مارلیک

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

تپه مارلیک یک محوطهٔ باستانی در کرانهٔ خاوری سفیدرود و در درهٔ "گوهر رود" استان گیلان است. تپه مارلیک بقایای به جای مانده از تمدن باستانی متعلق به دست کم ۳۰۰۰ سال پیش است. پژوهشگران گمان می‌برند که این تپه آرامگاه خصوصی فرمانروایان و شاهزادگان مردمان این تمدن بوده‌است.

مارلیک
چراغعلی تپه
Marlik cup iran.jpg
کشور Flag of Iran.svg ایران
استان گیلان
شهرستان رودبار


نام[ویرایش]

گروهی از پژوهشگران نام مارلیک را برگرفته از واژگان گیلکی "مار" و "لیک" (سوراخ) می‌دانند و دلیل این نام گذاری را انبوه مارهایی که در گذشته در آن زندگی می‌کردند می‌دانند. گروهی دیگر مارلیک را برگرفته از نام قوم آمارد می‌شمارند. آنها مارلیک را ساخته شده از ۲ واژه "مارد" (اشاره به آماردها) و "لیک" (قوم) می‌دانند. اگر این نظریه درست باشد این تمدن به مردم آمارد تعلق دارد.

پیشینه[ویرایش]

تپهٔ مارلیک تا سالهای دههٔ ۱۳۴۰ تمدنی ناشناخته بود. در طول سالهای ۱۳۲۰-۱۳۳۰ دامنه‌های البرز جولانگاه قاچاقچیانی بود که اشیابه دست آمده از دره گوهر رود را در بازارهای عتیقه به فروش میرساندند. در سال ۱۳۴۰ بود که دره گوهر رود توسط یک تیم باستان شناس ایرانی به سر پرستی دکتر عزت‌الله نگهبان کاوش شد. در این دشت تپه‌های باستانی زیادی وجود دارند که ۵ تپه مارلیک، زینب بیجار، دور بیجار، پیلاقلعه و جازم کول از همه مهمتر هستند.

آثار باستانی[ویرایش]

پژوهشگران بر این باورند که آثار باستانی این منطقه متعلق به فرمانرواینی است که در اواخر هزاره دوم و آغاز هزاهٔ اول پیش از میلاد بر این ناحیه حکومت می‌کردند. مردمان این تمدن مردگان خود را بنا بر آیین خود و همراه با اشیاارزشمند به خاک می‌سپردند. در این تپه ۲۵ آرامگاه وجود دارد و در برخی از آنها بازمنده استخوان به دست آماده‌است. در همهٔ آرامگاه‌ها اشیایی مانند ظروف سفالین، دکمه‌های تزئینی، انواع سرگرز، پیکان، جام‌های چینی، طلا، نقره و مفرغ، خنجر، شمشیر، مجسمه‌های برنزی و سفالی، سرنیزه و کلاه‌خود و... پیدا شده‌است. پارچه‌های به دست آماده نیز خبر از وجود بافندگی در هزاران سال پیش در ایران می‌دهند. همچنین در کاوشگری‌ها آثار ساختمان چهار دیواری پدیدار شد که در حدود ۳۰متر مساحت داشت و به نظر می‌آمد آرامگاه یا معبد باشد.
گفته می‌شود که جام‌های شیشه‌ای در این محوطه از اولین نمونه‌های صنعت شیشه سازی بشر است.

فرهنگ[ویرایش]

گردنبند یافت شده در مارلیک با نشان سواستیکا. نگهداری شده در موزه ملی ایران

برای مردم این فرهنگ خورشید تا حد پرستش مهم بوده‌است. نقش خورشید به صورت ترنج‌های هندسی در کف بسیاری از جام‌ها و ظروف است. خورشید در مرکز همه چیز است و همه جاندران از روشنایی او زندگی می‌گیرند. همچنین به خاک سپردن مردگان با چنین اشیایی نشانگر اعتقاد آنها به زندگی پس از مرگ می‌باشد.
این نکته قابل ذکر است که آثار به دست آمده از این تپه به خصوص ظروف مفرغی شباهت‌های زیادی به آثار به دست آمده از سیلک کاشان دارد. پاره ای از باستان شناسان بر این باور هستند که اقوام سیلک در حقیقت همان مارلیک‌ها بودند که بر آثر حملهٔ آشوریها به منطقهٔ سیلک کاشان مهاجرت کردند، و سپس با پیوستن به مادها در ایجاد امپراتوری مقتدر ماد در آغاز هزارهٔ اول پیش از میلاد نقش به سزا داشتند.

جام مارلیک[ویرایش]

تصویر نقش جام مارلیک بر روی اسکناس‌های پانصد ریالی

جام مارلیک جامی از زر ناب و به ارتفاع ۱۸ سانتی متر است. ارتفاع نقش‌های برجسته جام به ۲ سانتیمتر می‌رسد. نقش میانی جام درخت زندگی است که در هر دو سوی درخت ۲ گاو بالدار که از درخت بالا می‌روند. هویت ایرانی سازندهٔ این جام از نمایش نیم رخ بدن حیوان‌ها و سر آنها از رو به رو آشکار است. در کفّ این جام گلی نقش بسته که در میان آن یک خورشید با شعاع منظم نقش بسته‌است.[۱][۲]

اسکناس‌های پانصد ریالی ایران بعد از تاسیس بانک مرکزی با تصویری از نقش جام مارلیک چاپ و نشر می‌شد. نقش جام مارلیک از سال ۱۳۴۱ هجری شمسی تا سال ۱۳۵۸ بر یک سوی این اسکناس‌ها جاپ می‌شد.

جستارهای وابسته[ویرایش]

نگارخانه[ویرایش]

پانویس[ویرایش]