸]

اتحادیه کمونیستهای ایران:
کشته
۱۰۲~ (جمهوری اسلامی ایران با محاسبه اعدامی‌ها)[۹]
≤۴۴ (تخمین اتحادیه کمونیست‌های ایران)[۱۰]
شهروندان جمهوری اسلامی ایران:
جمهوری اسلامی ایران ادعا می‌کند که بیشتر کشته‌شدگان و زخمی‌های آن از غیرنظامیان و مردم بومی می‌باشند.[۱۱]

واقعه سال ۱۳۶۰ شهر آمل که در منابع رسمی نظام جمهوری اسلامی و رسانه‌های داخلی، همچنین با عنوان حماسه مردم آمل یا حماسه اسلامی مردم آمل، از آن یاد شده[۱۲] و در منابع برخی گروه‌های اپوزیسیون جمهوری اسلامی به اختصار قیام آمل نامیده می‌شود، به مبارزه مسلحانه حدود صد نفر از گروهی مارکسیست-لنینیست-مائوئیست به نام اتحادیه کمونیست‌های ایران (سربداران) علیه نظام جمهوری اسلامی ایران در شهر و جنگل‌های اطراف شهر آمل اشاره دارد. این مبارزه پس از ساعت‌ها درگیری سرانجام در تاریخ ۶ بهمن با تمرکز قوای نیروهای سپاه پاسداران، پلیس و بسیجیان با سرکوبی آن پایان یافت.[۱۳] منابع جمهوری اسلامی ادعا می‌کنند که نیروهای مردمی[۱۴] در این درگیری‌ها و خنثی نمودن آن نقشی فزاینده داشته‌اند، حال آن‌که به ادعای سربداران، تعدادی از مردم در این قیام به یاری آنان برخاسته‌اند[۱۵] و حکومت برای سرکوبی از انبوه نیروهای مسلح بهره جسته‌است.[۱۶]

«حماسه مردم آمل یا حماسه اسلامی مردم آمل» اصطلاحی است که رسانه‌های داخلی ایران[۱۷][۱۸][۱۹] و مقامات جمهوری اسلامی ایران، به دلیل آن‌چه مقاومت مردم [۲۰] این شهر در مقابل سربداران در واقعه آمل در ۶ بهمن سال ۱۳۶۰ نامیده‌اند به کار می‌برند.[۲۱][۲۲][۲۳]

این روز در تقویم رسمی ایران نیز با نام «حماسه مردم آمل» به ثبت رسیده است.[۲۴][۲۵][۲۶]

تندیس میدان هزار سنگر آمل

اهداف اتحادیه کمونیست‌ها[ویرایش]

اتحادیه کمونیست‌های ایران (سربداران) در خردادماه سال ۱۳۶۰ خورشیدی و هم‌زمان با درگیری‌های شدید اپوزیسیون و نیروهای مذهبی حاکم در جمهوری اسلامی، بر این باور بودند که خمینی و نیروهای حامی او با به اجرا گذاشتن یک کودتا خواستار یک‌دست نمودن و تصفیه درونی حکومت از طریق بیرون راندن عناصری چون بنی‌صدر و سرکوب توده‌ها خصوصاً دگراندیشان چپ‌گرا هستند.[۲۷] از این رو آنان برای نجات انقلاب _ از مسیری که به ادعای آنان به انحراف کشیده شده بود _ به مبارزه مسلحانه توده‌ای[۲۸] روی آورده و اهداف خود را در شماره ۱۴۷ نشریه حقیقت که در آذرماه انتشار یافت و در شهر آمل پخش شد، این گونه اعلام نمودند:

۱ - سرنگونی حکومت خمینی ۲ - دعوت مجلس مؤسسان ملی بر اساس انتخابات عمومی (که در این انتخابات طرفداران سلطنت پهلوی و ولایت خمینی و دستجات جیره‌خوار و وابسته به قدرت‌های سلطه‌گر جهانی حق رای نداشتند[۲۹]) ۳ - افشا و لغو کلیه قراردادهای سران جمهوری اسلامی با قدرت‌های امپریالیستی ۴ - لغو فوری کلیه حقوق بزرگ‌مالکی و فئودالی در سراسر ایران ۵ - تدوین فوری یک قانون کار مترقی و عادلانه ۶- تشکیل فوری دادگاه‌های فوق‌العاده توده‌ای برای محاکمه کلیه کارگزاران حکومت کنونی ۶ - به رسمیت شناختن کلیه آزادی‌ها و حقوق سیاسی و اجتماعی و آزادی‌های مردم ۷ - بسیج مردم و کلیه امکانات برای نجات خوزستان و بیرون ریختن تجاوزکاران بعثی عراق ۸ - اجرای یک طرح ضربتی اقتصادی برای خروج کشور از بحران اقتصادی ۹ - اعلام یک سیاست خارجی کاملأ مستقل و انقلابی در عرصه روابط خارجی ایران،[۳۰] مبارزه با ولایت فقیه و ایجاد جامعه‌ای کمونیستی بر اساس سکولاریسم.[۳۱]

در اسناد منتشر شده از طرف نویسندگان جمهوری اسلامی ایران نیز این اهداف ذکر شده‌اند:

تصرف یک شهر مهم و توسعه عملیات‌های بعدی،[۳۲][۳۳] جلب نظر افکار عمومی و گروه‌های سیاسی داخل کشور،[۳۳] حفظ حضور سیاسی خود در عرصه سیاسی کشور،[۳۳] قوی‌تر نشان دادن خود در مقایسه با دیگر گروه‌های سیاسی،[۳۳] فراهم کردن زمینه برای جلب حمایت خارجی،[۳۳] تقویت جبهه هواداران،[۳۳] ایجاد رعب و دلهره در نیروهای هوادار نظام[۳۳] و سهم‌خواهی برای آینده و یا سقوط نظام جمهوری اسلامی.[۳۴]

بنا بر اعتراف‌های برخی از اعضای دستگیرشده، اتحادیه در ۳۰ خرداد تصمیم به مقابله نظامی با حکومت گرفت.[۳۵] در تابستان ۱۳۶۰ نیز تصمیم به قیام شهری اتخاذ شد.[۳۶] سربداران این اقدام خود را تحت عنوان «قیام فوری» طراحی کردند.[۳۷] البته برخی از اعضای اتحادیه نیز معتقد بودند که باید در ۳۰ خرداد ۶۰ دست به قیام مسلحانه می‌زدند.[۳۸]

دلایل انتخاب جنگل‌های آمل[ویرایش]

موقعیت جغرافیایی و استراتژیک آمل که ورودی چند شهر مهم مازندران می‌باشد

از دلایل انتخاب شهر آمل توسط سربداران، سابقه مبارزاتی بالای آمل در هنگام انقلاب ۱۳۵۷ و پیش از آن، سابقه برقراری حکومت مردمی در آن در دوران حکومت شاه، دارا بودن یک تشکیلات اولیه و پایه‌ای سازمان‌شان از پیش[۳۹] و هم‌چنین سابقه مبارزات آن شهر علیه قدرت گرفتن حکومت جمهوری اسلامی در بین سال‌های ۱۳۵۷ الی ۶۰ می‌توان ذکر کرد[۴۰] اتحادیه کمونیست‌ها بر اساس مشی مائوئیستی خود، [۴۱] و با ذهنیتی که از جنگ‌های چریکی و دهقانی داشت،[۴۲] استقرار در جنگل را به عنوان استراتژی خود قرار داد.

دلایل دیگری نیز برای انتخاب جنگل‌های آمل ذکر شده است از جمله:

  • الگوگیری از واقعه سیاهکل.[۴۳]
  • همسایگی استان‌های شمالی ایران با کشورهای شوروی سابق به عنوان قطب اصلی کمونیسم جهانی.[۴۴]
  • استتار مناسب جنگل آمل به دلیل داشتن پوشش مناسب، غارها و پستی و بلندی‌های بسیار.[۴۵]
  • وجود راه‌های بسیار و متفاوت که افراد ناآشنا را با مشکل مواجه می‌کرد.[۴۶]
  • وجود عناصر بومی مثل رانندگان معدن که از مشکوک شدن به تحرکات زیاد جلوگیری می‌کرد.
  • خبرگیری و استفاده از چوپانان.[۴۷]
  • تامین آذوقه از روستاهای مجاور.[۴۸]
  • ارتباط و نزدیکی با شهر آمل و تهران.[۴۹]
  • استقرار در حاشیه جاده بین‌المللی هراز که گذرگاه چند استان و شهر مهم کشور بود.[۵۰]
  • امکان بستن راه هراز به گونه‌ای که امکان ارتباط با پایتخت و نیروهای اعزامی را کاهش دهند و هم‌چنین تبلیغات در این جاده. [۵۱]
  • فاصله مناسب بین جنگل و دریا جهت ایجاد عملیات جنگ و گریز.[۵۲]
  • نزدیکی به تهران.[۵۳]
  • وجود جنگل در دوسوی جاده هراز و موقعیت مناسب آن.[۵۴]
  • دسترسی به آب رودخانه هراز.[۵۵]
  • وجود خوراکی‌های درختی و زمینی.[۵۶]

انتقال نیرو به جنگل و نحوه آرایش نظامی[ویرایش]

طبق اعترافات حسین تاجمیر ریاحی (از رهبران سربداران) که در منابع جمهوری اسلامی منعکس شده یکی از تاکتیک‌های اتحادیه کمو نیست‌ها در قبال جنگ، فرصت‌طلبی آنان از وضعیت جنگی کشور بوده است.[۵۷] طبق این اعترافات، اتحادیه در پی گشودن جبهه سومی بر علیه جمهوری اسلامی ایران بود، جبهه اول جنگ تحمیلی عراق علیه ایران است که بخش عمده‌ای از امکانات و نیروهای نظام را به خود مشغول کرده‌است، جبهه دوم مبارزات کردها و گروه‌ها می‌باشد، بنابراین ایجاد یک جبهه سوم در جنگل بدون مقاومت چندانی از سوی حکومت می‌توانست موفقیت بیشتری را در پی داشته باشد و نهایتاً به سقوط حکومت بیانجامد که به تز جبهه سوم معروف بود .[۵۸] بنابر آنچه در کتاب پرنده نوپرواز از جانب سربداران نقل شده، سربداران تصمیم داشتند تا پس از پیروزی در آمل جبهه دیگری را نیز در کرمانشاه ایجاد کنند .[۵۹]

طبق مستندات منابع جمهوری اسلامی ایران، از اواخر شهریور و اوایل مهر سال۱۳۶۰ سربداران انتقال نیروهایشان را به داخل جنگل آغاز کردند و نزدیک به ۱۸۰ الی ۲۰۰ نفر در منگل دره مستقر شدند [۶۰] در خصوص تعداد نیروهای اتحادیه، منابع جمهوری اسلامی و منابع سربداران، آمار متفاوتی ارائه داده‌اند. منابع جمهوری اسلامی ادعا می‌کنند که شورشگران در ابتدا بالغ بر ۱۸۰ نفر بودند و نزدیک به ۱۸۰ الی ۲۰۰ نفر آنان در منگل دره مستقر شدند [۶۱] و قبل از درگیری بهمن ماه به دلیل ترس و واهمه به حدود ۱۰۰ نفر رسیدند[۶۲] حال آنکه در کتاب پرنده نوپرواز که توسط حزب کمونیست ایران به چاپ رسید سربداران معتقدند که اعضای این گروه در حدود صد نفر بوده‌اند و عمده نیروهای بومی و نه نیروهای اصلی که از روستاهای اطراف به آنها پیوسته بودند در خلال یک ماه پس از درگیری ۲۲ آبان و در حین شرایط سخت محاصره گروه را ترک گفته‌اند .[۶۳] آنها همچنین مدعی وجود ۹ گروه ۹ نفره در ابتدای عملیات هستند [۶۴] که بعد از درگیری ۲۲ آبان تغییر شکل داده و به ۵ گروه‌۱۶ تا ۲۰ نفره متشکل از: فرمانده کل، معاون نظامی، مسئول سیاسی، تدارک‌چی، آرپی‌جی زن تبدیل شدند. علاوه بر این گروه‌ها یک گروه مرکزی متشکل از: فرماندهان اصلی، فرمانده کل گروه، مسئول کل سیاسی، مسئول کل ارتباطات، مسئول کل شناسائی و تدارکات، تیم پزشکی و عده‌ای نظامی دیگر که جمعاً ۱۶ نفر می‌شدند را به این عده باید افزود.[۶۵] همچنین در مجموع ۶۰٪ از نیروها اصلیتاً خوزستانی و کرد بودند.[۶۶] و عده بسیاری از آنان از خانواده‌های طبقه متوسط برخاسته و سابقه تحصیل در کشورهای غربی را داشتند.[۶۷] افرادی که از شهرهای دیگر به تهران می‌رسیدند توسط پیک شمال، به آمل منتقل می‌شدند. [۶۸]

در کتاب اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، ادعا شده‌است که بنابر اعترافات محمدرضا سپرغمی با توجه به هماهنگی‌هایی که بین اتحادیه و سازمان مجاهدین خلق در خلال برخی از جلسات وجود داشت، سازمان مجاهدین خلق نیز به رغم ایدئولوژی متعارض بااتحادیه، با قیام فوری و جنگ مسلحانه موافقت کرده و بعد گروه‌های اکثریت جناح چپ، اقلیت و پیکار و... تعدادی از نیروهای‌شان را برای کمک به اتحادیه به جنگل فرستادند.[۶۹]

همچنین بنابر ادعای این کتاب و سایر منابع جمهوری اسلامی بر اساس اعترافات علی علیزاده (از اعضای اتحادیه) نیروهای اتحادیه در ۹ گروه ۲۰ نفره تقسیم شدند که تمام گروه در سه کمپ بالا، وسط و پائین که هر کمپ، ۳ گروه را در خود جای داده بود مستقر شدند و فاصله کمپ‌ها از یکدیگر حدود ۷۰۰ متر بود تا در صورت شرایط اضطراری به هم کمک کنند.[۷۰] .[۷۱] و بعد از درگیری ۲۲ آبان تغییر شکل داده و به ۵ گروه ۱۶ تا ۲۰ نفره تبدیل شدند[۷۲] در هر کمپ ۶ چادر بود که ۵ چادر برای نیروها و یک چادر برای کارهای پزشکی که افراد گروه پزشکی در آن مستقر بودند و هر کمپ ۳ یا ۴ نقطه نگهبانی تعیین شده بود و نگهبانان هر کمپ از هم جدا بودند.[۷۳] هر فرد علاوه بر کارهای رزمی همچون آموزش اسلحه، آموزش تاکتیک، راهپیمایی گروهی و ورزش وظایفی همچون ظرف شستن، جمع آوری هیزم، و کارهای عمومی و شخصی را نیز بر عهده داشت.[۷۴] کمپ فرماندهی در بالا قرار داشت و مشتمل بر ۱۵ نفر بود، فرمانده کل گروه، مسئول کل سیاسی، مسئول کل ارتباطات، مسئول کل شناسایی، تیم تدارکات و تیم نظامی در این کمپ مستقر بودند.[۷۵]

تجهیزات و مهمات سربداران[ویرایش]

منابع جمهوری اسلامی معتقدند که اسلحه و تجهیزات مورد نیاز عملیات برای ۱۸۰ نفر تهیه گردید که شامل:
تفنگ ژ۳ (۵۰ الی ۵۵ قبضه)، تفنگ کلاشینکف (۳ یا ۴ قبضه)، تفنگ ام ۱ (۱ قبضه)، تفنگ یوزی (۳ یا ۴ قبضه)، کلت کمری (۴قبضه)، آرپی‌جی ۷ (۵ یا ۶ قبضه)، نارنجک (بیش از ۷۰ عدد)، سه راهی (۲۰۰ الی ۳۰۰ عدد)، تیربار ژ۳ (۱ قبضه)، موشک آرپی‌جی ۷ (۵۰ یا ۶۰ عدد) [۷۶] بوده است.

علاوه بر این‌ها با استفاده از دیگ‌های زودپز و موتور برق نوعی سلاح‌های انفجاری دست‌ساز نیز تولید شده بود[۷۷]. همچنین سربداران دارای یک شبکه کامل بی‌سیم بودند.[۷۸]

به ادعای منابع جمهوری اسلامی بخش عمده‌ای از این سلاح‌ها از جبهه‌های جنگ و کردستان به سرقت رفته[۷۹] و تعدای هم از راه خرید از قاچاقچیان بدست آمده بود.[۸۰]

بنابر آنچه در پرنده نوپرواز ذکر شده، اتحادیه اعتقاد داشت که جنگ بین ایران و عراق، جنگ طبقه آنها نبود و تنها نفع آنها از این جنگ، تامین این سلاح‌ها توسط نیروهایشان بود.[۸۱] و بخش دیگری از سلاح‌ها در جریان وقایع ۲۲ بهمن ۵۷ و اوایل انقلاب بدست آمده بود.[۸۲] این سلاح‌ها ابتدا به نارمک تهران و سپس به آمل منتقل شدند.[۸۳]

طبق آنچه که در کتاب پرنده نوپرواز آمده آذوقه و مواد غذایی مورد نیاز گروه، از تهران و آمل و یا روستاهای اطراف خریداری شده و یا از جهاد سازندگی این روستاها و یا روستائیان مصادره می‌شد.[۸۴] همچنین چند بار به مصادره برنج، کفش و لباس از خانه برخی از فئودال‌های بزرگ روستای گزناسرا و یکی از آخوندها که فرزندش از فرماندهان سپاه بود اقدام نمودند.[۸۵] حال آنکه منابع جمهوری اسلامی معتقدند که سربداران با سرقت از جهاد سازندگی روستای گزناسرا و روستاهای اطراف، اموال مردم و روستائیان آذوقه و تجهیزات خود را تامین می‌کردند[۸۶] و یکی دیگر از راه‌ها، تامین غذا از گوشت حیوانات اهلی و وحشی بود.[۸۷]

طبق مستندات جمهوری اسلامی ایران، دو دستگاه وانت، دو خودرو سواری، دو دستگاه موتور سیکلت و دو راس قاطر، انتقال لوازم و مایحتاج را به جنگل انجام می‌دادند. همچنین دو دستگاه فتواستنسیل و تکثیر و یک ماشین تایپ امکانات انتشاراتی اتحادیه کمونیست‌ها را تشکیل داده بود.[۸۸]

تامین مالی[ویرایش]

بنابر اعتراف‌های سیامک زعیم (از اعضای اتحادیه) که در منابع جمهوری اسلامی منعکس شده، تامین مالی سربداران این گونه بود:

  • پرداخت حق عضویت اعضا[۸۹]
  • سرقت از منازل و بانکها[۹۰]
  • خرید و فروش (بعنوان نمونه، یک باغ میوه خریداری نموده و میوه‌های آنرا چیدند و فروختند)[۹۱]
  • جمع آوری کمک از برخی هواداران[۹۲]

فعالیتهای اطلاعاتی تبلیغاتی سربداران[ویرایش]

طبق اعتراف‌های سربداران در کتابشان، آنان در قالب گروه‌های سه نفره با رفتن به شهر، به تهیه گزارش‌های اطلاعاتی، شامل نقشه و کروکی بسیج، سپاه، سازمان‌ها و ادارات دولتی، خانه‌ها و نام افراد حزب‌اللهی و نیز برنامه‌های عملیاتی سپاه و ژاندارمری می‌پرداختند. تهیه این کروکی‌ها عمدتاً توسط افراد زن انجام می‌شد.[۹۳]

همچنین سربداران قصد راه‌اندازی ایستگاهی رادیویی را داشتند که با وجود بردن بسیاری از تجهیزات به جنگل باز هم ناکام ماندند.[۹۴]

بنا به ادعای منابع جمهوری اسلامی از دیگر فعالیت‌های تبلیغاتی نیز می‌توان به این موارد اشاره داشت:

تبلیغات در مدارس روستایی،[۹۵] نفوذ در بین روستاییان،[۹۶] استفاده از نام سربداران که تداعی کننده مبارزات شیعیان علوی بود،[۹۷] سه مورد بستن جاده هراز و پخش اعلامیه در بین خودروهای عبوری.[۹۸]

درگیری ۱۸ آبان[ویرایش]

در تاریخ ۱۸ آبان ۱۳۶۰ گروه سربداران آماده حرکت به سمت آمل شد، اما از قبل، تعدادی وانت و مینی‌بوس را از جاده هراز ربودند[۹۹] و رانندگان را به اسارت گرفتند[۱۰۰] البته اتحادیه مدعی است که به قصد مصادره این ماشین‌ها را وارد جنگل کرد ولی این رانندگان از روی میل ماشین خود را در اختیار آنها قرار می‌دادند و اتحادیه نیز به آنها قول پرداخت کرایه را داد.[۱۰۱]گروگانها ۶ یا ۷ نفر بودند که در تِلار (محل نگهداری گاوها و گوسفندان) نگاهداری می‌شدند[۱۰۲]. طبق منابع حکومتی از آنجا که اعضای سربداران به هنگام عملیات ۱۸ آبان نزدیک به ۲۰۰ نفر بودند قصد داشتند از این تعداد مینی‌بوس و وانت در حمله به شهر استفاده کنند.[۱۰۳]

گروهی به رهبری یوسف گرجی برای چند ساعت جاده هراز در ۱۵ کیلومتری آمل را مسدود کرده تا مانع کمک رسانی هرگونه نیروی نظامی از تهران به آمل شوند و سپس شروع به پخش اعلامیه و تبلیغات کردند[۱۰۴] و بقیه نیروی سربداران در مسیر جاده خاکی، خود را به جاده امامزاده عبدالله رساندند. یکی از اهالی با مشاهده یک وانت افراد مسلح که وارد جنگل شده بود به سپاه آمل خبر داد.[۱۰۵] سپاه صرفاً برای ارزیابی خبر، ۳ نفر را به منطقه فرستاد که به محض رسیدن، گروه پیشرو با آنان درگیر شدند. در این درگیری یکی از نیروهای بسیج به نام ولی‌الله کارگر کشته شد[۱۰۶] و از نیروهای سربداران نیز تنها فرمانده گروه پیشرو[۱۰۷] به نام بهنام رودگرمی کشته شد.[۱۰۸] به دستور کاک اسماعیل، فرمانده نظامی سربداران، افراد سریع به داخل جنگل بازگشتند، سپس با بی‌سیم به یوسف گرجی دستور عقب نشینی صادر شد.[۱۰۹]

بنا به ادعای منابع جمهوری اسلامی طبق اعترافات محمود آزادی از اعضای دستگیر شده اتحادیه، عملیات ورود به شهر در ۱۸ آبان عجولانه طرح ریزی شده بود و صدای تیر اندازی در زمان درگیری موجب نگرانی مسئولین گردید زیرا طبق نقشه نبود.[۱۱۰]

البته اتحادیه کمونیست‌ها ادعا می‌کنند در این درگیری دو نفر از نیروهای سپاهی کشته شدند و یک نفر دیگر موفق به فرار شد.[۱۱۱]

همچنین منابع جمهوری اسلامی ادعا می‌کنند تا این زمان هیچ‌یک از ارگان‌ها و نهادهای امنیتی، اطلاعاتی و نظامی از وجود چنین گروهی در جنگل اطلاع نداشتند.[۱۱۲]

درگیری ۲۲ آبان[ویرایش]

بنا به منابع جمهوری اسلامی سربداران پس از درگیری ۱۸ آبان در سازماندهی خود تغییراتی را ایجاد کرده بود.[۱۱۳] نیرویی متشکل از سپاه، بسیج و ارتش[۱۱۴] با اعزام به منطقه دست به اجرای عملیات چکش و سندان زد که منجر به عقب نشینی سربداران تا جنگل‌های منطقه عالی کیا سلطان شد[۱۱۵] البته در این درگیری در اثر شلیک آرپی‌جی به یکی از ریوهای ارتش، ۱۱ نفر از نیروهای سپاه و ارتش کشته شدند [۱۱۶] همچنین در این درگیری از نیروهای اتحادیه نیز ۱ نفر کشته و دو نفر زخمی شدند.[۱۱۷]

در اطلاعیه نظامی شماره یک سربداران تعداد کشته‌های نیروهای حکومتی در درگیری ۲۲ آبان حداقل ۴۴ تن و تعداد زخمی‌ها نزدیک به ۱۰۰ نفر اعلام شد. همچنین حدود ۱۰ تفنگ و مقدار زیادی فشنگ و دیگر تجهیزات نظامی مانند بی سیم به دست آنها افتاد.[۱۱۸] اما منابع جمهوری اسلامی این آمار را قبول نداشته و مدعی شده‌اند که اتحادیه تنها به منظور حفظ روحیه اعضاء خود این آمار را ذکر کرده‌است.[۱۱۹]

در منابع جمهوری اسلامی، علی علیزاده از اعضای اتحادیه نیز در اعترافات خود، تعداد واقعی کشته‌های ارتش و سپاه در این درگیری را بین ۹ الی ۱۱ نفر ذکر کرده‌است که به خاک سپرده شدند.[۱۲۰]

طبق گفته‌های سربداران پس از این درگیری، یکی از اعضای اتحادیه به نام کاظم شیراز مفقود شد.[۱۲۱]

منابع جمهوری اسلامی ادعا می‌کنند درگیری ۲۲ آبان موجب شد تا تقریباً نیمی از نیروهای جنگل از آن جدا شده و در واقع استعداد نیروهای سربداران به نصف رسید.[۱۲۲] البته اتحادیه کمونیست‌ها نیز ادعا می‌کند تعداد ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ نفر از سپاه نه به آمل بلکه به شهرهای چالوس و محمودآباد عقب‌نشینی کردند.[۱۲۳] همچنین اتحادیه به عقب نشینی نیروهای خود تا روستای اسکو محله اشاره داشته و دلیل آن‌را اجتناب از درگیری با دشمن ذکر می‌کند.[۱۲۴] پس از این درگیری، سپاه به استقرار و استحکام مواضع خود در جنگل مبادرت ورزید.[۱۲۵]

درگیری ۲۴ آبان[ویرایش]

به ادعای منابع جمهوری اسلامی در تاریخ ۲۴ آبان ۱۳۶۰ ساعت ۲۱:۳۰ دقیقه شب گروه دیگری از کمونیست‌ها که ارتباطی با سربداران نداشتند، به پاسگاه کرسنگ در ۲۰ کیلومتری آمل به تهران حمله کرده و پس از دو ساعت درگیری بدون کشته، مجبور به عقب نشینی می‌شوند به ادعای این منبع این گروه جاده هراز را بسته و هنگام بازرسی افراد و مسافران، یک سپاهی گرگانی به نام شریعتی‌فرد و پدر روحانی‌اش را شناسایی و اسیر کردند، سپس جلوی همسر و فرزاندانشان آنها را به شدت مورد آزار و شکنجه قرار داده و کشتند.[۱۲۶]

درگیری ۳۰ آذر[ویرایش]

این درگیری در پی حمله سربداران برای فتح پایگاه تازه تاسیس سپاه در بلندی روستای رزکه در روز دوشنبه ۳۰ آذر ۶۰ روی داد. منابع جمهوری اسلامی ادعا می‌کنند که در اثر این درگیری ۲ ساعته هیچ تلفاتی ندادند و نیروهای سربداران با ۳ زخمی عقب نشینی کردند.[۱۲۷] همچنین ۴ نفر از نیروهای اتحادیه که تازه به جنگل رسیده بودند در اثر اشتباه نگهبانان خودی مورد حمله قرار گرفته ۳ نفر از آنان زخمی و یکی از آنان در حین انتقال به تهران در اثر شدت جراحات می‌میرد[۱۲۸] و پس از این درگیری نیز حدود ۲۰ نفر از سربداران خصوصاً‌افراد بومی که به آنها پیوسته بودند گروه را ترک گفتند.[۱۲۹]

درگیری ۱۳ دی[ویرایش]

در این درگیری که بین ۷ نفر از پرسنل سپاه و کمیته با گروهی از اعضای سربداران روی داد، مسئول سیاسی گروه سربداران به نام اکبر اصفهانی کشته و دو نفر دیگر زخمی شدند و بقیه افراد عقب نشینی کردند.[۱۳۰]

درگیری ۶ بهمن[ویرایش]

با توجه به موفقیت عملیات‌های گوناگون نیروهای نظامی جمهوری اسلامی ایران[۱۳۱]، ترس از عملیات‌های بعدی حکومت [۱۳۲] و از بین رفتن استتار جنگل، فشار اعضاء گروه،[۱۳۳] ریزش برف سنگین در جنگل[۱۳۴]، مشکل تهیه آذوقه[۱۳۵] و درگیری‌ها و اختلافات داخلی رهبران گروه،[۱۳۶] نداشتن رهبری مناسب،[۱۳۷] قرار داشتن در محاصره نظامی،[۱۳۸] نیروهای اتحادیه کمونیست‌ها مجبور به جلو انداختن تاریخ عملیات از تیر به بهمن شدند.[۱۳۹] نام این طرح حمله اسب تروا' بود.[۱۴۰] پس از تایید طرح نقشه جدید حمله به شهر در دی ،[۱۴۱] سربداران در تاریخ اول بهمن به سمت آمل به راه افتادند.[۱۴۲] برخی منابع تعداد نیروهای سربداران را در زمان حرکت به آمل ۱۱۰ نفر[۱۴۳] و برخی منابع این تعداد را ۱۰۰ نفر[۱۴۴] ذکر کرده‌اند که ۳ نفر از آنان زن بوده و در کادر پزشکی حضور داشتند.[۱۴۵] به دلیل طولانی شدن مرحله آخر پیاده‌روی و دیر رسیدن به شهر، اجرای عملیات یک روز به تاخیر افتاد.[۱۴۶] سربداران صبح روز ۵ بهمن به آمل رسیدند و آنروز را در منزل (مادری) محمدرضا سپرغمی در حاشیه شهر آمل به سر بردند.[۱۴۷] از ساعت هشت و نیم شب انتقال نیروها با وانت [۱۴۸] که با چادر استتار شده بود[۱۴۹] انجام شد و نیروها در شهر مستقر شدند. و ۵ تیم ۲۰ نفره مامور حمله به آمل شدند.[۱۵۰] البته منابع جمهوری اسلامی بر اساس اعترافات برخی از اعضاء دستگیر شده مدعی هستند علاوه بر گروهی که از جنگل پیاده به شهر رسیدند، گروهی با ماشین از تهران و جنگل به آمل آمدند و گروهی نیز از قبل در شهر مستقر شده بودند و با اولین شلیک به گروه ملحق شدند.[۱۵۱] مهمترین هدف نظامی، ساختمان بسیج بود که ۱۷ نفر مسئول تصرف آن شده بودند.[۱۵۲]

حمله به شهر، ساعت ۲۳:۴۵ دقیقه شب ۵ بهمن با شلیک یک موشک آر پی‌جی به ساختمان بسیج آغاز شد.[۱۵۳] برنامه اصلی، از کار انداختن نیروی سپاه و بسیج و دعوت مردم به قیام بود.[۱۵۴] طبق ادعای کتاب پرنده نوپرواز، گروه امین اسدی سنگرهای خود را سر کوچه‌های محله اسپه‌کلا، گروه بهنام در محله رضوانیه و گروه وریا در انتهای رضوانیه کمین جاده هراز را به عهده داشت و گروهقاسم عهده‌دار کمین جاده طالقانی شد.[۱۵۵] طبق اعترافات همین کتاب، در محلات رضوانیه و اسپه‌کلا مردم (به ویژه خانواده زندانیان و یا مخالفان سیاسی اعدام شده توسط حکومت) از سربداران استقبال به عمل آوردند[۱۵۶] و برخی از پسران و دختران جوان در ساختن سنگر آنها را یاری رسانده و برخی برای احداث سنگر فقط گونی و بیل را در اختیار آنان گذاشتند.[۱۵۷] با اینحال بنا به ادعای منابع جمهوری اسلامی غلامرضا سپرغمی که از اهالی رضوانیه بود مامور دعوت مردم همان محل بود که موفق نشد (بنابر اعترافات او که در آن منابع آمده) نظر کسی را جلب کند.[۱۵۸] بنا به ادعای منابع جمهوری اسلامی، تیر اندازی و تسخیر شهر تا صبح ادامه داشت اما با آغاز صبح ششم بهمن، ستاد عملیات مرکب از سپاه، اطلاعات و ژاندارمری تشکیل شده و صدها نیروی داوطلب مردمی با روی آوردن به سپاه و گرفتن اسلحه، به مقابله سربداران رفتند.[۱۵۹] به گفته این منابع از زن و مرد و پیر و جوان همگی با آوردن شن و گونی اقدام به سنگر سازی و نبرد سنگر به سنگر کردند.[۱۶۰] در شب حادثه هم، از مردم آمل هر کس که خود را برای کمک به بسیج و سپاه رسانده بود، دستگیر و یا کشته شده بود.[۱۶۱] ۱۱ نفر از اعضای سربداران در جلوی ساختمان بسیج کشته شدند[۱۶۲]

بنا به ادعای منابع حکومتی سرکوب اتحادیه کمونیست‌ها توسط نیروهای مردمی و با مقاومت مردمی صورت گرفت[۱۶۳] و مردم آمل توسط سپاه مسلح شده و به جنگ خیابانی علیه سربداران پرداختند[۱۶۴] و از آنجایی که به همه مردم اسلحه نمی‌رسید، مردمی که سلاح نداشتند با داس، تیر و کمان، سنگ، تفنگ ساچمه‌ای و شکاری به مبارزه با اعضای اتحادیه پرداختند.[۱۶۵] مردم حتی وسایل دارویی منزل‌های‌شان را به مراکز امداد رسانی و پزشکی و بهداری سپاه می‌بردند.[۱۶۶] طبق ادعای منابع حکومتی در همان روز سه شنبه ۶ بهمن ۶۰، سربداران تمام مواضع خود را از دست داد.[۱۶۷]

با اینکه اتحادیه کمونیستها معتقدند ضربه «سیاسی نظامی مهمی» به رژیم زده‌اند،[۱۶۸] اما به شکست[۱۶۹] خود در این قیام اعتراف دارند و در چند مورد از آن به عنوان شکست قطعی[۱۷۰] یاد می‌کنند و معتقدند که جمهوری اسلامی ضرباتی بر نیروهای انقلابی (سربداران) و سایر مخالفت‌ها در سراسر کشور وارد کرد.[۱۷۱] طبق ادعای منابع جمهوری اسلامی عصر روز چهارشنبه ۷ بهمن ۱۳۶۰، شهر آمل آرام شد و محور هراز نیز پس از ۴۰ ساعت باز شد.[۱۷۲]

تلفات نیروهای درگیر[ویرایش]

بر پایهٔ آمار گزارش شده از سوی جمهوری اسلامی، ۱۱ نفر از اعضای سربداران در جلوی ساختمان بسیج کشته شدند.[۱۷۳] گزارش‌های اولیه نشان می‌داد که ۳۴ نفر از مردم آمل که در میان آنان چند تن از اعضای سپاه پاسداران، بسیج و بقیه مردم عادی بودند کشته شدند اما این آمار به ۳۸ تن رسید.[۱۷۴] و در نهایت پس از پیوستن ۲ نفر دیگر از مجروحان به کشته شدگان، این رقم به ۴۰ تن رسید[۱۷۵] و آمار زخمی‌ها نیز ۱۲۰ نفر اعلام شد.[۱۷۶] همچنین به ادعای این منابع ۶۰ نفر از سربداران کشته و زخمی شدند و گروهی نیز اسیر شدند.[۱۷۷] که در مجموع به ۸۱ نفر می‌رسیدند.[۱۷۸] همچنین ۲۸ نفر از اعضای اتحادیه موفق به گریز از آمل شدند.[۱۷۹] ۱۰ تن از اعضای سربداران در ۷ بهمن ۶۰ اعدام شدند.[۱۸۰] در سالگرد واقعه آمل نیز، ۲۱ نفر از اعضای اتحادیه، محاکمه و به اعدام محکوم شدند.[۱۸۱] و اعدام ۷ نفر به تعویق افتاد.[۱۸۲] پرنده نوپرواز، آمار کشته شدگان حکومتی را جعلی دانسته و معتقد است تعداد کشته شدگان که از نیروهای مسلح بسیج، سپاه و ارتش بوده‌اند و نه مردم عادی بیش از ۲۰۰ نفر و تعداد زخمی‌ها نیز بیش از ۵۰۰ نفر تخمین زده می‌شود و همچنین تعداد کشته و زخمی‌های سربداران در این واقعه را ۴۴ نفر ذکر کرده است.[۱۸۳] و در پایان کتاب، لیستی شامل نام ۲۰۱ نفر ارائه شده که به عقیده سربداران بیشتر آنها از کشته‌شدگان و اعدام‌شدگان به انضمام آنها که در قیام شرکت نداشته و بعدها دستگیر و اعدام گشتند، می‌باشد.[۱۸۴]

از سوی دیگر، منابع حکومتی ذکر می‌کنند که دستگیری سایر اعضای اتحادیه کمونیست‌ها نیز در طول سال‌های بعد انجام شده و حسین ریاحی رهبر اتحادیه کمونیستها نیز در ۲۴ تیر ماه ۱۳۶۱ با دو نفر از رهبران اتحادیه در رستوران یابریکا در خیابان استاد نجات اللهی توسط ماموران اطلاعات دستگیر شد.[۱۸۵] ریاحی در دفاعیه خود در دادگاه به اشتباهات خود اعتراف کرد و مدعی شد که ما در جریان ۳۰ خرداد ۶۰ به اشتباه افتاده و منحرف شدیم.[۱۸۶] همچنین برخی از دستگیر شدگان اتحادیه، اعدام و بیشتر آنها به زندان‌های کوتاه مدت و بلند مدت محکوم شدند. این منابع مدعی هستند که در زندان نیز در صورت همکاری با جمهوری اسلامی ایران و احساس ندامت، عفو شدند و به زندگی عادی خود بازگشتند.[۱۸۷]

اتحادیه کمونیستها، کشته شدن برخی از اعضای اسیر شده‌اش را در هنگام درگیری در شهر به خاطر زیر ضرب و شتم قرارگرفتن توسط نیروهای حزب‌اللهی و همچنین علت کشته شدن مهدی تهران را به خاطر بستن او به یک وانت و کشیده شدن به طرز فجیع برروی زمین می‌داند.[۱۸۸] اما بنابر ادعای منابع حکومتی در شب ۶ بهمن، اعضای اتحادیه کمونسیت‌ها تعداد ۵ نفر از جوانان غیر مسلح که تنها مشغول پاک کردن شعارهای کمونیستی از روی دیوار بودند به ضرب گلوله کشته و ۲ نفر را زخمی کردند.[۱۸۹] و طبق دیگر ادعاهای این منابع، در اقدامی دیگر سربداران یکی از مردم آمل به نام صادق مهدوی را به اسارت گرفتند و از او خواستند تا به خمینی توهین کند و پس از امتناع مهدوی از این خواسته، سرش را تا گردن در شن کردند، انگشت‌های دستش را قطع کرده و دست‌هایش را شکستند و سپس با وضع فجیعی او را کشتند.[۱۹۰] همچنین کمونیست‌ها در یکی از اقدامات خود، یکی از پاسداران را کشته و دستش را شکستند و با وضع فجیعی جنازه او را پشت نیسان وانت گذاشتند و از کوچه‌ای به کوچه دیگر حرکت می‌دادند.[۱۹۱]

دلایل شکست[ویرایش]

دلایل شکست اتحادیه طبق آنچه در کتاب «جنبش چپ در ایران معاصر» به قلم سپهر ذبیح نگاشته شده از بیان یکی از شرکت کنندگان در قیام که از آن جان سالم به در برد بدینگونه‌است:[۱۹۲]

  1. آزمودن سنگربندی در خیابانها، جهت مبارزه مستقیم که دو سال پیش از آن در جنگ مقاومت سنندج تجربه شده و ناکارایی خود را نشان داده بود.[۱۹۲]
  2. برخورد مدارا آمیز با دشمن، از جمله عدم شناسایی و برخورد با بسیاری از پاسداران و اعضای کمیته غیر مسلح خانه نشین و مخفی که هنگام قیام توسط زنان بسیج و حزب الله (خواهران زینب) به سلاح مجهز شدند.[۱۹۲]
  3. وضعیت تدافعی بخود گرفتن و دفاع از موقعیتهای ثابت به جای اتخاذ وضعیت حمله پایدار[۱۹۲]
  4. عدم آزاد نمودن زندانیان سیاسی شهر در فرصت پیش آمده (و در نتیجه از دست دادن کمک آنان و خانواده‌هایشان)[۱۹۲]
  5. صرف نظر کردن از حمله به مراکز شهربانی به سبب برداشت اشتباه از این ارگان. (درنتیجه این ارگان در کنار سایر نیروهای اعزامی حکومت در شکست نیروهای «اتحادیه» نقش کلیدی را بازی کرد.)[۱۹۲]
  6. عدم مسلح نمودن مردمی که به حمایت آنها برخاسته و خواستار مسلح شدن بودند به علت عدم اعتماد و یا تردید در قابل اتکا بودن آنان.[۱۹۲]
  7. افت نسبی روحیات انقلابی در میان توده‌ها به دلیل سرکوبی و ضربه وارد کردن جمهوری اسلامی با به کار بردن انبوه نیروهای مسلح (پاسداران و بسیج) در این قیام و بر علیه سایر اقدامات معترضانه در سطح کشور.[۱۹۳][۱۹۲]

حال آنکه منابع جمهوری اسلامی این موارد را به عنوان دلایل شکست سربداران می‌دانند: حضور مردم یا مقاومت مردمی در برابر سربداران.[۱۹۴] رفتار شتابزده اتحادیه که نه تنها بر اصول مارکسیسم، بلکه به اصول تحریف شده مارکسیست‌های وطنی هم توجه نداشت و حرکت آن اساساً مبتنی بر جاه‌طلبی گروهی بود.[۱۹۵] تحلیل نادرست از ماهیت حکومت جمهوری اسلامی و دیکتاتوری دانستن آن.[۱۹۶]

پیامدها[ویرایش]

محسن میلانی می‌نویسد که پس از دستگیری تعدادی از اعضای جنبش، با استفاده از اطلاعاتی که از دستگیر شدگان بدست آمد سایر افراد گروه و بیشتر کمیته مرکزی گروه دستگیر شدند. در زندان (طبق گفته سایر افراد سازمان تحت شکنجه)، نظریه پردازان گروه توبه نموده و تقاضای بخشش نمودند. آنها حتی روح‌الله خمینی را به عنوان سدی علیه امپریالیسم ستودند. با اینحال بخششی در مورد این افراد صورت نگرفت. آنها در تهران محاکمه و به اعدام محکوم شدند. سپس به آمل منتقل شده و در مرکز شهر در ملاء عام اعدام شدند. اعضا و هواداران خوش اقبالی که از دستگیری گریخته بودند نیز از کشور گریختند.[۱۹۷] به دلیل آنچه در منابع داخل ایران و یا از زبان مقامات جمهوری اسلامی در این واقعه، «مقاومت مردمی» خوانده شد، روح‌الله خمینی، رهبر جمهوری اسلامی از تنها شهری که در وصیت‌نامهٔ خود از آن یاد کرد شهر آمل و مردم آن بود[۱۹۸] به سبب این واقعه اکنون، این شهر به شهر «هزار سنگر آمل» معروف گشته[۱۹۹] و میدان بزرگی نیز به همین نام دارد.

خمینی همچنین از مردم آمل تشکر کرده بود و عقیده داشت که قیام گران «در صورت فهم اسلام» به آمل حمله نمی‌کردند.[۲۰۰]

درسال ۸۶ نیز با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی «حماسه» ۶ بهمن ۱۳۶۰ آمل به پاس آنچه «فداکاری مردم آمل» نامیده شد و با نام حماسه مردم آمل در تقویم رسمی جمهوری اسلامی ثبت گردید.[۲۰۱] مقامات جمهوری اسلامی ایران، به دلیل آنچه مقاومت مردمی می‌دانند،[۲۰۲] این شهر در مقابل سربداران در واقعه آمل در ۶ بهمن سال ۱۳۶۰ به کار می‌برند. در این رابطه چند کتاب نیز نگاشته شده است.[۲۰۳] همچنین شورای فرهنگ عمومی در ۲۱ دی ۱۳۹۰ با تاسیس بنیاد ۶ بهمن موافقت کرد. [۲۰۴]

نگارخانه[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. KHAMENEI.IR - پیشنهاد آیت‌الله جوادی‌آملی ورق را برگرداند - ديگران
  2. شهر هزار سنگر، صفحه ۴۱
  3. پرنده نوپرواز، صفحه ۹۳
  4. شهر هزار سنگر، صفحه ۴۵؛ مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۳۸
  5. شهر هزار سنگر، صفحه ۸۲.؛ اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه ۶۹؛ حماسه اسلامی مردم آمل، صفحه ۱۳۵.
  6. پرنده نوپرواز، صفحه ۱۳۲
  7. اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه ۶۹
  8. پرنده نوپرواز، صفحه ۱۳۲
  9. شهر هزار سنگر، صفحه ۸۳.؛ روزنامه کیهان، شماره ۱۱۴۹۶، ۱۰ بهمن ۶۰ ص ۲.
  10. پرنده نوپرواز، صفحه ۱۳۲
  11. شهر هزار سنگر، صفحه ۸۲.
  12. حماسه مردم آمل در برابر اتحادیه کمونیست‌های داخلی؛ ۶ بهمن ۱۳۶۰ در تثبیت انقلاب نقشی انکار ناشدنی دارد (خبرگزاری دانشجویان ایران)؛ روزنامه کیهان
  13. جنبش چپ در ایران معاصر، سپهر ذبیح، صفحه ۱۶۳، ۱۸۰ و ۱۸۲.؛ مائوئیسم در ایران، وبگاه مائوئیسم بین‌الملل در دنیای در حال توسعه (questia.com)
  14. شهر هزار سنگر، صفحه ۵۸.؛ مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۵۶
  15. پرنده نوپرواز، صفحه ۱۱۲–۱۱۳و ۱۱۹
  16. پرنده نوپرواز، صفحه ۱۳۴
  17. حماسه مردم آمل در برابر اتحادیه کمونیست‌های داخلی
  18. ۶ بهمن ۱۳۶۰ در تثبیت انقلاب نقشی انکار ناشدنی دارد (خبرگزاری دانشجویان ایران)
  19. روزنامه کیهان
  20. ششم بهمن روز حماسه مردم آمل نامگذاری شد
  21. کتاب حماسه اسلامی مردم آمل، پژوهشکده علوم دفاعی استراتژیک دانشگاه امام حسین، ۱۳۴۷.
  22. کتاب حماسه مردم آمل، ستاد مرکزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بهمن ۱۳۶۱.
  23. کتابشناسی حماسه مردم آمل
  24. ششم بهمن به عنوان روز «حماسه مردم آمل» وارد تقویم رسمی کشور شد
  25. ثبت ششم بهمن‌ماه به عنوان روز حماسه مردم آمل (روزنامه اطلاعات
  26. ششم بهمن روز حماسه مردم آمل نامگذاری شد (روزنامه قدس)
  27. پرنده نوپرواز، صفحه ۲۰.
  28. نشریه کمونیستی حقیقت شماره ۱۵۶.
  29. پرنده نو پرواز صفحه ۲۵۱ خط ۷ الی ۱۶
  30. پرنده نوپرواز، صفحه ۲۵۱ و ۲۵۲.
  31. نشریه کمونیستی حقیقت شماره ۱۴۸؛ پرنده نوپرواز، صفحه ۱۹.
  32. مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۹۱
  33. ۳۳٫۰ ۳۳٫۱ ۳۳٫۲ ۳۳٫۳ ۳۳٫۴ ۳۳٫۵ ۳۳٫۶ شهر هزار سنگر، ص ۴۵
  34. مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۹۰؛ اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه ۵۳
  35. شهر هزار سنگر، صفحه ۲۷
  36. شهر هزار سنگر، صفحه ۲۸
  37. شهر هزار سنگر، صفحات ۳۱، ۳۸ و ۶۰؛ اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه ۱۳؛ مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۱۰
  38. شهر هزار سنگر، صفحه ۲۸
  39. پرنده نوپرواز، صفحه ۲۵
  40. پرنده نوپرواز، صفحه ۲۵؛ شهر هزار سنگر، صفحه ۳۲
  41. پرنده نوپرواز، صفحه ۲۳.
  42. شهر هزار سنگر، صفحه ۳۱؛ مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۲۷؛ اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه ۵۳
  43. مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۹۷؛ شهر هزار سنگر، صفحه ۳۲
  44. مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۹۶؛ شهر هزار سنگر، صفحه ۳۲
  45. حماسه اسلامی مردم آمل، صفحه ۱۲۶؛ مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحات ۹۴ و۹۳؛ شهر هزار سنگر، صفحه ۳۳؛ اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه ۵۴
  46. حماسه اسلامی مردم آمل، صفحه ۱۲۶؛ مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۹۳؛ شهر هزار سنگر، صفحه ۳۳
  47. مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۹۴؛ حماسه اسلامی مردم آمل، صفحه ۱۲۶؛ شهر هزار سنگر، صفحه ۳۳
  48. حماسه اسلامی مردم آمل، صفحه ۱۲۶.؛ مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۹۴؛ شهر هزار سنگر، صفحه ۳۳
  49. مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۹۵؛ حماسه اسلامی مردم آمل، صفحه ۱۲۶.
  50. مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۹۴؛ حماسه اسلامی مردم آمل، صفحه ۱۲۶؛ پرنده نوپرواز، صفحه ۲۵؛ اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه ۵۴؛ شهر هزار سنگر، صفحه ۳۳
  51. حماسه اسلامی مردم آمل، صفحه ۱۲۶؛ شهر هزار سنگر، صفحه ۳۳
  52. حماسه اسلامی مردم آمل، صفحه ۱۲۷.
  53. شهر هزار سنگر، صفحه ۳۴؛ اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه ۵۳؛ پرنده نوپرواز، صفحه ۲۵
  54. شهر هزار سنگر، صفحه ۳۳؛ پرنده نوپرواز، صفحه ۲۵
  55. مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۹۳؛ شهر هزار سنگر، صفحه ۳۳
  56. مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۹۳؛ شهر هزار سنگر، صفحه ۳۳؛ اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه ۵۴
  57. اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحات ۵۰ و ۵۴؛ حماسه اسلامی مردم آمل، صفحه ۱۲۵
  58. اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحات ۵۰ و ۵۴؛ حماسه اسلامی مردم آمل، صفحه ۱۲۵
  59. پرنده نوپرواز، صفحه ۳۱.
  60. شهر هزار سنگر، صفحه ۴۰.؛ مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحات ۸۶ و ۱۰۰؛ حماسه اسلامی مردم آمل، صفحه ۱۲۷
  61. شهر هزار سنگر، صفحه ۴۰.؛ حماسه اسلامی مردم آمل، صفحات ۱۴۰ و ۱۲۷؛ اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحات ۱۳ و۵۵
  62. حماسه اسلامی مردم آمل، صفحه ۱۵۰؛ شهر هزار سنگر، صفحه۴۱
  63. پرنده نوپرواز، صفحه ۸۰
  64. پرنده نوپرواز، صفحه ۳۸.
  65. پرنده نوپرواز، صفحه ۶۹.
  66. پرنده نوپرواز، صفحه ۳۶
  67. جنبش چپ در ایران معاصر، سپهر ذبیح، صفحه ۱۸۹.؛ اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحات ۱۳ و۵۵
  68. اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه ۵۵؛ مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۰۱
  69. اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه ۵۲
  70. شهر هزار سنگر، صفحه ۴۰
  71. مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۸۸؛ اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه۵۶
  72. مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۸۹
  73. شهر هزار سنگر، صفحه ۴۰
  74. شهر هزار سنگر، صفحه ۴۱
  75. شهر هزار سنگر، صفحه ۴۱؛ مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۸۸
  76. اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه ۵۹؛ مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحات ۱۰۳ و ۱۰۲؛ حماسه اسلامی مردم آمل، صفحه ۱۲۸.
  77. مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۰۲؛ حماسه اسلامی مردم آمل، صفحه ۱۲۸.
  78. مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۰۳؛ شهر هزار سنگر، صفحه ۱۰۳
  79. شهر هزار سنگر، صفحه ۱۰۳؛ مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحات ۸۵ و ۱۰۲؛ اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحات ۵۰ و ۱۲؛ حماسه مردم آمل، صفحه ۱۲
  80. مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۰۲؛ حماسه اسلامی مردم آمل، صفحه ۱۲۸
  81. پرنده نوپرواز، صفحه ۳۲.
  82. پرنده نوپرواز، صفحه ۳۱؛ مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۰۲؛ حماسه اسلامی مردم آمل، صفحه ۱۲۸.
  83. پرنده نوپرواز، صفحه ۳۱.
  84. پرنده نوپرواز
  85. پرنده نوپرواز، صفحه ۸۹
  86. صفحه ۷۵ حماسه اسلامی مردم آمل، صفحه۱۲۹.؛ مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۰۵؛ اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحات ۵۸ و ۵۹ .
  87. مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۰۴
  88. مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحات ۱۰۳ و ۱۰۴؛ حماسه اسلامی مردم آمل، صفحه ۱۲۹.
  89. حماسه اسلامی مردم آمل، ص ۱۳۵.
  90. حماسه اسلامی مردم آمل، صفحه ۱۲۹.
  91. حماسه اسلامی مردم آمل، صفحه ۱۲۹.
  92. حماسه اسلامی مردم آمل، صفحه ۱۲۹.
  93. پرنده نوپرواز، صفحه ۳۲.؛ مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۰۶؛ حماسه اسلامی مردم آمل، صفحه ۱۳۰.
  94. حماسه اسلامی مردم آمل، صفحه ۱۲۹.
  95. حماسه اسلامی مردم آمل، صفحه ۱۳۰.
  96. حماسه اسلامی مردم آمل، صفحه ۱۳۰.
  97. حماسه اسلامی مردم آمل، صفحه ۱۳۰.
  98. حماسه اسلامی مردم آمل، صفحه ۱۳۰.
  99. پرنده نوپرواز، صفحه ۵۱
  100. حماسه اسلامی مردم آمل، صفحه ۱۴۸.؛ شهر هزار سنگر، صفحه ۴۲؛ مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۱۱؛ اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه ۶۱
  101. پرنده نوپرواز، صفحه ۵۱
  102. حماسه اسلامی مردم آمل، صفحه ۱۴۸.؛ اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه ۶۱؛ مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۱۱؛ پرنده نوپرواز، صفحه ۵۱
  103. اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه ۶۱؛ مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۱۰؛ حماسه اسلامی مردم آمل، صفحه۱۴۸.
  104. پرنده نوپرواز، صفحه ۵۲؛ مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۱۱؛ اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه ۶۱
  105. اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه ۶۲؛ مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۱۲
  106. شهر هزار سنگر، صفحه ۴۲؛ مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۱۲؛ اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه ۶۱
  107. شهر هزار سنگر، صفحه ۴۲؛ مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۱۳؛ اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه ۶۱
  108. پرنده نوپرواز، صفحه ۵۲.؛ شهر هزار سنگر، صفحه ۴۲؛ مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۱۳؛ اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه ۶۱
  109. پرنده نوپرواز، صفحه ۵۲.؛ شهر هزار سنگر، صفحه ۵۲؛ مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۱۳؛ شهر هزار سنگر، صفحه ۴۲؛ اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه ۶۱
  110. اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه ۶۲
  111. پرنده نوپرواز، صفحه ۵۲.
  112. مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۱۳
  113. اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه ۶۳؛ پرنده نوپرواز، صفحه ۱۱۵
  114. مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۱۴
  115. حماسه اسلامی مردم آمل، صفحه ۱۴۸.
  116. شهر هزار سنگر، صفحه ۴۳؛ مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۱۵؛ اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه ۶۳
  117. پرنده نوپرواز، صفحه ۵۷؛ اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه ۶۳؛ مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۱۵
  118. پرنده نوپرواز، صفحه ۵۷
  119. اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه ۶۳
  120. اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه ۶۴
  121. پرنده نوپرواز، صفحه ۵۷
  122. شهر هزار سنگر، صفحه ۴۳؛ حماسه اسلامی مردم آمل، صفحات ۱۴۲ الی ۱۵۷.؛ مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۱۷
  123. پرنده نوپرواز، صفحه ۵۷
  124. پرنده نوپرواز، صفحه ۸۸
  125. مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۱۷
  126. مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۱۸؛ شهر هزار سنگر، صفحه ۴۴
  127. مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۲۰
  128. مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۲۱
  129. مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۲۲
  130. مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحات ۱۲۲ و ۱۲۳
  131. پرنده نوپرواز، صفحه ۸۶
  132. پرنده نوپرواز، صفحه ۸۷؛ مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۲۸
  133. پرنده نوپرواز، صفحه ۸۷؛ مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۲۸؛ شهر هزار سنگر، صفحه ۴۴
  134. پرنده نوپرواز، صفحه ۸۷
  135. پرنده نوپرواز، صفحه ۸۷؛ شهر هزار سنگر، صفحه ۴۴
  136. پرنده نوپرواز، صفحات ۸۲ و ۸۳
  137. پرنده نوپرواز، صفحه ۸۷
  138. پرنده نوپرواز، صفحه ۸۸
  139. حماسه مردم آمل، صفحه ۱۹.
  140. حماسه اسلامی مردم آمل، صفحه۱۵۲.؛ شهر هزار سنگر، صفحه۱۳
  141. پرنده نوپرواز، صفحه ۹۲
  142. پرنده نوپرواز، صفحه ۹۳؛ شهر هزار سنگر، صفحه ۴۶
  143. شهر هزار سنگر، صفحه ۴۵؛ مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۳۸
  144. پرنده نوپرواز، صفحه ۹۳
  145. شهر هزار سنگر، صفحه ۴۵
  146. پرنده نوپرواز، صفحه ۱۰۴؛ مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۳۶؛ اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه ۶۵
  147. مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحات ۱۳۴ و ۱۳۵؛ پرنده نوپرواز، صفحه ۱۰۴ و ۱۰۵؛ شهر هزار سنگر، صفحه۴۶؛ اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحات ۲۱ و ۶۴
  148. پرنده نوپرواز، صفحه ۱۰۶
  149. مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۳۵
  150. شهر هزار سنگر، صفحه ۱۴.
  151. مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحات ۱۳۴ و ۱۳۵
  152. پرنده نوپرواز، صفحه ۹۸؛ مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۵۹؛ اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه ۶۵
  153. حماسه اسلامی مردم آمل، صفحه ۱۳۳.؛ شهر هزار سنگر، صفحات ۱۴ و ۴۵.؛ پرنده نوپرواز، صفحه ۱۰۷؛ اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه ۶۵
  154. اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه ۶۶
  155. پرنده نوپرواز، صفحه ۱۱۹
  156. پرنده نوپرواز، صفحه ۱۱۲ و ۱۱۳
  157. پرنده نوپرواز، صفحه ۱۱۹
  158. شهر هزار سنگر، صفحه۱۵.؛ اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحات ۲۱ و ۶۶
  159. حماسه اسلامی مردم آمل، صفحه ۱۳۳.؛ اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه ۶۷
  160. شهر هزار سنگر، صفحه ۸۸.؛ مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۷۵؛ اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحات ۱۱ و ۶۷ و ۶۸
  161. مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۵۴؛ اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه ۶۷
  162. اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه ۶۶
  163. اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه ۲۱؛ مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۵۵
  164. مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۶۴؛ شهر هزار سنگر، صفحه ۷۰.
  165. مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۶۳؛ رویدادها و تحلیل، شماره ۳۳، ستاد مرکزی سپاه، ۱ اسفند ۶۰، صفحات ۴۸ الی ۵۳.؛ شهر هزار سنگر، صفحه ۷۱.
  166. مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۷۹؛ شهر هزار سنگر، صفحه ۷۲.
  167. حماسه اسلامی مردم آمل، صفحه ۲۰.؛ اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه ۶۹
  168. پرنده نوپرواز، صفحه ۱۳۲
  169. پرنده نوپرواز، صفحات ۱۳۳، ۱۴۶، ۱۳۴و۲۰۹.
  170. پرنده نوپرواز، صفحه ۱۳۴ خط ۱۲ و صفحه ۱۴۶ خط اول.
  171. پرنده نوپرواز، صفحه ۱۳۴ خط چهارم.
  172. شهر هزار سنگر، صفحه ۷۷.
  173. اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه ۶۶
  174. شهر هزار سنگر، صفحه ۸۲.؛ جنبش چپ در ایران معاصر، سپهر ذبیح، صفحات ۱۸۲و۱۸۱.
  175. شهر هزار سنگر، صفحه ۸۲.؛ اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه ۶۹؛ حماسه اسلامی مردم آمل، صفحه ۱۳۵.
  176. اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه ۶۹
  177. شهر هزار سنگر، صفحه ۸۳.
  178. حماسه اسلامی مردم آمل، صفحه ۱۳۴.
  179. شهر هزار سنگر، صفحه ۷۸.
  180. شهر هزار سنگر، صفحه ۸۳.؛ روزنامه کیهان، شماره ۱۱۴۹۶، ۱۰ بهمن ۶۰ ص ۲
  181. شهر هزار سنگر، صفحه ۸۴.
  182. شهر هزار سنگر، صفحه ۸۶.
  183. پرنده نوپرواز، صفحه ۱۳۲
  184. پرنده نوپرواز، صفحه ۳۲۴ الی ۳۲۹.
  185. شهر هزار سنگر، صفحه ۸۴.
  186. شهر هزار سنگر، صفحه ۱۱۷.
  187. شهر هزار سنگر، صفحه ۸۴.
  188. پرنده نوپرواز، صفحه ۱۲۳
  189. شهر هزار سنگر، صفحه ۵۳.؛ مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۵۱
  190. شهر هزار سنگر، صفحه ۵۹.
  191. شهر هزار سنگر، صفحه ۵۹.
  192. ۱۹۲٫۰ ۱۹۲٫۱ ۱۹۲٫۲ ۱۹۲٫۳ ۱۹۲٫۴ ۱۹۲٫۵ ۱۹۲٫۶ ۱۹۲٫۷ جنبش چپ در ایران معاصر، سپهر ذبیح. صفحه ۱۶۸.
  193. پرنده نوپرواز، صفحه ۱۳۴
  194. شهر هزار سنگر، صفحه ۵۸.؛ مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل، صفحه ۱۵۶
  195. اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه ۲۰
  196. اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحه ۲۲
  197. Mohsen M. Milani. The making of Iran's Islamic revolution: from monarchy to Islamic republic. ویرایش 2 , illustrated. Westview Press، 1994. ۱۹۰. ISBN 0-8133-8476-1, 97808133. 
  198. وصیت نامه سیاسی الهی آیت‌الله خمینی.
  199. شهر هزار سنگر، صفحه ۸۸.؛ اسناد اتحادیهٔ کمونیست‌های ایران در واقعهٔ آمل، صفحات ۱۱ و ۶۷ و ۶۸؛ سخنرانی در دیدار با مردم آمل
  200. حماسه اسلامی مردم آمل.؛ حماسه مردم آمل، صفحه ۲۲
  201. زنگ حماسه و رشادت در مدارس آمل نواخته شد(خبرگزاری فارس)
  202. ششم بهمن روز حماسه مردم آمل نامگذاری شد
  203. حماسه اسلامی مردم آمل؛ حماسه مردم آمل؛ کتابشناسی حماسه مردم آمل؛ ششم بهمن به عنوان روز «حماسه مردم آمل» وارد تقویم رسمی کشور شد ؛ ثبت ششم بهمن‌ماه به عنوان روز حماسه مردم آمل (روزنامه اطلاعات؛ ششم بهمن روز حماسه مردم آمل نامگذاری شد (روزنامه قدس)
  204. «شورای فرهنگ عمومی با تشکیل بنیاد “ششم بهمن آمل” موافقت کرد». بازبینی‌شده در ۱۳ ژانویه ۲۰۱۲. 

منابع[ویرایش]

  • جنبش چپ در ایران معاصر، به قلم سپهر ذبیح. وبگاه کتابهای گوگل (The Left in Contemporary Iran By Sepehr Zabih (Google Books)
  • پرندهٔ نوپرواز، (گفت و گو با یکی از رفقای شرکت کننده در مبارزه مسلحانه سربداران و قیام آمل). کلن آلمان: حزب کمونیست ایران (مارکسیست - لنینیست - مائوئیست)، تابستان ۱۳۸۳. 
  • کردی، علی. اسناد اتحادیه کمونیست‌های ایران در واقعه آمل. مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۶. شابک ‎۴-۲۳۶-۴۱۹-۹۶۴. 
  • رهگذر، سیمین. شهر هزار سنگر. مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۵. شابک ‎۹-۱۲۶-۴۱۹-۹۶۴. 
  • خانی، مهدی. مقاومت اسلامی مردم هزار سنگر آمل. تهران: مرکز مطالعات و پژوهشهای ارتش بیست میلیونی، ۱۳۷۴. 
  • حماسه اسلامی مردم آمل. پژوهشکده علوم دفاعی استراتژیک دانشگاه امام حسین، ۱۳۷۴. 
  • حماسه مردم آمل. ستاد مرکزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بهمن ۱۳۶۱. 

پیوند به بیرون[ویرایش]

در پروژه‌های خواهر می‌توانید در مورد واقعه آمل (۱۳۶۰) اطلاعات بیشتری پیدا کنید.


Search Wikiquote در میان گفتاوردها از ویکی‌گفتاورد
Search Commons در میان تصویرها و رسانه‌ها از ویکی‌انبار